پایان نامه ها

پایان نامه با موضوع مواد مخدر، ویژگی های شخصیتی، آموزش مهارت

اینکه، مذهب مردم را در فعالیت های متداول درگیر می سازد و شبکه اجتماعی را پدید می آورد که مصرف مواد در آن غیر قابل پذیرش است (صادقی، 1381، 133 – 134).

حمایت روانی از افراد معتاد در هنگام بروز مشکلات:
بروز مشکلات غیر قابل تحمل در زندگی یکی از علل گرایش فرد به مواد مخد محسوب می شود، زیرا شخص برای فرار از این وضعیت تحمل ناپذیر به دنبال عاملی آرام بخش می گردد و از آنجا که مسکن های کاذبی مانند مواد مخدر در کوتا مدت می تواند این آرامش کاذب را ایجاد کند، در صورت در دسترس بودن این مواد، استفاده از آن یکی از گزینه های فرد خواهد بود. بنابراین، اگر در مراحل بروز مشکلات روحی، مالی، داغ دیدگی و شکست در زندگی، عاملی وجود داشته باشد که بتواند فرد را از نوحی حمایت روحی و عاطفی برخوردار سازد، زمینه های گرایش به روش های کاذب آرام بخش از بین خواهد رفت. دین از طریق تعالیم خود، افراد را به نظام ارزش ها و پاداش های معنوی متوجه می سازد و با قرار دادن آنها در بستر مراسم و آیین هایی خاص، دینداران را از نوعی حمایت عاطفی برخوردار می سازد و آنان را در حوادث مهم زندگی یاری می دهد (رابرتسون، 1374).

راهکارهای پیشگیری و کنترل اعتیاد:
تبلیغ قبح اعتیاد
یکی از موارد مؤثر در جلوگیری از انحراف اجتماعی، بیان قبح یک عمل و انزجار آفرینی عمومی در برابر انجام است. معمولا تعالیم دینی در این خصوص، بیشترین نقش را، به ویژه در جوامعی مانند ایران که بافت های مذهبی دارند و اکثریت مردم به نوعی پایبند به مسائل دینی هستند، دارند. یکی از محورهای مهم در تبلیغ قبح اعتیاد، آشنایی با دیدگاه مراجع تقلید و فقهای شیعه و فتاوای آنان در خصوص اعتیاد است، زیرا مقبولیت یا عدم مقبولیت هنجارهای دینی و درجه اهمیت هریک از آنها بستگی به فتوای مراجع عظام تقلید دارد که بر اساس فهم آنان از آیات و روایات، برای مردم بیان می شود. بنابراین، موضع گیری شدید مراجع تقلید در خصوص استفاده از مواد مخدر و حکم آنان به حرمت استفاده از آن و انتقال مناسب این دیدگاه ها به جامعه، نقش غیر قابل تردیدی در پیشگیری و کنترل جوانا و آحاد جامعه از اعتیاد به مواد مخدر ایفا می کند (آسیب شناسی اجتماعی، 1376).

انواع پیشگیری
1 – پیشگیری سطح اول:
یعنی آگاه سازی و اطلاع رسانی با این قصد که از گرایش افراد به مواد مخدر جلوگیری شود. در این باره، مددکاران اجتماعی با همکاری سایر متخصصان و سازمان ها و نهادهای مربوط می توانند اقدام کنند. مددکاران اجتماعی با ایفای این نقش و یا زمینه سازی برای اجرای برنامه های آگاه سازی و پیشگیری اولیه می توانند جایگاه حرفه مددکاری را در کشور ارتقا ببخشند و کارآیی این حرفه را در جامعه افزایش دهند(کاپلان وسادوک،2007).
شناخت علمی این مسئله اعتیاد و عوامل مؤثر در گرایش فرد به آن، ترکیب سنی و جنسی معتاد در جامعه و محل کار مددکار به مددکاران اجتماعی در اجرای صحیح و کاربردی برنامه های پیشگیری اولیه یاری می رساند. سازمان جهانی بهداشت، پیشگیری سطح اول را چنین تعریف می کند: «هدف پیشگیری نخستین، اطمینان حاصل کردن از عدم بروز یک بیماری، فرایند یا مسئله است» (مهریار و جزایری، 1376).
مددکاران اجتماعی نیز برای رسیدن به این هدف باید تلاش کنند و به همین منظور باید برای گروه های هدف مختلف شیوه های مختلف را انتخاب کنند، مثلاً شیوه های آموزش پیشگیری از اعتیاد در افراد با تحصیلات مقطع ابتدایی یا همین شیوه ها در افراد دارای تحصیلات عالی نباید یکسان باشد. در این مرحله، مددکاران باید برنامه ها را به دو شکل انجام دهند(هیلگارد،1385).

الف) برنامه های همگانی:
این برنامه کل جمعیت کشور یا جمعیت یک استان یا شهر یا مدرسه و غیره را در برمی گیرد.
ب) برنامه های ویژه:
این برنامه ها برای افراد در معرض خطر طراحی و اجرا می شود، مثل فرزندان والدین معتاد و یا کودکان خیابانی.
نکته ای که مددکاران اجتماعی باید در نظر داشته باشند این است که اهداف برنامه های پیشگیری سطح یک حذف اعتیاد نیست. چون این مسئله ناممکن است و بعضی از افراد حتی کسانی که در برنامه های آگاه سازی شرکت دارند نیز ممکن است معتاد شوند. نوضیح این نکته ضروری است که انتخاب شیوه های مناسب و جذاب در انتقال اطلاعات نقش مؤثری خواهد داشت. آموزش ممکن است مستقیم یاغیر مستقیم باشد.(همان منبع).
در آموزش مستقیم، اعتیاد موضوع اصلی است، اما در آموزش غیر مستقیم با آموزش مهارت های دیگر می توان توانمندی افراد را در پرهیز از مواد مخدر افزایش داد، مثلا در آموزش مهارت های زندگی به افراد برای توانمند کردن آنها، شاید اعتیاد موضوع اصلی نباشد. استفاده از بروشور، فیلم، تئاتر، عکس، کتابچه آموزش، میزگرد و کارگاه آموزشی، پخش تیزر آموزشی،در مقاله در مطبوعات در روند آگاه سازی موفق واقع شود (هیلگارد،1385).
مددکاران اجتماعی باید بدانند که آموزش مهارتهای زندگی تأثیر زیادی در کاهش گرایش افراد به انحرافات اجتماعی از جمله اعتیاد خواهد داشت و به طورکلی می توان گفت که حفظ بهبود و ارتقای سلامت در جامعه مهم ترین هدف برنامه های پیشگیرانه اولیه است ( هیلگارد،1385).
2 – پیشگیری سطح دوم یا عرضه خدمات به افراد معتاد:
هر اندازه که برنامه های پیشگیری اولیه اجرا شود باز هم در جامعه شاهد حضور افرادی خواهیم بود که از مواد مخدر استفاده می کنند. از این رو مسولان نظام نیز باید برای عرضه خدمات تخصصی و درمانی به آنها تمهیداتی بیندیشند و
مؤسساتی دایر کنند که با بهره گیری از نیروهای متخصص از قبیل روانپزشکان، روان شناسان، پزشکان و مددکاران به عرضه خدمات بپردازند (کاپلان وسادوک،2007).
سازمان جهانی بهداشت پیشگیری سطح دوم را چنین تعریف می کند: «هدف پیگشیری دومین شناسایی یا تغییر و اصلاح یک بیماری، فرآیند یا مسئله در کوتاهترین مدت بعد از بروز آن می باشد» (همان منبع).
مددکاران اجتماعی در این مرحله اقداماتی انجام می دهند که به برخی از آن ها اشاره می شود:
– پذیرش مناسب و احترام به افراد معتاد.
-همکاری با گروه تخصصی درمان.
-بررسی خصوصیات زیستی، روانی و اجتماعی با مشارکت سایر همکاران.
-شناسایی عوامل زمینه ساز گرایش به مواد مخدر.
-شناسایی فعال افراد معتاد نیز یکی دیگر از اقداماتی است که مددکاران اجتماعی می توانند انجام دهند (همان منبع).

3 – پیشگیری سطح سوم: توانمند سازی و قادر سازی
در این مرحله، مددکار اجتماعی باید در انجام دادن این کارها تلاش کند:
-زمینه همکاری خانواده را برای پذیرش فرد را فراهم کند و این نکته را به آنها متذکر شود که فرد معتاد یک شبه معتاد نشده که بتواند یک شبه ترک کند. پس باید وقت بگذارند، صبر و حوصله داشته باشند و با او همراهی کنند (کاپلان وسادوک،2007).
-در فراهم کردن زمینه اشتغال فرد کمک کند.
-احساس توانایی و کارایی را در فرد تقویت کند.
-کمک در حذف یا تغییر شرایط قبل که در گرایش افراد به اعتیاد تأثیر داشته اند (گاهی مواقع ممکن است نیاز باشد محیط و محل سکونت تغییر یابد).
آموزش مهارتهای مقابله با مشکلات.
تلاش برای تغییر نظام ارزش و باورها.
همچنین مددکاران بلافاصله پس از سم زدایی یا شرکت در جلسات گروه درمانی معتادان را درمان یافته مطلق ندانند و پیگیری لازم را انجام دهند. چون اگر پس از ترک پیگیری نشود، ممکن است به دلایلی چون وابستگی های روانی یا وجود عوامل تأثیر گذار قبلی فرد مجدداً به طرف مواد مخدر کشیده شود که در این صورت ترک مجدد با دشواری بیشتر همراه خواهد بود (همان منبع).
پیشینه تحقیق ایرانی
کتابی (1387)، در بررسی نیمرخ شخصیتی 100 نفر معتاد مواد به مواد مخدر با استفاده از دو نظام شخصیتی نشان داد که افراد معتاد در مقایسه با افراد عادی نمرات بالاتری را در ابعاد آسیب پرهیزی، روان نژادگرایی و روان پریش گرایی کسب کرده اند و در ابعاد خود راهبردی و همکاری نمرات پایین تری را دریافت کردند. سپهر منش، احمد وند، قریشی و موسوی(1387) در یک تحقیق به بررسی ویژگی های شخصیتی معتادان تزریقی زندان کاشان پرداختند. نتایج نشان داد که 74 درصد از نمونه مورد مطالعه دارای ویژگی های شخصی نابهنجار بر اساس مقیاس بالینی بودند. بیشترین فراوانی ویژگی های نابهنجار شخصیتی به این ترتیب بود: اختلال شخصیت ضد اجتماعی 24 درصد، افسردگی 20 درصد، هیپومانیک 14 درصد، شخصیت نمایشی 10 درصد، پارانوئید 8 درصد، اضطراب 8 درصد، و شصیت اسکیزوئید 6 درصد. در کل نتایج نشان داد که شخصیت ضد اجتماعی و اختلال افسردگی در میان معتادان تزریقی از فراوانی بیشتری برخوردار است.
نرگس هدایتی در سال (1384) تحقیقی تحت عنوان بررسی ویژگی های فردی محافظت کنند در معتادان (NA) در شهرستان شیراز میان گروه های معتادان گمنام از 200 نفر انجام داد. نتایج به دست آمده نشان دادند معتادان عود نیافته بیشتر افراد متأهلی هستند که میانگین سنی آنها 34 سال به بالا بوده و روش مصرفشان بیشتر به شکل کشیدن، خوردن یا انفیه می باشد و ضمناً به لحاظ شخصیتی برون گراتر، باوجدان تر، دارای ثبات عاطفی بیشتر و سازگاری بهتری با جمع می باشند و البته این افراد حضور بیشتر و فعال تری در جلسات گروه NA دارند. برعکس معتادین عود یافته از افرادی بودند که میانگین سن آنها زیر 30 سال مجرد یا متارکه کرده بودند و به لحاظ شخصیتی فاقد ویژگی های شخصیتی ذکر شده هستند و ضمناً حضور کمتر و غیر فعال تری در جلسات گروه NA دارند.
و همچنین پژوهشی با عنوان بررسی نیمرخ شخصیتی معتادان به مواد مخدر با استفاده از دو نظام شخصیتی کلونینجر و آیزنگ توسط ضمیمه کتابی کارشناس ارشد.
روانشناسی شخصیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج و دکتر فرهاد ماهر دکترای روانشناسی ریاست دانشکده روانشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد کرج و دکتر احمد برجعلی دکترای روانشناسی بالینی ریاست دانشکده روانشاسی دانشگاه علامه طباطبایی بر روی صد نفر مرد معتاد به موادمخدر مراکز خود معرف ترک و بازتوانی اعتیاد شهر هشتگرد و صد نفر افراد عادی با استفاده از پرسشنامة ویژگی های جمعیت شناختی و فرم تجدید نظر شدۀ پرسشنامه شخصیتی آیزنگ برای سنجش ویژگی شخصیتی در 4 مقیاس برون گرایی، روان نژندگرایی و روان پریش گرایی و مقیاس دروغ و پرسشنامه شخصیتی سرشت و منش کلونینجر برای سنجش خصلت ها و ویژگی های شخصیتی انجام گرفت و با آزمون t تفسیر شد.
و در آخر اینکه نتیجه گیری گرفته شده از تحقیق بررسی ویژگی روانشناختی جوانان وابسته به مواد شهر کاشان این را بیان می کند که با توجه به شیوع بالای اضطراب و افسردگی در بین جوانان معتاد به مواد مخدر پیشنهاد می گردد مطالعات وسیع تری در رابطه با بهبودی اختلالات روانی و شخصیتی در مصرف کنندگان مواد صورت گرفته تا با پیشگیری تشخص و درمان به موقع این اختلالات بتوانیم گامی مؤثر در حل این معضل اجتماعی برداریم.
و در مورد تحقیقی که با استفاده از نظام شخصیتی کلونینجر و آیزنگ معتادان به مواد را مورد مقایسه با افراد عادی قرار گرفته بودند
باید گفت در هر هفت مقیاس کلونینجر تفاوت معنا دار بین هر دو متغیر وجود دارد و همین طور نمرات معتادان به مواد مخدر در ابعاد نظام آیزنگ هم دارای تفاوت های معنا داری بودند. پس در مطالعه حاضر (TCI) و (EPQ-R) ابزارهای مناسبی در تمایز معتادان به مواد مخدر و افراد عادی بوده اند. بنابراین، لحاظ ابعاد TCI و EPQ-R در طرح ریزی پیشگیری و درمان اعتیاد به مواد مخدر مهم به نظر می رسد.
نتایج پژوهش صابری،استوار، خادمی و شاه کلاهی (1390)، نیز نشان داد که افراد معتاد به طور معنا داری در تمام ابعاد دارای سبک های اسنادی بدبینانه تری نسبت به گروه غیر معتاد بوده و همچنین برونگرا تر از افراد غیر معتاد هستند. این افراد معاشرتی تر و اهل خطر پذیری اند. و دست به کارهای پر خطر می زنند.

پیشینه تحقیق خارجی
در زمینه ویژگی های شخصیتی و تاثیرات شرکت در مجمع های معتادان گمنام مطالعات مختلفی گرفته است و نتایج جالبی در پی داشته اند. از جمله خانتران(1985) نشان داد 77 درصد از معتادان یک یا بیشتر از یک اختلال مربوط به محور I بر

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *