متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 2 fuka.ir می توانید ببینید

–419

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

2130757-70918600
دانشگـاه آزاد اسلامـی
واحـد تهـران مرکـزی
دانشکـده روانشناسی و علوم اجتماعی – گـروه روانشناسی
پایـان نامـه بـرای دریـافت درجـه کارشناسـی ارشد (M.A)
گرایـش: ” روانشناسی تربیتی”
عنـوان:
تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان
استـاد راهنمـا:
دکتـر مهنـاز استکـی
استـاد مشـاور:
دکتـر افسانـه قنبـری پنـاه
پژوهشـگر:
مهسـا همتیـان
تابستـان 1393
تقدیـم بـه :
تقدیم به آفریننده ای که ما را از هیچ به هستی رساند.
( خداوند مهربان )
تقدیم به کسانیکه ذره ذره وجودم را با عشق، فداکاری و محبت خویش به تکامل و تعالی سوق دادند.
( پدر و مادرم )
سپـاسگـزاری :
حمد و سپاس، پروردگار یکتا را سزاست، که عزیز و زیباست و طاعتش موجب قربت است. انجام این پژوهش را مدیون انسانهای بزرگی هستم که محبت و خضوع را معنا کردهاند.
اساتید بزرگوارم سرکار خانم مهناز استکی و سرکار خانم افسانه قنبری پناه
که از خداوند متعال سلامت و سعادت را برایشان خواستارم
همچنین از سرکار خانم لشگری که با کمکهای ارزندۀ خویش
مرا در مراحل مختلف یاری نمودند، تشکر و قدردانی مینمایم.

تعهد نامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد
اینجانب مهسا همتیان دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته به شماره دانشجویی 910855539 در رشته روانشناسی تربیتی که در تاریخ 23/6/93
از پایان نامه خود تحت عنوان: ” تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان”
با کسب نمره 18 و درجه عالی دفاع نمودهام بدینوسیله متعهد میشوم :
این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و…) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رویههای موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کردهام.
این پایان نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایینتر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوط را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود. عواقب ناشی از آن را بپذیرد و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلیام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
تاریخ و امضاء:
بسمه تعالی
در تاریخ : 23/6/93
دانشجوی کارشناسی ارشد مهسا همتیان از پایان نامه خود دفاع نموده و با نمره بحروف با درجه مورد تصویب قرار گرفت.

امضاء استاد راهنما

بسمه تعالی
دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی
(این چکیده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهیه شده است)
نام واحد دانشگاهی : تهران مرکزی کد واحد :101 کد شناسایی پایان‌نامه : 10120702922047
عنوان پایان نامه : تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان
نام ونام خانوادگی دانشجو: مهسا همتیان
شماره دانشجوئی : 910855539
رشته تحصیلی : تاریخ شروع پایان نامه : 7/12/92
تاریخ اتمام پایان نامه : 23/6/93
استاد /استادان راهنما : دکتر مهناز استکی
استاد/استادان مشاور : دکتر افسانه قنبری پناه
آدرس و شماره تلفن :
چکیده پایان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش‌های اجرا و نتایج به دست آمده) :
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر قصه گویی بر نشانه های رفتار لجبازی – نافرمانی انجام گردیده است. مطالعه از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون بود. گروه نمونه این پژوهش متشکل از 20 نفرکودک در سنین 4 تا 6 سال ، که شامل 10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل است، که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان کودک دارای نشانه ی لجبازی – نافرمانی شناسایی شده اند.
سپس در طول مدت 2 ماه در 13 جلسه ی 60 دقیقه ای شرکت داده شدند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس بررسی شد. نتایج نشان داد قصه درمانی موجب کاهش نشانه های لجبازی- نافرمانی در آزمودنیها شده است .(P<0/01)
این نتیجه با یافته های پژوهشگران دیگر تطابق دارد و قابلیت کاربرد قصه درمانی را در درمان مشکلات رفتاری کودکان نشان می دهد.
کلید واژه ها : قصه درمانی ، اختلال لجبازی – نافرمانی
نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ وامضاء :
مناسب نیست
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات پژوهش
TOC h z t “تیتر اصلی;1;زیر تیتر;1” 1-1- مقدمه PAGEREF _Toc416711281 h 11-2- بیان مسئله PAGEREF _Toc416711282 h 51-3- اهداف پژوهش PAGEREF _Toc416711283 h 91-4- ضرورت موضوع پژوهش PAGEREF _Toc416711284 h 101-5- فرضیه پژوهش PAGEREF _Toc416711285 h 131-6- تعریف متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc416711286 h 131-6-1- متغیر مستقل : قصه درمانی PAGEREF _Toc416711287 h 131-6-2- متغیر وابسته : اختلال لجبازی – نافرمانی کودک (ODD) PAGEREF _Toc416711288 h 14فصل دوم : مرور پیشینه
2-1- مقدمه PAGEREF _Toc416711289 h 152-2- بخش اول اختلال لجبازی – نافرمانی PAGEREF _Toc416711290 h 152-2-1- اختلال لجبازی- نافرمانی کودکی PAGEREF _Toc416711291 h 152-2-2- همه گیر شناسی PAGEREF _Toc416711292 h 212-2-3- ملاحظات تشخیصی و ویژگیهای بالینی PAGEREF _Toc416711293 h 242-2-4- تشخیص افتراقی PAGEREF _Toc416711294 h 282-2-5- ویژگیها و اختلال های توأم PAGEREF _Toc416711295 h 302-2-6- بررسی های آسیب شناختی و آزمایشگاهی PAGEREF _Toc416711296 h 312-2-7- سیروپیش آگهی PAGEREF _Toc416711297 h 312-2-8- سبب شناسی PAGEREF _Toc416711298 h 322-2-9- سازوکارهای شناختی رفتاری PAGEREF _Toc416711299 h 342-2-10- درمان PAGEREF _Toc416711300 h 392-3- بخش دوم : قصه ، جایگاه و کابردهای بالینی آن PAGEREF _Toc416711301 h 422-3-1- اهداف ادبیات کودکان PAGEREF _Toc416711302 h 422-3-2- روند رشد ادبیات کودکان در جهان PAGEREF _Toc416711303 h 432-3-3- قصه و اهمیت آن PAGEREF _Toc416711304 h 442-3-4- نقش قصه در رشد عاطفی ، اجتماعی و شناختی کودک PAGEREF _Toc416711305 h 472-3-5- معیارهای مورد توجه قصه گو برای انتخاب قصه PAGEREF _Toc416711306 h 522-3-6- نکات مورد توجه قصه گو در حین قصه گویی PAGEREF _Toc416711307 h 532-3-7- ویژگی های قصه در فرآیند قصه درمانی PAGEREF _Toc416711308 h 542-3-8- رویه های قصه درمانی PAGEREF _Toc416711309 h 552-3-9- قصه گویی به عنوان یک راهبرد درمانی PAGEREF _Toc416711310 h 622-3-10- قصه در خانواده درمانی PAGEREF _Toc416711311 h 652-3-11- قصه پردازی در روان درمانی کودک PAGEREF _Toc416711312 h 682-3-12- قصه درمانی به شیوه گروهی PAGEREF _Toc416711313 h 692-3-13- قصه در رویکردهای نظری روان درمانی PAGEREF _Toc416711314 h 722-3-14- روان تحلیل گری PAGEREF _Toc416711315 h 732-3-15- روان شناسی فردی (آدلری ) PAGEREF _Toc416711316 h 752-3-16- شناخت درمانی PAGEREF _Toc416711317 h 762-3-17- رفتار درمانی PAGEREF _Toc416711318 h 772-3-18- پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc416711319 h 79فصل سوم : روش شناسی پژوهش
3-1- مقدمه PAGEREF _Toc416711320 h 883-2- جامعه آماری PAGEREF _Toc416711321 h 893-3- نمونه و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc416711322 h 893-4- ابزار اندازگیری PAGEREF _Toc416711323 h 903-5- پرسشنامه علائم مرضی کودکان CSI-4 PAGEREF _Toc416711324 h 903-6- اجرا و نمره گذاری پرسشنامه CSI-4 PAGEREF _Toc416711325 h 903-6-1- نمره گذاری براساس نمره برش غربال شده PAGEREF _Toc416711326 h 913-6-2- نمره گذاری بر اساس شدت نشانه های مرضی PAGEREF _Toc416711327 h 913-6-3- چگونگی نمره گذاری پژوهشگر PAGEREF _Toc416711328 h 913-7- پایایی و اعتبار پرسشنامه در 4 CSI- PAGEREF _Toc416711329 h 923-8- وسایل لازم برای قصه درمانی PAGEREF _Toc416711330 h 943-9- طرح درمانی و شرح مختصر جلسات PAGEREF _Toc416711331 h 953-10- روش تحلیل داده ها PAGEREF _Toc416711332 h 105فصل چهارم : تجزیه و تحلیل دادهها
4-1- مقدمه PAGEREF _Toc416711333 h 1064-2- مفروضات تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc416711334 h 1084-3- فرضیه‌‌ی پژوهش PAGEREF _Toc416711335 h 113فصل پنجم : بحث و نتیجهگیری
5-1- بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc416711336 h 1155-2- محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc416711337 h 1165-3- پیشنهادها PAGEREF _Toc416711338 h 1175-3-1- پیشنهادهای پژوهشی PAGEREF _Toc416711339 h 1175-3-2- پیشنهادهای کاربردی PAGEREF _Toc416711340 h 118منابع و مآخذ
منابع فارسی PAGEREF _Toc416711341 h 122منابع انگلیسی PAGEREF _Toc416711342 h 126پیوستها
پیوست ها PAGEREF _Toc416711343 h 130

فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC h z t “جدول;1” جدول (4-1) نتیجه اجرای پرسشنامه CSI-4 مربوط به متغییر لجبازی-نافرمانی گروه های آزمایش و کنترل PAGEREF _Toc416703594 h 107(جدول4-2 ) خلاصه نتایج مفروضه یکسانی شیب رگرسیون بین متغیر گروه ها و پیش آزمون PAGEREF _Toc416703595 h 108جدول (4 -3 ) شاخصه‌های آماری برای محاسبه آزمون کالموگروف اسمیرنف (مفروضه نرمال بودن توزیع داده‌ها) PAGEREF _Toc416703596 h 110جدول (4 -4 ) شاخصه‌های آماری برای محاسبه آزمون لوین (مفروضه برابری واریانس‌ها) PAGEREF _Toc416703597 h 111جدول(4- 5) خلاصه نتایج مفروضات تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc416703598 h 112جدول (4- 6) خلاصه نتایج آزمون تحلیل کواریانس PAGEREF _Toc416703599 h 114

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
TOC h z t “نمودار;1″ نمودار (4-1) میانگین پیش آزمون و پس آزمون لجبازی و نافرمانی در هر دو گروه PAGEREF _Toc416703637 h 108نمودار(4-2) شیب رگرسیون PAGEREF _Toc416703638 h 109نمودار (4-3) نتایج مربوط به برابری واریانس‌ متغیر لجبازی – نافرمانی در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc416703639 h 111نمودار(4-4) مفروضه خطی بودن رابطه بین پیش آزمون و پس آزمون تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc416703640 h 112(نمودار4- 5) میانگین تعدیل شده پس از حذف اثر پیش آزمون بر پس آزمون PAGEREF _Toc416703641 h 113
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
امروزه اگرچه شاهد علاقه زیادی در زمینه مراقبت و درمان کودکان مبتلا به اختلال رفتاری هستیم ، اما این امر در حوزه بهداشت روانی پدیده ای نسبتا جدید است ، آغاز توجه به بهداشت روانی کودک را، به وضوح تنها تا مدتی قبل از اوائل قرن بیستم می توان ردیابی کرد . البته مدت زمانی هم طول کشید که در راهنماهای تشخیص اختلال روانی ، فصلی هم به اختلال های روان شناختی و الگوهای ناسازگارانه رفتار کودکان و نشانه شناسی آنان اختصاص یافت . امروز در سایه مطالعات علمی ، دانش ما درباره مشکلات دوره کودکی به طور روز افزون در حال افزایش است . شیوه های مطالعه علمی ، دنیایی از یافته ها و البته سوالهای بیشتر را پیش روی ما گشوده است . این یافته ها طبقه بندی های قبلی را اصلاح می کند ، بسط می دهد و دسته بندی های جدیدی را اضافه می نماید (موریس و کراتوچویل ،ترجمه نائینیان1389 )
براساس DSM-V جدیدترین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی پانزدهمین طبقه تشخیصی شامل :
اختلال لجبازی- نافرمانی ، اختلال انفجاری متناوب ، اختلال سلوک ،اختلال شخصیت ضد اجتماعی،آتش افروزی، دزدی بیمارگون وسایر اختلالهای در هم گسیخته خاص و غیر خاص ، کنترل تکانشی و سلوک می باشد. ( راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ؛2013 )
اغلب کودکان به ویژه در نوجوانی یک دوره منفی گرایی و نافرمانی و نافرمانی خفیف را پشت سر می گذارند و اغلب والدین از خصومت یا جر و بحث کردن های گاه و بی گاه فرزندانشان شاکی هستند . اما اگر چنین رفتارهایی بیشتر اوقات وجود داشته باشند ، چه پیش می آید ؟ کودکان و نوجوانان دارای اختلال لجبازی ـ نافرمانی ، الگوی رفتاری منفی ، خصمانه و نافرمان نشان می دهند که به مشکلات خانوادگی یا تحصیلی مهمی منجر می شود . این اختلال از تمرد و نافرمانی معمولی کودکی و نوجوانی خیلی شدیدتر است . کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال ، بارها از کوره در می روند ، جرو بحث می کنند ، از انجام دادن آنچه به آنها گفته شده خودداری می کنند و عملا دیگران را می رنجانند . آنها زود رنج ، ناراحت وستیزه جو ، مغرور و حق به جانب هستند . آنها به جای اینکه خودشان را علت مشکلاتشان بدانند ، دیگران را سرزنش می کنند یا اصرار دارند که آنها قربانی شرایط هستند . برخی از کودکان که به این صورت رفتار می کنند ، بیشتر با والدینشان مقابله می کنند تا با غریبه ها ، اما اکثر آنها در هر زمینه ای مشکل دارند .رفتار آنها در عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی شان طوری اختلال ایجاد می کند که احترام معلم ها و دوستی همسالانشان را از دست می دهند . این شکستها باعث می شوند که آنها احساس بی کفایتی و افسردگی کنند (هالجین، و کراس ترجمه سید محمدی ، 1391 )
اولین نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی معمولاً در سالهای پیش از دبستان ، و به ندرت دیرتر از سنین نوجوانی ظاهر می شود . پسرها بیشتر از دخترهای هم سن ، به این اختلال دچار می شوند ، اما بعد از بلوغ این اختلال به طور برابر در دخترها و پسرها شایع است . در برخی موارد اختلال لجبازی –نافرمانی به اختلال سلوک تبدیل می شود . در واقع اغلب کودکان دارای اختلال سلوک سابقه لجبازی و نافرمانی دارند .
با این حال ، همه کودکان دارای اختلال لجبازی –نافرمانی به سمت رفتارهای اخلالگرانه جدی تر که با اختلال سلوک همراه هستند پیش نمی روند (لاهی و همکاران ، 1992 )
به موازات پژوهشهای گسترده ، که به شناخت و آگاهی بیشتر درباره انواع ، نشانه ها ، عوامل زمینه ساز و تمیز بین اختلال های رفتاری کودکان انجامیده ، حجم مطالعات در مورد درمان روان شناختی آنها نیز به سرعت در حال افزایش است .روش های منتج از سیستم های نظریه ای اولیه (روان تحلیل گری ، رفتارگرایی ، سیستم های خانواده و نظریه های مربوط به رشد ) مدام در حال نوپردازی و اصلاح و تعدیل هستند . در کنار آن ، هر روز چشم اندازهای جدیدتری در برابر روان درمانی کودک گشوده می شود . مرور ادبیات اخیر ، کاربرد و اثر بخشی رویکردهایی مثل روان تحلیل گری و درمان شناختی رفتاری کودک و همچنین دامنه وسیعی از درمان هایی مثل هنر و موسیقی را نشان می دهد . در بین درمانهای موجود ، اغلب تالیفات روی بازی درمانی و کاربرد قصه ها در درمان کودکان تمرکز دارند (اسکورزلی ، گلد 1999)
استفاده از بازی درمانی به عنوان یک فن ، به نهضت روان تحلیل گری و به کارهای آنافروید و ملانی کلاین در درمان کودکان بر می گردد . (لندرث، ترجمه آرین ، 1390 )
کاربرد درمانی قصه نیز ، ریشه در تفکرات روان تحلیل گری دارد و با کارهای میلتون اریکسون آغاز شد (کارلسون 2001) اریکسون درجلسات درمان ، قصه هایی را متناسب با موقعیت روانی مراجع برای او نقل می کرد و اعتقاد داشت که با بازگویی قصه ها ، نیروهای سازنده و مثبت ، ناخودآگاه مراجع را برای او قابل دسترس می سازد .
بتلهایم و گاردنر نیز بعد ها به کاربرد قصه ، به عنوان ابزار درمانی پرداختند . قصه ها اگرچه در روان درمانی بزرگسالان نیزمورد استفاده قرار می گیرند ، به دلیل هماهنگی ویژه ای که با جهان کودکی دارند ، به طور گسترده تری می توانند در روان درمانی کودکان به کار گرفته شوند . قصه ها فرصت همانند سازی با شخصیت ها ، برون سازی تعارضها و تخلیه هیجانها و کسب بینش را به کودک می دهد(اریکسون ، ترجمه قراچه داغی ، 1386)
مرور ادبیات پژوهشی نشان می دهد که درمانگران کودک ، قصه و قصه گویی را چه در زمینه بازی درمانی و چه به طور مستقل ، هم برای درمان (کودکان دچار سو استفاده جنسی ، دارای اختلال های یادگیری ، مبتلا به ناتوانی های هیجانی و . . . )و هم آموزش مهارت های خاص (مهارت حل مسئله، مهارتهای خود تنظیمی ، شناخت احساسات ، کنترل پرخاشگری و . . . ) به کار گرفته اند .
1-2- بیان مسئله
اگرچه رفتار مقابله ای و سرپیچی ، مخصوصا” در میان کودکان پیش دبستانی ممکن است رفتار هنجاری محسوب شود ، گروهی از کودکان رفتارمقابله ای را چنان فراوان و با شدت نشان می دهند که تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی اجتناب ناپذیر است . همان طور که در چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی DSM-V تعریف شده است ، اختلال لجبازی ، نافرمانی و الگوی عود کننده ای از رفتار منفی کارانه ، نافرمانی ، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت می باشد .
برای اینکه کودک ملاکهای تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی را دریافت کند ، باید دست کم چهار رفتار از رفتارهای زیر را حداقل در طول یک دوره 6 ماهه نشان دهد 1-لجبازی ، 2-جروبحث با بزرگسالان ، 3-امتناع از اطاعت کردن از درخواستها یا اوامر بزرگسالان 4-آزار عمدی مردم 5-سرزنش کردن دیگران 6-زودرنجی در برابر دیگران 7-خشمگین شدن و رنجیدن یا غرض ورزی 8-انتقام جویی. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
علاوه بر این ، اختلال لجبازی – نافرمانی تنها زمانی تشخیص داده می شود که این رفتارها با فراوانی بیشتر از آنچه معمولا در میان کودکان دارای سن وسطح رشدی یکسان دیده می شود ، رخ دهند و به کارکرد اجتماعی ، تحصیلی یا شغلی آسیب رسانند . با این حال ، اگر ملاکهای اختلال سلوک نیز وجود داشته باشند یا رفتارهای مقابله ای تنها در طول دوره اختلال خلقی یا روان پریشی ظاهر شوند، اختلال لجبازی – نافرمانی تشخیص داده نمی شود . (انجمن روان پزشکی آمریکا 1994)
شیوع کنونی اختلال لجبازی –نافرمانی ، در دامنه شیوع 1% تا 11% جمعیت قرار دارد. با متوسط براورد شیوع حدود 3/3 % میزان اختلال نافرمانی مقابله ای ممکن است متفاوت باشد بسته به سن و جنس کودک.به نظر میرسد شیوع این اختلال ،قبل از نوجوانی در مردان تا حدودی بیشتر از زنان است( 1: 4/1 ). (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
به علاوه ، اختلال لجبازی ـ نافرمانی نوعا” در اوایل کودکی شکل می گیرد و رفتارهایی که مشخصه این اختلال هستند (مانند نافرمانی ، خصومت ، جرو بحث ) معمولا تا 6سالگی ظاهر می شوند (فریک و همکاران ، 1993) از آنجا که رفتارهای نافرمانی و خصمانه که مشخصه اختلال لجبازی – نافرمانی هستند می توانند تشدید گردند و به رفتارهای ضد اجتماعی شدید تر تبدیل شوند ، شناسایی و درمان زودهنگام این اختلال می تواند در پیشگیری از پیدایش اختلال سلوک موثر باشد (تولانولوبر ، 1992 )
این در حالی است که استفاده از قصه در چارچوب قصه گویی و قصه درمانی در سالهای اخیر به عنوان یکی از روش های بازی درمانی در متون پژوهشی مطرح شده است (آراد2004)
از جمله آنکه شاپیروو راس (2002) به اثر بخشی و شفابخش رویکردهای قصه ای در روابط درمانگر و بیمار اشاره کرده اند . محدودیت های شناختی کودکان به ویژه سنین پایین از یک سو و پایین بودن انگیزه انها برای مشارکت در فرایندهای درمانی از سوی دیگر ، استفاده از روش های درمانی مستقیم مانند درمان های شناختی – رفتاری را با مشکلاتی رو به رو کرده است . از این نظر به کارگیری رویکردهای قصه با توجه به این که هم نوعی بازی درمانی تلقی می شود (آراد، 2004) و هم نوعی روش آموزشی برای تغییر دادن شیوه های تفکر و رفتار کردن محسوب می شود (تریزنبرگ ومگ گراث، 2001) می تواند محدودیت های فوق را در روان درمانی کودکان کاهش داده و بر اثر بخشی فرایند درمان بیفزاید .
رویکردهای درمانی مبتنی بر قصه ، موجب تحریک ذهن و فعالیت خود اکتشافی کودکان می شود و توان بسیاری برای برانگیختن بینش و تغییر رفتار دارند . این نوع درمان می تواند الگویی برای غلبه بر مقاومت کودک ، یادگیری مفاهیم جدید و الگویی برای رفتار مناسب ارائه کند (زایپس 1995 ، دیوینی 1995 ) .
گسترش فرایند استفاده از قصه درمانی به ویژه قصه درمانی کودکان دارای اختلالات روانی از یک سو و مطرح شدن اختلال لجبازی – نافرمانی به عنوان یکی از اختلالات روانی برجسته ترکودکان و نوجوانان ، مسئله پژوهش حاضر را بر این دو متغیر یعنی قصه درمانی و اختلال لجبازی – نافرمانی متمرکز کرده است .
برهمین اساس ، پژوهش حاضر در نظر دارد تاثیر قصه گویی را به عنوان یک فن درمانی برروی کاهش نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی مورد بررسی قرار دهد .
قصه ها به راحتی در درون کودک راه می یابند و او را همراه خود به مراحل مختلف ماجرا برده و گزینه های رفتاری و نتایج حاصل را به وی نشان می دهند ، بنابراین به طور خاص و گسترده می توانند در روان درمانی کودکان به کار گرفته شوند (تامپسون ورودلف ترجمه طهوریان ، 1388 ).
فرض بر این است که : قصه پردازی خود کودک به او فرصتی می دهد که به جستجوی مسائل خود و برخورد با آنها در فضایی خیالی و امن و بدون محدودیت بپردازد (داویس 1989 به نقل از کارلسون ، 2001 )
کودک ،” قواعد خود ساخته ای” را براساس پیام استعاره ای قصه شکل می دهند که به جریانهای واقعی زندگی او تعمیم می یابند و رفتار کودک را هدایت خواهند کرد(هفنر 200) در این قالب درمانی لازم نیست که کودک به مشکلاتش اعتراف کند او می تواند شخصیت اصلی را ببیند که با مشکل مبارزه می کند ، به جستجوی گزینه های مختلف بر می خیزد و به راه حل مشکلات دست می یابد (داویس ، 1989 به نقل از کارلسون 2001)
با قهرمان داستان همانند سازی کرده و قالب رفتاری او را برای خود بر می گزیند. به عنوان مثال اغلب داستان ها شخصیتی را به تصویر می کشد که با یای نکره مشخص می شود : پادشاهی ، زنی ، مردی ، شاهزاده ای ، شوهری ، فرزندی و . . . به دلیل کلی بودن لفظ ، امکان همانند سازی با این شخصیت ها فراهم می گردد .
این جنبه عمومی پرسوناژهای داستانی به علت قابلیت تعمیم ، امکان جایگزینی شخصیت مخاطب داستان را فراهم کرده تا فرد به دور از هراس،دست به همانندسازی بزند (کریمی،1388) .
در این جریان ، کودک احساسات مختلف را تجربه کرده و در همان حال درباره آنچه که ممکن بود خود او در چنین مواقعی انجام دهد فکر می کند . کودک در فضای ایمن قصه به دور از اضطراب ، سرزنش و تنبیه ، با مقایسه وضعیت های موجود در قصه ، بازندگی واقعی خود به بینش و خودآگاهی دست می یابد (داویس ، 1989 به نقل از کارلسون 2001) این خوداگاهی می تواند مقدمه ای برای خود تنظیمی و خودکنترلی در کودک باشد .
قصه ها این فرصت را به کودکان می دهند که با شخصیت ها همانندسازی کرده ، تعارض ها را برون سازی ، هیجان ها را تخلیه کنند و به بینش نائل آیند (تبریزی ، 1374 )
بنابر کارکرد آشکارسازی غیر مستقیم نیازها و انگیزه های پنهان در قصه ، کودک از طریق مکانیزمهای مختلف دفاعی نظیر فرافکنی یا همانند سازی می تواند انگیزه ها و نیازهای سرکوب شده خویش را بشناسد و آنها را به شکل صحیح تری والایش کند . (کریمی1388).
با توجه به اینکه از یک سوشناسایی و درمان زود هنگام نشانه های لجبازی – نافرمانی بسیار اهمیت دارد و از سوی دیگرقصه می تواند به راحتی در درون کودک راه یابد، مسأله پژوهش حاضر این است که قصه درمانی چه تأثیری بر نشانه های لجبازی- نافرمانی در کودکان دارد ؟
1-3- اهداف پژوهش
هدف کلی : هدف از پژوهش حاضر تعیین کارایی و تأثیر قصه درمانی بر کاهش نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی کودکان است .
هدف کاربردی : تدوین و ارائه یک الگوی درمانی مبتنی بر قصه جهت استفاده مشاوران و روان شناسان برای پیشگیری اولیه و ثانویه اختلال لجبازی- نافرمانی کودکان است .
1-4- ضرورت موضوع پژوهشجمع بندی مطالعات انجام شده روی شناخت و درمان اختلال لجبازی –نافرمانی کودکان اطلاعات زیر را ارائه می دهد .
مطالعات همه گیر شناسی در جمعیت غیر کلینیکی این صفات را در 16 تا 22 درصد کودکان دبستانی گزارش نموده است (کاپلان و سادوک ترجمه پورافکاری 1382 )
اختلال لجبازی –نافرمانی تقریبا همیشه روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی را مختل می کند . این کودکان اغلب فاقد دوست بوده و روابط انسانی را ناخوشایند می دانند . آنها علی الرغم هوش کافی به لحاظ خودداری از انتخاب شریک ، مقاومت در برابر درخواست های خارجی ، اصرار بر حل مشکل بدون کمک دیگران ، دارای عملکرد ضعیف بوده و یا در مدرسه مردود می گردند (خدایاری فرد، 1385 ).
اگرچه رفتار مقابله ای نوعاً در اوائل دوره کودکی ظاهر می شود این نشانه ها ممکن است با افزایش سن ادامه یافته و وخیم تر شود (کازدین و همکاران، 1987)
شناسایی و درمان زودهنگام این اختلال می تواند در پیشگیری از مشکلات ثانوی که در رابطه با این اختلال مطرح می شوند مثل عزت نفس پایین ، تحمل پایین ناکامی ، خلق افسرده و خوی طغیانگر و اختلال سلوک و سوء مصرف الکل و موارد غیر قانونی در نوجوانی ، بسیار موثر باشد (راینکدایتلیووفریمن ترجمه علاقه بند راد ، 1380 )
کودکان مبتلا به این اختلال ، مهارت های حل مسئله ضعیفی نشان می دهند و می کوشند در برابر تحمل رفتارهای معین از سوی اشخاص مهم (مانند والدین ) مقاومت کنند . این تمایز مورد تأیید طیفی از پژوهش هاست که روابط بین جنبه های مختلف شناخت اجتماعی وپرخاشگری شدید را برجسته می سازد (کریک و داچ، 1994 )
پژوهشگران معتقدند(دیگئورگی،1998،اتو2000به نقل از هفنر ، 2003 ) از آنجا که مهارتهای اجتماعی از طریق قصه ها برای کودک به خوبی قابل فهم وبا معنی می شود احتمال تعمیم وبه کارگیری آن ها توسط کودک در زمینه های مشابه افزایش می یابد .
چند نکته اول گفته شده در متن بالا ضرورت توجه به نشانه های این اختلال در کودکی و نیز بازبینی ادبیات مربوط به اتخاذ بهترین گزینه های درمانی را یاداوری می کند ودو مورد آخر ما را به اتخاذ شیوه ای جهت مداخله به منظور آموزش مهارت های حل مسئله نامگذاری احساسات ، درک دیدگاه دیگران و مهارت های اجتماعی و اهمیت آن رهنمون می سازد چرا که ایجاد این توانمندی ها در کودکان مبتلا به اختلال لجبازی – نافرمانی با بازگرداندن کودک به فضای اجتماعی تعامل با بزرگسالان و همسالان و شکستن دور باطل کشمکش های بین فردی آنها می تواند چرخه مشکلات ارتباطی ایشان را برطرف نموده و
ازاتلاف استعدادها جلوگیری کرده و کودک را به جریان رشد و تحول طبیعی برگرداند .
از آنجا که بسیاری از مسائل و مشکلات دوران بزرگسالی ریشه در سالهای اولیه کودکی دارند و لازم است از همان ابتدا به آن ها توجه شود و اقدامات لازم صورت گیرد و از طرفی شیوه های مربوط به حل مسئله بزرگسالان را نیز نمی توان در مورد کودکان استفاده کرد لذا شیوه های آموزشی و درمان متناسب با کودکان از جمله شیوه قصه گویی می بایست به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد (جانگسما و همکاران ، ترجمه صاحبی 1393 )
از منظری دیگر ، چالش مهمی که روان درمانی کودک پیش رو دارد این است که کودکان خود در پی درمان بر نمی آیند بلکه به دلیل اختلالی که مورد توجه اعضای خانواده یا مسئولان مدرسه قرار گرفته است ، نزد درمانگر آورده می شوند . بنابراین کودکان اغلب عقیده دارند به دلیل بدرفتاری یا جهت تنبیه به خاطر کاری نادرست نزد درمانگرها آمده اند. آنها ممکن است تغییرات درمانی را چیزی جز سازش با واقعیت ناگوار تصور کنند و این امر سبب شود که درمانگر را به چشم عامل تنبیه از جانب والدین خود ببینند در چنین شرایطی در برقراری رابطه که مقدمه و گام اساسی درمان است بسیار مشکل خواهد بود . (سادوک و سادوک ، ترجمه پور افکاری ، 1382 )
کاربرد قصه ها در جلسه درمان این کودکان می تواند موجبات رابطه اعتماد آمیز بین درمانگر و کودک را فراهم کند .در نهایت ، این پژوهش می تواند با معرفی شیوه ای که قصه ها را ، به عنوان بخش کامل کننده زندگی کودک ، وارد جلسه روان درمانی می کند ، سطری بر ادبیات روان درمانی کودک اضافه نماید . به نظر می رسد این شیوه نسبت به کار مستقیم با کودکان ، به دلیل علاقه وافر آنان به قصه ها ، جالب تر و لذت بخش تر باشد و در نتیجه توجه کودک را بیشتر و بهتر متمرکز نماید ، تنش فضای آموزشی و درمانی و نگرانی از نحوه عملکرد را به دنبال ندارد و از آنجا که کودک در جریان قصه ، همگام با قهرمان داستان به کشف موقعیت مشکل ، جستجوی گزینه های مقابله ای و انتخاب راه حل می پردازد ، شرایط “یادگیری تجربی ” و” تعمیم پذیری ” و سرایت به محیط طبیعی را به بهترین نحو فراهم می کند .
1-5- فرضیه پژوهش
در پژوهش حاضر فرضیه زیر مورد آزمون قرار گرفته است :
قصه درمانی موجب کاهش شدت نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی در کودکان 6-4 سال میشود .
1-6- تعریف متغیرهای پژوهش1-6-1- متغیر مستقل : قصه درمانی
تعریف نظری : آفرینش دو جانبه است بین قصه گو و شنونده ، که در آن پیامها به بهترین شکل ممکن از قصه گو به شنود انتقال پیدا می کند(چمبرز ترجمه قزل ایاغ ، 1383 )
تعریف عملیاتی : منظور از قصه درمانی در پژوهش حاضر به کارگیری هشت فن قصه درمانی شامل:
1- فن بازی با کلمات احساسی
2- فن قصه گویی با کلمات دارای بار عاطفی مثبت
3- فن کلمه قصه مرا حدس بزن
4- قصه درمانی با استفاده از استعاره ها
5- قصه درمانی با استفاده از اشیا
6- فن مدیریت احساسات در گروه
7- فن قصه ناتمام
1-6-2- متغیر وابسته : اختلال لجبازی – نافرمانی کودک (ODD) تعریف نظری اختلال لجبازی – نافرمانی : الگوی عودکننده ای از رفتار منفی کارانه ، نافرمانی ، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت می باشد (انجمن روانپزشکی امریکا ، 1994 )
تعریف عملیاتی اختلال لجبازی –نافرمانی : کسب نمره برش(4 ≤ ) در خرده مقیاس ODD پرسشنامه علائم مرضی کودکان CSI-4 که با فرم مربی سنجیده می شود .

فصل دوم
مرور پیشین
2-1- مقدمه
پیشینه نظری حاضر در دو بخش تنظیم گردیده است . بخش نخست به بحث در مورد ماهیت ، شیوع ، تعریف ، طبقه بندی و دیدگاه های مربوط به اختلال لجبازی – نافرمانی و درمان آن تخصص یافته و در بخش دوم به موضوع قید ، جایگاه و کاربردهای ان در فعالیت های بالینی پرداخته شده است .
2-2- بخش اول اختلال لجبازی – نافرمانی
2-2-1- اختلال لجبازی- نافرمانی کودکیهیوارد(2000 نقل از خدایاری فرد 1385 ) عنوان می کند اختلال لجبازی –نافرمانی اولین بار در سال 1966 به عنوان یک اختلال رفتاری پیشنهاد شد . با انتشار ویرایش سوم راهنمایی آماری و تشخیص اختلالهای روانی ، اختلال لجبازی ، نافرمانی در یک طبقه جدید و مستقل در طبقه بندی اختلال های روانی جای گرفت .
این مفهوم سازی در DSM-ш DSM-ш-R؛ وIV -DSM در غیاب مدارک تجربی که از متمایز شدن لجبازی –نافرمانی از اختلال سلوک (CD) حمایت کنند ، رخ داد . ODD همراه با CD و اختلال نقص توجه – بیش فعالی ADHD در DSM- ш -R گروهی از اختلال های رفتاری مخرب را در DSM-IV تشکیل می دهند این گروه اغلب با یکدیگر به عنوان اختلال های بیرونی شده مورد توجه هستند، بدین معنی که آنها از طریق رفتارهای ناسازگارانه بیرونی مثل بیش فعالی ، تکانشگری ، پرخاشگری و نافرمانی از قوانین مشخص می شوند . در مقابل اختلال های بیرونی شده، گروهی دیگر از اختلال ها مثل اضطراب و افسردگی قرار دارند که تحت عنوان اختلال های درونی شده معرفی شده اند . این اختلال ها به وسیله احساسات و پریشانی های درونی تجربه شده به وسیله فرد آشکار می شوند . قبلاً ، در تعدادی از طبقه بندی ها اختلال های بیرونی شده مثل ODD به عنوان اختلال های رفتاری و اختلال های درونی شده به عنوان اختلال های هیجانی یا نوروتیک مدنظر بودند . اینچنین توصیفاتی امروزه کمتر مورد استفاده هستند (گیبل ، 1997 نقل از کاکاوند 1385 )
پانزدهمین طبقه‌ی تشخیصی در DSM-Vاختلالات رفتار ایذایی، کنترل تکانه و سلوک هستند. این طبقه‌ی تشخیصی شامل 7 اختلال است که در DSM-IV در زیر گروه اختلالاتی که برای نخستین بار معمولاً در شیرخوارگی، کودکی یا نوجوانی تشخیص داده می‌شوند و اختلالات کنترل تکانه که به گونه‌ای دیگر طبقه‌بندی نشده‌اند، قرار دارند. اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای، آتش افروزی، دزدی بیمارگون، اختلال انفجاری متناوب و اختلال سلوک مهم‌ترین اختلالات در این طبقه‌ی تشخیصی هستند.(استین، 2010 ).
تقریبا 24 درصد از کودکان ADHA که برای درمان ارجاع داده می شوند ، ممکن است ملاکهای تشخیصی لجبازی – نافرمانی یا اختلال سلوک را نیز داشته باشند (ایکنباخ و همکاران 1994 نقل از کاکاوند 1385 ) .
در ODD کودک یا نوجوان مکرراً به شیوه های منفی گرایانه ، خصمانه و توأم با نافرمانی در مقابل اشکال قدرت عمل می کند . ملاک های ODD شاید این موضوع را مطرح نمایند که همهی کودکان گاهی اوقات به این شیوه عمل می کنند .چند نکته را برای تشریح این موضوع در نظر گرفته شده است . یکی این که نه تنها این ویژگی ها باید به طور مکرر رخ دهند بلکه باید نسبت به سن و سال و سطح رشدی نامتناسب باشند . دیگر این که فراوانی آنها باید نسبت به کلیشه های کودکان هم سن و سال نیز بیشتر باشد . معمولاً رفتارهای منفی گرایانه و لجبازی به شکل یکدندگی مستمر ، مقاومت در برابر دستورالعمل ها و عدم تمایل به مصالحه و سلطه پذیری یا جر و بحث با بزرگسالان و همسالان ظاهر می شوند . لجبازی و نافرمانی ممکن است به صورت تخطی عمدی و یا مداوم از محدودیت ها رخ دهد که معمولاً به شکل نادیده گرفتن دستورها ، مشاجره و ناتوانی در تحمل سرزنش به خاطر بد رفتاری دیده می شوند . تظاهرات اختلال همواره در محیط خانه دیده می شود ولی در مدرسه یا اجتماع چندان آشکار نیستند. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
نشانه های این اختلال به طور اخص در تعامل با بزرگسالان یا افرادی که شخص به خوبی آنها را می شناسد بیشتر آشکار می شود و در نتیجه ممکن است در جریان معاینهی بالینی ظاهر نشود. معمولا اختلال لجبازی –نافرمانی قبل از 8 سالگی و حداکثر تا اوایل نوجوانی ظاهر می شود ولی بعد از آن دیده نمی شود. نشانه های مخالفت و نافرمانی اغلب در خانه رخ می دهند ولی به تدریج در سایر زمینه ها نیز دیده می شوند . شروع این اختلال تدریجی است و در طول دوره ای چند ماهه یا چند ساله شکل می گیرد . در میزان قابل ملاحظه ای از موارد، اختلال لجبازی نافرمانی بر اختلال سلوک مقدم است (انجمن روانپزشکی امریکا1994).
ODD هم در دخترها و هم در پسرها گزارش شده است و به طور کلی تا اندازه ای شیوع آن در پسرها بیشتر از دخترهاست . نشانه هایی مثل عزت نفس پایین ، ناپایداری خلقی ، استفاده از داروهای محرک غیر قانونی قبل از سنین قانونی ، از ویژگی های همراه ODDهستند در مجموع پسرهای ODD به نظر می رسد در مقایسه با پسرها CD از هوش بالاتری برخوردار بوده هم چنین تعارض کمتری با مدرسه و نظام های اجتماعی داشته ، و نیز نسبت به کودکانCD افسردگی کمتری را تجربه می کنند .(گیبل 1997 ، نقل از کاکاوند 1385 ).
نکته مهم و قابل ذکر که در بالا نیز اشاره ای به آن شد این است که معمولاً نشانه های ODD در پسرها مقاوم ترند و بیشتر به CD تبدیل می شوند . هم چنین جوانان ODDپرخاشگر، به احتمال بیشتری درگذشت زمان نسبت به جوانان ODD غیر پرخاشگر ، به اختلال سلوک مبتلا می شوند (گیبل 1997 ، نقل از کاکاوند 1385 )
نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی (ODD) معمولا قبل از بروز علائم اختلال سلوک CDوجود دارند و بیشتر کودکان مبتلا بهCD نشانه های ODD را هم حفظ می کنند . علاوه بر این ODD و CDارتباطات بسیار مشابهی دارند . مثلا با وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین (ری و همکاران، 1998) با رفتار ضد اجتماعی و والدین مجرم (فارائون و همکاران، 1991 ) و با آشفتگی و نقص عملکرد شیوه های پرورش فرزند در خانواده( فریک و همکاران؛ 1992 )مرتبط هستند . ارتباط تکامی و وابستگی های مشابه نشان می دهند که ODD و CD در یک حوزه روان شناختی (یعنی اختلال های رفتار تخریبی ) قرار دارند . در واقع، با توجه به تشابهات فراوان، برخی جداکردن دونوع اختلال را بی فایده دانسته اند (ری و همکاران ، 1998 )
اگرچه ، تمایز ODD و CDممکن است برای بعضی مقاصد پژوهشی مهم نباشد ، این افتراق دو جنبه بالینی با اهمیت را ، نشان می دهد . نخست اینکه عدم همزمانی تکاملی بین ODD و CD را مشخص می کند ، به این معنا که گرچه بیشتر کودکان CD با شروع در کودکی ، نشانه های ODD را از اوایل زندگی بروز می دهند ، بسیاری از کودکان مبتلا به ODD دچار علائم شدیدتر CD نمی شوند . دوم اینکه چنین تمایزی تأیید می کند که بسیاری از پسران مبتلا به الگوی شروع در نوجوانی ، قبل از بروز CD دارای نشانه های ODD نبوده اند (راینک ، داتیلیو و فریمن ، ترجمه علاقه بند راد، 1380)
یکی از ملاک های اصلی اختلال لجبازی – نافرمانی ، حرف نشنوی است . این در حالی است که پرخاشگری معمولاً مؤلفه این اختلال محسوب نمی شود . کودکان دچار اختلال لجبازی – نافرمانی ، در برابر مظاهر اقتدار ، رفتار خصمانه و منفی بروز می دهند و نافرمانی می کنند این مظاهر قدرت برای کودکان کم سن معمولاً پدر و مادر هستند و برای کودکان بزرگتر ، پدر و مادر ، معلمان و سایر بزرگسالان.
الگوی خلق تحریک پذیر و عصبانی ،رفتار جدلی و مقاومتی،کینه جویی مداوم که حداقل 6 ماه دوام داشته باشد و در این مدت 4 مورد از موارد زیر حضور داشته باشند و در رفتار متقابل با حداقل یک فرد غیر خواهر یا برادر بروز پیدا کند :
خلق عصبانی و تحریک پذیر:
1-اغلب از کوره در می رود .
2- غالباً حساس است و سریع از دست دیگران ناراحت می شود .
3- غالباً خشمگین و دلخور است .
رفتار جدلی و مقاومتی:
4- اغلب با مظاهر قدرت یا بزرگسالان ، جروبحث می کند .
5-به طور فعالانه مبارزه طلب است یا نسبت به درخواست ها ومقررات بزرگسالان بی اعتنایی یا عدم همکاری نشان می دهد .
6-اغلب به طور عمدی مزاحم دیگران می شود .
7-اغلب دیگران را به خاطر بد رفتاری یا اشتباهات خود سرزنش می کند.
انتقام جویی:
8- کینه توزی یا انتقام جویی حداقل 2 بار در 6 ماه گذشته . (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
توجه : تداوم و تکرار این رفتارها باید برای تشخیص رفتار هنجار از ، رفتار مطابق با نشانه های بیماری استفاده شود. برای کودکان زیر 5 سال،رفتارهای نشانه دار باید در اکثر روزها در یک دوره حد اقل 6 ماهه رخ دهد و برای افراد 5 سال به بالا رفتار نشانه دار باید حداقل یک بار در هفته به مدت حد اقل 6 ماه رخ دهد. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
2-2-2- همه گیر شناسی
مطالعات همه گیر شناسی در جمعی غیر کلینیکی ، این صفات منفی کارانه را در 16 تا 22 درصد کودکان دبستانی گزارش نموده اند . هرچند ممکن است این اختلال در 3 سالگی نیزشروع شود ، ولی معمولا تا 8 سالگی شروع شده و دیرتر از نوجوانی آغاز نمی گردد (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
نشانگان مخالفت و عناد با بالا رفتن سن افزایش می یابد . این اختلال قبل از بلوغ در پسرها بیشتر از دخترها مشاهده می شود ، اما بعد از بلوغ این میزان همسانی بیشتری با یکدیگر پیدا می کند و همچنین نشانگان در هر دو جنس مشترک هستند و تنها در پسرها مقاومت و مقابله ی بیشتری به چشم می خورد( انجمن روانپزشکی امریکا ، 1994 ).
مشکلات سلوک به ویژه در کودکانی که به مراکز مشاوره مراجعه می کنند ، بسیار شایع است . بنابراین به نظر مک ماهون واستس(1997 ، نقل از خدایاری فرد، 1385 ) اختلال رفتاری یکی از شایع ترین اختلالات کودکان است و میزان شیوع آن بین 2تا 10 درصد برای اختلال سلوک (رفتارهای ضد اجتماعی ) و 6تا10 درصد برای اختلال لجبازی – نافرمانی است یک منبع به این مساله اشاره دارد که دخترانی که براساس این تشخیص طبقه بندی شده اند به مراتب بیشتر از پسران هستند و پسران غاًلبا تشخیص اختلال سلوک را دریافت می کنند . (خدایاری فرد ، 1385 )
در این رابطه الگوهای خانوادگی واضحی وجود ندارد ، اما تقریباً تمامی والدین کودکان دارای اختلال لجبازی – نافرمانی ، خودشان با پیامدهای قدرت ، کنترل و خودمختاری درگیر بوده اند . در برخی خانواده ها که دارای چندین کودک لجباز هستند ، مادرها کنترل کننده و افسرده و پدرها پرخاشگر منفعل می باشند در بسیاری از موارد نیز کودکان ناخواسته بوده اند (کاپلان ، سادوک ترجمه پور افکاری ، 1382 )
به نظر می رسد که اختلال لجبازی – نافرمانی در خانواده هایی که حداقل یکی از والدین آن سابقه یک اختلال خلقی ، اختلال لجبازی – نافرمانی ، اختلال سلوک ، اختلال کمبود توجه ، بیش فعالی ، اختلال شخصیت ضد اجتماعی و یا اختلال مرتبط با مواد داشته اند ، بسیار شایع است (کاپلان و سادوک، ترجمه پورافکاری ، 1382 )
تحقیقات همه گیر شناسی نشان داده اند رفتارهای مخل و ضد اجتماعی ، دو مورد از مهم ترین مشکلات کودکان و والدین هستند و هزینه های زیادی به جامعه تحمیل می کنند (لوبر،لاهی و توماس ، 1991 ) در(DSM-IV) شیوع اختلال لجبازی – نافرمانی به فراخور جمعیتی که از آن نمونه گیری شده و به فراخور اطلاع دهندگان (یعنی به نسبت این که اطلاع دهندگان والدین باشد یا کودکان و معلمان ) 2تا16 درصد است (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 1994 ) میزان شیوع در نمونه هایی که از سطح اجتماع گرفته شده اندنیز برای اختلال سلوک ، در پسرهای زیر 18 سال 8/1 تا 16 درصد و در دخترها 8/0 تا 2/9 درصد است (لوبر ، بورک و همکاران ، 2000 نقل از شرو در و گوردن ترجمه ی فیروز بخت، 1385 ) این تخمین های شیوع ، نسبت به تخمین های شیوع در DSM-III) (افزایش قابل توجهی دارند هرچند ملاک های اختلال لجبازی–نافرمانیدر) IV (DSM- دقیق تر شده است. در) DSM-III (میزان شیوع اختلال لجبازی – نافرمانی 5تا7 درصد و اختلال سلوک ، 2تا 4 درصد بوده است (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 1994 ) اگرچه این ارقام فی نفسه هشدار دهنده اند ولی شمار کودکان و نوجوانانی که رفتارهای مخل و ضد اجتماعی دارند ، عملاً بیش از این است.
60 درصد 13 تا 18 ساله ها قبول دارند که بیش از یک نوع رفتار ضد اجتماعی انجام داده اند، رفتارهایی مثل سوء مصرف مواد، آتش افروزی، تخریب اموال عمومی یا پرخاشگری (کزدین، 1995، نقل از شرودر و گوردن ترجمه فیروز بخت، 1389 ). آخنباخ و ادلبروک(1981 ، نقل از لوبر، بورک و همکاران، 2000 ، شرودر و گوردن ترجمه فیروز بخت 1389 ) گزارش دادند، 50 درصد 4 تا 5 ساله ها به نوعی نافرمان بودند و 26 درصد آنها وسایل را خراب می کردند. و بالاخره شیوع مشکلات سلوک در کودکانی که پایگاه اجتماعی و اقتصادی پایین دارند، بیشتر است.
شیوع کنونی اختلال لجبازی –نافرمانی ، در دامنه شیوع 1% تا 11% جمعیت قرار دارد. با متوسط برآورد شیوع حدود 3/3 % میزان اختلال نافرمانی مقابله ای ممکن است متفاوت باشد بسته به سن و جنس کودک.به نظر میرسد شیوع این اختلال ،قبل از نوجوانی در مردان تا حدودی بیشتر از زنان است( 1: 4/1 ). (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
2-2-3- ملاحظات تشخیصی و ویژگیهای بالینیاز ویژگیهای اساسی اختلال لجبازی-نافرمانی، یک الگوی مکرر . مداوم از خلق عصبانی و تحریک پذیر ، اهل جرو بحث ، رفتار مبارزه طلب و انتقام جویی است.ممکن است افراد مبتلا به اختلال لجبازی-نافرمانی مقابله ای ،نشانه های رفتاری اختلال را نیز نشان می دهند.ممکن است علایم اختلال لجبازی-نافرمانی مقابله ای فقط به یک محیط محدود شود که معمولاً محیط خانه است. افرادی که علایم را به اندازه کافی بروز می دهد که شامل تشخیص می شوند( حتی اگر فقط در خانه نشانه ها را بروز دهد) ، رفتار اجتماعی آنها میتواند دچار مشکل باشد.با این حال ،در موارد شدید اختلال ، علایم بیماری می تواند در چند محیط دیده شود. با توجه به اینکه فراگیر شدن علایم اختلال ،شاخص شدت است ،بسیار مهم است که رفتار فرد در محیط ها و روابط مختلف مورد بررسی قرار گیرد. از آنجا که این رفتارها در میان خواهر – برادر ها متداول است، باید در تعامل با افراد دیگر (غیر خواهر – برادر ) دیده شود. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
علایم اختلال لجبازی- نافرمانی مقابله ای می تواند بدون اینکه تشخیص اختلال داده شود، تا حدی در افرادعادی رخ دهد.چند نکته کلیدی برای تعیین رفتار نشانه دار وجود دارد.اول : چهار نشانه یا بیشتر ،در 6 ماه گذشته در فرد دیده شود. درم: تداوم و فراوانی علایم باید از آنچه برای فرد از نظ
ر سن، جنس و فرهنگ، هنجار به حساب می آید ، بیشتر باشد.مثالاً برای بچه های پیش دبستان ،بد خلقی در طول هفته ، عادی است. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
بر خلاف رشد بهنجار که در آنها رفتار های مقابله ای در اوایل دوره ی کودکی به اوج رسیده و به مرور زمان کاهش می یابند، رفتارهای مقابله ای که مشخصه ی اختلال لجبازی- نافرمانی هستند با افزایش سن ادامه یافته و وخیم تر می شوند (کمپبل، 1990 ). این واقعیت، اهمیت ارزیابی شدت، میزان تغییر پذیری بر حسب موقعیت و شدت رفتار پیش از تشخیص را برجسته می سازد. همان گونه که لوبر، لاهی و توماس (1991 ) توصیه کرده اند، تشخیص اختلال لجبازی-نافرمانی تنها تا زمانی مد نظرقرار می گیرد که رفتار مقابله ای و نافرمانی با فراوانی و شدت نابهنجار رخ دهد یا در طول زمان (بعد از سالهای پیش دبستانی ) ادامه یابد . اگر مشکلات رفتاری که مشخصه اختلال سلوک هستند نیز ظاهر شوند ، اما نه به میزانی که ملاکهای تشخیصی اختلال سلوک را دریافت کنند، در این صورت تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی می تواند یک انتخاب مناسب باشد .
از نتایج دیگر تشخیص صحیح ، تفکیک اختلال لجبازی –نافرمانی ، از سایر اختلالهای رفتاری برون سازی مانند اختلال سلوک و اختلال نقص توجه /بیش فعالی است . اختلال لجبازی –نافرمانی ممکن است توام با اختلال نقص توجه /بیش فعالی رخ دهد . که این امر پیش آگهی وخیم تری دارد (هین شاو ،لاهی و هارت ، 1993) اختلال لجبازی – نافرمانی و اختلال سلوک از نظر تکاملی با اختلالهای مختلفی ارتباط داشته، به درمانهای متفاوتی نیز نیاز دارند (فریک و همکاران ، 1993 ، لاهی و همکاران، ، 1992 ، لوبر و همکاران 1991) اگرچه همه کودکان دارای اختلال لجبازی – نافرمانی رفتارهای شدید ایذائی را که مشخصه اختلال سلوک هستند نشان نمی دهند ، بیشتر کودکانی که بیش از بلوغ جنسی مبتلا به اختلال سلوک تشخیص داده می شوند ، ملاک های تشخیصی اختلال لجبازی – نافرمانی را نیز دریافت می کنند (فریک و همکاران ، 1993 ، لاهی و همکاران ، 1991 ) در نتیجه تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی هنگامی که کودک همزمان ملاکهای اختلال سلوک را داراست امکان پذیر نمی باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 1994) این تشخیص افتراقی کاربردهای مهمی برای مفهوم سازی و طرح ریزی درمان در بر دارد (لاهی و همکاران ، 1992 ، لوبر و همکاران 1991 )
مشکلات رفتاری برونسازی اغلب تواٌم با مشکلات رفتاری درون سازی رخ می دهند که فرآیند تشخیص را پیچیده تر می سازند (هین شاو و همکاران ، 1993 ) از این رو تشخیص دقیق از اهمیت اساسی برخوردار است چرا که وجود نشانه های اضطراب یا افسردگی غالباً نشانگر شیوه های درمانی متفاوت است . ضروری است نشانهای درون سازی بیشتر از ، یا علاوه بر ، نشانه های برون سازی هدف گزینی شوند . برای نمونه ، نشانه های برون سازی به دنبال درمان موفق نشانه های افسردگی کاهش می یابند (پویگ-آنتیخ1982 )
کودکان دارای اختلال لجبازی –نافرمانی ، غالباً با بزرگسالان جرو بحث می نمایند ، بد خلق بوده ، عصبانی هستند ، بی میل اند و به راحتی توسط دیگران آزرده می گردند . آنها به کرات به گونه ای فعال نسبت به درخواست ها و دستورات بزرگسالان بی اعتنا بوده و به عمد دیگران را می آزارند ، آنها تمایل دارند که دیگران را به خاطر اشتباهات و بدرفتاری خود مورد سرزنش قرار دهند (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
تظاهرات اختلال تقریباً به طور ثابت در خانه موجود بوده ، اما ممکن است در مدرسه یا با بزرگسالان وجود نداشته باشد . در برخی موارد ، ویژگی های اختلال از آغاز بیماری در خارج از خانه آشکار می شوند .در سایر موارد نیز اختلال آنها در خانه شروع ، اما بعداً در خارج خانه تظاهر می یابد . به طور مشخص علائم اختلال بیشتر در تعاملات با بزرگسالان یا گروه هم سن ظاهر می شوند که کودک آنها را به خوبی می شناسد . بنابراین به نظر می رسد که کودکان دارای این اختلال ، در هنگام بررسی بالینی علائم اندکی را نشان داده یا اصلاً این علائم را ظاهر نسازند ، معمولاً آنها به خودشان به عنوان نافرمان یابی اعتنا نمی نگرند ، بلکه رفتارشان را به عنوان پاسخی به رویدادهای غیر منطقی ، توجیه می کنند . به نظر می رسد که این اختلال اطرافیان کودک را بیشتر از خود او پریشان می سازد . (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
اختلال لجبازی – نافرمانی مزمن تقریباً همیشه روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی را دچار اختلال می کند . این کودکان اغلب فاقد دوست بوده و روابط انسانی را ناخوشایند می دانند انها علیرغم هوش کافی به لحاظ خودداری از انتخاب شریک ، مقاومت در برابر درخواستهای خارجی و اصرار بر حل مشکل بدون کمک دیگران ، دارای عملکرد ضعیف بوده و یا در مدرسه مردود می گردند . (کاپلان سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
مشکلات ثانوی که در رابطه با این اختلال مطرح می باشند عبارتند از : عزت نفس پایین ، تحمل ضعیف در برابر ناکامی ، خلق افسرده و خوی طغیانگر ، نوجوانان ممکن است دچار سوء مصرف مواد غیر قانونی و الکل شوند . اغلب ، این اختلال تبدیل به یک اختلال سلوک یا اختلال خلقی می گردد (همان، 1382 )
2-2-4- تشخیص افتراقی
به لحاظ اینکه رفتارهای مقابله ای در مراحل خاصی از رشد به صورت بهنجار و سازشی دیده میشوند بنابراین می بایست دوره های منفی گرایی را از اختلال لجبازی –نافرمانی تفکیک نمود . رفتارهای خودسرانه ناشی از مرحله رشدی خاص ، از دوره کوتاه تری نسبت به اختلال لجبازی – نافرمانی برخوردار بوده و در مقایسه با سایر کودکان دارای سن عقلی مشابه، به طور قابل توجهی فراوانی و شدت کمتری دارد .رفتار لجبازی –نافرمانی که به صورت موقت در واکنش نسبت به یک فشار شدید به وقوع پیوسته است ، می بایست به عنوان یک اختلال سازشی مشخص گردد (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
هنگامی که خصوصیات اختلال لجبازی – نافرمانی درطول یک دوره اختلال سلوک ،اسکیزوفرنی و اختلال خلق ظاهر شود تشخیص اختلال لجبازی –نافرمانی مناسب گذاشته می شود . رفتارهای عناد آمیز و منفی گرایانه همچنین ممکن است در اختلال نقص توجه توأم با بیش فعالی ، اختلال های شناختی و عقب ماندگی ذهنی وجود داشته باشند .وجود یک اختلال همراه با اختلال لجبازی – نافرمانی می بایست براساس شدت ، فراگیر بودن و استمرار چنین رفتاری تعیین شود . (کاپلان و سالوک ترجمه پورافکاری 1382 )
برخی پژوهشگران اعتقاد دارند که این دو اختلال ODDو CD ممکن است اشکال متفاوت رشدی مربوط به یکدیگر باشند به گونه ای که با بالغ شدن کودک ، اختلال لجبازی –نافرمانی به طور طبیعی به طرف اختلاف سلوک پیشروی می کند (کاپلان و سادوک ترجمه پورافکاری 1382).
رفتارهای ایذایی افرادی که اختلال لجبازی – نافرمانی دارند از نظر ماهیت نسبت به افرادی که اختلال سلوک دارند از شدت کمتری برخوردار است و به طور اخص شامل پرخاشگری نسبت به اشخاص و اشیا تخریب اموال و الگوی دزدی و حیله گری نمی شود چون همه ویژگیهای اختلال لجبازی – نافرمانی معمولا در اختلال سلوک وجود دارد . اگر ملاکها با اختلال سلوک مطابقت کنند در چنین مواردی تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی مطرح نمی شود . (کاپلان سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
رفتار مخالفت جویانه یکی از ویژگیهایی مشترک مرتبط با اختلالهای خلقی و اختلالهای روان پریشی کودکی و نوجوانی است و اگر نشانه ها انحصاراً در طی دوره اختلال خلقی یا اختلال روانپریش ظاهر شوند ، تشخیص جداگانه ای برای آن داده نمی شود . همچنین رفتارهای مخالفت جویانه را باید از رفتار ایذایی ناشی از عدم توجه و تکانشگری در اختلال کمبود توجه /بیش فعالی متمایز کرد .
هرگاه هردوی این اختلالها با هم رخ دهند ، باید هر دو تشخیص را مطرح کرد . در افرادی که ناتوانی ذهنی دارند تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی تنها زمانی داده می شود که رفتار مخالفت جویانه در مقایسه با افراد همسن ، همجنس و با همان میزان از شدت ناتوانی ذهن، به طور قابل ملاحظه ای بیشتر باشد همچنین بین اختلال لجبازی – نافرمانی و ناتوانی در پیروی از دستورالعمل به دلیل اختلال در فهم زبان (مانند نقص شنوایی و اختلال مختلط در زبان دریافتی – بیانی ) باید تمیز قائل شد . رفتار مخالفت جویانه یکی از ویژگی های معمولی مراحل خاصی از رشد است (مانند اوایل کودکی و نوجوانی ) و تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی تنها زمانی باید مدنظر قرار گیرد که رفتارها در مقایسه با آنچه در افراد همسن مشاهده می شوند با فراوانی بیشتر ظاهر شوند و پیامدهای وخیم تری داشته باشند و به اختلال چشمگیر در کارکردهای اجتماعی تحصیلی یا شغلی منتهی شوند ممکن است شروع تازه رفتارهای مخالفت جویانه در نوجوانی ناشی از جریان عادی فردیت یافتن باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 1994 ، نیکخو و همکاران ، 1374 )
2-2-5- ویژگیها و اختلال های توأم
ویژگی ها و اختلالهای توأم به عنوان تابعی از سن فرد و شدت اختلال لجبازی متغیر هستند معلوم شده است در میان پسرانی که طی سالهای پیش دبستانی خلق و خوی مشکل آفرین (مانند واکنش پذیری شدید و مشکل درآرام گرفتن ) وبا فعالیت های حرکتی شدید دارند ، این اختلال بیشتر شایع است در طی سالهای دبستانی ممکن است عزت نفس ضعیف ، نااستواری خلق ، ضعف در تحمل ناکامی ، ناسزاگویی و استعمال زودهنگام مشروبات الکلی ، دخانیات یا داروهای غیر قانونی دیده شود و اغلب با والدین ، معلمان و همسالان تعارض وجود دارد . امکان دارد دور معیوبی تشکیل شود که در آن والدین و کودک متقابلاً برهم اثر منفی گذاشته و وضع را بدتر کنند . اختلال لجبازی –نافرمانی در خانواده هایی شایع تر است که مراقبت از کودک به دلیل جابجایی و تعویض سرپرست مختل شده یا درخانواده هایی که شیوه های تربیتی خشن ، ناهماهنگ و نامتناقض یابی توجه اعمال می شود . اختلال کمبود توجه /بیش فعالی در کودکانی که اختلال لجبازی – نافرمانی دارند متداول است. اختلالهای یادگیری و اختلالهای ارتباطی نیز معمولا با اختلال لجبازی – نافرمانی همراه هستند. (انجمن روانپزشکی آمریکا 1994 ، ترجمه نیکخوو همکاران 1374)
بایدرمن ، میلبرگرجتونز و همکاران (1996 ، نقل از شرودر وگوردن ترجمه فیروزبخت 1389) گزارش دادند 65 درصد کودکانی که اختلال کمبود توجه /بیش فعالی داشتند ، همزمان اختلال لجبازی –نافرمانی داشتند .
2-2-6- بررسی های آسیب شناختی و آزمایشگاهی
آزمایشهای لابراتوری با یافته های آسیب شناختی خاصی برای کمک به تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی وجود ندارد چون بعضی از کودکان مبتلا ، وقتی بزرگ شدند پرخاشگری فیزیکی نشان داده و به حقوق دیگران تجاوز می کنند ممکن است در بعضی از ویژگی هایی که در افراد خشن قابل مشاهده است نظیر کاهش سروتونین سلسله اعصاب مرکزی سهیم باشند (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری ، 1382 )
2-2-7- سیروپیش آگهیسیرو پیش آگهی کودکان اختلال لجبازی – نافرمانی به متغیرهای بسیار از جمله شدت اختلال ، ثبات آن در طول زمان ، احتمال وجود اختلالهای توأم وتشخیص دوگانه (تغییر اختلال سلوک ، اختلال یادگیری ، اختلال های خلقی و اختلال های مصرف مواد ) و میزان سلامت خانوادگی بستگی دارد (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری ، 1382 ) .

متن کامل و مطالب مشابه در سایت هماتز

« (Previous Post)
(Next Post) »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *