*263

1943100-102870000
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران مرکزی
دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی
گروه علوم اجتماعی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)
گرایش : مردم شناسی
عنوان :
مطالعه مردم شناختی تاریخچه و اعتقادات ایل کاکاوند قزوین
استاد راهنما:
دکتر محمد صادق فربد
پژوهشگر :
پرستو کاکاوند
پاییز 1392
فهرست مطالب

TOC o “1-3″ h z u چکیده………………………………………………………………………………………………………………………4فصل اول:
کلیات تحقیق51-1.مقدمه :62-1.بیان مساله:73-1.اهمیت و ضرورت تحقیق:84-1.اهداف تحقیق:95-1.سوالات تحقیق:106-1.روش تحقیق:107-1. روش های جمع آوری اطلاعات:148-1.ابزارهای تحقیق:149-1.جامعه آماری:1510-1.قلمرو زمانی و مکانی تحقیق:1511-1. مفاهیم و اصطلاحات:1512-1. پیشینه تحقیق:19فصل دوم:
تاریخچه و مباحث نظری تحقیق291-2. مبانی نظری302-2. مطالعات نظری در بین ایل کاکاوند شهر قزوین:364 -2. فعالیت های مردمان ایل:455-2. نژاد و زبان526-2. خط:527-2. مذهب:538-2. تعصبات مردم کاکاوند:539-2. تاریخچه عشایر و چادرنشینان کاکاوند:54فصل سومیافته های تحقیق651-3. فولکلر662-3. جشن ها و اعیاد:683-3. اخلاق و عادات:724-3. اعتقادات مذهبی:765-3. درمان های محلی« طب سنتی»886-3. واره در بین کاکاوندها:1017-3. زایمان:104اعتقادات خرافی:1099-3. جمادات12110-3. نباتات12111-3. سایر اعتقادات12412-3. ضرب المثل های رایج در میان مردم ایل کاکاوند:12713-3. بازیهای محلی14014-3. غذاهای محلی ایل کاکاوندی ها14715-3. موسیقی در فرهنگ مردم ایل کاکاوند:14916-3. مصاحبه ها:151فصل چهارم:
نتیجه گیری1721-4. تجزیه و تحلیل یافته ها:1732-4. چارچوب نظری:1753-4. نتیجه گیری:1774-4. موانع و تنگناهای تحقیق:179منابع و ماخذ:180

چکیدهآنچه که امروزه ما به عنوان باورها و دانسته ها تلقی می کنیم ریشه در تاریخ گذشته افراد و جوامع دارد. آنچه مسلم است ما و هر کس دیگری نمی توانیم تاریخ و زمانی را برای ظهور و پیدایش باورها تعیین کنیم ولی اگر افراد بتوانند به یک شناخت و معرفت درست دست یابند می توان ادعا کرد که به مرحله ای از باور رسیده اند. باورها و دانسته ها نقش و تاثیر فراوانی در زندگی افراد هر منطقه دارد.بسیاری از آداب و رسوم، اعتقادات و باورهای مردم ریشه در تاریخ تمدن و فرهنگ ایران باستان دارد و با ورود اسلام در ایران نه تنها بسیاری از آداب و رسوم مردم، از میان نرفت بلکه با تغییر شکل جزئی اکثر رسومات و سنت ها همچنان باقی ماند. این زمینه های اعتقادی که بیش از اصول و اعتقادات جاری ادیان بر فکر و اندیشه مردم ریشه دوانده است خود را در نمودهای عینی نشان داده است. برخی از اعتقادات زاییده تخیل، ترس و نگرانی درونی انسان است و در مواقع عدم اطمینان و اعتماد به آینده خودش را نشان می دهد. برای انجام رساندن تحقیق و شناخت دقیق از افکار و باورهای ذهنی و عینی مردم ایل کاکاوند سعی نمودیم تا با مراجعه به اسنادو تحقیقات انجام شده به میان آنها رفته تا با باورها و دانسته های آنان آشنا شویم.هدف از تحقیق شناسایی اعتقادات و باورهای مردم ایل کاکاوند ساکن شهر قزوین می باشد و جامعه آماری تحقیق، شهرستان قزوین بوده که با در نظر گرفتن گروه های مختلف سنی، جنسی، شغلی و تحصیلی، تحقیق انجام پذیرفت.نتیجه تحقیق نشان می دهد که باورها، اعتقادات و دانسته های مردم ایل کاکاوند ساکن شهر قزوین هنوز دارای کارکرد اجتماعی- فرهنگی می باشد و مردم با وجود فاصله گرفتن از زادگاه اولیه خویش ( هرسین) هنوز به آداب و رسوم آباء و اجدادی خود متعصب و مقید می باشند.
کلیدواژه ها: ایل، قوم، کاکاوند، تاریخ، فرهنگ، دانسته ها، اعتقادات و باورها، آداب و رسوم، قزوین.
فصل اول:کلیات تحقیق1-1.مقدمه در هر جامعه ای با باورها و اعتقادات و نیز آداب و رسوم سروکار داریم که تعصبات و ترس‌هایی را در ما ایجاد کرده است و ممکن است این اعتقادات و باورها خرافی باشد ولی آنچه اهمیت دارد این است که این باورها با این حال در میان اقوام ابتدایی و متمدن وجود دارند. البته ممکن است شکل آن در جوامع گوناگون موقعیت های فرهنگی و اجتماعی متفاوت باشند، ولی با این وجود در تمامی جوامع این گونه پندارها به اشکال مختلف دیده می‌شود و در زندگی مردم هر جامع به شکلی نمود پیدا می کند. از همین رو می توان گفت که مطالعات وسیع مردم شناختی گاهی بسیار مهم در شناسایی این باورها و آداب بشمار می روند. در واقع علم مردم شناسی، مشاهده جوامع برای شناخت واقعه های اجتماعی است که به ثبت و ضبط این واقعه ها پرداخته و آمارهای مربوط را تدوین و برقرار می سازد و به انتشار اسناد و مدارک معتبر می پردازد.(عسگری خانقاه، اصغر،1373: 81).
باورها، اعتقادات و آداب و رسوم یکی از ویژگی های هر حوزه فرهنگی است و از معرف های هویت فرهنگی هر منطقه محسوب می شود. در این پژوهش سعی شده است تا پدیده های قومی- فرهنگی یکی از ایل های بنام ایرانی یعنی ” ایل کاکاوند” مورد بررسی قرار گیرد و برای تمرکز بیشتر کاکاوندهای قزوین مورد نظر و پژوهش قرار گرفته است.
2-1.بیان مسالهاعتقاد، باورها، دانسته ها و آداب رسوم ایرانیان را بایستی یادگار دورۀ ابتدایی به هنگام مهاجرت نژاد آریاییها به فلات ایران دانست. همزمان با مهاجرت و کوچ آریاییان به ایران بسیاری از خصائل فرهنگی اقوام ایرانی اعم از مادی و معنوی دچار تغییر و تحول شد به عبارت دیگر عناصر فرهنگی نژاد آریایی تأثیرات چشمگیری بر پیکرۀ عناصر فرهنگی ایرانیان گذاشته و از آن نیز تأثیر پذیرفته است که به زبان مردم شناسی به آن فرهنگ پذیری و اشاعه فرهنگی می گویند.
انسان از وقتی که پا به عرصه وجود گذاشت همیشه در ذهن خود نیرویی بالاتر از خود تصور کرده که سرنوشت و کنترل او را در اختیار دارد. چنانچه بخواهیم باورها و دانسته ها و اعتقادات یک قوم و ملت به تصویر کشیم بدون شک سالها زمان و افراد متبحر در زمینه های علوم انسانی را طلب می نماید.
اعتقادات و باورها از زمان و مکان متأثر می شوند و به تبع آن کلیه معارف و شناختهای انسانها مربوط به مقتضیات زمانی و مکانی اوست. باورها و اعتقادات در بسیاری از زمینه ها جنبه قومی و فرهنگی دارند به فردی. باورها می توانند از عقیده ای مشترک که همگان آن را به عنوان امری مسلم تلقی می کنند تا باورهای دینی که اساس آن پذیرش مقام و اهمیت امری عینی استوار است را در برگیرد. باورها و دانسته ها در واقع همان چیزی است که آن را فرهنگ عامه می گویند و به عقاید عامیانه نیز تعبیر می شود. رازها و رمزهایی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و کارکردهای روانی خاص را به دنبال داشته است. امروزه برخی از باورها کارکرد ابتدایی خود را از دست داده است ، گاه با فرهنگ و باورهای دیگر اختلاط یافته و تغییر کارکرد داده است و برخی افراد به این باورها خو کرده و با جان دل آن را پذیرفته و برخی افراد این باورها را خرافه دانسته و به آن بی اعتنا گشته اند.
کاکاوندی ها نیز که به عنوان یکی از ایل های اصیل منطقه کرمانشاه با توجه به شرایط سیاسی به وجود آمده، عده ای به منطقه قزوین( شهر و روستاهای اطراف) مهاجرت کرده اند. اینان دارای سابقه ای طولانی همچنین فرهنگ و اعتقادات و آداب و رسوم مخصوص به خود بوده اند
اما اینکه این کاکاوندهایی که به اجبار و تحت خواسته حاکمان زمان محکوم به مهاجرت به شهر قزوین شدند آیا توانستند اعتقادات و آداب و رسوم مخصوص به خویش را حفظ نمایند یا تغییراتی در این داشته هایشان ایجاد شد؟ و اگر تغییراتی ایجاد شده، بیشتر مربوط به کدام بخش از فرهنگ و اعتقادات آنهاست؟
3-1.اهمیت و ضرورت تحقیقچگونگی انجام چنین تحقیقاتی کار ساده و آشکاری نمی باشد، زیرا همان طور که می دانیم، علوم اجتماعی در شکلی که امروزه با آن آشنا هستیم از فراورده های غرب بوده است و در همین راستا مردم شناسی نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد.(اسپردلی، جیمز ، 1386: 8). آداب و رسومی که امروزه ما با آن سرو کار داریم، باور داشت ها و اعتقادات، تعصب ها و امید ها و ترس هایی را در دل ما ایجاد می کنند اما بدون توجه به اینکه این‌ها تا چه میزان غیر عقلانی هستند یا خیر در میان اقوام ابتدایی و متمدن وجود داشته و ازاین رو مطالعه وسیع مردم شناختی باورها و کارکردهای آنها در زندگی مردم بسیار اساسی به نظر می رسد.
در کشور ایران شاید در مورد تاریخ کلی کشور و یا آداب و رسوم یک شهر و منطقه تحقیقاتی انجام شده باشد ولی تحقیقی که سرگذشت و اعتقادات یک ایل را به صورت مبسوط و به خصوص با نگاهی مردم شناسانه مطالعه نماید بسیار کم می باشد در ارتباط با ایل کاکاوندنیز پژوهش منسجمی صورت نگرفته است و تنها تحقیقات جسته گریخته ای در سالهای اخیر از طریق پژوهشگران انجام گرفته است که آنچنان که می باید کامل و جامع نمی باشند وعلی رغم این بی توجهی بایست اشاره کرد در مورد کاکاوندهایی که پس از مهاجرت جاهای مختلف ساکن شده اند اطلاعات دقیقی وجود ندارد و تحقیقی نیز انجام نشده است و کاکاوندهای قزوین نیز از جمله این فراموش شده ها از عرصه تحقیق و پژوهش می باشد.
بعضا در برخی از کتاب ها مانند کتاب فرهنگ لغات و اصطلاحات مردمان ایران زمین که موضوع اصلی آنها فرهنگ ، لغات و گویش مردم و ایل های مناطق مختلف می باشد راجع به باورها و اعتقادات ایل کاکاوند به صورت جزئی و پراکنده اشاراتی شده است.
بنابر مراتب فوق می توان به جرات گفت که هیچ گونه بررسی مردم شناختی در خصوص تاریخ و آداب و رسوم و اعتقادات ایل کاکاوند قزوین صورت نگرفته و در مراجعه به مراکز، اطلاعات و مدارک علمی هیچگونه اطلاعات پایان نامه ای ،مقاله و سمینار در مورد این موضوع مشاهده نگردید.
از سوی دیگر با توجه به اینکه ایل کاکاوند در چند استان مختلف ایران سکونت دارد، بر آن شدیم تا با دیدی مردم شناسانه به بررسی تاریخ وآداب و رسوم و اعتقادات کاکاوندهای شهر قزوین بپردازیم تا در آخر مشخص نماییم که چه نوع فرهنگ و الزامات و جوانب آن بر این مردمان مسلط می باشد.
4-1.اهداف تحقیقدر سرزمین وسیع ایران اقوام وطوایف متعددی زیست می کنند که نوع زندگی آنان تا حدزیادی تحت تاثیر موقعیت آب و هوایی واقلیمی است. البته مسائلی خارج از مسئله آب وهوایی چون تاسیس دانشگاه ها و محیط ها ی فرهنگی مثل موزه ها و فرهنگسراها در شیوه زندگی وتغییر آن موثر است . مانند ایل کاکاوند قزوین و تحولات فرهنگی آن که بعد از تاسیس مراکز فرهنگی شاهد آن بودیم. چون تا کنون کاری به شکل تئوریکی وبه شکل تحقیقی برای معرفی و شناساندن این ایل وتحولات فرهنگی آن بعد از تاسیس مراکز فرهنگی صورت نگرفته است .
در جامعه تحولات فرهنگی بسیاری رخ می دهد اما کمتر مورد توجه قرار می گیرد، مهمترین رسالت یک مردم شناس یافتن وکشف کردن تحولات مردم شناختی است که درپی آن تلاش مضاعف برای معرفی و شناسایی آن ضرورت می یابد.
در این تحقیق برآن شدیم تا تاریخ و تحولات آداب و رسوم این ایل را با توجه به اینکه از نظر فرهنگی و آداب و رسوم با توجه به پراکندگی به هر دلیل در مناطق مختلف ایران،تحولاتی را به خود دیده است و از مبداء خود و آنچه که تاریخ این ایل گسترده نشان می دهد فاصله گرفته است را مطالعه کنیم.
1-4-1. هدف کلی تحقیق
مطالعۀ مردم شناختی تاریخ و آداب و رسوم مردم ایل کاکاوند شهر قزوین
2-4-1. اهداف جزئی
1.تلاش برای برای فراهم کردن و شناساندن اندوخته های پیشینیان ایل کاکاوند شهر قزوین
2. شناخت آداب و رسوم منطقه و انتقال آن به مردمان منطقه و خارج از ایل کاکاوند شهر قزوین
3. شناخت ویژگی های دینی – مذهبی مردمان ایل کاکاوند شهر قزوین
4. شناخت ویژگی های اقتصادی – اجتماعی ایل کاکاوند قزوین از بعد مردم شناختی
5-1.سوالات تحقیق1-5-1. آیا اعضای ایل کاکاوند از پیشینه تاریخی ایل اطلاع کافی دارند؟
2-5-1. آیا آداب و رسوم ایل کاکاوند ساکن شهر قزوین از کارکردهای فرهنگی- اجتماعی، اعتقادی برخوردارند؟
3-5-1. خصوصیات اقتصادی و معیشتی ایل کاکاوند ساکن در شهر قزوین بر چه اساسی است؟
4-5-1. خصوصیات کلی اجتماعی ایل کاکاوند شهر قزوین چیست؟
6-1.روش تحقیقانسان ابتدایی برای کشف دنیای پیرامون خود و برای دست یابی به شناخت به مشاهده برخاست. مشاهده یکی از مهم ترین ابزار پژوهش در مردم شناسی است . تحقیق حاضر از نوع میدانی است چرا که مردم شناس، پژوهشگر مردم شناس با حضور در میدان تحقیق با جامعه مورد تحقیق ادغام می شود تا به درک بهتری از آن جامعه نائل آید. تحقیق با مطالعه اسناد و مدارک کتابخانه ای شروع شد. و در ادامه با حضور در میدان تحقیق و مشاهده مستقیم و مشاهده مشارکتی، مصاحبه عمیق ، نقشه، ضبط فیلم و ضبط صدا به محقق در جمع آوری اطلاعات یاری رساند.
در تحقیق حاضر از دو نوع ابزار استفاده خواهد شد ؛ مصاحبه و مشاهده مشارکتی استفاده از روشهای مشاهده ای زمانی مفیدند که محقق بتواند همه پدیده ها را در محل مورد مشاهده قرار دهد،لذا همیشه نمی توان به این روشها تمسک جست . به عنوان مثال در بسیاری موارد می بایست عقاید گروهی مورد سنجش قرار گیرند که با محقق فاصله زیادی دارند یا آنکه عقاید و رفتار گذشته افرادی ،بازشناسی شود یا صرفا عقاید ، نظرات و ارزشها شناسایی گردد. بنا بر این در اکثر موارد پژوهشگر ناچار است از مصاحبه بهره جوید.(ساروخانی، باقر،1381 : 187)
بنابراین در تحقیق حاضر، در موارد بسیاری ، جهت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از روش مصاحبه استفاده شده است. از میان انواع مصاحبه ها در تحقیق حاضر با توجه به موقعیت افراد پاسخگو بیشتر از مصاحبه های چهره به چهره ، مورد استفاده قرار گرفت.
در کل می توان گفت ، روش تحقیق حاضر با توجه به ابزار های مورد استفاده ژرفانگر بوده و بیشتر از روش میدانی و تکنیک های مربوط به آن استفاده خواهد شد.
1-6-1.مشاهده
همانطور که گفته شد با توجه به موضوع تحقیق حاضر مشاهده یکی از مهم ترین روش هایی است که مورد استفاده قرار می گیرد. مشاهده یکی از پرکاربرد ترین و طبیعی ترین شیوه های جمع آوری اطلاعات در تحقیقات میدانی است. شیوه مشاهده در تمام علوم می تواند مورد استفاده قرار گیرد، اما در دانش انسانی به خصوص مطالعات مردم شناختی جایگاه ویژه ای دارد.
دانشمندان سیاسی در بین پدیده های دیگر، رفتار سیاست مردان را مشاهده می نمایند. انسان شناسان به مشاهده جوامع کوچک و ساده دست می زنند، روان شناسان اجتماعی نیز به مشاهده انسان ها در گروه های کوچک می‌پردازند. (ساروخانی، باقر، 1384 : 173-174).
مشاهده از تکنیک هایی است که غالباً در مطالعات مردم شناسی مورد استفاده قرار می‌گیرد و در عین حالی که گاهی هم در جامعه شناسی خصوصاً رشته جامعه شناسی روستائی بکار برده می‌شود. معمولاً از تکنیک مشاهده در مواردی استفاده می‌گردد که نمونه گیری و کاربرد پرسشنامه تحقیقاتی عملی نباشد . مثلاً زمانی که قصد مطالعه جابجائی های فصلی یک از ایلات را از ییلاق به قشلاق داریم از این تکنیک استفاده می‌شود.
مشاهده را بطور کلی به دو نوع می‌توان تقسیم نمود بشرح زیر :
1. مشاهده با مشارکت مستقیم و فعالانه محقق در جامعه مورد مطالعه.
2. مشاهده بدون مشارکت محقق( عسگری خانقاه، اصغر، 1374: 34).
1-1-6-1.مشاهده مشارکت آمیز
یکی از روش‌های به کار برده شده در تحقیق حاضر، روش مشاهده با مشارکت‌آمیز است و محقق در تمام مراسم منطقه حاضر بوده است. مشاهده از نوع مشارکت آمیز در موردی مصداق پیدا می‌کند که محقق خود عضوی از جامعه مورد مطالعه شده باشد و بنابراین مانند فردی از افراد جامعه در حقیقت خود نیز در محدوده پژوهشی قرار گیرد که می‌خواهد آنرا انجام دهد . بعنوان مثال محققی که خود ساکن یک روستا بوده و قصد مطالعه بعضی از رفتارهای گروهی یا مراسمی را دارد غالباً بدو آنکه اعضاء آن جامعه در جریان تحقیق وی قرار بگیرند.
مشاهده همراه با مشارکت مشاهده ایست که در آن رسوخ به درون انسان ها صورت می پذیرد. با توجه به ابعاد کیفی و ذهنی پدیده ها در حیات انسانی بسیاری را عقیده بر این است که محقق زمانی می تواند به درک درست واقعیت نائل آید که با مسائل، مشکلات و شادی ها حیات اجتماعی آنان آن طور که هست، بیامیزد و مدتها با انان حیات بگذراند.(ساروخانی، باقر، 1384: 188). در واقع مشاهده مشارکتی شکل مشخصی از تحقیق میدانی است که در آن محقق به منزله کنشگر در رویدادهای مورد مطالعه شرکت می کند.
در این نوع مشاهده محقق چون خود عضوی از جامعه است. گذشته از اینکه فرصت زیادی برای تعمق و دقیق شدن در رفتارهای گروهی مردم خود را دارد , از این امتیاز نیز برخوردار است که افراد جامعه مورد مطالعه وی در مقابل او و رفتار طبیعی خود را از دست نداده و بنابراین مستقیماً با واقعیت های موجود آنچنان که وجود دارند روبرو می‌گرد. در چنین روشی زمان جمع آوری اطلاعات زمان معینی نیست بلکه محقق در تمام مدتی که در جامعه مورد نظر بسر می‌برد, می‌تواند به مشاهده بپردازد( همان: 189).
2-1-6-1. مشاهده بدون مشارکت
در نوع دوم مشاهده، محقق عضو جامعه مورد نظر نبوده بلکه از خارج بدان جامعه وارد می‌شود, در چنین مواردی مشکلات تحقیق بسیار زیادتر از نوع پیشین است زیرا ورود محقق به جامعه مورد مطالعه، عکس‌العمل‌هایی در بین افراد جامعه بوجود می‌آورد که موجب تغییر در رفتار طبیعی آنها می‌شود. مشاهده نوع اول را می‌توان به نوعی فیلمبرداری یا عکسبرداری تشبیه نمود که بدون مقدمه و ناگهانی از فرد یا افرادی صورت می‌گیرد بنابراین رفتار مردمی که جلوی دوربین عکسبرداری قرار گرفته‌اند کاملاً طبیعی است ولی در حالت دوم عکس العمل‌های ناشی از ترس، تردید، سوظن و ابهام موجب می گردد که نتایج تحقیق اعتبار و اطمینان خود را تا اندازه‌ای از دست بدهد . برای برطرف نمودن این مشکل ، محقق در بدو ورود خود به جامعه‌ای که قصد مطالعه آنرا دارد بایستی سعی در جلب اعتماد مردم آن جامعه نموده و تردید و سو ظنی را که احتمالاً از آمدن وی در آنها ایجاد گردیده است از ذهن آنها بزداید، بعبارت دیگر محقق یابد هنگامی کار خود را آغاز کند که افراد جامعه به منظور و مقصود علمی وی پی‌برده و بدون واهمه به سئوالاتش جواب دهند. در حقیقت چون تکنیک مشاهده بیشتر بوسیله مردم شناسان و در مطالعه ایلات و جوامع ابتدایی و محدود بکار برده می‌شود . بنابراین لازم است دانش پژوهانی که از این تکنیک استفاده می‌نماید. شرایط و خصوصیات جامعه مورد مطالعه و مردم آن را بدقت در مد نظر داشته و قبل از هر نوع تماسی با مردم جو دوستانه و قبل اعتمادی برای ادامه کار خود ایجاد نمایند( همان، 1384: 190).
2-6-1. مصاحبه
یکی دیگر از روش های جمع آوری اطلاعات در این تحقیق که مورد استفاده قرار گرفته، روش مصاحبه است. از آنجا که مصاحبه، عام ترین روش گرد آوری اطلاعات در تحقیق کیفی است . لذا اغلب، این نوع تحقیقات را اصطلاحا روش های تحقیق مصاحبه ای نیز نامیده اند . مصاحبه را گفتگو یا گفت و شنود هدفمند نیز نامیده‌اند، بدین معنی که محقق با هدف کسب اطلاعات درباره موضوعی خاص با مصاحبه شنونده صحبت می کند( صفری شالی، رضا، 1387: 68).
7-1. روش های جمع آوری اطلاعاتپدیده های اجتماعی بسیار پیچیده هستند و شناخت کامل این ابهام روش‌های متعددی را طلب می کند ، عوامل مختلف در پدیده های اجتماعی نقش دارند که پیدا کردن این عوامل با یک تکنیک و روش به دست نمی‌آید و چون ما با پدیده ای مواجه هستیم که در نوع خود بی همتاست بنابراین لازم است از تمامی روش‌های موجود که در این زمینه می تواند موثر واقع شوند، استفاده کنیم.
8-1.ابزارهای تحقیقبا توجه به روش های تحقیق موجود و از آنجا که در تحقیق حاضر رفتار مردم را زیر ذره بین گذاشته می شود، وسایل و ابزارهایی که در این تحقیق استفاده خواهد شد با توجه به کیفی بودن و اصول تحقیقات مردم شناسی ابزارهایی مانند دوربین عکاسی، )در موارد متعدد از جمله رسومات و آیینها ، شناسایی گونه های گیاهی و …(، اسلاید ، دوربین فیلم برداری و Mp3 برای ضبط وقایعی که بایست در طول تحقیق به آنها توجه شود. همچنین فیش های ثبت وقایع به بررسی جامعه مورد مطالعه پرداخته می شود.

9-1.جامعه آماریجامعه آماری که می توان جمعیت یا حیطه نیز نام نهاد منظور جمعیتی می باشد که می خواهیم تحقیقی را روی آنها انجام دهیم ،در تحقیق حاضر نیز جامعه آماری کل مردمان ایل کاکاوند شهر قزوین می باشد که از بین این جمعیت باتوجه به رعایت اصول نمونه گیری یک سری افراد را به صورت انتخابی ،انتخاب کرده و با آنها مصاحبه خواهیم کرد،از طرفی با توجه به اینکه ابزار اصلی تحقیق حاضر مشاهده مشارکتی می باشد لذا محقق بر خود می داند که با دیدی عمیق کل این ایل و مردمانش را مورد مطالعه قرار دهد. و روش تحقیق مسلط در تحقیق حاضر ، میدانی می باشد. به طور خلاصه بایست گفت که در این پژوهش جامعه مورد بررسی ما ایل کاکاوند شهر قزوین می باشد که با توجه به ویژگی های تاریخی و جغرافیایی به بررسی تاریخ و فرهنگ عامیانه آن پرداخته خواهد شد.
10-1.قلمرو زمانی و مکانی تحقیقجامعه مورد مطالعه در این تحقیق ایل کاکاوند شهر قزوین می باشد. و مردمان این ایل در شهر قزوین با توجه به رعایت اصول مردم شناسی مورد مطالعه قرار خواهند گرفت.از نظر زمانی نیز تحقیق حاضر در سال 1392 انجام می گیرد.
11-1. مفاهیم و اصطلاحاتدر این قسمت از تحقیق در ابتدا مهم ترین واژه ها و مفاهیمی که ممکن است در روند تحقیق حاضر به آنها بر خورد کنیم را تعریف می نماییم تا با روشن تر شدن فضای مفهومی به بینش درست تری دست یافت.
مردم شناسی: به معنی مطالعه هر یک از نهاد های انسانی در محدوده معینی است. (روح الامینی، محمود 1377: 9). در این رشته به تحلیل حیات مادی، اجتماعی و فرهنگی و هم چنین هنرها، فنون و آداب و رسوم مردم جوامع یا گروهی پرداخته می شود. مردم شناسی شیوه ای مقایسه ای است که در صدد آن است که تبیینی نیز باشد و فرهنگ ها و شیوه های مختلف زندگی را مورد فهم و درک قرار دهد.(بیرو، 1375 : 12).
فرهنگ: این واژه در لغت فارسی مرکب از دو جز “فر” و “هنگ” است که در معانی مختلفی به کار رفته است. مانند دانش، دانایی، خرد، نعرفت، حرفه، ادب و غیره. در اصطلاح روشن فکران با فرهنگ مترادف با مبادی آداب اهل مطالعه و خوش مشرب است. که متضاد آن یعنی بی فرهنگ مترادف با بی تمدن فرانسوی ها به کار می رود. (طبیعی ، 1374: 32).
سنت: بنابر تعریف وبر سنت عبارت است از احساسات و باورهایی است که از نسلی به نسل دیگرمنتقل می‌شود. ازاین رو راهنمای جوامع سنتی گذشته ان‌هاست. اعضای این جوامع درست یا معقول بودن اعمال و رفتارشان را براساس طولانی بودن زمانی ارزیابی می کنند که آن اعمال مورد قبول جامعه بوده است. (عضدانلو، 1384: 369).
اما از نظر گیدنز برای درک مفهوم سنت، باید عناصر مهم آن را شناخت، از مهمترین عناصر سنت که هسته مرکزی آن را تشکیل می دهد، مراسم، آیین ها و رفتار های تشریفاتی است. آیین ها تا جایی که به صورت مراسمی خاص انجام گیرد، محور هر چیز سنتی است. و رفتار سنتی به رفتاری اشاره دارد که « در حوزه ای معین تکرار و باز انجام می شود »( گیدنز، آنتونی، 1379: 74) ، بدون آن که این سوال پرسیده شود؛ آیا آن چه که انجام می دهیم، صحیح و معتبر است یا خیر. گذشته به کمک آیین های مذهبی تکرار می شود و سنت نیز قدرت خود را از آیین های مذهبی می گیرد.
دومین ویژگی سنت، جمعی بودن آن است. جمعی بودن سنت به این موضوع اشاره دارد که الگوهای رفتاریِ کاملاً فردی در جوامع سنتی وجود ندارد. البته ممکن است کسی دارای آیین‌های شخصی باشد، اما نمی‌توان آن‌ها را سنت دانست. «سنت اساساً جمعی و اجتماعی است، و با ارتباط بین آیین‌های تکراری و باز انجام تشریفات و انجام دادن جمعی آن‌ها کاری صورت می‌گیرد، که بدین نحو آن را سنت تعریف می‌کنند».(همان:75).
سومین ویژگی سنت این است که هم نگهبان هستند و هم در درون خود نگهبان هایی دارند که کارشان تفسیر و توضیح دادن سنت ها است. در نظر عامه تعدادی از افراد هستند که می توانند سنت ها را تفسیر کنند و نه همه. مثلاً کاهن ها و کشیش ها که معنای محرمانه آیین ها و مراسم ها را توضیح می دهند و ارتباط معونی با خدا را برای مذاهب تعریف می کنند.
آیین و آداب اجتماعی: این اصطلاح برای نشان دادن رفتارهایی است که بر طبق عرف و عادت صورت می‌گیرد و به کار می رود. آیین ها و آداب اجتماعی به کاربرد و رعایت عادات و عرف در بعد مادی آنان نظر دارند. (بیرو، آلن ، 1375 : 78).
باور: نوعی از شناخت است نسبت به چیزی. آنگاه که شماخت و معرفت همراه با نوعی تایید قلبی و درونی باشد، به مرحله باور رسیده ایم. به عبارت دیگر مجموعه دانشی که در فرهنگی وجود دارد و مردم بدون شک و تردید به آن ایمان می آورند و به آن معتقد می شوند باور است. به بیان دیگر آن گاه که شناخت و معرفت به نقطه اطمینان قلبی رسید خواه صحیح باشد خواه نا صحیح باشد به آن باور گویند.
باور نوعی از شناخت و معرفت و درجه ای از شناخت محسوب می شود و بدان ایمان آورده می شود (معرفت جریانی است برای رسیدن به باورها) باورها جنبه دینی و علمی ندارند و تنها فرهنگی هستند. باورها از زمان و مکان متاثر می شوند و به تبع این کلیه معارف و شناخت های انسان ها مربوط به مقتضیات زمانی و مکانی اوست. باورها جنبه قومی و فرهنگی دارند و نه فردی. باورها می توانند از عقیده ای مشترک که همگان آن را به عنوان امری مسلم تلقی می کنند تا باورهایی که اساس پذیرش آن بر مبنای مقام و اهمیت امری عینی اتوار است را دربر گیرند.(بیرو ، آلن، 1375: 32).
باورها یا اعتقادات مجموعه‌ای از افکارند که به زندگی معنا می‌بخشند. باورها ادراک ما از هستی را می‌سازند. چنین اندیشه می‌شود که باورها نقش فرماندهی در مغز دارند و زمانی که فکر می‌کنید که امری درست است، باور شما به مغز فرمان می‌دهد تا به دنبال چیزی باشد که از اعتقادات شما حمایت کند.
در بین اقوام و ملت های گوناگون، باورهای زیادی وجود دارند که با زندگی مردم عجین شده و تمام کارها و برخوردهای روزمره شان، بر اساس همین باورها صورت می گیرد. باورها ( خرافی یا غیرخرافی ) جزیی از فرهنگ هر قوم و منشا حرکت و نشان دهنده نحوه ی زندگی افراد هستند. با استفاده از باورها می توان بر افراد تسلط یافته و آنها را به هر جهت دلخواه حرکت داد، متوقف کرد یا به عقب برگرداند. باورها از نسلی به نسل بعدی منتقل می گردند و در این انتقال تحت تاثیر محیط قرارگرفته، تغییر کرده و حتی ممکن است فراموش شوند. ورود تکنولوژی به زندگی مردم، سبب فراموشی باورها است و بسیاری از آنها اکنون فقط در یادها مانده‌اند. بسیاری از باورهای گذشته اکنون کمرنگ شده و برخی نیز به علت تغییرات اجتماعی، مهاجرت به شهرها، ارتباط با مردم دیگر شهرها و مناطق، سست شدن روابط اجتماعی بین افراد فراموش شده اند.
قزوین: درباره وجه تسمیه قزوین و چگونگی این نام نظرات مختلفی مطرح شده است . کهن ترین سند درباره نام قزوین ،نوشته قدامه بن جعفر است که در نیمه دوم سده سوم هجری می زیسته است ، نوشته او چنین است: دژقزوین به فارسی کشوین خوانده می شود و معنی آن مرز دیداری است.
مورخین ایرانی و عرب قزوین را از جمله «این کش وین» یعنی بدان کنج بنگر گرفته اند و معتقدند که اعراب کش وین را معرب کرده و قزوین گفته اند.
اما به زعم مورخین یونانی پیش از دوران هخامنشی مردمی در کرانه باختری دریای قزوین می زیسته اند که آنها را کاسی یا کاسیت نام برده اند و کاسپین که نام دریای قزوین است از نام آنها گرفته شده است. بنابر آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت نام قزوین برگرفته از واژه کاسپین است و به احتمال زیاد واژه کش وین را باید تغییر یافته کس پین به شمار آورد.چگونگی این تغییر شکل از نظر زبان شناسی می تواند به این صورت انجام گرفته باشد.
تبدیل (س به ش) و (پ به و) که در نتیجه واژه کسپین به صورت کشوین درآمده است. تعبیر دیگر اینکه بنیانگذران شهر قزوین به یک چهره اساطیری نسبت داده شده این چهره دختر افراسیاب است که نام او «تاز» یاد شده است. اصل کلمه قزوین قاز اینی است. یعنی بازیگاه قاز که تعبیری عامیانه است.
گذشته از تحلیل هایی که درباره نام قزونی به اعتبار منابع کهن بدان اشاره رفت از نظر لغوی نیز می توان این نام را به این صورت مورد بررسی قرار داد این نام از ترکیب دو جزء تشکیل یافته است.
جزء (وین) بر وزن (سین) در فرهنگ لغت ها به معنی درخت و باغ آمده است. در زبان فارسی وازه ای وجود دارد به صورت کزون معرب آن کزوان به معنی درخت بند به کار رفته است. بنه به معنی پسته می باشد. پژوشگر محتر آقای دکتر دبیر سیاقی در رابطه با نام قزوین معتقدند: قزوین به معنی باغ پسته می باشد. (ورجاوند ، پرویز، 1375 :ص 103).
قزوین را در نوشته های قدیم اروپا شهر باستانی (ارساس)خوانده اند و در تواریخ یونانی همان شهر قدیمی (راژیا)و در زمان اشکانیان به نام موسس آن (اردپا)خوانده اند. سامانیان آن را کشوین یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد. و برخی هم آن را (مستوفین)یا شهری که مردمی پرصلابت و استوار دارد نامیده اند. در کتاب هایی بعداز اسلام اغلب از قزوین به نام باب الجنه یاد شده است.(آقا محمدی ، عباس، 1377 : ص15).
12-1. پیشینه تحقیقمقدمه
در زمینه باورها و اعتقادات ایرانیان افراد بسیاری هستند که تحقیقات وسیعی در حوزه های انسان شناسانی، مردم شناسی و جامعه شناسی انجام داده اند که بیان همه آنها قطعا در اینجا امکان پذیر نمی باشد. از این بابت جهت آشنایی با مهم ترین نوشتارهایی که در زمینه باورها و اعتقادات در ادبیات ما قرار دارد به چند نمونه از آنها به صورت اجمالی و گذرا اشاره می شود.
به‌نظر مى‌رسد مردمان کهن، اعتقادات و باورهاى به اصطلاح خرافه‌اى بیشترى نسبت به روزگاران جدید داشته‌اند. در ایران، از زمان ساسانیان چند کتاب باقى مانده که وجود بعضى از این اعتقادات را در آن دوره آشکار مى‌سازد. مانند “ورداویرافتامه” ، “شایست و نه‌شایست” ، “دین کرت” ، “بندهستن” و “نیرنگستان” پهلوی. بخشى از این باورها نیز از ملل بیگانه به ایران وارد شده که این تأثیرات از دوران هخامنشیان و نفوذ مغ‌ها در دین زرتشتى آغاز مى‌گردد. دین زرتشتى در ابتدا مخالف خرافات بود. یکی از کتاب هایی که در دوران معاصر در زمینه باورها و اعتقادات ایرانیان به تفضیل صحبت نموده است کتاب “نیرنگستان” اثر صادق هدایت می باشد( اصفهانیان، داوود، 1389: 21).
هیربدستان یا نیرنگستان یکی از کتاب‌های دینی زرتشتیان است که به خط و زبان پهلوی نوشته شده‌ است. قدیم ترین نسخه‌ای که از این دو متن در دست است حدود ۹۰۰ سال یزدگردی برابر با سده هفدهم رونوشت برداری شده‌ است. در عنوان زند هیربدستان و نیرنگستان آمده‌ است که متن، برپایه آموزه‌ های پیشگ سر نوشته شده‌ است و در بخش دوم نیرنگستان آمده‌ است که فرگرد دوم بر پایه آموزه‌ های سوشیانس است که هر دو تن از مفسران اوستا بوده‌ اند. در این اثر قوانین آیینی دین زرتشت و دیدگاه تفسیرگران گوناگون در مورد این قوانین آمده‌ است. صادق هدایت، افکار، نظریات و آثارش شناخته شده‌تر از آن است که دوباره از آنها یاد شود. درمورد این کتاب ذکر چند نکته لازم باشد. نخست نام نیرنگستان است، همان‌طور که به آن اشاره شده در ادبیات پهلوی و پازند مجموعه‌ای هست به نام «نیرنگستان» که پاره‌ای از نوشته‌های اوستایی با گزارش و توضیح پهلوی آن گردآمده است. «نیرنگ واژه پهلوی است به معنی آیین دینی و نیایش و دعا. پارسیان به جای این واژه، کلمه گجراتی «کیریا» (در سنسکریت «کِریا») را بکار می‌بردند. در عربی «نیرنج» (جمع آن «نیرنجیات») معرب همین واژه پهلوی است. بسیاری از نیایش‌های کوتاه دین مزداپرستی نیرنگ نامیده می‌شود؛ چنان که نیرنگ آتش، نیرنگ کشتی بستن، نیرنگ دست شو و جز آن. این نیایش‌ها را دارای تأثیر فوق عادتی تصور می‌کرده و برای رفع پیشامدهای ناخوشایند و زشت و گزند رویدادها در هر مورد، نیرنگ ویژه‌ای داشته‌اند که بسیاری از آنها در کتابهای روایت (روایات داراب هرمزدیار و جز آن) گردآوری شده است. از آن جمله است نیرنگ حاجت خواستن، نیرنگ بیماری، نیرنگ ناخوشیِ گوسفند، نیرنگ سر درد، نیرنگ تب بستن، نیرنگ برای دفع شرّ دزد و نیرنگ برای آسان کردن زایمان زن دشوار زای. در سنت ایرانیان، نیرنگ از نیایش‌های مشکل‌گشای بسیار کهن بوده است. نیرنگ از جمله واژه‌های دینی زرتشتی است که پس از اسلام تغییر معنی داده و از آن سحر و جادو و طلسم و شعبده و افسون و حیله اراده کرده‌اند و بطور عام این واژه و ترکیب‌های آن ماننده نیرنگ‌باز، نیرنگ‌بازی و نیرنگ بکار بردن به معنی حیله، حیله‌گر، حیله‌گری و حیله در کار آوردن است.» آنچه پیداست نزدیک به هشتاد سال از نشر نخست این کتاب می‌گذرد، احمد کسروی نیز در دفتر پندارها به این گونه افکار و خرافات تاخته و با آنها به مبارزه پرداخته است.
نیرنگستان نام کتابی از صادق هدایت است. هدایت نام این کتاب را از نسخه ای به همین نام که در دوره ساسانی نگاشته شده گرفته است. نیرنگستان در اینجا به معنی فرهنگستان است. نیرنگستان هدایت یک فرهنگ نامه فولکلور است. در دیباچه نسک هدایت به نام یک متخصص فرهنگ توده و فلکلر، زمینه‌ها و ریشه‌های پیدایش این باورها را می کاود. منابع اصلی هدایت برای نگاشتن این هنگ بی نظیر به پیش از اسلام بر می گردد و از جمله نسکهایی چون : «اردا ویراژنامه» ، «شایست نشایست» ، «دینکرت» ، «بند هشن» و «نیرنگستان» پهلوی. هدایت باورمند است که بیشتر این باورها و آیین‌ها از آن جا وارد فرهنگ ایرانی شده که جادوگران در دوره نگارش اوستا نفوذ زیادی داشته اند و اوستا بر علیه آنها این احکام را صادر کرده که پسها بروی عادات و پندارها و باورها و آیین‌های رایج درآمده . چراکه کهن‌ترین بخش اوستا همان گاتها می‌باشد و بخشهای مورد بحث پسا به اوستا ملحق شده است. در مورد نیرنگستان به خطا نرویم و بپنداریم که نسک تماما اوهام و خرافات و افکار سخیفه را در بر می گیرد . چرا که هدایت در دیباچه آن برخی از این آیین‌ها را می ستاید و از آنها به نام یادگارهای نیک ایرانی یاد می‌کند . این باورها و پندارها را نشانه سالگذشت مردمی میداند که زیاد پیر شده، زیاد فکر کرده و زیاد افکار شاعرانه داشته است. از جمله جشن نوروز، آداب عقد و عروسی و تمامی افکار بی زیان خنده آور و افسانه‌های قشنگ ادبی و غیره. این کتاب چون فرهنگی کامل در چندین فصل طبقه بندی شده است: آداب و تشریفات زناشویی- تاریخچه- زن آبستن- اعتقادات و تشریفات گوناگون- آداب ناخوشیها- برای برآمدن حاجت ها- خواب- مرگ- تفال ناشی از اعضای بدن- تفال، نفوس، مروا، مرغوا- ساعات، وقت، روز- احکام عمومی- دستورها و احکام عملی- چند اصطلاح و مثل- چیزها و خاصیت آن- گیاه‌ها و دانه ها- خزندگان و گزندگان- پرندگان و ماکیان- داو ودد- بعضی از جشن‌های باستان- جاها و چیزهای معروف- افسانه‌های عامیانه- گوناگون( هدایت، صادق، 1356: 24).
اما در ذیل به برخی از مواردی که در باب تاریخ ایران و ایل های ایرانی به نگارش درآمده اند، می پردازیم:
جمال زاده، “خلقیات ایرانیان”با استفاده از یک روش اسنادی در سال 1345 کتابی را به نگارش درآورده است که در ذیل به بخشی از آن اشاره می شود:
در آغاز کتاب جمال زاده این نکته را متذکر می شود که یک نفر ایرانی امروز از بسیاری جهات و به خصوص از لحاظ اخلاقی تفاوتی با ایرانی دیرو زندارد او با بیان این نکته هم قصد انتقاد از ایرانی را داشته که اخلاق او حتی با زمان هرودت تفاوت نکرده و این نشانه سکون و شاید تحجر در روحیه ی یک ملت است و هم می‌خواسته این نکته را بگوید که اگر در این کتاب از قول هرودت وکتزیاس و گزنفون تا شرق شناسان امروز سخن می گوید باز به همین دلیل است.
سپس جمال زاده پا را فراتر نهاده و علت عقب ماندگی ایرانی را همین معایب و نقایص اخلاقی می داند و معتقد است تا زمانی که ما به وجود این معایب اخلاقی در خودمان باور نداشته باشیم نخواهم توانست به علاج و درمان آن بپردازیم.
بعد از آن نویسنده به ذکر صفات پسندیده ایرانیان می پردازد و به ذکر دو نمونه از قول پروفسور براون وهرودت اکتفا کرده واین بخش حجم بسیار اندکی در مقابل بخشی که به ذکر صفات ناپسند ایرانیان می‌پردازد دارد. در اینجا ذکر می‌کند که تمام بیگانگانی که با ما ارتباط داشتند ایرانیان را متفق‌القول تیزهوش، سریع الانتقال، حاضرجواب، خوش مشرب، خوشمزه ، خوش سلیقه، خوش صحبت و خوش معاشرت ، بلند نظر، مبادی آداب، مهمان نواز، دست و دل باز و آبرومند می‌دانند. استقبال ایرانیان و به خصوص روستاییان از سپاه دانش را نشانه عشق و علاقه مردم ایران به علم می‌داند .طبع شاعرانه ایرانیان و اینکه با شکم گرسنه و جیب خالی تکیه بر اریکه قدرت زده اند را از قول بیگانگان مورد تجلیل قرار می‌دهد. نویسنده در فصلی به نام تغییر احوال ما ایرانیان ذکر می کند صفات پسندیده ای که به ایرانیان نسبت می‌دهند عمدتا به خصایص ظاهری مربوط می شوند نه آنچه بتوان آن را اخلاق نام نهاد و بیشتر ایراد هایی که به خصایص ایرانیان گرفته اند در باب اخلاق درونی آن‌هاست.
در ادامه بخشی به نام تفاوتهای اخلاقی ما با دیگران آغاز می گردد و به کثرت اخلاق های بد ما نسبت به اخلاق های خوب ما در کتاب‌هایی که بیگانگان درباره ی ما نوشته اند اشاره می کند و اینکه ممکن است بعضی اخلاق ها و اطوارها در نزد ملتی مقبول و پسندیده باشند در حالی که همان ها در میان اقوام دیگر نکوهیده و مکروه به حساب می آیند و گاهی بعضی بدفهمی ها و کژاندیشی ها باعث شده که بعضی صفات پسندیده ما ، مانند فروتنی و تعارضات ما را به چابلوسی و دروغگویی تعبیر کنند و این عیبی بر ملتی به حساب نمی آید اگر تفاوت‌هایی در بین آنها با دیگران وجود دارد. پس از این نویسنده چهار نوع واکنش برای مقابله با آنچه بیگانگان درباره ما گفته اند ذکر می کند 1-تجاهل و تغافل، 2-انکار، 3-تلافی، 4-تعقل و پس از آنکه سه راه اول را رد می کند راه چهارم را مناسب می داند.
نویسنده عقاید و آراء بیگانگان را درباره ایرانیان ذکر کند و آنها را به چهار دسته تقسیم می کند، 1- یونیان و رومیان، 2- غیر فرنگی ها (ترک،عرب و تاتار)، 3- فرنگیان هم روزگار ما، 4- ایرانیان.
در دسته نخست به هرودت (پدر تاریخ) و پلوت ( شاعررومی قرن2پیش ازمیلاد) که در ستایش ایرانیان سخن رانده‌اند و آمی‌ین مارسلین که ایرانیان را متکبر، جنگجو، خودستا و مستبد می‌داند اشاره دارد. دردسته دوم از متنبی شاعر عرب که در نکوهش ایرانیان سخن بسیار رانده و از غازی غرای خان تاتاراز دودمان چنگیز و روشنی بیک از صاحب منصبان ترکیه مطالبی را ذکر کرده که ایشان نیز از ایرانیان بسیار بد گفته اند. دسته سوم به نوشته‌های سفرا، سیاحان، سفرنامه نویسان، شرق شناسان، مورخان، مشاوران نظامی و نویسندگان زیادی استناد کرده که در اکثر موارد افرادی که در باب ایرانیان سخن گفته اند ایرانیا ن را مردمی می شناسند با صفات ناپسندی مانند دروغ، بی وجدانی، مبالغه کردن، دورویی، نفاق، شرک، بی وفایی، خرافه پرستی، چابلوسی، عدم اعتماد و غیره. جمال زاده در این مقاله به شیوه ای هنر مندانه سعی در جمع آوری نوشته های کسانی کرده که در باب خلقیات ایرانیان سخن رانده اند داشته است. (جمال زاده، 1345).
صادق همایونی نیز در تحقیقی با عنوان” فرهنگ مردم سروستان” که در سال 1371طی تحقیقی میدانی به نگارش در آورده است به آداب و رسوم مردم فارس اشاره می کند که خلاصه ای از آن در ذیل آورده می شود:
این کتاب یکی از مفصل‏ترین و جامع‏ترین اثار تحقیقی است که تاکنون در این زمینه منتشر شده است. نگارنده اثر که خود زاده سروستان فارس بود در این اثر به تمام جنبه های فرهنگ عامه مردم سروستان پرداخته است. برای نمونه در این کتاب در زمینه آداب زوار آمده است در سروستان به زوار “فَتِ راه” می دهند، “فت راه” یا فتح راه معمولاً مقداری پول است. البته، مسافران بعد از آمدن از مشهد مقدس برای کسانی که “فَتِ راه” دادن، دستمالی ابریشمی، جانماز، نبات طواف شده و تُربت معروف به گل تربت تقدیم می کنند.
رضا بهرامی در تحقیقی با عنوان”خواستگاری در میان ایلات کرد شمال خراسان” که در سال 1385 به نگارش در آورده است به تاریخچه کردها و اعتقادات و آداب و رسون آنها به خصوص در مورد خواستگاری پرداخته است که خلاصه ای از آن به این صورت است که:
خواستگاری در میان ایلات کرد شمال خراسان چه برای اقوام نزدیک و چه دور، تقریبا یکسان بوده است. خواستگاری با اقدام پدرو مادر پسر – که معمولا در مرحله اول زنها هستند – وبا رفتن به خانه دختر مورد نظر، شروع می شود تا نظر پدر و مادر دختر را نسبت به خود جلب کنند.
خواستگاران از نزدیکان داماد یا پیرزنهایی که ازاعتبار و تجربه کافی برخوردارند، انتخاب می شوند و در اغلب مواقع، مادر داماد به همراه خواستگاران نمی رود. خواستگاران وظیفه دارند دختر را از نظر اصالت خانوادگی، جمال، کمال و توانایی کار در عشیره بپسندند و پرس و جو نمایند که دختر خواستگار دیگری نداشته باشد. البته واضح است در این بررسی ها، به گونه ای رفتار نمی کنند که زننده و یا جنبه ی توهین آمیزداشته باشد. پس از مقدمه چینی ها، اگر خواستگاران، دختر را نپسندند به زودی خداحافظی کرده و می روند اما اگر دختر مناسب و مورد پسندشان واقع شود، موضوع را بی پرده با مادر و خویشاوندان دختر در میان می گذارند و می گویند آمده اند تا دخترشان را برای فلان شخص خواستگاری نمایند. مادر و خویشان دختر اجازه می خواهند و در جواب می گویند بر روی چشم، اجازه بدهید تا با دختر، پدر و دیگر خویشان، موضوع را در میان بگذاریم. مهمانان نیز، اجازه رفتن گرفته، و قول می گیرند چند روز بعد بیایند و خبر بگیرند. خانواده دختر در مدتی که معین کرده اند موضوع را با بستگان خود در میان گذاشته و شور و مشورت می کنند.
در این گونه گفتگوها اغلب ناسازگاری های شدیدی اتفاق می افتد. به ویژه هنگامی که جوانانی از خانواده خود مانند پسرخاله، پسردایی، پسرعمو و جز آنها به دختر نظر داشته باشد. در این گونه مواقع، عاقبت مادر دختر نظر خود را موافق می سازد و در هر حال در موعد مقرر تصمیم نهایی گرفته می شود. در روز مقرر پیکی از سوی خانواده پسر می آید که: «شما قولی به خانواده فلانی داده بودید حالا اجازه می دهید که خواستگاران رسما به خدمت برسند؟» اگر پاسخ خانواده دختر منفی باشد موضوع به کلی فراموش می شود.چنانچه پاسخ مثبت باشد پدر دختر به پیک خانواده پسر می گوید: «مانعی ندارد» ، و اگر پسری از اقوام عروس، داوطلب ازدواج با این دختر باشد و خانواده دختر نیز موافق با وی باشد، خانواده پسر داوطلب در این امر تعجیل می کند و پا پیش می گذارد.
زهرا صفایی نیز طی مقاله ای با عنوان”رقص در ایلات و عشایر ایران زمین” که در دی ماه 1384 در هفته نامه فصل نو به چاپ رسانده است به نحوی کاری مردم شناختی انجام داده است، خلاصه تحقیق ایشان به شرح ذیل می باشد:
یکی از مهمترین آداب و رسوم در میان ایلات و عشایر ایران رقص یا حرکات موزون و ریتمیک می باشد . هرچند رقص درکنارموسیقی به عنوان یک سرگرمی و عاملی روحیه بخش ، نشاط آور و شادی آفرین مطرح است که به زندگی سخت و دشوارایلیاتیِ سخت کوش، رنگ و جلایی خاص می بخشد ، لکن رقص از جنبه های دیگری نیز قابل بررسی است . رقص به عنوان یک هنر در کنار موسیقی و شعر بیان کننده حالات روحی و وسیله ای برای بیان احساسات و عواطف فردِایلیاتی بوده و نیزابزاری جهت ایجاد ارتباطِ نمادین می باشد . رقص درهمراهی با قصه گویی ونقالی نوعی نمایش گونه ی پرشور برای جذاب کردن کار قصه گوست و از این جهت قابل مقایسه با پانتومیم یا نمایش صامت در تئاتر می باشد که در آن فارغ از صحنه آراییهای مرسوم ، تنها با حرکات صورت ، دستها و بدن ، معنایی خاص را به بیننده القا می کنند . رقص همچنین کارکردهای دیگری مانند برانگیختن حس تعاون و دوستی از یکسو و پرورش احساس رقابت سازنده میان افراد ایل دارد و سبب آمادگی جسمانی و روانی برای انجام کارهای سخت زندگی کوچ نشینی می شود . باید توجه داشت که در اکثر ایلها و عشایر ایران همچنانکه بخش عظیم ، مهم و سختی از کارها بر دوش زنان است و زنان نیز دوش بدوش مردان و گاهی حتی بسیار فراتر از آنها به کار می پردازند و در تقسیم کار اجتماعی واجد نقشها و جایگاههای مهم و قابل توجهی هستند، درآیینها و رسوم نیز همه ی افراد ایل اعم از مردان و زنان همراهند و اصولا” در رقصها خصوصا” آنها که بازگوکننده ی مفاهیم خاصی هستند، هم زنان و هم مردان دارای نقش برابر می باشند و در رقصهای آیینی همه با هم می رقصند . این همراهی زنان با مردان در رقص ، در گذشته و تاریخ تمامی عشایر به چشم می خورد، لکن در معدودی از عشایر اکنون زنان و مردان در دستجات جداگانه ای می رقصند .
فاطمه امیری در تحقیقی با عنوان”بررسی شیوه های سنتی ازدواج در بین ایلات کهگیلویه و بویر احمد” که در مرداد ماه 1384 توسط خبرگزاری جمهورس اسلامی( ایرانا) چاپ شده است، با دیدی مردم شناسانه این رسم را مورد توجه قرار می دهد که در ذیل به خلاصه آن پرداخته می شود:
ازدواجهای ناف بری، خون بس، لویرات، سرارت، برون همسری،گل به گل و نذری از جمله انواع ازدواج ها در میان محلی ها و عشایر این استان بوده است. این نوع ازدواجها براساس موقعیت زمانی، شرایط خانواده، طایفه و عشیره در برخی از مناطق این استان صورت می گرفته و گاهی صورت می گیرد. ازدواج “ناف بری” برپایه نامزدی در دوران طفولیت بوده است.دربرخی موارد دختری که متولد می شد، همزمان با تولد پسری از اقوام یا طایفه، ناف هر دو را قطع و باانجام اینعمل این دو از همان بدو تولد نامزد می شدند و هنگام بلوغ ازدواج می کردند. در مواردی خصومت ها و نگرانیهای زیادی بین خانواده ها بر اثر لغو چنین آیینی هنگام بلوغ بوجود می آمد که نتایج ناخوشایندی هم داشته است. در روزگار گذشته، نامزدی ناف بری در سنین طفولیت در میان طبقات بالای جامعه ایلی بیشتر رایج بود که ابزاری برای زد وبندهای ایلی و طایفه ای بین بزرگان قوم محسوب می شده است، این روش امروزه کمتر رواج دارد. ازدواج “خون بس” درمواردی که بین دوقبیله یا طایفه اختلافی صورت گیرد و چنانچه فردی در این میان به قتل برسد برای جلوگیری از تداوم این خون ریزی درگیری و نزاعهای احتمالی،این نوع ازدواج صورت می گیرد و با این پیوند نوعی خویشاوندی جایگزین دشمنی خواهد شد. در باورهای ایلی “خون فقط با خون پاک می شود”، اما معتمدین و ریش سفیدان محلی درمواردی با برقراری ازدواج بین دو طایفه قاتل و مقتول به این خصومت پایان می دهند. دراین رسم،دختری از خانواده یا نزدیکان فرد قاتل را به عقد یکی از افراد خانواده مقتول با انتخاب “ولی دم” در می آورند تا پیوند زناشویی ریشه این خصومت را بخشکاند.
اما اگر بخواهیم به صورت متمرکز آثاری که نزدیک به موضوع تحقیق حاضر کار شده اند، بایست به مواردی چند اشاره کرد:
1. آذر خسروی ترازک، بررسی جایگاه زن در ادبیات شفاهی طایفه ی کاکاوند، راهنما: منیژه مقصودی، مشاور: جلال الدین رفیع فر، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، شهریور 1382
رساله‌ای حاضر پژوهشی است که حاصل قریب به دو سال کار نظری و عملی است، راجع به مسایل زنان شکل گرفته و این مطلب را از دریچه ادبیات شفاهی انجام داده است، همانگونه که از عنوان رساله بر می‌آید «بررسی جایگاه زن در ادبیات شفاهی طایفه کاکاوند» هدف اصلی و اساسی، پژوهش ضمن جمع آوری و ثبت بخشی از ادبیات شفاهی جامعه آن بوده که با تحلیل محتوای متون ثبت شده به کنه اندیشه مردمان این ناحیه پی ببریم که چه صفات و خصوصیاتی را به زنان نسبت میدهد و چه انتظاراتی از زن در میان آنها وجود دارد.
این پژوهش در دو بخش مشتمل بر پنج فصل تدوین شده است، بخش اول پژوهش‌هایی است که لازم بود برای ورود به بحث اصلی داشته باشیم که خود شامل سه فصل (کلیات، گذری بر جامعه‌ی مورد پژوهش و در باب فولکلور و ادبیات شفاهی) است و بخش دوم شامل دو فصل (ادبیات منظوم و ادبیات منثور) می‌باشد، این فصول، تنه اصلی پژوهش را تشکیل میدهند. فصل مربوط به ادبیات منظوم در سه قسمت، لالایی(32 لالایی)، ترانه(83 ترانه) و مرثیه (150 مرثیه) به ثبت و تحلیل داده‌ها پرداخته‌ایم و در فصل ادبیات منثور به پیروی از نامگذاری جامعه متون جمع آوری شده را «پاچا» (مجموعاَ 17 قصه جمع آوری شده) نامیده‌ایم و سپس به استخراج داده‌های مورد نظر از آنها پرداخته‌ایم.
مراحلی را قبل از تدوین این اطلاعات به صورت مکتوب گذرانده‌ایم که عبارتند از :1- ضبط اطلاعات با استفاده از ضبط صوت 2- ثبت آنها به زبان بومی (لکی) 3- ترجمه به زبان فارسی 4- و در بخش ادبیات منظم به آوانگاری اطلاعات پرداخته‌ایم. روش مورد استفاده در تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده، تحلیل محتوی کیفی است که از واحد موضوعی برای تحلیل اطلاعات جمع آوری شده استفاده کرده‌ایم.
قابل ذکر است که ادبیات شفاهی در ایران با رویکردی که اتخاذ شده کم و بیش انجام نشده (بخشهای ادبیات شفاهی که مورد مطالعه قرار گرفته هیچ یک در جایی ثبت نشده‌اند و این اولین کوششی است که برای ثبت ادبیات شفاهی طایفه کاکاوند صورت گرفته است) و به ناچار راه تحلیل داده‌هایمان را با الگویی نو در پیش گرفته‌، به این ترتیب که با مقوله بندی موضوعاتی که در ادبیات شفاهی راجع به ایل کاکاوند مطرح شده است به تحلیل اطلاعات ثبت شده پرداخته‌تا بتوان تصویری را که به صورت ضمنی از زن توسط ادبیات به افراد جامعه منتقل می‌شود به تصویرکشید.
2. صفیه مراد خانی و پرستو قبادی، آیین سوگواری در ایل کاکاوند، فصلنامه فرهنگ مردم ایران، شماره 26، پاییز 1390
نویسنده اشاره می کند که: مراسم عزاداری و سوگ در بین مردمان این ایل و آیین های خاص آن بیانگر پیوند ناگسستنی مردم با فرهنگ آبا و اجدادی خویش است. امروزه این مراسم به دلیل گسترش شهرنشینی دچار تغییر و تحول شده است وحتی برخی از آیین های مربوط به آن تحریف یا فراموش شده اند. مردم کاکاوند چون تعصب خاصی نسبت به گذشتگام خود داشته اند، به بسیاری از این رسم و آیین ها پایبندند و آنها را سینه به سینه از نسلی به نسلی انتقال داده اند. آیین سوگ درمیان طوایف ایل کاکاوند در مقایسه با سایر اقوام ایرانی بسیار پررنگ و مفصل تر به نظر می رسد؛ مردم این قوم، چون خبر مرگ یکی از اقوام را می شنوند، از همان دقایق اول، با حضور صمیمانه و شرکت در مراسم، تمام تلاش خود را به کار می بندند تا تسلای خاطر داغدیدگان باشند و در مقابل صاحبان عزا نیز در برگگزاری مراسم سنگ تمام می گذارند و با وسواسی خاص، آداب سوگ را به جا می آورند تا هم روان تازه درگذشته از آنان خشنود باشد و هم در میان هم طایفه ای ها و دیگر طوایف، سربلند باشند.
3. صفیه مرادخانی و پرستو قبادی اصل، ابیات مویه( مور) در ایل کاکاوند، فصلنامه فرهنگ مردم ایران، شماره 18و19 پاییز و زمستان 88
نویسنده اشاره می کند: آداب و سنن و ادبیات شفاهی از جمله های بسیار مهم قابل مطالعه می باشد . مویه نیز یکی از ابعاد فرهنگ عامه محسوب می شود و از پرشورترین و اندوهناک ترین آیین های سوگ در میان ایل کاکاوند می باشد. مویه ها، تک بیت هایی هستند که در سوگ درگذشتگان با سوز و گداز خواند می شوند. در این مقاله با هدف ثبت ادبیات شفاهی ناحیه ای از ایران، یکی از مظاهر فرهنگ عامه یعنی مویه پرداخته شده است. این مقاله تنها به بخشی از مویه های مردانه پرداخته است. رسانه برای پرداختن به وجوه فولکلوریک سوگ نیازمند شناخت عمیق جلوه های سوگ در مناطق مختلف کشور است. استفاده از ادبیات و مفاهیم آنها و شناسایی ملودی ها و اوزان موسیقیایی یکی از کاربردهای این گونه مردم نگاری هاست. تولید مستندهای مردم شناختی همچون مویه می تواند یکی از برنامه های پرمخاطب در ایام سوگواری از تلویزیون باشد. با توجه به چخش برنامه های متناسب در ایام عزاداری و سوگواری در طول سال، پخش مستندهای مردم نگارانه از این دست مخاطبان تلویزیون را به خود جذب می کند.
4. محمد ذوالریاستین، دستورنامه فرهنگ گویش کاکاوند دینور، پایان نامه، دانشگاه تهران،1356
رساله حاضر گویش کاکاوند دینور (dinavar) را مورد بررسی قرار داده است . دهستان دینور با 79 قریه از شمال به سنقر، از شرق به کنگاور و از غرب به میان دربند محدود است . ده کاکاوند در دهستان دینور بخش صحنه واقع می‌باشد. گویش کاکاوند دینور یکی از گویشهای اورامانی است و بعلت اینکه مرکز طایفه اهل حق در قرن چهارم هجری در ایالت لرستان در مناطق دلفان و پشتکوه بوده لغات بسیاری از گویشهای لری در این گویش دیده می‌شود. بسیاری از لغات لهجه گورانی قدیم نیز در این گویش باقی است زیرا متون قدیمی اهل حق به گویش گورانی قدیم است . حدود 40 درصد از لغات فارسی به شکل کردی در این گویش وجود دارد. مردم کاکاوند حتی اسامی خاص را به هجا و آهنگ زبان کردی تبدیل و بیان می‌نمایند. گویش کردی کاکاوند دارای 24 همخوان و 9 واکه است .
فصل دوم:تاریخچهو مباحث نظری تحقیق1-2. مبانی نظری
مردم‌شناسی زندگی اجتماعی و حیات فکری و فرهنگ انسان را با توجه به سیر تاریخی و مناسبات طبیعی و اجتماعی بررسی می‌کند و ویژگی‌های جسمانی و زندگی فکری و فرهنگی انسان‌های نخستین و جوامع ابتدایی را می‌کاود. می‌توان گفت این علم آیینه تمام نمای جامعه معاصر است یعنی می‌تواند علل به وجود آمدن سازمان‌ها و بنیان‌های کهن فرهنگی جامعه بشری را که برخی در جوامع معاصر رایج و برخی دیگر متروک شده‌اند کشف نماید(فربد، محمد صادق، 1376 : 2-4 ).
هر چند عوامل عدیده ای در توسعه مردم شناسی نقش ایفا کرده است؛ اما در واقع این حوزه علمی محصول برخورد فلسفه غرب و شرایط تاریخی آن است. اندیشه های رایج انسان شناسی درباره رفتار انسانی؛ ریشه در سوالات تاریخی آدمی راجع به ماهیت و منشاء موجودات انسانی دارند؛ چنانچه مثلا در ابتدا تصورات اروپائیان راجع به ماهیت بشر بر اطلاعاتی جزئی، مغلوط و مبتنی بر آراء سنت یهودی- مسیحی استوار بود؛ اما طرز تلقی اروپائیان درباره انسان بوسیله اکتشاف فرهنگ های غیر اروپائی در زمان کریستف کلمب غنا یافت.ضمنا گسترش مردم نگاری علمی در پایان قرن نوزدهم، اطلاعات مطمئن تری برای مقایسه حوزه های فرهنگی پدید آورد که این امر افق دید اندیشمندان اجتماعی را وسعت بخشید و لذا آنان با درگذشتن از ثغور جامعه ای معین، قادر شدند فرضیاتی عام در باب فرهنگ و طبع آدمیان را آزمون کنند( فربد ،محمد صادق، 1388 : 23).
1-1-2. اشاعه گرایی اطریشی- آلمانی( نظریه حلقه فرهنگی)
تحقیق درباره مسئله اشاعه و مهاجرت از سوی مکتب تاریخی اطریشی- آلمانی صبغه ای نوین به خود گرفت. اگر چه متفکرین این مکتب همانند اسمیت و پری به ثبات خویشاوندی توجه داشته و بر غفلت تطورگرایان کلاسیک در مورد اشاعه و مهاجرت تاکید می کردند؛ لیکن این امر سبب نمی شد تا آنها نارسائی های نظریات اسمیت و پری را از نظر دور دارند. در واقع نظریه تاریخ گرائی فرهنگی؛ انسان شناسی را به عنوان مجموعه نظریاتی معتبر تلقی می کند که البته این برداشت بازتاب محدودی در ایالات متحده آمریکا داشته است. به این ترتیب رهیافت انسان شناسی اطریشی- آلمانی مبتنی بر تحلیل میزان پیچیدگی فرهنگی به لحاظ جغرافیایی و تنوع و توسعه آنها به لحاظ تاریخی بود. به عبارت دیگر این نظریه ابعاد زمانی- مکانی فرهنگ را با هم در نظر می گرفت.
در این میان فردریش راتسل(1844-1904) بانی انسان شناسی جغرافیایی یا جغرافیای فرهنگی که ظاهرا در تشکیل مکتب انسان شناسی اطریشی- آلمانی نقشی نداشت؛ با مطالعات خود در زمینه مهاجرت و واکنش های متفاوت ساکنان اقالیم کهن و یکجانشین جدید تاثیری قاطع نهاد. به علاوه پیروان راتسل نظیر فروبنیوس، فرتیز گرابنر و ویلهلم اشمیت، چهره های شاخص مکتب اطریشی- آلمانی محسوب می شوند. آنان با توجه به تشابهات انسانی به بررسی مسئله کیفیت ابعاد اشاعه و مهاجرت پرداختند و دو نوع آموزه در زمینه تحلیل صورت و کمیت بوجود آوردند. از این نگره تحلیل صوری مبین آن بود که تشابه ظاهری صنایع و حرف مبتنی بر خصایص نیست و این وضعیت اصولا معرف ارتباط تاریخی عناصر فرهنگی در حوزه های وسیع جغرافیایی است. تحلیل کمی نیز چنین فرض می کرد که تشابه وسیع پیچیدگی یا مشترکات فرهنگی باید توسط اصل اشاعه ارزیابی شود.
اشمیت آخرین کسی بود که طرح گرابنر و فروبنیوس را تکمیل کرد. آنها چنین می انگاشتند که معدودی مبادی فرهنگی طی زمان از مناطق اصلی خود مجزا شده و موج وار فرهنگ جهانی را به وجود آورده است. اندیشمندان مزبور به تاثیر موجی رشد فرهنگ نام حلقه فرهنگی دادند که این اصطلاح با توجه به وجه اطریشی- آلمانی آن در قالب مکتب حلقه فرهنگی رواج یافته است( فربد،محمد صادق، 1388: 76).
2-1-2.مکتب اشاعه
نظریه‌های اشاعه از انتقاداتی که به تکاملیون و تحولیون، خصوصا نظریه سیر یک خطی و موازی تحولات فرهنگی می‌شد به وجود آمد(روح الامینی،محمود، 1377 : 118) در قرن نوزدهم ظهور کرد و تا قرن بیستم تداوم یافت. نقطه حرکت محوری این نظریه، تأمل بر تغییرات فرهنگی از یک سو و توجه به شباهت‌های فرهنگی از سوی دیگر است (فکوهی،ناصر، 1382 : 144) برخلاف نظریه تکامل فرهنگی، بیشتر جوامع همیشه در جهت سیر تکاملی نیست و گاهی جنبه قهقرایی دارد. پیروان این نظریه معتقدند که برای شناخت خصوصیات هر فرهنگ باید تاریخ آن را مورد مطالعه قرار داد و ارتباط آن را با جوامع دیگر کشف کرد. به عقیده آنها ابداعات و اختراعات محدود بوده، از این رو مرکزیت خاصی برای اشاعه اولین فرهنگ‌ها می‌شناسند. پیدایش تئوری اشاعه بنیادها به مطالعات تاریخی متکی است و به همین سبب به مکتب تاریخی نیز شهرت دارد – در کشورهای مختلف اروپا و آمریکا منشاء نظریات گوناگونی گردید که به سه جریان فکری آلمانی، انگلیسی و آمریکایی معروف است.
روبرت فریتس گربنر و ویلهم اسمیت ، از پایه گذاران این جریان فکری در آلمان می‌باشند، که به نام «مکتب وین» معروف شده‌است. آنها عقیده داشتند که فرهنگ اولیه انسان از سرزمینی در آسیا نشأت گرفته، و عواملی مانند مهاجرت‌های بزرگ، داد و ستد و غیره سبب انتقال آن به سرزمین‌های دیگر جهان شده‌است. نظریه اشاعه در آلمان به نظریه تاریخی یا ترکیبی معروف شده‌است. پیروان این نظریه بر این باورند که عناصر تشکیل دهنده فرهنگ این جامعه ترکیبی است که از فرهنگ‌های مختلف گرفته شده‌است و کشفیات باستان‌شناسی را برای دستیابی به عناصر و اجزاء متشکله فرهنگ‌های گوناگون بسیار سودمند می‌دانند. از پیروان اصلی مکتب اشاعه انگلیس، گرافتن الیوت اسمیت است. پیروان این نظریه بر این باور بوده‌اند که ابداعات و اختراعات فرهنگی، نخست در یک محل روی داده و سپس به نقاط دیگر انتقال یافته‌است. بدین ترتیب، مصر را در درجه اول و یونان را در درجه دوم سرچشمه و مهد اشاعه فرهنگ و تمدن همه کشورها می‌دانند.(روح الامینی،محمود، 1377: 119). رهبری فکری مکتب اشاعه در آمریکا را بواس بر عهده داشت. این نظریه به «فرهنگ تاریخی» یا «تغییر فرهنگی» معروف است و پیروان آن عقیده دارند که بخش‌های مختلف فرهنگ، که از دیگر فرهنگ‌ها گرفته شده‌است، به یکدیگر مرتبط شده و ترکیب فرهنگی جدیدی را به وجود می‌آورد، که فعالیت مشخصی دارد. (فربد،محمد صادق، 1376 :118) تحولات فرهنگ بشری را باید به صورت تاریخی مورد توجه قرار داد و بر خلاف آنچه که تکاملیون گفته‌اند، تطور به معنی تکامل نیست، فرهنگ‌ها طبقه بندی نمی‌شوند، تکامل بیولوژیکی قابل انطباق با تکامل فرهنگی نیست و سر انجام، تکامل جامعه خط سیر معینی ندارد و آینده آن قابل پیش بینی نیست(روح الامینی،محمود، 1377 : 120).
به طور کلی می توان گفت که مکتب اشاعه بر خلاف نظریه پردازان مکتب تکامل گرایی بر آن بودند که بیشتر جوامع همیشه در جهت سیر تکامل نیستند و گاهی جنبه قهقرا دارند و معتقد بودند که تاریخ فرهنگ انسان حاصل اشاعه آن از یک ناحیه بوده است.

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *