*215

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران شرق
پایان نامه کارشناسی ارشد
رشته علوم ارتباطات اجتماعی ( M.A )
بررسی تاثیر میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر توسعه مدل تفکر انعکاسی
(مطالعه مقایسه ای دبیرستان های هوشمند و غیر هوشمند دخترانه غیرانتفاعی منطقه 2آموزش و پرورش شهر تهران)
استاد راهنما
دکتر سید علی رحمانزاده
استاد مشاور
دکتر اسماعیل کاوسی
نگارنده
سیده مهدیه موسوی انزهایی
سال تحصیلی 1391 -1390

سپاسگزاری:
رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمود:” برتری عالم مانند برتری من بر کمترین شماست و همانا خدا و فرشتگان و اهل زمین حتی مورچه ای که در لانه است و ماهی دریا بر معلمان خوبیها به مردم، درود میفرستند”. من نیز برخود لازم می دانم از استادان ارجمند جناب آقایان دکتر سید علی رحمانزاده و دکتر اسماعیل کاووسی که در جریان انجام این پژوهش از راهنماییها و توصیههای مشفقانه و راهگشای آنان بهره بردم، سپاسگزاری نمایم.
همچنین جا دارد از کمک های دوست و استاد ارجمندم دکتر حسین امامی نیز مراتب سپاس و قدردانی خود را ابراز دارم که اگر راهنمایی ها و همراهی او نبود، انجام این کار ممکن نمینمود. و بایسته است که قدردان کوشش های بیدریغ دوست و خواهر عزیزم سرکار خانم هاجر حسین خواه باشم که در طول مدت انجام کار، هماره با حضور دلگرم کننده خود نومیدی را از من دور میساخت و روزنی از امید را فرا راهم مینهاد. در پایان سپاسگزار خانواده ی عزیزم هستم که هرآن چه دارم از آن هاست و برخود لازم می دانم که به آن ها بگویم: پدر بزرگوارم؛ ریشه من از توست و من تنها شاخهی تو هستم و اگر تو نبودی من نیز نبودم، هرگاه در خود نعمتی یافتم که شادمانم میکند می دانم،که تو ریشهی آن نعمتی. برای داشتنت خدای را به اندازه آن نعمت شاکرم. مادر عزیزم، تو مرا از ثمره قلب خود چیزی عطا کرده ای که هیچ کسی به دیگری نمی دهد و توان شکر تو را ندارم مگر به یاری خدا و توفیق او.
و تو عزیزتر از جانم، محبت برادرانه ات را هیچ گاه از من دریغ نکرده ای و من عاشقانه دوستت می دارم.

تقدیم به:
تقدیم به پدر بزرگوار و مادر عزیزم که الفبای انتظار را به من آموختند.
فصل اول :
کلیات تحقیق
Contents
TOC o “1-3″ h z u مقدمه: PAGEREF _Toc334284638 h 111-1 بیان مسأله: PAGEREF _Toc334284639 h 131-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق : PAGEREF _Toc334284640 h 151-3 اهداف تحقیق: PAGEREF _Toc334284641 h 161-3-1 هدف اصلی: PAGEREF _Toc334284642 h 161-3-2 اهداف فرعی : PAGEREF _Toc334284643 h 161-4 سؤالات تحقیق: PAGEREF _Toc334284644 h 171-4-1 سوال اصلی: PAGEREF _Toc334284645 h 171-4-2سوالات فرعی: PAGEREF _Toc334284646 h 171-5 فرضیه‏های تحقیق: PAGEREF _Toc334284647 h 171-5-1 فرضیه اصلی: PAGEREF _Toc334284648 h 171-5-2 فرضیه های فرعی: PAGEREF _Toc334284649 h 171-6 تعریف مفاهیم PAGEREF _Toc334284650 h 181-6-1 سواد: PAGEREF _Toc334284651 h 181-6-2 سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284652 h 181-6-3 تفکر انتقادی: PAGEREF _Toc334284653 h 181-6-4 تفکر انعکاسی: PAGEREF _Toc334284654 h 191-6-5 جامعه پذیری: PAGEREF _Toc334284655 h 191-6-6 مواجه با رسانه ها: PAGEREF _Toc334284656 h 201-6-7 مدرسه هوشمند: PAGEREF _Toc334284657 h 221-7 روش تحقیق: PAGEREF _Toc334284658 h 221-8 جامعه آماری: PAGEREF _Toc334284659 h 221-9 روش نمونه گیری: PAGEREF _Toc334284660 h 221-10 روش گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات : PAGEREF _Toc334284661 h 23فصل دوم : PAGEREF _Toc334284662 h 24مبانی نظری تحقیق PAGEREF _Toc334284663 h 242-1-1سواد: PAGEREF _Toc334284664 h 252-1-2 انواع سواد: PAGEREF _Toc334284665 h 262-1-2-1سواد دیجیتالی : PAGEREF _Toc334284666 h 262-1-2-2سواد اطلاعاتی: PAGEREF _Toc334284667 h 272-1-3 سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284668 h 282-1-4 تاریخچه سواد رسانه ای در جهان: PAGEREF _Toc334284669 h 342-1-5 تاریخچه سواد رسانه ای در ایران: PAGEREF _Toc334284670 h 382-1-6 ضرورت سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284671 h 402-1-7 اصول سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284672 h 442-1-8 سطوح سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284673 h 452-1-9 اهداف سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284674 h 472-1-10 مراحل کسب سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284675 h 512-1-11 سواد رسانه ای؛ تفکر انتقادی: PAGEREF _Toc334284676 h 522-1-12 ویژگی های پروژه های سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284677 h 532-1-12-1کاوش و اکتشاف فردی PAGEREF _Toc334284678 h 532-1-12-2تکثرگرایی در موضوعات تحت پوشش PAGEREF _Toc334284679 h 552-1-12 – 3واکنش به رسانه ها: نقش پاسخ فعال PAGEREF _Toc334284680 h 562-1-12-4مسئولیت مشترک رسانه ها و مصرف کنندگان PAGEREF _Toc334284681 h 572-1-12-5ضرورت مشارکت فراگیر در ساختارهای آموزشی: PAGEREF _Toc334284682 h 582-1-12-6محتوای آموزشِ سوادِ رسانه ای: PAGEREF _Toc334284683 h 592-1-12-6نقش پژوهش و ارزشیابی: PAGEREF _Toc334284684 h 602-1-12-7ساختار، قالب ها و وسایل کمک آموزشی: PAGEREF _Toc334284685 h 602-1-12-8منابع برای افراد، والدین، آموزگاران و سازمان ها: PAGEREF _Toc334284686 h 612-1-13 دلایل فراگیری سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284687 h 611-13-1-2 داشتن آگاهی کامل در خصوص استفاده از رسانه ها: PAGEREF _Toc334284688 h 632-13-1-2برخورد منتقدانه با محتوای رسانه ها: PAGEREF _Toc334284689 h 633-13-1-2تحلیل زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تبلیغی محیط رسانه ها PAGEREF _Toc334284690 h 644-13-1-2رسانه ها، ارزش ها و دیدگاه ها را جایگزین می کنند PAGEREF _Toc334284691 h 645-13-1-2برداشت افراد مختلف از یک پیام رسانه ای واحد، متفاوت است PAGEREF _Toc334284692 h 656-13-1-2ارتباطات اجتماعی سالم به وسیله اطلاعات و دانش PAGEREF _Toc334284693 h 662-1-14 آموزش رسانه چیست؟ PAGEREF _Toc334284694 h 672-1-15 آموزش رسانه، چرا؟ PAGEREF _Toc334284695 h 682-1-17 الگوهای موضوعی در آموزش رسانه ای: PAGEREF _Toc334284696 h 742-1-18 چرا آموزش سواد رسانه‌ای اینقدر مهم است؟ PAGEREF _Toc334284697 h 762-1-19 مزایای آموزش سواد رسانه ای برای مخاطبان: PAGEREF _Toc334284698 h 772-1-20 دلایل آموزش سواد رسانه ای از نگاه باری دونکان: PAGEREF _Toc334284699 h 782-1-21 18 اصل حاکم بر آموزش رسانه‌ای (سواد رسانه‌ای): PAGEREF _Toc334284700 h 792-1-22 الگوی پنج سطحی سواد رسانه‌ای انتقادی: PAGEREF _Toc334284701 h 812-1-23 کشورهای پیشرو در آموزش سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284702 h 852-1-23 -1آموزش سواد رسانه ای در ژاپن: PAGEREF _Toc334284703 h 852-1-23 -2آموزش سواد رسانه ای در کانادا: PAGEREF _Toc334284704 h 902-1-23 فرایندهای شناختی آموزش سواد رسانه‌ای: PAGEREF _Toc334284705 h 95بخش دوم: تفکر انتقادی: PAGEREF _Toc334284706 h 962-2-1 تاریخچه‌ تفکر انتقادی‌ و تفکر خلاق: PAGEREF _Toc334284707 h 972-2-3 نظریه« رابرت استرانبرگ » و آموزش تفکر خلاق : PAGEREF _Toc334284708 h 1042-2-4 تبییـن اصول پنجگانه تفکرانتقادی براساس آرای واتسون – گلیزر : PAGEREF _Toc334284709 h 1072-2- 5 چند راهکار علمی آموزش خلاقیت: PAGEREF _Toc334284710 h 1102-2-6 آموزش تفکر خلاق به‌وسیله شیوه‌ تفکر افقی: PAGEREF _Toc334284711 h 1112-2-7 روش ذهن‌انگیزی؛شیوه‌ای خلاق برای آموزش تفکر انتقادی: PAGEREF _Toc334284712 h 1122-2-8 تأثیر اندیشه‌بزرگان و متفکران در ترویج تفکر انتقادی و خلاق: PAGEREF _Toc334284713 h 1132-2-9 ویژگی متفکران منتقد: PAGEREF _Toc334284714 h 1142-2-10 مراحل پیشرفت تفکر انتقادی : PAGEREF _Toc334284715 h 1152-2-11 چرا تفکرانتقادی باید قسمتی از تمام دروس باشد؟ PAGEREF _Toc334284716 h 1162-2-12 تفکر انتقادی ، در برابر روش سنتی آموزش : PAGEREF _Toc334284717 h 1192-2- 13 آموزش تفکر انتقادی: PAGEREF _Toc334284718 h 1212-2-14 ضرورت ها و اصول تعلیم و تربیت: PAGEREF _Toc334284719 h 1222-2-15 اهمیت آموزش رسانه ای به کودکان و نوجوانان: PAGEREF _Toc334284720 h 1232-2-16 حضور رسانه ها در زندگی کودکان و نوجوانان: PAGEREF _Toc334284721 h 1242-2-17 پردازش اطلاعات رسانه ای نزد کودکان و نوجوانان PAGEREF _Toc334284722 h 1262-2-18 سنجش برنامه ها و محتوای رسانه ای نزد کودکان و نوجوانان PAGEREF _Toc334284723 h 1292-2-19 کارکردها و نقش های مختلف رسانه ها در مورد کودکان و نوجوانان PAGEREF _Toc334284724 h 1302-2-20 10اصل و چند روش مؤثر در کاهش تاثیرات مخرب رسانه‌ها PAGEREF _Toc334284725 h 1342-2-21 میزان تأثیر رسانه‌ها برخانواده‌ PAGEREF _Toc334284726 h 134بخش سوم: مدرسه هوشمند PAGEREF _Toc334284727 h 1423-2-1 منظور از مدارس هوشمند چیست ؟ PAGEREF _Toc334284728 h 1423-2-2 تعریف مدرسه هوشمند: PAGEREF _Toc334284729 h 1453-2-3 پیشینه هوشمند‌سازی مدارس PAGEREF _Toc334284730 h 1463-2-3 -1پیشینه هوشمند‌سازی مدارس در جهان: PAGEREF _Toc334284731 h 1463-2-3 -2پیشینه هوشمند‌سازی مدارس در ایران PAGEREF _Toc334284732 h 1473-2-4 نگاهی به برخی از شاخص‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزشی: PAGEREF _Toc334284733 h 1483-2-5 مقایسه شاخص‌های فاوای برخی از کشورها در حوزه آموزش وپرورش: PAGEREF _Toc334284734 h 1493-2-6 مزایای اجرای طرح مدارس هوشمند : PAGEREF _Toc334284735 h 1513-2-7 مهمترین اهداف مدارس هوشمند: PAGEREF _Toc334284736 h 1523-2-7 مهمترین دلایل تاسیس مدارس هوشمند: PAGEREF _Toc334284737 h 1533-2-9 استمرار فرایند یادگیری دانش آموزان در خارج از مدرسه: PAGEREF _Toc334284738 h 1583-9-10 اسناد پشتیبان مدرسه هوشمند: PAGEREF _Toc334284739 h 1613-2-11 هدف‌های کلان هوشمند سازی مدارس: PAGEREF _Toc334284740 h 1633-2-12راهبردهای کلان هوشمند سازی مدارس در ایران: PAGEREF _Toc334284741 h 1643-2-13 ساز و کار اجرایی هوشمند‌سازی مدارس : PAGEREF _Toc334284742 h 1673-2-14 ساختار تشکیلاتی مدرسه هوشمند: PAGEREF _Toc334284743 h 1693-2-15مولفه‌های اصلی و ارکان هوشمند‌سازی مدارس: PAGEREF _Toc334284744 h 1703-2-15ارزیابی و ارزشیابی در مدارس هوشمند: PAGEREF _Toc334284745 h 1723-2-16 رتبه‌بندی با توجه به رویکرد فاوا درطرح تحول بنیادین: PAGEREF _Toc334284746 h 1743-2-16عملکرد هوشمند‌سازی مدارس در سال تحصیلی 91-90: PAGEREF _Toc334284747 h 176بخش چهارم؛ نظریه ها: PAGEREF _Toc334284748 h 1794-2-1نظریه اجتماعی سواد رسانه ای: PAGEREF _Toc334284749 h 1794-2-2برجسته سازی: PAGEREF _Toc334284750 h 1804-2-3نظریه استفاده و خشنودی: PAGEREF _Toc334284751 h 1814-2-4نظریه گلوله جادویی: PAGEREF _Toc334284752 h 1834-2-5نظریه استحکام یا تأثیر محدود: PAGEREF _Toc334284753 h 1834-2-6نظریه کاشت PAGEREF _Toc334284754 h 183بررسی پژوهش های انجام شده: PAGEREF _Toc334284755 h 185فصل سوم : PAGEREF _Toc334284756 h 191روش تحقیق PAGEREF _Toc334284757 h 1913-1 روش تحقیق PAGEREF _Toc334284758 h 1923-2 جامعۀ آماری PAGEREF _Toc334284759 h 1943-3 روش نمونهگیری PAGEREF _Toc334284760 h 1953-4 حجم نمونه PAGEREF _Toc334284761 h 1963-5 واحد تحلیل PAGEREF _Toc334284762 h 1963-6 معیارهای انتخاب افراد مورد مطالعه PAGEREF _Toc334284763 h 1963-7 ابزار پژوهش PAGEREF _Toc334284764 h 1973-8 محاسن پرسشنامه: PAGEREF _Toc334284765 h 1973-9 تعاریف نظری متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc334284766 h 1973-9-1 متغیر وابسته: سواد رسانه ای PAGEREF _Toc334284767 h 1973-2 متغیرهای مستقل: PAGEREF _Toc334284768 h 1983-10-1 جامعه پذیری PAGEREF _Toc334284769 h 1983-10-2 تفکر انتقادی PAGEREF _Toc334284770 h 1993-10-3 نحوه برقراری با رسانه ها PAGEREF _Toc334284771 h 2003-11 روایی ابزار تحقیق PAGEREF _Toc334284772 h 2013-12 پایایی ابزار تحقیق PAGEREF _Toc334284773 h 2023-13 رویۀ جمعآوری دادهها PAGEREF _Toc334284774 h 2033-14 فنون تجزیه و تحلیل دادهها PAGEREF _Toc334284775 h 204فصل چهارم : PAGEREF _Toc334284776 h 205یافته‌های تحقیق PAGEREF _Toc334284777 h 205فصل پنجم : PAGEREF _Toc334284778 h 271نتیجه گیری و پیشنهادها PAGEREF _Toc334284779 h 2715-1خلاصه ونتیجهگیری از یافتههای توصیفی PAGEREF _Toc334284780 h 2765- 2خلاصه و نتیجهگیری از یافتههای تبیینی PAGEREF _Toc334284781 h 2885-3 پیشنهادات: PAGEREF _Toc334284782 h 2975-3-1پیشنهاد اصلی تحقیق : PAGEREF _Toc334284783 h 2975-3-2 پیشنهاد جانبی تحقیق : PAGEREF _Toc334284784 h 2975-4 محدودیت های تحقیق : PAGEREF _Toc334284785 h 297منابع و ماخذ PAGEREF _Toc334284786 h 298
مقدمه:اکنون که انقلاب اطلاعات و ارتباطات، مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و تحولات شگرفی را در عرصه جهانی شدن خلق کرده است، حجم بالای اطلاعات و دانش های تازه، به راحتی از طریق شبکه های اطلاعاتی در دسترس همگان قرار می گیرد و به نظر می رسد”دهکده جهانی” در حال شکل گیری است. در این میان یک موضوع مهم، نحوه برخورد با پیشرفت های پرشتاب و خیره کننده فناوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده از آن ها در شئون مختلف زندگی است. رسانه ها می توانند همچون ابزاری مفید به انسان معاصر کمک کنند تا با استفاده از آخرین پدیده های علمی، زندگی دلخواه، آرمانی و پرباری داشته باشد؛ ضمن اینکه اگر این ابزار، غلط یا با سوء نیت به کار گرفته شود، می تواند به صورت نیرویی ویران کننده و مصیبت بار عمل کند. برای اینکه بتوان در برابر رسانه های متکثر موجود، مخاطبانی داشت که بتوانند در کنار بهره برداری آگاهانه و فعالانه از این رسانه ها، خود را در برابر چالش ها و پیامدهای مخرب آن ها محافظت کنند، باید “سواد” جدیدی ایجاد کرد. پس ابتدا به تعریف گسترده تری از “سواد” و افزایش فضای مفهومی آن نیازمندیم که دیگر به معنای توانایی خواندن و نوشتن صرف نیست، مفهومی که از آن به عنوان “سواد رسانه ای” یاد می شود. “سواد رسانه ای” یا “آموزش رسانه ای” علاوه بر توانایی ملحوظ در سواد سنتی، که همان توان خواندن و نوشتن است، توانایی تحلیل و ارزشیابی پیام ها و قدرت انتقال اطلاعات به دیگران را در قالب های مختلف و با ابزارهای گوناگون در انسان پدید می آورد. همچنین، با توانمند کردن انسان برای درک شیوه کار رسانه ها مقاوم می سازد.
“سواد رسانه ای” مبحث جذابی در ارتباطات است که می کوشد خواندن سطرهای نانوشته رسانه های نوشتاری، تماشای پلان های به نمایش در نیامده یا شنیدن صداهای پخش نشده از رسانه های الکترونیک را به مخاطبان بیاموزد.(شکرخواه،1380: 79)
“سواد رسانه ای” نهضتی علیه رسانه ها نیست، بلکه عادات رسانه ای افراد را تغییر می دهد و با هوشیار کردن مخاطبان به آن ها می آموزد چطور از رسانه ها استفاده کنند. شهروندانی که سواد رسانه ای دارند، از طریق رسانه میزان آگاهی و توان دریافت اطلاعات خود را بالا می برند و با همین توان به سمت تقویت روحیه انتقادی بیشتر حرکت می کنند و رابطه یکسویه و انفعالی را به جریانی دو سویه و فعال تبدیل می کنند.(راسخ محمدی، 1385 :7) اهمیت سواد رسانه ای و ضرورت آن سال هاست که در کشورهای پیشرفته مورد توجه قرار گرفته است و نهادهای دولتی و مدنی برای آموزش و گسترش آن بین اقشار مختلف جامعه تلاش می کنند. برای مثال مدت هاست موضوع “سواد رسانه ای” در کشور کانادا مطرح است و در نظام آموزش عمومی این کشور جای خاص خود را دارد، در ژاپن نیز اندیشه سواد رسانه ای به سرعت گسترش یافته است و در سطح وسیعی در امر آموزش و تولید رسانه ای اندیشیده اند و به مطالعات انجام شده در کشورهای دیگر و استفاده از تجارب آن ها، اهداف و رویکردهای سواد رسانه ای را متناسب با نیازهای جامعه مشخص کرد و به آموزش آن همت گمارد. برای این منظور نهادهای آموزشی، مدنی، صنفی و رسانه ای باید به این امر کمک کنند و در این میان، رسانه های جمعی به ویژه رادیو و تلویزیون با توجه به طیف وسیع مخاطبان، نقش زیادی در امر آموزش سواد رسانه ای به مخاطبان خود دارند.
درباره کارکردهای وسایل ارتباط جمعی، نقدر و نظر بسیار است، اما بی تردید یکی از مهم ترین آن ها از دیرباز مورد توجه اندیشمندان این حوزه قرار گرفته است، بخش آموزشی آن است. اهمیت کارکرد آموزشی وسایل ارتباط جمعی در جوامع معاصر تا حدی است که بعضی از جامعه شناسان برای رسانه ها نقش”آموزش موازی” یا “آموزش دایمی” قایل هستند(معتمدنژاد، 1371 :13) آموزشی که از سوی رسانه ها عرضه می شود، غیر تجریدی و چند بعدی است. مطالعات اثبات کرده است که استفاده فعال از حواس پنجگانه در آموزش های رسانه ای، یادگیری را آسان و جذابیت آموزش را دو چندان می کند. سواد رسانه ای نیز مقوله ای است که می توان به طور موثر از طریق رادیو و تلویزیون به مخاطبان آموزش داد.
نقش معلمان در این عرصه شاید این است که تلاش کند راهی را بیابد تا دریابد چگونه می توان دانش اموزان را در درک نقش های چندگانه فرهنگی و اجتماعی رسانه های جمعی در جامعه و میزان تأثیرگذاری رسانه ها یاری رساند، بدون آن که مستقیماً آنان را در مسیری مشخص انداخت. گرچه زیبایی شناسی رسانه ها ممکن است به خوبی با برنامه های درسی سنتی منطبق باشد، اما همچنین جنبه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وسیع تر رسانه ها نیز باید مورد کنکاش قرار گیرند. این که آیا این امر به فعال گرایی مصرف کنندگان منتهی می شود یا خیر به یک اندازه به مشارکت کنندگان و آموزگار بستگی دارد و این در صورتی است که ترکیبی مناسب از کشفیات آزاد و ارزشیابی بی طرفانه ایجاد شده باشد.
در صورتیکه معلمان از سواد رسانه ای مناسبی برخوردار باشند می توانند در نحوه برخورد و تدریس خود مواردی چون تفکر ونگاه نقادانه به رسانه ها، جامعه پذیری مناسب، نحوه مواجهه صحیح با رسانه ها را به دانش آموزان یاد بدهد و این باعث شود که سواد رسانه ای دانش آموزان هم در سطح بالاتری قرار گیرد . این موضوع محقق را برآن داشت تا با انجام این تحقیق تلاش کند تا قسمتی از مسیر پر پیچ و خم گسترش و توسعه مفهوم سواد رسانه ای و آموزش رسانه ای را بپیماید.
1-1 بیان مسأله:محققان و پژوهشگران عرصه ارتباطات سواد رسانه ای را شامل « تحقیق ، تحلیل ، اموزش و اگاهی از تاثیرات رسانه ها نظیر رادیو ،تلویزیون،فیلم،روزنامه ،مجله ، کتاب و اینترنت بر روی افراد و جوامع بشری می دانند»  (کمالی پور ،1385،آن لاین ) بر اساس این تعریف سواد رسانه ای به دنبال آن  است تا در فرد توانایی لازم  برای استفاده از رسانه ها  را  اموزش دهد  به طوری که فرد بتواند ضمن درک و تحلیل و ارزیابی پیام های رسانه های مختلف ، پیام ها و برنامه های  مثبت ، مفید و سازنده را از پیامهای منفی و بی محتوا تشخیص دهد. یعنی فرد اگاهانه در برابر رسانه ها قرار گیرد و توانایی دسترسی به پیام های مورد نظر خود از میان انبوه پیام  ،تجزیه وتحلیل انتفادی ،ارزیابی و ارسال پیام ها در انواع مختلف را پیدا کند .
 تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز  مبرم آموزشی بنا نهاده شده به  سال 1960 میلادی  و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو  و فیلمهای هالیوودی بر می گردد . دراین میان تلویزیون گوی سبقت را از رسانه های دیگر ربود به طوری که اکثر مردم ترجیح دادند که تماشا کنند تا اینکه مطالعه کنند.یکی از عواقب این تحول اجتماعی و آموزشی کمتر شدن تمایل دانش آموزان به مطالعه و کتاب بود که  محققان رکود تمرکز فکری دانش اموزان در کلاس درس را به عنوان عارضه این تحول اجتماعی بیان می کنند.
اهمیت موضوع زمانی دو چندان شد که پژوهش ها در امریکا نشان داد که یک کودک به طور میانگین روزانه شش ساعت از وقت خود را پای تلویزیون می گذراند.بنابراین با توجه به اثرات سوئی که استفاده بی رویه  از رسانه ها به ویژه تلویزیون ،اینترنت و ماهواره می تواند بر روی افراد به ویژه کودکان  برجای بگذارد لزوم کنترل و نحوه استفاده از رسانه ها در وهله اول مورد توجه محققان قرار گرفت.در این اثنا محققان اعلام کردند که افراد به خصوص کودکان در استفاده کردن از رسانه ها باید حساب شده و در مواجهه با پیام های بیشمار خود را واکسینه کنند یعنی نسبت به رژیم مصرف رسانه ای خود اگاهی یابند و قوه تشخیص و درک پیام های رسانه ها را تقویت نمایند. بنابراین موضوع سواد رسانه ای به عنوان یکی از دغدغه های علم ارتباطات مورد توجه دانشمندان این رشته قرار گرفت.
“دیویی” تفکر انعکاسی را توجه دقیق، فعالانه، و مستمر به اطلاعات و زمینه های حمایت کننده از آن و درنظر گرفتن نتایج و تبعات آن اطلاعات می داند. یادگیرندگان با استفاده از مشارکت فعالانه در این نوع تفکر، می توانند نسبت به یادگیری خود آگاه باشند و آن را کنترل کنند.
به طور کلی، منظور از تفکر انعکاسی آن است که دانش آموز با دقت واندیشه لازم ، برآوردی از دانسته ها و عدم دانسته های خود ارائه دهد . ازاین طریق می تواند در مواجهه با آموزش رسانه ها، برآورد کند که رسانه هاچه چیزی به او می آموزند، چگونه توسط رسانه ها هدایت می شوند، در این مورد چه نکاتی را می دانند، چه چیز باید بدانند و چگونه فاصله بین این وضعیت ها را تشخیص داده و تنظیم و تکمیل کنند.
یادگیری سواد رسانه ای، مستلزم درگیری فعالانه دانش آموزان درجریان این نوع آموزش است و حضور و فعالیت دبیران با میزان سواد رسانه ای بالاتر در این فرآیند نقش به سزایی دارد.بدین ترتیب تقویت تفکر و پرورش اندیشه های دانش آموزان به شیوه تفکر انعکاسی از جمله سازه هایی است که به تعمق و ژرف اندیشی یادگیرندگان دانش آموز در خصوص رسانه ها می انجامد.
در تعلیم و تربیت نوین، یادگیری به معنی جمع آوری اطلاعات نیست . بلکه منظور از آن، شرکت فعالانه یا دگیرنده در کسب تجارب و معنابخشی به آن تجارب است. در این مفهوم، اندیشه و اندیشیدن جایگاه ویژه ای دارد . از این رو، در مورد آموزش رسانه ها حضور دبیران با سواد رسانه ای بالاتر بر توسعه مدل تفکر انعکاسی در تقویت قوای فکری و ذهنی کودکان و وجوانان که در معرض یادگیری مداوم از رسانه ها قرار دارند کمک شایانی می کند و موقعیتی را بر ای آنها فراهم می سازد تا نسبت به آموزش اکتسابی خود از رسانه ها، اندیشه کنند.
در این پژوهش پژوهشگر برآن است تا تاثیر میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر توسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی در دبیرستان های غیر انتفاعی شهر تهران را مورد مطالعه قرار دهد.
1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :درجه نفوذ رسانه در جوامع و تأثیرات آن به‌حدی است که آموزش رسانه، به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. باید تأکید کرد که کودکان و نوجوانان که رسانه در جامعه پذیر کردن آنها نقش بسزایی دارد، از نظر نحوه استفاده از رسانه و تأثیرپذیری از آن با والدین خود تفاوت کامل دارند. آنها بین «جهان» و «جهان رسانه‌ای » فرق نمی‌گذارند و در به کارگیری رسانه بسیار راحت تر از والدین خود عمل می‌کنند.
آموزش رسانه به گفته کومار : « تحلیل اجتماعی – انتقادی رسانه است برای آگاهی و فهم بیشتر نحوه کار رسانه، شناخت کسانی که آن را کنترل می کنند و شکل می دهند، نقش متخصصان، تبلیغات فروش و روابط عمومی در شکل دادن به محتوای رسانه و شیوه های مختلفی که مخاطبان با آن پیامهای رسانه را تفسیر می‌کنند. بنابراین هدف اصلی آموزش رسانه، هشیار کردن، اختیار بخشی در مواجهه با رسانه و برنامهها و محتوای آن است. آموزش رسانه به افراد می‌آموزد پیام را تفسیر و تولید کنند، مناسب‌ترین رسانه را انتخاب کنند و نقش بیشتری در تأثیرپذیری از آنها به عهده گیرند. »
به طور کلی سه جنبه سواد رسانه‌ای عبارتند از :
1ـ ارتقای آگاهی نسبت به الگوی مصرف رسانه‌ای و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه مصرف محصولات رسانه‌ای از منابع رسانه ای گوناگون.
2- آموزش مهارتهای مطالعه یا تماشای انتقادی .
3- تجزیه‌و‌تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه ها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست.
از این دیدگاه آموزش سواد رسانه‌ای به دانش آموزان، اهداف متعددی را دنبال می‌کند که مهمترین آنها عبارتند از:
1- ایجاد تفکر خلاقانه، انتقادی و موشکافانه در دانش آموزان نسبت به محتوا و عملکرد رسانهها.
2- شناخت اشکال بصری ارتباط با استفاده از آن در کنار سایر مهارتهای خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن. 
1-3 اهداف تحقیق:
1-3-1 هدف اصلی:
شناخت میزان تاثیر سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر توسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی در دبیرستان های غیر انتفاعی شهرتهران
1-3-2 اهداف فرعی :
شناخت میزان تاثیر سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر نحوه جامعه پذیری دانش آموزان در دبیرستان های غیر انتفاعی شهرتهران
شناخت میزان تاثیر سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر شکل گیری دیدگاه انتقادی دانش آموزان در دبیرستان های غیر انتفاعی شهر تهران
شناخت میزان تاثیر سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش بر مواجهه دانش آموزان با رسانه ها و محتوای آنها در دبیرستان های غیر انتفاعی شهر تهران
1-4 سؤالات تحقیق:1-4-1 سوال اصلی:سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش تا چه میزان بر توسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران تاثیر دارد؟
1-4-2 سوالات فرعی:سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش تا چه میزان بر نحوه جامعه پذیری دانش آموزان در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران تاثیر دارد؟
سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش تا چه میزان بر شکل گیری دیدگاه انتقادی دانش آموزان در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران تاثیر دارد؟
سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش تا چه میزان بر مواجهه دانش آموزان با رسانه ها و محتوای آنها در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران تاثیر دارد؟
1-5 فرضیه‏های تحقیق:
1-5-1 فرضیه اصلی:بین میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش و توسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی دردبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد.
1-5-2 فرضیه های فرعی:بین میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش و نحوه جامعه پذیری دانش آموزان در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد.
بین میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش و شکل گیری دیدگاه انتقادی دانش آموزان بر رسانه ها در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد.
بین میزان سواد رسانه ای دبیران آموزش و پرورش و مواجهه دانش آموزان با رسانه ها و محتوای آنها در دبیرستان های دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2شهر تهران رابطه معناداری وجود دارد.
1-6 تعریف مفاهیمتعریف عملیاتی:
1-6-1 سواد:
با ورود به قرن بیست و یکم و ظهور جامعه دانایی محور، مفهوم سواد تغییر پیدا کرده است. سواد، دیگر‌‌‌ همان معنی سنتی توانایی خواندن و نوشتن را ندارد، بلکه مفهوم سواد در معنای جدید خود شامل سواد دیجیتالی، سواد اطلاعاتی و سواد رسانه‌ای است. با توجه به اینکه در عصر حاضر، شکل و سطح سواد تغییر کرده است؛ همه افراد جامعه نیاز به سوادآموزی در معنای جدید آن دارند. در عصر کنونی کسی که خواندن و نوشتن می‌‏داند و حتی تحصیلات دانشگاهی دارد، ولی به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت و جستجو در آن را نمی‌داند، یا توان درک پیام‌های رسانه‌ای را ندارد، باسواد تلقی نمی‌شود.
1-6-2 سواد رسانه ای: شامل « تحقیق ، تحلیل ، آموزش و اگاهی از تاثیرات رسانه ها نظیر رادیو ،تلویزیون،فیلم،روزنامه ،مجله ، کتاب و اینترنت بر روی افراد و جوامع بشری است»  (کمالی پور ،1385،آن لاین ) کنفرانس بین المللی سواد رسانه ای نیز در دهه 1990 تعریف زیر را از سواد رسانه ای ارائه کرد:« توانایی دسترسی و ارزیابی پیام های رسانه ای در اشکال مختلف».(کرست و پاتر، 1998: 13-5)
از سوی دیگر سواد رسانه ای از نظر برخی دیگر از کارشناسان به معنای فراگیری چگونگی تولید پیام با استفاده از رسانه های چاپی، سمعی و بصری و … است. مارین بارون، مدیر بخش بخش چند دسانه ای و عضو هیات مدیره آموزشکده زبان انگلیسی مونترال کانادا، سواد رسانه ای را جزو مؤلف های باسوادی می پندارند و می نویسد، امروزه با سواد باید بتوانند:
1. توانایی رمز گشایی، درک، ارزیابی و کار با اشکال مختلف رسانه را داشته باشند.
2. بتوانند متن، صدا و تصویر بیافرینند یا ترکیبی از این عناصر را داشته باشند(قاسمی، 1385: 87)
1-6-3 تفکر انتقادی:
عبارت است از تصمیم گیری عاقلانه مبنی بر این که چه کاری انجام دهیم یا چه باوری داشته باشیم(نوریس، 1985، ص40). تعریف دانشگاهی و جامع تر نیز، تفکر انتقادی را چنین تعریف می کند:«فرایند نظام مند ذهنی مربوط به مفهوم آفرینی، کاربرد، تحلیل، ترکیب و ارزیابی فعالانه و ماهرانه اطلاعات جمع آوری شده یا تولید شده از طریق مشاهد، تجربه، تامل، استدلال یا ارتباطات به عنوان راهنمایی برای باور و عمل». همزمان با ورود به قرن 21، سیستم های اطلاعاتی و ارتباطاتی به طور فزاینده ای دچار پیچیدگی و همه جانبه گرایی شده اند. این پیچیدگی ها موجب شده اند تا پیام های تولید شده توسط رسانه ها، مخاطبان خود را در گوشه و کنار جهان دچار نوعی سردرگمی و تردید در انتخاب پیام ها کنند(بصیریان، 1385،ص34).به عبارت دیگر، در عصر ارتباطات و فن آوری های اطلاعاتی، تلفیق عمودی سیستم های بین المللی رسانه ای، همگرایی رسانه ها، ارتباطات متقابل فرهنگی، و افزایش خروجی های رسانه ای از مباحثات جدی پیرامون گسترش مهارت های مدیریت و مهارت های اطلاعاتی مطرح شده است. آگاهی یافتن درباره استفاده ها و سوء استفاده های ممکن، مزایا و مشکلات مربوط به رسانه ها می تواند به مخاطبان در تعیین تاثیر پیام های رسانه ای یاری رساند (همان منبع، ص35).
1-6-4 تفکر انعکاسی:
توجه دقیق، فعالانه، و مستمر به اطلاعات و زمینه های حمایت کننده از آن و درنظر گرفتن نتایج و تبعات آن اطلاعات است. یادگیرندگان با استفاده از مشارکت فعالان ه در این نوع تفکر، می توانند نسبت به یادگیری خود آگاه باشند و آن را کنترل کنند. به طور کلی، منظور از تفکر انعکاسی آن است که دانش آموز با دقت واندیشه لازم ، برآوردی از دانسته ها و عدم دانسته های خود ارائه دهد . ازاین طریق می تواند در مواجهه با آموزش رسان ه ها، برآورد کند که رسانه هاچه چیزی به او می آموزند، چگونه توسط رسانه ها هدایت می شوند، در این مورد چه نکاتی را می دانند، چه چیز باید بدانند و چگونه فاصله بین این وضعیت ها را تشخیص داده و تنظیم و تکمیل کنند.
1-6-5 جامعه پذیری:
جامعه پذیری همنوایی فرد با هنجارهای گروهی است و هر یک از اعضای جدید گروه به حکم جامعه پذیری رفتار خود را موافق مقتضیات گروه در می آورد و دانسته و یا نادانسته راه و رسم زندگی گروهی را می پذیرد. این جریان از طریق کنش متقابل اجتماعی 1 صورت می پذیرد و مردم به وسیله آن شخصیت خود را به دست آورده و شیوه زندگی جامعه خود را می آموزند. جامعه پذیری فرد را به آموختن هنجارها، ارزش ها،زبان ها، مهارت ها، عقاید و الگوهای فکر و عمل که همگی برای زندگی اجتماعی ضروری می باشد، قادر می سازد.( یان رابرتسون،1373: 112) به برکت اجتماعی شدن، هنجارهای اجتماعی درون ی می شوند، جذب می شوند و با شخصیت روان ی یکی شده و جزئی از آن می شوند که این فرایند توسط آم وزش و از طریق منابع گوناگون صورت می گیرد. ( گی روشه، 1370 : 57 )با افزایش هر چه بیشتر تفکیک حوزه خانه از محل کار و رسمی شدن آموزش، نظارت اولیاء بر جوانان محدودتر شده و رسانه این جای خالی اولیاء را هر چه بیشتر پر کرده و ارزش مندتر می شود. گرچه شاید بیننده خود آگاه نباشد اما اطلا عات و دان ش ها به درون ضمیر ناخودآگاه او جاری شده، بی آنکه خود بداند این ارز ش های تلقینی درآنها دیده می شود . این دانش ها که به صورت تصاویر و به حالت متمرکز تولید می شوند، به وسیله رسانه های همگانی به داخ ل ذهن توده ای، تزریق شده و به همسان کردن رفتار که مورد نیاز نظام تولید صنعتی است کمک می کند.( الوین تافلر، موج سوم،1373 :218) در همان حال برنامه های رسانه ها، گرایش های جوانان به موقعیت های شغلی، مصرفی ، سیاسی، عشق و زندگی خانوادگی را شکل می دهد و از این راه می تواند بر کنترل غیر مستقیم بینندگان خود نقش مؤثری داشته باشد.
در جریان جامعه پذیری افراد توسط تلویزیون، هنجارهای گروهی زیر به افراد آموخته می شود:
1.آداب اجتماعی: شامل غذا خوردن، نشستن، تعاریف کردن.
2.شعائر اجتماعی : مناسک دینی: آداب و تشریفات یک آیین خاص که دارای قدمت و اهمیت فراوان باشد.
3.اخلاق اجتماعی : رسوم اجتماعی مهمی که جامعه نقض آنها را سخت ناپسند بشمارد.
4.مقررات اجتماعی : رسم هایی که جامعه با خواست و آگاهی به وجود می آورد مانند؛ مقررات راهنمایی و رانندگی.( نیمکوف آگ برن : 156)
1-6-6 مواجه با رسانه ها:
رنه اسپتیز به خاطر پژوهشهایش در مورد محرومیتهای عاطفی کودکانی درجه نفوذ رسانه که در شبانه‌روزیها تربیت می‌شوند، و تأثیر بد این محرومیت بر رشد عاطفی و شخصیتی کودکان، شهرت یافته است. وی می‌گوید: «دور نگاه داشتن کودک در سالهای اول زندگی از موقعیتهایی که احساس ناخوشایندی در وی ایجاد می‌کنند، به همان اندازه زیان آور است که محروم ساختن او از آنچه که خوشایندی و خوشحالی وی را برمی انگیزد. هر دو عامل مذکور در سازندگی دستگاه روانی وی دخالت دارند. به کار نگرفتن هر یک از آنها، یعنی نبود مطلق ناخوشایندی و یا خوشایندی در زندگی کودک، به اختلال در شخصیت او منجر می‌شود».
رسانه وسیله‌ای است که این خلاء را پر می‌کند. عصر ارتباطات الکترونیک این امکان را به کودکان و نوجوانان داده است تا از این جعبه جادویی احساس خوشایندی و ناخوشایندی بگیرند.
تأثیرات رسانه‌ها، به ویژه تلویزیون بر کودکان و نوجوانان :
لوی و گلیک در بین مخاطبان رسانه‌ها، سه گروه را از یکدیگر متمایز می‌کنند:
گروه اول: موافقین که از پیش، نظر مساعدی نسبت به برنامه‌های رسانه‌ها دارند.
گروه دوم: معترضین که نگاه انتقادی نسبت به برنامه‌های رسانه‌ها دارند.
گروه سوم: معتدلین که ما بین دو گروه فوق قرار دارند .
رسانه‌ها می‌توانند هم اثرهای سودمند و هم اثرهای زیانبار بر کودکان و نوجوانان بر جای بگذارند. تحقیقات موید آن است که پیامهای تلویزیونی، حداقل گاهی اوقات می‌تواند بر اطلاعات، نگرشها و رفتارهای جوانان امروزی اثر بگذارد.
رسانه‌ها، به ویژه تلویزیون ( ملی یا کانالهای ماهواره‌ای ) معنای زندگی را به کودکان و نوجوانان می‌آموزند و کارکردهای متعددی برای این گروه، خصوصاً برای کمک به گذران زمان آزاد، در اختیار آنان قرار می‌دهند. در این میان تلویزیون ماشین اعجاب انگیزی است که بین دنیای زنده‌ها یعنی انسانها و موجودات مجازی و موجودات بی جان، یعنی ابزارهای تفریحی و بازی قرار می‌گیرد. هر چند کودکان و نوجوانان در سنین بالاتر، تاحدودی می‌توانند در انتخاب برنامه‌ها مداخله کنند، اما پژوهشهای متعدد بیانگر آنند که آنان در برابر تلویزیون نقشی پذیرا دارند. تلویزیون را همانند فردی می پندارند که هر لحظه می تواند داستانی برای آنها بگوید و آنان را سرگرم کند.
تلویزیون می‌تواند چهار نقش را در زندگی کودکان و نوجوانان بازی کند. اولین آن، وقت کشی است ؛ این عمل پاداشی آرامش بخش و جذاب است که باعث می‌شود بخشی از زمان لازم برای تکالیف مدرسه، کارهای خانه و یا بازی در خارج از خانه را به خود معطوف کند. دومین نقش تلویزیون، تلقی آن همچون رویدادی اجتماعی (یا غیر اجتماعی) است. یعنی فرصتی است برای بودن در کنار والدین و یا فرار از خواهران و برادران لجوج. سومین نقش آن کار پردازش اطلاعات است. یعنی این رسانه مستلزم گوش دادن و تماشای همزمان و به خاطر آوردن سلسله‌ای از رویدادهاست که ممکن است محتوایی نامربوط تداوم آن را از میان برده باشد.. نقش چهارم و نهایی آن تجزیه فراهم سازی اطلاعات است؛ یعنی منبعی است برای شناخت و یا پیشداوری، و معلمی است برای آموختن این‌که چه بخریم، چگونه بازی کنیم، مبارزه کنیم و یا عشق بورزیم.
1-6-7 مدرسه هوشمند:1-7 روش تحقیق:اصولاً با توجه به ماهیت تحقیق و متناسب با موضوع مورد بررسی ، روش های مختلفی وجود دارد . استفاده از هر یک از روش های تحقیق به ماهیت و زمینه تحقیق ، فعالیت های لازم به نتیجه گیری و میزان مسئولیت محقق در مقابل نتایج و اهداف تحقیق بستگی دارد . با توجه به مسائل مطروحه و مطالعه اسناد و مدارک و همچنین مطالعات تحلیلی در خصوص ادبیات تحقیق،پژوهش حاضراز نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه های اجراء همبستگی می باشد.
1-8 جامعه آماری:در این تحقیق با توجه به سئوال اصلی و تلاش برای بررسی میزات تاثیر سواد رسانه ای دبیران مدارس دخترانه غیر انتفاعی منطقه 2 شهر تهران، 4 مدرسه هوشمند این منطقه و 4 مدرسه با روش کار معمول به عنوان نمونه انتخاب شده است. که این مدارس همگی در یک منطقه آموزش و پرورش هستند و دارای تعداد کلاس و دانش آموز یکسان می باشند.
1-9 روش نمونه گیری:
در این تحقیق از روش نمونه‌گیری چند مرحله ای خوشه ای استفاده شده است. به استناد وزارت آموزش و پرورش شهر تهران، تعداد دانش آموزان دختر در مقطع دبیرستان که در مدارس غیر انتفاعی منطقه 2 آموزش و پرورش شهر تهران تحصیل می کنند. جامعه آماری این پژوهش را تشکیل داده اند ،3562 نفر می باشند. که این تعداد در 50 مدرسه تحصیل می کنند. طبق گفته وزارت آموزش و پرورش کلیه مدارس شهر تهران زیر پوشش هوشمند سازی قرار گرفته است که محقق طبق این گفته به تحقیق و بررسی در میان مدارس این منطقه پرداخت و تنها 8 مدرسه را هوشمندتر و قابل بررسی به عنوان مدارس هوشمند تشخیص داد. تشخیص محقق تطبیق شرایط آن ها با شرایط مدرسه هوشمند که به تفصیل در فصل دوم بیان شده است می باشد. بنابراین محقق بر آن شد تا 8 مدرسه کمتر هوشمند را هم برای بررسی مقایسه ای انتخاب نماید . دراین بین تنها 4 مدرسه با محقق همکاری کرد که در مجموع 200 دانش آموز داشت بنابراین4 مدرسه هم در قسمت مدارس غیر هوشمند انتخاب شد. همگی این مدارس در قسمت شمال منطقه مورد پژوهش(2آموزش و پرورش شهر تهران) قرار دارند. از نظر تعداد دانش آموز هم یکسان هستند یعنی هر دو گروه هوشمند و غیر هوشمند 200 دانش آموز دارند. هر دو گروه جزو مدارس غیر انتفاعی هستند و طبق ارزشیابی وزارت آموزش و پرورش دارای درجه 1 می باشند.
بنابراین نمونه ی مورد بررسی 200 دانش آموز در 4 مدرسه هوشمند و 200 دانش آموز در 4مدرسه غیر هوشمند می باشد.
1-10 روش گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات :در این تحقیق داده های حاصل از گردآوری پرسشنامه ها به دو طریق مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند:
در مرحله نخست داده ها به شیوه آمارتوصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند که در این قسمت از طریق جداول،اشکال و نمودارها و… به توصیف آنها پرداخته می شود.و در مرحله دیگر به روش تحقیق همبستگی،از طریق آزمونهای آماری مناسب رابطه مؤلفه های سواد رسانه ای و شکل گیری وتوسعه مدل آموزش تفکر انعکاسی مورد بررسی قرار می دهد.
فصل دوم :
مبانی نظری تحقیقمقدمه:در این بخش پس از بررسی مفهوم سواد رسانه ای، پیشینه آن، تاریخچه و مسایل پیرامون آن به بررسی تفکر انتقادی و در انتها بررسی فرآیند هوشمند سازی مدارس و تقویت تفکر انتقادی می پردازیم.
2-1-1سواد: با ورود به قرن بیست و یکم و ظهور جامعه دانایی محور، مفهوم سواد تغییر پیدا کرده است. سواد، دیگر‌‌‌ همان معنی سنتی توانایی خواندن و نوشتن را ندارد، بلکه مفهوم سواد در معنای جدید خود شامل سواد دیجیتالی، سواد اطلاعاتی و سواد رسانه‌ای است. با توجه به اینکه در عصر حاضر، شکل و سطح سواد تغییر کرده است؛ همه افراد جامعه نیاز به سوادآموزی در معنای جدید آن دارند. در عصر کنونی کسی که خواندن و نوشتن می‌‏داند و حتی تحصیلات دانشگاهی دارد، ولی به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت و جستجو در آن را نمی‌داند، یا توان درک پیام‌های رسانه‌ای را ندارد، باسواد تلقی نمی‌شود.
2-1-2 انواع سواد:2-1-2-1سواد دیجیتالی :
مردم، هنوز نحوه استفاده صحیح از کامپیو‌تر و تجهیزات کامپیوتری را نمی‌‏دانند و در نتیجه کامپیو‌تر در بسیاری از خانه‌ها تبدیل به وسیله تزئینی یا وسیله بازی شده است. در جامعه مبتنی بر دانایی، اکثر مشاغل، به سواد، دانش و مهارت‌های جدید از جمله توانایی کار با کامپیو‌تر و اینترنت نیاز دارند. بنابراین مردم به ویژه، دانش آموزان، دانشجویان، اساتید و شاغلان باید مهارت استفاده از اینترنت و جستجوی اطلاعات در آن و مهارت بهره‌گیری از نرم افزارهای عمومی و تخصصی را داشته باشند.
کامپیوتر‌ها نحوه آموزش در مدارس و دانشگاه‌ها را تغییر داده است، در مدارس و دانشگاه‌ها دانش آموزان یا دانشجویان می‌آموزند تا انبوهی از اطلاعاتی را که از اینترنت می‌گیرند پردازش کنند و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده کنند. آن‌ها می‌توانند به منابع و اطلاعات علمی در سراسر جهان دسترسی پیدا کنند. اگر دانش آموزان یا دانشجویان سواد دیجیتال نداشته باشند، نمی‌توانند همگام با این تحولات پیش روند. کارمندان و شاغلان با بهره‌مندی از سواد دیجیتال و استفاده صحیح از امکانات و تجهیزات فناوری اطلاعات، می‌توانند با بهره وری، سرعت و دقت بیشتری کار خود را انجام دهند.
سواد دیجیتالی شامل مهارت‌های زیر خواهد بود:
مهارت کار با سیستم عامل‌ها و راهبری عمومی کامپیو‌تر
مهارت استفاده از امکانات اطلاعاتی اینترنت نظیر جستجو و یابش اطلاعات در اینترنت و پایگاه‌ها و منابع علمی و اطلاعاتی و دانشنامه‌های اینترنتی.
مهارت استفاده از امکانات ارتباطی اینترنت نظیر پست الکترونیک، شبکه‌های اجتماعی، تالارهای گفتگو، گروه‌های خبری، سیستم‌های پیام رسانی فوری و کنفرانس‌های اینترنتی.
مهارت استفاده از امکانات همکاری اینترنت نظیر سیستم‌های دورکاری الکترونیکی، آموزش الکترونیکی، پرداخت اینترنتی، بانکداری اینترنتی، دولت الکترونیکی و خدمات الکترونیکی.
مهارت کار با نرم افزارهای عمومی نظیر نرم افزارهای چندرسانه‌ای، آموزشی، واژه‌پرداز، صفحه گسترده، پایگاه داده، طراحی و گرافیک و …
مهارت استفاده از نرم افزارهای تخصصی مربوط به رشته تخصصی هر فرد نظیر نرم‌افزارهای آماری، برنامه‌نویسی، مهندسی، محاسباتی، اقتصادی، حسابداری، مدیریتی و …
مهارت استفاده از امکانات و تجهیزات سخت افزاری نظیر کامپیو‌تر خانگی، لپ تاپ، تبلت، تلفن همراه هوشمند، پرینتر، اسکنر و …
2-1-2-2سواد اطلاعاتی:
افراد در عصر اطلاعات و جامعه مبتنی بر دانش، به منظور دسترسی به منابع اطلاعاتی و استفاده از آن، باید سواد اطلاعاتی داشته باشند. سواد اطلاعاتی مجموعه مهارت‌ها و توانمندی‌هایی است که فرد را قادر می‌سازد، نیاز اطلاعاتی خود را تشخیص دهد، منابع و پایگاه‌های اطلاعاتی لازم را شناسایی کند، به تدوین روش جستجو در این منابع و پایگاه‌های اطلاعاتی بپردازد و پس از انجام جستجو، اطلاعات به دست آمده را ارزیابی کرده و به منظور تولید اطلاعات جدید، پیوند لازم بین اطلاعات جدید را با دانش قبلی خود برقرار سازد.
عوامل متعددی باعث شده است، سواد اطلاعاتی در جامعه دانایی محور اهمیت روزافزونی بیابد، برخی از این عوامل عبارتند از:
انفجار اطلاعات و در نتیجه آن آلودگی اطلاعات
توسعه فناوری اطلاعات و پیوند مستمر آن با زندگی روزمره انسان‌ها
تغییر در شیوه‌های آموزشی و توجه به جایگاه پژوهش و تحقیق در آموزش
افزایش تنوع در قالب‌های منابع اطلاعاتی
مهارت‌های مختلف سواد اطلاعاتی عبارتند از:
مهارت تشخیص نیاز اطلاعاتی
مهارت شناسایی روش‌های دسترسی به اطلاعات و منابع و پایگاه‌های اطلاعاتی
مهارت تدوین راهبردهای جستجو در اطلاعات
مهارت جستجوی ساده و تخصصی در منابع اطلاعاتی
مهارت مقایسه و ارزیابی اطلاعات به دست آمده از جستجو
مهارت سازماندهی، برقراری ارتباط بین اطلاعات به دست آمده و اطلاعات و دانش قبلی فرد.(فاطمه شعبانی و سمیه فاطی زاده:1390)
2-1-3 سواد رسانه ای:بر اساس نظر جیمز پاتر، بسیاری از افراد واژه سواد را با رسانههای چاپی ربط می دهند و آن را معادل توانایی خواندن قلمداد میکنند. برخی نیز، در رویارویی با رسانه های دیگری همچون فیلم و تلویزیون، این اصطلاح را به سواد دیداری بسط می دهند. نویسندگان دیگری نیز از اصطلاحاتی نظیر سواد رایانه ای و سواد خواندن استفاده می کنند، اما هیچ یک از این ها معادل «سواد رسانه ای» نیستند، بلکه صرفا اجزای سازنده آنند. «سواد رسانه ای» شامل تمام این توانایی های ویژه و نیز چیزهای دیگری است. اگر خواندن بلد نباشیم، از رسانه های چاپی چیزی دستگیرمان نمی شود. اگر در درک آداب دیداری و روایی مشکل داشته باشیم نمی توانیم از تلویزیون یا فیلم چیز زیادی بفهمیم. اگر نتوانیم از رایانه استفاده کنیم. ازآنچه به مرور زمان در مهم ترین رسانه رخ می دهد، بی خبر می مانیم. در واقع، سواد رسانه ای فراتر و عمومی تر از این توانایی های ویژه است. بدین ترتیب، سواد رسانه ای چنین تعریف می شود:
سواد رسانه ای مجموعه ای از چشم اندازها یا جنبه های فکری است که ما برای قرار گرفتن در معرض رسانه، فعالانه از آنها بهره برداری می کنیم تا معنای پیام هایی را که با آنها روبه رو می شویم، تفسیر کنیم. ما چشم اندازهای خود را با استفاده از ساختارهای دانش خود می سازیم و برای ساختن ساختارهای دانش، به ابزار و مواد اولیه نیاز داریم. این ابزار، مهارت های ما و ماده اولیه، اطلاعات به دست آمده از رسانه ها و دنیای واقعی است. استفاده فعالانه از رسانه ها بدان معنی است که ما از پیام ها آگاهیم و به طور خودآگاهانه با آن ها تعامل داریم. به طور سنتی، سواد رسانه ای به توانایی تحلیل و ارزیابی محصولات رسانه ای و به طور گسترده تر به ایجاد ارتباط موثر و از طریق نگارش خوب اطلاق می شود. طی نیم قرن گذشته، سواد رسانه ای شامل توانایی تحلیل شایسته و به کارگیری ماهرانه روزنامه نگاری چاپی، محصولات سینمایی، برنامه های رادیویی و تلویزیونی و حتی اطلاعات و مبادلات رایانه ای (از جمله تعاملات زمان واقعی از طریق شبکه جهانی اینترنت) شده است.(بروان،1998: 44)
بر این اساس، برخی کارشناسان حوزه ارتباطات سواد رسانه ای را “توانایی دستیابی، تجزیه و تحلیل، نقد، ارزیابی و ایجاد پیام های رسانه ای به گونه های مختلف” تعریف می کنند. کارشناسان ارتباطات معتقدند، فرد با مهارت سوادرسانه ای قادر است به طور منتقدانه، درباره آنچه در کتاب، روزنامه، مجله، تلویزیون، رادیو، فیلم، موسیقی، تبلیغات، بازی های ویدیویی، اینترنت و… می بیند، می خواند و می شنود، فکر کند. گروهی از دانشمندان سواد رسانه ای را “تقویت تجارب رسانه ای” تعبیر می کنند.(همان منبع)
کنفرانس بین المللی سواد رسانه ای نیز در دهه 1990 تعریف زیر را از سواد رسانه ای ارائه کرد:« توانایی دسترسی و ارزیابی پیام های رسانه ای در اشکال مختلف».(کرست و پاتر، 1998: 13-5)
از سوی دیگر سواد رسانه ای از نظر برخی دیگر از کارشناسان به معنای فراگیری چگونگی تولید پیام با استفاده از رسانه های چاپی، سمعی و بصری و … است. مارین بارون، مدیر بخش بخش چند دسانه ای و عضو هیات مدیره آموزشکده زبان انگلیسی مونترال کانادا، سواد رسانه ای را جزو مؤلف های باسوادی می پندارند و می نویسد، امروزه با سواد باید بتوانند:
توانایی رمز گشایی، درک، ارزیابی و کار با اشکال مختلف رسانه را داشته باشند.
بتوانند متن، صدا و تصویر بیافرینند یا ترکیبی از این عناصر را داشته باشند(قاسمی، 1385: 87)
آموزش سواد رسانه ای  در جامعه آمیزه ای از فنون و تکنیک های بهره برداری مؤثر از تولیدات رسانه ای و نوعی کسب بینش و نگرش برای تشخیص این است که، در عصر رقابت رسانه ای امروزه کدامیک از این وسایل ارتباط جمعی می توانند اطلاعات سودمند و ضرورت مندی را برای افکار عمومی آماده کنند. بر این اساس« انسان شناسان، جامعه شناسان، زبان شناسان، مورخان، دانشمندان ارتباطات و در واقع تمامی رشته هایی که در باب چگونگی ارتباط افراد و گروه ها جهت ادامه حیات، بهروزی و پیشرفت مطالعه می کنند، مدت هاست که بدین نتیجه رسیده اند که گذار انسان از فرهنگ شفاهی به فرهنگ مکتوب، منجر به افزایش توانایی او در کنترل زندگی و محیط پیرامونی اش گشته است. (باکینگهام، 1389: 14)
بنابراین هدف اساسی سواد رسانه ای در رسانه های جمعی می تواند به نوعی رابطه با عدالت اجتماعی  باشد، که این مهارت در هر جامعه ای تا چه حد مورد اهمیت و ضرورت قرار می گیرد؛ و سیاست های اجتماعی و فرهنگی هر حاکمیتی تا چه حد حاضر است از طریق وسایل ارتباط جمعی این مهارت را در بین شهروندان و مخاطبان رسانه ای خود اشاعه دهد تا از این طریق بتواند سرمایه های اجتماعی و پیوند اعتمادی خود را با افکار عمومی  تحکیم و استمرار بخشد.
«پل ماریس، محقق رسانه می گوید: ” سواد رسانه ای، دانایی نسبت به نحوه ی کارکرد رسانه ها در جامعه است”…. ژاستین لوئیس و سوت ژالی معتقدند: “سواد رسانه ای عبارت است از فهم و درک محدودیت های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فناورانه ی خلق، تولید و انتقال پیام ها”….. آلن روبین معتقد است: ” تمامی تعریف ها، بر دانش، آگاهی و عقلانیت خاصی تکیه و تأکید دارند و آن پردازش شناختی اطلاعات است. عمده ی آن ها بر ارزیابی انتقادی پیام ها متمرکز می شوند. در حالی که برخی نیز تبادل و انتقال پیام ها را نیز در بر دارند. پس سواد رسانه ای مقوله ای است راجع به فهم منابع و فناوری های ارتباطی، رمزگان بکار رفته، پیام هایی که تولید شده و گزینش، تفسیر و تأثیر آن پیام ها” و…» (همان: 17-16)
بر اساس این تعاریف سواد رسانه ای در رسانه های جمعی تأکید بر نظریات مخاطب محور و  فرهنگ محوری ریشه دارد. آرت سیلوربلت، پنج مؤلفه برای تعریف سواد رسانه ای بیان می کند. اول اینکه:  به دنبال آگاهی از اثرات رسانه ای بر فرد و جامعه باشیم؛ دوم اینکه : در این فرایند جمعی که بین فرستنده و مخاطب نوعی تعادل متقابل ایجاد می شود، چه نوع فهم و درکی ایجاد می شود. سوم اینکه : بحث و مطالعه در حوزه توسعه راهبردهای تجزیه و تحلیل پیام های رسانه ای به سوی مخاطب. چهارم اینکه : محتوای برنامه های تولید شده رسانه ها به مثابه یک متن، چه نوع بینشی نسبت به رسانه در جامعه و در دوره فرهنگ معاصر خود ایجاد می کند. پنجم اینکه: سواد رسانه ای در رسانه های جمعی با تربیت و ترویج نوعی لذت، فهم و درک، امتنان و ارزیابی محتوایی همراه است.پاتر در کتاب خود با عنوان سواد رسانه ای 1998، با رویکردی نسبتاً متفاوت با سیلوربلت، بنیادهای مفهوم سواد رسانه ای را این گونه بیان می کند:« سواد رسانه ای یک پیوستار است؛ سواد رسانه ای نیازمند توسعه و پیشرفت است؛ سواد رسانه ای چند بعدی است؛ و هدف سواد رسانه ای اعطای کنترل بیشتر بر تفسیرهای مان است. همه پیام های رسانه ای از جنس تفسیراند… سواد رسانه ای جستجوی ناممکن پیرامون پیام های واقعی یا عینی نیست. چنین پیام هایی وجود ندارند». (همان: 18-17) همچنین  بر اساس نظر الیزابت تامن و همکارانش، سواد رسانه ای مانند فیلتری داوری کننده است؛ به این معنا که  جهان متراکم از پیام است، باید این پیام ها از لایه های فیلتر سواد رسانه ای عبور کنند تا شکل موجهه و معنادار به خود گیرد بنابراین پیام رسانه های جمعی بر اساس سواد رسانه ای در سه لایه عمل می کند:« لایه اول: اهمیت برنامه ریزی شخصی در شیوه استفاده از رسانه ها؛ به این معنا که مخاطب به انتخاب و تماشای انواع گوناگون برنامه ها توجه بیشتری دارد و به صورت مشخصی از تلویزیون، ویدئو، بازی های الکترونیکی، فیلم ها و دیگر رسانه ها استفاده می کند و میزان مصرف را کاهش می دهد. لایه دوم، در این سطح، مخاطب به جنبه های نامحسوس تر رسانه توجه دارد و به پرسش ها و موضوع های عمیقی مانند چه کسی از ارسال پیام سود می برد و چه کسی ضرر می کند، می پردازد.لایه سوم: این لایه مهارت های لازم برای تماشای انتقادی رسانه ها را ارائه می دهد. مخاطب با این مهارت ها به تجزیه، تحلیل و پرسش درباره چارچوب ساخت پیام و جنبه های جاافتاده در آن می پردازد.(Toman,1995:p2) همچنین تامن معتقد است « با عمیق تر شدن لایه ها، سواد رسانه ای مخاطبان بیشتر می شود؛ در لایه اول مخاطب خود را ملزم می کند تا در استفاده از رسانه، جیره مصرف داشته باشد؛ و در لایه دوم با توجه به ویژگی های پیام دهنده، برخی پیام ها که مطلوب مخاطب است، برگزیده می شوند و به دیگر پیام ها توجه نمی شود؛ در لایه سوم نیز پیام های رسانه ای نقد می شوند (سلطانی فر، 1387: 46-45) علاوه براین «شناخت حقایق و جنبه هایی از پیام که حذف شده در این لایه اهمیت دارد. به عبارت دیگر، فهم مخاطب از متن، در گرو شناسایی ابعاد جا افتاده پیام است.(Korach,B & Rosenstied,T., 2002:p35) این بعد از سواد رسانه ای به اندازه ای اهمیت دارد که هابز آن را “فهم سطح بالاتر” می نامد. از نظر هابز، این جنبه از سواد رسانه ای می تواند به شکلی قوی نیازها و انتظارهای مخاطبان را پیش بینی کند. » (Hobba & Frost,2003 :p 340-343) سواد رسانه ای به نوعی درک کردن و شناخت نسبت به کارکردها و کاربردهای رسانه جمعی است. مهارت سواد رسانه ای نوعی توانایی دسترسی ،استفاده، تحلیل و ارتباط  با تولیدات مختلف رسانه های جمعی است. «هدف اصلی سواد رسانه‌ای می‌تواند این باشد که بر اساس آن بتوان دید آیا بین محتوای یک رسانه- به مثابه محصول نهایی- با عدالت اجتماعی رابطه‌ای وجود دارد یا خیر. به عبارت بهتر، خواننده یا بیننده یا شنونده‌ی یک مضمون رسانه‌ای بهتر است رابطه و نسبت محتوای یک رسانه با عدالت را در نظر گرفته و نزدیکی یا دوری محتوای یک رسانه‌ از عدالت را مورد توجه قرار دهد تا همیشه در ارتباط با رسانه‌ به جای تسلیم بودن و یا تسلیم شدن به رابطه‌ی یک‌سویه و انفعالی، رابطه‌‌ای فعال‌تر و تعاملی‌تر داشته باشد.» (شکرخواه، 1388) سواد رسانه ای به نوعی  مهارت تفکر  استدلالی و نقادی را به نحو بارزی که مخاطب بتواند از محتوای رسانه جمعی قضاوت نماید، به عنوان یک مسئله ارتباطی و اجتماعی در عصر حاضر می توان مورد مطالعه قرار داد. بنابراین « سواد رسانه ای یعنی داشتن نگاه منتقدانه به هرآنچه در رسانه های مختلف ارائه می شود، از برنامه های تلویزیونی گرفته تا اتاق های گفتگو در اینترنت…… سواد رسانه ای باعث می شود بییندگان قادر باشند روابطشان را با رسانه ها ارزیابی کنند و این پدیده می تواند به شناخت چگونگی کارکرد رسانه ها در جامعه کمک بسیاری نماید.» (ارجمندی،1385: 43) طبق گفته رابرت انیس سواد رسانه‌ای یک جزء از مهارت ذهنی و توانایی است که شخص را وادار به گرفتن تصمیمات و انجام امور عاقلانه می‌کند و شامل ارزش‌هایی مانند: تعقیب حقیقت، عدل و انصاف، خود مختاری و انتقاد شخصی است. همچنین سواد رسانه‌ای یک حس قوی تفکر انتقادی است که سعی دارد نیازهای رسانه‌ای ما را برآورده سازد.
 الیزابت نئومن، سواد رسانه‌ای را اینگونه تعریف می کند:” سواد رسانه ای عبارت است از توانایی تعبیر و ایجاد مفاهیم شخصی از صدها و شاید هزاران نماد آوایی که همه روزه از طریق تلویزیون، رادیو، کامپیوتر، روزنامه، مجله و البته پیام‌های بازرگانی دریافت می‌کنیم. و توان گزینش و انتخاب، توان چالش و پرسش، توان آگاه شدن از آنچه در اطراف ما می‌گذرد و توان اینکه انفعالی و آسیب پذیر نباشیم.
دکتر یونس شکر خواه، استاد ارتباطات تعاریف زیر را برای سواد رسانه‌ای ارائه کرده‌اند: سواد رسانه‌ای صرفاً به معنی خواندن و نوشتن نیست، همچنان که به مفهوم تشخیص دادن خبر از مصاحبه یا گزارش از میزگرد و غیره هم نیست بلکه سواد رسانه‌ای به دنبال تشخیص رابطه دانش و قدرت و سپس رابطه قدرت و عدالت اجتماعی است. سواد رسانه‌ای قدرت درک نحوه کار رسانه‌ها و معنی سازی در آنهاست، این که چگونه سازماندهی می‌شوند و چگونه از آنها استفاده می‌شود.
تعریف کانادا از سواد رسانه‌ای:
کانادا به عنوان کشوری پیشتاز در زمینه سواد رسانه‌ای می باشد که در کتاب درسی «سواد رسانه‌ای» که توسط وزارت آموزش و پرورش انتاریو منتشر شد، سواد رسانه‌ای را به شرح زیر تعریف کرده است:
 «هدف غایی سواد رسانه‌ای نه صرفاً آگاهی و درک بهتر، بلکه، آزادی عمل انتقادی است.»
 در استان انتاریو، سواد رسانه‌ای رسماً در سال 1987 در برنامه‌های درسی مدارس گنجانده شد و این کتاب نیز به همین منظور تألیف شد. انتاریو نخستین نقطه جهان است که سواد رسانه‌ای در مدارس دولتی آن تدریس می‌شود. در کانادا سواد رسانه‌ای پذیرفته شده و در نظام آموزشی عمومی کشور جای داده شده است، بنا بر این کانادا به عنوان الگوی پیشرفته‌ای از موفقیت در زمینه سواد رسانه‌ای تلقی می‌شود.
سواد رسانه ای دارای یکسری از ویژگی هاست که به اختصار آن ها را در سطور ذیل بیان می کنیم. الف) سوادرسانه ای دارای پیوستار است. سواد رسانه ای دارای پیوستاری است که مخاطبان آن یا دارای این ویژگی هستند یا از آن بی بهره می باشند. در این پیوستار، مخاطبان از نظر نگرش بینشهای شان همانند اعداد دماسنج می باشد، براین مبنا یکسری از مخاطبان در این پیوستار از سطح بالا و جایگاه مناسبی برخوردارند و عده ای از مخاطبان فاقد این جایگاه در این پیوستار می باشند؛ به عبارت دیگر مخاطبان از چشم اندازهای ضعیف و محدود نسبت به رسانه ها برخوردارند و یا از دانش و چشم انداز کافی برای استفاده از تفسیر پیام ها برخوردار هستند. ب) سواد رسانه ای چند بعدی است باید رسانه های جمعی در ابعاد گوناگون اطلاعات در اختیار مخاطبان قرار دهند. در واقع پیام های رسانه ای در ابعاد شناختی، احساسی، زیباشناختی و اخلاقی می تواند مورد بررسی قرار گیرد.« حوزه شناختی رسانه های جمعی اشاره به اطلاعات واقع بنیاد دلالت دارد؛ مانند تاریخ ها، اسامی، تعاریف واین گونه اطلاعات، در مغز هستند. اطلاعات حوزه احساسی که حاوی اطلاعاتی درباره احساساتی مثل عشق، نفرت، خشم و… می باشد، در قلب مستقر است و جایگاه اطلاعات حوزه زیبائی‌شناختی که حاوی اطلاعاتی دربارۀ روش تولید پیام است را باید در چشم‌ها و گوش ها دانست. هرقدر چشم و گوش قوی‌تر و دقیق‌تری برای شنیدن و دیدن وجود داشته باشد، اطلاعات زیبایی‌شناختی بهتر و بیشتری نصیب دارنده خواهد شد. بعضی از ما گوش خوبی برای شنیدن گفت و گوها یا آثار موسیقیایی داریم. بعضی از ما چشمان خوبی برای دیدن نورپردازی، ترکیب فیلمبرداری یا حرکت داریم؛ هرچه اطلاعات مان در حوزه زیبایی شناسی بیشتر باشد، بهتر می توانیم میان بازیگر بزرگ و بازیگر بسیار خوب، بین فیلم خوب یک کارگردان و بهترین اثرش، بین اثر هنری و آثار تصنعی تمایز قائل شویم. عرصهاخلاقی، شامل اطلاعاتی درباره ارزش هاست. اطلاعات اخلاقی را اطلاعاتی تلقی کنیم که در ضمیر و روح مان مستقر است. این نوع اطلاعات بنیانی، برای قضاوت راجع به درست و غلط برای مان فراهم می کند. وقتی شخصیت های یک داستان را در حال تصمیم گیری ملاحظه می کینم، براساس بُعد اخلاقی یعنی خوبی یا بدی شخصیت های مذکور، در موردشان قضاوت می کنیم. هرچه اطلاعات اخلاقی ما دقیق تر و پالوده تر باشد، ارزش های نهفته در پیام های رسانه ای را با عمق بیشتری درک می کنیم و قضاوت هایمان درباره آن ارزش ها دقیق تر و منطقی تر خواهد شد. برای درک کامل مضامین اخلاقی، شخص باید سواد رسانه ای بسیار بالایی داشته باشد افراد باید قادر به اندیشیدن در مورد شخصیت گذشته دیگران باشند تا بتوانند معناسازی خود را در سطح کلی روایی متمرکز سازند. افراد قادرند شخصیت ها را از کنش هایشان جدا کنند. ممکن است شخصیت خاصی را دوست نداشته باشند اما کنش هایشان را به دلیل تناسب داشتن با ارزش هایشان دوست داشته.(جیمز، 1368. : 21-19) بنابراین ساختارهای قدرتمند دانش سواد رسانه ای  حاوی اطلاعاتی از هر چهار حوزه مذکور است. اگر یک نوع اطلاعات، موجود نباشد، ساختار دانش سوادرسانه ای ضعیف می شود؛ برای مثال شاید برخی هنگام تماشای یک فیلم، بسیار تحلیلگر باشند و درباره تاریخچه ژانر آن، دیدگاه کارگردان و مضمون اصلی آن واقعیت های بسیاری را نقل کنند، اما اگر نتوانند واکنش احساسی به وجود آورند، صرفا کاری خشک و آکادمیک انجام داده اند. انسان ها وقتی از ساختارهای دانش سواد رسانه ای قدرتمندی برخوردار باشند که شامل اطلاعاتی از هر چهار حوزه فوق باشد، می توانند نقاط تمرکز نارسایی را از خود به پیام های رسانه ای منتقل کنند. برای مثال، با داشتن ساختارهای قدرتمند دانش ممکن است متوجه شوند که از فیلمی که احساسات شان را دستکاری می کند بدشان می آید، اما در واقع ذوق هنری کارگردان را می ستایند. حال اگر ساختارهای دانش شان ضعیف باشد، احتمال تشخیص نارسایی های پیام کمتر می شود زیرا این نارسایی ها بر وجودشان غلبه می یابند .
2-1-4 تاریخچه سواد رسانه ای در جهان:حدود پنج دهه قبل و به دنبال عمومی شدن رادیو و تلویزیون و اختلال در تمرکز فکری مخاطبان، صحبت از سواد رسانه ای به میان آمد تا در دنیای مملو از اطلاعات و پوشش شبانه روزی و همه جانبه رسانه های مخاطبان بتوانند آگاهانه و با دیدی باز و تفکری همراه با تجربه و تحلیل دست به انتخاب بزنند و ارتباط برقرار کنند. بیش از چهار دهه است که صاحب نظران ارتباطات به دیدگاهی روی آورده اند که به نظر می رسد با گسترش آن، می توان مانع از تاثیرات منفی رسانه ها شد. این دیدگاه به طور کلی راه هرگونه ارتباط رسانه ای را برخورداری از سواد رسانه ای را برخورداری از سواد رسانه ای می داند(ایرانپور،1389: 12)
تاریخچه پیدایش سواد رسانه ای به سال 1965 باز می گردد. مارشال مک لوهان، نخستین بار در کتاب خود با عنوان”درک رسانه: گسترش ابعاد وجودی” این واژه را به کاربرده است، وی معتقد بود:”زمانی که دهکده جهانی تحقق یابد، لازم است انسان ها به سواد جدیدی به نام سواد رسانه ای دست یاند”(صدیق بنا،1385 :44) اما در حقیقت این جان کالکین بود که مفهوم سواد رسانه ای را به همگان معرفی کرد. وی دوست و همکار مک لوهان بود و اعتقاد داشت که در عصر حاضر به سوادی به نام سواد رسانه ای نیاز است و باید مخاطبان را به تاثیرات محصولات رسانه ای هشدار داد. سازمان بین المللی یونسکو به طور فعال از دهه 1960 به بعد به پشتیبانی از آموزش رسانه ای همت گماشت و تلاش کرد در این زمینه برنامه ای جهانی را به اجرا بگذارد. از نظر صاحبنظران یونسکو، آموزش رسانه ای به مثابه راهکاری مناسب، توان جبران نابرابری اطلاعاتی میان کشورهای شمال و جنوب را دارد و پیشرفت مهارت های فردی به منظور تفسیر و تحلیل پیام های رسانهای میان مخاطان تنها راهی است که می تواند قدرت استفاده کنندگان از رسانه ها را در کشورهای جنوب افزایش دهد و آنان را از وضعیت انفعال صرف خارج سازد( ایرانپور،1389 :26) از همین رو، سواد رسانهای به عنوان ماده درسی در نظام آموزشی بسیای از کشورها مطرح شد و به سرعت در کشورهایی چون بریتانیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، کانادا و آمریکا و همزمان نیوزیلند، ایتالیا، یونان، اتریش سویس توسعه یافت. سواد رسانهای به طور کلی بهعنوان ابزاری برای حمایت مردم در برابر آثار منفی رسانه های جمعی درآمد و بریتانیا نخستین کشوری بود که در دهه 1930 به این مقوله پرداخت.

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *