شهري، كه، اين، يا، متحرك، شالودة

ن عناصر از ضروريات هر فضاي شهري فعال به حساب آمده كه هريك عملكرد خاص و با ارزشي را دارا مي‌باشند. عناصر ثابت كه شامل تمام عناصر كالبدي ثابت (نرده، پله، جدول خيابان، بلوك و …)، فعاليتي ثابت (كاربري‌هاي سكونتي، آموزشي و …) و ارتباطي ثابت (كتاب خواندن) مي‌گردد، به نوعي باعث مكث يا توقف در فضاي شهري مي‌شود. عناصر متحرك عناصري‌اند كه باعث حركت و پويايي مي‌شوند. اين عناصر شامل نظام حمل و نقل، فعاليت‌هاي متحرك و روابط متحرك (روابط بين مردمان و ساكنان با كاربري‌ها و عناصري كه دائما در حال حركت‌اند) مي‌گردند. عناصر نيمه ثابت يا نيمه متحرك، عناصري هستند كه شامل عناصر گهگاه ثابت و متحرك كالبدي، فعاليتي و ارتباطي مي‌شوند، به نوعي كه هم باعث مكث و توقف و هم حركت و پويايي در فضاي شهري مي‌گردند. عناصر متحرك و نيمه متحرك «چه از نظر مقدار، و چه از نظر تنوع، اهميت به مراتب بيشتري نسبت به عناصر ثابت پيدا مي‌كنند. همچنين از نظر ميزان اشغال فضا و يا تاثير در استفاده از فضا توسط فعاليت‌هاي ديگر، اين عناصر اهميت بيشتري دارند»(بحريني، 1375، ص 50). در واقع امر، عناصر متحرك، نيمه ثابت يا نميه‌ متحرك، باعث پويايي، حركت و زندگي در شهر مي‌شوند و با ايجاد فضاي نمايشي در شهر، شهروند، ساكن و عابر را به بازيگر شهري تبديل مي‌كنند. حال، هرچه صحنه‌آرايي و ايفاي نقش بازيگران شهري بيشتر باشد، نمايش قوي‌تر و به يادماندني‌تر خواهد بود و هرچه اين نمايش واقعي‌تر گردد، حيات شهري معنادارتري جريان مي‌يابد.
تفكيك عناصر ثابت، نيمه متحرك و متحرك فضاي شهري از يكديگر به آساني امكان‌پذير نخواهد بود، زيرا اين عناصر در تركيب و تلفيق با يكديگر تعريف مي‌شوند و در اين تركيب و باز تركيب است كه شاكله شهر در پس سه ويژگي اصلي فضاي شهر يعني شالودة اصلي، نماد و مركزيت جاي مي‌گيرد و حضور مي‌يابد.
2-5-6- ویژگیهای اصلی فضای شهری
فضاهاي شهري از چند ويژگي‌ اصلي برخوردارند كه در كليه فضاها مي‌توان اين ويژگي‌ها را مشاهده كرد. مهمترين ويژگي‌هاي فضاهاي شهري شامل شالوده، مركزيت و نماد است كه در زير توضيح داده مي‌شوند.
1- شالوده شهر: يكي از مهمترين ويژگي‌هاي شهر، برخوردار بودن از شالودة شهري است. شالودة شهر مي‌تواند نقشي موثر، سازنده و يا مخرب در فضاي شهري بازي كند. شالودة شهر، استخوان‌بندي اصلي شهر را مي‌سازد و از آن طريق است كه پيكرة شهر، سيماي شهر، چهره و نيمرخ شهر تعريف مي‌شوند. شالودة شهر، هرگاه در مقياس پيكره مطرح شود، شالودة اصلي را مي‌سازد و هرگاه در مقياس سيما، چهره و يا نيمرخ شهري مطرح شود، شالوده‌هاي فرعي را بيان مي‌كند و بدين ترتيب شالوده‌هاي فرعي زيرمجموعه شالودة اصلي محسوب مي‌شوند و خود به صورت يك نظام، عمل مي‌نمايند. شالوده يا استخوان‌بندي شهر كليتي است با رشد تدريجي منسجم، همگن، غيرقابل پيش‌بيني، مملو از احساس و داراي مقياسي متناسب به همراه دركي مشابه بين افراد، شالودة شهر، نمي‌‌تواند يك گره، يك مركز و يا يك بنا باشد. شالودة شهر مجموعه‌اي است كه گره‌ها، هسته‌ها، راهها، لبه‌ها، نشانه‌ها، بناها و محله‌ها را به هم دوخته و در طول زمان كامل و كاملتر مي‌شود. شالودة شهر متشكل از عناصر ثابت، نيمه ثابت و متحرك است. عناصر ثابت، بناهاي يادماني‌اند كه در دل فضاي شهري، نقاط مكث شالودة شهر را تشكيل مي‌دهند. تغيير در عناصر ثابت امكان‌پذير و جايز نيست. عناصر نيمه متحرك، عناصري‌اند كه چونان مفصل بين عناصر ثابت و متحرك كار كرده و آنها را باهم مي‌آميزد. عناصر نرم يا متحرك، مجموعه عناصري‌اند كه براحتي قابل تغيير مي‌باشند. اين عناصر از قابليت انعطاف بالايي برخوردارند. ساماندهي مطلوب ميان عناصر ثابت، نيمه متحرك و متحرك سبب ايجاد فضاي شهري خاطره‌ساز، دلنشين و زيبا مي‌گردد. تطبيق شالوده شهر با نيازهاي موجود و معاصر معمولاً از طريق دخالت در عناصر نيمه متحرك و متحرك يا عناصر نرم شالودة شهري ميسر مي‌گردد. در اين حالت، حتي با ايجاد تغييرات جزئي مي‌توان صحنه آرايي عناصر شهري را بيشتر كرد. با اين صحنه‌آرايي مي‌توان ايفاي نقش فعالتري را به بازيگران شهري واگذار كرد و در عمل به سوي حيات شهر فعال سمت‌گيري نمود.
2- نماد شهر: نماد يكي ديگر از خصوصيات فضاي شهري است. نماد نقشي موثر در انتقال مفاهيم واقعي و انتزاعي دارد. نماد، بيانگر رابطة بين شكل و محتوي، دال و مدلول، معنا كننده و معني شونده است. نماد، عنصر اصلي تداعي معاني شهري است و بدين قرار نماد، هويت دهندة شهر مي‌شود و در ايجاد خاطرة ذهني نقش بسيار مهمي را بازي مي‌كند. نماد به شهر، آهنگ بخشيده و اين آهنگ را موزون مي‌سازد. نماد نيز مي‌›واند بهنماد اصلي و فرعي تقسيم گردد و در سلسله مراتب تقسيمات كالبدي شهر، نقش بازي كند. نمادهاي متفاوت، مقياس‌هاي گوناگون شهر را معنا مي‌كنند. مقياس‌هايي كه بنابه موقعيت، مكان و زمان، نقوش متفاوتي را پذيرا مي‌شوند. نماد شهري علي‌الاول در قالب عناصر و نشانه‌ها بيان مي‌شود. عناصر مي‌توانند كالبدي پايدار و ساخته شدة شهري داشته باشند و با گذر زمان معاني متفاوتي را در خود متبلور سازند و به عنوان عناصر نمادين خاطره‌هاي جمعي، نسل‌هاي متفاوت را به هم پيوند زنند. نشانه‌ها نيز مي‌توانند به صورتي باشند كه يا وقايع و حوادث نسل حاضر را بيان كنند و يا نقشي از حضور سه نسل همزمان را متبلور سازند. نشانه‌ها هرگاه بتوانند موقعيت خود را در بيش از سه نسل حفظ نمايند، مي‌توانند به نماد تبديل گردند. بدين ترتيب تغيير در عناصر نمادين ممكن و جايز نيست. حال آنكه دگرگوني نشانه‌ها امري است دائمي و ممكن.
3- مركزيت: در طول تاريخ، مركز شهر داراي معاني و مفاهيم متفاوتي بوده است؛ از مفاهيم سياسي و اقتصادي گرفته تا مفاهيم اجتماعي، فرهنگي و كالبدي ـ فضايي. ولي اين مفهوم هميشه بر آن بوده است كه به فضايي شاعرانه و تغزلي شاره كند. مركز شهر در مقايس‌هاي متفاوت خود، مكان همبستگي تعاملات و تباينات شهري بوده است، و در هر مقياس، مكاني بوده است براي بروز و حضور حيات مدني در عرصه‌هاي كالبدي، فضايي، مكاني و زماني. چنين ويژگي‌هايي از مركز شهري باعث نقش بستن مفهوم مركزيت آن شده است. از همين روست كه اين مراكز نقشي عمده ـ مثبت، يا منفي‌ ـ در حيات شهري بازي كرده‌اند. هر شهر (خوب يا بد) داراي يك يا چند مركز اصلي و تعدادي مراكز فرعي است. مراكز فرعي زير مجموعة مراكز اصلي مي‌باشند. مراكز به دو صورت در فضاهاي شهري ظاهر مي‌گردند. اول، به عنوان بخشي جدايي‌ناپذير از شالودة اصلي و پيكرة نمادين شهر كه در اين حالت موقعيت مكاني و عناصر كالبدي متشكلة مكان، معنادار مي‌شوند و دوم به عنوان بخش مكمل شالودة اصلي و پيكرة نمادين، در اين حالت مركز مي‌تواند به عنوان مفصل بين شالوده اصلي و پيكره‌هاي منفصل شهري عمل نمايد. مركز شهري با همان مفهوم مركزيت، مكان اصلي نمايش شهري بوده و به ديگر سخن، صحنة اصلي وقوع حادثه‌ها و واقعه‌ها است.
پس، با مداقه در ويژگي‌هاي سه گانه، فضاي شهري يعني شالوده، نماد و مركزيت است كه مي‌توان فضاي شهر و از آن ره، خود شهر را به «عناصر ثابت و پايدار» و «عناصر نيمه ثابت و قابل تغيير» و به سخن ديگر، به «عناصر سخت» و «عناصر نرم» تقسيم كرد و به چگونگي مداخله در فضاي شهري انديشيد. تغييرات جزئي در عناصر سخت و دگرگوني كلي در عناصر نرم، بستر واقعي دگرگوني‌هاي شهري است. اين كار، شهروند و شهر، بازيگر و تماشاچي، تصميم‌گير و تصميم‌ساز و … را درگير تجربه‌اي مي‌سازد كه مي‌توان تجربة شهر ناميد؛ تجربه‌اي كه همه در آن شريك‌اند و با اين كار سرنوشت شهر را رقم مي‌زنند. تجربه شهري يعني درگير شدن با سه عنصر متشكلة شهر: فعاليت، كالبد (شكل) و فضا، كه از تركيب دو مورد نخستين، مورد سوم حادث مي‌شود(حبیبی و مقصودی، 1381، ص 12-13)
2-6- بافت
بافت گستره ای همپیوند است که با ریخت شناسی های متفاوت طی دوران حیات شهری در داخل محدوده شهر و با حاشیه آن در تداوم و پیوند با شهر شکل گرفته باشد این گستره می تواند از بنا ها ، مجموعه ها، راه ها، فضا ها،تاسیسات و تجهیزات شهری و یا ترکیبی از آنها تشکیل شده باشد(شاران، 1384،ص 5).
این اعضا توسط انسان در زمان های مختلفی بوجود آمده و در دوره های مختلف با سیاست ها و راهکارهای مختلف، توسعه و رشد پیدا نموده است. آنچه از این بافت های قدیمی برای ما بجای مانده است حاوی یک هویت و حافظه جمعی از مردم و فرهنگ گذاشته است.
بافت ارزشمند تاریخی باید دارای سه مشخصه باشد. این سه مشخصه عبارتند از :
– کیفیت معماری قابل ملاحظه
– یک استراکچر با شخصیت و اصیل شهری
– زندگی اجتماعی مداوم(الکساندر باپاجئورجیو،1970،ص 15).
اگر بخواهیم مشکلات بافت های امروزی را بررسی کنیم اول باید به این مسئله بپردازیم که چرا باید بافت های ارزشمند را ساماندهی نمود و از حذف آنها به عنوان صورت مساله جلوگیری نمود.بافت ارزشمند تاریخی به صورت پیوند دهنده ما با گذشتگان خودمان است.به طور کلی شهر جایی است که مردم تجربیاتی که بدست آورند به دیگران منتقل نمایند پس شهر یک فضای میان ذهنی است، شهر مکان زندگی کردن زمان است (ماریون رابرترز،ص 45).
پس با توجه به این مطلب انسان امروز با استفاده و تجزیه و تحلیل های بافت شهری می توان به ذهنیات و فرهنگ مردم گذشته خود پی ببرد و به عبارتی بافت تاریخی را می توان یک کتاب از تاریخ شهر نامید ولی بعد از تحولاتی که در پی انقلاب صنعتی روی داد و شهر های قدیمی پا به عرصه جدیدی گزاردند، تغییرات شتابان اجتماعی- اقتصادی که هم در عرصه عمومی و هم در عرصه خصوصی شهر ها روی داد باعث گردید که شهر ها ساختار اصلی خود را از دست بدهند و در نتیجه طبق یک ساختار برنامه ریزی شده گسترش پیدا نکنند. بافت تاریخی تبریز دارای مشخصه کالبد و فضایی مناسب میباشند و مشخصه ی استراکچر قوی را با توجه به ساختار شهری دارا می باشد. علت اصلی این که بافت های موجود دچار مشکل شده اند چون اصلی ترین عامل که تداوم زندگی اجتماعی و رونق زندگی شهری امروزی در آنها وجود ندارد(فلامکی،1378،ص 15).
2-6-1- بافت تاريخي و اهميت بافت هاي تاريخي باارزش به عنوان فضاي شهريدراين مسئله که شهر پديدهاي است تاريخي، شکی وجود ندارد، لذا اين چنين پديدهاي قادر به انکار پيشينه خود ويا گسستن پيوند خود با اين پيشينه نميباشد.
به اين واقعيت که بخش فراواني از تاريخ يک شهر در کالبد آن تجلي مييابد و نشاندهنده باورها، انديشهها و ارزشها و همچنين توان فني ارتقاء روابط سياسي، اجتماعي ،اقتصادي و… نسل گذشته مي باشد آگاهيم ابنيه و بافت هر شهري حاصل ارزشهاي فرهنگي و تاريخي فراوان ميباشد که علاوه براينکه براي امروز و آيندگان حامل پيامهايي ارزندهاند، بخشي از مشترکات يک جامعه و نيز عاملي براي وحدت آنان ميباشند.
بافت قديمي اکثر شهرها در برگيرنده ارزشهاي فرهنگي، تاريخي، اجتماعي آنها ميباشد.
بافت تاريخي بيانگر هويت هر شهر است همچنين بافت تاريخي بخشي از پيکره شهر موجود ميباشد (ابلقی، 1376، ص 119).
با توجه به وجود سه عامل: دورههاي تاريخي، نحوه شکلگيري و شکل بافت، تعريف زير را براي بافت تاريخي در ايران ميتوان جايز دانست: بافت تاريخي عبارتست از آن بخشي از بافتهاي شهري که قبل از سالهاي 1300 شمسي شکل گرفتهاند. اين بافتها عمدتأ خود سازمانيافتهاند، ساختاري همپيوند و شکلي انداموار(ارگانيک)دارند (ابلقی، 1376، ص 130).
2-6-2- انواع بافت های تاریخی
در محدوده بافتهاي تاريخي سه بخش عمده قابل مشاهده و شناسايي ميباشد (ابلقی، 1376، ص 130).
بخش نخست: بافتهاي باارزش تاريخي:
اين بخش محدودهاي از بافت تاريخي را دربرميگيرد که ساختار و قسمت عمده اجزا و عناصر بوجود آورنده آن چه ابنيه و فضاها و چه گذرهاو… دستنخورده باقي مانده و داراي ارزش تاريخي، شهرسازي و معمارياند. در اين نوع، تمامي فضاها و عناصر واجد ارزش به صورت مجموعهاي بهمپيوسته ميباشد و ساختاري واحد



قیمت: 11200 تومان

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *