پایان نامه ها

فائو، PAGEREF، h، یونجه، گندم، کرد.

h 10403
شکل 4-9 توزیع تحت کلاس های مربوط به کشت یونجه به روش ریشه دوم در دشت ایذه PAGEREF _Toc221277447 h 104شکل 4-10 توزیع تحت کلاس های مربوط به کشت یونجه به روش کالوگیرو در دشت ایذه PAGEREF _Toc221277448 h 105شکل 4-11 توزیع تحت کلاس های مربوط به کشت یونجه به روش استوری در دشت ایذه PAGEREF _Toc221277449 h 112شکل 4-12 توزیع تحت کلاس های مربوط به کشت یونجه به روش ریشه دوم در دشت ایذه PAGEREF _Toc221277450 h 113شکل 4-13 توزیع تحت کلاس های مربوط به کشت یونجه به روش کالوگیرو در دشت ایذه PAGEREF _Toc221277451 h 114شکل 4-15 توزیع تحت کلاس های مربوط به کشت سورگوم به روش ریشه دوم در دشت ایذه PAGEREF _Toc221277452 h 119شکل 4-16 توزیع تحت کلاس های مربوط به کشت سورگوم به روش ریشه دوم در دشت ایذه PAGEREF _Toc221277453 h 120شکل 4-17 رابطه تولید پیش بینی شده مدل استوری با تولید مشاهده شده برای گندم آبی PAGEREF _Toc221277454 h 125شکل 4-18 رابطه تولید پیش بینی شده مدل ریشه دوم با تولید مشاهده شده برای گندم آبی PAGEREF _Toc221277455 h 125شکل 4-19 رابطه تولید پیش بینی شده مدل کالوگیرو با تولید مشاهده شده برای گندم آبی PAGEREF _Toc221277456 h 126شکل 4-20 گراف تولید پیش بینی شده مدل های پارامتریک و تولید مشاهده شده PAGEREF _Toc221277457 h 127
فصل اولمقدمه و اهداف1-1 مقدمهبراي دستیابی به کشاورزي پایدار مشخص کردن تناسب اراضی براي کاربری هاي مختلف امري الزامی است(ناصري و همکاران، 2009). خاک یکی از مشخصه های سطح زمین می باشد. ارزش اراضی برای بسیاری از کاربری ها بطور مستقیم به خصوصیات خاک آن ها بستگی دارد و این خصوصیات از طریق مطالعات خاکشناسی مشخص می شوند (متقی، 1998).
خاک بستر کلیه فعالیت های تولیدی انسان به شمار رفته و بنیان بسیاری از تمدن های بزرگ و کهن جهان بر باروری خاک استوار بوده است (حق نیا و کوچکی، 1375). در دو دهه اخير ما شاهد نتايج نامطلوب برنامه هاي کوتاه مدت توليد محصول بيشتر در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه از قبيل بهره کشي بيش از اندازه از خاک و مصرف سموم بوده ايم.
از دیرباز و از زمان حضور بشر بر روی کره خاکی تاکنون استفاده از زمین بطور دائم در تغییر بوده است. بشر با تغییر در احتیاجات خود، در نحوه استفاده از زمین نیز تغییر داده است و متأسفانه مسیر این تغییرات به گونه ای بوده است که امروزه با جمعیت حاضر و تنوع احتیاجات بشری و از طرفی بهره برداری نامناسب از اراضی شاهد عدم استفاده صحیح از اراضی و آثار سوء ناشی از این بهره برداری ها هستیم. لازم است به منظور عدم گسترش این آثار برنامه ریزی صحیح صورت گیرد و با توجه به رشد روزافزون جمعیت دنیا و توسعه مناطق مسکونی و صنعتی و از طرفی کمبود منابع آب برای کشاورزی، نیاز شدیدتری به استفاده بهینه از اراضی موجود احساس می شود و این کار فقط با انجام یک برنامه ریزی اصولی و مفید برای اراضی باقیمانده امکان پذیر است (محنت كش، 1378).
در کشور ما، به خاطر رشد روزافزون جمعیت و توسعه شهرها از امکان گسترش سطح زیر کشت به مرور زمان کاسته می شود و در نتیجه نیاز شدیدی به استفاده بهینه از اراضی موجود احساس می شود. مطالعات تناسب اراضی با بررسی جنبه های فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی اراضی، استفاده بهینه و پایدار از هر زمینی را ممکن می سازد.
کشاورزی پایدار در صورتی تحقق می یابد که اراضی برحسب تناسب برای انواع مختلف کاربری ها طبقه بندی شوند. روش ارزیابی تناسب اراضی برای گیاه خاص که یک سیستم پیشنهادی از سوی فائو می باشد شامل ارزیابی کیفی و کمی است. ارزیابی تناسب اراضی کارایی اراضی برای استفاده های خاص را تعیین کرده و درجه سازگاری و مطابقت مشخصات اراضی را با نیازهای نوع ویژه ای از بهره وری تعیین میکند. در ارزیابی کیفی تنها جنبه های فیزیکی اراضی و در ارزیابی کمی علاوه بر جنبه های فیزیکی، ملاحظات اجتماعی و اقتصادی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. اگرچه یکی از نارسایی های اصلی روش کمی و اقتصادی نوسان قیمت نهاده ها و ستاده ها می باشد، لیکن اخیراً فائو به این نتیجه رسیده است که تنها استفاده از معیارهای فیزیکی نمی تواند به عنوان معیاری مناسب جهت تمایز و تفکیک اراضی مورد استفاده قرار گیرد، زیرا یکی از مهمترین معیارهای تصمیم گیری زارعین و کاربران میزان درآمدزایی واحدهای تولیدی است. امروزه ارزیابی تناسب اراضی در اکثر کشورهای اروپایی به ویژه اروپای شرقی و کشورهای در حال توسعه محور اصلی روشهای ارزیابی است چرا که این روش کلیه فاکتورهای مورد نیاز جهت یک استفاده به خصوص را مورد توجه قرار می دهد. چینن در سال 1991 در منطقه کاپینی در زامبیا کارایی این روش را در پیش بینی محصول مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفت که همبستگی معنی داری بین محصول واقعی و محصول پیش بینی شده وجود دارد. جانسون و همکارانش در سال 1994 با استفاده از مدل رایانه ایی ALES براساس چارچوب فائو یک مطالعه تناسب اراضی کمی و اقتصادی را پیاده کردند. مسینگ و همکارانش در سال 2003 معیارهای لازم جهت انجام مطالعات تناسب اراضی حوزه ای در چین را تعیین کردند. استینر و همکارانش در سال2000 مطالعه ای را در راستای تناسب اراضی حوزه آبخیز رودخانه گیلا انجام دادند. در ایران نیز برخی محققین به این موضوع پراخته اند. قاسمی دهکردی و محمودی، ضیائیان و ابطحی نمونه ای از مطالعات کیفی تناسب اراضی را انجام داده اند. ایوبی در سال 1375 ضمن مطالعات ارزیابی کمی و اقتصادی محصولات مهم منطقه برآان شمالی به این نتیجه رسید که برنج علیرغم این که دارای بیشترین سود آوری در بین محصولات مورد مطالعه است، لیکن عواقب زیست محیطی نامناسبی به دنبال دارد. بازگیر در سال 1377 به انجام مطالعات کمی و اقتصادی به این نتیجه رسید که در منطقه تالاندشت کرمانشاه نخود دیم نسبت به گندم و جو دیم دارای سودآوری بالاتری بوده و این سود آوری ناشی از افزایش قیمت نخود در سالهای اخیر می باشد. گیوی نیز در منطقه فلاورجان اصفهان با به کارگیری نرم افزار ALES در روش پارامتریک طبقه بندی کمی تناسب اراضی را برای محصولات عمده منطقه تعیین کرد. محنت کش در سال 1378 با انجام مطالعات ارزیابی تناسب کمی و اقتصادی در منطقه شهرکرد به این نتیجه رسید که کشت سیب زمینی در تمامی واحدهای مورد مطالعه دارای سود آوری بیشتری نسبت به گندم و یونجه می باشد.
در این راستا باید ابتدا منابع اراضی شناسایی شوند و قابلیت آن ها برای انواع استفاده های ممکن بررسی شود. بدین معنی که ابتدا اراضی بر حسب قابلیت خود برای استفاده های اصلی که عبارتند از: کشاورزی آبی، کشاورزی دیم، مرتع، جنگل، حیات وحش و یا قابلیت های مسکونی و صنعتی طبقه بندی شوند. در مرحله بعد در هر یک از مناطق جدا شده بهترین نوع محصول یا گیاه یا رقم مشخص شود که بدین ترتیب به مرحله ای خواهیم رسید که اراضی بر حسب ویژگی های خود به بهترین و در عین حال سودآورترین کاربری اختصاص داده می شوند و چون اراضی بدین صورت مورد استفاده قرار خواهند گرفت نه تنها از بین نخواهند رفت بلکه با انجام اعمال حفاظتی و مدیریتی صحیح باروری آن ها افزوده خواهد شد و به یک بهره وری پایدار خواهیم رسید (محنت كش، 1378).
به کمک مطالعات ارزیابی اراضی می توان رابطه بین زمین و نوع بهره وري از آن را مشخص نمود و بر اساس این رابطه، نوع استفاده مناسب از آن زمین را تعیین کرد (جعفرزاده و همکاران، 2008؛ شهبازي و همکاران، 2008).
یکی از راههای افزایش تولید در واحد سطح و یا به عبارت دیگر استفاده بهینه از اراضی، شناسایی ظرفیت تولید آن است. برای دستیابی به این هدف تعیین پتانسیل تولید و ارزیابی تناسب اراضی راهکار مناسبی می باشد. چغندر قند از گیاهان مناطق معتدله است که با محدوده وسیعی از شرایط اقلیمی و خاک سازگار بوده و در برابر تنش های محیطی، گیاهی مقاوم و سرسخت می باشد. لذا استفاده از این محصول در تناوب زراعی می تواند به روند اصلاح اراضی منطقه کمک نماید. مطالعات زیادی در کشورهای مختلف دنیا از سال 1970 با این روش انجام شده است. در کنیا، لونینگ (1973) تعیین مشخصات تیپ های مختلف بهره وری از اراضی را به عنوان موضوع اصلی یک تحقیق قرار داد و طی آن خصوصیات چند تیپ مهم از انواع بهره وری را مشخص نمود. کویه (1976) تحقیقی در سودان انجام داد و تعدادی از کیفیت های اراضی را به صورت تفصیلی درجه بندی نمود. سپس هریک از درجات محدودیت آنها را در رابطه با تعداد زیادی از تیپ های بهره وری از اراضی تشریح و در طبقه بندی تناسب اراضی به کار برد. یانگ و گلداسمیت (1977) براساس راهنمای فائو، ارزیابی اراضی برای کشورهای در حال توسعه را مورد بررسی قرار داده و یک مطالعه موردی را در کشور مالاوی انجام دادند. در این تحقیق واحدهای اراضی براساس نقشه های زمین شناسی، ارتفاع، شکل زمین، متوسط بارندگی، پوشش گیاهی و خاک از هم تفکیک شده است. در مرحله بعدی کیفیت اراضی برای استفاده های اصلی، تعریف و درجه بندی گردید و در نهایت با تطبیق نیازهای نوع استفاده با کیفیت های اراضی برای استفاده های مختلف تعیین شد. در ایران نیز روش ارزیابی ابتدا به صورت پراکنده و در قالب پایان نامه های دانشجویی انجام می شد که از جمله می توان به مطالعات قاسمی دهکردی(1375)، سروری(1375)، ملک زاده(1375) و ده محسنی(1375) اشاره نمود. در سال های اخیر این مطالعات در سطح بیشتری خصوصاً در اراضی پایاب سدها جهت راهنمایی دست اندرکاران محلی برای تعیین الگوی کشت صورت گرفته است. برآورد میزان تولید محصول که خود به اقلیم، نوع خاک و سیستم مدیریتی بستگی دارد، یکی از مراحل اصلی ارزیابی تناسب اراضی است که براساس آن می توان باروری اراضی مختلف را با یکدیگر مقایسه کرد. تخمین پتانسیل تابشی گرمایی با استفاده از مدل فائو امکان تعیین تولید خالص بیوماس با استفاده از اطلاعات مربوط به اقلیم و گیاه را فراهم سازد. تولید پیش بینی شده از تأثیر محدودیت های خاک، آب و مدیریت برپتانسیل تولید حاصل می شود(سید جلالی، 1379).
امروزه ارزیابی اراضی بخاطر منبع مهم خاک آنقدر اهميت دارد که توسط دانشمندان علوم خاک انجام می شود. اساساً بدین خاطر روش ارزیابی اراضی فائو توسط دانشمندان خاکشناسی که در طبقه بندی تناسب اراضی کشاورزی مهارت کافی دارند، توسعه یافته است. البته منبع خاک فقط یکی از منابع انسانی، اقتصادی و طبیعی است که بر روی تناسب اراضی اثر می گذارد (رسیستر، 1996).
با عنایت به محدودیت منابع طبیعی، از راهکارهای مهم تأمین مواد غذایی لازم، افزایش تولید در واحد سطح است. در این ارتباط علاوه بر استفاده از تکنولوژی های جدید مانند بیوتکنولوژی در جهت افزایش راندمان محصول، کاربری مناسب از اراضی و برای محصولات خاص براساس محدودیت ها و نیازهای آنها یکی از مهمترین نکاتی است که ارزیابی اراضی و به طور خاص ارزیابی تناسب اراضی پاسخگوی آن بوده و همچنین خاک را به عنوان نعمتی خدادادی برای نسل های آتی حفظ و حراست می کند (باقرزاده، 1391).
استفاده نامناسب از اراضی از جمله رشد بی رویه شهرها و مراکز صنعتی و تجاوز آنها به محدوده ی اراضی زراعی و کشاورزی و یا تبدیل مراتع به دیمزارها و از بین بردن جنگل ها و تبدیل آن ها به باغات با توجه به رشد جمعیت بخصوص در کشورهای در حال توسعه زنگ خطری است که استفاده بهینه و مناسب از اراضی را برای تولید غذا محور توجه صاحبنظران قرار داده است. این موضوع با توجه به محدود بودن وسعت اراضی مناسب کشت و زرع مخصوصا محدودیت آب در بسیاری از مناطق خشک و نیمه خشک جهان و از جمله ایران بر اهمیت مقوله تناسب اراضی می‏افزاید (مسیح آبادی و همکاران، 1380).
ارزیابی اراضی در دنیا سابقه نسبتاً طولانی داشته و در سال 1976 توسط سازمان فائو به صورت چارچوبی بین المللی شکل نوینی به خود گرفت. در ارتباط با ارزیابی دیمزارها از روشهایی که قبل از فائو به آن پرداخته اند می توان به روش طبقه بندی قابلیت اراضی آمریکا (USDA) و سیستم پارامتریک اشاره کرد. فائو در سال 1983 به طور مفصل تیپ های بهره وری و روشهای ارزیابی دیمزارها را تشریح کرد. ارزیابی تناسب اراضی درجه سازگاری و مطابقت مشخصات اراضی را با احتیاجات نوع به خصوصی از بهره وری تعیین می کند و اراضی یک منطقه را بر حسب درجه تناسب آنها برای استفاده های پیش بینی شده به قسمت های مختلف گروه بندی می نمایند. در این روش ارزیابی به صورت های کیفی و کمی مطرح شده که در ارزیابی کیفی نیاز به محاسبه میزان درآمد هزینه ها نبوده و فقط مشخصات فیزیکی اراضی مورد بررسی قرار می گیرند ولی در ارزیابی کمی مقایسه میزان هزینه ها با درآمد حاصله برحسب معادلات اقتصادی اصلیترین قسمت در ارزیابی تناسب اراضی است. اگرچه یکی از بزرگترین معایب ارزیابی کمی و اقتصادی نوسان قیمت ها و عدم ثبات شرایط اقتصادی است ولی جهت انجام آمایش سرزمین، برنامه ریزی استفاده از زمین و تصمیم گیری، نمی توان به ملاحضات اقتصادی بی توجه بود. فائو به این نتیجه رسیده است که تنها استفاده از معیارهای فیزیکی برای تمایز اراضی برای استفاده های مختلف کافی نمی باشد، زیرا یکی از مهمترین معیارهای تصمیم گیری زارعین و کاربران اراضی میزان درآمدزایی واحدهای تولیدی می باشد. روشهای مختلفی در ارزیابی اقتصادی اراضی وجود دارد. آنالیز سود ناخالص در شرایطی که سرمایه گذاری در مزرعه صورت نگرفته باشد، مرسومترین روش می باشد. چارچوب اراضی فائو دو رده تناسب اقتصادی را معرفی کرده است. رده مناسب (S) و رده نامناسب (N) که این دو رده به پنج کلاس تناسب اقتصادی تقسیم شده اند. ارزیابی فیزیکی، کلاس N2 را از سایر کلاس ها جدا می کند. بنابراین هیچگونه ارزیابی اقتصادی برای چنین اراضی انجام نمی گیرد.
در راستای استفاده از چارچوب فائو جهت انجام تناسب اراضی در کشورهای مختلف دنیا مطالعات متعددی صورت گرفته است. از جمله می توان

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *