بقایای، خاک‏ورزی، بذر، ذرت، عمق، خاک‌ورزی

ک اثر منفی بر خصوصیات گیاه از قبیل جوانه‏زنی بذر، رشد ریشه و عملکرد محصول دارد (فونتز و همکاران، 2004). از خصوصیات فیزیکی مهم خاک، ابعاد کلوخه‏ها (قطر متوسط وزنی) و جرم مخصوص ظاهری خاک است. به‏طوری‏که افزایش جرم مخصوص ظاهری و قطر متوسط وزنی کلوخه باعث کاهش جوانه‏زنی می‎گردد (حیدری سلطان‌آبادی و شیرعلی، 1384). ازپینار و کای (2006) در مطالعه سیستم‏های خاک‏ورزی در طول دو سال دریافتند که در بین تیمارهای گاوآهن برگردان‏دار و دوبار دیسک زدن و رتیواتور در سال اول کمترین چگالی حجمی در عمق‏های 0 تا 10 و 10 تا 20 سانتی‏متر با میزان 24/1 و 32/1 تن بر متر مکعب مربوط به رتیواتور و در سال دوم کمترین میزان مربوط به دو بار دیسک زدن می‏باشد. در بررسی اثر روش‏های خاک‏ورزی در کاشت کنجد نشان داده شد که خاک‏ورزی مرسوم با 32/1 تن بر مترمکعب و بی‎خاک‏ورزی با 37/1تن بر متر مکعب کم‏ترین و بیشترین چگالی ظاهری را به خود اختصاص دادند این در حالی است که در حداقل خاک‏ورزی 36/1 تن بر مترمکعب برای چگالی ظاهری بدست آمد (مؤمنی و شریفی، 1389 و آزادشهرکی و همکاران، 1389). در بررسی اثر سه روش خاک‏ورزی بر خاک گزارش کردند که جرم مخصوص ظاهری خاک در عمق 10 سانتی‏متر در روش بی‎خاک‏ورزی 10 درصد بیشتر از خاک‏ورزی مرسوم بود (دام وهمکاران، 2004). عباسی و همکاران (1387) به این نتیجه رسیدند که خاک‏ورزی مرسوم، کم‏خاک‏ورزی و خاک‏ورزی حفاظتی بر وزن مخصوص ظاهری خاک اثر معنی‏داری ازنظر آماری ندارد.
2-5 اثر سیستم‏های خاک‏ورزی و بقایای گیاهی بر سبز شدنشیوه‏های مختلف خاک‏ورزی و کاشت از طریق تغییر در شرایط فیزیکی بستر بذر، یعنی مشخصه حرارتی، رطوبتی، تهویه‏ای و مقاومت خاک باعث افزایش 10 تا 20 درصد بر سبز شدن بذر شد (آسودار و یوسفی، 2010). زارعی و همکاران (1391) در بررسی روش‏های خاک‎ورزی مرسوم، کم‏خاک‏ورزی و بی‏خاک‏ورزی بیان داشتند که روش بی‏خاک‏ورزی ضریب سرعت سبز شدن پایین‏تری نسبت به دو روش دیگر داشت که علت را در کاهش عمق اختلاط و میزان خرد شدن بقایای گیاهی در شرایط کشت و همچنین تجمع حجم زیادی از بقایای گیاهی در لایه سطحی سبب ناهمواری در سطح خاک و باعث کاهش 20 درصد بر یکنواختی عمق کاشت و در نتیجه استقرار نامطلوب بذر در این تیمار عنوان داشتند. گیاهانی که زودتر سبز می‏شوند نسبت به گیاهانی که دیرتر در سطح خاک ظاهر می‏شوند سهم بیشتری در عملکرد محصول دارند (نورمحمدی و زارعیان، 1382؛ عادل زاده، 1384؛ مک‏مستر و همکاران، 2002). همچنین سبز شدن بذور به‏صورت نمایی با افزایش اندازه کلوخه کاهش می‏یابد (دارو ابرتوت،2002). در تیمار بی‏خاک‏ورزی سرعت پایین ضریب سبز شدن را می‏توان به وجود بقایا برسطح خاک و رطوبت بالای خاک و کاهش دمای سطح خاک در هنگام سبز شدن در مناطق سردسیر نسبت داد (چن و همکاران،2004؛ لال، 1995). البته سرعت پایین ضریب سبز شدن در تیمار بی‎خاک‏ورزی را می‎توان به کاهش عمق اختلاط و میزان خردشدن بقایای گیاهی را در این شرایط کاشت نسبت داد. در این حالت تجمع حجم زیادی از بقایای گیاهی در لایه سطحی سبب ناهمواری سطح خاک و غیریکنواختی عمق کاشتو در نتیجه استقرار نامطلوب بذر در این تیمار می‏گردد (زارعی و همکاران، 1391). افزایش بقایا در سیستم خاک‏ورزی حفاظتی با افزایش رطوبت خاک، باعث افزایش ضریب سرعت سبز شدن گیاه می‏شود (کار و همکاران، 2003).پاور و همکاران (2001) بی‏خاک‏ورزی تاًثیرمعنی‌داری بر کاهش اتلاف رطوبت خاک و افزایش درصد سبز شدن گندم دارد.
2-6 اثر سیستم‏های خاک‏ورزی و بقایای گیاهی بر عملکرد و اجزای عملکردانتخاب روش‏های خاک‏ورزی مرسوم و یا خاک‏ورزی حفاظتی هنوز در برنامه‏های تحقیقاتی محققین قرار دارد، زیرا راه حل یکسانی برای همه شرایط وجود ندارد. خاک‏ورزی حفاظتی زمان کمتری را لازم دارد و معمولاً عملکرد محصول نیز کاهش معنی‏داری ندارد (صادق‏نژاد و اسلامی، 1385). در مطالعه اثرات مدیریت بقایا بر ذخیره آب، عملکرد محصول و اجزای عملکرد در تناوب گندم-ذرت بررسی شد. نتایج نشان داد که خاک‏ورزی اثری روی عملکرد محصول نداشت (شم‏آبادی و محمدی، 1389). مالحی و همکاران (2006) با بررسی اثر مدیریت بقایای گیاهان مختلف بر خاک گزارش کردند که کیفیت و نوع مدیریت بقایای گیاهی، تأثیر چشم‎گیری در فرآیندهای تجزیه بقایا، معدنی شدن عناصر و دسترسی گیاه به عناصر غذایی خاک برای رشد و افزایش عملکرد گیاه بود. دینش و همکاران (2004) و ازپینار و همکاران (2006) کاشت کود سبز به‏صورت مکرر از طریق بهبود سطح مواد آلی خاک و فعالیت‏های آنزیمی و میکروبی منجر به پایداری در حاصلخیزی خاک و افزایش عملکرد محصول بعدی می‏گردد. شیخ‏حسنی و نوربخش (1386)، کانکلین و همکاران (2002) و هیلتبرونر و همکاران (2007) در مطالعه کود سبز برای گندم پاییزه اظهار داشتند کشت محصول پس از کود سبز موجب افزایش عملکرد 10 تا 22 درصدی محصول خواهد شد. آرمسین و همکاران (2005) و فیچر و همکاران (2002) گزارش کردند کود سبز محتوای نیتروژن خاک را افزایش داده و نیتروژن را در دسترس گیاه قرار می‏دهد که از این طریق باعث افزایش رشد محصول و افزایش عملکرد می‏گردد. آیتو و همکاران (2007) نشان دادند مخلوط کردن بقایا در تناوب ذرت-گندم بعد از 5 سال موجب افزایش عملکرد این دو محصول و همچنین مواد آلی خاک می‏شود. نجفی‏نژاد و همکاران (1388) برداشت هر تن از بقایای گیاهی منجر به کاهش حدود 100 کیلوگرم در هکتار در عملکرد دانه ذرت و کاهش 300 کیلوگرم در هکتار در عملکرد کلش ذرت شد. در تحقیقات دوساله تهرانی و همکاران (1388) بر اثر روش‏های مختلف مدیریت بقایای گیاهی بر عملکرد کلزا بیان داشتند که مخلوط کردن بقایای گیاهی گندم به ترتیب نسبت به سوزاندن و حذف کامل بقایا 15/43 درصد روغن و کمترین 37 درصد روغن در دانه و همچنین عملکرد دانه نیز با 25 درصد افزایش نسبت به روش‏های دیگر بود.
وانگ و همکاران (2014) در پژوهشی 12 ساله (1999 تا 2011) بر روی ذرت بیان کردند که بی‏خاک‎ورزی به همراه زیرشکنی و بقایای گیاهی در طول سه سال اول از نظر عملکرد تفاوتی باهم نداشتند ولی شوری خاک کاهش یافته، موادآلی و خواص فیزیکی خاک افزایش یافته و باعث افزایش 1/15 تا 39 درصد بر عملکرد هفت سال آخر (2004 تا 2011) ذرت بهاره نسبت به شخم با گاوآهن برگردان‏دار به‏همراه حذف بقایای گیاهی گردیده است .همچنین آنها بیان کردند که در روش بی‎خاک‎ورزی شوری خاک در حدود 3/20 تا 4/73 درصد نسبت به شخم با گاوآهن برگردان‏دار کاهش یافت.
کشاورزپور (2013) در بررسی اثر روش‌های مختلف خاک‌ورزی بر عملکرد و اجزای عملکرد ذرت علوفه‌ای به این نتیجه رسید که روش‏های خاک‌ورزی در سطح 5 درصد بر عملکرد خشک بیولوژیک و عملکرد دانه معنی‏دار شد، اما تفاوت معنی‏داری در سایر اجزای عملکرد مانند تعداد بلال در بوته، تعداد ردیف در بلال، تعداد دانه در ردیف، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته و قطر ساقه مشاهده نشد. ضمیری و همکاران (2013) گزارش کردند که ارتفاع گیاه تحت تاثیر روش‏های خاک‌ورزی قرار دارد به طوری که بیشترین ارتفاع بوته در خاک‌ورزی مرسوم با 89/202 سانتی‏متر و کمترین ارتفاع بوته مربوط به بی‏خاک‌ورزی 11/146 سانتی‏متر مشاهده شد. در روش‌های مختلف خاک‌ورزی بین قطر ساقه تفاوتی وجود ندارد (ایکنزو همکاران، 2012؛ ولایوان سورنپون وجایاسوریا، 2013). ایکنز و همکاران (2012) در بررسی روش‏های خاک‌ورزی ذرت به این نتیجه رسیدن که خاک‌ورزی مرسوم با 61/10 تن در هکتار بالاترین عملکرد دانه و بی‏خاک‌ورزی 86/6 تن در هکتار کمترین عملکرد را داشتند و کم‏خاک‌ورزی با 99/8 تن بین این دو قرار گرفت.
نجفی‏نژادو همکاران (2007) در بررسی تاثیر روش‏های مختلف خاک‌ورزی بر عملکرد ذرت و خصوصیات خاک، تاثیر مدیریت بقایای گیاهی گندم (سوزاندن و باقی گذاشتن بقایا) به همراه سه روش خاک‌ورزی (خاک‌ورزی مرسوم، کم‏خاک‌ورزی و حداقل‏خاک‌ورزی) را مورد بررسی قرار دادند، نتایج نشان داد که در تیمار خاک‌ورزی کاهش یافته و خاک‌ورزی مرسوم بیشترین عملکرد دانه و ارتفاع بوته بدست آمد و مقدار پروتئین دانه، موادآلی، پتاسیم و فسفر خاک پس از برداشت در تیمار حداقل خاک‌ورزی بیش از سایر تیمارها بود. در تیمار باقی گذاردن بقایا، عملکرد دانه، وزن هزار دانه، پروتئین دانه و مواد آلی بیشتر حاصل شد. بحرینی و همکاران (2007) با بررسی تاثیر چهار سطح بقایای گندم (0، 25، 50، 75، 100درصد) بر عملکرد ذرت، بیشترین عملکرد ذرت (73/15 تن در هکتار) را هنگامی که 25 تا 50 درصد بقایای گندم در خاک باقی ‏ماندند گزارش‏ کردند. اسدی و همکاران (1390) پس از 4 سال مطالعه نشان دادند که تولید ذرت علوفه‏ای بعد از جو در اصفهان تحت مدیریت کم‏خاک‌ورزی (شخم در عمق 10 سانتی‏متری و مخلوط کردن بقایای ایستاده جو) و بی‏خاک‌ورزی (نگه‏داری بقایا در سطح خاک) بدون تأثیر منفی بر عملکرد امکان‏پذیر است.
2-7 تأثیر ماشین کاشت بر استقرار و عملکرد محصولیکی از راه‏های افزایش تولید محصولات کشاورزی و پیشرفت و توسعه مکانیزاسیون کشاورزی انتخاب و استفاده از ماشین‏های کاشت مناسب با مطلوب‏ترین و بهترین تنظیمات می‎باشد که این روش به لحاظ نیاز به زمان و انرژی کمتر برای رسیدن به نتیجه مطلوب دارای اهمیت می‏باشد. مقدار عمق کاشت دانه‎ها در خاک یکی از مهم‏ترین عوامل در تولید غلات است که می‏تواند در رشد و عملکرد محصول اثر مفید داشته باشد. یکنواختی عمق کاشت بستگی به عملکرد واحدهای کارنده داشته و عملکرد واحدهای کارنده بستگی به کیفیت آماده سازی زمین و نیز تنظیمات و سرعت کار آن‏ها دارد. اولویت بکارگیری روش‏های مکانیزه کاشت در تولید محصول با توجه به شرایط فنی، اقتصادی و اجتماعی هر جامعه مشخص می‏شود؛ بنابراین بالا بردن پتانسیل تولید در واحد سطح، استفاده از فناوری و نوآوری ماشینی در امور کشاورزی می‏تواند تاًثیرگذار باشد (آسودار و همکاران، 2006). از بین مراحل مختلف کشت محصول، عملیات کاشت آن به‏دلیل حساس بودن بذر به عدم یکنواختی توزیع بر روی ردیف و عمق کاشت مناسب بذر از اهمیت بالایی برخوردار است که می‏باید به‏طور مطلوب و با دقت کامل اجرا شودتا در مراحل مختلف رشد از نظر ساختار فیزیکی گیاه مشکلی ایجاد نشود (ربیعی و همکاران، 1390). درسال‏های اخیر بهبود سیستم‏ها و تکنیک‏های کشت که بستر بذر را بطور مناسبی آماده کرده و به رشد سریع محصول کمک می‏کند، بیشتر از هر زمان دیگری ضرورت پیدا کرده است (آسودار، 2001؛ آسودار و همکاران، 200) ماشین‏های کاشت مورد استفاده امروزی بذر را بدون کنترل فشار وارده از طرف چرخ‏فشاردهنده در خاک قرار می‏دهند که نتیجه آن کاهش جوانه‏زدن و تعداد جوانه است (تسیر و همکاران، 1991؛ راین‏بو و همکاران، 2002).
ابراهیم زاده (1385) در پژوهشی با عنوان تاثیر سرعت و عمق کاشت ردیف‏کار ذرت بر جوانه‏زنی بذر ذرت در منطقه دماوند بر روی ذرت علوفه‏ای که بیشترین درصد جوانه‏زنی بذرها مربوط به تیمار با سرعت7 کیلومتر بر ساعت و عمق 6 سانتی‏متر و کمترین مربوط به تیمار با سرعت 9 کیلومتر بر ساعت و عمق 6 سانتی‏متر بود. زوز و فیکت (1979) آزمایش‏هایی در لهستان بر روی دو نوع ردیف‏کار و سه نوع شیار بازکن که از نظر فاصله‏ی ردیف‏ها متفاوت بودند، انجام دادند و گزارش نمودند که فاصله‏ی ردیف‏ها و عملکرد دانه، بطور معنی‏داری با یکدیگر رابطه‏ی معکوس داشته و ضریب همبستگی آن‏ها، 795/0 بوده است.
استفاده از فناوری‏های نوین ماشینی می‏تواند یکی از مهم‏ترین راه‏های افزایش تولید محصولات باشد. (آسودار و همکاران، 2000). بکارگیری چرخ‏های فشاردهنده با هدف ایجاد شرایط مناسب بستر بذر در جهت سبز شدن و رشد محصول (رادفورد، 1986)، یکنواختی عمق کاشت (آسودار و همکاران، 2000) و ایجاد شیار باریکی در بالای بستر بذر می‎تواند در عملکرد تاثیر گذار باشد و میزان عملکرد محصول تحت تاثیر عواملی از قبیل نوع شیار بازکن، پوشاننده بذر، سرعت کار، خصوصیات فیزیکی خاک و نوع محصول قرار دارد (تسیر و همکاران، 1991). انتخاب دقیق ابزار کشت و همگن شدن وسایل پوشاننده برای یک کشت موفقیت آمیز از اصول اولیه کار محسوب می‏شود. چرخ فشار دهنده با مهیاکردن فشار مناسب بر روی سطح خاک پوشاننده بذر، آب قابل دسترس بذر افزایش داده، سرعت جوانه زدن و رشد گیاه را 10-25 درصد و استقرار گیاه 10-15 درصد بهبود می بخشد (رادفورد، 1986؛ تسیر و همکاران، 1991).
مهم‏ترین مشکل شیاربازکن‏های دودیسکی جداسازی بذر از کود ( تسیر و همکاران، 1991)، فشردن بقایا به بستر بذر (والمری و همکاران، 2006) و کاهش تماس میان بذر و خاک که منجر به کاهش درصد جوانه‏زنی می‏شود (رحمان و چن، 2001). البته این شیاربازکن‏ها مزایایی نیز بر سایرین دارد که عملکرد بهتر در شرایط سله بستن خاک (همت و خشویی، 2003) و حداقل بهم زدن خاک (تسیر و همکاران، 1991) از آن جمله است.
نصیری و همکاران (1390) در پژوهشی بر روی ذرت بیان نمودند تیمار پنجه غازی همراه با دیسک 49911 کیلوگرم در هکتار بیشترین و تیمار گاوآهن برگردان‏دار همراه با دیسک با 48366 کیلوگرم در هکتار کمترین عملکرد بیولوژیک را نشان داد. تیمار دو بار دیسک نیز با عملکرد 48026 کیلوگرم در هکتار اختلاف معنی داری با تیمار پنجه غازی همراه با دیسک داشت ولی با تیمار گاوآهن برگردان‏دار همراه با دیسک در یک گروه قرار گرفت. عملکرد در حالت کاشت ذرت و کود با ماشین بذرکار-کودکار 73/25 درصد (10188 کیلوگرم در هکتار) نسبت به بذرکار نیوماتیک (7567 کیلوگرم در هکتار) افزایش یافته است. همچنین تعداد دانه در طول بلال نیز در حدود 10 درصد بیشتر از ماشین نیوماتیک بود (افصحی و مستشاری، 1387).
افزایش ماده خشک علل مختلفی می‏تواند داشته باشد که از آن جمله می‏توان به افزایش کارایی جذب نیتروژن، افزایش سرعت رشد، سطح جذب، دوام برگ، فتوسنتز، بستر نرم برای رشد ریشه و درصد بالای رطوبت خاک اشاره نمود. در

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *