–78

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید– یک شبکه از شرکت های در تبادل با هم می باشند که در نهایت محصول یا خدمت را به مشتری ارائه می کنند و ارتباط دهی را از گردش جریان مواد خام تا تحویل نهایی را دربر می گیرد .
هدف مدیریت زنجیره تأمین، تبادل اطلاعات مربوط به نیازمندی های بازار، توسعه محصولات جدید، کاهش تعداد تأمینکننده برای سازندگان و نیز فعالسازی و آزادسازی منابع مدیریتی در جهت توسعه روابط بلندمدت و با اهمیتی است، که از ابتدا بر اساس اعتماد اعضاء شکل میگیرد.
تاریخچه مدیریت زنجیره تأمینمدیریت زنجیره تأمین نتیجه پیشرفت منطقی مدیریت لجستیک می باشد. در دهه 1960 میلادی کارشناسان مشغول به مطالعه در مورد روابط داخلی بین انبارش و حمل و نقل بودند که نتیجه آن مدیریت توزیع بود. در مسیر تکامل این بحث، مفهوم لجستیک مطرح شد. در واقع لجستیک از افزودن مدیریت ساخت، تدارکات و سفارش ها به مدیریت توزیع ایجاد گردید. بحث مدیریت زنجیره تأمین بصورت جدی در مجامع علمی از اوایل سال 1980 میلادی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و بسیاری از پژوهشگران، چارچوب و مدلی برای آن ارائه کردند.
عملیات مدیریت زنجیرۀ تأمین و عملکرد شرکتعملیات مدیریت زنجیرۀ تأمین به طور غیرمستقیم از طریق مزیت رقابتی، عملکرد سازمانی مرتبط با مدیریت زنجیرۀ تأمین، یکپارچگی زنجیرۀ تأمین و تعامل با قابلیت رقابتی شرکت بر عملکرد سازمانی اثرگذار است. سطح یکپارچگی زنجیرۀ تأمین بر سطح عملکرد شرکت اثرگذار است. بیشترین درجه یکپارچگی زنجیرۀ تأمین ـ یکپارچگی داخلی و خارجی ـ به بالاترین سطح عملکرد منجر می شود؛ به عبارت دیگر، هرچه سطح یکپارچگی زنجیرۀ تأمین بیشتر می شود، سطح عملکرد شرکت افزایش پیدا می کند. نحوه اثرگذاری یکپارچگی زنجیرۀ تأمین علاوه بر اعمال اثر مستقیم بر عملکرد از طریق قابلیتهای رقابتی شرکت، تعامل با ابعاد مختلف یکپارچگی زنجیرۀ تأمین و تعامل قابلیت های رقابتی شرکت و قابلیت های عملیاتی زنجیرۀ تأمین بر عملکرد شرکت اثرگذار است. سازمانی که درصدد تعقیب مدیریت زنجیرۀ تأمین است می بایست هر دو بعد یکپارچگی داخلی و خارجی را در نظر گیرد. به علاوه، استاک و لامبرت براین عقیده هستند که تمرکز بر یکپارچگی داخلی در زنجیرۀ تأمین قبل از برقراری یکپارچگی با شرکای بازرگانی ضروری است؛ چرا که یک شرکت باید تلاش نماید تا در ابتدا هماهنگی و یکپارچگی را در محیط داخلی خود برقرار سازد. یک شرکت می تواند از طریق یکپارچگی نظام مند زنجیرۀ تأمین، منابع خاص عملیاتی و دانش فناوری خود را در داخل سازمان و با سازمان های دیگر تسهیم نماید و از این طریق عملیات مدیریت زنجیرۀ تأمین شرکت را ارتقا دهد. در واقع، موفقیت عملیات مدیریت زنجیرۀ تأمین در بهبود عملکرد، در گرو برقراری یکپارچگی در داخل یک شرکت و یکپارچگی در داخل یک شرکت و یکپارچگی خارجی با تأمین کنندگان و مشتریان است. قدرت یکپارچگی زنجیرۀ تأمین می تواند به تقویت منابع عملیاتی کلیدی منجر شود. توجه به عملیات مدیریت زنجیرۀ تأمین در یک شرکت بسیار حیاتی است، چرا که این امر دارای اثرهای بسزایی بر عملکرد شرکت است. مدیریت کارای عملیات خرید و زنجیرۀ تأمین می تواند اثر قابل ملاحظه ای را بر عملکرد شرکت اعمال نماید. تأمین رضایت مشتریان مستلزم توجه به عملیات زنجیرۀ تأمین است. مدیریت زنجیرۀ تأمین برای تقویت رقابت پذیری، رضایت مشتری، عملکرد مدیریت و کسب موفقیت مستمر، حیاتی است. درک روابط میان یکپارچگی زنجیره تأمین و عملکرد شرکت برای بقا و موفقیت هر شرکت داخلی و بینالمللی حیاتی و ضروری است. سطوح مختلف یکپارچگی زنجیرۀ تأمین دارای اثرهای متفاوتی بر جنبههای مختلف عملکردی هستند که تعابیر مختلفی را نیز با خود به همراه دارند. یکپارچگی زنجیرۀ تأمین می تواند مزایایی از قبیل کاهش در موجودی و هزینه کل و افزایش در تسهیم اطلاعات و به دنبال آن، بهبود در سودآوری و سطوح ارائه خدمات، نوآوری در تکنولوژی و طرح محصول و در نهایت ارتقای عملکرد عملیاتی و مالی شرکای زنجیرۀ تأمین را در پی داشته باشد. فقدان یکپارچگی میان اعضای زنجیرۀ تأمین به عدم کارایی عملیاتی می انجامد و این مورد نیز عملکرد زنجیرۀ تأمین را تحت تأثیر قرار می دهد.
مشکلات زنجیرۀ تأمینمشکلات زنجیرۀ تأمین به طور کلی از دو منبع ناشی می شوند :
الف ـ عدم اطمینان
یکی از منابع اصلی در ایجاد عدم اطمینان در زنجیرۀ تأمین پیش بینی تقاضا است. پیش بینی تقاضا از چندین فاکتور از قبیل رقابت، قیمتها، شرایط فعلی، توسعه تکنولوژی و سطح عمومی تعهد مشتریان تأثیر میپذیرد. دیگر عامل عدم اطمینان زنجیره تأمین زمانهای تحویل است که خود به عواملی مانند نسبت خرابی ماشین ها در فرایند تولید خطی، فشردگی ترافیکی که در حمل و نقل دخالت می کند و مشکلات کیفیت مواد که ممکن است تأخیرات تولید را ایجاد کند وابسته است.
ب ـ عدم هماهنگی
این گونه مسائل زمانی ایجاد می شود که یک قسمت از شرکت با دیگر قسمت ها ارتباط مناسب و خوبی نداشته باشد، وقتی پیغام برای شرکاء تجاری و همکاران غیر قابل فهم باشد و وقتی بخش های شرکت از بعضی مسائل آگاهی نداشته باشند و یا خیلی دیر از آنچه مورد نیاز است و یا آنچه باید اتفاق بیفتد آگاه می شوند و در واقع اطلاعات و داده ها برای آنها حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب را داشته باشد مشکلات بیشماری در زنجیره تأمین می تواند رخ دهد.
در این قسمت به دو مورد از مزمن ترین مشکلات آن اشاره می شود.
الف- اثر شلاقی: یکی از مسائل بسیار مهم در زنجیره تأمین اثر شلاق چرمی است. این اثر می گوید: که تغییر کوچکی در تقاضای محصول، سبب ایجاد تغییر کوچکی در ابتدای زنجیره تأمین، در حرکت رو به عقب خود در زنجیره تأمین، بزرگ و بزرگتر می شود و نوسانات بزرگتری را ایجاد می کند. از سوی دیگر، این نوسانات، سبب برداشتهای مختلف تأمینکنندگان از تقاضای بازار می شود که موجب ناهماهنگی میان آنان میشود. در نتیجه این اثر، شرکتها ابتدا با کمبود محصولات مواجه می شوند و بعد به افزایش سطح موجودی میانجامد. این تغییرات در بعضی شرکتها به چرخه شکوفایی تا ورشکستگی تعبیر می شود. می توان گفت این اثرات در بازار صنایعی به وجود می آید که این بازار، دستخوش رشد ناگهانی در تقاضا می شود، مانند بازار محصولات نساجی و پوشاک، لوازم رایانه ای، مخابراتی وغیره، یک تحقیق نشان داد که سفارشات توزیع کنندگان به دلیل پیش بینی ضعیف تقاضا و کمبود هماهنگی و اطمینان در میان شرکاء زنجیره تأمین تغییرات نامنظمی داشت، به دلیل اینکه هر ماهیت مجزا طی زنجیره تأمین، سفارشات و تصمیمات موجودی را با یک دید نسبت به منافع خود، به طرف بالای زنجیره تأمین انجام میداد که این مسئله باعث میشد که میزان پیشبینیها به طرف بالای زنجیره همچنان افزایش یافته و به موجودیهای اضافهای در تمام قسمتهای زنجیره تأمین منجر شود.
ب ـ ذخیره فریبنده: این گونه مشکلات زمانی که مشتریان محصولی را می خواهند که در دسترس نیست اتفاق می افتد؛ گرچه در حقیقت وجود دارد ( مثل وقتی که محصول در جایی نادرست قرار میگیرد یا اینکه مقدار دخیره ناصحیح است ) (پاترسون، 2003).
مفهوم اثر شلاقیتقویت تغییرپذیری تقاضا از پایین زنجیره به سمت بالای زنجیره را اثر شلاقی می نامند. دلیل اصلی این طرز اسم گذاری این است که تقویت تغییرپذیری در تقاضا غیرخطی است. یعنی تغییری کوچک در تقاضای مشتری نهایی به صورت چند برابر خود را در تقاضای کارخانه نشان می دهد. درست مانند یک شلاق که اگر نوسان کمی در سر آن ایجاد کنید در انتهای شلاق این نوسان بسیار بیش از نیروی اولیه تشدید می شود. این اثر برای اولین بار به وسیله پروکتل و گمبل در ارتباط با یکی از محصولاتشان مشاهده و شناخته شد. در این مشکل گرچه فروش واقعی در فروشگاهها نسبتاً ثابت و قابل پیش بینی اما سفارشات عمده فروشان و توزیع کنندگان برای سازنده ( P&G ) میدان نوسانات شدیدی داشته و مشکلات موجودی محصول ساخته شده را برای P&G داشت. یک تحقیق نشان داد که سفارشات توزیع کنندگان به دلیل پیش بینی ضعیف تقاضا و کمبود هماهنگی و اطمینان در میان شرکاء زنجیره تأمین تغییرات نامنظمی داشت، به دلیل اینکه هر ماهیت مجزا طی زنجیره تأمین، سفارشات و تصمیمات موجودی را با یک دید نسبت به منافع خود، به طرف بالای زنجیره تأمین انجام می داد که این مسئله باعث می شد که میزان پیش بینی ها به طرف بالای زنجیره همچنان افزایش یافته و به موجودیهای اضافه ای در تمام قسمت های زنجیره تأمین منجر شود ( سانگ ، 2006).
پنج عامل که باعث ایجاد اثر شلاقی می شوند. این عوامل عبارتند از:
پیش بینی تقاضا
انباشته کردن سفارشات
سهمیه بندی محصول
قیمت گذاری محصول
محرک های عملکرد
این پنج عامل هر کدام از عوامل و مسائل خاص خود تأثیر می پذیرند و هر کدام به طور جداگانه میتواند که مورد بررسی های موشکافانه قرار گرفته و راهکارهای مناسب برای مقابله با اثرات زیان آور آنها در ایجاد اثر شلاقی ارائه گردد.
تأثیرات اثر شلاقی بر زنجیره تأمینبه طور کلی هرچه کمپانی از نظر زمان تحویل از مشتری نهایی دورتر باشد، تغییرات تقاضا بزرگتر خواهد بود. این تأثیر موجب ناکارآمدی در زنجیره تأمین می شود چرا که باعث افزایش هزینه تأمین مواد و پایین آمدن توان رقابتی خواهد شد.
از جمله تأثیرات نامطلوب اثر شلاقی موارد ذیل می باشد:
– افزایش هزینه های تولید: به دلیل کسب توانایی مقابله با نوسانات برنامه ریزی نشده در تقاضا، هزینه های تولید سازمان افزایش می یابد.
– افزایش هزینه موجودی: به دلیل نگهداری سطوح بالای موجودی با هدف مقابله با نوسانات تقاضا، هزینه های سیستم موجودی افزایش می یابد.
– زمان تدارک طولانی: به دلیل نوسانات تقاضا، بسیاری از اوقات تأمین سفارشات دریافتی در زمان کوتاه امکان پذیر نیست.
– افزایش هزینه حمل و نقل: زیرا امکانات حمل و نقل باید بر اساس بیشترین تقاضا تنظیم شده باشند و در اغلب اوقات بخشی از آن بلا استفاده می ماند.
– افزایش هزینه نیروی انسانی برای ارسال و دریافت کالا: زیرا برای پاسخگویی به نوسانات تقاضا یا باید نیروی انسانی را برای حالت حداکثر تقاضا در دسترس داشت و یا اینکه نیروی انسانی را به صورت مقطعی و متغیر در اختیار گرفت که هر کدام از این دو گزینه هزینه بالایی را به سازمان تحمیل می نماید.
– افت سطح خدمت: زیرا امکان وقوع کمبود در پاسخ به تقاضای نوسانی زیاد است.
– تخریب روابط میان اعضای زنجیره تأمین: زیرا هر عضو زنجیره تأمین تصمیم گیری خود را صحیح می داند و دلیل کاهش سود را عملکرد ضعیف یا کارشکنی دیگر اعضا می داند.
راههای مقابله با اثر شلاقیاز آنجایی که پدیده اثر شلاقی آثار نامطلوبی بر کارایی زنجیره تأمین دارد مورد توجه بسیاری از تحقیقات آکادمیک قرار گرفته است. محققان از تکنیک های شبیه سازی برای ارزیابی اثر استراتژی های مختلف برای کاهش تورم تقاضا استفاده کرده اند. راههای متعددی برای کاهش تورم تقاضا در جهت کاهش کل هزینه های زنجیره ارائه شده است که می توان آنها به صورت زیر خلاصه کرد :
عرضه کننده ها می بایستی اطلاعات خود را در زمینه موجودی ها و ظرفیت ها با مشتریان خود به اشتراک بگذارند.
پرهیز از به هنگام کردن پیش بینی ها با اطلاعات مختلف (بین بالا دستی ها و پایین دستی ها)، باید سیاست هایی را به کار گرفت تا اطلاعات اعضا پایین دستی در اختیار اعضای بالا دستی قرار بگیرد و هر دو بخش بتوانند پیش بینی های خود را با یک سری اطلاعات یکسان انجام دهند.
سخت تر کردن سیاست های برگشت پذیری و لغو کردن تقاضاها
حذف هرچه بیشتر تمام تأخیرات زمانی چه در جریان اطلاعات در زنجیره تأمین
تبادل اطلاعات مربوط به تقاضای بازار با قسمت هایی که در بالا دستی زنجیره تأمین قرار دارند.
حذف یک یا چند مرحله میانی در زنجیره عرضه و برنامه هایی که باعث می شود تا به صورت مستقیم با مشتری ارتباط برقرار شود. این سیاست باعث می شود تا به راحتی الگوی صحیح سفارش مشتریان دست پیدا کرد.
استفاده از تکنیک های مبادله الکترونیک اطلاعات، مدیریت موجودی به وسیله فروشندگان و برنامه های پیوسته جایگزینی
تدوین و تدبیر استراتژی هایی که به تولید بچ های کوچکتر منجر شود و همچنین در مقابل، فرکانس و تعداد عرضه ها بیشتر شود
کاهش هزینه های سفارش دهی با استفاده از ابزارهایی مانند مبادله الکترونیک اطلاعات که به نحو چشم گیری در کاهش هزینه های سفارش دهی مؤثر است (رزمی و دهقان، 1383).
امروزه سازمانها در زنجیرۀ تأمین به دنبال افزایش اثربخشی و کارایی خود می باشند. بنابراین شناسایی و بررسی عوامل مانع تحقق اثربخشی مورد انتظار در زنجیره تأمین دارای اهمیت فراوان میباشد. در سالهای اخیر مدیریت زنجیره عرضه در تئوری و عمل بسیار پیشرفته شده است. رشد جهانی سازی با تمرکز افزایش یافته بر شایسته محوری ، شرکتها را مجبور کرده است که فرایندهای لجستیک خود را به واحدهای مستقل تقسیم کنند. این واحدهای تصمیم گیری در شبکه جریان اطلاعات و مواد می توانند کارخانه ها باشند. مدیریت زنجیرۀ تأمین می تواند به عنوان فعالیت مدیریتی که باید هماهنگی فرایند لجستیک را بوسیله واحدهای تصمیم گیری کنترل کند، تعریف شود.
زنجیرۀ تأمین چابک به عنوان پارادایم تأمین در قرن بیست و یکم مطرح شده است و به عنوان استراتژی برد شرکت هایی که به دنبال رهبری بازار در سطح ملی و بین المللی هستند، درنظر گرفته می شود. رویکردهای موجود در رابطه با چابکی زنجیرۀ تأمین، معمولاً چگونگی ارتقا ویژگی های چابکی داخلی با استفاده از عرضه و تقاضای انتهای شبکه را مورد بررسی قرار می دهد. این رویکردها، سعی در هماهنگ کردن فیزیکی شبکه با مقتضیات بازار و رقابت، تغییر شکل دادن فرایندهای تولید در درون زنجیرۀ تأمین و تحلیل رفتاری و ارتباطی بین اعضای زنجیرۀ تأمین دارند. زنجیرۀ تأمین چابک شامل شرکت هایی می شود که از نظر قانونی از یکدیگر جدا هستند ولی از نظر عملیاتی به یکدیگر وابسته اند. از جمله این شرکت ها می توان تأمین کنندگان، طراحان، تولید کنندگان و مراکز توزیع را نام برد. این شرکت ها توسط جریان رو به جلوی مواد و جریان بازخوردی اطلاعات به یکدیگر پیوند می یابند. اگر مراحل مختلف زنجیرۀ تأمین با هم در جهت افزایش سود کل زنجیرۀ تأمین فعالیت کنند، هماهنگی افزایش می یابد و اگر هر مرحله از زنجیرۀ تأمین اهداف متضادی داشته باشند و یا جریان اطلاعات بین مراحل مختلف دستکاری شود، هماهنگی کاهش مییابد. زمانی مراحل مختلف زنجیرۀ تأمین میتوانند اهداف متضاد داشته باشند که هر مرحله دارای مالکیت جداگانه باشد؛ بنابراین هر مرحله سعی می کند سود خود را ماکزیمم کند که این موجب می شود کل زنجیرۀ تأمین کاهش یابد. عدم ارائه اطلاعات صحیح بین مراحل زنجیرۀ تأمین می تواند به صورت غیراختیاری و به علت اثر شلاقی باشد. به عبارتی تغییرات در سفارش «هرچه به سمت بالای زنجیرۀ تأمین از طرف مشتری به سمت عرضه کننده حرکت می کنیم» افزایش می یابد (شکل1)، این تغییرات در سفارش که به اثر شلاقی معروف است موجب از بین رفتن اطلاعات در مراحل مختلف زنجیرۀ تأمین می گردد زیرا هر مرحله از زنجیرۀ تأمین، اطلاعات را تحریف می کند.
257937053340جریان اطلاعات
00جریان اطلاعات

805180227330عرضه کننده
00عرضه کننده
2087880247650تولید کننده
00تولید کننده
3356610220345خرده فروش
00خرده فروش
4687570207010مصرف کننده
00مصرف کننده
16236953619500
66167036195000661035352425افزایش
00افزایش

461264096520کاهش
00کاهش
256286097155اثر شلاقی
00اثر شلاقی

شکل (1)
راهکارهای فناوری اطلاعات برای کاهش اثر شلاقیبا استفاده از سفارش اشتراک گذاری اطلاعات تأخیر در رسیدن اطلاعات به تأمین کننده را میتوان کاهش داد. با استفاده از تقاضای اشتراک گذاری اطلاعات به جای دانستن تقاضای سطح پایین از تقاضای تمامی سطوح اطلاع پیدا کرده و می توان پیش بینی نادرست تقاضا را کاهش داد و همچنین فقدان مدیریت یکپارچه موجودی برای تمامی سطوح را برطرف کرد. برای جلوگیری از نوسانات تقاضا بدلیل نوسانات قیمت و غیره میتوان از مشخص کردن الگوها با روشهای پیش بینی از قبیل Data Mining ( اقتباس یا استخراج دانش از مجموعهای از دادهها ) استفاده کرد. برای کم کردن تأخیر در رسیدن اطلاعات به فروشنده و همچنین کاهش بزرگی دسته سفارش بدلیل بالا بودن هزینه های سفارش دهی، گرفتن اطلاعات تقاضا از طریق اینترنت و ابزارهای تجارت الکترونیک، راهکار مفید فناوری اطلاعات در این زمینه می باشد. تأثیرات سوء و مخرب اثر شلاقی در طول زنجیره تأمین و ایجاد انحراف در جریان اطلاعات می تواند خسارات جبران ناپذیری را به سازمان ها وارد نماید و آنها را از تلاش در جهت افزایش مزایای رقابتی خود در بازار باز دارد. از این رو شرکتها و افراد تشکیل دهنده یک زنجیره تأمین در صنعت نساجی می بایست در راستای شفاف سازی در جریان اطلاعات و مقابله با پدیده هایی مثل اثر شلاقی تلاش خود را بنمایند. و در این راستا مهمترین عامل، همان اعتماد و اطمینان متقابل بین شرکتها می باشد. اعتماد و اطمینان یعنی آنکه هر بخش مایل است سود دیگران را افزایش دهد و بدون در نظر گرفتن دیگران فعالیتی انجام نمی دهد. هماهنگی و اطمینان در زنجیره تأمین، اثربخشی عملکرد را به دلایل زیر افزایش می دهد.
هنگامی که بخش ها به هم اعتماد و اطمینان داشته باشند، هنگام تصمیم گیری اهداف دیگران را نیز در نظر می گیرند.
اهرم های عملگرای مدیریتی برای رسیدن به هماهنگی آسان تر اجرا می شوند. تسهیم اطلاعات بین قسمت هایی که به هم اعتماد دارند، راحت تر انجام می شود.
بهره وری زنجیره تأمین به وسیله حذف فعالیت های اضافی یا تخصیص فعالیت به مرحله مناسب افزایش می یابد (حذف فعالیت بازرسی مواد برای تولید کننده (اقدسی، 1383).
معیارهای عملکرد زنجیره تأمینارزیابی و پیگیری عملکرد زنجیره تأمین مسئله مهمی است، مخصوصاً به علت اینکه چندین سازمان در یک زنجیره درگیر هستند. برای این مقصود انواعی از معیارها مورد استفاده قرار می گیرند. یک رویکرد استفاده از مدل مرجع عملیات زنجیره تأمین است که بیانگر تلاشی برای استاندارد کردن ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین در بخش تولید به شمار می رود.
معیارهای اندازه گیری عملکرد زنجیره تأمین عبارتند از:
تحویل به موقع
زمان تحویل و برآورده کردن سفارش
برآورده کردن کامل سفارش
زمان پاسخگویی زنجیره تأمین
انعطاف پذیری تولید
هزینه مدیریت زنجیره تأمین
هزینه گارانتی به عنوان درصدی از درآمد
ارزش افزوده هر کارمند
روزهای کل موجود در مورد عرضه
زمان سیکل صندوق به صندوق
نرخ جابجایی دارایی خالص
موجودی در زنجیره تأمینامروزه مدیریت تولید/ توزیع/ موجودی تحت عنوان سیستم مدیریت زنجیره تأمین جایگزین سیستمهای موجودی سنتی که متکی بر تصمیم تجربی مدیر بودند، شده است. در نیم قرن اخیر، ابزارهای ریاضی متعددی در مدل سازی و کنترل مسئله مدیریت زنجیره تأمین به کار گرفته شده اند. مزیت های کنترل پیش بینی مبتنی بر مدل (MPC) در رویارویی با کنترل سیستم های چند متغیره و ساختار بر خط آن، این روش را برای استفاده با سیستم های مدیریت موجودی کارآمد می سازد.
در رقابت های جهانی عصر حاضر، باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتری در دسترس قرار داد. خواست مشتری بر کیفیت بالا و خدمت رسانی سریع، موجب افزایش فشارهایی شده است که قبلاً وجود نداشته، در نتیجه شرکت ها بیش از این به تنهایی نمی توانند از عهده تمامی کارها برآیند. در بازار رقابتی موجود، بنگاه های اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی، به مدیریت و نظارت بر منابع و ارکان مرتبط خارج از سازمان نیز نیازمند هستند. علت این امر در واقع دستیابی به مزیت یا مزایای رقابتی با هدف کسب سهم بیشتری از بازار است. بر این اساس، فعالیت هایی نظیر برنامه ریزی عرضه و تقاضا، تهیه مواد، تولید و برنامه ریزی محصول، خدمت نگهداری کالا، کنترل موجودی، توزیع، تحویل و خدمت به مشتری که در گذشته در سطح شرکت انجام می شدند، اینک به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا کرده اند. مدیریت زنجیره تأمین به عنوان یک مدیر تصمیم ساز در میزان تولید/ توزیع/ موجودی، این کار را به روشی انجام می دهد که مشتریان بتوانند خدمت قابل اطمینان و سریع را با محصولات با کیفیت و با کمترین هزینه دریافت کنند.
کنترل پیش بینی از جهت تشکیل مدلی صریح از سیستم به منظور محاسبات کنترلی، بررسی رفتار سیستم در یک افق زمانی آینده و درنظر گرفتن محدودیت های ورودی ها، حالت ها و خروجیهای سیستم در محاسبات کنترلی و پاسخ مناسب به تغییرات تقاضا، روشی مناسب برای کنترل سیستم های اقتصادی به نظر می رسد. در اینجا از مدلی مبتنی بر نظریه بازی آشامیدنی گسسته شده استفاده می شود. در این مدل، بین رده های متوالی دو نوع جریان فرآیند؛ یعنی جریان اطلاعات ( همانند یک سفارش نیاز به کالا ) و جریان مواد ( یعنی انتقال حقیقی کالاها ) وجود دارد. همچنین اثر شلاقی چرمی در طول شبیه سازی ها مورد بررسی قرار می گیرد. این اثر، نوسانی در زنجیره تأمین ایجاد می کند که عامل اصلی آن تغییرات در میزان تقاضا است. وقتی از سطح مشتری جزء به سطح بالاتری در این زنجیره حرکت می کنیم، دیده می شود که تغییرات کوچک در سطح پایین، تغییراتی عمده در سطوح بالاتر زنجیره را ایجاد می کند. در نهایت، شبکه می تواند نوسان بزرگ تری داشته باشد. همچنین از یک بخش جریمه مقاوم برای مقابله با اثر تغییرات ناگهانی تقاضا روی پیک ورودی کنترلی استفاده می شود. یک بخش توقیف حرکت که سرعت تغییر در کمیت های منتقل شده از طریق زنجیره (تغییر سرعت، تغییر متغیرهای کنترل) را جریمه می کند، مقاومت سیستم کنترلی را افزایش می دهد. از این رو در بخش بعدی این مقاله یک سیستم مدیریت زنجیره تأمین دارای چرخه های اطلاعاتی و یک مدل پویا از آن توصیف می شود و سپس، اصول روش کنترلی کنترل کننده های پیش بین مبتنی بر مدل (MPC) تشریح شده و ساختار آن برای کنترل سیستم های مدیریت زنجیره تأمین طراحی می شود. در بخش بعدی نیز شبیه سازی های سیستم پویا تحت کنترل همراه با تقاضای ثابت و متغیر ارائه شده و سپس، نتایج به کارگیری روش کنترلی مذکور بررسی می شوند.
مدیریت موجودی در اکثر این سیستم ها توسط کنترل کننده های کلاسیک انجام می شود. استفاده گسترده از کنترل کننده های پیش بین مبتنی بر مدل، غالباً به خاطر اعمال کارآمد قیدها و شدت های غیر خطی در سیستم های پویای چند متغیره است که در آن، نخستین المان دنباله کنترلی در هر لحظه کنترلی به کار می رود و این رویه برای تمامی لحظات کنترلی نمونه برداری تکرار می شود. تفاوت اصلی این روش نسبت به برنامه ریزی پویای تصادفی و کنترل بهینه در این است که ورودی کنترلی به عنوان یک تابع از بردار حالت محاسبه نمی شود. از این رو MPC در کنترل سیستمهای پیچیده که حل خط خاموش معادلات برنامه ریزی پویا از نظر محاسباتی مشکل است ( به دلیل وجود مشکل ابعادی ) ، مرسومتر است. در هر حال زمانی که طبیعت مسئله، کنترل بهینه تصادفی است می توان تنها راه حل های زیر بهینه را استفاده کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *