پایان نامه ها

معماری، سنتی، معمار، اردلان، حیل، شاگرد

4 می داند چون از گذشته دور چنین بوده ، پس ذهنی بیمار نسبت به اعداد دارد.به سنت گرایی تهمتهای دیگری از قبیل گرایش زیبایی،رمانتیک گرایی،یا فرهنگ عامه زده اند. این عبارات تا جایی که با سنت یا طبیعت بکر نسبتی دارند قابل قبول و پذیرفته اند و سنت گرایی معانی اصیل و واقعی این عبارات را که در قلمرو دنیای امروزی گم شده اند،رابه آنها برمی گرداند.و لزومی نمی بیند به خاطر تأثیری پذیری به حق خویش،از حق عذر خواهی کند.)[شوان،1980،24و25]
2-1-2-سوابق موضوع:
کتاب حس وحدتِ نادر اردلان و لاله بختیار در مورد سنت در ایران و نیز کتاب فاس شهر اسلامِ تیتوس بورکهارت به سنت در معماری و آموزش پرداخته اند.پژوهشهای انجام شده تا حدودی نادر است.و اگر تحقیقی صورت گرفته بیشتر در حوزۀعملی آموزش بوده است.منابعی همچون افندی اطلاعات جامعی دربارۀ زندگی معماران و درنتیجه آموزش آنان ارائه می دهد.نیز مقالاتی در این زمینه کار کرده اند از جمله:آمزش سنتی در ایران و ارزیابی آن از دیدگاه یادگیری مبتنی بر مغز،نوشته سید هادی قدسی فر و دیگران. در فصلنامه مطالعات معماری ایران.منابع موجود بیشتر روایتگر و قصه پرداز دنیای سنت بوده اند.وبدون اینکه وارد قصه شوند فریاد حسرت سر داده اند.همچنین تأثیرات نقش آموزش معماری و پرورش معمار بر سیمای شهرهای تاریخی نوشته علی یاران در فصل نامه مرمت.در سالهای اخیر آموزش هنر و معماری دغدغه وعنوان پایان نامه های دکتری در دانشگاههای معتبر کشور بوده است از جمله پایان نامه آقای نقره کار از دانشگاه تهران با عنوان[معماری،”آموزش معماری” بر مبنای اندیشۀ اسلامی]و نیز پایان نامه خانم مریم عظیمی از دانشگاه علم و صنعت با عنوان[روش طراحی”معنا،خیال،معماری” با بهرگیری از تفکر ناخودآگاه].اما در حیطۀ سنت گرایان و رجوع به آثار ایشان و جمع بندی اقوالشان کمتر سخن رفته است.
بخش2:دیدگاه سنتی آموزش

عکس1(ویکی پدیا)
2-2-1-مقدمه:
سیستم آموزش در گذشته به صورت استاد و شاگرد بود.که عمل و نظر را در کنار هم تعلیم داده اند،شاگرد پس از تعالیم اولیه از همان ابتدا زیر نظر استاد به ساخت محصول می پرداخت،و به مرور در کار خود خبره می شد.محصول نیز بلافاصله در دسترس افراد اجتماع قرار می گرفت.برخلاف جوامع امروزی بین صاحب نظر و کار آموز و نیز بین کار او و استفاده کنندۀ از آن فاصلۀ زیادی نبود.همانطور که بین زمان یادگیری و زمان عمل فاصله اندک بود.شیوۀ کار سنتی با وجود تقسیم بندی و جزء بودن خویش [مانند علوم امروز]،هیچ وقت از نگاه کل خالی نبود.تقسیم بندیهای مختلفی در حوزۀ علوم ومهندسی قدیم وجود داشت که به آنها اشاره می شود.
2-2-2-منابع گذشته:
در ده کتاب معماری ویترویوس در ارتباط با تعلیم معمار آمده است که( دانش معمار شامل علم وعمل است. معمارانی که مهارت های عملی را بدون کسب دانش بر می گزینند,هیچگونه توانایی دستیابی به منزلت مناسب را در مقایسه با زحمتی که متحمل می شوند ,نخواهند یافت,در حالی که کسانیکه تنها برنظریه ودانش اتکا کرده اند,بی گمان به دنبال سایه ها به جای حقایق بوده اند.اما کسانیکه دانش کاملی از هر دوطریق کسب کرده اند,مانند مردان کاملا”مسلحی هستند که به مراد خویش دست یافته اند.وی با اهمیت دادن به آموزش های عملی,دانش هایی را که معمار باید در آنها مهارت داشته باشد,شامل علوم کار با قلم,هندسه,تاریخ,علم ریاضی(پیمایش),رسم نقشه اندیشه فیلسوفان,موسیقی,طب,قانون ونجوم می داند.)[سید هادی قدوسی،1387،ص91]
(سیستم آموزش سنتی به گونه ای است که می تواند با مجموعۀ مشترکی از اصول،انسانهای مختلف را برای عملکردهای مختلف تربیت نماید.برخی به «علماء»تبدیل می شوند و آنها که می خواهند استاد کار شوند نزد اساتید صنعت و همینطور اساتید صوفی،که همیشه نظام اصناف با آنها در ارتباط بوده است،آموزش می بینند.کل نظام آموزشی،که با عملکرد جامعه آنگونه که در اصناف سنتی منظور شده آغاز می شود و در ادامه به مدرسه می رسد و اوج آنرا می توان در خانقاه،یا مراکز آموزشی روحانی دید،مستقیماً با تمامیت سنت[در اینجا] اسلامی در هم آمیخته است،بخصوص با بعد باطنی موجود در تصوف.)[نادر اردلان ولاله بختیار،1390،ص39]
شاید جدا شدن علوم و تخصصی شدن آن از دوران گذشته و زمانی که هنوز سنت حاکم بود آغاز گشته است.بدیهی است که با رشد جوامع و ایجاد نیازهای گوناگون،نیازمند متخصصین مختلف هستیم،اما بحث این است که با ورود به دنیای جزئی نگر وتخصص محور،نباید خود و کلیت امور را فراموش کرد.
(یکی از نخستین کسانیکه دردنیای اسلام به تقسیم بندی علوم پرداخته ,ابونصر فارابی است. وی در کتاب احصاءعلوم خود به تقسیم بندی علوم مختلف پرداخته است.این کتاب به پنج فصل تقسیم شده است,فصل سوم آن به علوم تعلیمی (ریاضی )تعلق یافته که شامل مباحثی در ارتباط با علم مناظر,علوم نجوم طبیعی,علم موسیقی,علم اثقال وعلم حَیل است که هرکدام شامل دو شاخه عملی ونظری می باشد.فارابی در تعریف علم حیل می گوید:علم حیل عبارت است از شناختن راه تدبیری که انسان با آن بتواندمفاهیمی را که وجود آنها در ریاضیات با برهان ثابت شده,در اجسام خارجی منطبق سازد….علم حیل همان علمی است که راههای شناخت این تدابیر وشیوه های دقیق علمی کردن این مفاهیم را به وسیله صنعت مشخص می سازد,ونشان می دهد که چگونه می توان مفاهیم عقلی ریاضی را دراجسام طبیعی محسوس آشکار کرد.)[سید هادی قدوسی،1387،ص89]
فارابی در انواع مختلف علم حیل,علم معماری را اولین آن به شمار می آورد ومی گوید:(قسم حیل هندسی که انواع بسیار دارد(عبارت اند از)اول,معماری یا مهندسی ساختمان,دوم علم حیلی است که مساحت اجسام گوناگون را تعیین می کند,سوم علم حیلی است که در ساخت آلات نجومی وآلات موسیقی وفراهم ساختن ابزار ووسایل برای صنایع عملی بسیار مانند ساختن کمان وانواع اسلحه مورد استفاده واقع می شود,چهارم حیل مناظریه (ساختن دوربین ها وآیینه هاو…نجوم علم حیلی است که در ساختن ظرفهای عجیب وتهیه ابزار برای صنایع مورد استفاده واقع می گردد.)[سید هادی قدوسی،1387،ص91]
شکل1
در نظام سنتی اندیشه به کل جهان هیچگاه فراموش نمی شود.وجزئیات علوم همه در خدمت کل هستند. متأسفانه امروز با وجود دید ریزبین،میکروسکوپی و جزء نگر بشر،با بحران کلی نگری مواجهیم.جزئی نگری سبب می شود دانش را از عمل جدا بدانیم.یا در دانشگاهها(مخصوصاً در کشورهای جهان سوم) به فراگیری دانش محض بدون عمل پرداخته می شود.یا چنان در بازار عمل فرو رفته،که دانش به معنای فرو افتادن در ریزترین نکات کمی معنا گشته است.طوریکه به جای دیدن تمامیت خود،به جنون ابزاری مبتلا گشته ایم که خود را ابزار میدانیم.دانش در کنار عمل و با دید کل نگر در کنار جزئی بودنش،معنای قدرت متعالی خواهد داد.
(از طریق آموزش در نظام سنتی،با تاکید فراوان بر ریاضیات و علوم طبیعی و کیمیاگری،زبانی نمادین به دست می آید.اعداد،خطوط،اشکال و رنگها اسلوبهای بیانی منسجمی برای روح بیداری که به دنبال بیان ظاهری است فراهم می کنند.جلوۀ فیزیکی این بیانها اهمیتی ژرف دارد،چون انسان خلاق به وسیلۀ آن آفرینش را طی احضار آیینی اسماء الهی باز سازی می کند.)[ نادر اردلان .لاله بختیار،1390، ص39و40]
معماری نیز همچنان که کامل می شود در جهت کمال سازندۀ ان نیز هست.همانطور که گفته شد فارابی معماری را علم الحیل می داند.بعد از او در رسالۀ معماری جزئیات بیشتری دربارۀ نحوۀ تربیت معمار پرداخته می شود
(رساله معماریه متنی است درباره( معمار)یا (معماری)که در قرن یازدهم هجری وهمزمان با دوره صفویه در ایران نوشته شده است,این رساله مناقب نامه یکی از معماران برجسته آناتومی دوران عثمانی, به نام محمد بن عبدالعین است.اگرچه این مجموعه به صورت مستقیم, دیدگاه محمد عبدالعین را درآموزش معماری بیان نمی کند,اطلاعات باارزشی درباره نحوه ونظام امور ساختمانی وتشکیلات حرفه ای وهمچنین مجموعه ذی قیمتی از واژه های مربوط به ساختمان ومصالح وابزارهای آن ,مساحی وموسیقی به سه زبان فارسی وعربی وترکی را ارائه می دهد. ارائه برخی از مطالب به زبان فارسی نشان دهنده ارتباط نویسنده با سرزمین ایران است. در این باره مهمترین مباحث نظری که مهندسان ومعماران در ایران ودنیای اسلام برای دستیابی به مهارت حرفه ای وجایگاه اجتماعی بالاتر در آنها آموزش می دیدند,عبارت بودند از :هندسه عملی وهندسه نظری,علم پیمایش ,علم ترسیم نقشه ها,علم موسیقی ,علم نجوم وعلوم دیگر همچون علم مناظر.)[سید هادی قدوسی و دیگران،1387،ص91]
شکل2
(در سنت ماجرا از این قرار است که شاگرد می تواند بسته به معلمی که دوستش دارد روشهای او را بیاموزد و ادامه دهد،مدرسه خود را انتخاب کند.این موجب می شود شاگرد بخشی از یک نظام کلی باشد که از جنبۀ روحانی به زمان پیامبر باز می گردد.شاگرد خود را با تمام وجود و از صمیم قلب به استاد می سپارد تا اینکه آموزه ها را تماماً فرا گیرد.سپس این اجازه را می گیرد که وارد جامعه شود و سنتش را ادامه دهد.) [نادر اردلان و لاله بختیار،1390،ص39]
در سیستم آموزش سنتی شاگرد از همان اول وارد کار می شود و در عین حال که می داند این راه را نهایت صورت کجا توان بست.اما متاسفانه در دانشگاه امروزه در ایران دانشجو را در بیابانی پر از معلومات به دور از اجتماع تنها می گذاردوشاگرد نادان در اجتماع شیوه های فریب و فرار از کار را خود یاد می گیرد.
برای درک سختی کار فکری و عملی هنرمند سنتی تجربه تیتوس بوکهارت از حضور در شهر سنتی فاس حاوی نکات ارزشمندی است وی می گوید:
(زمانی علاقمند به فراگیری فن گچ بری موری شدم و به همین سبب به شاگردی استادی مقیم فاس درآمدم.در تأیید توانایی خود گفتم که در کار با گچ دستی قوی دارم واز استعداد بازآفرینی اشکال برخوردارم.بهر آزمون پرسید که اگر به عنوان مثال از من بخواهند که دیوار چهار گوشی را در فلان ابعاد تزئین کنم چه پیشنهاد می دهم؟طرح خود را که نشان می داد چگونه با اسلیمیِ گیاهی سطح را پوشانده ام پرنده وجانوران دیگر پر خواهم کرد ارائه دادم.وی درپاسخ گفت:«نه!این کار چندان ارزشی ندارد.پرنده،اسب،راسو و دیگر چهارپایان همه جا یافت می شود.تنها نیاز است که نظری به اطراف افکنیم و تقلید کنیم.و این کار به هیچ دانشی نیاز ندارد.اما اگر به تو بگویم چهار آذین گل سرخی(تساطیر)به کار بر که یک در میان در ستاره ای هشت شعاعی وستاره ای ده شعاعی آغاز می شود،به طوریکه در کنار یکدیگر قرار بگیرند و بدون خالی ماندنِ هیچ فضایی کل سطح دیوار را بپوشانند،موضوع به کلی فرق خواهد کرد،وهنر این است.)[بوکهارت،1392،ص126]
(واین در حالی است که،به نقل از ژان لویی میشون:در مسایل هنری ذوق و تشخیص بورکهارت بری از خطا بود.او به هنرهای صناعی مراکش عشق می ورزید و به خوبی از اهمیت آنها در شکل بخشیدن به چهاچوبی که بازتاب ارزشهای معنوی باشد آگاه بود؛وی بسیاری از صناعتکاران را در زمرۀ دوستان خود نام می برد.وقتی در شهر قدم می زد هیچ چیز از نظرش پنهان نمی ماند:نه آثار با کیفیت و نه اجناس تقلید شده وعتیقه و نو،که در بازارها به فروش گذارده می شد و گردش گران غافل به خیال اینکه آنها هنرکاریهای اصیل دارند آنها را می خریدند.با ادبی همیشگی تحسین و تشویق خویش را نثار دستۀ اول می کرد و فروشندگان نوع دوم را با ظرافت از نظر مخالف خویش در مورد اشیایی که ساخت شان ممکن بود به شهرت صنعت گری مراکش لطمه زند،آگاه می ساخت.)[همان،214]
(استاد هنرمند از طریق آیین های سنتی ای که او را برای خلق آثار هنری بازتاب دهندۀصور ملکوت،یا دنیای خیالات،آماده می کننددر فرآیند خلاقه شرکت می جویند.هدف از این آیین ها اساساً یکی است:خلق حالتی از آگاهی که تفکر در باب ذات الهی را امکان پذیر می سازد.یکی از بخشهای اساسی این حالت تفکر عمیق ریتم چرخۀ زندگی انسان است که،از طریق عبادت روزانه،روزه و قوانین شریعت،در تمام وجود انسانیش نفوذ می کند.این چارچوب پایۀ انسان را به ریتمهای طبیعت و جهان،که آرامش و خلوتش نخستین پله را در عروج روحانی انسان فراهم می کند پیوند می دهد.)[نادر اردلان و لاله بختیار،1390،ص40]
2-2-3-نتیجه گیری:
کاربر خلاف جوامع امروزی صرفاً وسیلۀ امرار معاش،فخر فروشی و مهیا کنندۀ فرصت برای تفریح نیست.بلکه کار خود تفریح است. در سنت کار مترادف با عبادت معنا می شود و انسان با کار به تعالی می رسد.ودر همۀ ابعاد شخصی،خانوادگی و اجتماعی و … به کمال می رسد.بدین ترتیب انسان،هنرمند و معمار سنتی به جای اینکه آنقدر ناتوان شود که دنبال موزه باشد،خود موزه ای از تناسبات است.خود سرچشمۀ خلاقیت است.وی در گمنامی با غرور تمام خالق ناب ترین اشکال است.او که در درون تثبیت گشته است،هیچوقت نیازمند اثبات خود با کار و تبلیغاتش نیست.به گواهی متفکرین کارش گویاتر از آن است که دچار تفسیر و فریب برای عوام شود.
بخش3: دیدگاه امروز آموزش

عکس2

2-3-1-مقدمه:
با کم رنگ شدن پیشه ها و سیستم استاد و شاگردی، دانشگاه که زایندۀ قرون وسطی است پر رنگ تر گشت.امروزه تقریباً اکثر رشته ها و تخصصهای جامعه نیازمند مدرک دانشگاه است. دانشگاهی شدن هنر و معماری از یک قرن قبل تأثیر گسترده ای بر زندگی گذاشت.مدرسه بوزار با چندین قرن سابقه و باهاوس با عمر کوتاهش بیشترین تأثیر را بر معماری و هنر مدرن گذاشتند.توجه به این نکته نیز لازم است که اغلب اشخاص مطرح و برگزیده معماری،با وجود استادی در تدریس،خود تحصیلات آکادمیک نداشته اند.بوزار به تئوری نزدیک گشت و باهاوس نیز نظر در کنار عمل را می آموخت.این دو مدرسه بر دانشگاهها و معماری آینده خویش تأثیر گذار بودند،هر چند در مقایسه با سیستم آموزش سنتی، حتی با کیفیت ترین آموزشها نیز تا رسیدن به عمل و جامعه فاصله بسیار دارد. آقای منوچهر مزینی در کتاب از زمان و معماری نحوۀ تدریس بوزار و باهاوس را تشریح کرده اند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
2-3-2-مدرسۀ بوزار
فرانسه که بقول دکتر شریعتی مهدانقلابات

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *