پایان نامه ها

توليد، هاي، مي، اين، براي، كه

م گرفت که اقدام هايي ضروري در اين مورد انجام دهد. در نتيجه كنگره به وزارت دفاع دستور دادآژانسي را ايجاد کند تا صنعت توليد ايالات متحده را با هدف رقابتي‌تر كردن، مورد بررسي قرار دهد.
در واقع با مشاهده اين كه نرخ تغيير درمحيط كسب و كاربيشتر از نرخ سازگاري با محيط است؛ گروهي از متخصصان و دانشگاهيان در دانشگاهلي‌هاي در ايالت پنسيلوانيااز طرف وزارت دفاع با اين هدف كه چه نوع نظام هايا راهبردهايي موفق خواهند بود، گردهم آمدند تا صنعت توليد ايالات متحدهرا مورد بررسيقرار دهند. نتيجه تلاش‌هاي اين گروه گزارش دو جلدي با عنوان”راهبرد بنگاه هاي توليدي قرن بيست ويکم “بود كه در پائيز 1991، به وسيله موسسه ياكوكا دردانشگاه لي‌هاي منتشر شد و درهمان زمان نام چابك برروي آن قرار گرفت[19] .
قبل از آنکه نخستين تلاش‌هاي فورد براي توليد خودروهايش در سال 1903 شروع شود،توليد به صورت دستي و با ابزارهاي ساده امّا انعطاف‌پذير انجام مي شد. تا اين که در بهار 1913 در كارخانهاي جديددر هايلندپارك ديترويتواقع در ايالات متحده خط متحرك توليد، شروعبه كارکرد. فورد در سال 1926 لغت “توليد انبوه”را مطرح کرد و نام سيستم جديد خودرا”توليد انبوه”نام نهاد، ديگران شيوة اورا”رويکرد فورديسم”نام نهادند. اوج شكوفايي توليدانبوه دهة 1950 است. اين دهه شاهد پيشرفت‌هاي زيادي از جمله بالا رفتن سطحزندگي مردم و شکوفايي اقتصاد آمريكا است .
شرکت تويوتا موتورزدر بهار 1950 شروع به انجام تغييرهايي در ساختار و عملياتخود نمود. اين تغييرها از فکر آي‌جي تويودا و تاييچي اوهنو نابغة توليد تويوتاسرچشمه گرفت. در سال 1950 طي سفري سه ماهه به ديترويت، آن ها كارخانه فورد را ازنزديك مورد بررسي قرار دادند. پس از بازگشت، به اين نتيجه رسيدند كه توليد انبوههرگز نمي تواند در ژاپن انجام شود. در واقع اين آزمون شروعي بود براي ظهور سيستميكه آن را نظام توليدتويوتا ناميده اند. اين سيستم سرانجام به توليد ناب معروفشد. در دهة 1980 و اوايل 1990 پارادايم غالب،توليد ناب بود كه منشاء آن ژاپن و شركت تويوتا موتورز بوده است.در سال 1991 دركنفرانسي كه در دانشگاه لي‌هاي با نام”راهبرد‌هاي توليد براي قرن بيست و يکم” ‌برگزارشد، واژه توليد چابكمطرح گرديد كه اكنون آن را پارادايم قرن بيست و يکم به حسابمي‌آورند.
در سال 1991 گروهي از متخصصان صنعتي مشاهده كردند كه نرخ افزايشتغيير در محيط تجاري از توانايي‌هاي شرکت‌هاي توليدي سنتي به منظور تطبيق با آن سريعتر است. اين شرکت‌ها در استفاده از مزاياي فرصت‌هايي كه براي آن ها ارائه مي‌شدناتوان بودند و اين ناتواني در سازگاري با شرايط تغيير ممكن بود در بلندمدت باعثورشكستگي آن ها شود.
از اينرو دولت آمريكا تشخيص داد كه مشكلي در بخش توليد وجود دارد و اگرايالات متحده بخواهد در ميدان رقابت جهاني باقي بماند، بايد اين واقعيت را بپذيرد كهنيازمند دنبال كردن رويکردهاي متفاوتي در توليد است .پسدولت مطالعه روي نقاط ضعف و قوت توليدايالات متحده را به موسسه هاي دولتي و خصوصي مانندگروه مشاوران بوستن، گروه مشاورين ايالات متحده در رقابت‌پذيري واگذار کرد و در اين راستا در سال 1991 براساس اطلاعاتجمع‌آوري شده، متخصصان دانشگاهي و صنعتي در دانشگاه لي‌هاي به اين نتيجهرسيدند که توليد چابك بهترين راه براي ادامه زندگي صنعت ايالات متحده است [10] .
بنابراين پارادايمي جديد براي اولين باردر گزارشي كه نام آن “راهبرد بنگاه هاي توليدي در قرن بيست ويكم” از ديدگاه متخصصانصنعتي بود به وسيلة موسسة ياكوكا منتشر شد و به مردم معرفي شد.
آمريكا و اروپا تغييرپارادايم در توليد(از توليد انبوه به توليد ناب)را به آهستگي پذيرفتند و اين امر سبب از دست دادن سود و سهم زيادي از بازار در ابتداي کار در گروهي از صنايع شد. اما هم اکنون اين صنايع به طرز ديوانه‌واري براي پياده‌سازي توليد ناب/بموقع و رقابت در سطح جهانيتلاش مي‌كنند[19] .
پيتردراكر انديشمند و متفکر مشهور مديريت، اولين کسي است كه مفهوم سازمان چابك را مطرح كرد. در آن زمان وي ساختارشركت‌هاي توليدي را به ناوي سنگين به ويژه از بُعديكپارچگي در ماهيت تشبيهكرد. دراکر بيان كرد كه يك ناو بزرگ تنها مي تواند به وسيله مجموعه‌اي از ناوگانكوچكتر جايگزين شود، و شرکت‌ها بايد به کمک ماهيت ساختار خود،بهافزايش انعطاف پذيري و پاسخگويي مجهز شوند.
براساس دگرگوني هاي زماني که نظام هاي توليدي تاکنون داشته اند شايد بتوان تاحدودي به تفاوت هاي بين اين سيستم ها پي برد .اما بين سه نوع توليد ناب، انعطاف پذير و چابک تفاوت هاي اندکي وجود دارد که براي درک فلسفه وجودي هريک، اطلاع داشتن از آن ها لازم است [28] .
2-2-3- تقسيم بندي فرآيندهاي توليد شرکت ها
در يک تقسيم بندي، مي توان کارخانه ها را از نظر پيوستگيفرآيند توليد به چهار گروه اصلي تقسيم بندي کرد :
صنايع توليد گسسته (براي مثال صنعت خودروسازي )
صنايع توليد پيوسته (براي مثال صنعت پتروشيمي )
هريک از اين دونوع سيستم با توجه به ويژگي هايي که دارند داراي دوره برنامه ريزي و زمان بندي متفاوتي هستند و نيازمند سيستم هاي اطلاعاتي ويژه خود هستند.
2-2-3-1- سيستمهاي توليد گسسته
اين بخش را مي توان به سه دسته اصلي تقسيم کرد :
سيستم هاي توليد انبوه
در اين نوع نظام ها، معمولاًيک نوع فرآورده (يا انواع مختلف) به مقدار زياد توليد مي شود. در جريان توليد، مواد و قطعه با عبور از مراحل مختلف به شکل دلخواه درآمده و سرانجام بر روي يکديگر مونتاژ مي شوند. در کارخانه هاي با نظام توليد انبوه نيز ممکن است عمليات توليدبه طور مستمر در شبانهروز ادامه داشته باشد، ولي از نظر مسائل فني و فناوري توليد، کارشبانه روزي و استمرار کار در تمام روزهاي سال در اين نوع کارخانه ها لازم نيست. صنايع توليد اتومبيل و کارخانههاي توليد لوازم خانگي نمونه هائي از کارخانه هاي داراي نظام توليد انبوه هستند.
سيستم هاي توليد دسته اي
در سيستم هاي توليد دسته اي، تعداد فرآورده هاي توليدي زياد است و حجم هر بار توليد در مقايسه با دو سيستم قبلي به مراتب کمتر است. در اين سيستم ها هر چند مدت يک بار دستگاه ها براي توليد فرآوردهاي آماده و تنظيم مي شوند و پس از توليد مقدار تعيين شده اي از اين فرآورده، دوباره براي توليد فرآورده ديگري آماده و تنظيم مي شوند. کارخانه هايتوليدفرآورده هاي دارويي معمولأ از نظر نظام توليدي در طبقه کارخانه هاي داراي توليد دسته اي قرار مي گيرند.
سيستم هاي توليد سفارشي
اين نوع سيستم ها به طور معمول بر نوع خاصي از فعاليت هاي توليدي براي ساخت يک يا چند واحد محدود از يک دستگاه بزرگ که بر اساس سفارش و شرايط خواسته شده توسط مشتري توليد مي شود، متمرکز مي شود. بنابراين در اين نوع سيستم ها، تنوع محصول قابل توليد زياد بوده، و توليد يک فرآورده ويژه به صورت مستمر ادامه ندارد بلکه هر چند گاه يک بار بر اساس درخواست و سفارش خريدار، کارخانه محصول جديدي را توليد مي کند. کارخانه هاي سازنده کشتي هاي بزرگ و شرکت هاي ساختمان سازيیا حمل و نقل دریایی و کشتیرانی در طبقه نظام هاي توليدي سفارشي قرارمي گيرند.
2-2-3-2- طبقه بندي توليد گسسته براساس مراحل برنامه ريزي و زمان بندي
در توليد گسسته مي توان بين سه نوع متفاوت از عمليات تفاوت قائل شد :
عمليات تبديل اوليه در توليد گسسته
عمليات تبديل اوليه تا حدي شبيه به عمليات تمام کاري در صنايع فرآيندي و توليد پيوسته هستندخروجي چنين عملياتي اغلب قطعات خاصي است که بريده مي شود و به صورت شکل مشخصي در مي آيد. مسير طي شده توسط اين اقلام معمولا پيچيده نيست و محصول نهايي که از يک تبديل اوليه خارج مي شود، اغلب محصول تمام شده نيست.
عمليات توليد اصلي در توليد گسسته
عمليات توليد اصلي به دستگاه هايي متفاوت نياز دارد و درآن محصول (و اجزاي آن) يک مسير معين را از بين دستگاه هاي مختلف و مراکز کاري مختلف طي مي کند. در اين مراحل سرمايه گذاري ثابتي براي خريد ماشين آلات مختلف بايد انجام گيرد. در اين نوع عمليات اغلب فعاليت هاي معيني بايد به طور مجدد تکرار شده و در نتيجه برخي از سفارش ها چندين بار به برخي از مراکز کاري وارد مي شوند.
عمليات مونتاژ در توليد گسسته
هدف اصلي عمليات مونتاژ، گرد آوردن و يکپارچه کردن اجزاي متفاوت با يکديگر است. يک خط مونتاژ معمولا شکل هيچ يک از اجزا را تغيير نمي دهد.عمليات مونتاژ به سرمايه گذاري زيادي در زمينه ماشين آلات نياز ندارد، ولي به سرمايه گذاري هايي در سيستم هاي مديريت مواد و دستگاه هاي مونتاژ خودکار نياز دارند.
عمليات مونتاژ مي تواند به شيوه هاي مختلف سازمان دهي شود:
سلول هاي کاري : مثل رايانه هاي شخصي
خطوط مونتاژ : مثل خودرو، تلويزيون
ترکيبي از سلول هاي کاري و خط مونتاژ
بين معيارها و مشخصه هاي عملکردي نظام هاي توليد پيوسته و گسسته تفاوت هايي وجود دارد که برخي از اين تفاوت ها روي برنامه ريزي و زمان بندي فرآيندها تاثيرگذار هستند مانند:
1- افق برنامه ريزي
افق برنامه ريزي در نظام توليد پيوسته معمولا بلندتر از افق برنامه ريزي نظام توليد گسسته است.
2- نرخ تغيير
نرخ تغيير در نظام توليدي گسسته بيشتر از نرخ تغيير در نظام توليدي پيوسته است.
3- سطح متمايز سازي محصول
در توليد گسسته سفارش سازي انبوه و متمايز سازي محصول به شدت مورد استفاده قرار مي گيرند، ولي در توليد پيوسته سفارش سازي انبوه نقش مهمي ايفاء نمي کند.
به دليل چنين تفاوت هايي، برنامه ريزي و زمان بندي در توليد گسسته و پيوسته مي تواند به طور کامل متفاوت باشد.
2-2-3-3- سيستمهاي توليد پيوسته
در اين نوع نظام هاي توليدي معمولاً يک نوع يا انواع محدودي از مواد اوليه از يک سريماشينآلات، به طور زنجيره اي عبور مي کند و پس از ايجاد تغييرهايي در مواد اوليه که شامل تغيير در شرايط شيميائي و فيزيکي مي باشد، به يک يا چند محصول محدود تبديل مي شوند.کارخانه هاي داراي نظام توليدي پيوسته معمولأ بايد به طور شبانه روزي و در تمام روزهاي سال در حال کار باشند. دراين نوع نظام هاي توليدي از آنجا که هزينه راه اندازي و بهره برداري دوباره بسيار بالا است تا حد ممکن از خاموشي کل سيستم خودداري مي شود. کارخانه هايذوب آهن، پالايشگاه ها و صنايع پتروشيمي، نمونه هائي از کارخانه هاي داراي نظام توليد پيوسته هستند.
مراحل فرآيندهاي توليد پيوسته را مي توان به صورت زير دسته بندي کرد :
عمليات پردازش اصلي در توليد پيوسته
عمليات پردازش اصلي در توليد توليد پيوسته براي توليد محصولاتي مانند محصولات شيميايي در پالايشگاه ها، کاغذ، نورد، فولاد، آلومينيوم، مواد شيميايي استفاده مي شود. از جمله ويژگي هاي اين مرحله هزينه هاي راه اندازي و خاموش کردن بسيار بالا براي ماشين آلات و دستگاه ها مي باشد. دستگاه هايي که در اين عمليات مورد استفاده قرار مي گيرند بسيار گران بها و هزينه بر بوده و داراي هزينه هاي جانبي و تعميرات و نگهداري بسيار بالايي هستند. در صورت تغيير توليد از محصولي به محصول ديگر هزينه زيادي به سيستم وارد مي شود.
عمليات تمام کاري يا تبديلدر توليد پيوسته
دراين مرحله خروجي عمليات اصلي با انجام فعاليت هاي فرعي ديگري مانند برش مواد، خم کردن، تا کردن و رنگ کردن يا چاپ کردن؛ تبديل يا تکميل مي شود. اين مرحله بسيار مهم است و سبب عرضه محصول هاي متنوع و متناسب با نياز هاي گوناگون بازار مي شود. اين مرحله براي توليد انواع محصول هايي که تقاضا براي آن ها زياد است؛ لازم است .در اين مرحله ممکن است از يک محصول چندين محصول فرعي ايجاد شود که در برخي موارد سود ناشي از فروش آن ها از خود محصول اصلي بيشتر مي شود .
به عنوان مثال از محصولي مانند اوره که يکي از محصول هاي اصلي خط توليد پتروشيمي است مي توان محصول هاي فرعي گوناگوني مانند نيترات، کود شيميايي ومحصول هاي ديگري تهيه کرد که داراي ارزش افزوده به مراتب بيشتري نسبت به محصول اوليه هستند .
2-2-4- تفاوت توليد چابك، ناب و انعطاف پذير در سيستم هاي توليد گسسته و پيوسته
توليد ناب به توليد كارا، بدون اتلاف و با هزينة پايين ميگويند در صورتي که توليد چابك، نظام توليدي است که براي برآورده كردنتغييرات تقاضا وفرصت هاي نهفته بازار به سرعت اقدام به شكلدهي و بازسازي مجدد خود مي نمايد. منظور از توليد انعطاف پذير نيز نظام توليدي است که داراي توان سازگاري با ترجيح هاي گوناگونمشتري است. به طور کليانعطاف پذيري يك پاسخبرنامهريزيشده به انحراف هايي است كه از قبلقابل پيش بيني هستند، در حالي كه چابكي مبتني بر تغيير پيشبينينشده است و عواملي را که مانع بروز تغيير مي شوند به حداقل مي رساند[4].
توليد چابكيك مفهوم جديد است كه ممکناست از روش هاي جديدي تشكيل نشده باشد. در توليد چابكروشهايي مانند توليد ناب و انعطاف پذير در يك روش متمركز شده اجرا ميشوند. از اينرو بهبود زياديدر محصول، پاسخدهي به مشتريان، نوآوري و انعطافپذيري فراهم مي



قیمت: 11200 تومان

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *