پایان نامه ها

مسکونی، معماری، مي، مسایل، مباني، هايي

به صورت ناخودآگاه حافظ سلامت و پایداری آن هستند و در نگه داری و بهبود وضعیت موجود، مشارکت و هماهنگی دارند. در نتیجه عمر مفید و ارزش مادی واحدهای مسکونی این نوع مجتمع ها در شرایط برابر بیشتر از سایر مجتمع هاست. پایداری اجتماعی بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند. و نوعی تعالی بخشیدن به زیستن را شکل می دهد. پس باید فضاهایی متمایز برای فعالیت های مختلف انسان فراهم آورد و آنها را به نحوی به هم پیوند داد، که محتوای عاطفی آن کنش خاص در حیات آدمی، که در آن فضاها رخ می دهد، باشد.
برای ایجاد سکونتگاه پایدار ( پایداری نه تنها در مفهوم ادبیات غربی آن ) بلکه در فرهنگ بومی، باید در معنای بستر تعالی انسان، شکل گرفته شود و زمینه سازی برای تعالی روح انسان باشد. با توجه به تعامل کالبد با رفتارهای انسانی، ایجاد پایداری اجتماعی برای بالا بردن کیفیت زندگی صورت می گیرد.
خانۀ آدمی در بلوک های مسکونی در پشت چند پنجره یکنواخت و هم شکل با دیگران، قرار دارد که نه فقط برای میهمان، بلکه برای افراد خانواده نیز تشخیص آن از بیرون مشکل است. (پاکزاد، جهانشاه، 1386) معماری که تنها در پی برآوردن نیازهای فیزیکی موجودی به نام انسان باشد نمی تواند کامل باشد. در واقع می توان گفت معماری مناسب، معماری است که در پی برآوردن همزمان نیاز های فیزیکی و معنوی او با هم باشد. بدین مضنون که این معماری سعی در برقراری رابطه سازنده و مفید بین انسان ها و اجتماع از یک سو و نیز ارتباط آنان با محیط طبیعی به عنوان بستر رشد انسان دارد. (رخشنده رو، مهدی، 1386)
در اثر این برنامه ریزی و طراحی و به ویژه انبوه سازی های کلیشه ای، انسان ها به صورت توده در کنار هم قرار می گیرند و به جای گروه های اجتماعی هدفمند، انبوهه ای از افراد تشکیل می شود که کنار هم قرار گرفتن آن ها فقط ازدحام و شلوغی و هرج و مرج را در پی دارد. در چنین شرایطی افراد خانواده برای تامین حداقل امنیت و آرامش از جمع فرار می کنند و به کنج خانه پناه می برند و غرامت و محرومیت اجتماعی از اینجا آغاز می شود (سجادی قائم مقامی، پروین؛ پوردیهیمی، شهرام؛ ضرغامی، اسماعیل؛ 1389). پس با توجه به پایداری اجتماعی حس تعلق به مکان افزایش می یابد و ارتباطات سالم و مناسب برای مجتمع های مسکونی بر پایه روابط اجتماعی مطلوب شکل می گیرد و مفهومی دیگر از حیات مدنی را رقم می زند.
شرح موضوع و ضرورت اجرای آن
در طراحی پایدار باید به پایداری اجتماعی، به اندازه مصرف انرژی و تاثیر محیط، ساختمان ها و شهرها اهمیت داده شود. (ریچارد راجرز، 1383) بنابراین خانه مناسب و شایسته برای انسجام اجتماعی و رفاه شخصی و استقلال فردی نیازی اساسی است و اگر خانه سازی روندی پایدار نگیرد هیچ جامعه ای نخواهد توانست به توسعه ی پایدار دست یابد.
توجه به محل سکونت افراد، به عنوان اولین فضای آرامش بخش و امن در زندگی آنها،  به ما در زنده نگه داشتن بار مفهوم اجتماعی و دستیابی به جامعه ای با حیات سالم کمک می کند و برای رهنمون به آینده ایی با شکوه سوق می دهد. به عبارتی دیگر مسکن بلند مرتبه و طراحی آن از آغاز پیدایش تاکنون چالشی مهم برای معماران بوده است، بخشی از مشکلات و عدم تحقق پایداری در طرح ساخت مسکن بلند مرتبه به بازشناخت مسایل فرهنگی و اجتماعی باز می‎گردد.
تبعات این اوضاع، صدمه به بنیان و سلامت خانواده و افراد و جامعه است. به طوری که حتی روابط داخلی خانواده، تحت تاثیر کالبد نامناسب خانه، ضعیف می شود و بی حرمتی ها در داخل خانه نهادینه می شود. با تضعیف اعتبار خانواده، اعتیاد و سایر ناهنجاری های اجتماعی فرصت بروز و نفوذ به اعماق جامعه را پیدا می کند. (ضرغامی، اسماعیل، 1389)
با توجه به این نابسامانی ها، پی جویی اصول پایداری مجتمع های مسکونی برای نیل به توسعۀ پایدار اهمیت خاصی دارد و برای بالا بردن کیفیت زندگی باید، صورت بگیرد. پس با نگاهی عمیق به مساله مسکن در شهر های امروزی می توان پی برد که تعادل میان خلوت و تعاملات اجتماعی وجود نداشته و هر دو رنگی کمرنگ به خود گرفته اند. (عینی فر، علیرضا، 1381)
محدوده مكاني پروژه نيز به دليل عدم توجه به مجموعه های بلند مرتبه مسکونی و دور ماندن آنها از مسایل اجتماعی و تعاملات اجتماعی ساکنین، شهر شيراز پيشنهاد مي گردد و سعي داريم با ارائه طرحي عملي، به ارتقاء سطح فرهنگ و رفاه همشهريان در این مجموعه ها کمک کنیم.
اهداف کلی و تفصیلی
هدف اصلي: آنچه در اینجا حایز اهمیت است مسایل و مشکلات ساختمان های بلند به عنوان گونه ای از سکونتگاه در حوزه پایداری اجتماعی است.
هدف این پروژه توجه به آسیب ها و مشکلات موجود و در پی یافتن آن دلایل و ریشه های این مسایل در مجتمع های مسکونی بلند مرتبه و نیز طرح راهکارها و الگوی مناسب طراحی برای رسیدن به کیفیت مطلوب روابط اجتماعی در ساختمان ها و به ویژه در فضاهای باز و مشترک بین ساختمان ها است.
اهداف فرعي: تکیه بر مفاهیم مسکن، نقش فضاهای سبز و اجتماعی در الگوهای سکونت گاهی، ایجاد فضاهای شخصی و حریم های خصوصی در دل ساختمان های بلند امروزی و به طور کلی به کارگیری معماری پایدار از جمله اهداف این رساله است.
فرضیه و یا سوالات کلیدی تحقیق
با توجه به رشد جمعيت و شهرنشيني، راهبرد بلند مرتبه سازي، در زمان حاضر رواج يافته است. به علت تجميع كاربران در سطحي محدود، لازم است تا رويكرد پايداري در فرآيند طراحي و مرحله بهره برداري مورد توجه قرار گيرد. پس توجه به زمینه های مختلف اجتماعی و الگوهای رفتاری در طراحی فضاهای عمومی در طبقات می تواند به افزایش کیفیت تعاملات و پایداری اجتماعی در این ساختمان ها کمک کند.
در ضمن معماری و شیوه ساخت و ساز ساختمان های امروزی و به کارگیری معماری پایدار در ساختمان های بلند مرتبه می تواند تا حد زیادی از ازدیاد عوارض مربوط به جهان صنعتی و مصرفی بکاهد و اگر شیوه ساخت و ساز به همین روال کنونی ادامه پیدا کند، عوارض جبران ناپذیری برای محیط ایجاد خواهد کرد.
پرسش اصلی: چگونه می توان به سطوح مطلوبی از روابط اجتماعی در مجتمع های مسکونی بلند مرتبه با توجه به معیارهای معماری پایدار دست یافت؟
روش تحقیق و شیوه های مورد استفاده
این تحقیق از تحقیقات کاربردی است که هدف آن توسعه ی دانش طراحی در فضاهای زندگی به منظور ارتقای پایداری مجتمع های مسکونی است و به طور خاص، کشف اصول پایداری از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی و تحلیل نتایج است.
تحلیل و تفسیری که بر روی بخش های مختلف تعریف شده، در موضوع پروژه قرار می گیرد و در هر یک از بخش ها تلاش بر آن بوده تا بدون پیش فرض و پیش داوری تنها به بیان و تحلیل داده ها براساس مستندات و پژوهش های مرتبط پرداخته و در هر بخش محور های مرتبط با سایر بخش ها مورد توجه و مقایسه با سایر اجزا آن بخش قرار گیرد. در نهایت دیدگاه و نگاه نگارنده از پس این مقایسه بیان گردد.
ساختار رساله
فصل اول: طرح تحقيق – اين فصل در حكم نقشه چگونگي انجام دادن تحقيق است و زير مجموعه هايي چون بيان مسئله، سوالات، سوابق و اهميت موضوع و … را در بر مي گيرد.
فصل دوم: مباني نظري پايه – فصل دوم شروعي بر مباني نظري طرح است و به زير مجموعه هايي چون مفهوم سكونت، مفهوم پایداری و پایداری اجتماعی، مباني نظري مرتبط با مسکن در ارتفاع و واحد همسايگي، روانشناسی محیط و … اختصاص مي يابد.
فصل سوم: بررسی نظرات و دیدگاه های مختلف در خصوص ساختمان های بلند و نیز بررسی نقش و تاثیر متقابل ساختمان های بلند، بخش هایی است که بدان پرداخته می شود و با نگاهی تاریخی، بررسی ریشه ها و عوامل مختلف در شکل گیری و توسعه این گونه مسکونی در ایران و جهان مطرح می شود. از سوی دیگر بیان بخشی از ضوابط و چارچوب های خدماتی و ساختاری از قبیل سازه و تاسیسات در تکمیل شناخت عوامل مهم در ساختمان های بلند مسکونی به کار گرفته شده است.
فصل چهارم: در قسمت تعاملات اجتماعی، به بررسی رابطه محیط و رفتارهای اجتماعی و نیز عرصه های عمومی در مجموعه های مسکونی پرداخته شود که نشان از تامین کیفیت مناسب برای عرصه های عمومی به ویژه در طبقات بالا دارد.
فصل پنجم: مباني طراحي و طرح – درفصل پنجم وارد مباني طراحي مي شويم و از مرحله نظر به عمل حركت مي كنيم تا به مسكنی در ارتفاع با رویکرد معماری پایدار برسيم. اين فصل زيرمجموعه هايي چون دلايل انتخاب سايت، محدوديت ها و پتانسيل هاي سايت پيشنهادي نحوه رسيدن به طرحی منسجم و ارزيابي هريك از شاخص ها را در خود مي گنجاند.
بررسی ادبیات موضوع و بیان چهارچوب نظری
بسیاری از مفاهیم و ویژگی هایی که امروزه در محافل علمی ایران و جهان حول مقوله توسعه پایدار مطرح است، در تاریخ کهن معماری و شهرسازی پایدار مطرح است و شروع موضوع مسكن بهينه در جهان را شايد بتوان به دوران معماري مدرن و همزمان با رشد جمعيت شهرها و شروع مبحث بلند مرتبه سازي توسط معماراني چون لوكوربوزيه همگام دانست. مجموعه هايي چون پروت آيگو آمريكا و شهر كارگري هيلتون و… از اين قبيلند كه به دليل عدم توجه به هويت فردي ساكنان و دیگر مسایل، نتوانستند خواسته ها و نیازهای ساکنین خود را تامین کنند.
مشکلاتی همچون مسئله اشراف، ارتباط نامناسب واحدها با یکدیگر و سایر مسایل اجتماعی در یک مجموعه مسکونی همواره از مهم ترین دغدغه های طراحان در این خانه ها بوده است. هر چند که لوکوربوزیه سرانجام در بنایی چون اونیته دابیتاسین، نمودی از تفکر و تخیل اجتماعی خود در سه بعد را تجسم کرد که نشان از ارتباط فرد و اجتماع در بنا دارد و تجسمی معمارانه از مسایل اجتماعی را مطرح کرده است (مزینی، منوچهر، 1380). اما در این بین تلاش هایی به صورت بنیادی صورت گرفته که به صورتی جدا هر کدام از اجزای طراحی را شناسایی و ارزیابی کرده اند؛ اما هیچگاه جنبه ی کاربردی به خود نگرفته است.
فصل اول: شناخت مفاهیم (مسکن)
تعاریف و سلسله مراتب همجواری در مسکن
خانه
نوربرگ – شولتز در نشان دادن نقش و اهمیت خانه از گاستون بچلار این چنین نقل قول می کند که: «آدمی پیش از افکنده شدن به جهان در گهواره خانه نهاده شده است» و می نویسد که در خانه، آشنایی با جهان بی واسطه صورت می پذیرد، آن جا نیازی به گزینش مسیر و جستجوی هدف نیست، جهان در خانه و حول آن به سادگی ارزانی گردیده است. می توان گفت: خانه مکانی است که وقوع زندگی روزمره را در خود گرفته است. زندگی روزمره معرف چیزی است که تداوم خود را در هستی ما حفظ کرده و از این راه همچون تکیه گاهی آشنا به پشتیبانی ما می نشیند. پس علت چیست که با وجود نهاده شدن در گهواره خانه می باید خود را به جهان افکند و اجتماع را جزیی از خود دانست؟
پاسخی که می توان ارایه نمود، آن است که بشر مقصود از زندگی را در خانه نیافته و نقشی را که هر فرد در زندگی می پذیرد، از اعمال متقابلی که در جهانی عمومی و مبتنی بر ارزش های مشاع واقع شده، تشکیل می دهد. برای مشارکت ناچار به ترک گفتن خانه و گزیدن هدفی مشخص می باشد. با این اوصاف که بعد از انجام وظیفه اجتماعی خود به خانه عقب نشینی می کند تا هویت فردی خود را بازیابد. (شولتز، نوربرگ، 1381)
سکونت بیانگر برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض می باشد. این پیوند از تلاش برای هویت یافتن یعنی به مکانی احساس تعلق داشتن ناشی گردیده است (شولتز،1381). بدین ترتیب، انسان زمانی بر خود وقوف می یابد که مسکن گزیده و در نتیجه هستی خود را در جهان را تثبیت کرده باشد. مفهوم مسکن علاوه بر مکان فیزیکی، محیط مسکونی را نیز در بر می گیرد که شامل تمامی خدمات و تسهیلات ضروری مورد نیاز برای بهزیستی خانواده و طرح های اشتغال، آموزش و بهداشت افراد است (ناپ، 1982، ص 12). در واقع تعریف و مفهوم عام مسکن یک واحد مسکونی نیست بلکه کل محیط مسکونی را شامل می شود (پورمحمدی، 1379، ص 3)؛ به عبارت دیگر مسکن چندی بیش از یک سرپناه صرفاً فیزیکی است و تمامی خدمات و تسهیلات عمومی لازم برای همزیستی انسان را شامل می شود و باید حق تصرف طولانی و مطمئن برای استفاده کنندگان آن فراهم باشد (مخبر، 1363، ص 18).
گروه های مسکونی (دسته بندی واحدها به منظور ایجاد همسایگی)
مردمی که در مجموعه ای با طراحی خوب و فضاهای باز با معنی زندگی می کنند و دارای خدمات اجتماعی مختص به خودشان در یک فاصله ساده پیاده می باشند گرایش به حس تعلق به مکان در آن ها بسیار آگاهانه تر خواهد بود. همچنین تمایل بیشتری برای وفاداری به آن نشان خواهند داد. همچنین بیشتر کسانی که در یک پهنه کلان از راه ها و خانه ها زندگی می کنند، حس همسایه بودن را نخواهند داشت. با این وجود ممکن است این گونه استدلال شود که پنج یا شش هزار نفر هیچگاه همدیگر را نخواهند شناخت و به معنای واقعی کلمه هیچگاه با هم همسایه نخواهند بود (پوردیهیمی، شهرام، 1382).
این یک واقعیت است که در بسیاری خیابان ها و مجموعه های مسکونی حس همجواری و همسایگی بین ساکنین وجود دارد، علی الخصوص در نواحی کارگری جایی که مردم زود جوش تر هستند و رغبت بیشتری برای کمک به همدیگر دارند این حس بیشتر به چشم می خورد. تردیدی نیست که اینگونه از روابط حسنه همجواری، از سوی کسانی که از آن لذت می برند واجد ارزش است و مورد توجه قرار می گیرد؛ از طرف کسانی که آن را آزمایش نموده اند، شکی نیست که این ارتباط صمیمی در خیابان یا دسته های مسکن شکل می گیرد. اگر این مفهوم را بپذیریم، همسایگی بزرگتر می تواند از پهلوی هم قرار گرفتن تعدادی از همسایگی های کوچکتر ساخته شود که بین دویست تا چهارصد نفر را شامل می شود که هر کدام کانون خود را به شکل یک فضای باز عمومی دارا هستند.
دویست یا سیصد نفر یک مرکز خرید شلوغ یا یک مدرسه راهنمایی را پشتیبانی نخواهد کرد و همانطور که می دانیم هر دو این عناصر، عناصر اصلی و جوهری یک محله هستند، بنابراین بهتر است که به این گونه از ساخت و سازها لفظاً «گروه مسکن» اطلاق گردد تا از خط معنی آن با منطق

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *