–477

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انسانی-گروه روان شناسی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد M.A))
گرایش روان شناسی عمومی
موضوع:
مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه زنان یائسه و غیر یائسه با تأکید بر میزان تحصیلات آنان در شهر تهران
استاد راهنما
دکتر زهره خسروی
استاد مشاور
دکتر غلامرضا دهشیری
نگارش:
فرحناز فرجی
تابستان 1393

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انسانی-گروه روان شناسی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد M.A))
گرایش روان شناسی عمومی
موضوع:
مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه زنان یائسه و غیر یائسه با تأکید بر میزان تحصیلات آنان در شهر تهران
نگارش:
فرحناز فرجی
ارزیابی و تصویب شده توسط کمیته داوران پایان نامه با درجه……………..
1- دکتر زهره خسروی امضاء
هیات داوران: 2- دکتر غلامرضا دهشیری امضاء
3- دکتر بهشته نیوشا امضاء
مدیر گروه تحصیلات تکمیلی معاون پژوهش و فن آوری دانشگاه
دکتر……………………. دکتر حیدر آقابابا
تابستان 1393

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان
(فرم تعهد)
دراجرای بخشنامه شماره75384/87 مورخ 22/3/86 به منظور حفظ حقوق مادی و معنوی دانشگاه آزاد اسلامی، اینجانبان (امضا کنندگان ذیل)، متهد می شویم که مطالب و نتایج تحقیقاتی مندرج در این پایان نامه با عنوان ” مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه زنان یائسه و غیر یائسه با تأکید بر میزان تحصیلات آنان در شهر تهران” که در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان به تصویب رسیده است، چنانچه به صورت مقاله، اختراع، کتاب و …. منتشر شود، نام واحد ارسنجان در کنار نویسندگان و ارائه کنندگان این تولیدات علمی، به نحوی که تعلق آن اثر به واحد ارسنجان را کاملا مسجل نماید، ذکر خواهد شد و در صورت عدم رعایت مورد فوق، برابر مقررات اقدام خواهد شد.
استاد راهنما دکتر زهره خسروی امضاء
استاد مشاور دکتر غلامرضا دهشیری امضاء
دانشجو فرحناز فرجی امضاء

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
تعهد نامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب فرحناز فرجی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته روانشناسی عمومی که در تاریخ 27/6/1393 از پایان نامه/رساله خود تحت عنوان ” مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه زنان یائسه و غیر یائسه با تأکید بر میزان تحصیلات آنان در شهر تهران” با کسب نمره 18و درجه عالی دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
1- این پایان نامه/رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی وپژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و…) استفاده نموده‌ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2- این پایان نامه / رساله قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی(هم سطح، پایینتر یا بالاتر) در سایر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد فراغت از تحصیل، قصد استفاده وهرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نماییم.
4- چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می‌پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی‌ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت./ت
نام ونام خانوادگی: فرحناز فرجی
تاریخ و امضاء:

معاونت پژوهش وفناوری واحد ارسنجان
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان واعتقاد به این که عالم محضرخداست وهمواره ناظر براعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه دراعتلای فرهنگ وتمدن بشری ، مادانشجویان واعضاء هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را درانجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرارداده وازآن تخطی نکنیم :
اصل حقیقت جویی : تلاش درراستای پی جویی حقیقت و و فاداری به آن ودوری ازهرگونه پنهان سازی حقیقت
اصل رعایت حقوق : التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان ، حیوان ونبات ) وسایرصاحبان حق .
اصل مالکیت مادی ومعنوی : تعهد به رعایت مصالح ملی ودرنظر داشتن پیشبرد وتوسعه کشور درکلیه مراحل پژوهش
اصل منافع ملی : تعهد به رعایت مصالح ملی و درنظر داشتن پیشبرد وتوسعه کشور درکلیه مراحل پژوهش
اصل رعایت انصاف وامانت : تعهد به اجتناب ازهرگونه جانبداری غیرعلمی وحفاظت ازاموال ، تجهیزات ومنابع دراختیار
اصل راز داری : تعهد به صیانت ازاسرار واطلاعات محرمانه افراد ، سازمان ها وکشوروکلیه افراد ونهادهای مرتبط با تحقیق .
اصل احترام : تعهد به رعایت حریم ها وحرمت ها درانجام تحقیقات ورعایت جانب نقد وخودداری ازهرگونه حرمت شکنی .
اصل ترویج : تعهد به رواج دانش واشاعه نتایج تحقیقات وانتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر ازمواردی که منع قانونی دارد .
اصل برائت : التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیر حرفه ای واعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم وپژوهش ر ابه شائبه های غیرعلمی می آلایند .
نام و نام خانوادگی: فرحناز فرجی
تاریخ و امضاء:

سپاسگزاری:
سپاس ایزد منان که به من این فرصت را داد تا به این مرحله از علم رسیده و از هیچ محبتی دریغ نکرد و در تمام مراحل زندگیم مرا قوت قلب بود.
به مصداق «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق » بسی شایسته است از اساتید فرهیخته و فرزانه سرکار خانم دکتر زهره خسروی و جناب آقای دکتر غلامرضا دهشیری و سرکار خانم دکتر میترا خاقانی که با کرامتی چون خورشید ، سرزمین دل را روشنی بخشیدند و گلشن سرای علم و دانش را با راهنمایی های کار ساز و سازنده بارور ساختند ; تقدیر و تشکر نمایم.
و
از سرکار خانم دکتر محبوبه چین آوه که با تحمل رنج سفر داوری این پروژه را عهده دار شدند، سپاسگزارم.
و
سپاس فراوان از سرکار خانم دکتر نیوشا
تقدیم به:
تقدیم به پدر و مادروهمسر عزیزم
که حضورشان برکت است
و
عشقشان بی‌کران

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC f h z t “تیتر1,1,تیتر2,1,تیتر3,1,تیتر,1,تیتر4,1” چکیده PAGEREF _Toc402427009 h 0فصل اول: کلیات پژوهش1-1- مقدمه PAGEREF _Toc402427012 h 21-2. بیان مسئله PAGEREF _Toc402427013 h 51-3. اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc402427014 h 81-4. اهداف این تحقیق PAGEREF _Toc402427015 h 101-5. فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc402427016 h 111-6. تعریف واژه ها، مفاهیم و متغیرها PAGEREF _Toc402427017 h 111-6-1. تعاریف نظری PAGEREF _Toc402427018 h 111-6-1-1. کیفیت زندگی PAGEREF _Toc402427019 h 111-6-1-2. دوران بحران یائسگی PAGEREF _Toc402427020 h 111-6-1-3. سلامت روان PAGEREF _Toc402427021 h 121-6-1-4. تصویر بدنی PAGEREF _Toc402427022 h 121-6-1-5. معنای زندگی PAGEREF _Toc402427023 h 131-6-2. تعاریف عملیاتی PAGEREF _Toc402427024 h 131-6-2-1. کیفیت زندگی PAGEREF _Toc402427025 h 131-6-2-2. معنای زندگی PAGEREF _Toc402427026 h 131-6-2-3. سلامت روان PAGEREF _Toc402427027 h 141-6-2-4. تصویر بدنی PAGEREF _Toc402427028 h 14فصل دوم: بررسی منابع2-1- مقدمه PAGEREF _Toc402427031 h 162-2.کیفیت زندگی PAGEREF _Toc402427032 h 212-2-1. تاریخچه کیفیت زندگی PAGEREF _Toc402427033 h 21فهرست مطالب
عنوان صفحه
2-2-2. کیفیت زندگی به عنوان مفهومی نسبی PAGEREF _Toc402427034 h 222-2-3. عوامل موثر بر کیفیت زندگی : PAGEREF _Toc402427035 h 232-2-4. ویژگیهای کیفیت زندگی PAGEREF _Toc402427036 h 272-2-5. شیوه های بهبود کیفیت زندگی : PAGEREF _Toc402427037 h 292-2-6. رویکرد روانشناختی مفهوم کیفیت زندگی PAGEREF _Toc402427038 h 292-2-7. مفهوم کیفیت زندگی از دیدگاه نظریه پردازان روانشناختی PAGEREF _Toc402427039 h 302-2-7-1. گودمن PAGEREF _Toc402427040 h 302-2-7-2. ریف و سینگر PAGEREF _Toc402427041 h 302-2-8. مفهوم کیفیت زندگی از دیدگاه نظریه پردازان جامعه شناختی PAGEREF _Toc402427042 h 312-2-8-1. نظریه یادگیری اجتماعی PAGEREF _Toc402427043 h 312-2-8-2. کالمن PAGEREF _Toc402427044 h 322-3. معنای زندگی PAGEREF _Toc402427045 h 372-3-1.رابطه معنای زندگی و خوش بینی با بهزیستی ذهنی PAGEREF _Toc402427046 h 402-4. یائسگی PAGEREF _Toc402427047 h 452-5. تصویر بدنی PAGEREF _Toc402427048 h 512-6.سلامت روان PAGEREF _Toc402427049 h 572-7. سوابق مربوطه و تحقیقات خارج و داخل کشور PAGEREF _Toc402427050 h 592-7-1. تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc402427051 h 592-7-2. تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc402427052 h 62فصل سوم: روش تحقیق3-1- مقدمه PAGEREF _Toc402427055 h 723-2 روش تحقیق PAGEREF _Toc402427056 h 723-3 جامعه و نمونه آماری PAGEREF _Toc402427057 h 72فهرست مطالب
عنوان صفحه
3- 4. ابزار گردآوری داده‌ها PAGEREF _Toc402427058 h 733-4-1 . پرسشنامه ویژگی‌های جمعیت شناختی: PAGEREF _Toc402427059 h 733-4-2 پرسشنامه کیفیت زندگی مخصوص زنان: PAGEREF _Toc402427060 h 733-4-3. پرسشنامه معنای زندگی PAGEREF _Toc402427061 h 733-4-4 پرسشنامه خودتوصیف گری بدنی PAGEREF _Toc402427062 h 743-4-5 پرسشنامه سلامت عمومی PAGEREF _Toc402427063 h 763-5. روش تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc402427064 h 77فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها 4-1- مقدمه PAGEREF _Toc402427067 h 794-2 تجزیه و تحلیل جمعیت شناختی داده‌ها PAGEREF _Toc402427068 h 794-3 آمار استنباطی PAGEREF _Toc402427069 h 834-3-1 آزمون تحلیل واریانس دوعاملی PAGEREF _Toc402427070 h 834-3-2 آزمون تحلیل واریانس دوعاملی PAGEREF _Toc402427071 h 87فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری5-1- مقدمه PAGEREF _Toc402427074 h 1035-1-1- فرضیه اول PAGEREF _Toc402427075 h 1035-1-2- فرضیه دوم PAGEREF _Toc402427076 h 1065-1-3- فرضیه سوم PAGEREF _Toc402427077 h 1075-1-4- فرضیه چهارم PAGEREF _Toc402427078 h 1085-2- بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc402427079 h 1095-3- محدودیت های تحقیق : PAGEREF _Toc402427080 h 1125-4- پیشنهادات: PAGEREF _Toc402427081 h 112فهرست مطالب
عنوان صفحه
فهرست منابعمنابع فارسی PAGEREF _Toc402427083 h 115منابع لاتین PAGEREF _Toc402427084 h 120پیوستپرسشنامه PAGEREF _Toc402427086 h 126

فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC f h z t “جدول,1” جدول (4-1) آماره‌های مربوط به سن پاسخگویان به تفکیک وضعیت یائسگی PAGEREF _Toc402427143 h 80جدول (4-2) جدول فراوانی رده‌های سنی PAGEREF _Toc402427144 h 80جدول (4-3) جدول فراوانی ویژگی‌های جمعیت‌شناختی گروه نمونه PAGEREF _Toc402427145 h 81جدول (4-4) آماره‌های مربوط به سن یائسگی در بین پاسخگویان یائسه PAGEREF _Toc402427146 h 82جدول (4-5) جدول فراوانی رده‌های سن یائسگی PAGEREF _Toc402427147 h 83جدول (4-6) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوعاملی جهت برابری واریانس‌های خطا PAGEREF _Toc402427148 h 84جدول (4-7) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها PAGEREF _Toc402427149 h 85جدول (4-8) جدول آزمون‌های اثرات بین آزمودنی‌ها (آزمون مدل) PAGEREF _Toc402427150 h 86جدول (4-9) جدول تفاوت بین میانگین‌های در آزمون بونفرونی PAGEREF _Toc402427151 h 86جدول (4-9) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف PAGEREF _Toc402427152 h 87جدول (4-10) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف PAGEREF _Toc402427153 h 88جدول (4-11) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوعاملی جهت برابری واریانس‌های خطا PAGEREF _Toc402427154 h 88جدول (4-12) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها PAGEREF _Toc402427155 h 89جدول (4-13) جدول آزمون‌های اثرات بین آزمودنی‌ها (آزمون مدل) PAGEREF _Toc402427156 h 90جدول (4-14) جدول تفاوت بین میانگین‌های در آزمون بونفرونی PAGEREF _Toc402427157 h 91جدول (4-15) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف PAGEREF _Toc402427158 h 92جدول (4-16) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوعاملی جهت برابری واریانس‌های خطا PAGEREF _Toc402427159 h 92جدول (4-17) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها PAGEREF _Toc402427160 h 93جدول (4-18) جدول آزمون‌های اثرات بین آزمودنی‌ها (آزمون مدل) PAGEREF _Toc402427161 h 95جدول (4-19) جدول تشکیل گروه‌های همگن به لحاظ تصویر بدنی و تحصیلات PAGEREF _Toc402427162 h 95جدول (4-20) جدول تفاوت بین میانگین‌های در آزمون بونفرونی PAGEREF _Toc402427163 h 96جدول (4-21) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف PAGEREF _Toc402427164 h 97جدول (4-22) نتایج آزمون کولموگروف- اسمیرنوف PAGEREF _Toc402427165 h 97فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (4-23) نتایج آزمون تحلیل واریانس دوعاملی جهت برابری واریانس‌های خطا PAGEREF _Toc402427166 h 98جدول (4-24) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها PAGEREF _Toc402427167 h 99جدول (4-52) جدول آماره‌های توصیفی جهت هر یک از متغیرها PAGEREF _Toc402427168 h 99جدول (4-26) جدول آزمون‌های اثرات بین آزمودنی‌ها (آزمون مدل) PAGEREF _Toc402427169 h 100جدول (4-27) جدول تفاوت بین میانگین‌های در آزمون بونفرونی PAGEREF _Toc402427170 h 101

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
TOC f h z t “نمودار,1″ نمودار (4-1) توزیع میانگین نمره کیفیت زندگی زنان یائسه و غیریائسه بر حسب تحصیلات PAGEREF _Toc402427325 h 86نمودار (4-2) توزیع میانگین نمره معنای زندگی زنان یائسه و غیریائسه بر حسب تحصیلات PAGEREF _Toc402427326 h 91نمودار (4-3) توزیع میانگین نمره تصویر بدنی زنان یائسه و غیریائسه بر حسب تحصیلات PAGEREF _Toc402427327 h 96

چکیدههدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در دو گروه زنان یائسه و غیر یائسه با تاکید بر میزان تحصیلات آنان صورت گرفته است.
روش بررسی: در پژوهش علی مقایسه ای حاضر، جامعه آماری شامل کلیه زنان یائسه و عیر یائسه منطقه 5 شهرتهران(1393) بود. نمونه آماری شامل 179 نفر که از این بین 94 نفر یائسه و 85 نفر غیر یائسه بودند که از طریق تجمعات زنان از بین زنانی که مایل به شرکت در پژوهش بودند، انتخاب شدند. از پرسش نامه سلامت عمومی (28-GHQ)، پرسشنامه کیفیت زندگی زنان(26 سوال)و پرسش نامه 10 گویه معنای زندگی استایگر وفرایزر وپرسشنامه خود توصیف گری بدنی (47عبارت) و مشخصات جمعیت شناختی استفاده شد. داده ها با آزمون t مستقل و تحلیل واریانس دوعاملی بررسی شدند.
یافته های پژوهش حاکی از تفاوت معنی دار بین کیفیت زندگی در زنان یائسه و غیر یائسه با سطح تحصیلات دیپلم است بدین معنی که کیفیت زندگی در زنان غیریائسه با سطح تحصیلات دیپلم بهتر از کیفیت زندگی درزنان یائسه با همین سطح تحصیلات است . اما کیفیت زندگی در زنان با سطح تحصیلات ابتدایی و دانشگاهی در این دو گروه (زنان یائسه و غیر یائسه)تفاوتی وجود نداشت، منتهی هرچه سطح تحصیلات بانوان بالاتر باشد کیفیت زندگی آنان مطلوب تر است.
هچنین در این پژوهش تصویربدنی ، معنای زندگی و سلامت روان در بین زنان یائسه و غیریائسه یکسان بوده و تفاوت معنی داری نداشتند اما هرچه سطح تحصیلات هردوگروه زنان بالاتر باشد تصویر بدنی مطلوبتر و از سطح سلامت روانی بالاتری برخوردار بودند.
کلیدواژه: یائسگی، کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی،سلامت روان

فصل اولکلیات پژوهش
1-1- مقدمهیائسگی یک پدیده جهانی برای زنان است. این یک فرآیند بیولوژیک است، که با سقوط استرادیول و پروژسترون و افزایش هورمون تحریککننده فولیکول شناخته میشود، همچنین به عنوان یک مرحله از زندگی که با نقش تغییریافته از جمله پایان پتانسیل باروری و ترک خانه کودکان شناخته میشود.
اگرچه یائسگی به عنوان یک مرحله طبیعی از زندگی زنان در نظر گرفته میشود، ولی تعداد قابل توجهی از زنان، مشکلات گوناگونی را قبل و بعد از آن تجربه میکنند.
یائسگی یک واقعه فیزیولوژیک شبیه منارک( اولین قاعدگی) است که به طور معمول در زنان بالای 50 سال رخ می دهد و با علائم کاهش سطح استروژن همراه میباشد. یائسگی ممکن است کیفیت زندگی زنان را تحت تاثیر قرار داده و حتی سلامت آنان را به خطر بیندازد. یائسگی یکی از مراحل مهم زندگی و بخشی از سالمندی است که اگر با دید مثبتی به آن نگریسته شود میتواند الهامبخش و سودمند باشد ، با این وجود یائسگی پدیدهای است که کسی تمایل به بحث در مورد آن نداشته و حتی در صورت بحث، با آن برخوردی ناامیدکننده و منفیگرایانه میشود. به نظر افراد جامعه ویژگیهایی نظیر جوانی، زیبایی و جذابیت در زنان باارزش هستند و زنان یائسه، افرادی به غلط، غیرمنطقی، عصبی، خشن و فاقد نیروی جنسی معرفی و چون کمتر مورد توجه قرار میگیرند با گذشت زمان به تدریج در جامعه فراموش میشوند. یائسگی پایان دوره باروری است؛ هنگامی که این دوران فرا میرسد زنان یائسه دچار درجاتی از شوک و ناباوری و احساس غم میشوند. این دوره با علائم جسمی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، علایم ادراری تناسلی و علایم روانشناختی مثل تحریکپذیری، اختلالخلق، اضطراب، تنش، کاهش اعتماد به نفس، بیثباتی عاطفه، کمشدن حافظه که میتواند سلامت جسمی، روانی و جنسی زنان یائسه را تحت تاثیر قرار دهد و بر کار، فعالیتهای اجتماعی، اوقات فراغت، خواب، خلق و خو، تمرکز، ارتباط با دیگران، لذت از زندگی و کیفیت زندگی فرد تاثیر گذارد)فروهری،1388).
داشتن معنا و مفهوم در زندگی یا به عبارت دیگر معناجویی در زندگی یکی از دغدغه های بشر امروزی می باشد که نه تنها زندگی فردی اورا تحت تاثیر قرار می دهد بلکه در روابط وی باسایر حوزه های بشری نیز نقش مهمی ایفا می کند. بدین گونه یافتن راهی که بتواند دستیابی به چنین هدفی را میسر کند از مسائل مهم بشری است که تلاش هرچه بیشتر در تحقق آن را می طلبد.
کیفیت زندگی مفهوم گستردهای است که دارای معانی گوناگون برای افراد و گروههای مختلف است، برخی آن را به عنوان قابلیت زیستپذیری یک ناحیه، برخی به عنوان رفاه عمومی، بهزیستی اجتماعی، شادکامی، رضایتمندی، خوب بودن، داشتن زندگی هدفمند (دارای معنی)، تحقق نیازها و یا عوامل عینی مانند درآمد و وضعیت سلامت دانستهاند. کیفیت زندگی مفهومی چند وجهی، ولی در عین حال قابل تعریف و سنجش با رهیافتی میان رشتهای است. بررسیهای انجام شده حاکی از این واقعیت است که با نگاههای مختلفی به کیفیت زندگی پرداخته شده است. کیفیت زندگی امری نسبی است که برای سنجش آن معیار مطلق و جامع و جهانشمولی وجود ندارد. مفهومی است که به شدت متأثر اززمان ومکان است وعوامل مؤثر برآن بسته به دوره زمانی ومکانی وجغرافیایی وشرایط فرهنگی تغییر میکنند. مؤلفههای کیفیت زندگی بر اساس ارزشهای فردی و ملی تعریف میشوند و شکی نیست که واقعیتها و شرایط عینی جامعه و وضعیت مادی زندگی فرد نیز در آن نقش تعیینکننده دارد. اما از جهت دیگر باید توجه داشت که انسان موجودی است که بر اساس تصویر ذهنی خود از واقعیت، نه خود واقعیت زندگی میکند و رفتارش، برداشت ذهنی و درکی است که از واقعیت دارد که الزاماً با واقعیت انطباق ندارد، این نگرشها قابل تغییر است. ( خوارزمی، 1386 ).
کیفیت زندگی طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت عبارت است از ادراک افراد از وضعیت زندگی در عرصه ی فرهنگ و نظام ارزشی که درآن زندگی میکنند که با اهداف ، انتظارات و معیار های آنها مرتبط است (دوایهی و سینگ 2001).در این نگاه کیفیت زندگی مفهومی فراگیر است که از سلامت فیزیکی، رشدشخصی، حالات روانشناختی، سطح استقلال، روابط اجتماعی وروابط بانهادهای برجسته ی محیط، تاثیر می پذیرد ونیز بر ادراک فرد مبتنی است (پوایگدلرز و همکاران، 2004).
پژوهشگران معتقدند که سلامت فیزیکی از رشد روانی تاثیر می پذیرد و ارتقای سلامت روان بر پایه ی پیشگیری و درمان تنش های عاطفی استوار است.بنابراین، هرگاه سطح سلامت روان کاهش یابد، عملکرد در سایر حیطه های کیفیت زندگی نیز به مخاطره می افتد.
تغییرات ناشی از یائسگی ممکن است تصور ذهنی فرد را از جسم خود تهدید کند و احساس جدایی اجتماعی را در آنان ارتقاء بخشد. تا کنون هیچ تئوری جامعی نتوانسته به تنهایی و به طور مناسب علت یائسگی را تشریح کند. از طرف دیگر این موضوع که آیا یائسگی یک صفت سودمند تکاملی است یا به سادگی یکی از اثرات جانبی پیری محسوب می شود مورد اختلاف نظر دانشمندان است. در این تحقیق به اثرات یائسگی بر روی کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و همچنین سلامت روان در زنان پرداخته ایم.
که می تواند به عنوان یک دوره گذرا در زندگی باشد و تاثیر چندانی بر متغیرهای مورد تحقیق نداشته باشد. درواقع هرفرد در باورهای اجتماعی، ساختار فرهنگی، اجتماعی و خانواده معنای زندگی خود را کسب نمودند و کیفیت زندگی هر فرد وابسته به دوره های مختلف گذرا نیست. از این گذشته بایستی نقش میزان تحصیلات زنان را نباید از نظر دور داشت و تاثیر تحصیلات را بر متغیرهای وابسته این تحقیق مشاهده نمود.
1-2. بیان مسئلهزنان از مهمترین ارکان جامعه و خانواده بوده و سلامت اجتماع در گرو تأمین نیازهای مختلف آنان است، در حالیکه یکی از بحرانیترین مراحل زندگی زنان، یائسگی میباشد(روسو، آندرسون، پرینتیک، 2002). تعیین سن یائسگی تا حدودی دشوار بوده و بر اساس تخمین حاصل از مطالعات مقطعی، متوسط آن حدود 50 تا 52 سالگی است(شاو، سویوت، استانتون،2005). به نظر میرسد تعداد علائم یائسگی بیشمار است اما خوشبختانه هیچکس همه آنها را تجربه نکرده، بعضی از زنان اصلاً علائم آشکاری ندارند. با وجود این تخمین زده میشود حدود 75% زنان پس از یائسگی علائم حادی را تجربه میکنند. در این مرحله از زندگی، زنان با بسیاری از مشکلات و عوارض ناشی از کمبود هورمونهای جنسی مواجه خواهند شد و در نتیجه کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر این مشکلات قرار خواهد گرفت (جونز، حود، 2003). بحران یائسگی به واسطه علائم و مجموعه عوارض خود سلامت روانی، جسمانی، عاطفی، عملکرد اجتماعی و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد. مجموعهی این تأثیرات را میتوان در یک مفهوم واحد تحت عنوان کیفیت زندگی قرار داد. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی «کیفیت زندگی» عبارت است از تصور افراد از موقعیت خود در زندگی با توجه به بافت فرهنگی و سیستمهای ارزشی که در آن به سر میبرند، با در نظر گرفتن اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانیهایشان. در مورد زنان یائسه، کیفیت زندگی معمولاً به جنبههای مرتبط با سلامتی در کیفیت زندگی با توجه به مجموعهای از علائم و بدون در نظر گرفتن عملکرد جسمی، عاطفی و اجتماعی اشاره دارد؛ بنابراین اغلب اصطلاح «کیفیت زندگی» به سادگی به مفهوم وجود علائم یائسگی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، و خشکی واژن میباشد. مطمئناً وجود این علائم بر کیفیت زندگی زنان مؤثر است. ضمن آنکه توجه همزمان به سایر جنبههای کیفیت زندگی مانند وضعیت سلامت فرد، رضایتمندی از زندگی و عملکرد روانی نیز حائز اهمیت میباشد (بلومل،2000، نقل از فروهری،1387).
از متغیرهای دیگری که می تواند در کنار کیفیت زندگی نام برد ، معنای زندگی است. معنویت عبارت از جستجو برای فهم جواب هایی است که به بنیاد هستی وزندگی ارتباط پیدا میکنند. سطوح بالای معنا در زندگی با سلامت جسمی و روحی همراه است. نیازی که انسان به داشتن معنا در زندگی دارد، باید به نوعی تسکین یابد، در غیر این صورت زمینه ساز بیماری می گردد. نیاز به معنا نیروی بنیادی است که در همه ی انسان ها مستقل از جنسیت آنها وجود دارد. این نیاز اصیل است، نه توجیهی ثانویه از کنش های غریزی انسان. معنی جویی نه تنها تجلی واقعی از انسان بودن بشر است، بلکه معیاری برای سلامت روان نیز می باشد از طرفی فقدان معنی، مبین عدم تطابق عاطفی است و به مشکلات روحی و رواهنی می انجامد(فرانک، 2010).
از جمله عوامل دیگر که در کنار سایر متغیرهای نام برده تصویر بدنی است. تصویر بدنی نیز مانند هر جنبه روانی دیگر، جزئی از شخصیت هر انسان است که از سیر تکاملی خود برخوردار است. همچنین تصویر بدنی در زمان هایی از زندگی دچار نوسان و تغییرات بیشتری است از جمله می توان به پیدایش ضایعه و بروز پدیده یائسگی در زنان اشاره کرد. تصویر بدنی بدان چه فرد واقعا شبیه آن است ، یعنی به شکل ظاهری واقعی فرد، مربوط نمی شود، بلکه به ارتباط ویژه فرد با بدنش مربوط است، به خصوص به باورها،ادراکات، افکار، احساسات و فعالیتهای فرد که با ظاهر فیزیکی او ارتباط دارد. به دیگر سخت، تصویر بدنی، تصویر ذهنی فرد از اندازه، شکل و فرم بدن است و شامل احساسی است که فرد درباره ویژگی ها و ساختار اجزای بدنش دارد. (تامپسون،1990) اشاره می کند که سازه ظاهر فیزیکی دربرگیرنده سه مولفه زیر است:
1)مؤلفه ادراکی که به ادارک دقیق اندازه(برآورد اندازه بدن) برمیگردد، 2) مؤلفه ذهنی که به جنبههایی نظیر رضایتمندی، توجه و نگرانی، ارزیابی شناختی و اضطراب مربوط میشود، 3) مؤلفه رفتاری که به اجتناب از موقعیتها باز میگردد؛ موقعیتهایی که سبب میشوند فرد ظاهر فیزیکی خود را به عنوان عاملی که مایه شرمندگی است، تجربه کند(رایگان،1385). در این پژوهش ما این متغیر را از بعد شناختی یعنی توجه به احساس، افکار و ذهنیت فرد درباره ظاهر خود میپردازیم.
در کل یائسگی فرآیندی ژنتیکی است که عواملی مثل تحصیلات، طبقه اجتماعی، مصرف الکل و… در خود یائسگی تأثیرگذار نیست امادر ادراک و پیامدهای آن دخیل هستند. با توجه به موارد گفته شده، متغیرهای این پژوهش از جمله کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، در دوران یائسگی نقش پررنگتری پیدا میکنند و هر کدام به نوبه خود در سلامت روانی زنان یائسه تأثیرگذار هستند. از آنجاییکه جامعه بر پایه ی نهاد مهمی چون خانواده میچرخد، و از طرفی یکی از اعضای مهم این خانواده زنان هستند، پس توجه به حالات جسمی و روانی آنها و بررسی عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانیشان بسیار اهمیت دارد.
از اینرو در این پژوهش سعی در بررسی و مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان در زنان یائسه وغیریائسه را داریم. همچنین سعی داریم تا نقش و تأثیر تحصیلات و اشتغال را بر این متغیرها (کیفیت زندگی، معنای زندگی، سلامت روان) در بین زنان یائسه و غیر یائسه مقایسه و بررسی کنیم.1-3. اهمیت و ضرورت تحقیقدرباب ضرورت واهمیت تحقیق حاضر میتوان گفت جامعه ایرانی یک جامعه درحال گذار است. گذاراز مرحله سنتی به مدرن و از توسعهنیافته به توسعهیافته. بدیهی است که این وضعیت جامعه ایرانی را با انواعی ازتحولات ودگرگونیها درعرصههای مختلف روبه رو میسازد. یکی از این تحولات افزایش حضور مؤثر و چشمگیر زنان در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.
امروزه نیاز به حضورزنان درفرایند رشد وتوسعه بیش ازگذشته محسوس بوده است. ارتقاء استانداردهای زندگی درجامعه امروز با افزایش مشارکت زنان درحیات اقتصادی وسیاسی همگام با فرصتهای برابر درتعلیم وتربیت، سرویسهای اجتماعی، حقوق قانونی ومالکیت پیوند دارد، ضمن آنکه زن به عنوان یکی از اساسیترین ارکان خانواده دارای نقشی اساسی درجهت تداوم واستمرار آن میباشد و از آنجا که خانواده کوچکترین نهاد اجتماعی است، جامعهای سالم است که خانوادههای سالم را درخود داشته باشد واین امر محقق نخواهد شد مگر آنکه به ساختار خانواده و نیازهای اساسی ومحوری اعضای آن که زنان مهمترین آن هستند توجه بیشتری مبذول شود.
شایداغراق نباشد اگر بگوییم که زن امروز همپای مردان درجامعه حضور داشته ومسئولیتها و وظایف متعددی رابه دوش میکشد وهمین امر وی را از زن جوامع سنتی متمایز میسازد. نیازها، تمایلات و دل مشغولیها و در مجموع استانداردهای زندگی زن درجامعه امروز نیز با وضعیت زنان درجامعه سنتی متفاوت است و تعدد وظایف و نقش هاست که این تمایز را ایجاب می نماید.
بنابراین توجه به وجوه مختلف زندگی زنان به لحاظ کیفی باتوجه به استانداردها وشاخصهای کیفیت زندگی، معنای زندگی، خود پنداری مثبت و سلامت روان میتواند در بهبود سازمان خانواده با توجه به نقش محوری زن وتمایلات ونیازهای فردی وی موثر باشد.
در این راستا می توان گفت یائسگی برای زنان نقطه عطف مهمی محسوب می شود که خاتمه دوران قاعدگی و دوران بارداری آنها را شامل می شود. اگرچه یائسگی فرآیندی بیولوژیک و رویدادی همگانی برای زنان است، اما برای همه به یک شکل تعریف و تجربه نمی شود و وضعیت روحی و روانی، سلامت عاطفی، فرهنگی و اجتماعی فرد در این تجربه دخیل است. بحران یائسگی به واسطه علائم و مجموعه عوارض خود، سلامت روانی، جسمانی، عاطفی، عملکرد اجتماعی و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد(فروهری،1388). از آنجاییکه در بررسیهای انجام شده، پژوهشی که اخیراً به صورت میدانی و در جامعه ایرانی، به برسی رابطه هر چهار متغیر کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان در دو گروه یائسه و غیر یائسه پرداخته باشد، صورت نگرفته است و از طرفی همهی این متغیرها زندگی زنان یائسه و غیر بائسه را تحت پوشش قرار میدهند و شروع دوران یائسگی با تحولاتی در این زمینهها همراه است بنابراین با توجه به موارد فوق و نتایج متناقض در تحقیقات قبلی تصمیم بر آن شد که مطالعهای با هدف بررسی کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان زنان یائسه و غیر یائسه از بعد روانشناختی انجام شود تا بتوان از نتایج آن در جهت ارتقای کیفیت زندگی زنان در این دوره استفاده کرد.
در تحقیق دیگری که توسط تبریزی و شفیع آبادی (1387)، انجام شد، محققان تاثیر مشاوره ی گروهی با رویکرد معنا درمانی بر ارتقاء سلامت زنان مراجعه کننده به مرکز اداره سلامت شهر تهران را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر این موضوع بود که معنا درمانی کروهی در کاهش نمرات افسردگی، اضطراب و همچنین در افزایش سلامت وموثر است .
از منظر فلسفه و روانشناسی نیز معناجویی مورد تامل واقع شده است. برخی اندیشمندان حوزه روانشناسی و روانکاوی به موضوع معنای زندگی و تاثیر آن بر سلامت روان پرداخته اند. اریک فروم (1947) نیاز به جهت گیری را یکی از مهمترین نیازهای آدمی می داند و منظور از آن را هدف، معنا، و مقصود زندگی تلقی می کند. آلپورت (1961)در توصیف دوران بلوغ ، هویت جویی را مهمترین مشخصه این دوره دانسته و معتقداست که اساسی ترین بخش هویت، تعریف هدف، مقصود، و آرمان زندگی است. یونگ (1981)، هدف زندگی را یافتن توفیق در جهان می داند و بر آن است که به علت زوال دین درزندگی، تلاش برای یافتن معنای زندگی به طرز فزاینده ای دشوار است و وضعیت خاص و کنونی بشر (فقدان معنا در زندگی و ریشه نداشتن و پیوند نداشتن با گذشته یا طبیعت) صرفا ویژگی اواخر قرن بیستم به بعد است. برخی روانشناسان مکتب کمال نیز بر این عقیده اند که بیش از اندازه بر عقل و علم تاکید ورزیده ایم. بینش خود را که ارزش های بزرگتر معنوی و فلسفی داشته است، از دست داده ایم(شولتز و شولتز،1998) مبارزه برای رسیدن به سرحد کمال، معنایی است که آدلر (1931) برای زندگی ، تلقی میکند . آلپورت (1954)، با بیان اینکه با معنا بودن زندگی، اختصاص به جهان بینی دینی نداشته بلکه در همه اعتقادات فکری دیگر نیز دیده می شود، بر این نکته تاکید میکند که داشتن هدف و منظوری که به زندگی ، معنا و جهت بخشد، نشانه سلامت روان است. او چنین افرادی را برخوردار از نوعی بینش می داند که به آن فلسفه یگانه ساز زندگی اطلاق می کند و مهمترین خصیصه اش را جهت داشتن می داند.
1-4. اهداف این تحقیق
بررسی و مقایسه کیفیت زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه معنای زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه تصویر بدنی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه سلامت روان زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
1-5. فرضیه های تحقیقفرضیه اصلی
بین کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در زنان یائسه و غیر یائسه رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه‌های فرعی
بین کیفیت زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.
بین معنا ی زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.
بین تصویر بدنی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.
بین سلامت روان زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد
1-6. تعریف واژه ها، مفاهیم و متغیرها
1-6-1. تعاریف نظری
1-6-1-1. کیفیت زندگیکیفیت زندگی احساس خوببودن که منعکسکننده میزان رضایت از زندگی در ابعادی است که برای فرد مهم تلقی میشود(اوهاشیکا، 2005)
1-6-1-2. دوران بحران یائسگیهر مرحله از رشد و تکامل می تواند به عنوان یک بحران رشد و تکامل محسوب شود. یائسگی مرحله ای طبیعی از زندگی انسان است. یائسگی در زنان با نشانه هایی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، تپش قلب، مشکلات مثانه، تسریع در تحلیل رفتن بافت استخوانی و مشکلات واژن همراه است مراحل یائسگی شامل مراحل حوالی یائسگی، یائسگی و پس از یائسگی میباشد. در این دوران کاهش کیفیت زندگی شیوع بالای دارد(کیسنر، 2004).
1-6-1-3. سلامت رواندر مورد بهداشت روانی دو تعریف مورد توجه قرار می گیرد : در تعریف اول ، منظور از بهداشت روانی عبارت است از رشته ی تخصصی از بهداشت عمومی است که در زمینه کاهش بیماری های روانی در یک یک جامعه فعالیت می نمایید و بررسی انواع مختلف اختلالات روانی و عوامل مؤثر ی که در بروز آنها نقش دارند، در قلمرو ی کار این علم می باشد. در تعریف دوم بهداشت روانی به معنای سلامت فکر است و به منظور نشان دادن وضع مثبت و سلامت روانی که خود می تواند نسبت به ایجاد سیستم با ارزشی در مورد ایجاد تحرک ، پیشرفت و تکامل در حد فردی ، ملی و بین المللی کمک نماید . زیرا زمانی که سلامت روانی شناخته شد ، نسبت به دستیابی به آن اقدام شود و راه برای تکامل فردی و اجتماعی هموار میگردد.(حسینی 1378 )
1-6-1-4. تصویر بدنیتصویر بدنی مهمترین بخش تصور فرد از خود است ، زیرا ظاهر فیزیکی فرد ، اولین ویژگی است که در برخورد افراد با فرد دیگر، مورد قضاوت قرار می گیرد.(دلامتر2003)
تصویر ذهنی شامل عقاید و احساست آگاهانه و غیر آگاهانه در مورد بدن است به عبارت دیگر مفهومی متشکل از احساسات فردی در مورد اندازه بدن، جنس، عملکرد و توانایی بدن جهت رسیدن به اهداف می باشد.
1-6-1-5. معنای زندگیانسان بر خلاف دیگر موجودات همواره چرایی هستی را زیر سوال می برد و میل قوی برای درک خود و دنیای اطراف را دارد. معنای زندگی برای هر فرد ویژه و یکتا است و انسانها با درجات و میزان متفاوتی معنای زندگی را جستجو می کنند. (فرانکل 1386)
و از طرفی هدف و جهت در زندگی به طور مثبت با کارکردهای روانشناختی و سلامت روان مرتبط است . (فرانسیس و هیلز2008) ارزش داری و معناداری زندگی بر دو امر بنا نهاده شده است. (کویین2000) نخست داشتن هدف و غایت نهایی برای زندگی ، هر گاه زندگی بر اساس هدف باشد آن زندگی معنادار است و از طرفی داشتن معنا و جهت در زندگی باعث سلامت روان و سلامت معنوی خواهد شد و افرادی که برخوردار از سلامت معنوی باشند دوران مختلف زندگی را نسبت به بقیه افراد بهتر سپری می کنند.
1-6-2. تعاریف عملیاتی1-6-2-1. کیفیت زندگیمنظور از کیفیت زندگی در این پژوهش، مجموع قضاوت و احساس زن از وضعیت سلامت خودش در حیطههای مختلف ( وازوموتور، روانی اجتماعی ، جسمی و جنسی ) است که به وسیلهی نمره ای که او در پاسخ به پرسشنامه استاندارد شده ی کیفیت زندگی زنان کسب می کند.
1-6-2-2. معنای زندگیدر این پژوهش نمره ای است که فرد در پاسخ به پرسشنامه معنای زندگی استایگر-فرایزر کسب می کند که با آن میزان درک زنان از زندگی و همچنین داشتن یک هدف روشن در زندگی ایشان سنجیده می گردد.
1-6-2-3. سلامت رواندر این تحقیق نمره ای است که زنان در پاسخ به پرسشنامه استاندارد شده سلامت عمومی کسب می کنند.
1-6-2-4. تصویر بدنی در این تحقیق برای سنجش تصویر بدنی زنان از پرسشنامه خود توصیفی بدنی استفاده که دارای 11 خرده مقیاس، قدرت، استقامت، هماهنگی، سلامت عمومی،انعطاف پذیری، عزت نفس، لیاقت ورزشی، چربی، ظاهر بدنی، فعا لیت بدنی و کل بدن است

فصل دومبررسی منابع
2-1- مقدمهاولین گام در هر تلاش فلسفی یا علمی، تعریف دقیق و شفاف مفاهیم مورد استفاده است. مانند بسیاری دیگر از نظریهها در روانشناسی، تعاریف و نظریههای کاملاً متفاوتی از معنا وجود دارد.
یکی از معروفترین تعاریف معناداری زندگی، توسط فرانکل، ارائه شده است. وی معتقد است هنگامی که انسان به فعالیتهای مورد علاقهاش میپردازد، با دیگران ملاقات میکند، به تماشای آثار ادبی، هنری میپردازد و یا به دامان طبیعت پناه میبرد وجود معنا را در خود احساس میکند. همچنین هنگامی که احساس میکند وجود و هستیاش به منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چارچوبها و تکیه گاههای گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب و فلسفهای که برای زندگیکردن انتخاب کرده است ،میبیند؛ معنا را در مییابد و آن را احساس میکند .
بعد از فرانکل، صاحبنظران دیگری معنا را تعریف کرده وجنبههای مختلف آن را مورد مطالعه قرار دادهاند . باتیستا و الموند زندگی معنادار را به عنوان یک فرایند باورهای فردی میدانند تا یک منبع نهایی از محتوای باورها. به اعتقاد این پژوهشگران، هرچه فرد به ارزشهای بیشتری باور داشته و متعهد باشد، احساس میکند که زندگیاش از معنای بیشتری برخوردار است. مجتعهد شبستری معتقد است زندگیهای معنادار گوناگون و متفاوتی میتواند وجود داشته باشد که زندگی مؤمنانه یکی از آنهاست.
بامیسر معتقد است هنگامی فرد میتواند احساس کند که از یک زندگی معنادار برخوردار است چهار نیاز او به معنا ارضاء شده باشد.این چهار نیاز عبارتند از 1- هدفمندبودن زندگی 2-احساس کارآمدی و کنترل3-برخورداربودن از ارزشها که بتواند به وسیلهی آنها کنشهایش را توجیه کند 4- وجود یک مبنای با ثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خود ارزشمندی.
در یک برداشت کلی از این تعاریف میتوان دریافت که آنها در دو جنبه با هم اشتراک دارند)1) معنا روشی کلی و عام از ارزیابی زندگی است و(2)منجر به پایینآمدن سطح عواطف منفی (چون افسردگی و اضطراب)و کاهش خطر ابتلا به بیماری روانی میشود(فلدمن و اسنایدر،2005).
در مورد ضرورت معنا در زندگی میتوان گفت که خداوند متعال انسان را آفریده و آفرینش او عبث و بیهوده نبوده است. قران کریم در این باره می فرماید))أفَحَسِبتُم أنَمَا خَلَقنَا کُم عَبَثًا و أنَکُم إلَینَا لَا تُرجَعُون)) ((آیا گمان میکنید که شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز نمیگردید)) چون ((آفرینش))انسان بیهوده نیست،((آفریده خدا))نیز بیهودهگرا نیست.
برخی اعتقاد دارند که بین معنویت و دینداری باید تفاوت قائل شد برای مثال،لگره(1984)بین معنویت و دینداری تمایز قائل میشود. وی معتقد است که معنویت بر آنچه که در درون قلب به وقوع میپیوندد متمرکز است ولی در دینداری تلاش میشود تا تجارب در درون یک سیستم اعتقادی تدوین شوند و رمزگردانی گردند. در فرهنگ اسلامی/ایرانی هم بین معنویت و دینداری تمایز قائل شدهاند و این دو را یکی نمیدانند. نصر(1387)معتقد است که معنویت در قلب اسلام و کلید فهم جنبههای مختلف آن است. از نظر مسلمانان زندگی معنوی هم بر ترس از خدا مبتنی است و هم بر عشق به او.معناداری زندگی و جایگاه و اهمیت آن برای برخورداربودن از یک زندگی خوب و شاد، امری انکارناپذیر و غیرقابل کتمان است(ریف و سینجر،1998 به نقل از کینگ و دیگران،2006). برخی از مولفان با توجه به یافتههای موجود، ادعا نمودهاند که وجود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند با توجه به یافتههای موجود، ادعا نمودهاند که وجود و احساس معنا در زندگی مانند کلیدی است که میتواند قفل و گره مشکلات زندگی را باز نماید و باعث شود تا افراد کنشهای مثبتی انجام دهند(فرانکل،1984،1963).به همین لحاظ اغلب زندگی معنادار را از عوامل مهم سلامت روانشناختی میدانند(دباتس،فاندر لوبه،زمان،1993؛ فرانکل،1978،1963؛ یالوم،1980؛ زیکا و چمبرلین ،1992؛ به نقل ازاز فلد من و اسنایدر 2005)برخی از روانشناسان مانند آلپرورت (1954)،فرانکل(1972)، و مازولو(1962)، وجود معنا در زندگی، به عنوان مهمترین عامل مؤثر بر کنشهای روانشناختی مثبت میدانند. یافتههای پژوهشی متعددی نشان دادهاند که وجود معنا در زندگی عنصری اساسی در بهزیستی روانی-عاطفی است و به صورت سیستماتیکی با ابعاد گوناگونی ازشخصیت، سلامت جسمی و ذهنی، سازگاری و انطباق با استرسها، مذهب و فعالیتهای مذهبی و اختلالات رفتاری ارتباط دارد. بررسی ارتباط بین وجود معنا درزندگی با سازههای دیگر روانشناسی مثبت مثلا امید و تأثیر تعاملی آنها برای برخورداربودن از یک زندگی شاد و سعادتمند و سلامت روانی در سالهای اخیر به شدت مورد توجه پژوهشگران و صاحب نظران قرار گرفته است.
در سالهای اخیر اسنایدر به عنوان پیشگام و متقدم مطالعه در زمینهی امید، به معنا به عنوان یک عامل کنترل خود مینگرد که به کمک آن، انسان میتواند از عزت نفس خود مراقبت نماید. اسنایدر تعریف ویژهای از کنترل دارد و آنرا سازهای روانشناختی میداند که افراد برای ادراک و فهم بهتر نتایج اعمال خود و رسیدن به پیامدهای مطلوب وپرهیز ازپیامدهای نا مطبوع، از آن بهره میبرند. به این ترتیب، زندگی هنگامی معنادار است که فرد امکان کنترل زندگیش را داشتهباشد و برای رسیدن به اهدافش تلاش نماید. به اعتقاد اسنایدر، برگزیدن هدفهای مناسب و تلاش برای رسیدن به آنها همان چیزی است که به آن تفکر هدفمدار یا امید گفت(فلد من و اسنایدر،2005)
به بیان دیگر اسنایدر و همکارانش(1991)امید را ((مجموعهای شناختی میدانند که مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون (تصمیمهای هدف مدار) و مسیرها (شیوههای انتخاب شده برای نیل به اهداف) است)). بنابراین، امید یا تفکر هدفمدار، از دو مؤلفهی مرتبط به هم یعنی مسیرهای متفکر و منابع تفکر، تشکیل شده است.” مسیرهای تفکر”انعکاس دهندهی ظرفیت فرد برای تولید کانالهای شناختی برای رسیدن به اهدافش است و منابع تفکر هم عبارتند از افکاری که فرد دربارهی تواناییها و قابلیتهایشان برای عبور از مسیرهای برگزیده تعریف کردهاند تا به اهدافشان برسند. از طریق ترکیب منابع و مسیرها، میتوان به اهداف رسید. اگر هر کدام از این دو عنصر شناختی وجود نداشته باشند، رسیدن به اهداف غیر ممکن است. شواهد تحقیقاتی زیادی وجود دارند که نشان میدهند بین بالابودن میزان امید افراد و موفقیت آنها در فعالیتهای ورزشی، بالا بودن میزان پیشرفت تحصیلی، سلامت جسمی و روانی بهتر و بیشتر مؤثربودن روشهای رواندرمانی مورد استفاده در درمان اختلالات، ارتباط وجود دارد(اسنایدر،2002؛اسنایدر فلدمن،شوری و راند،2002).
از آنجا که عناصر دوگانهی سازندهی امید، یعنی منابع و مسیرها، بیانگر فرایند افکار هدفمدار میباشند و تفکرات هدفمدار هم از لحاظ نظری نقطهی مرکزی و ثقل معنا در زندگی هستند، پس میتوان فرض نمود که تفکرات امیدوارانه پیامد اصلی معناداری درزندگی میباشد(اسنایدروفلدمن 2005).
اسنایدر و فلدمن 2005 ، معتقدند که معناداری زندگی، سازههای گستردهتر از امید است و میتوان امید را به عنوان عنصری از زندگی معنادار به حساب آورد، پس امید میتواند به خوبی پیشبینیکننده سلامتی روانی و جسمی باشد. به این ترتیب بر اساس رابطهای که بین امید و معنا در زندگی وجود دارد بر اساس یافتههای یک دهه تحقیق بر روی امید و معنا در زندگی که نشان میدهند یک نوع رابطهی تجربی تضمین شده بین امید و معنا و تأثیر این دو، بر شاخصههای سلامت روان و رضایت از زندگی میباشد.
پژوهشهای زیادی به بررسی اثرات معناداری زندگی به تنهایی یا همراه با امید بر روی سلامت روانی، عاطفی، تواناییهای شناختی و عواطف مثبت پرداختهاند. برای مثال پژوهشهای قبلی نشان دادهاند که امید و به تبع آن زندگی معنادار، ارتباط زیادی با توانایی حل مسئله (اسنایدر و دیگران ، a1991 )، سلامت روانشناختی ( اسنایدر،ایرونیک و آندرسون،b1991) و بهبود علائم ناشی از افسردگی (پلاس کلاو سنر و دیگران ، 1998) دارد .
اسنایدر و فلدمن (2005)در مطالعهای که به بررسی میانجیگری امید بین معنا در زندگی و اضطراب و افسردگی پرداخته به این نتیجه رسیدند که امید میتواند به عنوان یک متغییر میانجی عمل نماید. اما معتقدند که این یافتهها باید در تحقیقات دیگر و با آزمودنیهای متفاوت و با ابزارهای دیگر، مورد آزمون قرار گیرد. همچنین ذکر این نکته ضروری است که اسنایدر و فلدمن (2005) پیامدهای منفی معناداری زندگی و امید را نیز بررسی نموده و تأثیر این شاخصها را بر ابعاد مثبت زندگی نظیر احساس شادی و رضایت از زندگی را به پژوهشهای آتی واگذار نمودهاند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط در زندگی و امید بر روی شاخصهای سلامت روان و بررسی نقش واسطهای امید در رابطه معناداری زندگی و سلامت روانی بود. یافتهها به ترتیب سوالات پژوهش نشان دادند که اولاً بین معناداری زندگی و امید با شادی و رضایت از زندگی رابطه معنادار مثبتی دیده میشود که مطابق با انتظار است و با یافتههای واله، هوبنر و سولدو(2006)،اسنایدر و همکارانش(1997)، چانگ(1998)، اسنایدر(2000)، اسنل و بکر(2006)، زیکا و چمبرلین(1992)، رکر(1997)، وونگ(1998) همخوان است. اما بین معناداری زندگی و امید با افسردگی رابطهای معنادار ولی منفی وجود دارد که با یافتههای پژوهشی اسنایدر و همکارانش(1997)، چانگ(1998)، اسنایدر(2000)، اسکنل و بکر(2006)، زیکا و چمبرلین(1992)، رکر(1997)، و اسنایدر و فلدمن (2005) همخوان است.
تبیین رابطه بین امید که مؤلفهای از معناداری زندگی است با سلامت روانی، شادی، رضایت از زندگی کار چندان دشواری نیست. به اعتقاد اسنایدر (2000)و اسنایدر و فلدمن(2005)در سالهای اخیر، روانشناسان به سازه امید به عنوان یک نقطه قوت روانشناختی نگریسته و معتقدند که این سازه میتواند به پرورش و ایجاد سلامتی روانی کمک زیادی بنماید.
2-2.کیفیت زندگی2-2-1. تاریخچه کیفیت زندگی
ریشههای تاریخی استفاده از عبارت کیفیت زندگی را میتوان در آثار کلاسیک ارسطو که مربوط به سال 330 قبل از مسیح است، یافت وی در اصول اخلاقی کلاسیک از رابطه بین کیفیت زندگی هنگام شادی و ارزشهای ذهنی افراد سخن میگوید. ( مختاری، نظری ، 1389 ).
عبارت کیفیت زندگی دورههای تاریخی زیادی را پشت سر گذاشته است و تغییرات مختلفی در مورد آن صورت گرفته است. این عبارت علایق شخصی، تجارب، احساسات، دیدگاهها و عقاید راجع به ابعاد فلسفی ، فرهنگی ، معنوی ، روانشناسی ، مالی و … زندگی روزمره را شامل میشود.
علاقهمندی به بررسی عوامل موثر بر خشنودی و رفاه انسان پیشینهای طولانی در تاریخ زندگی بشر دارد. در واقع این که چگونه باید و میتوان زیست که بهترین منفعت را از زندگی کسب کرد. شایدبه قدمت توانایی آدمی برای اندیشه درمورد آینده و عبرت گرفتن از گذشته باشد(بهمنی، 1389).
کیفیت زندگی در حدود 40 سال پیش در آمریکا معرفی شد و علوم اجتماعی پرچمدار روح و سنجش آن شد. در اواخر قرن 20 موضوع کیفیت زندگی در علوم اجتماعی بیشتر مورد توجه و اهمیت قرار گرفت و در سال 1955 با تاسیس جامعه بینالمللی برای تحقیق درباره کیفیت زندگی این گونه تحقیقات نهادینه شدند ( مختاری ، نظری ، 1389).
در طی ربع قرن آخر قرن بیستم تاکنون پژوهشگران متعددی در مورد کیفیت زندگی و تعادل آن با ویژگیهای گوناگون انسانها اظهار نظر کردهاند. به عنوان مثال از اوایل گسترش مفهوم کیفیت زندگی، برخی صاحبنظران توسعه آنی در مراقبت از سلامت جسمانی و روانی را در گرو توجه روزافزون به راهبردهای پیشگیری اولیه با هدف توسعه کیفیت زندگی افراد دانستند.
سازمان بهداشت جهانی نیز کیفیت زندگی را این گونه تعریف میکند: «ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی، در متن فرهنگ و نظامهای ارزشی که در آن زندگی میکنند و در ارتباط با اهداف، ‌انتظارات و نیازهایشان است. ( نل ، 1993).
با وجود اختلاف نظرهایی که در تعریف کیفیت زندگی وجود دارد، توافقی ادراکی در بین متخصصان وجود دارد. اکثر متخصصان موافق این امر هستند که کیفیت زندگی شامل ابعاد مثبت زندگی میشود و مفهومی چند بعدی است.
کیفیت زندگی مفهومی چند بعدی، ذهنی و پیچیده و فرایندی جامع و منعطف است که تمام جنبههای زندگی افراد را در بر میگیرد و به عبارت دیگر یک درک فردی منحصر به فرد و راهی است برای بیان احساس یک فرد در مورد سلامت یا سایر جنبههای زندگی، که از طریق بیان عقاید افراد و با استفاده از ابزارهای استاندارد شده بررسی می شود (گیل، 1994، به نقل از صبوری، 1389).
2-2-2. کیفیت زندگی به عنوان مفهومی نسبی
کیفیت زندگی بالا و پایین میتواند استفاده از رویکرد فردی برای تعریف آن باشد. به این معنی که قضاوت شخصی افراد به عنوان معیار بالا و پایین بودن کیفیت زندگی در نظر گرفته شود. اما باید به این نکته توجه کرد که ممکن است در یک گروه، قضاوتهای شخصی تک تک افراد همان رای اکثریت گروه شود ولی در گروه مشابه نظرات شخصی هر یک از افراد متفاوت باشد. اگر درکمان از مفهوم کیفیت زندگی به مجموع تجارب افراد کاهش دهیم، تنها به بخش کوچکی از اهداف خود در ارتباط با تحقیقات کیفیت زندگی دست پیدا کردهایم. اما چه زمانی کیفیت زندگی را به عنوان مفهومی نسبی در نظر میگیریم؟ انتظارات مختلف افراد از زندگی تنها بخشی از کیفیت زندگی آن ها را تشکیل میدهد. کیفیت زندگی برآیندی از محرومیت نسبی ناشی از تخصیص ناکافی منابع اقتصادی و اجتماعی تعریف شده است. ( بوند، کورنر، 1389) .
2-2-3. عوامل موثر بر کیفیت زندگی :
کیفیت زندگی مفهومی چند وجهی، ، نسبی، متأثر از زمان و مکان ارزشهای فردی و اجتماعی است. عوامل موثر بر آن بسته به دوره زمانی و مکانی و شرایط فرهنگی تغییر میکند. شکی نیست که واقعیتها و شرایط عینی جامعه و وضعیت مادی زندگی فرد هم در آن نقش تعیین کننده دارد. از دید الیور 1997 ، به نقل از غلامعلیان ، 1386 ) عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی در 5 طبقه قرار میگیرند:
1. مشخصات فردی، شامل متغیرهای دموگرافیک.
2. شاخصهای عینی کیفیت زندگی، که شرایط محیطی را شامل میشوند و متغیرهای مربوط به رفاه عمومی، بهداشت محیط و تحرک، فرهنگ و مذهب، محیط طبیعی، سیاستها را نیز در بر میگیرد.
3. شاخصهای ذهنی کیفیت زندگی، که با مفاهیمی چون احساس رضایتمندی از زندگی، رفاه و آسایش جسمی و روانی و شادکامی توصیف میشود. از طرفی نیز چهار متغیر خانواده، وضعیت جسمانی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و وضعیت روحی روانی میتوانند مستقیم یا غیرمستقیم بر روی کیفیت زندگی اثرگذار باشند که در هر فرد میتواند یکی از این متغیرها تأثیر بیشتری داشته باشد. میتوان گفت که عامل اصلی تعیینکننده کیفیت زندگی عبارتست از تفاوت درک شده بین آن چه هست و آن چه که باید باشد.( غلامعیان، 1386).
مرکز مطالعات کیفیت زندگی از مدلها و تکنیکهایی استفاده میکند که ادعامیکند که هم وجه عینی وهم وجه ذهنی کیفیت زندگی رامیسنجد و برتعریفی از زندگی مبتنی است که هم سطح و هم عمق را دربردارد و ضمن توجه به وضعیت فرد از نظر وی و پایگاه اجتماعی و سلامتی، معنایی که این شرایط برای فرد دارد و احساس خوب بودن و رضایت از زندگی را نیز شامل میشود . نمونه از یافتهی این مرکز بدین شرح است:
1.درارتباط باکیفیت زندگی، مهم نیست که ازنظر عینی فرد چه شرایطی (جنس، قد، تحصیلات و… ) داشته باشد، کیفیت زندگی او به مقدار زیادی وابسته به این است که چه احساسی درباره خودش دارد.
2. میزان درآمد سالانه همبستگی چندانی با کیفیت زندگی فرد ندارد.
3. نوع شغل فرد رابطه مستقیمی با کیفیت زندگی او ندارد. مسأله اساسی این است که فرد از کارش رضایت داشته باشد و با همکاران خود رابطه خوبی داشته باشد.
رضایت فردی: اگر یک حوزه را به عنوان مهمترین حوزه کیفیت زندگی در نظر بگیریم، آن حوزه رضایت عمومی فرد از زندگی است. رضایت فردی بخش اعظم مطالعات کیفیت زندگی در امریکا برای بیش از 4 دهه بوده است.
عوامل فرهنگی: در علوم اجتماعی تفاوتهای فرهنگی منبعث از پایگاههای اجتماعی متفاوت منتسب به سن، جنس، موقعیت طبقاتی، پیشینه قومی و مذهبی افراد را شناسایی و بررسی میکنیم. زمانی که در حال ذهنی کردن مفهوم کیفیت زندگی هستیم این عوامل ( سن، جنس ،‌و … ) اغلب به صورتی مشابه و یکنواخت به نظر میرسند، اما در واقع این عوامل به همان اندازه که تفاوتهای فردی را در داخل گروههای اجتماعی و فرهنگی بازتاب میکنند در بین گروهها نیز مبین این تفاوتها هستند.
عوامل استقلال فردی: عوامل استقلال فردی مرتبط با عوامل شخصیتی اما مستقل از محیط فیزیکی و اجتماعی میباشند. عوامل استقلال فردی شامل توانایی تصمیمگیری، کنترل فردی، کنترل یا بحث پیرامون محیط فیزیکی و اجتماعی متعلق به آنها می باشد. ( بوند، کورنر1389 ).
کیفیت زندگی مطلوب، همواره آرزوی بشر بوده است وهست. در ابتدا رفاه و طول عمر بیشتر، معنی کیفیت زندگی بهتر را داشت. اما امروزه کیفیت زندگی در نقطه مقابل کمیت، قرار گرفته و با توجه به ابعادگسترده سلامتی، تعریف میشود ومنظور ازآن سالهایی ازعمراست که همراه با رضایت، شادمانی و لذتبخشی باشد. کیفیت زندگی مفهومی پویا و وسیعتر از سلامتی است. بر طبق مدل سلامتی، کیفیت زندگی مطلوب باید چند بعد فیزیکی، عاطفی-روانی، اجتماعی، معنوی و شغلی را دربرگیرد. امروزهباپیدایش وگسترش روانشناسی سلامت وروانشناسی مثبت، نگرش درمورد اختلالات از چهارچوب پزشکی و مدل تک عاملی خارج شده و محققان معتقداند که بهتر است شکلگیری و گسترش اختلالهای روانی را به حساب سبکهای زندگی معیوب و کیفیت زندگی افراد گذاشت و در درمان باید به دنبال اصلاح و تغییر در کیفیت زندگی و گسترش توانمندیها و ایجاد رضایت از زندگی و بهزیستی در افراد و جوامع بود. بر همین اساس روانشناسان مثبتگرا با یک رویکرد کلنگر در مقابل رویکرد تشخیصی آماری انجمن روانشناسی آمریکا، شک نظام طبقهبندی جدید به نام نیروهای منش را در 6 حیطه، جهت شناسایی و طبقهبندی توامندیهایی که بر خلاف بیماری عمل میکنند، مشخص کردهاند و بر اساس آن رویکردهای مداخلهای متعددی را بنا نهادهاند و معتقدند که به جای تاکید صرف بر آسیبشناسی، باید به دنبال فهم کامل گستره تجارب انسان از کنبود، رنج، بیماری تا شکوفایی، بهزیستی و شادمانی باشیم. زیرا روانشناسی تنها تمرکز بر بیماریها و درمان هم تنها تمرکز بر ضعفها نمیباشد. بر این اساس گروه درمانی مبتنی بر کیفیت زندگی درمانی جدید در حوزه روانشناسی مثبت میباشد که با هدف ایجاد بهزیستی ذهنی، ارتقاء رضایت از زندگی و درمان درمان اختلات روانی نظیر افسردگی و … در بافت زندگی تدوین شده است.
در بیان کیفیت زندگی میتوان گفت، کیفیت زندگی از دو شاخص ذهنی و عینی تشکیل شده است . منظور از شاخص ذهنی در کیفیت زندگی همان رضایتمندی و یا احساس خشنودی است که حاصل برداشت ذهنی و ارزشیابی فرد از زندگی خود است و اگر چه در این احساس جنبههای شناختی نیز مطرح است ، ولی جنبههای عاطفی آن در سنجش کیفیت زندگی بیشتر مد نظر قرار دارد شرایط مشابه همان شرایط محیطی مؤثر بر متغیرهای کیفیت زندگی است و مشتمل بر مواردی مثل وضعیت رفاه، اقتصادی، جنبههای سیاسی، عوامل محیطی و فرهنگی و غیره میباشد ( اندورزو زالی، 1980 به نقل از افضلان، 1381). تلقی یا شناخت فرد از خود که عواملی از قبیل مفیدبودن، مولد بودن، تصیر ذهنی از خود، ذوق، نحوه نگرش نسبت به زندگی، درمان و آیندهنگری میباشد، تأثیر زیادی بر کیفیت زندگی دارد (هارتشون11 ،1992).
سلامت روانی نیز در این میان نوعی وضعیت ذهنی است که با شماری از متغیرهای درونی و بیرونی در ارتباط میباشد که میتواند از فقدان بیماری تا احساس رضایت و لذتبردن از زندگی را در برگیرد. اهمیت پرداختن به بهزیستی و سلامت روان در مطالعات گوناگون نشان داده شده است. بدینگونه که افراد راضی و خشنود، هیجان مثبت بیشتری را تجربه میکنند و از رویداد های پیرامون خود ارزیاب های مثبتتری دارند. احساس مهار و کنترل بالاتری را دارند و میزان پیشرفت تحصیلی و رضایت از زندگی بیشتری را تجربه میکنند. نظام ایمنی سالمتر و خلاقیت بالاتری را دارند. فریش معتقد است که مطالعه بهزیستی افراد و جوامع و ارتقاء آن بزرگترین چالش علمی بشر بعد از افزایش و پیشرفت در زمینه تکنولوژی، پزشکی و ثروت است. به همین دلیل درمانهای امروزی باید متمرکز بر اصلاح و تغییر کیفیت زندگی و گسترش توانمندیها و ایجاد رضایت از زندگی در افراد باشد.
کیفیت زندگی درجه احساس اشخاص از تواناییهایشان در مورد کارکردهای جسمی، عاطفی و اجتماعی است بیش یک دهه است که بررسی کیفیت زندگی به عنوان یک موضوع مهم در مراقبتهای بهداشتی به ویژه در مطالعات بیماریهای مزمن مطرح میباشد.
کیفیت زندگی شاخص اساسی محسوب میشود واز آنجاکه ابعاد متعددی مانند جنبههای فیزیولوژیک، عملکرد و وجود فرد را در بر میگیرد، توجه به آن اهمیت خاصی دارد. در تعریفی که ویور1(2001) ارائه داد و مورد قبول بسیاری از صاحبنظران است، کیفیت زندگی عبارت است از: ((برداشت هر شخص از وضعیت سلامت خود و میزان میزان رضایت از این وضع )). بطورکلی میتوان گفت کیفیت زندگی، فقط از نظر فرد مشخص میشود، اگرچه کیفیت زندگی میتواند بوسیلهی جنبههای مختلف زندگی فرد تحت تأثیر قرار گیرد. رضایت از زندگی به وسیله درک هر فرد از وضعیت کنونیاش در مقایسه با انتظارات، آرزوها و وضعیت دلخواه و ایدهآل او تعیین میشود. بازخوانی مفاهیم متعدد کیفیت زندگی به ارائه تعریفی از سوی گروه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی2 (2002) منجر شده است . این تعریف برای درک فرد از موقعیت خود در بافتی از نظامهای فرهنگی و ارزشی و در ارتباط با هدفها ، انتظارات و استانداردها و علاقهمندی آنها ارائه شده است در این نگاه کیفیت زندگی مفهومی فراگیر است که سلامت جسمانی، رشد شخصی حالات روانشناختی، میزان استقلال، روابط اجتماعی و ارتباط با محیط را در بر میگیرد که مبتنی بر ادراک فرد از این ابعاد است. در واقع، کیفیت زندگی در بر گیرنده ابعاد عینی و ذهنی است که در تعامل با یکدیگر قرار دارند. از سوی دیگر، باید توجه داشت که کیفیت زندگی مفهومی پویا است؛ چون ممکن است ارزشها، نیازها و نگرشهای فردی و اجتماعی طی زمان در واکنش به رویدادها و تجارب زندگی دگرگون شوند. همچنین هر بعد از کیفیت زندگی میتواند اثرات قابل ملاحضهای بر سایر ابعاد زندگی بگذارد.
2-2-4. ویژگیهای کیفیت زندگی
پژوهشگران برسه ویژگی کیفیت زندگی اتفاق نظردارند که به تفصیل در ذیل به آن میپردازیم:
1. چند بعدی بودن: یکی از مشخصات اصلی و بنیادی کیفیت زندگی چند بعدی بودن آن است. از گذشته سه بعد اساسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی را ابعاد جسمانی،‌روانی و اجتماعی در نظر میگرفتند ولی با توجه به تأکید زیادی که روی بعد معنوی سلامت روان شده است امروزه اکثر متخصصان معتقدند که کیفیت زندگی 4 الی 5 بعد دارد که هر یک دارای زیر مجموعههایی است که عبارتند از:
الف ) بعد جسمانی : به دریافت فرد از تواناییهایش در انجام فعالیتهای روزانه که نیاز به مصرف انرژی دارد اشاره میکند که میتواند در برگیرنده مقیاسهایی مانند تحرک، انرژی ، توان ، درد و ناراحتی، خواب و استراحت و ظرفیت توان کار باشد.
ب)‌ بعد روحی و روانی: جنبههای روحی واحساسی سلامت مانند افسردگی، ترس، عصبانیت،‌ خوشحالی و آرامش را در بر میگیرد. بعضی از زیر ردههای این بعد عبارتند از تصویر از خود، احساس مثبت و منفی، اعتقادات مذهبی، فکر کردن و یادگیری، حافظه و تمرکز حواس.
ج ) بعد اجتماعی: به توانایی فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضا خانواده، همسایگان، همکاران و سایر گروههای اجتماعی، وضعیت شغلی و شرایط اقتصادی کلی مربوط میشود.
د ) بعد معنوی: به چگونگی درک فرد از معنی و مفهوم و هدف زندگی دلالت دارد.
کیفیت زندگی عبارت است از تفاوت درک شده بین آن چه هست و آن چه باید باشد و بعد ذهنی کیفیت زندگی همان احساس خوب داشتن و رضایت فردی است.
3. پویا بودن : با توجه به این تعریف که کیفیت زندگی دارای ساختاری وابسته به زمان است که متأثر از تجربه شخصی و درک او از زندگی میباشد و با تغییر زمان تغییر میکند در مییابیم که پویایی زندگی از این روست که با زمان تغییر می کند و به تغییرات در محیط او بستگی دارد.( انواری، 1390).
2-2-5. شیوههای بهبود کیفیت زندگی :
گودمن، از نخستین کسانی بود که در زمینه عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی کار کرده است. وی در یکی از تحقیقات خود، به این نتیجه رسیده که دو عامل بر کیفیت زندگی موثر است، عامل اول ابزاری است و منعکسکننده محیط زندگی و موقعیت خانوادگی است . عامل دوم ارتباطی است و کیفیت ارتباط بین فردی را نشان میدهد، این دو عامل مشابه نیازهای دوم و سوم مزلو یعنی نیاز به امنیت ونیاز به تعلق و عشق هستند. این مسئله اهمیت ابعاد مختلف زندگی را در بهبود کیفیت زندگی نشان میدهد. در کل برای بهبود کیفیت زندگی باید این بهبود در تمام ابعاد زندگی وجود داشته باشد. ( گودمن، 1997، به نقل از شریفی، 1389 ).
2-2-6. رویکرد روانشناختی مفهوم کیفیت زندگی
روانشناسان که فرد را واحد مطالعات خود میپندارند درجه مطلوبیت کیفیت زندگی را ناشی از رشد کامل شخصیت فرد میدانند و بر آن شدند تا میان کیفیت زندگی و ویژگیهای شخصیت انسان رابطه برقرار کنند. به زعم آنان، برخی از تیپهای شخصیتی کیفیت زندگی خود را مطلوب و برخی دیگر آن را نامطلوب تلقی میکنند. در این مشرب فکری کیفیت زندگی به عنوان یک نوع رفتاری تلقی شده که ناشی از خصوصیات و ویژگیهای فردی میباشد. تفاوتهایی که میتواند به شکل تفاوتهایی ظریف و جزیی در رفتار ظاهر شود و برخی افراد را به سبب عللی مانند افزایش خشم و عصبانیت، کمی وابستگی و تعلق خاطر به دیگران، کیفیت زندگی خود را نامطلوب تلقی کنند که این تبیینها را میتوان تحت الگوی نارسایی شخصیت بیان نمود. ( مختاری، نظری ، 1389)
اغلب نظریههای روانشناسی برآنند که ، در فرآیند اجتماعی شدن فرد با کیفیت زندگی پایین و معمولا در رابطه بین مادر و فرزند نقصان وجود داشته است. این نقیصه شامل ناراحتی عاطفی است که به پیدایی خصلتهای کژرفتار منتهی می شود.
2-2-7. مفهوم کیفیت زندگی از دیدگاه نظریه پردازان روانشناختیتبیینهای روانشناختی اجتماعی کیفیت زندگی پلی است بر شکاف موجود میان محیطگرایی گسترده در تبیین های جامعهشناسی و فردگرایی محدود در تبیینهایی که در آن کانون اصلی تحلیل عمدتاً متوجه موقعیتی است که فرد تلقی خاصی از کیفیت زندگی خود دارد و فرض نیز بر آن است که نحوه ارزیابی کیفیت زندگی درخلال کنشهای متقابل اجتماعی فرا گرفته میشود و این فراگیری نیز ناشی ازفرآیندهایی مانندیادگیری شرطی، تقویت، مشاهده، ‌الگوسازی وهمچنین برچسب اجتماعی است.
2-2-7-1. گودمن
گودمن در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که دو عامل بر کیفیت زندگی موثر هستند : عامل اول را ابزاری و عامل دوم را ارتباطی ذکر کرده است که انعکاس کننده کیفیت ارتباط بین فردی است. این دو عامل مشابه نیازهای دوم و سوم مازلو یعنی نیاز به امنیت و نیاز به تعلق داشتن می باشد. (مختاری، نظری، 1389).
2-2-7-2. ریف و سینگر
ریف و سینگر کیفیت زندگی را شامل شش مولفه می دانند که عبارتند از:

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *