مقالات

 

خلّاقيت منبعي مهم براي تغيير، نوآوري، توسعه پايدار، پيش­بيني و بازساخت موفّق است سرعت تغييرات شهري در حال افزايش است و رقابت شهري روزافزون نياز به مديران شهري و تصميم­سازاني دارد، كه خلّاق و خلّاق­تر باشند. اين مفهوم پر كاربرد شامل آزمايش، ظرفيت بازنويسي قوانين، انديشيدن از نو در مورد مسائل، تا به تصوير كشيدن سناريوهاي آينده و راه­حل­هايي براي حل مسأله و نگاه كردن به مسائل با انعطاف­پذيري و آينده­نگري است( 23,1994 ,­Bianchini and Landry).

انعطاف­پذيري، نوآوري، و رهبري را مي­توان از اصول خلّاقيت برشمرد. انعطاف­پذيري بر توانايي ديدن چيزها به صورت متفاوت و عمل به شكلي مناسب دلالت دارد. نوآوري بر توانايي ارائه راه­حل­هاي اساسي براي مسائل مزمن دلالت مي­کند خطرپذيري به معناي توانايي قبول نتايج شكست است و رهبري بر توانايي تعيين جهت تأكيد مي­کند­­( 21,2006 ,­Berridge). خلّاقيت مي­گويد كه نقش فرهنگ خيلي گسترده است و وجود انساني پتانسيل نامحدود دارد و اين كه كليد رشد اقتصادي اين است كه آن پتانسيل آزاد شود. چنين آزادسازي نيازمند فرهنگ بازي است، كه تبعيض قائل نشود و افراد را به جايگاه ويژه­اي مجبور نسازد. هم چنين به ما اجازه دهد كه خودمان باشيم و به اشكال مختلف خانواده و هويت انساني اعتبار بخشد­( 6,2005 ,­Florida).

ارتباط بين خلّاقيت و سطح توسعه شهري، شناخت نقش و اهميت توسعه سرزميني و افزايش قدرت رقابت از طريق جذب طبقه خلّاق منجر به ظهور ديدگاه­هاي متنوعي در اين زمينه شده است. حداقل سه بعد عمده وجود دارد كه مي­تواند رابطه بين خلّاقيت و توسعه شهري را مطرح سازد:

1- اعتقاد به لزوم سرمايه­گذاري در توسعه شهري در جهت ايجاد خلّاقيت كه شامل توسعه ابزارهاي خلّاق و راه­حل­هايي است، كه به بافت فرهنگي و اقتصادي- اجتماعي جديد كمك نمايد.

2- تأكيد به بخش­ها، فعاليت­ها و صنايع خلّاق به عنوان پايه­هاي ساختاري توسعه شهري. به عبارتي ديگر با اعتقاد به اين كه فعاليت­هاي خلّاق و فرهنگي نقشي اساسي در اقتصادهاي در حال رشد دارد، ضروريست كه توسعه شهري به عنوان موتور اقتصادي جامعه دانش محور عمل كند.

3- دفاع از لزوم جذب مهارت­هاي خلّاق يا منابع انساني خلّاق(طبقه خلّاق فلوريدا).( 2,2009 ,­Costa and et al).

البتّه، بايد گفت كه خلّاقيت در شكل­هاي مختلف، از راه­هاي گوناگون و مراحل مختلف در يك فرآيند توسعه­اي اتّفاق مي­افتد و مي­تواند خود را از طرق متنوع و از طريق عوامل مختلف نشان دهد. مراحل مختلف اين مدل چرخه­اي به قرار زير است:

1- افزايش ظرفيت توليد ايده در شهر: در اين مرحله هدف اصلي ارتقا سطح بحث و گفت و گو در شهر و توسعه دايره مشاركت مردم در اين گفتمان است. برگزاري نمايشگاه­هاي متعدد، سخنراني­ها، همايش­ها و بازديدها در اين راستا مي­تواند مؤثّر باشد.

2- تبديل ايده به واقعيت: منظور از اين مرحله اين است كه چگونه فرصتي فراهم شود كه افراد ايده­هايشان را در عمل مثل مشاغل جديد، توليدات و خدمات آزمايش كنند و اين كه چه نوع حمايت­هايي از نظر مالي، مشاوره­اي و ابزاري جهت تشويق آن­ها لازم است؟ و اگر موفّق نباشند چه اتّفاقي مي­افتد و آيا نياز به سعي مجدد است؟

3- شبكه­اي شدن و انتشار ايده­ها: شهر مي­تواند ايده­هاي خود را به واقعيت تبديل كند. اما، آيا ضرورتي براي ساختن جامعه خلّاق وجود ندارد؟ ارزش بيشتر وقتي حاصل مي­شود كه مردم در خلّاقيت و منابع هم سهيم شوند. در اين حالت اشتراك­گذاري خلّاقيت­ها بيشتر رشد مي­كند. به نظر مي­رسد ابتكار، مكانيزم­هايي را طراحي مي­كند كه مي­توانند به مردم و سازمان­ها كمك كنند، تا ايده­هاي خلّاقشان را شبكه­اي كنند. در واقع هدف تسهيل تبديل شدن شهر به شهري خلّاق نيست. بلكه، هدف داشتن اجتماعي خلّاق است.

4-  فراهم­سازي سكوهايي براي انتقال: افراد و سازمان­هاي خلّاق نياز به مكان­هايي دارند كه بتوانند در آن توليد كنند، خدمات­رساني نمايند و شكل­هاي هنر وخلّاقيت خود را به نمايش بگذارند. آن­ها نيازمند زيرساخت­هاي فيزيكي و مجازي متعددي مثل مراكز داد و ستد، تسهيلات توليد، استوديوها ، گالري­ها يا وب سايت­ها هستند.

5- پيدا كردن مخاطبين و بازارها: ايده­ها، توليدات، تجربه­ها و خدمات فقط يك ارزش صرف نيستند. هر كس در هر جايي مي­تواند از آن­ها استفاده كند و آن­ها را خريداري نمايد. بنابراين، مسأله مهمي است كه آيا يك شهر توانايي به نمايش گذاشتن و نشان دادن ايده­ها و توليداتش را به شكلي كه براي ديگران جذّاب و قابل دسترس باشد را داراست. آيا شهر اين ظرفيت را دارد كه بازار يا مخاطبين قابل قبولي را ارائه نمايد؟ در واقع شهر بايد در برپايي نمايشگاه­ها، كنفرانس­ها، وب سايت­ها و جهت انتشار دستاوردهاي خود سرمايه­گذاري نمايد. قاعده نوآوري مي­گويد بهترين راه براي رسيدن به موفّقيت، سري نگه داشتن ايده­ها نيست بلكه به اشتراك گذاشتن آن­هاست( 383,2004 ,­Wood and taylor). اين مراحل به صورت چرخه­اي مي­تواند تكرار شود به طوري كه بعد از مرحله 5 دوباره مرحله 1 و همين طور اين فرآيند ادامه مي­يابد.

2-2- 2- شهر خلاق

تعريف شهر خلّاق بسيار فراگير است. به نظر مي­رسد شهر خلّاق با بخش هاي هنري كه شهرها را زنده و پويا مي­سازند و به آن ها ارزش واقعي مي­بخشد مثل هنر گردشگري يا رخدادهاي هنري، تلاش براي تحت كنترل درآوردن اثر اقتصادي هنر و ايجاد شهرتي بين المللي براي شهر، جذب افرادي كه طبقه خلّاق خوانده مي­شود، استفاده از هنر براي نمايش تنوّع و ساخت درك بين مردم، ايجاد اقتصاد و صنايع خلّاق، به رسميت شناختن خلّاقيت به عنوان يك پيشرو براي نوآوري و حتي اتخاذ يك رويكرد خلّاق براي حل مسائل مدني، در ارتباط است(2 ,2008 ,Coletta). شهر خلّاق مکانی براي رشد و نمو خلّاقیت­ها است. شهر خلّاق منزلی برای خلاقيت­هاي هنري، نوآوري­هاي علمي و تكنولوژيكي و صداي­رساي فرهنگ­هاي رو به رشد است. شهري كه همه پتانسيل­هاي خلّاق خود را جامه عمل مي­پوشاند و پرچم­دار فعاليت­هاي فرهنگي و توسعه­اي است. يك شهر خلاق يك شهر پويا از لحاظ يادگيري فرهنگي و بين فرهنگي است. در اين شهر، هر شهروند اطمينان خاطر به استفاده از ظرفيت­هاي علمي، فني، هنري و فرهنگي خود دارد(ابراهیمی، 1387، 65).

عناصر كليدى كه براى به وجود آمدن مناطق و شهرهاى خلّاق مطرح­اند شامل: شبكه­اى از توليدكنندگان منطقه­اى، بازار نيروى كار محلى يعنى تكنسين­ها و كارگران خلّاقى كه در يك منطقه استقرار دارند و می­توانند در شكل­گيرى توسعه خلّاقيت در شهر و منطقه اثرگذار باشند و رقابت و همكارى بين مجموع­هاى از شهرها كه بتوانند عنصر خلّاقيت را به منطقه و شهر تزريق كنند. مباحث مطرح در اين زمينه بيشتر مربوط به مناطق كلانشهرى و شهرهاى بزرگ است و هرچه قدر كه از شهرهاى بزرگ­تر دور می­شويم، بحث مربوط به خلّاقيت، بيشتر به عناصر سنتى تا عناصر جديد ارتباط پيدا می­كند.اما امروزه عناصر سنتى مانند جواهرآلات با وجود سنتى بودن، می­توانند به عنوان يك صنعت خلّاقيت آفرين تاثير خود را بر شكل­گيرى شهر خلاق بگذارند(MUSTURD, 2001). همچنين از جمله ويژگی­هاى عمومى هر شهر خلاق اين است كه مكانى جذاب براى كار كردن و زندگى شهروندان خود (به خصوص براى نسل جوان)، مكانى جذاب براى گردشگران (صنعت توريسم)، توانمند در شكوفايی بخش­هاى مختلف اقتصادى (از راه به كارگيرى فناورى و مديريت صحيح آن) و همچنين مركز جذب بنگاههاى مختلف اقتصادى نوظهور (خوشه­ها و مراكز تحقيقاتى به ويژه در زمينه فناوری­هاى برتر High-Tech) باشد(ابراهیمی، 1387). همچنین شهرهای خلاق باعث رونق و شکوفایی شهری می‌گردد که ‌این خود سطح مناسبات یک شهر را در پیوند با سایر شهرها در مقیاس ملی و فراملی گسترش می‌دهد. ایده شهر خلّاق مبحثی جدید و مورد توجه در حوزه مطالعات شهری و به ویژه مدیریت شهری بوده است که بر بهتر شدن محیط زندگی و ارتقای کیفیت زندگی به واسطه تفکرات نو شهروندان تأکید دارد.

اولبن­بار «دبور» در سال 1967 مبحثی با عنوان «شهر تماشایی یا شهر نمایش» مطرح کرد. نظر او ظهور پیش از موعد ایده­های تلفیق فضای اقتصادی و فرهنگی در مقیاس انسانی به­ویژه در موضوعاتی نظیر فضاهای مولد جدید، مجموعه­های فرهنگی و به نمایش در آوردن محیط­های بصری که در مادر شهرهای اصلی سراسر جهان بسیارند(2006 ,J. SCOTT). ریچارد فلوریدا اولین کسی است که بحث شهرهای خلاق را مطرح نمود او اولین کتاب خود را تحت عنوان کریتیو کلس(Creative Class) در سال 2002 میلادی منتشر و پس از آن در سال 2005 میلادی کتاب دیگری را برای تقویت موضوع خود منتشر نمود(رفیعیان، 1389، 121).

نظریه سرمایه خلّاق فلوریدا بیان می­دارد افراد خلاق موجب قدرتمند شدن شهر و رشد اقتصادی ناحیه­ای می­شوند و این افراد مکان­هایی را برای زندگی ترجیح می­ دهند که دارای ویژگی­های نظیر خلاقیت و نوآوری، متنوع و تسامح باشد.(34 ,Florida, 2005).

بنابراین شهرها برای موفقیت در جهان امروز باید افراد بسیار خلاق را جذب و حفظ کنند. شهر خلاق از مباحث جدید در حوزه­ مطالعات شهری توسط جغرافی­دانان، اقتصاددانان و جامعه­شناسان در رسیدن به جامعه­ی دانا و توسعه دانایی محور مورد تاکید قرار گرفته شده است. در این راستا شهر به عناوین محل شکل­ گیری خلّاقیت دانایی، صنایع خلّاق­ و نوآور و اقتصاد دانایی در یک ترکیبی در نظر گرفته شده است. حال ما برای داشتن شهر خلاق نیازمند بستری مستقیم هستیم تا از طریق آن شهروندان بتوانند شهر خلاق را شکل دهند. فلسفه شهر خلّاق آن است که در هر شهری همیشه ظرفیتی بسیار بیشتر از آنچه ما در وهله اول تصور می­کنیم وجود دارد. اگر بتوانیم شرایطی فراهم کنیم که مردم بتوانند براساس تخیّلات بلند پروازانه فکر، برنامه ­ریزی و عمل کنند و فرصت­های توسعه به طور مداوم تکامل یابد می­توانیم به تحقق شهر خلاق نزدیک­تر شویم(محمدی، 1389، 21-16).

حركت به سوي تحقق و ايجاد شهرهاي خلّاق راهكار اساسي براي حل اين گونه بحران­ها مي­باشد. در اين گونه شهرها با تأكيد بر نخبگان و متخصصين برنامه­ريزي شهري، مديريت شهري، شهرسازان و ساير علوم مربوطه، شهرها تبديل به مكان جذاب براي مطالعه، محل كار و حفظ نخبگان شهر مي­گردد و با بهبود كيفيت دانشگاها و مراكز علمي، كيفيت كار، كيفيت زندگي، سطح تحمل و شيوه زندگي مي­توان در اين مسير حركت كرد.(­95 ,Healey, 2004). همچنين با به كارگيري اين معيارها، ارتباط مستقيم بين امكانات و معيارهاي شهري در جذب سرمايه­هاي انساني خلّاق و سرمايه­هاي اجتماعي در زمينه اقتصاد شهري به وجود مي­آيد به گونه­اي كه با بهره گرفتن از اين سرمايه­هاي انساني و اجتماعي خلّاق، مي­توانيم رشد و توسعه شهري را پيش­بيني كنيم(­119 ,­Higgins and Morgan, 2000).

فلسفه شهر خلّاق اين است كه هميشه در يك مكان پتانسيل­هاي خلّاقي وجود دارد. بايد شرايط به گونه­اي باشد، كه مردم فكر كنند برنامه­ريزي نمايند و در استفاده از فرصت­هاي به وجود آمده، ابتكار عمل داشته باشند. هم چنين مردم بتوانند مسائل شهري مهار نشدني را اداره كند.  اين امر مي­تواند از اداره افراد بي­خانمان تا ايجاد ارزش يا ترقي محيط بصري باشد. فرض شهر خلّاق بر اين است كه مردم مي­توانند شرايط فوق­العاده­اي را ايجاد كنند. شهر خلّاق بايد به زيرساخت­هاي خلّاق نيز دسترسي داشته باشد. زيرساخت­هاي خلّاق محدود به مواردي چون شبكه راه­ها، فاضلاب، ساختمان و… نيست. بلكه، تركيبي از سخت­افزار و نرم افزار است. نرم­افزارهاي شهر خلّاق شامل نيروي كار ماهر و انعطاف­پذير، متفكّران پويا، خالقان آثار و مجريان مي­باشد. خلّاقيت نه تنها داشتن ايده است بلكه ظرفيّت كاربرد اين ايده­ها نيز هست. شهر خلّاق، استعدادها را شناسايي، پرورش و جذب مي­كند و امكان تداوم آن را نيز فراهم مي­سازد(16 ,2006 ,Landry).

در واقع مفهوم شهر خلّاق را مي­توان رويكردي جايگزين براي احياي شهري و تفكري جايگزين براي نگاه به شهر دانست. به عقيده برخي ممكن است اقتصاد و به عقيده برخي ديگر رفاه اجتماعي مهم باشد. اما، بايد دانست كه نقطه كانوني شهر خلّاق فرهنگ، آموزش، جو يا فضاي خلّاقيت است. خلّاقيت در احيا و توسعه مجدد شهري بسيار مهم است. به عبارتي ديگر شهر خلّاق تغيير از توليد كارخانه­اي به توليد فكري يا خلّاق و دوري از رويكرد دولت محوري به حكمروايي يا همكاري مابين دولت، شركت­ها و NGO هاست(60 ,2008 ,Tajudeen).

2-2-3- مولفه­های شهر خلّاق

پايه­هاي شهر خلّاق را مي­توان در سه زمينه اقتصاد، فرهنگ و مكان در نظر گرفت. محيط­هاي قابل اعتماد شهري با آزادي­هاي تفريحي و فرهنگي مديريت مي­شوند تا افراد خلّاق را جذب و حفظ كنند. اين نيروي كار در عوض، ثروت را در اقتصاد دانش گسترش مي­دهد. شهرها براي توليد ثروت، بايد محيط­هاي شهري قوي از نظر فرهنگي از طريق برنامه­هاي بهتر كه بين مكان، اقتصاد و فرهنگ يكپارچگي، ايجاد نمايد، بسازند. شهرها به عنوان نظام­هاي فرهنگي درك مي­شوند، كه توسط ميراث انساني و طبيعي شكل گرفته­اند و محصول ارزش­ها و عقايد شهروندان خود است(21 ,2008 ,AuthentiCity).

ريچارد فلوريدا مؤلّفه­هاي اصلي خلّاقيت شهري را شامل سه مؤلّفه مي­داند كه به وسيله آن مي­توان گفت يك شهر تا چه حد خلّاق است. اين سه مؤلّفه عبارتند از استعداد، فناوري و بردباري. در بين سه زمينه خود فلوريدا براي بردباري اهميّت بيشتري قائل است. در واقع يكي از چالش هاي شهر خلّاق ساخت يك اجتماع جذّاب براي مردم است. مكاني كه به مانند بستري خلّاق باشد و همه سطوح كار و تفريح را دارا باشد. درواقع محيطي پيش­بيني شده كه قابليت و بردباري پذيرش تنوع را داشته باشد و هم چنين تسهيلات و انتخاب­هاي شيوه زندگي متنوعي كه مردم مي­خواهند را نيز ايجاد نمايد(33 ,2008 ,Cotter). ساساكي  نيز عناصر ضروري براي ظهور شهر خلّاق را در شش دسته طبقه­بندي كرده است.

اول: درگيري تمامي ساكنين شهر چه دانشمندان، هنرمندان و چه شهروندان عادي در امور و فعاليّت­هاي خلّاقانه؛

دوم: هنرمندانه بودن زندگي شهروندان: كه لازمه اين كار دسترسي به درآمد، اوقات فراغت كافي، قيمت معقول كالا و خدمات با كيفيت است.

سوم: حمايت فعاليّت هاي خلّاق هنري و علمي شهر توسط دانشگاه­ها، مدارس فني، مؤسسات تحقيقاتي، تئاترها، كتابخانه ها و مؤسسات فرهنگي؛

چهارم: داشتن يك سياست محيطي جهت حفظ ميراث تاريخي و زيست محيطي؛

پنجم: وجود پايه اقتصادي متوازن در شهر به منظور حمايت از منطقه خلّاق و پايدار؛

ششم: در مديريت­هاي عمومي، شهر خلّاق متشكل از سياست­هاي شهري يكپارچه خلّاق، سياست فرهنگي يكپارچه با سياست صنعتي و سياست محيطي تحت مديريت دموكراتيك مالي عمومي است(80 ,2008 , sasaki).

2-2-4- شاخص­های ارزیابی شهر خلّاق

شاخص خلّاقیت می ­تواند نشان دهد که آیا جامعه به گونه­ای فعال مردم را تشویق می­ کند تا به شیوه­ای خلّاق و نوآورانه ابراز وجود کنند و در جامعه مشارکت ورزند؟ خلّاقیت به شکلی گسترده، می ­تواند به عنوان “ظهور چیزی متعالی و مناسب از منظر یک شخص، گروه یا جامعه” تعریف شود(33 ,2006 ,sawyer).

شاخص خلّاقیت اروپایی(یورو): تحلیل پیشرفته­ای از چارچوب تحلیل خیزش طبقه خلّاق و مقایسه­ آن در 14 کشور اروپایی شامل، کشورهای اسکاندیناوی و نروژ و ایلات متحده بود. در این شاخص بررسی بحث کلیدی رقابت کشورها در توانایی جذب و نگهداری و توسعه افراد خلّاق بوده است(رضائیان و همکاران، 1391، 112).

 

جدول2-1: شاخص­های خلّاقیت اروپایی

معیارها شاخص
جمع رتبه افراد مستعد، فناوری و تلرانس تقسیم بر حداکثر رتبه ممکن شاخص خلّاقیت یورو
طبقه خلّاق: سنجش شاغلین خلّاق

شاخص­ سرمایه انسانی: اندازه ­گیری درصد افراد بین 64-24 با مدرک لیسانس و بالاتر

شاخص استعداد علمی: اندازه ­گیری تعداد تحقیق علوم و مهندس در بین 10000 کارگر

شاخص استعداد یورو
شاخص نوآوری: سنجش تعداد اختراع ثبت شده به هر میلیون نفر

شاخص فناوری بالا: سنجش تعداد اختراع ثبت شده به درهای تک به نسبت هر میلیون نفر

شاخص R&D: سنجش هزینه­ های تحقیق و توسعه به عنوان بخشی از تولید ناخالص داخلی(GDP)

شاخص فناوری یورو
شاخص نگرش: سنجش نگرش با اقلیت­ها

شاخص ارزش: سنجش ارزش­ها و نگرش­ها که پوشش دهنده زمینه ­های مختلف نظام کشوراست

ابزار وجود: سنجش نگرش به ابزار وجود، کیفیت زندگی، دموکراسی، وقف، فراغت، تفریحات، سرگرمی و فرهنگ

شاخص تسامح  یورو

منبع: رضائیان و همکاران، 1391، 113.

همچنین ریچارد فلویدا در انجام تحقیقات خود در امریکا، برای تشکیل شهر خلّاق شاخص­های را به کاربرده است که این شاخص­ها در جدول شماره 2-2 قابل مشاهده است.

جدول2-2: شاخص­ها و زمينه­هاي خلّاقيت در شهرها از ديد فلوريدا

زمینه شاخص
استعداد(Talent) طبقه خلّاق(Creative Class)
منابع انسانی(Human Capital)
استخدام استعدادها در دانش و فناوری(Talent employed in science and techonology)
فناوری(Technology) شاخص نوآوری(Immovation Index)
شاخص فناوری بالا(High Technology Index)
بردباری(Tolerance) شاخص هنر دوستی(Bohemian Index)
شاخص دیگ ذوب(Melt Pot Index)

منبع: (سعید حسین­آبادی، 1392، 9).

بحث اساسي فلوريدا اين است كه سطوح خلّاقيت و نوآوري با باز بودن و بردباري محيطي كه افراد خلّاق در آن كار مي­كنند، در ارتباط است. بنابراين، كنار هم قرار دادن ميزان تنوّع جمعّيتي با ستانده­هاي خلّاق مثل تعداد اختراعات ثبت شده يك نرخ كلّي از شهر خلّاق فراهم مي­آورد. جنبه مهم اين شاخص­ها ايجاد پيوند بين فعاليت صنعتي و كيفيت مكان است(5 ,2004 ,Brecknock).

2-2-5- ارکان اصلی شهر خلّاق

مردم، بنگاه­هاى اقتصادى، فضاها، پيوندها و چشم­انداز 5 ركن اصلى شهرهاى خلّاق مى باشند كه توجه به اين اركان براى ايجاد و توسعه شهرهاى خلّاق در آينده حياتى است(محمدی، مجیدفر، 1389).

2-2-5-1- مردم

در شهرهاى خلّاق بايد شرايط و فعاليت­هايى مدنظر قرار گيرند كه به ظهور هنرمندان آينده منجر شوند، به موفقيت كاركنان خلّاق در كليه بخش­هاى اقتصادى بيانجامند، باعث شوند مصرف­كنندگان خواهان كالاهاى فرهنگى باشند و محيطى جذاب براى افراد خلاق ايجاد شود. آموزش عمومى قوى و دستيابى به فعاليت­هاى فرهنگى نقشى حياتى را در شكل­گيرى افراد خلاق بازى مى­كنند و باعث پيشبرد التزام­ها و مشاركت­هاى اجتماعى مى­شوند(همان).

2-2-5-2- بنگاههاى اقتصادى

خلّاقيت اغلب به ايجاد فرصت­هاى اقتصادى مى­انجامد و كارآفرينان فرهنگى، كسب و كارهاى خلّاق را شروع مى­كنند و آنها را رشد می­ دهند. تجارى­سازى ايده­هاى نوآورانه و خلاق مسبب اشتغال­زائى و توليد ثروت در شهرهاى خلّاق است. همچنين بايد در نظر داشت كه چگونه بنگاه­هاى اقتصادى خلّاق از پشتيبانى كارآفرينانه، آموزش و مربيگرى، انكوباتورها و مراكز همگرا استفاده می­برند. كليد منافع اقتصادى كه بنگاههاى اقتصادى سالم و خلاق كسب می­كنند، تجارى­سازى است. در شهرهاى خلّاق، فراوانى استعدادهاى خلّاق پيشروان اصلى صنايع خلّاق و اقتصاد منطقه است(همان).

2-2-5-3- فضا

يك ارتباط قوى بين فضا و خلّاقيت وجود دارد. افراد خلّاق نياز به فضايى براى زندگى، كار، الهام بخشى و نمايش كارهاى خود دارند. فضاهاى يك شهر اعم از طبيعى و مصنوعى، باعث برانگيختگى، انطباق و بيان خلاقيت ساكنين خود می­شوند. فضاهاى خلّاق بايد اميدبخش و توانمندساز باشند. زيرا خلّاقيت نيازمند فضاهايى است كه در آن بتواند رشد و فعاليت كند، تفكر و نوآورى نمايد، تجمع و پرورش يابد و نهايتا پيشرفت كند.

2-2-5-4-  پيوندها و ارتباطات

يك محيط شهرى كه به دنبال برانگيختن و پشتيبانى از خلّاقيت است، بايد بتواند بسيارى از اقدامات مجزا را نيز به هم پيوند دهد. اين پيوندها اغلب اوقات توسط سازمان­هايى رهبرى می­شود و توسعه مى­يابند كه ماموريت و چشم اندازشان خلاقيت است. پشتيبانى از اين پيوندها نيز توسط سازمان­هاى واسطى صورت می­پذيرد كه فعاليت­هاى مجزا را سازماندهى و از منابع موجود به نحو موثر استفاده مى­كنند. اكولوژى خلّاقيت يك شهر براى پايدارى و ثبات بايد به خوبى و به نحوى يكپارچه گردد تا هنرمندان، صنايع خلّاق، سازمان­هاى دولتى، برنامه­هاى سرمايه گذارى و جامعه محققين بتوانند به صورتى مولّد و اثربخش با يكديگر ارتباط متقابل داشته باشند. شهرهاى خلّاق به زيرساخت­هاى پيوند دهنده­اى نياز دارند تا از اكولوژى خلّاقيت آن­ها پشتيبانى نمايند.

2-2-5-5- چشم انداز و آوازه

در شهرهاى خلّاق، بيان و اظهار يك چشم­انداز قوى و خلّاقانه باعث رشد استعدادها خواهد شد و پشتيبانى از خلّاقيت را به صورت گسترده­اى در شهر هدايت كرده، نظم مى­بخشد. اين چشم­انداز داستان شهر را در سراسر جهان بازگو مى­كند، آوازه آن را در جهان خلق مى­كند و به پيشبرد گردشگردى، صادرات و سرمايه­گذارى در شهر مى­انجامد.

درباره ارکان شهر خلّاق در کشور ما دیدگاه­های دیگری هم وجود دارد: «محمدی» ارکان شهر خلّاق را در پنج رکن: 1- مردم 2- بنگاههای اقتصادی 3-فضاها 4- پیوندها 5- چشم­اندازها می­داند. «شادی عزیزی» و «فیروز دولت­آبادی» ارکان شهر خلّاق را در 6 رکن 1- فضا 2- شهروندان 3- شبکه 4- رویدادها 5-تجربه­ها و 6- نهادها می­دانند(رحمتی، کلانتری، 1391، 26).(شکل2-1).

شکل2-1: دارایی­های شهر خلّاق

منبع: (http://www.memarnet.com).

2-3- نظریات شهر خلّاق

2-3-1- نظریه طبقه خلّاق فلوریدا

پروفسور ریچارد فلوریدا­، متولد سال 1957 در نیوجرسی آمریکا­، تئوریسین مسائل شهری معاصر است که به خاطر تحقیقات گسترده­اش در مورد مسائل اقتصادی و اجتماعی شهری در سطح بین ­المللی مورد توجه قرار گرفته است. فلوریدا که هم اکنون پروفسور دانشگاه تورنتو می­باشد­، برای اولین­بار نظریه «طبقه خلّاق»  Creative Class را معرفی کرد.

ایده مطرح شده در تئوری وی که با عنوان طبقه خلّاق معروف شده است به­طور خلاصه عبارت است از این که میزان توسعه اقتصادی شهر با میزان حضور و تمرکز متخصصین تکنولوژی پیشرفته­، هنرمندان­، موسیقیدان­ها، و به­طور کلی قشر فرهیخته جامعه که وی آنها را «طبقه خلّاق» می­خواند بستگی مستقیم دارد.  فلوریدا طبقه خلّاق را به دو قسمت «کارکنان علمی» مثل پزشکان و وکلا و «کارکنان فرا خلّاق» مانند معمارها، برنامه­نویس­های کامپیوتر و فعالین حوزه­های دانشگاهی تقسیم می­ کند.

با در نظر گرفتن این تعریف، طبقه خلّاق آمریکا شامل حدود 40 میلیون نفر می­باشد که این جمعیت حدوداٌ 30 درصد از نیروی کار این کشور را تشکیل می­دهد. این مقدار در 20 سال گذشته بیش از 10 درصد افزایش یافته است. می­توان 26 درصد از کل جمعیت آمریکا را نیز طبقه خلّاق نامید. این نسبت در دهه 1960 کمتر از 5 درصد بوده است. این قشر 50 در صد از دستمزد پرداخت شده در ایالات متحده را نیز به خود اختصاص داده است.

به نظر وی این طبقه خلّاق است که باعث بوجود آمدن یک جامعه پویا، باز و رو به پیشرفت می­شود و نخبگان دیگر را نیز به جامعه جذب می­نماید. از سوی دیگر جامعه­ای طبقه خلّاق را به خود جذب می­ کند که دارای سه مشخصه اصلی باشد: فن­آوری Technology، استعداد Talent و مدارا Tolerance. شهرهای بوفالو Buffalo  در ایالت نیو اورلینز و لوئیزویل نمونه­هایی هستند که به علت عدم دارا بودن سه عامل ذکرشده در جلب طبقه خلّاق ناموفق بودند. جذب افراد نخبه و در کنار آن توجه به زیرساخت­ها در حوزه معماری و شهرسازی از قبیل ورزشگاه ها­، ساختمان­ها و عناصر شهری شاخص­، مراکز خرید و … نقش موثری در احیاء شهرها دارند. رویدادهای موسیقی­، رستوران­ها­، نمایشگاه­های هنری­، فرهنگ­، فضاهای باز و دانشگاه­ها که طبقه خلّاق نقش اساسی در اداره و یا استفاده از آن­ها به عهده دارند، شهرها را زنده نگه می­دارند .

فلوریدا همچنین پیشنهادهایی جهت رتبه­بندی شهرها بر اساس شاخص­های مربوط به طبقه خلّاق ارائه نموده است. تئوری فلوریدا اولین­بار در سال 2002 در کتاب «ظهور طبقه خلاق» The Rise of the Creative Class ارائه گشت. عقاید وی پس از انتشار، توجه محافل علمی معماری، شهرسازی، جامعه­شناسی و … را به خود جلب کرد و موافقین و منتقدین زیادی پیدا کرد که گاه حملات تندی نیز به وی می­کردند. عده­ای آمار مورد استفاده و همچنین استنتاج و نتیجه­گیری او در مورد همبستگی مستقیم حضور طبقه خلّاق و توسعه علم و تکنولوژی جوامع را مورد سوال قرار می­ دهند. عده­ای نیز نظریه وی را بیشتر در حیطه مسائل سیاسی درست می­دانند و در مورد مسائل شهری­، جامعه­شناسی و … آنرا غیر قابل استناد تشخیص داده­اند(8 ,2004 ,Florida).

2-3-2- نظریه شهر خلّاق فلوریدا

ریچارد فلوریدا در سال ۲۰۰۲ نظریه شهر خلّاق را مطرح گردید که در آن ظهور عصر خلّاق در شکل یک انقلاب اجتماعی مهارنشدنی معرفی شده است. این نظریه به سه عنصر متغیر تکنولوژی، استعداد و تسامح پایه­گذاری گردیده است(مشکینی، 1392، 98).

به باور این نظریه، جذب افراد خلّاق موجب قدرتمند شدن شهر‌ها و بالندگی اقتصادی آن می‌گردد. بر مبنای این نظریه نخبگان یا طبقه خلّاق به سکونت در شهرهایی گرایش دارند که از تنوع، تساهل و تسامح چشمگیری برخوردار بوده و از نظر کیفیت محیط شهری و استانداردهای طراحی، از سطح بالایی برخوردار باشند.

براساس این نظریه، جذب افراد خلّاق، باعث قدرتمند شدن شهرها و بالندگی اقتصادی آن‌ها می‌شود. این نظریه برخلاف جدید بودنش به سرعت در میان دانشمندان، جغرافیدانان و پژوهشگران شهری مورد توجه قرار گرفت. در كانون تمركز نظريه شهر خلاق، موضوعاتي از قبيل؛ فناوري، استعداد و تسامح و تساهل مطرح است و شاخص­هاي شهر خلاق شامل تعداد مراكز علمي پژوهشي و دانشگاهي، مراكز هنري فرهنگي مختلف، فضاهاي مدني و عمومي، تنوع قوميت­ها و نژادها و مكان­هاي شهري مملو از جمعيت است. ظهور نظریه طبقه خلّاق و شهر خلّاق، موجب اهمیّت یافتن روزافزون اقتصاد فرهنگ در پژوهش‌ها و تحقیقات علوم شهری به ویژه تحقیقات اقتصاددانان شهری شده است؛ به گونه‌ای که در اقتصاد دانش‌محور قرن بیست و یکم، خلاقیت نقشی بسیار مهم در افزایش توان رقابتی شهرها دارد. نظریه‌های پیشین همچون «طبقه‌ی خلّاق» از ریچارد فلوریدا (Richard Florida) بر نقش شاغلان در صنایع خلّاق چون هنرمندان تأکید دارند و سهم بیشتری را برای آنان در شهر می‌طلبد. برخلاف آنها، نظریه‌ی شهر خلّاق باور دارد که هر شهروندی، با هر حرفه‌ای، می‌تواند منبع خلّاقیت باشد و هرگونه دخل و تصرف بر محیط می‌تواند به ‌مثابه «کار فرهنگی» به‌شمار بیاید و فقط باید فرصت را فراهم کرد تا زمینه‌ی دخل و تصرف آنها بر محیط ایجاد شود، چرا که این فرضیه باور دارد برای حل مسائل مختلف واگرایی در تفکر، طراحی، اجرا و سیاست‌گذاری خیلی بیشتر از هم‌گرایی در آن راه حل و جواب به‌دست می‌دهد. در ذهن نظریه‌پردازان «شهر خلّاق» سلسله‌ مراتب فضاهای شهری، فضاهای خصوصی(خانه و مدرسه)، نیمه‌عمومی(محله) یا فضاهایی عمومی، همگی فرصتی برای بروز خلّاقیت به‌شمار می‌آیند اما طبیعتاً چالش اصلی آنها این است که در تحلیل پیکره‌ی موجود شهرها چقدر «عرصه‌ی عمومی» ظرفیت این را دارد که میزبان تجلی خلاقیت باشد یا این عرصه‌ی عمومی«چه تغییری باید بکند تا این ظرفیت‌ها را در خودش به‌وجود بیاورد(شکل2-2).

شکل2-2: مقایسه ویژگی­های طبقه خلّاق و شهر خلّاق

منبع: (http://www.memarnet.com).

2-4- زیرساخت­های مناطق و شهر خلّاق

زیرساخت­های شهر خلّاق متأثر از شبکه­ای از تولیدکنندگان منطقه­ای، بازار نیروی کار محلی یعنی کارگران دانش و کارگران خلّاق که در یک منطقه استقرار دارند و می­توانند در شکل گیری توسعه خلّاقیت در شهر و منطقه در شهر خلّاق اثرگذار باشند، و رقابت و همکاری بین مجموعه ­ای از شهرها که بتوانند عنصرخلّاقیت را به منطقه و شهر تزریق کنند، خواهد بود. مباحث مطرح در زمینه شهر خلّاق بیش­تر مربوط به مناطق کلان­شهری و شهرهای بزرگ است و هرچه قدر که از شهرهای بزرگ­تر دور می­شویم بحث مربوط به خلاقیت، بیش تر به عناصر سنتی تا عناصر جدید ارتباط پیدا می­ کند، اما امروزه عناصر سنتی مانند جواهرآلات با وجود سنتی بودن می ­تواند به عنوان یک صنعت خلّاقیت آفرین تأثیر خود را بر شکل­ گیری شهر خلّاق بگذارد(نمودار2-1).

نمودار2-1: بسترهای اجتماعی شهر خلّاق

منبع: (http://www.memarnet.com).

همچنین از جمله ویژگی­های عمومی هر شهر خلاق این است که مکانی جذاب برای کار کردن و زندگی شهروندان خود (به خصوص برای نسل جوان)، مکانی جذاب برای گردشگران (صنعت توریسم توانمند در شکوفایی بخش­های مختلف اقتصادی (از راه به کارگیری تکنولوژی و مدیریت صحیح آن) و همچنین مرکز جذب بنگاه­های مختلف اقتصادی نوظهور (خوشه­­ها و مراکز تحقیقاتی به­ویژه در زمینه High-Tech تکنولوژی­های باشد.

  1. Creative City

[2]. Richard Florida.

1.. Creative Class.

[4] . Sasaki

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir