پایان نامه ها

دانلود پایان نامه با موضوع برون گرایی، انعطاف پذیری، تحلیل عامل

چند در درون گرایی و برون گرایی را به تغییرات شاخص ارثی در برانگیختگی قشر مخ نسبت داده است. علاوه بر این، آیزنک اعتقاد دارد که یادگیری و تجربه نیز در شکل دهی شخصیت نقش دارند. شخص درون گرا، با سطح بالاتر بر انگیختگی قشر مخ، ممکن است با پیدا کردن دوستان و شغل هایی که سطوح تحریک پایینی دارند، تلاش کند از برانگیختگی زیاد پرهیز نماید.(نقشبندی و همکاران، 1378)
2-1-8-4 الگوی مک کری2 و کوستا3:
کتل و آیزنک با استفاده از روش تحلیل عاملی، فهرست هایی را از صفات شخصیت بدست آوردند که از نظر تعداد با یکدیگر تفاوت داشتند. چنین موضوعی به معنی ضعف ذاتی این روش نیست، بلکه بیانگر روش آماری به خصوصی است که هر نظریه پرداز در بکارگیری تحلیل عاملی انتخاب کرده است. پژوهشگران معاصر شخصیت از هر دو نظریه ابراز نارضایتی کرده اند و معتقدند که نظریه آیزنک بسیار ساده است و ابعاد بسیار کمی دارد، در حالی که نظریه کتل بسیار پیچیده است و عوامل بسیار زیادی دارد. تلاش های انجام شده برای تکرار پژوهش کتل به طور معمول بیش از پنج عامل را تولید نکرده است و پژوهشگرانی که تحقیقات مستقلی درباره شخصیت کرده اند به نتیجه گیری مشابهی رسیده اند، یعنی این که شخصیت از پنج عامل گسترده تشکیل می شود. (محمدی، 1377) رابرت مک کری و پل کوستا برنامه ای را در پیش گرفتند که پنج عامل شخصیت به نام «پنج عامل نیرومند» یا پنج بزرگ را شناسایی کرد. (محمدی، 1377)
1- روان رنجور گرایی 2- برون گرایی 3- گشودگی 4- خوشرویی 5- با وجدانی.
این پنج عامل با انواع شیوه های سنجش تأیید شده اند از جمله خود سنجی ها، آزمودنی های عینی و گزارش های مشاهده گران.
اکنون می توانیم بین عوامل برون گرایی و روان رنجور گرایی مک کری و کوستا و ابعاد برون گرایی و روان رنجورگرایی در نظریه آیزنک شباهتهایی را ببینیم. (محمدی، 1377)
– الگوی نظری فرضی برای پنج عامل اصلی:
مک کری وکاستا (1999) الگوی نظری برای پنج عامل بزرگ تنظیم کرده اند. آنها اساساً پنج عامل را به عنوان تمایلات مبنایی که زمینه زیستی دارند، معرفی کرده اند. یعنی تفاوتهای رفتاری مربوط به پنج عامل به ژن ها، ساختار مغز و مانند آن بر می گردد. مک کری و کاستا معتقدند که شخصیت از یک رسش درونی منشأ می گیرد. با این دید، صفات شخصیت بیشتر متأثر از عوامل زیستی است تا محصول تجربه های زندگی و شکوفایی تمایلات اساسی به وسیله محیط. به عکس این تمایلات در طول زندگی فرد، هم برخود پنداره و هم بر ویژگی های مربوط به سازگاری تأثیر می گذارند، که شامل نگرش ها، اهداف شخصی، باورهای خودکارآمدی و ویژگی های دیگری هستند. این تمایلات زیستی هم صفت سازگاری و انطباق و هم عوامل محیطی بیرون از فرد (مثل فرصت ها، هنجارها و محرومیت ها) انتخابها، تصمیم هایی را که فرد در زندگی اتخاذ می کند، تحت تأثیر قرار می دهند. در عین حال در بین تمامی این حالات زیستی و محیطی فرآیندهای پویایی وجود دارد که به اعتقاد مک کری و کاستا باید به وسیله سایر رویکردهای نظری شخصیت پاسخ داده شوند. با این حال این الگو از نظر آنها روشنگر دو حالت است: 1- صفات توضیح دهنده کلیه ابعاد شخصیت نیستند 2- صفات از جایگاه مهمی در نظریه شخصیت برخوردارند. (فرزانه پی، 1385)
– ترکیب عوامل آیزنک و کتل در پنج عامل:
این سئوال وجود دارد که مقیاس های پنج عامل NEO تا چه اندازه با سایر مقیاس های موجود همبستگی دارد؟ کاستا و مک گری شواهد قابل توجهی ارائه کرده اند که پرسشنامه پنج عامل تجدید نظر شده شخصیت با نتایج حاصل از پرسشنامه های دیگر همبستگی قابل ملاحظه ای دارد. این یافته ها از آن رو با اهمیت است که ترکیبی از الگوهای تحلیل عاملی قبلی با الگوی پنج عامل به دست می دهد. برای مثال عوامل عمده مورد نظر آیزنک در برون گرایی و روان آزده خویی عملاً با همان عناوین در الگوی پنج عامل حفظ شده است و مشخص شده که روان پریشی مطرح شده در نظریه آیزنک، ترکیبی است از عدم سازگاری و فقدان مسئولیت پذیری یعنی افراد دارای روان پریشی شدید، مثل جنایتکاران ناسازگار و غیرمسئول هستند (کلارک وواتسون 1999، کاستا و مک کری 1999، گلدبرگ و راسالک ، 1994 به نقل از فرزانه پی 1385) همینطور مقیاس 16 عامل کتل از لحاظ نظری به راحتی در مقیاس پنج عامل می گنجد. معاشرتی بودن، شهامت و بی باکی با برون گرایی در پرسشنامه جدید پنج عامل هماهنگ است. نرم خویی و قابلیت اطمینان با سازگاری مطابقت دارد. وظیفه شناسی، مهار شدگی و میانه روی با مسئولیت پذیری. هیجانی بودن، عصبی بودن و بیمناکی با روان آزرده خویی و تخیلی بودن و نوآوری با پذیرا بودن تجارب، هماهنگی دارد. سه عامل آیزنک به اندازه پنج عامل گسترده است و حتی در بعد روان آزرده خویی گسترده تر از آن است. در حالی که 16 عامل کتل تا حدودی همان سطوح و سلسله مراتب الگوی پنج عاملی را دارد. یعنی این پنج عامل، چارچوب کاملی به دست می دهد که می توانیم مفاهیم صفات آیزنک و کتل را با هم ترکیب و درک کنیم. (فرزانه پی، 1385)
2-1-8-5- الگوی پنج عاملی صفات شخصیت:
در دهه گذشته علاقه وافری به پرداختن به یکی از اساسی ترین مسائل چالش برانگیز روانشناسی شخصیت یعنی جستجو برای یک طبقه بندی علمی و قابل قبول از صفات شخصیت نشان داده شده است. (گلدبرگ1 1993 به نقل از فرزانه پی، 1385) اکنون بر این باوریم که قبول این فرضیه کارآمد یعنی الگوی پنج عامل در شخصیت در توضیح ساختار این صفات به طور کلی صحیح است. این الگو از سوی سه حوزه اصلی حمایت شده است.
1- تحلیل عاملی مجمو
عه بزرگی از اصطلاحات مربوط به صفت در زبان، در فرهنگهای متنوع وجود 5 عامل بزرگ را نشان داده است. این تحلیل عاملی مربوط به کارهای نورمن2 ،1963، گلدبرگ، 1981 و جان3، 1990، به نقل از جعفری و کدیور، 1381)
2- در عین حال تحقیقات بین فرهنگی به منظور آزمون همگانی بودن ابعاد صفات نیز این موضوع را تأیید کرده است.
3- ارتباط صفات مندرج در پرسشنامه های پنج عامل با مقیاس ها و پرسشنامه های دیگر نیز وجود الگوی 5 عامل را تأیید می کند. ابعاد پنج گانه به اندازه مفهوم تیپ ها، گسترده و انتزاعی هستند و گلدبرگ ادعا کرده است که این پنج عمده در برگیرنده هر الگویی در تنظیم تفاوتهای فردی است. (جعفری و کدیور، 1381)
پنج عامل بزرگ:
این پنج عامل بزرگ به عنوان نشانه ای در تحقیقات مربوط به صفات مورد استفاده قرار گرفت، پژوهش های بعدی با کودکان و سایر افراد، که با استفاده از اطلاعات پرسشنامه ای و درجه بندی انجام گرفت، به عوامل مشابه ای دست یافت. (دیگمن و ایندیی، 1986، مک کری و کاستا، 1987 به نقل از نیک بخش، 1386)
تنها استثنا در این مورد این عقیده است که صفت آخر، یعنی فرهنگ، بهتر است به مفهوم پذیرا بودن تجارب جدید تعریف شود و افرادی که در آن نمره بالا می گیرند، مبدع، خلاق و متهور به کار آیند و کسانی که در این صفت نمره پایین می گیرند، سنت گرا، غیرخلاق و بی شهامت تلقی شوند ( پردن د جان، 1998 ، ترجمه جعفری کدیور،1381)
رابرت مک کری و پل کوستا که در «مرکز پژوهش های پیری شناسی موسسه ملی تندرستی در بالتیمور، مرینلند» کار می کنند برنامه ای را در پیش گرفتند که پنج عامل شخصیت معروف به «5 عامل نیرومند) یا «پنج بزرگ»1 را شناسایی کرد (مک کری و کوستا 1985، 1987 به نقل از محمدی 1383)
1- روان نژندی2 2- برون گرایی3 3- انعطاف پذیری4 4- دلپذیر بودن5 5- وظیفه شناسی6
مشاهده گران (سرس، 1950). سپس پژوهشگران یک آزمون شخصیت به نام «پرسشنامه شخصیت NEO» ساختند، که سرواژه های بدست آمده از حرف اول سه عامل اول هستند. یافتهء هماهنگ این عوامل از شیوه های سنجش مختلف، پیشنهاد می کند که آنها جنبه های شخصیت هستند. (محمدی، 1383)

جدول2-1: پنج عامل نیرومند شخصیت مک کری و کوستا
عامل
شرح
روان نژندی
برون گرایی
انعطاف پذیری
دلپذیر بودن
وظیفه شناسی
نگران، نا ایمن، عصبی، بسیار دلشوره ای
مردم آمیز، پرحرف، لذت جو، با محبت
مبتکر، مستقل، سازنده، شجاع
خوش قلب، دلسوز، ساده دل، مودب
بادقت، قابل اعتماد، سخت کوش، منظم
شولتز و شولتز (1377)
می توانیم بین عوامل برون گرایی و روان نژندی معرفی شده توسط مک کری و کوستا و ابعاد برون گرایی و روان رنجور خویی در نظریه آیزینک شباهت هایی را ببینم. از این گذشته دلپذیر بودن و وظیفه شناسی در الگوی مک کری – کوستا ممکن است حد پایین بعد روان پریش خویی آیزنک را «کنترل تکانه» نامیده می شود. نشان دهد. انعطاف پذیری، همبستگی مثبت بالایی را با هوش نشان می دهد به همین نحو، دلپذیر بودن با علاقه اجتماعی همبستگی دارد (مک کری و کوستا، 1991، زاکرمن 1991، به نقل از کریمی و همکاران، 1383)
– بررسی پنج بعد اصلی شخصیت:
روان نژندی1 (N)
تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل می دهد. شاید عواطف شکننده مانع از سازگاری می شود. مردان و زنان با نمره بالا در N مستعد داشتن عقاید غیرمنطقی هستند و کمتر قادر به کنترل تکانش های خود بوده و خیلی ضعیف تر از دیگران با استرس کنار می آیند.
افرادی که نمرات آنها در N پایین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام، معتقد و راحت هستند و قادرند با موقعیت های فشارزا بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند. (گروسی فرشی، 1380)
• افراد با امتیاز در حد متوسط گرایش دارند به این که عموماً آرام باشند و قادرند با استرس کنار آیند، اما گاهی اوقات احساسات گناه، خشم و غم را تجربه می کنند.
• افراد با امتیاز بالاتر از متوسط گرایش دارند به این که حساس (زودرنج) احساسی باشند و مستعد تجربه کردن احساسات هستند.
• افراد با امتیاز پایین تر از متوسط گرایش دارند به این که مطمئن، نترس باشند و عموماً تحت شرایط پر استرس ریلکس هستند. (مک کری و کاستا، 1985)
برون گرایی1 (E)
برون گراها، البته جامعه گرا بوده اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برون گرایی دارای آن است. علاوه بر آن دوست داشتن مردم، ترجیح گروه های بزرگ و گردهمایی ها، با جرأت بودن، فعال بودن و پرحرف بودن نیز از صفات برون گراهاست. آنها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند. همچنین سرخوش، با انرژی و خوش بین نیز هستند. (گروسی فرشی، 1380) مقیاس های حیطه E به طور قوی با علاقه به ریسک های بزرگ در مشاغل همبسته است.
هر قدر که نشان دادن مشخصات برون گراها آسان است به همان اندازه نشان دادن ویژگی های درون گراها مشکل است. در برخی از توصیف ها درون گرایی باید به منزله فقدان برون گرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برون گرایی. از این رو افراد درون گرا خود دارترند تا غیردوستانه، مستقلند تا پیرو، یکنواخت و متعادلند تا تنبل و دیرجنب. وقتی منظور این است این افراد ترجیح می دهند تنها باشند، شاید گفته شود که این افراد کمرو هستند. افراد درون گرا لزوماً از اضطراب های اجتماعی رنج نمی برند. گرچه این افراد روحیه بسیار شاد برون گراها را ندارند
ولی آدم های غیرخوشحال یا بدبینی نیستند. (کوستا و مک کری، 1980 و مک کری و کوستا، 1987 به نقل از گروسی فرشی، 1380)
• افراد با امتیاز در حد متوسط گرایش دارند که در فعالیت ها متعادل و مشتاق باشند. از همراه بودن با دیگران لذت ببرند اما همچنین قدر و ارزش خلوت را می دانند.
• افراد با امتیاز بالاتر از حد متوسط گرایش دارند که برون گرا، خونگرم، فعال و شاد باشند، ترجیح می دهند بیشتر اوقاتشان را با مردم باشند.
• افراد با امتیاز پایین تر از متوسط گرایش دارند که درون گرا، خوددار، جدی باشند، ترجیح می دهند تنها باشند یا با تعداد کمی از دوستان نزدیک شوند (مک کری و کاستا، 1985)
انعطاف پذیری1 (O)
به عنوان یک بعد اصلی شخصیت، انعطاف پذیری در تجربه خیلی کمتر از E و N شناخته شده است. عناصر انعطاف پذیری چون تصور فعال، احساس زیباپسندی، توجه به احساسات

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *