پایان نامه ها

ل نگهداري خواهد بود(مجتبايي و سمسار، 1347).
ج. آسياب کردن: پودر گياه توسط آسياب الکتريکي تهيه شده و بايد در مورد همه گياهان از يک نوع صافي استفاد شود تا پودر يکسان و يک اندازه بدست آمده و آنرا را در کيسه هاي نايلوني جمع آوري مي‌كنند(ذکاء، 1364).
د. استخراج مواد موثره: مهم ترين و اساسي ترين عاملي که بايد در استخراج مواد متشکله گياهان مورد توجه قرار گيرد حلال است که انتخاب آن با توجه به اندام مورد نظر گياه و ماده مورد استخراج صورت مي‌گيرد(سپه وند، 1387).
1-4-5. روش هاي استخراج عصاره هاي گياهي
1. روش خيساندن: اين روش قديمي است که بوسيله آب يا حلال هاي مختلفي صورت مي‌گيرد. در اين روش گياه مورد نظر را ابتدا به صورت گرد در آورده و در يک فلاسک ريخته و مدت 2 تا 4 روز ( بر حسب نوع گياه) در محلي مناسب قرار داده و سپس صاف مي‌نمايند. عمل خيساندن معمولاً براي آن دسته از دارو هايي بکار مي‌رود که ساختمان سلولي کاملي نداشته و يا فاقد ساختمان سلولي مي‌باشند.اين كار معمولا” در حرارت تا 20 درجه سانتي گراد انجام مي‌گيرد(صمصام، 1371 ).
2. روش پرکولاسيون: در اين روش بافت هاي گياهي مورد نظر را بصورت پودر در آورده و در ظرفي بنام پرکولاتور ريخته و عمل عصاره گيري را انجام مي‌دهند(صمصام، 1371).
3. روش هضم: در اين روش همان روش خيساندن به اضافه کمي حرارت (40 تا 50 درجه سانتي گراد ) مي‌باشد زماني استفاده مي‌شود که اولا” حرارت باعث خراب شدن مواد نشود، ثانيا” حرارت مداوم استخراج مواد را زياد نمايند(سپه وند، 1387).
4. دم کردن: امروزه دم کردن كاربرد چنداني ندارد. در اين روش حلال مورد استفاده آب بوده و مشکل اصلي اين روش هجوم باکتري ها و قارچ ها مي‌باشد که باعث آلوده شدن عصاره و در نتيجه تغيير مواد متشکله گياه مي‌گردد(صمصام، 1371).
5. جوشاندن: اين روش نيز مانند دم کردن موارد استعمال چنداني در زمينه استخراج مواد متشکله گياهان دارويي ندارد(سپه وند، 1387).
6. عصاره الکلي: اکثر مواد موثر در گياهان دارويي در الکل حل مي‌شوند بخشهاي خشک يا تازه گياه را براي استخراج مواد موثر در الکل غوطه ور كرده كه مواد استخراج شده با الکل از دو روش ديگر سالم تر است. با الکل مي‌توان غلظتهاي بالايي ازمواد موثره گياه را استخراج و براي حدود يک سال نگه داشت(عطايي عظيمي و همکاران، 1385).
1-5. پارامترهاي خون شناسي
1-5-1. عناصر سلولي خون ماهيان
ماهيان برخلاف دوزيستان و مهره داران عالي تر مانند پستانداران در حفرات مياني استخوان هايشان بافت خونساز وجود ندارد. عمل خونسازي در ماهيان استخواني عالي(تلئوست) بطور عمده در کليه و طحال صورت مي‌گيرد. بافت خونساز، در قسمت قدامي کليه و در بافت همبند سراسر آن، به همراه بافت لنفوئيدي قرار دارد. سلول هاي بافت خونساز در مراحل مختلف بلوغ ديده مي‌شوند و پيش ساز سلول هاي خوني مي‌باشند و در مراحل مختلف رشد قابل مشاهده مي‌با شند(Amin, 1992). عناصر سلولي موجود در خون ماهيان در گونه هاي مختلف متفاوت مي‌باشد و شامل اريتروسيت‌ها، لنفوسيت ها، مونوسيت ها، نوتروفيل ها، هتروفيل ها، بازوفيل ها، ائوزينوفيل ها، ترومبوسيت ها و سلول هاي نابالغ مي‌شود و وظايفي همانند سلول هاي پستانداران بر عهده دارند. کليه و طحال بافت‌هاي خونساز ماهي را تشکيل مي‌دهند و همه سلول هاي خوني از اين دو ارگان منشاء مي‌گيرند. محل اوليه خونسازي معمولاً در کليه و محل ثانويه توليد آن طحال‌‌ مي‌باشد. اگرچه در برخي گونه ها ممکن است طحال محل اوليه خونسازي باشد. طحال همچنين محل توليد لنفوسيت ها نيز ميباشد. محل توليد ترومبوسيت ها، مونوسيت ها، نوتروفيل ها، ائوزينوفيل ها و بازوفيل در بخش قدامي کليه مي‌باشد.
1-5-1-1. گلبول هاي سفيد
تعداد گلبول هاي سفيد خون ماهي در هر ميلي متر مکعب خون در مقايسه با تعداد گلبول هاي قرمز خون ماهي در هر ميلي متر مکعب کمتر بوده و دفاع بدن در مقابل ميکروارگانيسم هاي بيماريزا را بر عهده دارند. شمارش کلي و تعيين درصد انواع گلبول هاي سفيد کمک مهمي در تشخيص حالات فيزيولوژيک و پاتولوژيک حيوان مي‌نمايد و انواع متعددي از گلبول هاي سفيد شامل لنفوسيت ها، مونوسيت ها، نوتروفيل ها (هتروفيل ها)، بازوفيل ها و ائوزينوفيل ها در خون ماهي يافت مي‌شود(ستاري، 1381).

1-5-1-1-1. لنفوسيت ها
بررسي ها حاکي از وجود گروههاي مختلف لنفوسيتي در ماهيان مي‌باشد، ولي اينکه آيا گروههاي مختلف لنفوسيت در اعضاي ديگري(برخلاف تيموس و مغز استخوان پستانداران) تمايز و رشد مي‌يابند نياز به بررسي هاي بيشتري دارد(رسولي و عبدلي, 1384). يافته هاي جديد نشان مي‌دهد که ماهيان استخواني داراي دو نوع لنفوسيت B و T در تيموس مي‌باشند.

شکل 1-4 لنفوسيت(*40)
1-5-1-1-2. نوتروفيل ها
نوتروفيل ها بيشترين گلبول هاي سفيد چند هسته اي ماهيها را(بجز چند استثناء مانند ماهي بادکنکي) تشکيل مي‌دهند(پوستي و صديق مروستي، 1378). سلول هاي نوتروفيل در ماهيان استخواني گرد تا کمي بيضي شکل با هسته غير مرکزي مي‌باشند. نوتروفيل هاي در ماهيان استخواني سيتوپلاسم فراوان بدون رنگ، مايل به خاکستري يا کمي اسيدوفيلي دارا بوده و ممکن است حاوي گرانول هاي کوچک سيتوپلاسمي باشند. اختلافات درون گونه اي نيز در واکنش هاي سيتوشيمي نوتروفيل هاي ماهيان استخواني مشاهده شده است(.(Thrall, 2004

شکل 1-5 نوتروفيل(*40)
1-5-1-1-3. ائوزينوفيل ها
در گسترش هاي خون ماهيان استخواني به ندرت ائوزينوفيل گزارش شده است. در ماهي طلايي، استورژن سفيد و گربه ماهي روگاهي ائوزينوفيل‌ها گزارش گرديده است.(Thrall, 2004) ائوزينوفيل از نظر اندازه شبيه به نوتروفيل ها يا کمي کوچکتر مي‌باشندet al., 2000) (Feldman ائوزينوفيل هاي کپور تقريبا 5/7 ميکرومتر قطر دارند و داراي هسته غير مرکزي تو رفته، سوسيسي شکل يا دولوبه مي‌باشند.(Thrall, 2004) وظيفه ائوزينوفيل ها کشتن انگل و شرکت در فاگوسيتوز مي‌باشدet al., 2000) .(Feldman

شکل 1-6 ائوزينوفيل(*40)
1-5-1-1-4. بازوفيل هاي ماهيان استخواني
بازوفيل ها درخون محيطي ماهيان استخواني نادر و کمياب هستند و فقط در چند گونه گزارش گرديده‌اند(Thrall, 2004; Caod, 1991). در صورت مشاهده تعداد آنها خيلي کم بوده و در مجموع اطلاعات کمي در رابطه با وظايف و موفولوژي آنها در دست مي‌باشد.

شکل 1-7 بازوفيل(*40)
1-5-1-1-5. مونوسيت ها
در بيشتر گونه هاي ماهيان استخواني و غضروفي مونوسيت ها در خون محيطي گزارش شده و به مونوسيت هاي پرندگان و پستانداران شباهت دارند. هسته داراي اشکال مختلف کليه اي شکل تا لوبوله مي‌باشد و معمولاً کمتر از 50 درصد حجم سيتوپلاسم را اشغال مي‌کند((Thrall, 2004.

شکل 1-8 مونوسيت(*40)
1-6. آئروموناس ها (Aeromonas spp.)
باكتريهاي جنس آئروموناس در طبيعت، در داخل آب و خاك يافت مي‌شوند. بيشتر اين باكتريها ساپروفيت بوده و همه آنها مي‌توانند در طيف وسيعي از تغييرات درجه حرارت بدن ماهي رشد كنند. هنگامي كه دفاع بدن ماهيان كاهش مي‌يابد، اين موجودات، ميزبان آئروموناس مي‌شوند و مورد تهاجم اين باكتري قرار مي‌گيرند. نام «بيماري ناشي از آئرومونادهاي متحرك» در سال 1974، براي اين بيماري گزيده شد. با وجود اين كه اين موجودات، پاتوژن اجباري نيستند، ولي به عنوان عوامل بيماريزاي اصلي در بين ماهيان آب شيرين به حساب مي‌آيند(ستاري، 1378).
تعدادي از آئروماناس ها به دليل ايجاد مشکلاتي بزرگ در آبزي پروري کپور، مورد توجه هستند و اگر چه به عنوان عامل پاتوژن به شمار مي‌روند ولي آنها همچنين بعنوان قسمتي از ميکرو فلور طبيعي روده براي سلامتي ماهي مي‌باشند(Karunasagar et al., 1993). ثانياً استرس هم به عنوان عاملي که در شيوع بيماري ناشي از آئروموناس نقش دارد مورد توجه قرار مي‌گيرد. آئروموناس هيدروفيلا بيشتر در آبهايي با سطح مواد آلي بالا نسبت به آبهاي نسبتاً غير آلوده حضور دارد(Jeney & Jeney, 1995). واکسيناسيون براي جلوگيري از رد آئروموناس ها انجام مي‌گردد که هنوز نوع تجاري آن در دسترس نيست. آئروموناس هيدروفيلا يک گونه هتروژنوس است و آنتي ژن ها متغيري دارد از اين رو استفاده از واکسن فوق العاده پيچِيده است(Jeney & Anderson, 1993).
1-7. پيشينه و تاريخچه تحقيق
به دليل بومي بودن گياه مرزه خوزستان Satureja khuzestanica و گياه لعل کوهستان Oliveria decumbens تا کنون تحقيق و مطالعه اي درباره فرآورده هاي اين دوگياه بطور كلي در آبزيان در داخل و خارج از کشور انجام نشده است، لذا به بررسي مطالعاتي که اثرات اين دو گياه را بر ساير موجودات بررسي نموده اند، و يا اثر عصاره ساير گياهان را بر ماهي مورد مطالعه قرا داده اند، اشاره مي‌گردد.
1-7-1. تحقيقات انجام گرفته در ايران
مطالعات محدوي در داخل کشور برروي اثرات گياهان دارويي در صنعت آبزي پروري انجام شده است که از آن جمله مي‌توان به بررسي اثرات گياه اکاليپتوس Eucalyptus (سلطاني، 1387)، صبر زرد Aloe vera (Alishahi et al., 2010)، سرخارگل Echinacea purpurea ، سيليمارينSylibum marinum (عليشاهي، 1388) در ماهي کپور اشاره نمود.
قنواتي و همکاران در سال 1388 اثرات ايمني دو گياه سياه دانه Viscum album و دارواش Nigella sativa را برروي ماهي کپور معمولي بررسي کردند و نتايج حاصل نشان داد که عصاره گياه دارواش گزينه مناسبي براي تحريک ايمني ماهي کپور معمولي بوده ولي سياه دانه عليرغم گزارشات تحريک ايمني در حيوانات خونگرم، گزينه مناسبي براي تحريک ايمني غير اختصاصي در ماهي نيست.
Vosough-Ghanbari و همکاران در سال 2008 اثر Satureja khuzestanica را در بيماران ديابت نوع 2 مورد بررسي قرار دادند و استفاده از اين گياه را به عنوان مکمل با داروهاي ديابت نوع2 توصيه کردند.
Basiri و همکاران در سال 2007 اثرSatureja khuzestanica برروي موش مورد برسي قرارداده که نشان داد عصاره اين گياه که با مالاتيونين القاء شده در تحريک گليکوژنوليزيز سلول هاي کبدي و گلوکونئوژنسيس دخالت
مي‌کند و از طريق خاصيت آنتي اکسيداني فعاليت استيل کولينستراز را افزايش مي‌دهد.
محبوبي و همكارن در سال 1387 با مطالعه خاصيت ضد ميكروبي و تركيب شيميايي اسانس گياه لعل كوهستان بروي طيف وسيعي از ميکروارگانيسم ها, قارچهاي رشته اي و مخمرها به اين نتيجه رسيدند که باکتريهاي گرم مثبت و منفي نسبت به قارچها و باکتريهاي گرم منفي نسبت به باکتري هاي گرم مثبت مقاوم ترند.
Rezvanfar و همکاران در سال 2009 اثر Satureja khuzestanica برروي فاکتورهاي خوني موش مورد مطالعه قرار دادند و پس از بررسي بيماري کبدي، تاثير گياه را در حذف راديکال هاي آزاد مشاهده کردند.
1-7-2. تحقيقات انجام گرفته در خارج از كشور
Yin و همکاران در سال 2009 اثر گياهان چيني Astragulas –ix و Ganoderma lucidum را بعنوان افزايش دهنده پاسخ هاي ايمني کپور معمولي ومقاومت در مقابل Aeromonas hydrophila بررسي نمودند. نتايج آنها نشان داد، تغذيه کپورهاي واکسينه شده و غير واکسينه شده با عصاره Astragula و Ganoderma فعاليت تنفس، فاگوسيتوز، ليزوزيم و آنتي بادي را در پلاسماي کپورهاي واکسينه شده تحريک مي‌کند از طرفي ماهياني که در معرض آئروموناس هيدروفيلا قرار گرفته بودند نيز درصد بقاي متفاوتي داشتند بهترين ميزان بقاء مربوط به گروهي از ماهيان واکسينه شده که با هر دو نوع گياه تغذيه شده بودند مي‌شد اين در حالي بود که 90% از ماهيان گروه کنترل و 60% از ماهياني که فقط واکسينه شده بودند مردند.
Choi و همکاران (2008) روي اثر گياه دارواش كره اي بصورت خوراکي بر فاکتورهاي ايمني و مقاومت در برابر بيماريها در گربه ماهي تحقيق نموده و برخي ويژگيهاي مناسب تحريک ايمني اين گياه در ماهي را گزارش نمودند. همچنين Karatas و همکاران(2003) نيز اثر عصاره اين گياه در ماهي قزل آلا را مورد بررسي قرار دادند و بهبود برخي فاکتورهاي ايمني را گزارش نمودند.
Rodrigues و همکاران در سال 2008 با ارزيابي اثر دوزهاي مختلف از Sulfated polysaccharide که از جلبکهاي قرمزدريايي Solieria filiformis استخراج شده بود بروي پست لارو ميگويLitopenaeus vannamei دريافتند پرورش پست لاروها در آب حاوي پلي ساکاريد سولفاته اثري برروي افزايش وزن و بقاء نداشت از طرف ديگر ميگوهاي که در معرض mg/lit1/0 از اين پلي ساکاريدها قرار مي‌گرفتند و در شرايط استرس از نظر سلامت وضعيت بهتري داشتند.
Umphanو Saengkrachang در سال 2008 با مطالعه برروي گربه ماهی (Pangasinidon gigas) که با پلت هاي مکمل شده با گونه Spirulina تغذيه شده بودند دريافتند که پلت هاي مکمل شده با گونه مذکور مي‌تواند رشد و عملکرد بلوغ مولدهاي اينگونه را بهبود ببخشد.
مطالعه اثر گياهان Astragalus membrances , Lonicera japonica و Boron برروي سيستم ايمني غير اختصاصی ماهي تيلاپيا Oreochromis niloticus و مقاومت در مقابل Aeromonas hydrophila توسط Ardo و همکاران در سال 2008 نشان داد که عصاره دو گياه و مکمل boron اضافه شده به غذاي پايه مي‌تواند به عنوان تحريک کننده سيستم ايمني عمل کند و پاسخهاي ايمني و مقاومت در مقابل بيماري هاي ماهيان پرورشي را افزايش دهد.
Yin و همکاران در سال 2006 با بررسي اثر دو گياه چيني Astragalus –ix و Scutellaria –ix برروي پاسخ هاي ايمني غير اختصاصي ماهي تيلاپياي Oreochromis niloticus دريافتند تفاوت معني داري در گروههاي تغذيه شده با دوزهاي مختلفي از دو گياه وجود نداشت و بهترين دوز از Astragalus –ix 1/0% و 5/0% با يک دوره غذادهي سه هفته اي بود. آنها معتقد بودند تحقيقات بيشتري نياز است تا تحريک کنندگي و زمان مناسب تغذيه از Scutellaria –ix مشخص شود.
Citarasu و همکاران در سال 2006 پنج نوع گياه دارويي بومي هند را از نظر افزايش مقاومت در برابر عفونت ها و تحريک سيستم ايمني ميگو مورد بررسي قرار دادند و تقريبا تمام گونه هاي مورد مطالعه درجاتي از

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *