مقالات

–384

بسم الله الرّحمن الرّحیم

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
دانشكده علوم انساني، گروه روانشناسی
گرایش: صنعتی و سازمانی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A.)
عنوان:
بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان
استاد راهنما:
دکتر محبوبه چینآوه
استاد مشاور:
دکتر فرشته مصطفویراد
نگارش:
زهرا شمس علیزاده
زمستان 1393

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
دانشكده علوم انساني، گروه روانشناسی
گرایش: صنعتی و سازمانی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A.)
عنوان:
بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای
در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان
نگارش: زهرا شمسعلیزاده
ارزیابی و تصویب شده توسط کمیته داوران پایان نامه با درجه عالی
امضاء اعضا کمیته پایان نامه
دکتر محبوبه چینآوه (استاد راهنما)
دکتر فرشته مصطفویراد (استاد مشاور)
دکتر سیداحمد میرجعفری (استاد داور)
مدیر گروه تحصیلات تکمیلی معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه
علی محمد رضایی ……………………………………
تابستان 1393

3862705-1304290دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
00دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ارسنجان
19685-1231265شماره: . . . . . . . . . . . . . . . . ..
تاریخ: . . . . . . . . . . . . . . . . .
00شماره: . . . . . . . . . . . . . . . . ..
تاریخ: . . . . . . . . . . . . . . . . .

تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اينجانب زهرا شمس علیزاده دانش آموخته مقطع كارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته روان‌شناسی گرایش صنعتی و سازمانی كه در تاريخ 9/ 11/ 1393 از پايان نامه خود تحت عنوان « بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطه‌ای راهبردهای مقابله‌ای در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان » با كسب‌ نمره 20 و درجه عالی دفاع نموده‌ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي كه از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، كتاب، مقاله و …. ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذكر و درج كرده ام.
اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي(هم سطح، پائين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
چنانچه بعد ازفراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ كتاب، ثبت اختراع و ….. از اين پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
چنانچه در هر مقطعي زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده ودر صورت ابطال مدرك تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگي: زهرا شمس علیزاده تاريخ و امضاء: اثر انگشت:
این تعهد می بایست در حضور نماینده پژوهش امضاء و اثر انگشت شود. 214058565849500
ععاونت پژوهش و فناوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيئت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:
1. اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه اي و اعلام موضع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غيرعلمي مي آلايند.
2. اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
3. اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همكاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي كه منع قانوني دارد.
4. اصل احترام: تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شكني.
5. اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت كامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان،حيوان ونبات) و ساير صاحبان حق.
6. اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و كشور و كليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7. اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8. اصل مالكيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت كامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و كليه همكاران پژوهش.
225298014351000023666452006600009. اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه كشور در كليه مراحل پژوهش.
سپاسگزاری
حمد و سپاس بیکران …
به درگاه پروردگاري که در صحیفهي دل بندگانش نور معرفت آفرید. یگانه خالقی که با نیروي بیکران خویش انسان را با علم و دانش آشنا ساخت و علم و عقل را زینتی براي انسان قرارداد. خدایی که بیکرانه علم از اوست و از این بیکرانه جرعهاي نیز به من نوشانید. سپاس ایزدي را سزاست که نیروي جهد و کوشش را به بندگان ارزانی فرمود و قلم را زیور محفل عاشقان و عارفان ساخت.
اکنون که در سایهسار الطاف الهی پژوهش حاضر به پایان رسیده، برخود لازم میدانم مراتب امتنان خود را به اساتید بزرگواري که از محضرشان کسب فیض نمودهام، تقدیم بدارم:
از استاد بزرگوار و ارزنده سرکار خانم دکتر محبوبه چینآوه که راهنمایی این پایان نامه را بر عهده داشتند و در تمام مراحل این پژوهش از راهنماییهاي عالمانه ایشان بهره فراوان بردم،
از استاد ارجمند سرکار خانم دکتر فرشته مصطفویراد که با مشغلههاي فراوان زحمت مشاوره این پایان نامه را برعهده گرفتند،
از استاد محترم جناب آقای دکتر سیداحمد میرجعفری که مسئولیت خطیر داوري پایان نامه را بر عهده داشتند و نظارت مفید و ارزندهاي ارائه نمودند،
همچنین بیشائبهترین سپاسم را تقدیم آزمودنیهای پژوهش مینمایم. در نهایت از خانوادهام به ویژه پدر و مادر عزیزم به خاطر ابراز محبت و تحمل سختیها، صمیمانه سپاسگزاری مینمایم.
تقدیم به
تقدیم با بوسه بر دستان پدرم:
به او که نمیدانم از بزرگیاش بگویم یا مردانگی، سخاوت، مهربانی و …
پدرم راه تمام زندگیست
پدرم دلخوشی همیشگیست
تقدیم به مادر عزیزتر از جانم:
مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست.
غمگسار جاودانی مادر است.
چشم سار مهربانی مادر است.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده ………………………………………………………………………………………… 1
فصل نخست: کلیات پژوهش ……………………………………………………………….. 2
1-1- مقدمه ……………………………………………………………………….. 3
2-1- بیان مساله …………………………………………………………………… 5
3-1- اهمیت موضوع پژوهش …………………………………………………….. 10
4-1- اهداف پژوهش ……………………………………………………………… 12
5-1- تعریف متغیرها ……………………………………………………………… 13
فصل دوم: مروری بر ادبیات پژوهش ………………………………………………………. 16
1-2- مقدمه ……………………………………………………………………….. 17
2-2- سلامت روان ………………………………………………………………… 18
3-2- تعریف سلامت روان ……………………………………………………….. 19
4-2- ویژگیهای افراد سالم ………………………………………………………. 23
5-2- نظریههای سلامت روان …………………………………………………….. 24
6-2- استرس شغلی ……………………………………………………………….. 40
7-2- تعریف استرس شغلی ………………………………………………………. 43
8-2- علل استرس در محیط کار ………………………………………………….. 44
9-2- علل استرس در محیط کار ………………………………………………….. 44
10-2- نشانههای استرس ………………………………………………………….. 46
11-2- شیوع استرس شغلی ……………………………………………………….. 47
12-2- پیامدهای استرس شغلی …………………………………………………… 48
13-2- سبکهای مقابله …………………………………………………………… 50
14-2- انواع شیوههای مقابلهای …………………………………………………… 53
15-2- انواع مقابلههای کارآمد ……………………………………………………. 54
16-2- پژوهشهای پیشین ………………………………………………………… 59
17-2- جمعبندی ………………………………………………………………….. 73
18-2- فرضیههای پژوهش ………………………………………………………… 73
فصل سوم: روش پژوهش …………………………………………………………………… 75
1-3- طرح کلی پژوهش ………………………………………………………….. 76
2-3- جامعه آماری پژوهش ……………………………………………………….. 76
3-3- نمونه مورد مطالعه و شیوه نمونهگیری ……………………………………… 77
4-3- ابزارهای گردآوری اطلاعات ……………………………………………….. 80
5-3- روش اجرای پژوهش ……………………………………………………….. 85
6-3- روش تجزیه و تحلیل آماری دادهها ………………………………………… 86
7-3- ملاحظات اخلاقی …………………………………………………………… 87
فصل چهارم: یافتهها …………………………………………………………………………. 88
1-4- یافتههای توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش ……………………………. 89
2-4- ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش ………………………………………. 90
3-4- یافتههای تحلیل مسیر ……………………………………………………….. 90
1-3-4- پیشبینی سلامت روان بر اساس استرس شغلی …………………………. 91
2-3-4- پیشبینی راهبردهای مقابله با استرس بر اساس استرس شغلی ………….. 94
3-3-4- پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابله با استرس با کنترل استرس شغلی ………………………………………………………………. 99
4-3-4- مدل نهایی پژوهش ………………………………………………………. 103
5-3-4- برازش مدل نهایی ……………………………………………………….. 106
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری ……………………………………………………………… 109
1-5- بررسی و تبیین نتایج فرضیههای پژوهش …………………………………… 111
2-5- نتیجهگیری ………………………………………………………………….. 120
3-5- محدودیتها ………………………………………………………………… 121
4-5- پیشنهادها ……………………………………………………………………. 122
1-4-5 پیشنهادهای پژوهشی ………………………………………………………. 122
2-4-5 پیشنهادهای کاربردی ………………………………………………………. 122
پیوستها ……………………………………………………………………………………… 124
پرسشنامه استرس شغلی هلریگل و اسلوکام ……………………………………… 125
پرسشنامه سبکهای مقابله با رویدادهای استرسزا (CISS) ……………………… 126
پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (GHQ-28) …………………………. 128
فهرست منابع …………………………………………………………………………………. 130
منابع فارسی ………………………………………………………………………… 130
منابع انگلیسی ………………………………………………………………………. 139
چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………. 145
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-4: میانگین، انحراف استاندارد و دامنه نمرات متغیرهای مورد مطالعه ……………….. 89
جدول 2-4: ماتریس همبستگی مرتبه صفر بین متغیرهای پژوهش ……………………………. 90
جدول 3-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی سلامت روان بر اساس استرس شغلی …………………………………………………………………………….. 91
جدول 4-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی رضایت شغلی آزمودنیها بر اساس سرسختی روان شناختی ………………………………………………………….. 91
جدول 5-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی سلامت روان بر اساس ابعاد استرس شغلی …………………………………………………………………….. 92
جدول 6-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی رضایت شغلی آزمودنیها بر اساس ابعاد استرس شغلی …………………………………………………………………….. 93
جدول 7-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی راهبردهای مقابله با استرس بر اساس استرس شغلی …………………………………………………………….. 94
جدول 8-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی راهبردهای مقابلهای آزمودنیها بر استرس شغلی …………………………………………………………………………….. 95
جدول 9-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی راهبردهای مقابله با استرس بر اساس ابعاد استرس شغلی ……………………………………………………….. 96
جدول 10-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی راهبردهای مقابلهای آزمودنیها بر ابعاد استرس شغلی …………………………………………………………………….. 97
جدول 11-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابله با استرس و استرس شغلی ……………………………………. 99
جدول 12-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابله با استرس و استرس شغلی ………………………………………………… 99
جدول 13-4: نتایج تحلیل واریانس (ANOVA) برای پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابلهای و ابعاد استرس شغلی ………………………………………. 101
جدول 14-4: ضرایب تحلیل رگرسیون برای پیشبینی سلامت روان بر اساس راهبردهای مقابلهای و ابعاد استرس شغلی …………………………………………………… 101
جدول 15-4: اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل معنیدار برای مدل نهایی اصلاح شده ………… 104
جدول 16-4: اثرات مستقیم، غیرمستقیم و کل معنیدار برای مدل نهایی اصلاح شده ………… 105
جدول 17-4: برازش مدل نهایی مربوط به شکل 7-4، (241=N) …………………………….. 107
جدول 18-4: برازش مدل نهایی مربوط به شکل 8-4، (241=N) …………………………….. 108
بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای
در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان
به وسیلهی:
زهرا شمسعلیزاده
چکیده
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارمندان، بود. بدین منظور، از بین کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان در سال 1393، با استفاده از فرمول کوکران 241 نفر (214 نفر مذکر و 27 نفر مؤنث)، به شیوهی نمونهگیری تصادفی طبقهبندی شده، انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه استرس شغلی هلریگل و اسلوکام، پرسشنامه سبکهای مقابله با رویدادهای استرسزا (CISS) و پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (GHQ-28)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادههای به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مسیر، مورد ارزیابی آماری قرار گرفتند. یافتهها نشان داد استرس شغلی و ابعاد آن قادر به پیشبینی تغییرات مربوط به سلامت روان و همچنین راهبردهای مقابلهی مسألهمدار و هیجانمدار آزمودنیها میباشد. یافتهها همچنین نقش واسطهگری شیوههای مقابله با استرس مسألهمدار و هیجانمدار را در رابطه بين استرس شغلی و سلامت روان مورد تأیید قرار داد. با توجه به یافتهها میتوان سلامت روان را با افزایش راهبرد مسألهمدار از طریق آموزش استفاده از این نوع راهبردها و همچنین کاهش راهبردهای هیجانمدار بهبود بخشید.
واژگان کلیدی: استرس شغلی، سلامت روان، راهبردهای مقابلهای، کارکنان.
فصل نخست
کلیات پژوهش
241427064643000
1-1 مقدمه
بدون شک در جوامع امروزی بدون داشتن شغل، زندگی کردن، امکانپذیر نیست و هر فرد به داشتن شغلی نیازمند است تا بتواند به سازمان اجتماعی بپیوندد و در جامعه جایگاه و منزلتی بیابد. با این حال شغل فقط راهی برای تأمین نیازهای ضروری زندگی نیست، بلکه به عنوان یک عنصر حیاتی در موقعیت اجتماعی افراد به شمار میرود (ایاکوویدز، فونتولاکیس، کاپرینیس و کاپرینیس، 2003). این در حالی است که شغل افراد یکی از عمدهترین دلایل تنیدگی در زندگی آنها است. شغل برای هر فرد به عنوان عامل تشکیل دهندهی هویت اجتماعی، منبع تأمین نیازهای زندگی و تشکیل دهندهی هویت اجتماعی محسوب میشود و از منابع مهم تنیدگی به شمار میآید. در مشاغلی که در آنها ارتباط انسانی مطرح است تنیدگی بیشتری وجود دارد (رحمانی، بهشید، زمانزاده و رحمانی، 1389). استرس شغلی امروزه به مسئلهاي شایع و پر هزینه در محیطهاي کاري تبدیل شده است (هوئل، اسپارکس و کوپر، 2006). تقریباً تمام اندیشمندان بر این نکته اذعان دارند که استرس نتیجه تعامل بین فرد و موقعیتی است که فرد، توانایی خود را به منظور پاسخگویی به مطالبات و فشار ناکافی میداند به طوری که موسسه ملی ایمنی و سلامت شغلی (1999)، استرس شغلی را به صورت پاسخهای فیزیکی و عاطفی زیانآور یک شخص در زمانی که شرایط شغلی با تواناییها، امکانات در دسترس و یا نیازهای نیروی کار مطابقت نداشته باشد تعریف میکند. استرسهای شغلی از جمله استرسهایی هستند که اگر بیش از حد باشند، میتوانند با ایجاد عوارض جسمی، روانی و رفتاری برای فرد سلامت وی را به مخاطره اندازند. همچنین وجود این فشارها، با تهدید اهداف سازمانی، میتواند موجب کاهش کیفیت عملکرد فرد گردد (دیوس و نیواستورم، ترجمه طوسی، 1373). پيامدهاي سازماني استرس، کاهش عملکرد مناسب، افزايش تعداد غيبتها، موارد استعفا، کاهش تعهد سازماني و عدم امنيت شغلي کارکنان و … ميباشد (فرانکوئيس، 2008). تحقیقات زیادي نشان دهنده وجود استرس شغلی و تحلیل جسمی و روانی زیاد در کارکنان میباشد که منجر به فرار از شغل، برخورد میان کارکنان و جابجایی شدید، اختلال در سلامتی و ناتوانی در انجام وظایف، آسیبپذیري در ارتباطات حرفهاي، کاهش کیفیت مراقبت ارائه شده و نهایتاً نارضایتی و ترك شغل میشود (دورایس و ویلکرسون، 2003). در مطالعات متعدد که در زمينه تأثير استرس شغلي بر سلامت روانی (نیترو و تاکاشی، 1999؛ نیلان، 2002؛ گسرون، 2002؛ هاشمينژاد، رحيمي مقدم، محمديان و امیری، 1392؛ رزمی و نعمتی سوگلی تپه، 1390؛ شهرکی واحد، مردانی حموله، سنچولی و حامدی شهرکی، 1389؛ عقیلینژاد، محمدی، افکاری، عباسزاده دیزجی، 1386) صورت گرفته است، استرس شغلی به عنوان یکی از مهمترین عوامل به وجود آورنده ضایعات رواني و كاهش سلامت روانی معرفي شده است كه در اغلب اين مطالعات استرس به عنوان پاسخي كه مستقيماً تحت تأثير منابع فشارزا تجربه ميشود، در نظر گرفته شده است. اما تأكيد بر اين مسأله اهميت دارد كه استرس همواره به صورت مستقيم از منابع فشارزا ناشي نميشود، بلكه نحوه ادراك فرد از استرس، در تجربه آن، نقش اساسي دارد چرا كه بر اساس مطالعات صورت گرفته معلوم شده است كه رويدادهاي استرسزاي مشابه، اثرات متفاوتي در افراد مختلف پديد ميآورند. از اين رو، اين باور كه متغيرهايي وجود دارند كه رابطه استرس را با سلامت روانی تعديل ميكنند، قوت گرفته است. یکی از متغیرهایی را که در این زمینه میتوان مورد توجه قرار داد، شیوههای مقابله با رویدادهای استرسزاست. به طوری که بر اساس تئوريهاي روان شناختي راهبردهاي مقابلهاي نقش مهمي در كاهش استرس و در نتيجه افزایش سلامت روان افراد دارند؛ به بيان ديگر هر چه منابع افراد براي مقابله بيشتر باشد، كمتر اين احتمال وجود دارد تا گرفتار موقعيتهايي شوند كه در آنها آسيب پذيرترند (بهروزیان، خواجهالدین، هدایی و زمانی، 1388). مکانیسمهای به کار رفته در مقابله با استرس و میزان حمایت اجتماعی و عامل مهم تعیین کننده میزان تحلیل هیجانی و کاهش کارآیی فرد هستند (بیکر، اوبرین و صلاحالدین، 2007). بر اساس تئوريهاي روانشناختي سبكهاي مقابلهاي نقش مهمي در كاهش استرس و در نتيجه سلامت عمومي افراد دارند (چینآوه، 2010؛ ضیغمی و پوربهاالدینی زرندی، 1390). بنابراین با توجه به مطالب ارائه شده اين فرض شکل ميگيرد که راهبردهای مقابله با رویدادهای استرسزا میتواند نقش واسطهای و همچنین تعدیل کننده در رابطهی بین استرس شغلی و سلامت روان داشته باشد بنابراین در پژوهش حاضر سعی بر آن است تا به بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان، پرداخته شود.
2-1 بیان مساله
نيروي انسانيِ كارآمد پربهاترين و ارزندهترين ثروت و دارايي هر كشور است. جوامع بسياري عليرغم داشتن منابع طبيعي سرشار به دليل فقدان نيروي انساني شايسته و لايق، توان استفاده از اين مواهب الهي را ندارند. نیروی انسانی کارآمد آنهایی هستند که ضمن برخورداری از دانش و مهارت، تواناییهای لازم جهت انجام بسنده و موثر وظایف شغلی از سلامت روان برخوردار باشند (گنجی، 1391). سلامت رواني، به عنوان رفتار موزون و هماهنگ با جامعه، شناخت و پذيرش واقعیتهاي اجتماعي، قدرت سازگاري با آنها و ارضاء نیازهاي متعادل خويشتن تعريف شده است (به نقل از هاشمینژاد و همکاران، 1392). در این خصوص سازمان بهداشت جهانی (WHO) (2005) سلامت روانی را تعادل بین جنبههای مختلف زندگی، جهانی، اجتماعی، روحی، معنوی و هیجان میداند و نحوهای که ما محیط پیرامونمان را اداره میکنیم و برای زندگی خود تصمیم میگیریم از اهمیت خاص برخوردار است. سلامت روانی حالت عملکرد و موفقیتآمیز کنش روانی است که حاصل آن فعالیتهای ثمر بخش، روابط رضایت بخش با دیگران، توانایی سازگاری با تحولات و کنار آمدن با ناملایمات است. ارتقای سلامت روانی در جامعه موجب بهبود کیفیت زندگی میشود. طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی از هر 4 نفر 1 نفر (25درصد) از افراد در هر مرحله از زندگی از یک یا چند اختلال روانی رنج میبرند. بر اساس گزارش مرکز کنترل بیماریهای آمریکا (CDC) 8/7 درصد مردان و 3/12 درصد زنان در سنین 24-18 از مشکلات روانی به ویژه استرس رنج میبرند. از ویژگیهای افراد دارای سلامت روانی میتوان به شناخت خود، انگیزهها، آرزوها و محیط خود، یکپارچگی شخصیت که خود موجب هماهنگی بین اعمال مختلف فرد با یکدیگر میگردد اشاره داشت. در ایران نیز این آمار از سایر کشورها کمتر نیست؛ به طوری که در طرح ملی بررسی سلامت و بیماري در ایران میانگین اختلالات در افراد بالاي 15 سال ایران 21درصد گزارش شد (خانی، یکهفلاح و حاجحسینی، 1392). همچنین سازمان جهاني بهداشت بر اساس شاخص جهاني بیماريها، برآورد ميكند كه بیماريهاي رواني از جمله استرسهاي مربوط به اختلالات رواني، دومین علت ناتوانيها تا سال 2020 خواهد بود (به نقل از کالیا، 2002). این در حالی است که مطالعات متعدد انجام گرفته در گروههاي شغلي مختلف، بين سلامت رواني و رضايت شغلي افراد ارتباط قابل توجهي نشان دادهاند؛ به نحوي كه افراد با رضايت شغلي كمتر از سلامت رواني كمتري برخوردار بودهاند (اُ-سولیوان، کیان و مورفی، 2005). یکی از عاملهایی که میتواند سلامت روانی افراد را تحت تأثیر قرار دهد، استرسهای ناشی از شغل است. افرادی که استرس زیادی را تحمل می‌کنند توجه کمتری به انجام کار خود دارند و بنابراین ممکن است به خود و دیگر افراد سازمان آسیبهایی وارد کنند. به طور کلی استرس شغلی، بازده و بهره‌وری کارکنان را پایین می‌آورد و ﺗﺄﺛﯿﺮ ﮔﺴﺘﺮدهاي ﺑﺮ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﯽ و ﺑﺪﻧﯽ دارد. ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﺳﺘﺮس ﮐﺎرﮐﺮد ﺷﻐﻠﯽ را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار دﻫﺪ و ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎري ﺟﺪي ﮔﺮدد (ﻣﻬﺪاد، 1389). هلمز (2002) یکی از عوامل موثر بر عملکرد افراد در سازمانها را، استرس شغلی میداند که سلامت روانی بسیاری از افراد را در معرض خطر قرار داده است. بدین لحاظ در دهه اخیر موضوع استرس و آثار آن در سازمان به یکی از مباحث اصلی رفتار سازمانی تبدیل شده است (به نقل از رضائیان، 1383). استرس شغلي زماني روي ميدهد كه انتظارات از فرد بيشتر از اختيارات و تواناييهاي او باشد. وقتي كه در محيط كار مجال نشان دادن خلاقيت، تصميمگيري و درايت از فرد گرفته شود در او استرس بروز مينمايد كه در نهايت منجر به كاهش كارايي ميشود؛ اين امر يكي از مشكلات و تهديدهاي بزرگ، جهت سلامت افراد در جوامع مدرن امروزي است (مسلر و کاپوبینانکو، 2001). در اغلب تحقيقاتی که استرس شغلی را مورد کنکاش قرار دادهاند نشان داده شده است که نيروى كار در معرض استرس شغلى در كشورهاى توسعه يافته حدود 30 درصد مىباشد كه اين ميزان در كشورهاى در حال توسعه به مراتب بيشتر است (سوارد، 2004). شواهدي در دست است که نشان میدهد استرس میتواند بر روي سلامتی فرد و پیامدهاي مهم سازمانی از قبیل بهرهوري نیز تأثیرگذار باشد (لادو، 1999). نارضایتی شغلی از پیامدهای استرس شغلی محسوب میشود و از نظر اقتصادی و اجتماعی برای فرد هزینههایی در بر خواهد داشت (تایسون و پونگرونگفانت، 2004). همچنين استرس شغلی با كاهش كارايي افراد، باعث افزايش ميزان غيبت از محل كار، كاهش توليد، جابجايي نيرو، تعارضهاي كاري، هزينههاي پزشكي، از كار افتادگي و بودجههاي مربوط به استخدام نيروهاي جديد باعث وارد شدن هزينههاي گزافي به سازمانها و شركتها ميشود (قاسمی پیرلوطی و همکاران، 1392). به طوری که سازمان بین المللي كارگر (ILO) هزينههاي وارد بر كشورها به دلیل استرس شغلی را 1 تا 5/3 درصد تولید ناخالص داخلي تخمین زده و اعلام ميكند كه اين مقدار در حال افزايش است (به نقل از هاشمینژاد و همکاران، 1392). بنابراین ميتوان با شناسايي و اصلاح عوامل تنشزاي محیط كار، از ايجاد بیماريهاي رواني در اين گروه از افراد جلوگیري كرد و جلوی هزینههای تحمیلی ناشی از آن را گرفت.
از سوی دیگر، لیندن (2005) معتقد است مدیریت استرس، توانایی افراد را براي کاهش استرس و سازگاري مناسب با موقعیتهاي استرسآور افزایش میدهد. یکی از راههای تعدیل اثرات مخرب استرس شغلی، تأثیر بر راههایی است که استرس شغلی از آن طریق بر روی سلامت روانی تأثیر میگذارد. یکی از این راهها، راهبردهای مقابله با رویدادهای استرسزا است که به نظر میرسد استرس شغلی از طریق آن سلامت روانی فرد شاغل را هدف قرار میدهد. شيوههاي مقابله با استرس يعني فرآيندي كه به وسيله آن افراد مسائل ناشي از استرس و هيجان منفي ايجاد شده را تحت كنترل خود در ميآورند (پنلی و توماکا، 2002). راهبردهای مقابلهای مجموعهای از تلاشهای شناختی و رفتاری فرد است که در جهت تعبیر و تفسیر و اصلاح یک وضعیت تنشزا به کار میرود و منجر به کاهش رنج ناشی از آن میشود (لازاروس، 1984). سه راهبرد اصلی مقابله عبارتند از: راهبرد مقابلهای هیجانمدار که شامل کوششهایی جهت تنظیم پیامدهای هیجانی واقعه تنشزاست و تعادل عاطفی و هیجانی را از طریق کنترل هیجانات حاصله از موقعیت تنشزا حفظ میکنند؛ راهبرد مقابلهای مسالهمدار شامل اقدامات سازنده فرد در رابطه با شرایط تنشزا است و سعی دارد تا منبع تنیدگی را حذف کرده یا تغییر دهد؛ و راهبرد مقابلهای اجتنابمدار شامل اقدامات که در آن فرد سعی میکند از عامل استرس دوری کند (فولکمن و لازاروس، 1984). در حوزه رابطه سلامت روانی و راهبردهای مقابلهای، میتوان گفت که سلامت روانی در یک تعامل دو طرفه از سویی از نتایج انتخاب و استفاده از راهبردهای مقابلهای موثر و متناسب با تغییر و تنش محسوب میگردد و از سوی دیگر خود زمینهساز فضای روانی سالمی است که در پرتو آن شناخت صحیح و ارزیابی درست موقعیت تنشزا جهت انتخاب راهکار مقابلهای موثر، میسر میگردد. روانشناسی سلامت برای نقش راهبردهای مقابلهای در چگونگی سلامت جسمانی و روانی اهمیت زیادی قائل است. راهبردهای مقابلهای به عنوان واسطه بین استرس و بیماری شناخته شدهاند (فولکمن و لازاروس، 1984). در این زمینه از دیدگاه علمی راهبردهايي كه فرد در رويارويي با موردهاي استرسزا به كار ميبرد، نقش اساسي و تعيين كننده در سلامت جسماني و رواني فرد و بالطبع آن خشنودي شغلي او ايفا ميكند، افزون بر اين نظريههاي متعددي وجود دارند كه بيان ميكنند، ماهيت راهبردها و منابع رويارويي فرد طي تحول شخصيت شكل ميگيرد و عاملهاي محيطي در شكلگيري آن نقشي قاطع دارند. وجود برخي از اين عاملها باعث ميشوند كه واكنش فرد به سطوح بالاي استرس كاهش يابد و آثار زيانبار آن تعديل شود و بنابراين، فرد بهتر بتواند به رويارويي با آن بپردازد (سایبانفرد، 1381). افرادي كه دچار استرس ميشوند و توان رويارويي كارآمد با آنها را ندارند، از جنبههاي جسماني، رواني و رفتاري دچار مشكل ميشوند، اما آنچه در اين بين ميتواند مايهي خوشبختي و اميدواري باشد، شناسايي عامل مهم راهبردهاي رويارويي است كه به عنوان يك متغير ميانجي ميتواند پيامدهاي استرس را تحت تأثير قرار داده و مهار كند و يا به آن دامن زند (شفیعی سروستانی و شجاعتی، 1387). بنابراین با توجه به مطالب مطرح شده در این قسمت میتوان مدلی جهت تبیین تأثیر استرس شغلی بر سلامت روانی کارکنان ارائه کرد که در آن انتظار میرود راهبردهای مقابلهای در رابطهی بین استرس شغلی و سلامت روانی، میتواند نقش میانجیگری ایفا کند. مدل پیشنهادی پژوهش در شکل 1-1 ارائه شده است. بنابراین، هدف اصلی در این پژوهش بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان، است. به عبارت دیگر هدف این پژوهش پاسخ به این سؤال است که آیا در رابطهی بین استرس شغلی و سلامت روان، راهبردهای مقابلهای نقش واسطهای دارد یا خیر؟
استرس شغلی
راهبردهای مقابله با استرس
سلامت روانی
استرس شغلی
راهبردهای مقابله با استرس
سلامت روانی

شکل 1-1: مدل فرضی پژوهش حاضر
3-1 اهمیت موضوع پژوهش
استرس شغلی پیامدهای جدی هم برای کارگران و هم برای کارفرمایان دارد. استرس یک فاکتور موثر در ناکارآمدی سازمانی، جابجایی نیروی انسانی، غیبتهای ناشی از کار، کاهش کیفیت و کمیت کار، افزایش هزینههای مراقبت از سلامتی و کاهش رضایت از شغل میباشد (یان، وانگ، چنگ، میائو، ژانگ، یوآن، آن و پان، 2008). در طی دهههای گذشته در تحقیقات متعددی نشان داده شده است که وظایف سازمانی یا شغلی که توأم با بار کاری زیاد و نیازها و مسئولیتهای بیش از حد میباشند، منجر به بروز ریسکهای سلامتی زیادی میگردند. این مطالعه با هدف بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تأکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای در کارشناسان رسمی و قراردادی سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان انجام شد، زیرا وزارت جهاد كشاورزي يكي از مهترين و كليديترين وزارتخانههاي دولت است كه بر اساس اصول متعدد قانون اساسي كشور، مفاد سند چشم انداز بيست ساله كشور و مواد زيادي از قانون برنامه چهارم توسعه، ماموريتهاي بزرگي در حوزه تأمين امنيت غذايي و خودكفايي در توليد محصولات اساسي و توسعه صادرات محصولات كشاورزي، حفاظت از منابع طبيعي و فراهم آوردن زمينههاي رشد 5/6% در بخش كشاورزي برعهده دارد (ذوقی و عرفانی، 1388).
بر اساس مرور منابع انجام شده، علی رغم این که تاکنون تحقیقاتی بر روی متغیرهای مورد نظر این تحقیق انجام شده است اما به جهت دستیابی به نتایج مستحکمتر در این مطالعه نه تنها هر یک از این متغیرها به طور جداگانه بررسی میشود، بلکه با در نظر گرفتن استرس شغلی به عنوان متغیر مستقل و سلامت روان به عنوان متغیر وابسته، رابطه بین این دو متغیر در کارمندان سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان به عنوان بخشی از وزارت جهاد کشاورزی، شناسایی خواهد شد. تحقیقات انجام شده، نشان داده است که متغیرهای دیگری نیز وجود دارند که میزان اثر استرس شغلی بر روی سلامت روان را تحت شعاع قرار میدهند. در این مطالعه راهبردهای مقابلهای را به عنوان متغیر واسطهای در نظر گرفته و رابطه آنرا با دیگر متغیرها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. علاوه بر بررسی رابطه بین سه متغیر اصلی در این مطالعه، با توجه به دادههای به دست آمده از پرسشنامهها و دستیابی به خصوصیات فردی پاسخدهندگان، رابطه بین خصوصیات فردی با این متغیرها را نیز بررسی خواهد شد. با انجام این تحقیق، اطلاعات با ارزشی از شرایط کار در وزارت جهاد کشاورزی به دست خواهد آمد که بر اساس آن میتوان مدیران این وزارتخانه را در اتخاذ تصمیمات آینده یاری کرده تا شرایط برای رشد و و توسعه سازمان هموارتر شود. با بررسی و تعیین رابطه بین متغیرهای مورد نظر این تحقیق در وزارت جهاد کشاورزی و ارائه پیشنهاداتی بر اساس نتایج به دست آمده، برای مدیران، این وزارتخانه را در انجام وظایفش یاری خواهد شد تا در مسیر دستیابی به اهدافش قرار گیرد. پژوهش حاضر میتواند با بررسی دو متغیر مهم تاثیرگذار در سازمانهای دولتی یعنی استرس شغلی و سلامت روان با در نظر گرفتن راهبردهای مقابلهای افراد با توجه به خصوصیات فردی به نتایج بسیار ارزشمندی برای رفع بسیاری از مشکلات سازمانی به دست آورد، شناخت این متغیرها و بررسی رابطه آنها به سازمانها کمک میکند تا همواره توجه بیشتری را برای به وجود آوردن شرایط مناسب برای کاهش استرس و افزایش سلامت روان داشته باشند. در این صورت سازمان مورد نظر از لحاظ کارآیی و اثربخشی و تولید روزافزون در سطح بسیار بالایی قرار میگیرد. امید است که نتایج این پژوهش در شناسایی استرس شغلی و تاثیر آن بر سلامت روان با توجه به خصوصیات فردی و راهبردهای مقابلهای، در جهت شناسایی عوامل و شناسایی راهکارها برای کاهش استرس شغلی و بهبود مشکلات روانی در وزارت جهاد کشاورزی میتواند کمک کننده باشد.
4-1 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلی
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه استرس شغلی و سلامت روان با تاکید بر نقش واسطهای راهبردهای مقابلهای، میباشد. به عبارت دیگر هدف پژوهش حاضر ارائه یک الگو از راهبردهای مقابلهای مسألهمدار، هیجانمدار، اجتنابمدار و استرس شغلی برای کمک به فهم بهتر سلامت روانی کارکنان میباشد.
2-4-1 اهداف جزئی
تبیین رابطه استرس شغلی و راهبردهای مقابله با استرس
تبیین رابطه راهبردهای مقابله با استرس و سلامت روان
تبیین رابطه استرس شغلی با سلامت روان
5-1 تعریف متغیرها
1-5-1 استرس شغلی
الف) تعریف نظری
استرس شغلی در یک نگاه کلی، حالات متشکل از تحت فشار بودن از طریق جنبههای مختلف شغل، نظیر ابعام نقش، تقاضاهای شغلی فزاینده، تعارض نقش و گرانباری کاری است که تبعات روانشناختی و فیزیولوژیک قابل توجهی را برای افراد به ارمغان میآورد (بوید، لوین و ساگر، 2009).
ب) تعریف عملیاتی
در پژوهش حاضر استرس شغلی با پرسشنامه استرس شغلی هلریگل و اسلوکام (2000) ، ارزيابي ميگردد. این پرسشنامه دارای 10 گویه و مشتمل بر سه عامل محیط فیزیکی، تضاد شغل و ابهام نقش است.
2-6-1 راهبردهای مقابله با استرس
الف) تعریف نظری
از نظر لازاروس و فولکمن (1984) مقابله مشتمل بر تلاشها، اعم از كنشمدار و درون رواني، به منظور اداره و كنترل تقاضاهاي محيطي و دروني و تعارضات ميان آنها ميشود. از نظر لازاروس (1993) مقابله دو كاركرد عمده دارد: تنظيم هيجانات ناگوار و درمانده كننده، و اتخاذ كنش به منظور تغيير و بهبود مسئلهاي كه باعث ناراحتي شده است. بر این اساس لازاروس و فولکمن سه دسته از شيوههاي كلي مقابله را عنوان کردهاند: سبكهاي مقابلهی مسئلهمدار؛ سبکهای مقابلهی هيجانمدار و سبکهای مقابلهی اجتنابمدار (به نقل از جانگ و جانسون، 2004).
سبكهاي مقابلهی مسئلهمدار عبارتند از روشهاي فعال حل مسئله كه براي حل رابطه استرسزا بين خود و محيط مورد استفاده قرار ميگيرند. عمدهترين سبكهاي مسئلهمدار عبارتند از: مقابله رويارويانه (تلاشهاي ستيزهجويانه براي تغيير موقعيت)، جستجوي حمايت اجتماعي (تلاش در جهت كسب حمايت هيجاني و اطلاعاتي از ديگران) و سبك حل مسئله با برنامه (تلاشهاي سنجيده مسئلهمدار براي حل موقعيت) (کریستین و رودز، 2012).
سبكهاي هيجانمدار عبارتند از شيوههايي كه بر اساس آن افراد به سطح بهينهاي از تنظيم هيجاني و توانايي برخورد با موقعيت و احساسات شديد و بحراني دست مييابد (سارنی، 1999). مهمترين اين سبكها عبارتند از: خويشتنداري (تلاش به منظور تنظيم و كنترل احساسات يك شخص)، فاصلهگيري (تلاش جهت انفصال از موقعيت)، ارزيابي مجدد و سازگاري (تلاش براي يافتن معناي مثبت در تجربه با تاكيد بر رشد شخصي) و سبك اجتناب/ گريز (تلاش براي رهايي يا اجتناب از موقعيت) (تیلور، 1999؛ به نقل از سلیگمن و نانسوکپارک، 2005).
سبكهاي مقابلهی اجتنابمدار عبارتند از راهبرد هایی که ناهشیارانه برای فاصله گرفتن و اجتناب از منبع استرس، اعم از اجتناب در سطح تفکر و انکار وجود عامل استرسزا یا اجتناب در سطح عمل، اتخاذ میشوند (کریستین و رودز، 2012).
ب) تعریف عملیاتی
در پژوهش حاضر راهبردهای مقابله با استرس با پرسشنامه مقابله با رویدادهای استرسزا پارکر و اندلر (CISS) (1990) ارزیابی میگردد. این پرسشنامه دارای 48 گویه و مشتمل بر سه شیوهی مقابلهای مسأله مدار، هیجان مدار و اجتناب مدار است.
3-6-1 سلامت روانی
الف) تعریف نظری
از نظر سازمان بهداشت جهاني (WHO) (2005) سلامت رواني عبارت است از قابليت فرد براي برقراري ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، توانايي در تغيير و اصلاح محيط اجتماعي خويش و حل مناسب و منطقي تعارضهاي هيجاني و تمايلات شخصي خود. هدف اصلي سلامت رواني كمك به تمام افراد در رسيدن به زندگي كاملتر، شادتر، هماهنگتر، شناخت وسيع و پيشگيري از بروز اختلالات خلقي، عاطفي و رفتاري است.
ب) تعریف عملیاتی
در پژوهش حاضر سلامت روانی با پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر (فرم 28 سوالی) (GHQ-28) (1979) ارزیابی میگردد. این پرسشنامه دارای 28 گویه و مشتمل بر چهار خرده مقیاس علائم جسمانی، علائم اضطرابی و اختلال خواب، كاركرد اجتماعی و علائم افسردگی است.

فصل دوم
مروری بر ادبیات پژوهش
233172051816000
در این فصل، پیشینهی پژوهش ارائه شده است. در بخش اول این فصل، متغیرهای تحقیق و نظریههای مطرح شده در رابطه با این متغیرها ارائه گردیده است تا خواننده درکی وسیعتر نسبت به متغیرها داشته باشد. در بخش دوم این فصل پژوهشهایی که در این زمینه انجام شده است، ارائه خواهد شد و در پایان جمعبندی و فرضیههای پژوهش ارائه خواهد شد.
1-2 کار
كار بخش مهمي از زندگي هر فردي به شمار ميآيد و از يكسو ميتواند شماري از نيازهاي اساسي انسان همچون پرورش روح و جسم، برقراري ارتباط اجتماعي، ايجاد حس ارزشمندي، اعتماد به نفس و شايستگي را ارضا كند (حسيني و آشتياني، 1389). بسياري از كارشناسان بهداشت روان، محيطهاي كاري را يكي از مراكز تأمين ارتقاي بهداشت رواني افراد تلقي مينمايند، زيرا محيط كار محلي است كه افراد قسمت اعظم وقت و انرژي خود را در آن صرف مينمايند (آهنگی، عابدی و فتح آبادی، 1388). اما از سوي ديگر، ممكن است منبع اصلي بروز استرس نيز باشد (حسيني و آشتياني، 1389) به گونهای که محيط كار و شرايط حاكم بر آن از قبيل سختي و زمان كار، نوع مراجعان و كيفيت رابطه با همكاران ميتواند نقش فشارزايي داشته باشد (بهروزيان، خواجهالدین، هدایی و زمانی، 1388).
امروزه در محیطهاي کار هزینه بیماريهاي مزمن مرتبط با کار در حال افزایش است که خود دلیلی آشکار براي وجود استرس شغلی میباشد (لوی و ویگمن، 2000). در دهههاي اخیر، مطالعات گوناگونی بر روي ارتباط بین کار، استرس و پیامدهاي آن در شاغلان بخش سلامت انجام شده است که در آن موضوعاتی از قبیل بهرهوري، حوادث شغلی، غیبت از کار و افزایش آسیبهاي جسمانی و ذهنی در گروههاي مختلف شغلی مورد بررسی قرار گرفتهاند (برزیده، چوبینه و طباطبایی، 1391).
2-2 سلامت روان
مفهوم سلامت روان شامل احساس دروني خوب بودن و اطمينان از كارآمدي خود، اتكاء به خود، ظرفيت رقابت، وابستگي بين نسلي و خودشكوفايي توانایيهاي بالقوه فكري و هيجاني و غيره ميباشد. البته با در نظرگرفتن تفاوتهاي بين فرهنگها، ارائه تعريف جامع از سلامت روان غيرممكن مينمايد. با وجود اين، بر سر اين امر اتفاق نظر وجود دارد كه سلامت روان چيزي فراتر از نبود اختلالات رواني است و آنچه مسلم است اين است كه حفظ سلامت روان نيز مانند سلامت جسم حائز اهميت است (شاکرینیا، 1391). بر اساس اساسنامه سازمان جهانی بهداشت، سلامت که عبارت است از رفاه کامل و نه فقدان بیماری تنها به سلامت جسمی محدود نمیشود، بلکه با جنبههای روانی و اجتماعی زندگی بشری نیز در پیوند است (جزایری، 1381). کرسینی (1999؛ به نقل از بهادریخسروشاهی و هاشمی نصرتآباد، 1390) سلامت روانی را حالت ذهنی همراه با سلامت هیجانی نسبتاً رها شده از نشانههای اضطراب و ناتوانی در برقراری روابط سازنده، مقابله با خواستهها و محرکهای تنیدگیزای زندگی تعریف کرده است. کمتر خانوادهای را می توان یافت که با اختلالات روانی روبرو نشده و یا در یک دوره دشوار به کمک و مراقبت نیازمند نشده باشند. با وجود این خود را ناآگاه نشان میدهیم و این حقایق را نادیده میگیریم و یا انکار میکنیم. شاید به این دلیل باشد که ما از بهداشت روان اطلاعات کافی نداریم که در مورد آن صحبت کنیم. به بیان دیگر نمیدانیم چه تعداد از افراد نیازمند به دریافت خدمات از این کمکها بی بهرهاند (بروتلند، 1381). بهداشت روان با جنبههای رفتاری و عاطفی زندگی روزمره و همچنین روابط میان افراد که میتواند بر روی کیفیت زندگی تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد، هم پیوند است. افزون بر این بهداشت روان با گسترش خانوادههای مستحکمتر که از پیوندهای نزدیک تر برخوردارند و میتوانند فرزندانی شاد تربیت کنند، رابطه مستقیم دارد. هدف بهداشت روان توسعه جوامعی است که ملاک احترام در آن ها توانایی های فردی و میزان کمک و حمایت از یکدیگر است (جزایری، 1381). بيماري افسردگي چهارمين مشكل فراگير بهداشتي اعلام شده از طرف سازمان بهداشت جهاني است و شدت ناتوان كنندگي آن قابل مقايسه با 8 بيماري عمدهي طبي مزمن ميباشد، پيامد وجود اين بيماري در مبتلايان به بيماري قلبي، وخيم شدن حالت جسمي و روحي آنها است (سبزمكان، هزاوهئي، حسن زاده و ربيعي، 1388).
3-2 تعریف سلامت روان
سازمان بهداشت جهاني سلامت را به صورت بهزيستي كامل فيزيك، رواني و اجتماعي تعريف ميكنند نه صرف فقدان بيماران و ناراحتي سلامت در ديدگاهي كلينگر از جنبههاي رواني، اجتماعي و فيزيكي مورد توجه قرارگرفته و رابطه آن با محيط نيز مدنظر قرار ميگيرد (كارسون، 2007). سازمان بهداشت جهانی در تعریف دیگری، بهداشت روانی را بر اساس جنبههای زیستی و اجتماعی تعریف میکند. به نظر سازمان بهداشت روانی برای فرد استعداد ایجاد روابط موزون با دیگران و استعداد شرکت در تغییرات محیط اجتماعی و طبیعی با استعداد کمک به تغییرات به شیوه سازنده قائل است. هچنین بهداشت روانی ایجاب میکند که بین تمایلات غریزی فرد هماهنگی وجود داشته باشد. در این تعریف هیچ اشارهای به بیماری نشده است (ابراهیم ، 2005). سلامت روانشناختي نيز تعريفي است كه دانشمندان روان شناسي و علوم اجتماعي و رفتاري در مورد كارآمدي و عملكرد روانشناختي متناسب انسان ارائه كردهاند (بهادرخان، 1388).
مفهوم سلامت روانی در واقع جنبهای از مفهوم کلی سلامتی است. اگر چه کلمه سلامتی برای ما شناخته شده و دارای مفهوم مشخصی است با این وجود تعریف آن آسان نبوده و برای مردم مختلف دارای معانی متفاوتی است. معنای لغوی سلامتی، کامل بودن، بی عیب و نقص بودن و مقدس بودن است (قاسمی، 1388). از قرن هفتم تا شانزدهم سلامت روان شناختي به صورت پرهيزگاري تعريف ميشد و رواننژندي نيز نوعي انفعالپذيري شيطاني محسوب ميشد. پس از قرن شانزدهم سلامت روانشناختي مجدداً‌ به صورت طبيعت گرايانه تعريف شد و همزمان با رنسانس روانپزشكي در اواخرقرن نوزدهم و پديدارشدن روان نژندي سلامت روانشناختي نوعاً‌ به صورت فقدان بيماري رواني تعريف گرديد (گنجی، 1392).
معمولاً سلامت روانشناختي را به سه شكل ميتوان تعريف كرد: نخست به معناي خودآگاهي يا فقدان خودفريبي حل تعارضات و كشمكشهاي دروني و پذيرش و پيروي ازسرنوشت و تقدير بشريت. اين تعريف توسط زنگيموند فرويد، ويليام مك دوگال، جورج كلي و بسياري از هستيگرايان و نظريه پردازان نقش مانند تين برگن و لورنز پذيرفته شده است (تئودور، 1380). تعريف دوم شامل خودشكوفايي و تحقق خود ميشود. يعني بالفعل ساختن تواناييهاي روانشناختي ذاتي و دروني فرد كه چنين امري پس از تحقق پيشرفت آرامش و صفاي دروني با استفاده از نوعي دگرگوني رواني ميسر ميشود. كارل يونگ گوردون آلپورت، انسانگرايان مانند مازلو و راجرز اين ديدگاه را پذيرفتهاند. سومين تعريف سلامت روان شناختي حدودي است كه فرد توانسته با «شبكه روابط اجتماعي پايدار يكپارچه شود». اريك اريكسون، آدلر، و بسياری از جامعه شناسان اين تعريف را پذيرفتهاند (خداپناهي، 1393). بهداشت رواني علاوه براينكه هدف هر جامعهاي به شمار ميآيد. معياري براي سلامت فرد نيز محسوب ميگردد. اين اصطلاح داراي معاني متعددي است كه از جامعهاي به جامعه ديگر، فرهنگي به فرهنگ ديگرمتفاوت است به همين دليل در روان شناسي، الگوها و ديدگاههاي متفاوتي نسبت به سلامت روان وجود دارد (اندل، 2009). در ذيل به اين ديدگاهها اشاره ميگردد.
1- معيارهاي سلامت روان يا اشخاص سالم:
بهداشت رواني علاوه براينكه هدف هر جامعهاي به شمار ميآيد. معياري براي سلامت فرد نيز محسوب ميگردد. اين اصطلاح داراي معاني متعددي است كه از جامعهاي به جامعه ديگر، فرهنگي به فرهنگ ديگرمتفاوت است به همين دليل در روان شناسي، الگوها و ديدگاههاي متفاوتي نسبت به سلامت روان وجود دارد (اندل، 2009). در ذيل به اين ديدگاهها اشاره ميگردد.
از نظر دايانسلامت روان، توانايي ما را در درك واقعيت (همانگونه كه روي ميدهد) در پاسخ دادن به چالشهاي آن و در پيش گرفتن تدابيرخردمندانه براي زندگي افزايش ميدهد. ويژگيهاي اشخاص سالم از نظر دايان به شرح زيراست:
– توانايي انجام وظيفه و مسئوليت شخصي.
– قابليت برقرار كردن روابط انساني با ديگران.
– داشتن برداشتهاي واقع بينانه از انگيزههاي ديگران.
– برخورداري از فرايند تفكر و انديشه خردمندانه و منطقي (هندرسون، 2007).
اريكسون، نظريه پرداز رواني- اجتماعي، مشخصات انسان سالم را اين گونه بيان مينمايد.
– داراي اعتماد به خود و ديگران مي باشد.
– توانايي كنترل خود و احساسات خود را دارند.
– داراي توانايي پذيرش مسئوليت و همچنين شايستگي و مهارت در امور زندگي هستند.
– هويت واحد و روشن و توانايي برقراري روابط صميمانه با ديگران هستند.
– توانايي راهنماي ديگران به خلاق بودن و پذيرش خويشتن به عنوان شخصي واحد آن چنان كه هست را دارند (كارسون، 2007).
انسانهاي سالم از نظر الكساندر (1965) داراي معيارهاي سلامت رواني ذيل هستند:
داراي فعاليت ذهني مثبت هستند. از بررسيهاي به عمل آمده چنين نتيجهگيري شده كه افراد نوروتيك و اشخاص ناسالم فاقد اين خصوصيت هستند و فعاليت مفيد ذهني ميتواند براي ارزيابي سلامت رواني مورد استفاده قرار ميگيرد.
داراي كنترل و وحدت فكر و عمل هستند. كنترل موثر يكي از مطمئنترين نشانههاي اشخاص سالم است. ويژگي وحدت فكري و عمل كه معمولاً‌ از آن به عنوان وحدت شخصيت ياد ميشود معمولاً در بيماران رواني به چشم نميخورد.
احساسات و عواطف سالم و مثبت دارند. احساساتي مانند عدم امنيت، ناشايستگي، خشم، حسادت، حقارت و گناه، نشانههاي بي نظمي عاطفي است و ميتواند منجر به بيماري رواني گردد. بر خلاف اين احساسات، پذيرش، عشق، تعلق، امنيت و شايستگي فردي، نشانههاي ثبات عاطفي و بهداشتي رواني محسوب ميشود و سلامت عاطفي بخش اصلي بهداشت رواني است.
انسانهاي سالم از آسايش و آرامش خاطر زيادي بهرهمندند. غالباً در بحث از سلامت روان اين معيار مورد اشاره قرار ميگيرد و ساير معيارهاي سازگاري و سلامت رواني به آرامش فكر مربوط ميشود.
نگرشهاي سالم نسبت به رويدادهاي زندگي يكي ديگر از ويژگيهاي انسانهاي سالم است، بهداشت رواني در حال دشمني يا تعصب يا پيش داوري و نااميدي غيرممكن است.
تصورخويشتن به عنوان فردي سالم، داشتن هويت فردي و رابطه كافي با واقعيت از ديگر مشخصات اشخاص سالم از نظر رواني است (خداپناهي، 1393).
4-2 ویژگیهای افراد سالم
برای داشتن بهداشت روانی خوب، شرایطی وجود دارد. روبرو شدن با واقعیت، سازگار شدن با تغییرات، گنجایش داشتن برای اضطرابها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به دیگران، دشمنی نکردن با دیگران و کمک کردن به مردم (بهادرخان، 1388). بنا بر تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی:
افراد سالم از نظر روان احساس راحتی میکنند. خود را آنگونه که هستند میپذیرند. از استعدادهای خود بهره مند میشوند. در مورد عیوب جسمانی و ناتوانیهای خود شکیبا بوده و از آن ناراحت نمیشوند. دیدگاه واقعگرایانه دارند و دشواریهای زندگی را سهل میانگارند. آنها وقت کمی را در نگرانی، ترس، اضطراب یا حسادت سپری میکنند، اغلب آرامند. نسبت به عقاید تازه گشاده رو بوده و دارای طیب خاطر هستند. شوخ طبع هستند و وحشتی از آن ندارند. همچنین از سیستم ارزشی برخوردارند که از تجارب شخصی شان سرچشمه میگیرد. بدین معنی که یک احساس شخصی مبنی بر درست یا غلط بودن امور دارند.
افراد دارای سلامت روان احساس خوبی نسبت به دیگران دارند آنها میکوشند دیگران را دوست بدارند و به آنان اعتماد کنند. چرا که تمایل دارند دیگران نیز آنها را دوست داشته باشند و به آنها اعتماد کنند. چنین افرادی قادرند با دیگران روابط گرمی داشته باشند و این روابط را ادامه دهند. به علایق دیگران توجه میکنند و احترام میگذارند.
قدرت روبرو شدن با نیازهای زندگی را دارند. معمولاً نسبت به اعمال فرد احساس مسئولیت میکنند و با مشکلات به همان شیوه که رخ میدهد برخورد میکنند. دارای پندارهای واقعگرا در مورد آنچه که میتوانند یا نمیتوانند انجام دهند هستند. بنابراین آنها خود را تا آنجا که ممکن است شکل میدهند و نیز تا آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار میشوند (هندرسون و همکاران، 2007).
5-2 نظريههاي سلامت روان
1-5-2 مفهوم سلامت روان در نظريات روانكاوي
1-1-5-2 نظريه زيگموندفرويد
نظريه فرويد يكي از پيچيدهترين نظريههاي روانشناسي است از نظر فرويد قسمت عمدهاي از شخصيت ما در سطح ناهشيار عمل ميكند. از انگيزههاي واقعي خودمان خبر نداريم و رفتارهايمان تحت مهار هشيار قرار ندارند. ما همگي در تعارض با خودمانيم چونكه نهاد لاجرم با سن برتر درگير خواهد شد. هيچگونه صلح و آرامش دروني در كار نخواهد بود. از آنجايي كه من ميكوشد اين تعارض دروني را حل كند، لذا دست به خود فريبي زده و بنابراين، همه ما واقعيت را تحريف ميكنيم. از نظر فرويد سلامت جسم و روان، انبساط خاطر در نهايت شادكامي و تن آرامي پديدههايي هستند كه درارتباط با محيط زيست انسانها تحقق ميپذيرند. كاركرد نامناسب نهادها و نظامهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، بهداشتي و درماني دريك جامعه در ارتباط مستقيم با بهداشت رواني و جسمي مردم آن جامعه است و سلامت افراد را دچار مخاطره ميكند، در اجتماعاتي كه انسانها تحت تأثير عوامل نامساعد محيطي مانند: حوادث طبيعي (سيل، زلزله، بيماريهاي اپيرميك، نارساييهاي ناشي از گسترش شهرهاي بزرگ (آلودگي هوا، ترافيك، محيط پرهياهو) بي عدالتي اقتصادي، جنگ، بحرانهاي اجتماعي، از هم گسيختگي خانوادگي، تضادهاي درون گروهي و برون گروهي فرهنگي مسائلي از اين قبيل قرار دارند نميتوان انتظار سلامت جسمي و رواني را داشت، هر يك از پديدههاي اجتماعي و طبيعي بالا ميتواند زندگي عادت يك شخص سالم را تحت تاثير قرارداده و آنرا از حالت طبيعي خارج كند. برابر تحقيقات انجام شده، محروميتهاي زندگي ناشي از پائين بودن طبقه اجتماعي در اختلالهاي كنشي و رواني نقش بسيار مهم داشته است (اندل، 2009).
افراد پائينترين طبقه اجتماعي، بالاترين ميزان روان درماني را در بيمارستانها داشتهاند و هر چند موقعيت اجتماعي پائينتربوده است، تشخيصهاي روانپزشكي در مراحل پيشرفتهتر بيماري صورت گرفته است. صاحبنظران معتقدند تا زماني كه مفهوم عدالت، تساوي، حقوق اجتماعي و اقتصادي و بهداشتي و درماني در جهان به نحو مطلوبي پياده نشود و توزيع عادلانه وسایل و امكانات درماني پيشگيري بيماريها به طور منصفانه صورت نگيرد امكان سلامت جسمي و رواني مطلوب براي جامعه بشري ميسر نيست. اگر به اطراف خود بنگريم متوجه ميشويم كه سازمانهاي كوچك و بزرگ اجتماعي در ارتباط با ارگانيسم انساني در فعاليت هستند. سازمانهايي مانند آموزش و پرورش، بهداشت و درمان. كار و اموراجتماعي، رفاه و بهزيستي، حقوق و اموراقتصادي و موسساتي نظير مهدكودكها، رسيدگي به امور سالمندان، امور بيسرپرستان و … باني و متولي حقوق اجتماعي و درماني افراد جامعه هستند. سرنوشت بهداشت رواني و جسمي افراد جامعه در حال آينده با توجه به كاركرد اين موسسه ها تعيين ميشود (فونس و همکاران، 2008).
به نظرفرويد اكثرمردم به درجات مختلف رواننژند هستند و سلامت روان شناختي يك ايده آل است نه يك هنجار آماري، به عقيده فرويد ويژگيهاي خاصي براي سلامت روان شناختي ضرورت دارد نخستين ويژگي خودآگاهي است. يعني هر آنچه كه ممكن است در ناخودآگاه موجب مشكل شود بايستي خودآگاه شود (خداپناهی، 1393). خودآگاهي حقيقي ممكن نيست مگر اينكه كنترل غيرواقعي و غيرضروري يا زايد “من برتر” درهم شكسته شود. زيرا گنجايش ناخودآگاه من برتر بازتابي از تحريمها،‌ ممنوعيتها وايده آلهاي والدين فرد است و اين مسايل در انسان نوعي احترام غيرمنطقي و انعطافپذير جايگزين وجدان سختگير و اخلاقي بشود. خودآگاهي عنصر اصلي سلامت روان شناختي است و در شخصي بالغ و پخته واپس زني تمايلات غريزي جايگزين محكوميت آنها ميشود (هندرسون و همکاران، 2007). به نظر فرويد خودآگاهي براي سلامت روانشناختي كفايت كننده نيست. فرويد بيگانگي منطقي از علاقمنديها و اشتياقات عمومي را معيار نهايي سلامت روانشناختي ميداند. شكاكيت و بدبيني پيرامون ايدئولوژيهاي اجتماعي و رهبري سياسي و ترويج كامل فردگرايي، از تعيين كنندههاي نهايي خصايص انسان بالغ و پخته هستند (میلانیفر، 1389).
به عقيده فرويد انسان متعارف كسي است كه مراحل رشد دوران جنسي را با موفقيت گذرانيده باشد و در هيچ يك از مراحل بيش از حد تثبيت نشده باشد. به نظر او كمتر انساني متعارف به حساب ميآيد و هر فردي به نحوي از انحاء‌ نامتعارف است. فرويد از حيطه روانشناسي انسان نامتعارف را به دو گروه روان نژند و روان پريش تقسيم ميكند و هسته مركزي بيماري رواني را، اضطراب ميداند (چان پينگ، 2009).
2-1-5-2 نظريه كارل يونگ
ويژگي اشخاص سالم، از نظر يونگ پذيرش ناشناخته و مرموز است. همانطوركه يونگ در زندگي خودش پذيرفت. چون اينها تنها آفريده عقل نيستند، ميتوانند عوامل نامعقول را به ناهشيارهشياري راه دهند. با آن كه از كاربرد عقل و منطق دست بر نميدارند، به روياها و تخيلات توجه ميكنند و با نيروهاي ناهشيار به تعديل كردن فرآيندهاي هشيار ميپردازند. همچنين ناشناخته و مرموز ميتواند پديدارهاي مابعد الطبيعي و معني، از اعتقاد به غيب گرفته تا اعتقاد به خداوند را در بربگيرد (میلانیفر، 1389). به نظر يونگ سلامت روانشناختي و خودشناسي يكسان هستند. تحقق خود با سه معيارمشخص ميشود: نخست بايستي واپس زني تخليه شود، تنشهايي بين كنشها و نگرشهاي ناخودآگاه و خودآگاه به آرامشي مبدل شوند تا فرد بتواند از راه معرفت خود به آرامش و صفاي دروني برسد. دوم فرد بايستي بين نمادين ناخودآگاه را درك كند. سوم شخص بتواند از طريق ايمان شخصي به نماد يا اسطوره خصوصي خودشناسي نزديك شود. به نظر يونگ خودشناسي و خود بودن حالت گريز از بودن و ميل به شدن است (خداپناهي، 1393).
3-1-5-2 دیدگاه کارن هورنای
به عقیده وی انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگیهاست: الف) احساس عدم امنیت نمیکند و لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است. ب) قدرتمندی نیازهای دهگانه در او خفیف است، به علاوه قابلیت تغییر و تحول و جایگزینی این نیازها را دارد. ج) انسان سالم از هر سه نوع طبقه کلی نیازها با توجه به اوضاع و احوال متناسب استفاده میکند، در حالی که کودکان فقط به سوی دیگران میروند، نوجوانان در مقابل دیگران میایستند و سالمندان از دیگران دوری میکنند. د) انسان سالم به دلیل آگاهی از “خود واقعیاش” و استعدادهای بالقوه خود تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهدهدار میشود. هـ) خودشناسی و کوشش برای تحقق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است. و) شخیت و دگرگونی انسان سالم به عهده خود او است نه محیط و اجتماع. ز) انسان سالم خودآگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگانیاش را حل میکند، لذا به دیگران وابستگی ندارد.
4-1-5-2 دیدگاه اریک برن
نظریه “تحلیل ارتباط محاورهای” اریک برن در واقع سازشی است بین روانکاوی و ارتباط متقابل. مختصر اینکه اریک برن معتقد است که انسان برخوردار از سلامت روان شناختی دارای این ویژگیها است:
بین حالتهای من او (من والدینی، من کودکی و من بزرگسالی) تعادل برقرار است و در صورت به هم خوردن این تعادل، توانایی سازماندهی مجدد شخصیتش را دارد.
نتیجهگیری بین فرد سالم بر اساس وضعیت چهارم (من خوب هستم، تو خوب هستی) است، زیرا سه حالت قبلی به کودکان اختصاص دارند و الگوی شخصیت کودکی و افراد نابالغ هستند.
انسان سالم در هر لحظه از نوع حالت نفسانی خودش آگاهی دارد. چون رفتار نانسان مبتنی بر مجموعهای از احساسات، اخلافیات و کنترل اگاهانه است.
شخصیت طبیعی و سالم سازمان یافته است و مرزهای شخصیتی آن مشخص شده و در عین حال نفوذپذیر است و در هنگام رویارویی با تعارضات شدید درونی، به صورت آگاهانه به گونهای از این بخشها استفاده میکند که هر کدام نقش متناسب خودشان را انجام دهند.
شخصیت سالم در ابعادی مختلف شخصیتش “تعصب و تغییرناپذیری” ندارد و چنین فردی ضمن شناختن الگوهای موفقیت آمیز رفتاری و اگاهی از تصاد ها و تشابهات درونی خودش، آزادی انتخاب بیشتری دارد.
فرد سالم مسئولیتش رفتار و تفکرش را میپذیرد و رفتار او با دیگران آگاهانه و مبتنی بر صمیمیت و علاقه است.
انسان سالم علاوه بر تصمیم گیری و انتخاب آگاهانه در زمان حال زندگی میکند نه در گذشته یا آینده.
مبنای فعالیت در نظریه برن، نیاز به تشخیص و منزلت است. یعنی اینکه فرد هم مورد احترام دیگران واقع شود و هم برای دیگران احترام قابل شود و شخصیت سالم نیز بایستی چنین خصوصیتی را در تعامل با مردم و جامعه داشته باشد (خداپناهي، 1393).
5-1-5-2 دیدگاه هری استاک سالیوان
نظریه سالیون با عنوان “نظریه روابط بین فردی” شهرزت یافته است. بنابر نظریه سالیوان شخصیت «الگوی نسبتاً پایدار و مکرر موقعیتهای بین فردی است که زندگی انسان را مشخص میکند.» به عقیده وی انسان از بدو تولد تا مرگ تحت تاثیر روابط بین فردی است و افکار و احساسات او نیز متأثر از این امر است. گر چه وی اهمیت وراثت و رشد را انکار نمیکند، اما انسان را محصول تکامل اجتماعی میداند.
نظریه شخصیت سالیون ویژگیهای سلامت روان شناختی را از دیدگاه او عنوان میکنیم:
شخصیت برخوردار از سلامت روان شناختی “انعطاف پذیر” است و با توجه به موقعیتهای بین فردی نوین، در روابطش با دیگران به صورت متناسب تغییرپذیر است.
فرد سالم قادر به تمایزگذاری بین افزایش و کاهش “تنش” است و رفتار او در جهت کاهش تنش معطوف میشود.
به گفته سالیوان شخصیت سالم بایستی بنا بر گفته چارلز اسپیرمن همیشه در حال “آموزش و فراگیری روابط و ارتباطات” باشد.
زندگی شخص برخوردار از سلامت روان، دارای جهت یافتگی است. بدین معنی که امیالش را به خوبی یکپارچه میسازد که منجر به رضایتمندی شود یا اضطراب او را نسبتاً کم کند یا از بین ببرد. بنابراین شخصیت سالم کسی است که دستگاه روانی او حداقل تنش را داشته باشد و چنین فردی معمولاً روابط اجتماعی انعطاف پذیر، واقعی و اعتمادآمیز دارد.
2-5-2 رویکرد روان شناختی
1-2-5-2 دیدگاه کنراد لورنز
لورنز پایه گذار شاخه گردار شناسی در رشته زیست شناسی است . کردار شناسی از لحاظ لغوی به معنای خلق و منش است ، اما امروز به معنای مطالعه علمی رفتار حیوانات است . انسان دارای سلامت روانشناختی از دیدگاه لورنز کسی است که حداکثر استفاده را از عقل و خرد می نماید ، نسبت به تکانه های پرخاشگرانه اش اگاهی دارد و انها را در جهت مورد قبول انسانی سوق می دهد و به بهترین شکل با استفاده از مکانیزم والایش خشم خود را از این راه هنر ، علم و … به شیوه ای مفید تبدیل کند. همچنین در مواقع تنش برای کاستن ان از شیوه های بی خطر برای ابراز پرخاشگریش استفاده میکند. سعی در گسترش روابط صمیمانه با افراد و اجتماع دارد. از معرفت و مزاح به عنوان دو مایه امید پیشرفت بهترین استفاده را میجوید. به عقیده لورنز اگر انسان از این شیوه ها بهره بگیرد می تواند سایق پرخاشگری خود را در حد قابل تحملی کنترل کند (خداپناهي، 1393).
2-2-5-2 دیدگاه مک دوگال
سلامت روان شناختی از دیدگاه مک دوگال بایستی بر سه نکته تاکید نماییم . نخست اینکه مک دوگال و یونگ از لحاظ اعتقاد به اهمیت یکپارچگی و وحدت برای بلوغ شخصیت هم عقیده هستند. دوم مک دوگال بر خلاف فروید بلوغ روان شناختی را در قالب وحدت و یکپارچگی تعریف می کند نه افزایش آگاهی و هوشیاری . به عقیده وی مجموع کل فعالیت روانی نیمه هشیار یک فرد سالم و روان نژند یکسان است و تفاوت این دو فقط این است که فرد سالم تعداد تعارضات نیمه هشیار کمتری دارد. سوم مک دوگال ضمن عدم توافق شدید با فروید، سلامت روان شناختی و رشد شخصیت را یکی میداند. مک دوگال مدافع رسمی روان شناسی غایت نگر است. ویژگیهای رفتار هدفمند به نظر وی عبارتند از:
نوعی خود انگیختگی فعالیت، یعنی فعالیتی که از درون ارگانیزم آغاز شده باشد و نه ناشی از نیروهای خارجی صرف باشد.
فعالیت هدفمند به طور مستقل استمرار مییابد.
حرکتهای مستمر دارای تغییر مسیر میباشند.
رفتار هدفمند به محض آنکه تغییر خاصی را به وجود آورد، متوقف میگردد.
رفتار هدفمند ارگانیزم را برای وضعیتی آماده میسازد که آن وضعیت به ایجاد عمل مورد نظر کمک نماید.
رفتار هدفمند موجب بهبودی فعالیت ارگانیزم در شرایط مشابه میگردد.
فعالیت و رفتار واکنش کل ارگانیزم است، یعنی فرایندهای تمام اجزای ارگانیزم به نحوی سازگار می شوند که پیگیری بهتر هدف طبیعی آن را تشویق نماید .بنابراین شخص دارای سلامت روان در نظریه غایت نگر مک دوگال ، کسی است نهایت به نوعی ایده آل اخلاقی صادقانه وفادار بماند.
3-2-5-2 دیدگاه اسکینر
اسکینر استاد دانشگاه هاروارد از 1948 به بعد یکی از روانشناسان تجربی و صاحب نفوذ در سنت رفتار گرایی بوده است. سلامت روانی و انسان سالم به عقیده اسکینر معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است، و چنین انسانی وقتی با مشکل روبرو شود از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبودی و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد . بعلاوه انسان بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم بپندارد و بداند که رفتار او تابعی از محیط است و هر رفتار توسط محدودی از عوامل محیطی مشخص می گردد. انسان سالم کسی است که از تاییدات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب ، از محیط و اطرافیانش دریافت کند . فرد سالم کسی است که بتواند با هر روشی بیشتر از اصول علمی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال هدفمندی ، غایت نگری و امثالهم را کنار بگذارد.
4-2-5-2 دیدگاه صفات موری
به عقیده موری تاریخچه پیشین زندگی فرد به همان اندازه زمان حال و محیط او حائز اهمیت است . موری موضع روان شناختی انسانگرایانه و خوش بینانه ای دارد. به علاوه به عقیده وی «من» سرکوبگر و مهار کننده نیست . «من» موجب سازماندهی و یکپارچگی رفتار می شود و بخشی از سازماندهی آن نیز برای تسهیل ظهور تکانه های «نهاد» است . به عقیده موری «قدرتمندی من» از تعیین کننده های با اهمیت سازگاری و سلامت روان شناختی فرد است. هر چه فاصله بین من ایده آل و من برتر کمتر باشد ، سلامت روانشناختی و سازگاری فرد بیشتر خواهد بود . هرگاه که من برتر مسلط شود و من ایده آل سرکوب شود فرد به بهزیستی جامعه اش خواهد اندیشید. به علاوه موری عقیده داشت که انسان نیاز به «تخیل و خلاقیت » دارد ، انسان تمایل به تجسم و ساختن دارد و در صورت موفقیت در تجسم و آفرینش ، انسان سالم خواهد ماند . تخیل و آفرینشگری قویترین حالات شخصیت هستند و فردی که اینها را به منصفه بروز برساند، از لحاظ روان شناختی سالم است. فرد سالم کسی است که در نیازهایش تعارض و کشمکش نداشته باشد.

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *