*262-1

26670-659765
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد خوراسگان
گروه امور فرهنگي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته امور فرهنگي
گرايش برنامه ريزي فرهنگي
عنوان
مشکلات فرهنگي زندگي خوابگاهي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد در سال تحصيلي 90-89
استاد راهنما
دکتر سيدعليرضا افشاني
استاد مشاور
دکتر عباس عسکري ندوشن
نگارنده:
مجيد سفيد
اسفند ماه 1390

سپاسگزاري
سپاس و ستايش خداي را که بخشنده هر عطاست و زيبنده هر ثنا، يگانه‌اي که انسان را به زيور علم و فرهنگ و معرفت بياراست و با لطف و مرحمت خود به من توان قدم نهادن در راه تحصيل علم و دانش را عطا نمود.
و اگر نبود محبت وگذشت و همت اساتيد بزرگوارم اين تحقيق انجام نميگرفت در اينجا لازم است از آنها تشکر و قدرداني نمايم:
از استاد ارجمندم جناب آقاي دکتر افشاني که عليرغم مشغله فراوان، راهنماي اين پژوهش بوده و با ايثار خود، صبورانه و با دقت نظر تا پايان راه پذيرايم بوده‌اند از اعماق جان سپاسگزارم.
از استاد گرامي جناب آقاي دکتر عسکري ندوشن استاد مشاور اين پژوهش نيز که همواره از حمايت و راهنمايي ايشان بهره‌مند بوده‌ام بي‌نهايت متشکرم.
نهايت سپاس صميمانه خود را به سرکار خانم دکتر قلي زاده مديرگروه محترم رشته‌ام که همواره با سعه‌صـدر فراوان عالمانه و عاشقانه به تدريس فرهنگ ميپرداختند و ما را فرهنگ تدريس مي‌آموختند، نثار مينمايم.
از اساتيد برجستهام که در اين چند سال رنج و محنت فراوان برايم کشيدند بهويژه جناب آقاي دکتر اسماعيلي و سرکار خانم دکتر تقيپور و نيز جناب آقاي دکتر ابراهيمزاده نهايت قدرداني را دارم.
و در پايان لازم است از کليه افرادي که به هر نحوي در به ثمر رساندن اين پژوهش مرا مساعدت نمودهاند بويژه جناب آقاي دکتر غفوري معاون محترم فرهنگي دانشگاه يزد و جناب آقاي دکتر ميرفخرالديني معاون محترم دانشجويي دانشگاه يزد و سرکار خانم ذاکري‌هامانه قدرداني نمايم و توفيق و سلامتي روزافزون آنان را از خداوند بزرگ خواستار باشم.

تقديم
فرصتي شد تا بتوانم اين سرمايه ناچيز و اين اندک بيدامنه که به فضل پروردگار و لطف و مدد الهي گردآوردهام را به ساحت مقدس امام جود و تقوي حضرت جوادالائمه عليـهالسلام تقديم نمايم. باشـد که در پرتو انوار لطفش پيش پايي ببينم و از برکات نام و ياد قدسي‌اش کام خود بجويم.
و نيز تقديم به پدر و مادرم که همواره برايم تنديس عشق و صبر و ايثارند و تقديم به همسرم و دخترم که هر آن شوق زيستن را در وجودم به جوشش در ميآورند.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول: كليات تحقيق
1 – 1 – مقدمه 2
1 – 2 – بيان مسأله 4
1 – 3 – ضرورت و اهميت تحقيق7
1 – 4 – اهداف تحقيق8
1 – 5 – فرضيات تحقيق9
1- 6 – تعاريف نظري و عملياتي9
1- 6 – 1 تعاريف نظري9
1- 6 – 2 تعاريف عملياتي11
فصل دوم: مروري بر تحقيقات انجام شده
2 – 1- مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………..13
2 – 2 – تعاريف فرهنگ14
2 – 3 – اجزا و اعتقادات فرهنگي16
2 – 4 – انواع فرهنگ17
2-4-1- فرهنگ دانشگاهی…………………………………………………………………………………………………….18
2 – 5 – ويژگي‌هاي فرهنگ 21
2 – 6 – کارکردهاي فرهنگ 23
2-7- فرهنگ در مکتب اسلام …………………………………………………………………………………………………23
2-7-1 فرهنگ از منظر امام خمینی ………………………………………………………………………………………….25
2-7-2 فرهنگ از منظر آیت الله خامنه ای …………………………………………………………………………………26
2-7-3 فرهنگ از منظر علامه جعفری ………………………………………………………………………………………28
2- 8 – جامعه هنجار ارزش و فرهنگ……………………………………………………………………………………..29
2 – 9 – جنبه‌هاي اميک و اتيک فرهنگ29
2 – 10 – بازتوليد فرهنگ 31
2 – 11 – عوامل مؤثر بر فرهنگ پذيري32
2 – 12 – مفاهيم خرده‌فرهنگ و ضدفرهنگ33
2 – 13 – منشا گوناگوني درون فرهنگ‌ها35
2 – 14 – روش‌هاي ارتباط فرهنگي و موانع موجود بر سر راه روابط بين فرهنگي36
2 – 15 – توسعه‌ي فرهنگي36
2 – 16 – دانشگاه وتوسعه فرهنگي37
2 – 17- مسائل و مشکلات فرهنگي40
2 – 18 – مشکلات دانشجويان مهاجر41
2 – 19 – محيط خوابگاه و مشکلات فرهنگي اجتماعي43
2 –20 – خوابگاه به مثابه جوامعي براي يادگيري47
2 – 21 – رهيافت‌هاي نظري49
2 – 21 – 1 – ضربه فرهنگي تريانديس 49
2 – 21 – 2 – ريشه فرهنگي تضادهاي گروهي بيلز50
2 – 21 – 3 – وجدان جمعي دورکيم51
2 – 21 – 4 – کنش اجتماعي پارسونز 54
2 – 21 – 5 – ساختار اجتماعي پيتر بلاو56
2 – 21 – 6 – کنش متقابل هومنز60
2 – 21 – 7 – عامليت و فرهنگ مارگارت آرچر61
2 – 21 – 8 – رابرت عذرا پارک62
2 – 21 – 9 – ديدگاه فيشر63
2 – 22 – چهارچوب نظری تحقیق64
2 – 25 – پيشينه تحقيق68
2 – 25 – 1 – پيشينه داخلي تحقيق68
2 – 25 – 2 – پيشينه خارجي تحقيق70
2 – 26 – خلاصه و نتيجه‌گيري72

فصل سوم: مواد و روش‌ها
3-1- مقدمه 74
3-2- روش تحقيق74
3 – 3 – جامعه آماري75
3 – 4 – حجم نمونه75
3 – 5 – شيوه نمونه‌گيري76
3 – 6 – ابزار گردآوري دادهšها76
3 – 7 – پايايي و اعتبار77
3 – 8 – تکنيکšهاي تجزيه و تحليل دادهšها78
فصل چهارم: نتايج تحقيق
4-1- مقدمه80
4-2- يافته‌هاي توصيفي تحقيق81
4-3- ابعاد مشکلات فرهنگی89
4 – 4 يافته‌هاي استنباطي129
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
5 – 1 – مقدمه138
5 – 2 – يافته هاي تحقيق139
5 – 3 – پيشنهادات کاربردي 141
5-4- پيشنهاد براي تحقيقات آتي……………………………………………………………………………………………..142
منابع و مآخذ143
ضمائم148
فهرست جداول
جدول(3-1) اجزاي تشکيل دهنده فرمول کوکران75
جدول(3-2) تناسب حجم نمونه با حجم جامعه آماري76
جدول(3-3) سطح سنجش متغيرهاي تحقيق77
جدول(4-1) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب وضعيت تأهل81
جدول(4-2) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب رشته تحصيلي82
جدول(4-3) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب مقطع تحصيلي83
جدول(4-4) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ترم84
جدول(4-5) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب تعداد اعضاي خانواده85
جدول (4-6) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب تعداد ترم‌هاي حضور در خوابگاه از ابتداي دوران دانشجويي86
جدول(4-7) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب نوع منزل مسكوني87
جدول(4-8) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب وضعيت اشتغال88
جدول(4-9) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان مطلوبيت تراکم جمعيت در اتاقها89
جدول(4-10) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان مطلوبيت سالن مطالعه90
جدول(4-11) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان دسترسي به کامپيوتر91
جدول(4-12) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان دسترسي به اينترنت……….92
جدول(4-13) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان دسترسي آسان به مراکز رفاهي و خدماتي بيرون از خوابگاه مغازه، کافي‌نت و…93
جدول(4-14) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب مطلوبيت مديريت خوابگاه شيوه برخورد،حل مشکلات و…94
جدول(4-15) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان امکانات تفريحي و رفاهي فضاي سبز، سالن سمعي بصري و…95
جدول(4 – 16) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نااميدي نسبت به آينده بازار شغل،ازوداج مناسب و… 96
جدول(4-17) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان احساس کسالت و خستگي مداوم97
جدول(4-18) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان تاثيرپذيري از ديگران98
جدول(4-19) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان انزوا و کناره‌گيري از ديگران99
جدول(4-20) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان فکر کردن به مرگ و خودکشي100
جدول(4-21) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان ابتلاشدن به بيماري به دليل عدمرعايت بهداشت ونظافت توسط ديگران101
جدول(4-22) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان کمرويي در برقراري روابط اجتماعي با هم اتاقي‌ها102
جدول(4-23) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان مصرف سيگار به طور مداوم103
جدول(4- 24) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان استفاده تفنني ازموادمخدرجديدوصنعتي شامل قرص روانگردان، شيشه و… 104
جدول(4-25) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان استفاده از قرصهاي ريتالين يا قرصهاي مشابه ديگر هنگام امتحانات105
جدول(4-26) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان مصرف سيگار بصورت تفنني ويا درجمع دوستان106
جدول(4-27) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان تماس تلفني با جنس مخالف107
جدول(4-28) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان مشاهده رفتارهاي جنسي انحرافي در محيط خوابگاه108
جدول(4-29) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان اختلاف بين شرايط خانواده و خوابگاه109
جدول(4-30) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان وابستگي بيش از حد به خانواده110
جدول(4-31) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان فشار رواني دوري از خانواده111
جدول(4-32) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نگراني ازبي‌توجهي به اعمال و اعتقادات ديني‌ام بدليل تضاد با فرهنگ‌هاي ديگر112
جدول(4-33) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان ناآشنايي با ويژگيهاي فرهنگي اجتماعي ساکنان شهر يزد113
جدول(4-34) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان داشتن مشکل دربرقراري رابطه تکلمي مناسب با هم اتاقي‌ها114
جدول (4-35) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان داشتن مشکل برقراري رابطه تکلمي مناسب با شهروندان يزدي جهت خريد و… 115
جدول(4-36) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان درگيريهاي لفظي با دانشجويان قوميت‌هاي ديگر116
جدول( 4-37) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب نزاع و درگيري با فرق و مذاهب ديگر اختلاف شيعه وسني 117
جدول(4-38) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نفوذ عرفانهاي کاذب در محيط خوابگاه118
جدول(4-39) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان رشد تبليغات سوء در مورد واجبات ديني نماز، روزه و…119
جدول(4-40) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان ايجاد مزاحمت ناشي ازبرگزاري آداب ورسوم محلي توسط ديگر دانشجويان120
جدول(4-41) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان اختلال در تنظيم ساعت خواب و برنامه‌هاي شخصي بدليل مزاحمت هم‌ا‌‌تاقيها121
جدول(4-42) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان مزاحمتهاي ناشي ازگوشدادن به ضبط و مواردي ازاين قيبل توسط دانشجويان ديگر122
جدول(4-43) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان نگراني از افزايش رد و بدل شدن فيلم‌هاي مبتذل در خوابگاه.123
جدول(4-44) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نگراني از رشد مدها و الگوهاي فرهنگ غربي در خوابگاه124
جدول(4-45) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان نگراني ازگسترش بي بندوباري در خوابگاه از طريق بلوتوث125
جدول(4-46) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان احتمال سرقت از پول و وسايل شخصي‌ام126
جدول(4-47) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان نگراني از مزاحمت وتعرض دانشجويان ديگر مانند درگيري و نزاع و…127
جدول(4-48) به طور کلي در محيط خوابگاه چقدر احساس امنيت مي‌کنيد؟128
جدول(4-49)خروجي آزمون تي تک‌نمونه‌اي براي سنجش ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان129
جدول(4-50) خروجي آزمون تحليل واريانس براي آزمون تفاوت ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان برحسب رشته تحصيلي130
جدول(4-51) خروجي ضريب همبستگي اسپيرمن براي آزمون رابطه ميزان تحصيلات پدر و مشکلات فرهنگي130
جدول(4-52) خروجي ضريب همبستگي اسپيرمن براي آزمون رابطه ميزان تحصيلات مادرو مشکلات فرهنگي131
جدول(4-53) خروجي ضريب همبستگي پيرسون براي آزمون رابطه تعداد ترم‌هاي حضور درخوابگاه و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان131
جدول(4-54) خروجي آزمون تيبرايمقايسهميانگينميزانمشکلات فرهنگيدانشجويان مقطع کارشناسي بادانشجويان کارشناسي ارشدودکتري 132
جدول(4-55) خروجي آزمون تي براي مقايسه ميانگين ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان مجردو متأهل133
جدول(4-56)خروجي ضريب همبستگي پيرسون براي آزمون رابطه پايگاه اقتصادي اجتماعي خانواده و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان134
جدول(4-57) خروجي ضريب همبستگي پيرسون براي آزمون رابطه ميزان دينداري و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان135
جدول(4-58) خروجي ضريب همبستگي پيرسون براي آزمون رابطه ميزان کنترل اجتماعي و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان136
جدول(4-59)خروجي ضريب همبستگي پيرسون براي آزمون رابطه ميزان سرمايه اجتماعي وميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان136
فهرست نمودارها
شکل(4-1) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب وضعيت تأهل81
شکل(4-2) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب رشته تحصيلي82
شکل(4-3) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب مقطع تحصيلي83
شکل(4-4) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ترم84
شکل(4-5) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب تعداد اعضاي خانواده85
شکل(4-6) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب تعداد ترم‌هاي حضور در خوابگاه از ابتداي دوران دانشجويي86
شکل(4-7) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب نوع منزل مسكوني87
شکل(4-8) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب وضعيت اشتغال88
شکل(4-9) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان دسترسي به اينترنت89
شکل(4-10) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان مطلوبيت تراکم جمعيت در اتاقها90
شکل(4-11) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان مطلوبيت سالن مطالعه91
شکل(4-12) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان دسترسي به کامپيوتر92
شکل(4-13) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان دسترسيآسان به مراکزرفاهيوخدماتي بيرون ازخوابگاه مغازه،کافي‌نت و..93
شکل(4-14) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب مطلوبيت مديريت خوابگاه شيوه برخورد،حل مشکلات و…94
شکل(4-15) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان امکانات تفريحي ورفاهي فضاي سبز،سالن سمعي بصري و…95
شکل(4 – 16) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نااميدي نسبت به آينده بازار شغل، ازوداج مناسب و…96
شکل(4-17) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان احساس کسالت و خستگي مداوم97
شکل(4-18) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان تاثيرپذيري از ديگران98
شکل(4-19) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان انزوا و کناره‌گيري از ديگران99
شکل(4-20) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان فکر کردن به مرگ و خودکشي100
شکل(4-21)توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان ابتلا شدن به بيماري به دليل عدم رعايت بهداشت و نظافت توسط ديگران101
شکل(4-22) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان کمرويي در برقراري روابط اجتماعي با هم اتاقي‌ها102
شکل(4-23) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان مصرف سيگار به طور مداوم103
شکل(4- 24)توزيع فراوانيپاسخگويان برحسب ميزان استفاده تفنني ازموادمخدرجديدوصنعتيشاملقرصروانگردان، شيشه و… 104
شکل(4-25) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان استفاده از قرص‌هاي ريتالين يا قرص‌هاي مشابه ديگر هنگام امتحانات105
شکل(4-26) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان مصرف سيگار بصورت تفنني و يا در جمع دوستان106
شکل(4-27) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان تماس تلفني با جنس مخالف107
شکل(4-28)توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان مشاهده رفتارهاي جنسي انحرافي در محيط خوابگاه108
شکل(4-29) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان اختلاف بين شرايط خانواده و خوابگاه109
شکل(4-30) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان وابستگي بيش از حد به خانواده110
شکل(4-31) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان فشار رواني دوري از خانواده111
شکل(4-32) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نگراني از بي توجهي به اعمال و اعتقادات ديني‌ام بدليل تضاد با فرهنگ‌هاي ديگر112
شکل(4-33) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان ناآشنايي با ويژگي‌هاي فرهنگي اجتماعي ساکنان شهر يزد113
شکل(4-34) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان داشتن مشکل در برقراري رابطه تکلمي مناسب با هم اتاقي‌ها114
شکل(4-35) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان داشتن مشکل برقراري رابطه تکلمي مناسب با شهروندان يزدي جهت خريدو … 115
شکل(4-36) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان درگيريهاي لفظي با دانشجويان قوميت‌هاي ديگر116
شکل(4-37) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب نزاع و درگيري با فرق و مذاهب ديگر اختلاف شيعه و سني 117
شکل(4-38) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نفوذ عرفانهاي کاذب در محيط خوابگاه118
شکل(4-39) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان رشد تبليغات سوء در مورد واجبات ديني نماز، روزه و… 119
شکل(4-40) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان ايجاد مزاحمت ناشي از برگزاري آداب ورسوم محلي توسط ديگر دانشجويان120
شکل(4-41) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان اختلال در تنظيم ساعت خواب و برنامه‌هاي شخصي بدليل مزاحمت هم‌ا‌‌تاقيها121
شکل(4-42) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان مزاحمتهاي ناشي از گوش دادن به ضبط و مواردي از اين قيبل توسط دانشجويان ديگر122
شکل(4-43) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان نگراني از افزايش رد و بدل شدن فيلم‌هاي مبتذل در خوابگاه123
شکل(4-44) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نگراني از رشد مدها و الگوهاي فرهنگ غربي در خوابگاه124
شکل(4-45) توزيع فراواني پاسخگويان برحسب ميزان نگراني ازگسترش بي بندوباري در خوابگاه از طريق بلوتوث125
شکل(4-46) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان احتمال سرقت از پول و وسايل شخصي‌ام126
شکل(4-47) توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان نگراني از مزاحمت و تعرض دانشجويان ديگ مانند درگيري و نزاع و..127
شکل(4-48) به طور کلي در محيط خوابگاه چقدر احساس امنيت مي‌کنيد؟128
شکل(4-49) مقايسه ميانگين ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان مقطع کارشناسي با دانشجويان کارشناسي ارشدودکتري133
شکل(4-50) مقايسه ميانگين ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان مجرد و متأهل134
شکل(4-51) رابطه ميزان دينداري و ميزان مشکلات فرهنگي135
شکل(4-52) رابطه ميزان سرمايه اجتماعي و ميزان مشکلات فرهنگي137
چکيده
هدف اين پژوهش، بررسي مشکلات فرهنگي زندگي خوابگاهي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد در سال تحصيلي 90-89 بود. اين تحقيق با روش پيمايش انجام شده و براي تدوين چارچوب نظري تحقيق و مروري بر تحقيقات پيشين از روش کتابخانه‎اي (اسنادي) استفاده گرديده است. جامعه آماري در اين تحقيق، کليه دانشجويان ساکن در خوابگاه‌هاي پسرانه دانشگاه يزد در سال تحصيلي 90-89 بودند که تعداد کل آنšها 2460 نفر بوده که از اين تعداد، 345 نفر به شيوه تصادفي انتخاب شده‌اند. ابزار مورد استفاده در اين تحقيق، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. ضريب آلفاي کرونباخ براي متغير مشکلات فرهنگي برابر 88/0 شده است. براي تجزيه و تحليل دادهšها در سطح توصيفي از جداول يک بعدي، فراواني، درصد ستوني و ترسيم نمودار و در سطح استنباطي براي آزمون فرضيات از آزمون št، ضريب همبستگي پيرسون و تحليل واريانس استفاده شد. نتايج نشان داد که مشکلات فرهنگي دانشجويان به طور معني‌داري (000/0 = P) کمتر از متوسط بود. ميزان مشکلات فرهنگي در بين دانشجويان کارشناسي بيش از دانشجويان کارشناسي ارشد و دکتري (008/0 = P) و در بين دانشجويان مجرد بيش از دانشجويان متأهل (015/0 = P) بود.
واژگان کليدي: مشکلات فرهنگي، دانشجو، خوابگاه، کنترل اجتماعي، دينداري

فصل اول
کليات تحقيق
1 – 1 – مقدمه
مسأله ادامه تحصيل و رشد و ارتقاي علمي، يکي از نيازهاي رو به رشد جوامع امروز مي‌باشد که جوانان مستعد و پر تلاش را به سمت و سوي خود جذب کرده است. از آنجا که دانشگاه‌ها در مراکز شهرهاي بزرگ قرار دارند و از طرفي تنوع رشته‌ها به حدي است که امکان ارائه آن در همه‌ي دانشگاه‌ها نيست، بلکه هر دانشگاهي تعداد معدودي رشته را ارائه مي‌نمايد. چاره‌اي جزء ترک شهر و ديار نيست. در اکثر دانشگاه‌ها، خوابگاه‌هايي پيش‌بيني شده که محل استقرار دانشجويان غيربومي مي‌باشد و اين يعني زندگي با فرهنگ‌هاي مختلف. آداب و رسوم و گويش و پوشش متفاوت خوابگاه را به محل تبلور و تظاهرانواع و اقسام فرهنگ‌ها و خرده فرهنگ تبديل مي‌کند (فروتن، 1389).
اگر دانشجوي غيربومي با فرهنگ محل تحصيل خود سازگار نباشد با محيط اجتماعي جديد ارتباط برقرار نمي‌نمايد و در محدوده ارزش‌هاي شخصي خود زنداني مي‌شود و زمينه افسردگي روحي، افت تحصيلي و ناهنجاري‌هاي اجتماعي براي او فراهم مي‌گردد و اگر امکانات فرهنگي، تفريحي و ورزشي دانشگاه و شهر محل تحصيل کم باشد دانشجو نمي‌تواند از اوقات فراغت خود استفاده مطلوب بنمايد در نتيجه زمينه بروز ناهنجاري‌هاي اجتماعي براي او فراهم مي‌گردد.
دانشجوي غيربومي کسي است که از منطقه‌اي به منطقه‌ي ديگر براي ادامه تحصيل عزيمت مي‌نمايد. بنابراين يک مهاجر محسوب مي‌گردد و هر شخص مهاجر متشکل از سه جزء نظام شخصيتي، فرهنگي و اجتماعي مرتبط است. نظام شخصيتي مهاجر با کنش فردي او ارتباط دارد و راهنماي کنش‌هاي فردي و رواني او است. نظام فرهنگي مهاجر متشکل از ارزش‌ها، زبان، هنر و سبک زندگي او و راهنماي رفتارهاي او است و نظام اجتماعي مهاجر راهنماي او در زمينه حفظ الگوهاي گذشته، پذيرش الگوهاي جديد و اختصاص وسائل لازم براي رسيدن به هدف‌هاي مطلوب و اجتماعي‌اش و مقابله او با جريان‌هاي اجتماعي مخالف است. يک دانشجوي غيربومي و مهاجر با اين سه نظام ارزشي شکل گرفته در محيط اجتماعي گذشته اش، در محيط اجتماعي جديد قرار مي‌گيرد و اگر ارزش‌هاي محيط اجتماعي قديم و جديد او با هم سنخيت نداشته باشند او نمي‌تواند با محيط جديد به مبادله ارزش‌ها بپردازد و با محيط محل تحصيل خود سازگار و همنوا گردد و اين عدم سازگاري باعث کشمکش‌هاي فکري در او مي‌شود و اگر شدت يابد باعث مشکلات فرهنگي و اجتماعي براي او مي‌گردد. دانشجوي غيربومي و مهاجر وقتي در منطقه محل تحصيل خود قرار مي‌گيرد ممکن است با فرهنگ وآداب و رسوم آن منطقه کاملاً آشنا نباشد و احتمال دارد که با فرهنگ آن منطقه سازگاري نداشته باشد. اين عدم سازگاري فرهنگي باعث ايجاد مشکلات فرهنگي و اجتماعي براي او مي‌گردد و اين مشکلات ممکن است در وضعيت تحصيلي، روحي و اجتماعي او تأثير منفي داشته باشد.
پژوهش حاضر که به منظور بررسی مشکلات فرهنگي زندگي خوابگاهي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد در سال تحصيلي 90-89 انجام شده در پنج فصل تدوین یافته است. فصل اول کلیات تحقیق است که در آن بیان مساله، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، تعریف مفاهیم و … آورده شده است. در فصل دوم به بررسي مباني نظري مربوط به فرهنگ و انواع و اجزاي آن، مسائل فرهنگي، تعاريف فرهنگ، ارزش‌ها، هنجارها، خرده فرهنگ، ارتباط فرهنگ‌ها و تبادل فرهنگي، مشکلات دانشجويان مهاجر، و نيز رهيافت‌هايي در اين زمينه‌ها پرداخته می‌شود. فصل سوم را روش‌شناسي تحقيق تشكيل مي‌دهد كه در آن مباحثي نظير تعريف نظري و عملياتي متغيرها، روش تحقيق، جامعه آماري، حجم نمونه، روش نمونه‌گيري و اعتبار و پایایی ارائه خواهد شد. فصل چهارم، تجزيه و تحليل داده‌ها است و در آن يافته‌هاي توصيفي و تبیینی خواهد آمد، بالاخره فصل پنجم، نتايج و پيشنهادات میباشد.
1 – 2 – بيان مسأله
ورود به دانشگاه در زندگي فرد واقعه مهمي محسوب مي‌شود، چرا که بر شغل، درآمد، روابط اجتماعي و احتمالاً انتخاب همسر او در آينده مؤثر واقع مي‌شود. اگرچه در گذشته ورود به دانشگاه در انحصار معدودي از برگزيدگان بود، در جهان معاصر، به دانشگاه نرفتن بيشتر يک قصور شخصي تلقي مي‌شود و ورود به دانشگاه با بهره هوشي فرد و پايگاه اجتماعي – اقتصادي خانواده او در ارتباط است. هر قدر که محصل داراي بهره هوشي بالاتري باشد و والدين او از رفاه بيشتري برخوردار باشند احتمال اين که او به دانشگاه برود بيشتر است. اعم از اين که دانشجو در يک دانشگاه بزرگ به تحصيل بپردازد، و يا در يک مؤسسه آموزش عالي کوچک، بي‌ترديد محيط آموزش عالي افق ذهني او را گسترده‌تر مي‌کند و در نظام پيش‌داوري‌ها و ارزش‌هاي اجتماعي مورد قبول او دگرگوني‌هاي به وجود مي‌آورد. صرف نظر از اين که علت، آموزش دانشگاهي به حساب آيد، و يا پختگي ذهن و يا صرفاً دوري بيشتر از خانواده، آن چه که قابل تعمق است تغييراتي است که در نگرش‌هاي اجتماعي دانشجو به وجود مي‌آيد (محسني، 1388).
از جمله عواملي که گسترش آموزش عالي را سبب گرديده است تبديل آن به يک معيار سنجش ارزش فرهنگي و اجتماعي است و اين هم در عرصه زندگي خانوادگي مشهود است و هم در عرصه ساختار اداري کشور. هم براي خانوادهها مهم است که فرزندانش تحصيلات عالي داشته باشند (حتي اگر از آن استفاده نکنند) و هم براي سازمان‌ها، شرط احراز شغل براي بسياري از شاغلين، دارا بودن مدرک دانشگاهي است، گاهي بي‌آن که حقيقتاً ضرورتي داشته باشد. در مواردي هم دولت‌ها از آموزش عالي به عنوان وسيله‌اي جهت حفظ جوانان از آسيب‌هاي اجتماعي، دور نگاه داشتن آن‌ها از بازار کار (که با مشکل مواجه است) و خلاصه ايجاد مشغوليت موقت براي آن‌ها استفاده کرده‌اند (محسني، 1388).
يکي از امکانات و ويژگي‌هاي مهم دانشگاه، ارتباط و تعاملات افراد مختلف از فرهنگ‌ها و خانواده‌هاي متفاوت است. چنين فضايي بويژه در خوابگاه‌ها باعث رشد توانايي‌ها و مهارت‌هاي ارتباطي فرزندان مي‌شود که به اندازه درس دانشگاهي ارزش دارد. دانشجويان در بسياري از موارد، بهترين کمک‌ها و حمايت‌ها را چه در زمينه امور درسي و چه در زمينه مسائل و مشکلات ديگر از يکديگر دريافت مي‌کنند (نوري، 1389).
رفتن به دانشگاه چيزي بيشتر از رفتن به مدرسه است. سن جدايي و استقلال است. رفتن به دانشگاه، قدم مهمي در بزرگسال شدن است. پايان دبيرستان، پايان مدرسه، در واقع پايان کودکي است و شروع نمادين بزرگي است. دانشگاه فقط جايي براي يادگيري علم و دانش يا فن و حرفه نيست، بلکه راهي براي کشف زمينه‌هاي مورد علاقه زندگي است. راهي براي يافتن خويش و ابعاد مختلف خويش است. سفري است که دانشجو در طي آن خود، مردم و جهان اطراف را کشف مي‌کند (نوري، 1389).
بزرگترين تغييري که در زندگي دانشجو رخ مي‌هد، حرکت وي به سوي استقلال است. در اين دوران، بسياري از وظايف و فعاليت‌هايي که توسط خانواده انجام مي‌شد، به تدريج توسط دانشجو انجام مي‌گيرد. دانشگاه و دوران دانشجويي، به فرد اين فرصت را مي‌دهد که به تدريج، با مديريت خود آشنا شود و مسؤليت در برابر خود را بپذيرد و به درستي آن را انجام دهد. آن‌چه دانشجويان به شدت به آن نياز دارنداين است که فرصت استقلال و رشد استقلال به آن‌ها داده شود.
رشد ذهني، مذهبي و اعتقادي دومين تغيير در دانشجوست؛ آن‌ها با عقايد، نظريات، تفکرات و ايده‌هاي متفاوتي آشنا مي‌شوند. هم‌چنين، در دانشگاه، از آنان خواسته مي‌شود تا عقايد، نظرات و تفکرات مخصوص خويش را داشته باشند.
سومين تغيير رشد هويت و هويت‌يابي است؛ فرآيند هويت يابي، فرآيندي سرنوشت‌ساز، تعيين‌کننده و دشوار است. اين فرآيند دردانشگاه به اوج مي‌رسد. چنان چه فرد اين فرآيند را به خوبي پشت سر بگذارد، مي‌داند که مسيرش در زندگي کدام است و سعي خواهد کرد که در اين مسير تلاش کند. هويت يابي، سفري اکتشافي است براي کشف خود، اهداف و آينده خويش.
و بالاخره رشد اجتماعي آخرين تغيير دانشجوست: دوستان و همسالان، ديدگاه‌ها، عقايد و نظرات مشترکي دارند. مشکلات و مسائل مشترکي دارند. تجربيات دوستان و همسايگان بسيار مشترک است. درک و فهم دوستان و همسالان از يکديگر بيشتر از بزرگسالان است.
در فضاي دانشگاه که ساعت‌هاي زيادي از وقت جوانان در کنار يکديگر مي‌گذرد، اهميت دوستي‌ها افزايش پيدا مي‌کند و در مورد دانشجويان خوابگاهي، اهميت دوستي‌ها بيشتر مي‌شود. در واقع، دوستان و همسالان، به نوعي جايگزين خانواده مي‌گردند. زماني که يکي از دانشجويان بيمار است و دسترسي به خانواده ممکن نيست، اين دوستان و همسالان هستند که به پرستاري و مراقبت از يکديگر مي‌پردازند (نوري، 1389).
دانشگاه محل خردورزي، آموزش و يادگيري بسياري از مسائل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است که باعث ايجاد فرصت‌هايي براي پيشرفت و ترقي افراد مي‌شود و خوابگاه يعني محل سكونت موقت و خوابگاه دانشجويي محدوده‌اي از فضاي دانشگاه محسوب مي‌شود که براي سکونت و آرامش و تامين بهداشت رواني دانشجويان به همراه بهره مندي از ساير امکانات فرهنگي، رفاهي، فوق برنامه، تربيت بدني، مشاوره و راهنمايي، کتابخانه و تغذيه و بهداشت و درمان در حد مقدورات در نظر گرفته شده است و کليه مقررات انضباطي و اداري دانشگاه در آن حاکم است.
گسترش مراکز آموزشي و پذيرش دانشجو از مناطق مختلف باعث انتقال فرهنگ و خرده فرهنگ‌ها به يک مکان مي‌شود اين پديده عواقب گوناگوني دارد که در کوتاه مدت موجب افزايش ناهمگني فرهنگي مناطق مختلف شده و حتي مي‌تواند تعارض‌هايي را نيز در پي داشته باشد. (قلي زاده، 1388).
دانشجو با ورود به خوابگاه، از محيطي که سال‌ها در آن زندگي کرده است جدا مي‌شود و در محيط جديد و متفاوتي قرار مي‌گيرد محيطي که در آن افراد با فرهنگ‌ها، طرز فکرها، نگرش‌ها، قوميت‌ها، زبان، شخصيت و رشته‌هاي تحصيلي گوناگون که هر کدام ايدئولوژي‌ها و علايق متناسب با خود را مي‌طلبد، در کنار يکديگر قرار مي‌گيرند. برخورد با انسان‌هاي جديد باعث شکل گيري روابط، تجربه‌ها و اتفاقات جديدي مي‌گردد، داشتن ارتباط طولاني و در واقع زندگي کردن با افرادي که به آن‌ها هم اتاقي گفته مي‌شود سرآغاز تاثير و تأثرهاي بسياري است. بخشي از دانشجويان با درک کامل از شرايط جديد سعي بر آن دارند که خود را با آن منطبق کرده و از زندگي جديد به عنوان يک فرصت استفاده کنند از اين جهت مي‌توان گفت فرهنگ خوابگاهي مجموعه‌اي از فرهنگ همدلي، تعاون و سازگاري با ناملايمات زندگي است و برخي از آن‌ها که توانايي سازگاري با محيط جديد را ندارند، واکنش‌هاي منفي از خود بروز مي‌دهند كه ممكن است موجب انحراف دانشجو از مسير اصلي‌اش شود.
گوناگوني فرهنگي ايران زمين به قدري است که شمال تا جنوب و شرق تا غرب مملو از عادات و رسوم خاص آن منطقه است و خوابگاه مكاني است كه مي‌تواند فرهنگ‌هاي خاص با زبان، رفتار و كاركرد‌هاي موجود در آن (در واقع مجموعه‌اي از فرهنگ‌ها) را در خود جمع كرده و فرهنگ جديدي تحت عنوان فرهنگ خوابگاهي را به وجود آورد.
در اين ميان مشکلات متعدد فرهنگي از قبيل کمبود امکانات فرهنگي، آموزشي در خوابگاه، تفاوت فرهنگ رعايت بهداشت و نظافت خوابگاه، اختلاف در ساعت فعاليت و استراحت در بين دانشجويان، اختلافات فرهنگ خانوادگي دانشجويان، تفاوت در خرده فرهنگ‌هاي قومي و منطقه‌اي، اختلاف در اخلاقيات و اعتقادات، اعتياد به انواع مواد مخدر و سيگار و نيز انواع انحرافات اخلاقي جنسي مي‌تواند براي دانشجويان مطرح باشد.
از آنجا که دانشگاه‌ها و دانشجويان در هر جامعه‌اي به عنوان شاخص تمامي تحولات فرهنگي، اجتماعي و سياسي آن جامعه به شمار مي‌آيند، از اين رو شناخت نقاط قوت، ضعف، تحول و تحرک‌هاي دانشگاهي براي همه مسئولان و برنامه ريزان کشور امري لازم است. بنابراين سوالي که مطرح مي‌شود اين است که مهم‌ترين مشکلات فرهنگي دانشجويان خوابگاهي کشور کدام‌ها هستند؟ و چه راهکارهايي را براي کاهش مشکلات فرهنگي در خوابگاه‌ها مي‌توان يافت؟
با توجه به آن چه گفته آمد؛ آگاهي از وضعيت فرهنگي دانشجويان خوابگاه‌ها و مطالعه علمي مسائل و مشکلات فرهنگي آن‌ها در راستاي شناخت و بهبود مسائل پيش روي دانشجويان در محيط‌هاي خوابگاهي لازم نموده و مطالعه حاضر در نظر دارد وضعيت دانشجويان پسر خوابگاهي دانشگاه يزد را از نظر مسائل و مشکلات فرهنگي ارزيابي نموده و در ضمن ارائه تصويري از وضعيت موجود و تعيين عوامل تأثيرگذار بر آن، راهکارهاي متناسب را بيان نمايد.
1 – 3 – ضرورت و اهميت تحقيق
هر گاه خواسته شود به موضوع مهم رسالت‌هاي دانشگاه در جهان امروزتوجه شود مي‌توان حداقل نه مورد زير را به عنوان نکاتي که مورد توافق اکثر کارشناسان قرار دارد ذکر کرد (کابال، 1993 به نقل از محسني، 1388):
تداوم آموزش در دوران پس از متوسطه.
گسترش پژوهش و فرهنگ با تأکيد بر ارزش گذاري بر پژوهش.
مشارکت در ارضاي نيازهاي نيروي انساني جامعه مبتني بر دانش به عنوان يک ضرورت اتقاء حرفه‌اي.
تدارک آموزش تخصصي در سال عالي.
تقويت رقابت اقتصادي و توليد ثروت به ويژه از طريق تکنولوژي و ارتقاء رابطه ميان صنعت و تجارت.
انتخاب داوطلبين قابل قبول و آموزش آنان براساس توانايي‌هاي ذهني و اعطاي درجه تحصيلي.
فراهم آوردن امکان ارتقاء اجتماعي.
خدمت به عنوان يک وسيله پياده کردن سياست‌هاي ملي به گونه‌اي که فرصت‌هاي مساوي، انتقال فرهنگ، و ارزش‌هاي مشترک مدني تضمين شود.
آماده‌سازي افراد براي بر عهده‌گيري نقش‌هاي مديريتي جامعه.
اين رسالت‌ها با ايجاد سه نوع آگاهي انتقادي، سياسي و ملي همراه است. آگاهي انتقادي بايد عقلاني و اخلاقي باشد. آگاهي سياسي بايد واقع بينانه باشد و اگر هماهنگ با سياست‌ها، نقش‌ها، و کارکردهاي دانشگاه نباشد مي‌تواند خسارت آور باشدو درآگاهي ملي مساله دفاع از ارزش‌هاي فرهنگي کشور مطرح ميشود (محسني، 1388).
علم و دانش در جامعه موقعي توسعه مي‌يابد که دانشگاهيان و محيط‌هاي دانشگاهي عاري از مشکلات مختلف باشند و آرامش لازم در اين محيط‌ها برقرار باشد. براي تأمين اين هدف بايد زمينه‌هايي که باعث بروز اين مشکلات مي‌گردند، شناسايي و اصلاح گردند. از آنجا که مشکلات دانشجويان غيربومي دانشگاه‌ها بيشتر است زيرا در محل تحصيل خود تنها و دور از خانواده هستند بنابراين، دانشگاه‌ها بايد توجه خاصي به رفع مشکلات دانشجويان غيربومي داشته باشند.
نتایج حاصل از این پژوهش می‌تواند مورد استفاده مسئولين و دست‌اندرکاران وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قرار گیرد و از یافته‌های آن در جهت برنامه‌ریزی در مورد هر چه بهتر اداره کردن خوابگاه‌ها استفاده شود.
1 – 4 – اهداف تحقيق
هدف اصلي اين تحقيق بررسي مشکلات فرهنگي زندگي خوابگاهي در بين دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد مي‌باشد. در کنار هدف کلي فوق، اهداف فرعي زير نيز پيگيري مي‌شود:
شناخت کمبودها در زمينه امکانات فرهنگی به عنوان يکي از مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت اختلاف در ارزش‌هاي فرهنگي در بين دانشجويان به عنوان يکي از مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت اختلاف در هنجارهاي فرهنگي در بين دانشجويان به عنوان يکي از مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت اختلافات فرهنگ خانوادگي دانشجويان به عنوان يکي از مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت فرهنگ بهداشت و نظافت خوابگاه به عنوان يکي از مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت رابطه ويژگي‌های جمعیت‌شناختی با ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت رابطه پایگاه اقتصادی اجتماعی با ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت رابطه ميزان دينداري با ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت رابطه سرمايه اجتماعي با ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
شناخت رابطه کنترل اجتماعي با ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد
1 – 5 – فرضيات تحقيق
کمبود امکانات فرهنگی به عنوان يکي از مشکلات اصلي فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد مي‌باشد.
اختلاف در ارزش‌هاي فرهنگي در بين دانشجويان به عنوان يکي از مشکلات اصلي فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد مي‌باشد
اختلاف در هنجارهاي فرهنگي در بين دانشجويان به عنوان يکي از مشکلات اصلي فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد مي‌باشد.
اختلافات فرهنگ خانوادگي دانشجويان به عنوان يکي از مشکلات اصلي فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد مي‌باشد.
فرهنگ بهداشت و نظافت خوابگاه به عنوان يکي از مشکلات اصلي فرهنگي دانشجويان پسر خوابگاه‌هاي دانشگاه يزد مي‌باشد.
بين ويژگي‌های جمعیت شناختي و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان رابطه وجود دارد.
بين پايگاه اقتصادي اجتماعي خانواده و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان رابطه وجود دارد
بين ميزان دينداري و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان رابطه وجود دارد.
بين ميزان سرمايه اجتماعي و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان رابطه وجود دارد.
بين ميزان کنترل اجتماعي و ميزان مشکلات فرهنگي دانشجويان رابطه وجود دارد.
1- 6 – تعاريف نظري و عملياتي
1 – 6 – 1 تعاريف نظري
ارزش
ارزش يک نوع درجه بندي ، طبقه بندي و امتيازبندي پديده‌ها است از خوب تا بد يا از مثبت تا منفي (رفيع پور،179:1387)
پايگاه اقتصادي – اجتماعي
پايگاه اقتصادي – اجتماعي مقام فرد يا گروه است با توجه به توزيع شأن در يک نظام اجتماعي و در مواردي تلويحاً با در نظر گرفتن چگونگي توزيع حقوق، مسئوليتšها، قدرت و اقتدار در چارچوب همان نظام نظير اصطلاحاتي چون پايگاه بالا، پايين و… (ساروخاني،204:1376).
خرده فرهنگ:
خرده‏فرهنگ را مي‏توان نظام فرهنگي (زبان، هنجارها، ارزشها، وجدان جمعي، الگوها و سبك و شيوه زندگي، حركات و اداهاي رفتاري و…) گروهي دانست كه به رغم برخورداري از عناصر مشترك، تا حدي در شكل و محتوا با نظام فرهنگي غالب يا مورد قبول اكثريت، متفاوت است. (افروغ،159:1375)
دينداري
دينداري عبارت است از پذيرش تمام يا بخشي از عقايد، اخلاقيات و احكام ديني به نحوي كه شخص ديندار خود را ملزم به تبعيت و رعايت از اين مجموعه بداند (افشاني، 1385).
سرمايه اجتماعي
حاصل انباشت منابع بالقوه و يا بالفعلي است که مربوط به مالکيت يک شبکه با دوام از روابط کم و بيش نهادينه شده در بين افرادي است که با عضويت در يک گروه ايجاد مي‌شود» (بورديو، 1986).
فرهنگ
فرهنگ در تعريف تايلور مجموعه پيچيده اي شامل دانش، معتقدات، باورها، هنرها، صنايع، فنون، اخلاق، حقوق و قوانين و آداب ورسوم و بالاخره تمام قابليت‌ها و عادات ورفتاري است که انسان به عنوان عضو جامعه خود فرامي‌گيرد و در برابر آن جامعه وظايف و تعهداتي را در بردارد (قلي زاده، 4:1388).
کنترل اجتماعي
کنترل اجتماعي، در برگيرندهšي مجموعهšاي از منابع مادي و نمادين و اصول و قوانين معين و داراي ضمانت اجرا است که يک جامعه در اختيار دارد و از آنها براي تضمين همنوايي رفتار اعضاي خويش، در برابر کجروي استفاده ميšکند (سليمي و داوري، 185:1380).
هنجار
هنجار: هنجار يک نوع قاعده و يک نوع شيوه رفتار اجتماعي (در فعاليت‌هاي مشترک و کنشهاي متقابل) و همچنين زندگي فردي است. ( رفيع پور، 269:1387)
1 – 6 – 2 تعاريف عملياتي
پايگاه اقتصادي اجتماعي
از آنجا که پايگاه اقتصادي اجتماعي دانشجويان تفاوت چنداني با يکديگر ندارد پايگاه اقتصادي اجتماعي خانواده آنها مورد سؤال قرار گرفته است. براي سنجش پايگاه اقتصادي اجتماعي خانواده سوالات8تا12 پرسشنامه سنجیده شده است و مجموع امتياز وي از اين سؤالات نشان دهنده پايگاه اقتصادي اجتماعي خانواده وي خواهد بود.
دينداري
دينداري داراي پنج بعد است: مناسکي، پيامدي، دانشي، اعتقادي و عاطفي. بر اساس اين ابعاد 10 گويه يا سؤال در پرسشنامه گنجانده شد.
سوال شماره 14 گویه های 1 و 2
سوال شماره 15 گویه های شماره 11 تا 18
سوال شماره 16 گویه های 11 و 12.
سرمايه اجتماعي
سرمايه اجتماعي داراي سه بعد است: اعتماد اجتماعي، هنجار اجتماعي و شبکه اجتماعي. بر همين اساس براي سنجش سرمايه اجتماعي دانشجويان، چندين سؤال و گويه در پرسشنامه گنجانده شد:
سوال شماره 13
سوال شماره 15 گویه های شماره 1 تا 9 ، 10 ، 27و28.
سوال شماره 16 گویه های شماره 1 تا 10.
کنترل اجتماعي
کنترل اجتماعي ابعاد مختلفي دارد. با توجه به اين ابعاد، جهت سنجش کنترل اجتماعي جمعاً 8 گويه طراحي شده است. که با گویه های شماره های 19 تا 26 از سوال شماره 15 سنجیده شده است. ( هردوگویه به ترتیب مربوط به مولفه های وابستگی، تعهد، درگیری وباورها می باشند)
اين مؤلفهšها در يک طيف 5 قسمتي (از کاملاًموافق تا کاملاًمخالف) اندازهšگيري شده که بر حسب نوع گويه، از 5 تا 1 امتياز به آن اختصاص داده شده است.
مشکلات فرهنگي
متغیر مشکلات فرهنگی با گويه‌های شماره 1 تا 41 از سوال شماره 17 سنجیده شده است.
فصل دوم
مروري بر تحقيقات انجام شده
2 – 1- مقدمه
دانشگاه، ضربان‌سنج حيات ملي جامعه است. در اين نوار فعال يا راکد، مي‏توان آيينه‏ي تمام‌نماي زندگي ملت را در فراديد نهاد و به تماشاي آينده‏ي پربار و يا رقت‏آور آن پرداخت. دانشگاه امروز، شاخص‏حيات فرداي کشور است و در جام جم آن، مي‏توان به تماشاي آينده‏ي نسل آتي پرداخت و پيشگويانه بر بام تاريخ ايستاد و با قوت و اطمينان، از فردا و فرداها خبر داد. دانشگاه، با نسل دانشجو پيوند مي‏خورد و اين مجموعه، عنصر اصلي کمي دانشگاه را شکل مي‏دهد. همچنين دانشجويان، يکي از سه ضلع عناصر کيفي آن محيط به شمار مي‏آيند و دانشگاه علاوه بر مديريت و اساتيد، به نسل دانشجو متکي مي‏باشد. اين ويژگي، چهره‏اي جوانانه به دانشگاه مي‏دهد و توجه به ويژگي‌ها و خصوصيات نسل جوان را برمي‏طلبد. بسياري از اين جوانان دانشجو با توجه به شرايط جامعه مجبورند و يا علاقه‌مندند جهت کسب علم و دانش به نقاط مختلف کشور بار سفر بربندند و زندگي تحصيلي خودرا با ديگر دانشجويان که از جاي جاي کشور آمده‌اند در محيطي به نام خوابگاه دانشجويي سپري نمايند. بي‏توجهي به مشکلات دانشجويان در خوابگاه بويژه تغافل از مشکلات فرهنگي که از جمع شدن فرهنگها، گرايش‌ها، اعتقادات، ارزشها، هنجارها، انتظارات و تمايلات متفاوت جوانان زير يک سقف بوجود خواهد آمد، برنامه‏ريزي‌ها را ناکام مي‏سازد و راه ارتباطات همدلانه را برمي‏بندد و سدي پولادين در برابر ايده‏ها و آرمان‌هاي بلند برمي‏افرازد، و برخوردهاي ناآشنا با اين نهاد، مي‏تواند آفت‏زا بوده و پيامدهاي منفي بر جاي نهد. از اين‏رو، هرگونه حضور، برنامه‏ريزي، ارتباط و تعامل با اين مکان فرهنگي، به درک صحيح و عيني از آن نيازمند است.
در اين فصل به بررسي مباني نظري مربوط به فرهنگ و انواع و اجزاي آن، مسائل فرهنگي، تعاريف فرهنگ، ارزشها، هنجارها، خرده فرهنگ، ارتباط فرهنگ‌ها و تبادل فرهنگي، مشکلات دانشجويان مهاجر، و نيز رهيافت‌هايي در اين زمينه ها پرداخته مي‌شود.
2 – 2 – تعاريف فرهنگ
فرهنگ از جمله مقولاتي است که به انحاي مختلف مورد اشاره قرار گرفته و از ديدگاه‌هاي مختلف تعريف شده است. در اين‌جا به ذکر نمونه‌هايي از تعاريف مرتبط با فرهنگ پرداخته مي‌شود:
شايد بتوان گفت ادوارد تارنت تايلور در سال1871 با انتشار کتاب خود با عنوان فرهنگ ابتدايي، نخستين و جامع‌ترين تعريف رسمي و علمي از فرهنگ را ارائه داد. وي فرهنگ را مجموعه‌اي پيچيده شامل دانش، معتقدات، باورها، هنرها، صنايع، فنون، اخلاق، حقوق، قوانين و آداب و رسوم و تمام قابليت‌ها و عادات رفتار مي‌داند که انسان به عنوان يک عضو جامعه آنها را فرا مي‌گيرد و در برابر آن جامعه وظايف و تعهداتي دارد (صالحي اميري، 1386؛ قلي زاده، 1388).
فريدريش تنبورک: فرهنگ در نظر وي به معناي وسيع کلمه هر آنچه انسان مي‌کند و هر آنچه عمل او به بار مي‌آورد مي‌باشد (قلي زاده، 1388).
گي روشه، فيلسوف ايتاليايي فرهنگ را اين‌گونه تعريف مي‌کند: فرهنگ مجموعه‌ي به‌هم‌پيوسته‌اي از شيوه‌هاي تفکر، احساس و عمل است که کم و بيش مشخص است، توسط تعداد زيادي از افراد فراگير مي‌‌شود و بين آن‌ها مشترک است و به دو شيوه‌ي عيني و نمادين به کار گرفته مي‌‌شود تا اين اشخاص را به يک جمع خاص و متمايز مبدل سازد (صالحي اميري، 1386).
«هرسکويتز» فرهنگ را «بخش انسان‌ساخته‌ي محيط مي‌داند» ، که شامل دو بخش است: فرهنگ عيني (صندلي، ابزارها، هواپيما، رايانه) و فرهنگ ذهني (مقوله‌سازي، هنجارها، نقش‌ها، ارزش‌ها) (ابوالقاسمي، 1385).
دو تعريف فرهنگ از «هافستد» : 1- «فرهنگ مانند يک برنامه‌ي کامپيوتري است که رفتار را کنترل مي‌کند.» و 2- «فرهنگ نرم‌افزار ذهن» است (ابوالقاسمي، 1385).
جعفري: فرهنگ عبارت است از کيفيت يا شيوه‌ي بايسته و يا شايسته براي آن دسته از فعاليت‌هاي حيات مادي و معنوي انسان‌ها که مستند به طرز تعقل سليم و احساسات تصعيدشده‌ي آنان در «حيات معقول» تکاملي باشد (ابوالقاسمي، 1385).
فرهنگ بر اساس تحقيقات يونسکو: «فرهنگ عنصري است شامل همه‌ي کنش‌ها و واکنش‌هاي فرد و محيط پيرامون او با بعد زيرين زندگي گروه‌هاي اجتماعي، يعني مجموعه‌ي روش‌ها و شرايط زيست يک جامعه که بر اساس بنياد مشترکي از سنت‌ها و دانش‌ها و نيز اشکال مختلف بيان و تحقق فرد در درون جامعه، به هم پيوند خورده است.» (ابوالقاسمي، 1385).
در تعريف يونسکو درباره فرهنگ مي‌توان موارد زير را تميز داد: سنت‌ها، حقوق بنيادين انساني، نظام‌هاي ارزشي، شيوه‌هاي زندگي، هنرها و ادبيات، عقايد، انديشه و تفکر، احساس و چگونگي بروز آن و آثار تمدني و مادي خلق شده در زندگي (اسماعيلي، 1387).
محورهاي اصلي در تعاريف فرهنگ؛ شامل موارد ذيل ميباشد:
الف) مجموعه آموخته‌هاي بشري؛ رونالد اينگلهارت معتقد است: «فرهنگ نظامي است از نگرش‌ها و ارزش‌ها و دانش که به طور گسترده در ميان مردم، مشترک است و از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌‌شود.»
ب) فضيلت‌هاي انساني؛ شامل مفاهيمي چون تعليم و تربيت، تزکيه مي‌باشد؛ محمدتقي جعفري معتقد است که فرهنگ حاکم بر يک جامعه، عبارت از يک مقدار بايستگي‌ها و شايستگي‌هايي است که همه‌ي شئون حيات انساني را پوشش مي‌دهد. هردر، فرهنگ را پرورش رو به کمال استعدادها تعريف مي‌کند و آدلونگ، ادب‌آموزي و پيرايش را فرهنگ مي‌نامد.
ج) مجموعه دستاوردهاي مادي و معنوي؛ ادوارد بانت تايلور مردم‌شناس انگليسي، فرهنگ را مجموعه‌اي کامل، شامل دانش، عقايد، هنر، اخلاق، قانون، آداب و رسوم و توانايي‌هايي که بشر به‌عنوان عضوي از جامعه، آن‌ها را اخذ مي‌کند معنا کرد.
د) مجموعه باورها، ارزش‌ها، آداب و رسوم؛ ارزش‌هايي که در چهره‌هاي گوناگون ادبيات، هنر، تاريخ، فلسفه، سياست، اخلاق و گفتار و کردار، مديريت و سازماندهي تجلي يافته است. فرهنگ مجموعه يا سيستم پويا و در حال تحول است که با ابعاد مختلف اقتصادي، تکنولوژيکي، اجتماعي و جغرافيايي زندگي انسان در کنش و واکنش متقابل است.(ابوالقاسمي،1385).
اما مناسب ترين تعريف براي اين پژوهش و مبناي اين کار تحقيقي ، تعريفي است که «ويليام» از فرهنگ ارائه داده است وي در اين تعريف که ريشه در انسان‌شناسي دارد فرهنگ را شيوه‌ي خاص زندگي که معاني و ارزش‌هاي خاصي را متجلي مي‌سازد ميداند. ويليام فرهنگ را از سه منظر کلي تعريف کرده است:
1. فرهنگ به عنوان آرمان و کمال مطلوب که در آن ارزش‌هاي عام و مطلق تجلي مي‌يابند و هدف از تحليل فرهنگي از اين منظر کشف چنان ارزش‌هايي در زندگي و آثار فرهنگي است.
2. فرهنگ به عنوان کردارها و آثار فرهنگي موجود که مظهر انديشه و عمل انسان است و هدف از تحليل فرهنگي بر اساس آن نقد و ارزيابي است با توجه به معيارهاي آرماني و مطلق فرهنگ.
3. فرهنگ شيوه‌ي خاصي از زندگي است (ابوالقاسمي، 1385).
2 – 3 – اجزا و اعتقادات فرهنگي
کروبر و پارسونز هسته اصلي فرهنگ را انديشهها و ارزش‌ها ميدانند و رونالد اينگلهارت نيز نگرش، دانش و ارزش را عناصر اصلي فرهنگ معرفي ميکند و ماروين اولسن باور، ارزش، هنجار و تکنولوژي را عناصر اصلي فرهنگ معرفي نموده است (اسماعيلي، 1387).
در طبقه‌بندي لوبک درباره اجزاي فرهنگ در لايه‌ي مرکزي فرهنگ جهان‌بيني قرار دارد که قلب تپنده‌ي فرهنگ تلقي مي‌‌شود. در لايه‌ي دوم ارزش‌ها و باورها قرار دارند و در لايه‌هاي بعدي دين، فلسفه، تاريخ، محيط زيست، اقتصاد، ارتباطات، علوم اجتماعي، علوم، سياست، تعليم و تربيت، هنرها، اوقات فراغت، حرفه‌ها، بهداشت، خانواده و نظام حقوقي قرار ميگيرد در اين طبقه‌بندي هر چه از لايه‌هاي بيروني به لايه‌هاي دروني آن حرکت کنيم فرهنگ معنوي‌تر و ذهني‌تر مي‌‌شود (ابوالقاسمي، 1385).
مجموعه سه حوزه ادراکي تمايلات و گرايش‌ها (ارزش‌ها)، افکار و ذهنيات و رفتار و عينيات را اعتقادات فرهنگي گويند. حوزه تمايلات به ارزش‌ها (اقتصادي، سياسي، اجتماعي، هنري، نظري، مذهبي)، حوزه افکار و ذهنيات به صفات هوشي، تفکر جامع، انطباق‌پذيري و حوزه رفتار نيز به صفاتي چون تواضع، اعتماد به نفس، سرعت عملي، نظم در کارها و… اشاره دارد.
اعتقادات و باورها به سه نوع تقسيم مي‌شوند: توصيفي که مي‌توان درست يا نادرست را به آن نسبت داد. ارزشي که موضوع باور بوده و به حسن و قبح توصيف مي‌شود و در نهايت عامرانه و نهي‌آميز که فرد به مقتضاي آن بر برخي از ابزارها و يا هدف‌ها به صلاحيت و يا عدم صلاحيت ميل و رغبت حکم مي‌کند. روکيش معتقد است ارزش، باوري از نوع سوم است يعني، عامرانه و نهي‌آميز (فروتن، 1389).
2 – 4 – انواع فرهنگ
فرهنگ آرماني و واقعي: فرهنگ آرماني الگوهاي رفتاري آشکار و رسماً تاييد شده را در برمي‌گيرد يا اموري است که بنا بر ادعا بايد محقق شود و فرهنگ واقعي يا موجود آن چيزي است که عملاً بر جامعه حاکم است.
فرهنگ پيشرفته و ابتدايي: فرهنگ پيشرفته همان تکامل فرهنگي است و يعني فرهنگ بتواند به بهترين نحو نيازهاي خود را در تمام زمينه‌ها ارضا نمايد. چه در زمينه نيازهاي جسمي (از سلامت، بهداشت، طب، ورزش تا معماري، مسکن‌سازي، کشاورزي، تغذيه و نيازهاي جنسي) چه در زمينه ايمني و دفاعي (توليد انواع سلاح‌هاي پيشرفته) و چه در زمينه روابط و ارتباطات (تلفن رسانه و هواپيما) آموزش، علم و تکنولوژي. ولي فرهنگ ابتدايي فرهنگي است که در آن بخش‌ها کمتر رشد يافته‌اند و قادر به پاسخگويي به نيازهاي خود نيست. همچنين جامعه با فرهنگ پيشرفته براي کليه شئون زندگي از نحوه و ميزان خوابيدن تا نحوه ورزش کردن با رانندگي و تفريح و تربيت کودک در همه زمينه‌ها تاحد ممکن زمان خود به طور دقيق فکر و محاسبه کرده و بهترين روش عالمانه را يافته است. و نيز فرهنگ پيشرفته نسبت به فرهنگ ساده‌تر بخش‌هاي زندگي خود را تا مراحل ظريفتري تجزيه کرده‌اند و براي هر بخش قواعد و ابزار تهيه کرده‌اند و براي دستيابي به اهداف در همه بخش‌ها يک تقسيم کار در پيش گرفته شده است و نقش‌هاي مختلف به مانند چرخ دنده‌هاي کوچک در هم ادغام شده و چرخ‌هاي بزرگتر و بزرگتر رابه چرخش در مي‌آورد (قلي‌زاده، 1388).
از منظر ديگر مي‌توان فرهنگ‌ها را به چهار نوع عمده تقسيم کرد:
فرهنگ رسوبي: عبارت است از رنگ‌آميزي و توجيه شؤون زندگي با تعدادي قوانين و سنن ثابته نژادي و رواني خاص و محيط جغرافيايي و رگه‌هاي ثابت تاريخي که در برابر هر گونه تغييرات، مقاومت مي‌ورزند و همه دگرگوني‌ها را يا به سود خود تغيير مي‌دهند و يا آنها را حذف مي‌کنند و در صورتي که عامل رسوب يک فرهنگ، قوانين طبيعي و انساني پايدار نباشد، پافشاري براي ابقاي نمودها و فعاليت‌هاي «خود» يا به جبر عوامل محيطي و يا به ناتواني افراد جامعه از تطبيق موقعيت خود با دگرگوني‌هاي مفيد و سازنده مستند خواهد بود.
فرهنگ مايع و بي‌رنگ: اين نوع فرهنگ عبارتست از آن رنگ‌آميزي‌ها و توجيهاتي که به هيچ ريشه‌ي اساسي رواني و اصولي ثابته تکيه نمي‌کند و همواره در معرض تحولات قرار مي‌گيرد. البته در جوامعي که داراي تاريخ هستند، اين گونه فرهنگ به ندرت ديده مي‌شود، زيرا چنان چه که مي‌دانيم فرهنگ گرايي از يک عامل اساسي و فعال رواني سرچشمه مي‌گيرد.
به طور طبيعي، هر جامعه‌اي در امتداد تاريخ مي‌خواهد توجيهات و برداشتهاي فرهنگي خود را از زندگي، به نسل‌هاي آينده خود منتقل سازد و مادامي که اين پديده يا بهتر بگوييم، ريشه رواني اين تمايل نخشکيده است، فرهنگ از اين عده نمودها و فعاليت‌هاي کم و بيش پايه‌دار برخوردار خواهد بود.
فرهنگ خودمحوري يا خودهدفي پيرو: در اين نوع فرهنگ، نمودها و فعاليت‌هايي که توجيه و تفسير کننده‌ي واقعيات فرهنگي است، مطلوب بالذّات بوده و اشباع آرمان‌هاي فرهنگي را به عهده مي‌گيرد. اين «خودهدفي» مختص فرهنگ علمي، تکنولوژي، و اقتصادي اکثر جوامع در دو قرن 19 و 20 بوده است.
اين «خودهدفي» ، طبيعت اصلي فرهنگ را که خلاقيت و گسترش آرمان‌هاي زندگي در ابعاد «من انساني» است، راکد نموده است. کار ديگري که «خودهدفي» فرهنگ انجام داده و خطرش از مختل ساختن طبيعت اساسي فرهنگ کمتر نيست، اين است که به جاي آن که بشر به وجود آورنده دانش و تکنولوژي، اداره و توجيه ‌کننده آن دو باشد، خود جزئي غيرمسئول از جريانات جبري آن دو پديده شده است.
فرهنگ پويا و هدفدار و پيشرو: اين نوع فرهنگ در محاصره آن نمودها و فعاليت‌هايي که تحت تأثير عوامل سيال زندگي و شرايط زودگذر محيط و اجتماع قرار مي‌گيرد نمي‌افتد، زيرا عامل محرک اين فرهنگ، واقعيات مستمر طبيعت و ابعاد اصيل انساني است، و هدف آن عبارت است از آرمان‌هاي نسبي که آدمي را در جاذبه هدف اعلاي حيات به تکاپو در مي‌آورد. با کمال اطمينان مي‌توان گفت که اين است آن فرهنگ انساني که هيچ تمدن انساني اصيل در گذرگاه تاريخ، بدون وجود چنين زمينه فرهنگي به وجود نمي‌آيد (جعفري، 1388).
2 – 4 – 1 – فرهنگ دانشگاهي
فرهنگ دانشگاهي به نظام باورها، انتظارات و اعمال فرهنگي درباره اين که چگونه بايد به نحوه دانشگاهي عمل کرد گفته مي‌شود. از تعريف «معناشناختي و تاويل‌گرايانه» گيرتز از فرهنگ، مي‌توان فرهنگ دانشگاهي را الگوي معنايي نهفته در صور نمادين، از جمله کنشها، گفته‌ها و تمامي مقولات معناداري دانست که افراد دانشگاهي به کمک آن با هم ارتباط برقرار مي‌کنند و در تجارب، دريافت‌ها و باورهاي مشترک با يکديگر سهيم مي‌شوند. فرهنگ دانشگاهي به صورت زبان ويژه، فضاي نمادين، آيين‌هاي دانشگاهي، عرف و مقررات و به طور کلي نمادهاي خاص، عينيت و تبلور مي‌يابد و مهم‌ترين کاربرد آن تعيين و ايجاد نوع خاص هويت براي انسان دانشگاهي است (فاضلي، 1387).
به تعبير استعاري بچر ، فرهنگ دانشگاهي، قلمروها و مرزهاي اجتماع علمي را مانند يک قبيله مشخص مي‌سازد. بچر از آن جهت استعاره «قبيله» را به کار مي‌برد که «در اجتماعات دانشگاهي نيز مانند يک قبيله، مي‌توان الگوهاي فرهنگي، زبان، قلمرو و سرحدات، باورها و ارزش هاي متمايز از ديگري را شناسايي کرد. همانطور که افراد عضو قبيله داراي هويت قبيلگي خاص هستند، اعضاي اجتماعات علمي نيز داراي هويت قابل شناسايي ويژه اند» (بچر، 1993)
از اين رو، مهم ترين وجه فرهنگ دانشگاهي کارکرد آن در هويت سازي است. «هويت دانشگاهي» اشاره به «فرد متمايز» ي دارد که داراي تاريخ منحصر به خود است و در درون چارچوب اخلاقي و مفهومي قرار گرفته است که او را در درون نهادها يا «اجتماعات معين و تعريف شده» اي قرار مي‌دهد. در درون اين موقعيت ها و اجتماعات است که فرد به جست و جوي احترام و اعتبار که براي فرد دانشگاهي اهميت دارد مي‌پردازد (هنکل،2000)
همان طور که تيلور مي‌نويسد «هويت دانشگاهي» داراي سه سطح از يکديگر متمايز است: يکي هويتي که دانشگاه و محل کار فرد به عضو دانشگاهي مي‌دهد. وقتي فردي مي‌گويد: «من استاد دانشگاه هاروارد يا دانشگاه تهران هستم» در اصل دانشگاه محل خدمتش به او اعتبار و پرستيژ مي‌هد. دوم مجموعه عناصر مربوط به «هويت رشته اي» و ويژگي هاي حرفه اي خاص مربوط به رشته هاي مختلف. رشته هاي مختلف فرهنگ هاي متفاوتي دارند و هويت هاي متمايزي به وجود مي‌آورند. بچر معتقد است هر يک از رشته هاي دانشگاهي متناسب با اهداف، روش ها، اصول و کاربردهاي شان، نظامي از ارزش ها، باورها و هنجارها يا «فرهنگ رشته اي» دارند که ميتوان آنها را به صورت ذيل تفکيک کرد:
علوم محض. از نظر علمي اين علوم داراي ويژگي هاي انباشتي، اتميک، مرتبط با مسائل کيهاني و هستي هاي جهان، منجر به کشفيات مي‌شوند و تبييني هستند. از نظر فرهنگي اين علوم رقابتي، از نظر سياسي به خوبي سازمان يافته، ميزان انتشارات بالا، و وظيفه محور هستند.
علوم انساني. از نظر علمي تکرار شونده، کل گرا، مرتبط با کيفيات خاص، و حاصل آنها فهميدن/تفسير است. از نظر فرهنگي اين علوم فردگرا، تکثرگرا، داراي ساختار انعطاف پذير، انتشارات محدود و شخص محور هستند.
علوم تکنولوژيک. از نظر علمي اين رشته ها داراي هدف علمي معين، مرتبط با مهارت اي لازم براي محيط فيزيکي و حاصل آنها توليد محصول و فن است. از نظر فرهنگي اين رشته ها کارفرمايانه، غلبه ارزش هاي حرفه اي، به جاي نشر، امتياز اختراع و نوآوري و نقش محورند.
علوم اجتماعي کاربردي: از نظر علمي اين رشته ها کارکرد گرا، فايده گرا، مرتبط با ارتقاي رفتارها، حاصل آنها تغيير در رويه ها و قراردادهاست؛ و از نظر فرهنگي ناظر به بيرون، از نظر موقعيت نامعين، روندهاي روشنفکري در آنها غلبه دارد، ميزان انتشارات آن محدود به مخاطبان آن است، و قدرت محور هستند. (بچر،1993)
سومين نوع هويت دانشگاهي، «هويت جهاني» دانشگاهيان است که بين تمام رشته ها، تخصص ها و گروه هاي دانشگاهي مشترک است. وقتي مي‌گوييم: «من يک فرد دانشگاهي هستم»، اشاره به چنين هويت جهاني داريم . همچنين به اعتقاد پيتر تيلور «هويت جهاني» دانشگاهي داراي دو عنصر يا مولفه ي اصلي است: نخست «استقلال دانشگاهي» و دوم، «آزادي دانشگاهي» (تایلور،1999)
نيومن درکتاب کلاسيک ايده دانشگاه ، اين دو مفهوم را از بدو شکل گيري «دانشگاه مدرن» به منرله «ارزش هاي پايه» معرفي کرد و «اجتماع جهاني علم» و جامعه مدرن نيز اين ارزش ها را تا کنون به رسميت شناخته است.
گالتونگ چهار نوع فرهنگ دانشگاهي و «سبک‌هاي فکري» را از هم متمايز مي‌کند:
فرهنگ ساکسونيک: در اين فرهنگ، افراد به بحث و گفتگو بيشتر در فضايي از نظر اجتماعي نسبتاً برابر تشويق مي‌شوند و رهيافتي عمدتاً تجربي به پژوهش دارد.
فرهنگ تيوتونيک: اين فرهنگ بر روابط «استاد – شاگردي» و رهيافت قياسي تأکيد بيشتر دارد. از اين رو، توجه دانشجويان را بيشتر به ابعاد منطقي بحث هدايت مي‌کند.
فرهنگ گاليک: در اين فرهنگ روابط افقي برابر ميان استاد و دانشجو برقرار است اما بر رهيافت غيرقياسي تأکيد بيشتر دارد.
فرهنگ نيپونيک: اين فرهنگ بر روابط عمودي و سلسله مراتبي تأکيد بيشتر دارد.
گالتونگ استدلال مي‌کند که هر جامعه اي «فرهنگ دانشگاهي» خاص خود را ايجاد مي‌کند، زيرا فرهنگ دانشگاهي ازدل ساختارها و روابط اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي آن جامعه بيرون مي‌آيد. بنابراين، «جامعه»، الگوها و شيوه ها و استانداردهاي ملازم آموزش و پژوهش و موثر در فرآيند يادگيري و انتقال علم را مشخص مي‌کند. (فاضلي، 1387)
2 – 5 – ويژگي‌هاي فرهنگ
اکتسابي‌بودن فرهنگ: فرهنگ امري اکتسابي است، بدين معنا که نه از طريق وراثت و در قالب الگوهاي ژنتيکي، بلکه از طريق يادگيري و تعليم و تربيت فرا گرفته مي‌‌شود و با استفاده از مکانيزم‌هاي مختلف يادگيري، از نسلي به نسل ديگر و حتي از جامعه‌اي به جامعه‌ي ديگر منتقل مي‌‌شود. گذشته از آن، اکتسابي‌ بودن فرهنگ بدين معناست که انسان در پذيرش يا رد يک فرهنگ يا بخشي از آن آزاد است (صالحي اميري، 1386).
انسان به انتقال انديشه‌ها از راه نشانه‌هاي قراردادي، نوشتاري يا گفتاري اقدام مي‌کند و بدين ترتيب به داد و ستدي بي‌مانند با محيط پيرامون خويش دست مي‌زند و بر پايه‌ي چنين داد و ستدي است که نسبت به ارزيابي و توسعه‌ي فرهنگي اقدام مي‌کند. علاوه بر اين انسان از نيروي تعقل و تفکر ذاتي خود براي ارزيابي و بازنگري آموخته‌ها بهره مي‌گيرد. انسان به دليل تعامل بي‌همتاي خود با محيط به مدد نيروي انديشه و زبان در طي قرون و اعصار، باورها، عادات و به طور کلي فرهنگ خود را در تقابل با محيط مورد ارزيابي قرار مي‌دهد و تنها آن بخش از فرهنگ که توانايي برطرف‌‌کردن نيازهاي او را دارد برمي‌گزيند و بقيه را به کنار مي‌نهد. فرهنگانسان، محصول توانمندي‌هاي بشر و تعامل بي‌همتاي او با محيط است که در سايه‌ي آموختن، منتقل‌کردن، ارزيابي کردن و توسعه‌ دادن بالنده مي‌‌شود (ابوالقاسمي، 1385).
اجتماعي‌بودن فرهنگ؛ فرهنگ يک ميراث و محصول اجتماعي است. به اين معني که فرهنگ محصول انديشه ، فعاليت وکاراجتماعي انسان‌هاست و از صفات عمومي پديده‌هاي اجتماعي برخوردار است يعني تغيير و تحول مي‌يابد، عموميت دارد و مردم ازآن تبعيت مي‌کنند و نسبت به افراد مستقل است.
عام و خاص‌بودن فرهنگ؛ در واقع، فرهنگ عام ولي خاص است. فرهنگ به عنوان دستاورد معرفتي وفني انسان وجه تمايز زندگي اجتماعي انسان و حيوان در همه جوامع انساني وجود دارد و عام است اما اين اجزا و عناصر در همه اجتماعات بشري همانند نيست و هرجامعه وجوه خاص فرهنگي خود را دارد که محصول شرايط جغرافيايي، تاريخي، اقتصادي و اجتماعي خاص آن است (قلي زاده، 1387).
ثابت و متغيربودن فرهنگ: فرهنگ متغير ولي ثابت است، طبعي سيال، انعطاف‌پذير و قابل انتقال دارد. چون فرهنگ امري است که مخاطب آن انسان‌هايي‌اند که در يک نظام اجتماعي زندگي مي‌کنند، هم به لحاظ روحيات و خلقيات و افکار تغييرپذير آدمي و هم به لحاظ همجواري و تأثير‌پذيري از ديگر مجموعه‌هاي انساني ـ که آن‌ها نيز فرهنگ خاص خود را دارند ـ در معرض تغيير و تحول است. صالحي اميري(1386). ولي اين تغيير و تحول در زمينه هاي فرهنگي بسيار کند وآزاد و بطيء هستند و در دراز مدت صورت مي‌گيرند و در زمان کوتاه محسوس نيستند (قلي زاده، 1387).
فرهنگ، وسيله‌اي براي برطرف‌کردن نيازها: يکي ديگر از ويژگي‌هاي فرهنگ نقشي است که در برآورده کردن مجموعه‌اي از نيازهاي اوليه و ثانوي بر عهده دارد. فرهنگ دربرگيرنده‌ي مجموعه‌اي از آداب، عادات و به طور کلي راه و روش زندگي است و تا زماني که در اين راستا، نيازهاي انسان را براي زيستن مؤثر برطرف نمايد، پايدار مي‌ماند و در غير اينصورت به تدريج رو به زوال مي‌رود. شايد بتوان استدلال کرد که نيازها عامل محرک در فرهنگ‌سازي هستند، زيرا همزمان با تغيير نيازها، فرهنگ‌ها نيز بايد به سوي تغيير و تحولات ويژه‌اي، به ويژه در جهت تکامل سوق يابند.
سازگاري يافتن فرهنگ: مراد از سازگاري يافتن فرهنگ، بازبودن و انطباق يافتن فرهنگ يک جامعه با فرهنگ و عناصر فرهنگي ديگر است و به اعتبار چنين فرآيندي است که الگوها و عناصر مشابه فرهنگي را در دو فرهنگ نامشابه ملاحظه مي‌کنيم. اين پديده را مي‌توان با توجه به اصل انتشار تبيين نمود که فرآيندي عمومي است که به موجب آن الگوها و خصوصيات نظير الگوهاي بيروني رفتار، تغذيه، نحوه‌ي لباس پوشيدن و گذراندن اوقات فراغت و… جابه‌جا مي‌شوند (ابوالقاسمي، 1385).
اجباري و اختياري بودن فرهنگ: فرهنگ اجباري و در عين حال اختياري است. فرهنگ تمام حيات اجتماعي ما را در برمي‌گيرد و هرفرد انساني به صرف عضويت در جامعه ملزم به آموزش اجزاي عناصر و پديده هاي فرهنگي و اجتماعي است و در صورت بي‌اعتنايي و عدم اجرا مورد سرزنش و شماتت جامعه قرار مي‌گيرد که اين صورت اجبار فرهنگ است. و چون يادگيري فرهنگ به تدريج و مرور زمان انجام مي‌گيرد اجراي آن براي فرد غير قابل تحمل نيست و فشار آن‌را احساس نمي‌کند و به ميل خود به آن تن مي‌دهد و مي‌پذيرد و اجرا مي‌کند. ليکن انسان بنا بر خصوصيات فکري، رواني ، علمي و اجتماعي که به دست مي‌آورد مي‌تواند خود را از چارچوب اجبار فرهنگ بيرون کشد و آن‌را به ميل خود تغيير دهد و دگرگون سازد و اگر جز اين بود انسان در محدوده فرهنگ زمان خود باقي مي‌ماند و اين همه اختراعات و اکتشافات و توسعه و تحول فني و زيستي و فکري بوجود نمي‌آمد (قلي زاده،1387).
فرهنگ مجموعه و سيستمي است که اجزاء و عناصر دروني آن (ارزش‌ها، هنجارها، ضوابط، باورها و هنر و…) با هم ارتباط متقابل دارد و بر هم تأثير مي‌گذارند (قلي زاده، 1388).
پذيرش اجتماعي فرهنگ: وقتي از فرهنگ سخن مي‌گوييم، سر و کار ما با امري است که نوعي مقبوليت اجتماعي‌يافته و از سطح مقبوليت فردي فراتر رفته است. از اين‌رو هر امري، هرچند بسيار مقدس و عالي باشد، تا زماني که مورد قبول اعضاي يک گروه يا يک جامعه قرار نگرفته باشد، امر فرهنگي محسوب نمي‌شود. براي اين‌که امور رنگ و بوي فرهنگ به خود گيرند، بايد کوشيد تا مقبوليت اجتماعي پيدا کنند؛ در واقع ميزان پذيرش اجتماعي امور است که قوت و ضعف آن‌ها را رقم مي‌زند (صالحي اميري، 1386).
2 – 6 – کارکردهاي فرهنگ
مهم‌ترين کارکردهاي فرهنگ عبارتند از:
عامل ايجاد ارزش‌هاي اجتماعي و تداوم بخش آنها.
عامل يافتن هويت فرهنگي براي انسان
3. عامل کنترل نظام رفتاري.
4. عامل حفظ دست آوردهاي پيشين
5. عامل وحدت و انسجام بخش نظام اجتماعي
6. عامل تعليم و تربيت و اجتماعي کردن افراد به ويژه کودکان.
7. و بالاخره فرهنگ عامل تبيين رفتار انساني و راهنماي همه فعاليت‌هاي انسان (قلي زاده، 1388).
2 – 7 – فرهنگ در مکتب اسلام
هر پديده و فعاليت فرهنگي که با ارزش‌هاي متعالي انساني مانند اخلاقيات و مذهب ناسازگار باشد، فرهنگ اسلامي آن را نمي‌پذيرد، زيرا هر پديده و فعاليتي که به نام فرهنگ در جامعه بروز کند و مخالف حيثيت، شخصيت و شرافت کمال‌طلب انساني باشد، اگر چه در جذاب‌ترين صورت عرضه شود، فرهنگ اسلامي با آن مخالفت نموده و از عرضه و ترويج آن جلوگيري مي‌نمايد. اين است اساسي‌ترين وظيفه فرهنگ پويا که اسلام با صراحت و صداي بلند حامي آن است (جعفري، 1388).
فرهنگي را که اسلام بنا نهاد، حيات هدفداري است که ابعاد زيبايي‌جويي و علم‌جويي و منطق‌طلبي و آرمان‌خواهي انسان‌ها را به شدت به فعاليت رسانده و همه عناصر فرهنگي را متشکل مي‌سازد؛ عنصر فرهنگ علمي را از عنصر اخلاق عاليه انساني جدا نمي‌سازد؛ عنصر فرهنگ هنري را از عنصر فرهنگ ارشاد اقتصادي تفکيک نمي‌کند؛ وحدت فرهنگ را پيرو وحدت روح آدمي قرار داده و از تجزيه و متلاشي شدن آن جلوگيري مي‌کند. عناصر فرهنگ اسلامي که در منابع معتبر، ادب، خصال، علم، اخلاق به مفهوم عمومي آن ومحاسن امور ناميده مي‌شوند، همگي درون يک مفهوم عالي به نام حکمت جا دارند.
اولين بنيان‌گذار و حمايت‌‌کننده اصلي اين فرهنگ، خدا است که آدمي را با قلم، بيان، قريحه، ذوق، کمال‌جويي و کشف اصول پايدار در رودخانه‌اي هميشه در جريان رويدادها مجهز ساخت و با دو بال، احساس و انديشه او را به پرواز در آورد. ملاک هماهنگي فرهنگ، اشتراک آنها در امور مفيد به زندگاني مادي و معنوي امور بشر بوده است. اين هماهنگي و تعاون جدي فرهنگ ملي و ديني بود که موجب شد ايرانيان بزرگ‌ترين خدمات علمي، فلسفي، هنري، صنعتي، حقوقي و اخلاقي را در قالب فرهنگ اسلامي به جريان انداخته و ايران را به حد اعلاي شکوفايي برساند (جعفري، 1388).
فرهنگ در مکتب اسلام داراي خصوصياتي است:
1. چون همه عالم محضر خداست و کل شيء هالک الا وجهه يعني تنها وجه اوست که وجود دارد و همه چيز فنا مي‌شود براين مبنا فرهنگ بخشي از ساحت وجود است يعني فرهنگ نيز از ابتدا بوده و تا انتها ادامه خواهد داشت.
2. بنابر منطق توحيد در اسلام فرهنگ به نوبه خود پاره‌اي از هستي اجتماعي است که دلالت بر توحيد و انسجام دارد از اين رو فرهنگ جنبه کارکردي وحدت بخشي را دارد.
3. فرهنگ‌هايي که به حقيقت وجود يعني نور حضرت حق نزديک ميشوند پايندگي و ثبات جاودانه مييابند و يک تمدن درخشان به وجود ميآورند و فرهنگ‌هايي به عناصر فناپذير و بي‌ثبات تکيه دارند از حقيقت دور شده و از بين ميروند.
4. از نظر قرآن آنگاه که خالق هستي قوه تفکر را به انسان عطا ميکند يعني فرهنگ، آنگاه که خالق کريم توان نام‌گذاري تمام پديده‌ها را به آدم ميبخشد يعني فرهنگ، وقتي نور علم را به بنده خويش ميدهد يعني فرهنگ، آنگاه که با توسل به نور علم دانايان را از نادان‌ها جدا ميکند يعني فرهنگ.
5. خداوند در قرآن ميفرمايد انسان را به زيباترين وجه آفريدم پس اگر انسان اين زيبايي را در خويش نيابد به پست‌ترين مرتبه فرهنگ انساني تنزل مييابد به عنوان مثال برخورد کاسب کارانه و مغرورانه با اين ترويج فضايي از نفاق و ريا حقيقت دين را که همانا تربيت انسان و تجلي انسانيت است خدشهدار ميکند و قشريگري، افراطيگري و آسيب و انحراف در فرهنگ را افزايش ميدهد.

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *