سامانه پژوهشی – رابطه ی برخی شاخص های منتخب ترکیب بدن و VO2max با فشارخون در بین دختران …

هرچند نمایه ی توده بدنی به عنوان شاخص چاقی با عوامل خطر بیماری ها مرتبط است، اما برخی مطالعات نشان می دهد که چگونگی توزیع چربی در بدن در مقایسه با نمایه ی توده بدنی نقش تعیین کننده تری در شناسایی خطر بیماری ها داشته و مشخص شده افرادی که در ناحیه شکمی دارای تجمع بیشتری از چربی هستند؛ در معرض خطر بیشتری قرار دارند (۱۱۹). شاخص دور کمر در پیش گویی بیماری هایی نظیر دیابت، بیماری های قلبی– عروقی و پرفشارخونی موثر است. چرا که مطالعات حاکی از نزدیکی بسیار زیاد دو شاخصBMI و WC فارغ از مداخله گرهایی نظیر نژاد، جنس و سن با یکدیگر هستند و به همین دلیل کاملا مشخص نخواهد بود که کدام یک نقش مهم تری در پیش گویی احتمال ابتلای افراد به نوع خاصی از بیماری ها دارد (۸۰). WHR معیار دیگری برای اندازه گیری چاقی است که به نوبه ی خود می تواند به عنوان یک شاخص از شاخص های مهم سلامت به کار رود (۳۲). باریک بودن کمر نشان دهنده
کمتر بودن چربی زیر جلد است که می تواند اثرات مفیدی بر عوامل خطرساز متابولیک داشته باشد. در حالی که باریک بودن دور باسن بیانگر تحلیل عضله ی گلوتئال است (۱۶۸). برآورد شده است که اگر چاقی با استفاده از معیار WHR به جای BMI دوباره تعریف شود، نسبت افراد طبقه بندی شده در معرض خطر حمله ی قلبی در سراسر جهان سه برابر افزایش می یابد (۱۷۸). WHR بیشتر نمایانگر درصد چربی بدن بوده و متفاوت از BMI که بیشتر ساختار بدن را نشان می دهد، می باشد. از این رو ممکن است به طور مثال: با BMI متفاوت، نسبت WHR، یکسان و یا با BMI یکسان، نسبت WHR، متفاوت باشد (۱۴۷). شاخص دیگری که به تازگی مطرح شده و در عین نمایش چاقی مرکزی، اثر قد ایستاده و تداخل ژنتیکی را در بر دارد؛ نسبت دور کمر به قد ایستاده است (۴۲). گزارش شده است که بروز بیماری در افراد با دور کمر یکسان که قد متفاوت دارند متفاوت است. این شاخص، اثر قد، که متأثر از ژنتیک است را تعدیل می نماید و به نظر می رسد که محدودیت کمتری را در صورت دقت بالا در غربالگری چاقی می تواند داشته باشد (۱۱۰،۱۴۴). مطالعات اغلب به ارزیابی ارتباط سه شاخص BMI ,WCو WHR پرداخته اند که در مقایسه با شاخص جدید WSR از محدودیت بیشتری برخوردارند (۴۲). در بررسی انجام شده بر روی نمونه ای از جمعیت ۱۲ سال به بالای ایالات متحده ی آمریکا توسط سازمان بهداشت و تغذیه، مقایسه ای بین درصد چربی بدن تعیین شده بوسیله اشعه X (یکی از روش های دقیق برای اندازه گیری BF%) و شاخص های BMI ,WC و WSR صورت گرفت و مشخص شد که برای هر دو گروه جنسی در هر سنیBMI ,WC و WSR به طور معنی داری با BF% ارتباط دارد (۱۱۷،۱۳۰). بررسی ها نشان داده، بین آمادگی قلبی– عروقی نوجوانان لاغر، با وزن نرمال، دارای اضافه وزن و چاق تفاوت معنی داری مشاهده می شود. به طوری که میزان آمادگی گروه با وزن نرمال در مقایسه با گروه چاق و اضافه وزن بطور معنی داری بیشتر بود. یعنی بین میزان آمادگی قلبی– عروقی و BMIارتباط معکوس و معنی داری وجود دارد (۱۷۷). همچنین، وجود همبستگی منفی و معنی دار بین فعالیت بدنی با فشارخون سیستولی باعث می شود که افراد با فشارخون بالا نگرش ضعیفی به فعالیت های بدنی نسبت به افراد با فشارخون نرمال داشته باشند (۵۳). لذا نوجوانان با فشارخون بالا ممکن است با کاهش آمادگی قلبی-تنفسی ۱(CRF) به عنوان «عوامل خطرساز گسترش عوارض قلبی- عروقی» در آینده روبرو گردند (۳۸). با توجه به این نکته که رابطه منفی بین آمادگی هوازی و چاقی بدن وجود دارد (۴۳)، تعیین حداکثر ظرفیت حمل و نقل و جذب اکسیژن و استفاده از آن در طول ورزش معیار اندازه گیری خوبی برای تشخیص آمادگی قلبی- تنفسی می تواند باشد (۵۲).
۲-۳- پیشینه پژوهش
۲-۳-۱- قومیت و نژاد
عطایی و همکاران (۱۳۸۶) با بیان اینکه پرفشارخونی در بالغین با افزایش بیماری های قلبی- عروقی رابطه مستقیمی داشته و ریشه بخش عمده ای از آن می تواند انعکاسی از پرفشارخونی از دوران کودکی و نوجوانی باشد به منظور بررسی شیوع پرفشارخونی در سنین ۱۳ تا ۱۸ سال مطالعه ای را بر روی ۶۰۳۸ نفر از دانش آموزان ظاهرا سالم تهران به عنوان نمونه هایی از کودکان ایرانی و نیز مقایسه نتایج آن با موارد گزارش شده توسط دومین نشست کمیته ی بین المللی کنترل فشارخون کودکان در آمریکا ۲(STF) در این گروه سنی، اختلاف قابل توجهی در مقادیر فشارخون اندازه گیری شده در بین دو گروه جنسی مشاهده نشد. (۰۵/۰ < p) اما شیوع پرفشارخونی در این مطالعه ۰٫۸ درصد بود (۴۶).
کویودا و همکاران ۳(۲۰۱۰) با تاکید بر این که روند های کنونی در اندازه بدن، فشارخون و سطح لیپید های سرم در کودکان پیش بینی کننده ی شیوع بیماری در آینده است، در یک مطالعه گروهی بر روی ۸۷۲۱۴ نفر با اندازه گیری شاخص های توده بدن و فشارخون سیستول و دیاستول از یک جامعه ی سفید پوست و سیاه پوست لوئیزیانا در ایالات متحده نشان داد که پرفشارخونی، در دوران کودکی پیش بینی کننده تصلب شرائن در بزرگسالان جوان است. بنابراین روند های اخیر در BMI، فشارخون و لیپید های سرم در کودکی احتمالا به عوامل مهم روند بیماری های قلبی- عروقی متعاقب آن در بزرگسالان ارتباط دارد (۹۷).
چوی و همکاران ۴(۲۰۱۰) با تقسیم ۵۵۹ نفر از نوجوانان داوطلب به دو گروه چاق و با وزن نرمال از هر دو گروه جنسی به این نتیجه رسیدند که دختران چاق نسبت به همتایان با وزن نرمال خود زمان بیشتری را صرف رفتارهای کم تحرک (۰۳/۰=p ) و خوردن غذا های ناسالم (۰۱۲/۰=p ) می کنند و دارای پرفشار
خونی نسبت به همتایان با وزن نرمال خود هستند. پس فعالیت بدنی بیشتر همراه با رفتار های سالم

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

  1. cardio respiratory fitness 2. Second Task Force 3. kouda et al 4. Chou et al

غذایی در نوجوانان درتعدیل فشارخون بسیار مهم می باشد. همچنین بیان می کند که BMI همبستگی مثبتی با فشار خون و دور کمر در هر دو گروه جنسی داشت. در گروه چاق شاخص توده بدن، دور کمر، فشارخون سیستولیک و فشارخون دیاستولیک بالاتر از نوجوانان با وزن طبیعی بود (۰۰۱/۰> p). او نشان داد که والدین دارای عوارض پرفشارخونی، چاقی و دیابت، حداقل در یکی از فرزندان آنها یکی از این عوارض دیده می شود. مادران چاق با چاقی نوجوانانشان در هر دو جنس مرتبط بودند (۰۰۱/۰= p). اما چاقی پدران، تنها با چاقی در دختران نوجوان مرتبط بودند (۰۰۵/۰= p) (41). در بررسی خاجی و همکاران(۱۳۸۵) در مورد فشار خون و چاقی، که بر روی ۲۷۶۶ نفر از دانش آموزان پنجم دبستان شهر تهران انجام دادند با تقسیم آنها در سه گروه با وزن طبیعی، اضافه وزن و چاق بر حسب BMI نتیجه گرفتند
که میانگین قد و وزن دختران از پسران بالاتر بود، (۰۰۱/۰> p) میانگین فشارخون سیستولیک دختران به طور معنی داری از پسران بالاتر بود و تفاوت معنی داری بین میانگین فشارخون سیستولیک در کودکان چاق، دارای اضافه وزن و کودکان دارای وزن معمولی مشاهده شد. اما اختلاف معنی داری بین فشارخون دیاستولیک دوجنس مشاهده نشد و در حالت کلی، گروه های وزنی مختلف اختلاف معنی داری از نظر فشارخون با یکدیگر داشتند (۲۱).
روسنر و همکاران ۱(۲۰۱۱) با اندازه گیری فشارخون ۵۸۶۹۸ نفر از کودکان۱ تا ۱۷ سال از قومیت های مختلف (۳۱ درصد آمریکایی آفریقایی تبار، ۵۹ درصد قفقازی و ۱۱ درصد اسپانیایی) بر اساس گروه های قومی و جنسیتی و گروه BMI، نشان داد که برای فشارخون سیستولیک احتمال پرفشارخونی ۹/۲تا ۶/۳ بار بالاتر است و پیش پرفشارخونی در کودکان دارای اضافه وزن ۸/۱ تا ۲/۲ برابر، نسبت به کودکان با وزن طبیعی، برای تمام گروه های قومی و جنسیتی بیشتر است. نسبت شانس ابتلا به پرفشارخونی، در میان نوجوانان (۱۷-۱۳ سال) دارای اضافه وزن، کمی بالاتر از کودکان (۱۲-۱ سال) دارای اضافه وزن بوده و. اختلاف نژادی در BP در میان دختران بسیار کمتر آشکار است. زیرا در هر سه گروه نژادی دختران بطور متوسط BMI بالاتری داشتند. این نتایج در شیوع پرفشارخونی در میان گروه های قومی و نژادی در دوران کودکی از داده ها، در شیوع پرفشارخونی در گروه های نژادی، قومی در بزرگسالان متفاوت بود. علاوه بر رابطه چاقی، قومیت و نژاد نیز در فشارخون بزرگسالان اثر دارد. الگو دهی از چربی با استفاده از WHR تفاوت های نژادی را در مورد فشارخون در میان بزرگسالان، توضیح می دهد. بررسی ها نشان می دهد که آمریکایی های آفریقایی تبار در بالاترین شیوع پرفشارخونی (مردان ۸/۳۷% و زنان ۳/۴۰%) بودند. شیوع پرفشارخونی در نژاد قفقازی در مردان ۲۶% و زنان ۲۱% و در نژاد اسپانیایی در مردان ۱/۲۲% و در زنان

این مطلب را هم بخوانید :  رابطه ی برخی شاخص های منتخب ترکیب بدن و VO2max با فشارخون در بین دختران ...

  1. Rosner et al

۶/۲۱% بود. همچنین شیوع افزایش SBP و DBP در کودکان با وزن طبیعی نزدیک به ۵% و شیوع پرفشارخونی و پیش فشارخونی در میان گروه اضافه وزن در هر سه گروه قومی در هر دو جنس بارز می باشد. همچنین اثر افزایش BMI در هر دو سطح BP و شیوع BP بالادر هر دو جنس معنی دار بود (۱۵۶).
رادمیچر و همکاران ۱(۲۰۰۹) در تحقیقی که بر روی ۳۴۲ نفر ازسه نژاد سفید پوست، سیاه پوست و اسپانیایی انجام دادند، نتیجه گرفتند که ترکیبی از پرفشارخونی و شاخص توده بدنی در دوران کودکی در پیش بینی خطر عوامل قلبی- عروقی در بزرگسالان جوان در هر سه نژاد تاثیر زیادی دارد (۷۸).
فالکنر و همکاران ۲(۲۰۱۲) با مطالعه بر روی ۳۰۱ نوجوان آمریکایی آفریقایی تبار از هر دو گروه جنسی نتیجه گرفتند که اثرات متقابل چاقی و پرفشارخونی در هیپرتروفی بطن چپ معنی دار نبود (۲۰/۰= p).البته شیوع این عارضه در میان نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار با متوسط فشارخون ۸۰/۱۲۰ و چاق، بسیار بالاتر بود (۹۸).
چن و همکاران ۳(۲۰۱۱) در یک مطالعه بر روی ۱۷۹۷ نفر از افراد سفیدپوست و سیاه پوست با دامنه سنی
۲۱ تا ۴۷ سال که از دوران کودکی وارد مطالعه شده بودند، نتیجه گرفت که افزایش تنوع فشارخون در طول
زمان در بزرگسالان در حد بالایی با حوادث قلبی– عروقی و آسیب اعضای بدن مانند کلیه ها، چشم ها و…. مرتبط است. همچنین SBP سیاه پوستان در دوران کودکی دارای تغییر پذیری بالایی نسبت به سفید پوستان بود (۷۵).
۲-۳-۲- کیفیت و سبک زندگی
دریک تحقیق باروق و همکاران (۱۳۸۹) با بررسی بر روی ۴۵۰ نفر از افراد۲۴ تا ۶۵ ساله و تقسیم آنها به دو گروه دارای فشارخون بیشتر از ۹۰/۱۴۰ و گروه بدون پرفشارخونی، نتیجه گرفت که بین استعمال دخانیات، ورزش و فعالیت فیزیکی و شاخص توده بدن از عوامل تاثیر گذار بر بروز پرفشارخونی، (۰۰۰۱/۰> p) در دو گروه اختلاف معنی دار وجود داشت. بنابراین به اقدامات مداخله گر جهت تغییر در سبک زندگی مردم تاکید دارد (۱۰).
کلییر وانگ و همکاران ۴(۲۰۱۴) در یک مطالعه طولی در بین ۳۸۸۷ نفر از کودکان ۸ تا ۱۲ سال و پی گیری ۱۶ ساله، با ردیابی توزیع BP در سن ۱۵ سالگی و اثربخشی مداخله برای پیش بینی توزیع BP در سن ۳۵ سالگی(نقطه ورود بیماری های قلبی- عروقی) نشان دادند که غربالگری روتین فشارخون نوجوانان در حد متوسط موثر است اما مداخلات از نظرکیفیت زندگی و جنبه های دیگر تاثیر گذار، برای افراد دارای

  1. Rademacher et al 2. Falkner et al 3. Chen et al 4. Clai
    re Wang et al

پرفشارخونی در دوران نوجوانی و کودکی جهت جلوگیری از بیماری های قلبی- عروقی کم هزینه تر و موثر تر است و باید به صورت موازی اجرا شود (۱۷۵).
سورنسن و همکاران ۱(۱۹۹۹) با بررسی اثر ورزش و رژیم غذایی بر بهداشت ذهنی و کیفیت زندگی افراد میانسال دارای عوامل خطرزای قلبی– عروقی به این نتیجه رسیدند که ورزش با رژیم غذایی در کیفیت زندگی، افسردگی یا اضطراب اثر معنی دار ندارد (۱۶۲). کالیترنا و همکاران۲(۲۰۰۴) به بررسی کیفیت.
زندگی، رضایت مندی از زندگی و شاد زیستن در افراد با مشاغل کم تحرک و پرتحرک پرداختند. تعداد ۳۱۱ نفر از این افراد شب کار ۲۰۷ نفر روزکار و ۱۲۱۰ نفر نیز شاغل بدون تحرک بودند نتایج حکایت از رضایت مندی بیشتر از زندگی، بهبود کیفیت زندگی و شاد زیستن در دو گروه روزکار و شاغل کم تحرک بود. همچنین در گروه شب کار عدم تمایل به شرکت در فعالیت های بدنی در مقایسه با دو گروه دیگر دیده شد (۱۳۳).
دینر و همکاران ۳(۲۰۰۵) نیز افزایش طول مدت کیفیت زندگی با فعالیت بدنی را با تاکید بر عملکرد اعتماد به نفس و عوامل اثر گذار بر آن را در افراد مسن بررسی کردند؛ شرکت کنندگان شامل۱۷۴ نفر با میانگین سنی ۷/۶۶ سال بودند و ۶ ماه فعالیت بدنی کنترل شده ای را انجام دادند و پرسش نامه کیفیت زندگی و اعتماد به نفس را نیز کامل کردند؛ نتایج نشان که فعالیت بدنی تاثیر مثبتی را بر عملکرد فردی و اعتماد به نفس آنها در طول یک سال داشته است و در نتیجه سطوح بالای عملکرد فردی و اثرات آن موجب بالا رفتن سطح کیفیت زندگی آنها شده است (۹۱).
براون و همکاران ۴(۲۰۰۴) در تحقیقی به بررسی رابطه بین مقدار فعالیت بدنی و کیفیت زندگی پرداختند و بیان کردند که اثرات مفید شرکت در تمرینات منظم بدنی، بطور گسترده پذیرفته شده، اما مقدار فعالیت بدنی و کیفیت زندگی هنوز نامشخص است. آنها رابطه ی بین شدت، مدت، تکرار فعالیت بدنی و کیفیت زندگی را در میان نوجوانان با استفاده از آزمون (۲۰۰۱) برس۵ مورد استفاده قرار دادند و دریافتند افراد دارای سطح معینی ازفعالیت بدنی در مقایسه با افراد غیر فعال کمتر دچار مشکلات جسمی و روانی بودند. همچنین شرکت در فعالیت های بدنی شدید و ملایم و دوره های تمرینی با زمان های کوتاه (کمتر از ۲۰ دقیقه) زمان های بلند (بیشتر از ۹۰ دقیقه) با کیفیت زندگی مرتبط بودند (۶۹).
کوچک پور و همکاران (۱۳۹۱) با تاکید بر این که نوجوانی مهمترین دوره ایجاد عادات غذایی است، با استفاده از ۵۰۷ نفر از نوجوانان ۱۰ تا ۱۹ ساله به بررسی الگوی غذایی در نوجوانان و ارتباط آن با نمایه های تن سنجی و فشارخون پرداخته و به ارزیابی دریافت های غذایی فرد با استفاده از پرسش نامه «بسامد