وابستگی

now browsing by tag

 
 

پایان نامه -پایان نامه

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A»
رشته: روان شناسی بالینی
عنوان:
«اثربخشی درمان تلفیقی مدل ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر نشخوار فکری، تنظیم هیجانی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به شیشه»
نگارش:
زیبا صفرزاده
تابستان 1392
1- دکتر رابرت فرنام
هیأت داوران: 2- دکتر مسعود محمدی
3- دکتر مجید برزگر
سپاسگزاری
اولین سپاس به پیشگاه حضرت دوست که هر چه هست از لطف اوست.
با تشکر و سپاس فراوان از زحمات بی دریغ مدیر گروه و استاد راهنمای محترم جناب آقای دکتر رابرت فرنام و استاد مشاور محترم جناب آقای دکتر مسعود محمدی که با کمک ها و راهنمایی های ارزنده خویش مرا در تدوین و تصحیح این پایان نامه هدایت نمودند. سعادت و سلامت این بزرگواران را از درگاه منان خواستارم.
از جناب آقای دکتر مجید برزگر، استاد گرانقدری که زحمت داوری تحقیق را بر عهده داشتند کمال تشکر و قدردانی را دارم. سعادت و سلامت این بزرگوار را از درگاه منان خواستارم.
از همکاری و مساعدت های مدیریت محترم و کارکنان مرکز بازتوانی اعتیاد پرتو، سبحان، و مرکز ترک اعتیاد شهرک گلستان کمال تشکر و قدردانی را دارم.
از زحمات کارکنان مرکز پژوهش دانشگاه علوم و تحقیقات فارس کمال تشکر را دارم.
از زحمات ناظر محترم جلسه دفاع از یایان نامه و دیگر دست اندرکاران گرامی، کمال تشکر را دارم.
تقدیم به روح سبز پدر بزرگوارم
بزرگ مردی که بهترین معلم زندگیم بود
تقدیم به روح سبز برادر عزیزم
که به من درس صبر و مقاومت آموخت
و
تقدیم به فرزندان دلبندم
الناز، شهریار، و پوریا
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o "1-3" h z u چکیده PAGEREF _Toc394144432 h 1فصل اول: مقدمه و کلیات پژوهش PAGEREF _Toc394144434 h 21-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144435 h 31-2 بیان مسئله PAGEREF _Toc394144436 h 61-3 اهمیت و ضرورت پژوهش PAGEREF _Toc394144437 h 81-4 اهداف پژوهش PAGEREF _Toc394144438 h 101- 5 پرسش ها و فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc394144439 h 101-5-1 پرسش های پژوهش PAGEREF _Toc394144440 h 101-5-2 فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc394144441 h 111- 6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc394144442 h 111-6-1 تعاریف نظری PAGEREF _Toc394144443 h 111-6-1-1 شیشه (مت آمفتامین) PAGEREF _Toc394144444 h 111-6-1-2 وابستگی به مواد PAGEREF _Toc394144445 h 121-6-1-3 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144446 h 121-6-1-4 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144447 h 121-6-1-5 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144448 h 131-6-1-6 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144449 h 131-6-2 تعاریف عملیاتی PAGEREF _Toc394144450 h 131-6-2-1 وابستگی به مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144451 h 131-6-2-2 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144452 h 131-6-2-3 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144453 h 131-6-2-4 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144454 h 141-6-2-5 عود مصرف مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144455 h 14فصل دوم:گسترۀ نظری و بازنگری تحقیقات پیشین PAGEREF _Toc394144457 h 162-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144458 h 172-2 مبانی نظری پژوهش PAGEREF _Toc394144459 h 172-2-1 مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144460 h 172-2-2 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144461 h 212-2-3 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144462 h 222-2-4 اعتیاد PAGEREF _Toc394144463 h 242-2-4-1 اعتیاد و ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144464 h 242-2-4-2 اعتیاد و استرس PAGEREF _Toc394144465 h 252-2-5 درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» یا MBSR PAGEREF _Toc394144466 h 262-2-6 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144467 h 272-2-6-1 نشخوار فکری و استرس PAGEREF _Toc394144468 h 292-2-7 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144469 h 302-2-7-1 تنظیم هیجا نی و استرس PAGEREF _Toc394144470 h 332-2-7-2 تنظیم هیجانی و نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144471 h 332-2-8 اعتیاد و موج سوم رفتار درمانی PAGEREF _Toc394144472 h 342-2-8-1 شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی (MBCT) PAGEREF _Toc394144473 h 362-2-8-2 رفتاردرمانی جدلی(DBT) PAGEREF _Toc394144474 h 362-2-8-3 درمان قبول و تعهد (ACT) PAGEREF _Toc394144475 h 372-2-9 درمان های دیگر بر پایۀ ذهن آگاهی (در درمان اعتیاد) PAGEREF _Toc394144476 h 372-2-9-1 مدل پیشگیری از بازگشت بر پایۀ ذهن آگاهی (MBRP) PAGEREF _Toc394144477 h 372-2-9-2 خود- طرحواره درمانی معنوی (3-S) PAGEREF _Toc394144478 h 382-2-9 تاریخچۀ مواد مخدر منجمله شیشه PAGEREF _Toc394144479 h 392-2-10 تاریخچۀ ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144480 h 412-2-11 تاریخچۀ درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) PAGEREF _Toc394144481 h 422-2-12 تاریخچۀ درمان های مختلف در درمان اعتیاد PAGEREF _Toc394144482 h 422-2-12-1 درمان های شناختی رفتاری منجمله ماتریکس PAGEREF _Toc394144483 h 422-2-12-2 تلفیق درمان های شناختی رفتاری و ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144484 h 432-2-13 تاریخچۀ مطالعه دربارۀ نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144485 h 452-2-14 تاریخچۀ مطالعه در بارۀ تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144486 h 452-2-15 تئوری ها در خصوص اعتیاد و عود مصرف PAGEREF _Toc394144487 h 452-2-15-1 تئوری انگیزه PAGEREF _Toc394144488 h 452-2-15-2 تئوری جلوگیری از عود مصرف مواد مارلات و گوردون PAGEREF _Toc394144489 h 462-2-15-3 تئوری مواجهه با سرنخ PAGEREF _Toc394144490 h 462-2-15-4 تئوری های زیر بنایی درمان های جلوگیری از عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144491 h 472-2-16 تئوری ها در خصوص نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144492 h 492-2-17 تئوری ها در خصوص تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144493 h 502-3 بررسی پژوهش های انجام شده در خصوص موضوع PAGEREF _Toc394144494 h 512-3-1 پیشینه پژوهش در خارج از کشور PAGEREF _Toc394144495 h 512-3-2 پیشینۀ پژوهش در ایران PAGEREF _Toc394144496 h 602-3-3 جمع بندی پیشینۀ پژوهش ها در خارج و ایران PAGEREF _Toc394144497 h 66فصل سوم:روش پژوهش PAGEREF _Toc394144499 h 673-1 مقدمه703-2 طرح کلی پژوهش PAGEREF _Toc394144501 h 683-3 جامعه، نمونه، و روش اندازه گیری PAGEREF _Toc394144502 h 683-3-1 جامعه PAGEREF _Toc394144503 h 683-3-2 نمونه PAGEREF _Toc394144504 h 683-3-3 روش اندازه گیری (ابزارهای گردآوری داده ها) PAGEREF _Toc394144505 h 693-3-3-1 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144506 h 693-3-3-2 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144507 h 703-3-3-3 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144508 h 713-3-3-4 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144509 h 713-4 روش اجرای پژوهش PAGEREF _Toc394144510 h 723-5 روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها PAGEREF _Toc394144511 h 743-6 ملاحظات اخلاقی PAGEREF _Toc394144512 h 74فصل چهارم: توصیف و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc394144514 h 764-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144515 h 774-2 بخش اول: آمار توصیفی PAGEREF _Toc394144516 h 774-3 بخش دوم: یافته های استنباطی PAGEREF _Toc394144517 h 784-3-1 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144518 h 784-3-2 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144519 h 804-3-3 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144520 h 814-3-4 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144521 h 834-3-5 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144522 h 844-3-6 آزمون ویلکاکسون PAGEREF _Toc394144523 h 874-3-7 آزمون ویلکاکسون PAGEREF _Toc394144524 h 894-4 ضرایب آلفای کرونباخ ابزارهای پژوهشی مورد استفاده در مطالعه PAGEREF _Toc394144525 h 89فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc394144527 h 905-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144528 h 915-2 بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc394144529 h 915-3 محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc394144530 h 975-4 پیشنهادات PAGEREF _Toc394144531 h 985-4-1 پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc394144532 h 985-4-2 پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc394144533 h 98پیوست ها PAGEREF _Toc394144534 h 991) مقیاس پاسخ توأم با نشخوار فکری RRS از پرسشنامه سبک های پاسخ RSQ PAGEREF _Toc394144535 h 1002) مقیاس ذهن آگاهی (M=) PAGEREF _Toc394144536 h 1033) مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS) PAGEREF _Toc394144537 h 105آموزش روش درمانی «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» PAGEREF _Toc394144538 h 109منابع و مأخذ PAGEREF _Toc394144539 h 113

فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC h z t "Caption" c "جدول" جدول 4- 1: خلاصه داده های توصیفی برای متغیرهای مورد مطالعه PAGEREF _Toc394144965 h 77جدول 4-2: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته نشخوار فکری در پس آزمون (گروه 1 و3) PAGEREF _Toc394144966 h 78جدول 4- 3: میانگینهای تعدیل شده متغیر نشخوار فکری در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144967 h 79جدول 4-4: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته نشخوار فکری در پس آزمون (گروه 2 و 3) PAGEREF _Toc394144968 h 80جدول 4-5: میانگینهای تعدیل شده متغیر نشخوار فکری در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144969 h 80جدول 4 - 6: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته دشواری های تنظیم هیجانی در پس آزمون (گروه 1 و 3) PAGEREF _Toc394144970 h 81جدول 4- 7: میانگینهای تعدیل شده متغیر دشواری های تنظیم هیجانی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144971 h 82جدول 4-8: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته دشواری های تنظیم هیجانی در پس آزمون (گروه 2 و 3) PAGEREF _Toc394144972 h 83جدول 4-9: میانگینهای تعدیل شده متغیر دشواری های تنظیم هیجانی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144973 h 83جدول 4-10: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته ذهن آگاهی در پس آزمون PAGEREF _Toc394144974 h 84جدول 4-11: میانگینهای تعدیل شده متغیر ذهن آگاهی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144975 h 85جدول 4-12: توزیع فراوانی میزان عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc394144976 h 86جدول 4-13: آزمون ویلکاکسون برای مقایسه عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc394144977 h 87جدول 4-14: توزیع فراوانی میزان عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc394144978 h 88جدول 4-15: آزمون ویلکاکسون برای مقایسه عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc394144979 h 89جدول 4-16 : پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc394144980 h 89

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
TOC h z t "Date" c "نمودار " نمودار 4-1: توزیع فراوانی عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc393096555 h 86نمودار 4-2: توزیع فراوانی عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc393096556 h 88
چکیدهمشکل رایج در اختلالات سوء مصرف مواد، عود مصرف مواد حتی در بین افراد مداوا شده می باشد که این موضوع در مورد مادۀ مخدر شیشه بیشتر صدق می کند. از سویی، ذهن آگاهی یک سازۀ شناختی قابل پایش و مداخله در روان شناسی است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی اثربخشی کاربرد درمان تلفیقی مدل رایج ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) بر نشخوار فکری، تنظیم هیجانی، ذهن آگاهی، و میزان عود مصرف بود. با روش نمونه گیری هدفمند و پس از همتاسازی گروهی، 54 آزمودنی به صورت تصادفی انتخاب و دوباره تصادفی در سه گروه مساوی تلفیقی، ذهن آگاهی، و ماتریکس (کنترل) جاسازی شدند. سه پرسشنامه، قبل و پس از اتمام برنامۀ 8 هفته ای آموزش MBSR، توسط هر سه گروه تکمیل گردید. نشخوار فکری با ابزار پرسشنامۀ نشخوار فکری، تنظیم هیجانی با ابزار مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی، ذهن آگاهی با ابزار مقیاس ذهن آگاهی، و میزان عود مصرف با ابزار تست تشخیصی مت آمفتامین سنجیده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تجزیه و تحلیل کوواریانس تک متغیری و ویلکاکسون استفاده شد. نتایج نشان دهندۀ کاهش معنادار نشخوار فکری (p<0/01)، دشواری های تنظیم هیجانی(p<0/001)، میزان عود مصرف (P<0/04)، و افزایش معنادار ذهن آگاهی (P<0/035)، در گروه تلفیقی در مقایسه با گروه کنترل بود، در حالیکه در گروه ذهن آگاهی صِرف، میزان کاهش عود مصرف در مقایسه با گروه کنترل معنادار نشد (P<0/6) بدین معنی که فرضیۀ 7 رد شد، اگرچه دیگر متغیرها تغییرات مشابه داشتند. با وجود رد شدن فرضیۀ مزبور، یک مدل جایگزین پیشنهاد شد، بدین معنی که مکانیزمی جدید که ناشی از ترکیب مدل ماتریکس و درمان MBSR می باشد منجر به کاهش بیشتر عود مصرف در گروه تلفیقی در مقایسه با گروه کنترل می شود. این یافته بیانگر این است که درمان MBSR فاکتوری مفید اما نه یک فاکتور کافی برای هدف قرار دادن عود مصرف است. به بیانی، پژوهش حاضر مدارکی را دال بر ارزش ادغام کردن درمان MBSR در درمان های سوء مصرف مواد ارائه می دهد یعنی یک مکانیزم بالقوۀ تغییر را از طریق درمان تلفیقی برملا می سازد.
کلید واژه ها: تلفیقی، ذهن آگاهی، مدل ماتریکس، نشخوارفکری، تنظیم هیجان
فصل اولمقدمه و کلیات پژوهش1-1 مقدمهاختلال وابستگی یا سوء مصرف مواد که در سالهای اخیر به آسیب اجتماعی تبدیل شده، یک اختلال مزمن و بازگشت کننده است که هزینه های سنگینی برای فرد، خانواده و جامعه دارد. با افزایش فزایندۀ کاربرد انواع مواد مخدر، نیاز مبرمی برای تحقیقات بیشتر در زمینۀ جلوگیری از مصرف و یا عود مصرف احساس می شود. «سازمان وحدت ملی برای کنترل دارو وجلوگیری از جنایت» اخیراً گزارش کرده است که بیش از دویست میلیون نفر در سراسر جهان هم اکنون مواد مخدر مصرف می کنند و این سازمان اعلام می دارد که مشکلات جهانی مربوط به مواد مخدر کماکان ادامه دارد زیرا اکثر کشورها، افزایش فزاینده در مصرف این مواد را گزارش می دهند تا کاهش آن را ( آپل و کیم-آپل، 2009؛ زگیرسکا و همکاران، 2009).
«مت آمفتامین که به نام «مِت» ، «کریستال» ، و یا «سرعت» شناخته می شود یک محرک سیستم عصبی و مشتقی از آمفتامین است که به طور گسترده ای در دهۀ 1950 و 1960 به عنوان دارو برای افسردگی و چاقی تجویز می شد» (آنجلینا و همکاران، 2000 ، ص 1). آمارهای کنونی، افزایش فزایندۀ سوء مصرف مت آمفتامین را بیش از دیگر مواد برآورد کرده اند، به عنوان مثال آمار نشان می دهد که بیشتر از 42 میلیون مصرف کننده دائمی مت آمفتامین در سطح جهان وجود دارند، در حالی که به ترتیب حدود 15 میلیون و 10 میلیون نفر مصرف کننده دائمی هروئین و کوکائین وجود دارد (سالداناو بارکر، 2004). در ایران هم در سال های اخیرالگوی مصرف مواد به میزان زیادی تغییر یافته است و سوء مصرف کنندگان مواد در پی تجربۀ مواد
جدیدی مانند مت آمفتامین، کراک، و ... هستند. در ایران فرم کریستالیزۀ مت آمفتامین (یخ) که به نام «شیشه» شناخته شود، یکی از موادی است که اخیراً به شدت مورد سوء مصرف قرار گرفته است. بنا به گفتۀ نارنجی ها و همکاران (2005)، فراوانی مصرف «شیشه» در کشور ایران 2/5 درصد کل مصرف کنندگان است .
اگرچه بعضی از درمان های اولیه برای اعتیاد به مواد مخدر در کوتاه مدت موثر بوده اند، آنها پس از درمان نرخ بالای عود مصرف را نشان داده اند. از این رو، «اختلالات سوء مصرف مواد» به عنوان «اختلالاتی با عود مزمن» با میزان عود مصرفی بالغ بر 60 درصد عنوان شده اند (میلر و همکاران، 2001). از طرفی، بنا به گفتۀ روزن و همکاران، (2006) مرور مطالعات گذشته نشان می دهد که اثربخشی درمان های نگهدارندۀ دارویی بدون مداخله های روانی- اجتماعی به علت اطاعت دارویی پایین و میزان بالای ریزش ضعیف می باشند و 20 تا 90 درصد از معتادانی که تحت درمان قرار می گیرند دچار بازگشت می شوند. اصطلاح «اختلالاتی با عود مزمن» در مورد مواد مخدری از قبیل مت آمفتامین بیش از سایر مواد صدق می کند، یکی از دلایل این است که برای درمان اعتیاد به آمفتامین ها منجمله مت آمفتامین که زیر گروه این ترکیبات می باشد، درمان دارویی اختصاصی نظیر متادون یا بوپره نورفین (در اپیوئیدها) وجود ندارد.
در پاسخ به نرخ بالای عود مصرف مواد و منجمله مت آمفتامین، درمان های جدید دیگری ابداع شده اند. وارد شدن درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به دنیای درمان، زمینه را برای وارد شدن این درمان به حوزۀ سوء مصرف مواد مخدر مهیا کرده است. در موج سوم روان درمانی ها که به روان درمانی های پست مدرن معروف هستند، فنون شناختی- رفتاری سنتی را با ذهن آگاهی ترکیب می کنند (هیز و همکاران، 2006). امروزه درمان های موج سوم در روان درمانی به جای چالش با شناخت ها، بر آگاهی و پذیرش افراد از احساسات، هیجانات، شناخت ها، و رفتارها (عناصر اساسی در ذهن آگاهی) تأکید دارند.
ذهن آگاهی در غرب از دهۀ 1970 مورد توجه قرار گرفت، از آن زمان به بعد بیش از 240 برنامه بر پایۀ ذهن آگاهی در آمریکای شمالی و اروپا انجام شده است (کایون،2011). رایج ترین روش آموزش ذهن آگاهی، آموزش «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» است که به شکل برنامه کاهش استرس و برنامه آرامش آموزی شناخته می شود (کابات- زین ،1990) و در این تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد.
نشخوار فکری (متغیری در تحقیق)، واژه ای عمومی است و به افکاری اشاره دارد که تکراری، چرخان، خود متمرکز و افسرده کننده اند، به طوری که نقش اساسی در افسردگی دار ند (ری پری، 1997، به نقل از آذرگون و همکاران، 1388). همچنین نتایج تحقیقی که بر روی نمونه ای از افراد مذکر جوان انجام شد، تأثیر نشخوار فکری به عنوان پیش بینی کنندۀ شروع اختلالات سوء مصرف مواد و شدت گرفتن علائم این اختلال در 4 سال آتی به اثبات رسید (نالن هاکسما و همکاران، 2007). در روش درمانی ذهن آگاهی، بیماران آموزش می بینند تا چرخه نشخوار فکری را متوقف کرده و از افکارمنفی خود فاصله گیرند، در واقع انعطاف پذیری توجه، غنی سازی ذهنی ،توقف نشخوار فکری، اصلاح باورهای مثبت و منفی غلط، و همچنین چالش با باورهای منفی مربوط به هیجانات، باعث کاهش افسردگی و نشخوارفکری می شود (تیزدیل و همکاران، 2000).
از سویی، تنظیم هیجان (متغیر دیگر در تحقیق) شامل همه راهبردهای آگاهانه و غیر آگاهانه می شود که برای افزایش، حفظ، و کاهش مؤلفه های هیجانی، رفتاری و شناختی یکِ پاسخ هیجانی به کار برده می شود (گارنفسکی و همکاران، 2001). گرینبرگ و پای ویو (1997، به نقل از برزلین و همکاران، 2002)، اختلال در تنظیم هیجانی را به عنوان علت آسیب شناسی زیربنایی سوء مصرف مواد و بیماریهای روحی بیان می کنند. هیز و فلدمن (2004) بیان می دارند که آموزش های ذهن آگاهی، مداخله بالینی رو به گسترشی برای تقویت تنظیم هیجانی می باشند.
امروزه محققان به نقش نشخوار فکری و تنظیم هیجانی در ایجاد و ابقاء انواع مختلف اختلالات روانی پی برده اند. هدف قرار دادن آسیب پذیری هایی از قبیل نشخوار فکری و تنظیم هیجانی که روی آوری به مواد و عود مصرف را تسهیل می کنند باید اولویت درمانی رویکردهای جدید درمانی در این گروه از بیماران باشد.

1-2 بیان مسئلهاختلالات سوء مصرف مواد از رایج ترین مشکلات روانپزشکی است که از تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی مثل نابهنجاری های رشدی و وضعیت نامساعد روانی- اجتماعی ناشی می شود. این اختلالات می تواند در اثر مصرف الکل، مواد افیونی، حشیش، مت آمفتامین، کوکائین، و غیره به وجود آمده و به شکل وابستگی و سوء مصرف خود را نشان دهد. مصرف مواد مخدر و روان گردان، امروزه به عنوان یک معضل جدی، کلیه جوامع بشری را تهدید میکند. آثار نامطلوب و ویرانگر مصرف مواد و اعتیاد بر روی جسم و روح انسان این نگرانی را افزایش داده و موجبات افزایش ناامنی خانوادگی و اجتماعی گردیده است.
در بین مواد اعتیاد آور، آمفتامین ها به خصوص مت آمفتامین قوی ترین مواد هستند و خطر وابستگی و مشکلات سلامت روان بیشتری را در بر دارند (تاپ و همکاران، 2002) و با نرخ بالای روان پریشی (مک کتین و همکاران، 2006)، افسردگی (سِمپل و همکاران، 2005)، و مشکلات شناختی (نوردال و همکاران، 2003) ارتباط دارند.
تحقیقات نشان داده اند که یکی از رویکردهای مهم در شناسایی و درمان سوء مصرف مواد مخدر، رویکرد شناختی است. فرض اساسی نظریه های شناختی این است که افکار ناکارآمد در نحوه تفسیر و ارزیابی فرد از واقعیت دخیل هستند و همچنین پاسخ ها ی رفتاری که از تفسیرهای خاص ناشی می شوند در تداوم اختلال سوء مصرف مواد نقش دارند (گودرز ی، 1380). در پاسخ به میزان بالای مصرف مت آمفتامین و عود مصرف، درمان های متفاوت شناختی رفتاری منجمله مدل درمانی ماتریکس ابداع شده اند. این مدل درمانی عناصری را بر اساس یافته های تجربی حمایت شده از حوزۀ تحقیقاتی مربوط به سوء مصرف مواد، مورد استفاده قرار داده است (راسون و همکاران، 1995). با این وجود، وابستگی و عود مصرف مت آمفتامین همچنان ادامه دارد.
در سال های اخیر، تعدادی از پژوهشگران تلفیق رویکردهای بر پایۀ ذهن آگاهی را با مداخلات شناختی رفتاری موجود (موج سوم رفتار درمانی) پیشنهاد کرده اند (کایون و همکاران، 2003؛ کاتز و همکاران، 1985، به نقل از ویتفیلد، 2006). پژوهشگران بر این باورند که به کار گیری روش های درمانی مانند درمان بر پایۀ ذهن آگاهی به دلیل ساز و کارهای نهفته در آن مانند پذیرش، افزایش آگاهی، حضور در لحظه، مشاهده گری بدون داوری، و خودداری از اجتناب هیجانی می تواند در تلفیق با فنون رفتار درمانی شناختی، اثربخشی درمانها را برای جلوگیری از اعتیاد و عود مصرف افزایش دهد. بنابر این افزایش انعطاف پذیری شناختی در درمانهای بر پایۀ ذهن آگاهی می تواند توانایی مقابلۀ بیمار را در کنار آمدن با وسوسه و نشانه های ترک (به عنوان شاخص اصلی تداوم مصرف) در این بیماران افزایش دهد.
درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) اولین مداخله بر پایۀ ذهن آگاهی بوده است که از نظر بالینی مورد ارزیابی قرار گرفته است. در سال 1979، دکتر جان کابات- زین درمان را ابداع کرد و این نقطۀ شروعی برای وارد شدن این تکنیک به دنیای پزشکی شد (کابات- زین، 1990). درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» رایج ترین متد به کار رونده از فنون ذهن آگاهی در دنیای پزشکی است (کابات- زین، 1990).
استرس، عاملی است که احتمالاً به وسیلۀ درمان به کار رونده در این تحقیق یعنی «ذهن آگاهی» مورد هدف قرار می گیرد، گرچه انتخاب درمان MBSR برای پژوهش حاضر، به علت بررسی آتی نقش استرس در نتایج پژوهش نیست بلکه به این عنوان است که MBSR درمان رایج برای آموزش ذهن آگاهی است.
نشخوار فکری متغیری در تحقیق است که ارتباطش با اعتیاد و تأثیرپذیری اش از درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به اثبات رسیده است. نشخوار فکری بیانگر افکاری است که تمایل به تکرار داشته، آگاهانه بوده و پیرامون یک موضوع متمرکز هستند و حتی در صورت غیبت محرک های محیطی فوری و ضروری این افکار باز هم پدیدار می شوند (مارتین و تِسِر، 1989، به نقل از آذرگون و همکاران،1388). در مورد ارتباط بین نشخوار فکری و اعتیاد، اسکیچ و آبلا (2008) بیان می دارند که افرادی که در مواجهه با مشکلات زندگی و از جمله استرس از سبک پاسخ نشخواری استفاده می کنند مستعد ابتلاء به مشکلات روانی و روی آوری به اعتیاد می باشند.
در مورد ارتباط بین نشخوار فکری و ذهن آگاهی، کومار و همکاران (2008) در تحقیق خود به این موضوع دست یافتند که افزایش در ذهن آگاهی به مقدار زیادی با کاهش در نشخوار فکری و اجتناب (دو استراتژی در تنظیم هیجانی) همراه است، این محققان به این نتیجه رسیدند که مراقبۀ ذهن آگاهی منجر به کاهش در نشخوار فکری می شود.
تنظیم هیجانی هم متغیری دیگر در این تحقیق است که ارتباطش با اعتیاد و تأثیرپذیری اش از درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به اثبات رسیده است. تنظیم هیجانی همان گونه که از نامش پیداست به معنی متعادل ساختن هیجانات منفی و مثبت است و از آنجایی که در هر جامعه ای هنجارهای اجتماعی عکس العمل های نامناسب و کنترل نشده هیجانی را منع می کند افراد مجبورند در تمام مدت در تنظیم هیجانات خود درگیر باشند. این مسأله به عنوان مثال در مورد افرادی که در حال ترک مواد مخدر هستند باعث ایجاد مشکلات زیادی می شود. گراس (1998) بیان می دارد که تنظیم هیجان به توانایی فهم هیجانات، تنظیم تجربۀ هیجانی و ابراز هیجانات اشاره دارد. در مورد ارتباط بین تنظیم هیجانی و اعتیاد، سمپل و همکاران (2010) و واتاناب-گالووی و همکاران (2009)، از تحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که ضعف در تنظیم هیجانی، معمولآً بصورت کاهش بازداری یا ناتوانی در کنترل عمل یا فکر، تأثیر اساسی بر رفتارهای ولع مصرف مواد، فعالیت های جنسی خطرزا (که می تواند منجر به ایدز و هپاتیتC شود) و دیگر رفتارهای تکانشگری و مرگ و میر بالا را دارد.
در مورد ارتباط بین تنظیم هیجانی و ذهن آگاهی، هیز و فلدمن (2004) بیان می دارند که به نظر می رسد ذهن آگاهی باعث کسب توانایی تنظیم هیجانات و خلق می شود بدین صورت که با قبول تجربیات داخلی، وضوح عاطفی، انعطاف پذیری شناختی، و یک رویکرد سالم به مشکلات، این توانایی ایجاد می شود.
بین نشخوار فکری و تعدیل هیجانی هم ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. لی مولت (2012) بیان می دارد که در واقع نشخوار فکری یک استراتژی تنظیم هیجانی غیرانطباقی یا ناسازگارانه است که عاطفه منفی را در پاسخ به آشفتگی طولانی می کند.
با توجه به مطالب گفته شده و لزوم اهمیت دادن به معظل مواد مخدر به خصوص انواع جدید و توجه به این موضوع که یکی از علل اصلی مصرف و عود مصرف در سوء مصرف کنندگان مواد مخدر منجمله مت آمفتامین، مشکلات در نشخوار فکری و تنظیم هیجانی است، این سوال پژوهشی به ذهن می رسد که آیا با به کارگیری روش درمانی «کاهش استرس بر پایه ی ذهن آگاهی» (MBSR) به عنوان درمان تکمیلی مدل درمانی ماتریکس، می توان باعث کاهش نشخوار فکری، دشواری های تنظیم هیجانی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به مت آمفتامین شد.
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهشهزینۀ سوء مصرف مواد در سطح جهانی، در ارتباط با جنایت، فقدان کار و هزینۀ مراقبت های سلامتی در حدود 9/180 بیلیون (USD) در سال 2002 تخمین زده شد (سازمان خدمات بهداشت روان و سوء مصرف مواد مخدر، 2007)، رنج انسانی مرتبط با سوء مصرف مواد غیر قابل اندازه گیری است (موسسۀ ملی راهکارهای کنترل مواد مخدر، 2004). علیرغم در دسترس بودن درمانهای مختلف برای سوء مصرف مواد و الکل، سوء مصرف این مواد و عواقب منفی مرتبط با آن همچنان شایع باقی مانده اند (بوئن و همکاران، 2006). به عنوان مثال، طبق گفتۀ زگیرسکا و همکاران (2009)، در آمریکا در حدود 6/22 میلیون نفر مبتلا به اختلالات وابستگی به انواع مواد مخدر و یا سوء مصرف آنها تشخیص داده شده اند.
از گذشته تاکنون مجموعه ای از درمانها گسترش یافتند تا عود مصرف مواد را نشانه بگیرند. در بین مداخلات رفتاری، «درمان شناختی رفتاری» حمایت قابل ملاحظه ای را کسب کرد، با این وجود، علیرغم بهترین درمان استاندارد، میزان عودِ بالا ادامه دارد که این امر نیاز برای توسعۀ روشهای درمانی جدید را بیان می کند (زگیرسکا و همکاران، 2009). پیکنز و همکاران (1985، به نقل از بوئن و همکاران، 2009) بیان می دارند که اگرچه درمان های جلوگیری از عود مصرف، رشد نوید بخشی را در درمان ارائه می دهد، عود مصرف همچنان یک مشکل اساسی برای 44% تا 70% مراجعان باقی می ماند.
در ایران تغییر الگوی مصرف از مواد مخدر سنتی (تریاک، شیره و...) به مواد روانگردان و به ویژه متامفتامین یا «شیشه» که سهولت ساخت، فرآورده های تقلبی و دست ساز، هزینه پایین و درآمد فراوان، در دسترس بودن آسان، تجهیزات محدود و سادۀ مورد نیاز، امکان تولید در حجم بالا، و سخت بودن شناسایی لابراتوارها، تجارت این ماده را به حرفه ای پرسود تبدیل نموده و باعث گردیده افراد و سازما نهای فرصت طلب برای تأمین بازار فروش این ماده مرگبار از هیچ اقدامی فروگذار نکنند. در کشورهای دیگر هم وضع به همین منوال است، به عنوان مثال، «برآورد شده در ژاپن که تاریخی طولانی از مصرف مت آمفتامین دارد در اواخر دهۀ 1940 و اوایل دهۀ 1950 حدود 550000 مصرف کنندۀ این ماده وجود داشته که 55000 نفر آنها به روان پریشی ناشی از مصرف مت آمفتامین مبتلا بوده اند» (فارل و همکاران، 2002، ص 10).
اگرچه در ایران تحقیقاتی در مورد استفاده از روش درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی در اختلالاتی از قبیل اضطراب و افسردگی، اختلال وسواسی جبری، چاقی، مشکلات جانبازان شیمیایی و نابینایان و ... صورت گرفته است، اما مطالعات اندکی بر روی کاربرد این درمان در مورد سوء مصرف کنندگان مواد مخدر وجود دارد و هیچ تحقیقی در مورد کاربرد این درمان در وابستگان به مت آمفتامین و بررسی تأثیر آن بر نشخوار فکری و تنظیم هیجانی انجام نشده است.
با توجه به شیوع بالای ابتلا به سوء مصرف مت آمفتامین، ابداع روش های درمانی متنوع از ضروریات است. از آنجایی که اثربخشی این روش درمانی به سطح سواد و فرهنگ افراد وابسته نیست، قابلیت گسترش کاربرد آن به سطوح پایین جامعه عامل بسیار مهم و منطقی برای روی آوری به این درمان و انجام این پژوهش محسوب می شود.
1-4 اهداف پژوهشهدف اصلی: تبیین تأثیر درمان تلفیقی مدل ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر کاهش نشخوار فکری، بهبود دشواری های تنظیم هیجانی، افزایش ذهن آگاهی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به مت آمفتامین
اهداف جزئی:
1) تبیین تأثیر درمان تلفیقی ذکر شده بر نشخوار فکری در افراد وابسته به مت آمفتامین
2) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر دشواری های تنظیم هیجانی در افراد وابسته به مت آمفتامین
3) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر ذهن آگاهی در افراد وابسته به مت آمفتامین
4) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر میزان کاهش عود مصرف در افراد وابسته به مت آمفتامین
5) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر نشخوار فکری در افراد وابسته به مت آمفتامین
6) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر دشواری های تنظیم هیجانی در افراد وابسته به مت آمفتامین

متن کامل در سایت امید فایل 

7) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر میزان کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین
1- 5 پرسش ها و فرضیه های پژوهش1-5-1 پرسش های پژوهش1- آیا درمان تلفیقی، منجر به کاهش نشخوار فکری در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
2- آیا درمان تلفیقی، منجر به کاهش (بهبود) دشواری های تنظیم هیجانی در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
3- آیا درمان تلفیقی، بیش از کاربرد صِرف مدل درمانی رایج ماتریکس، منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
4- آیا کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بیش از کاربرد درمان صِرف ماتریکس منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
1-5-2 فرضیه های پژوهش1- درمان تلفیقی، منجر به کاهش نشخوار فکری در وابستگان به مت آمفتامین می شود.

دانلود تحقیق علمی ایرانداک - \"(سایت مرجع ریسرچ)\"

بیان مسئله3
اهمیت وضرورت تحقیق4
اهداف تحقیق6
فرضیه های تحقیق6
تعاریف مفهومی وعملیاتی6
سوگیری توجه به محرک های مرتبط با مواد6
تعریف مفهومی6
تعریف عملیاتی6
سوگیری پیش توجه به محرک های مرتبط با مواد7
تعریف مفهومی7
تعریف عملیاتی7
فصل دوم
تعاریف اعتیاد9
ملاک‌های تشخیصیDSM-IV-TRبرای وابستگی به مواد10
ملاک های تشخیصی DSM-510
پیشینه مواد مخدر در ایران11
آشنایی با شایعترین مواد برای سو مصرف13
نظریه مشوق – حساس ساز14
نظریه طرح واره فعال14
نظریه دل مشغولی کنونی15
نظریه شرطی کلاسیک15
مدل ترکیب نظری17
پژوهش های خارجی18
پیشینه سوگیری توجه18
پیشینه اصلاح سوگیری توجه20
پیشینه ابزارهای سنجش سوگیری توجه( پروب دات )22
زمان ارائه محرک23
مدت زمان اصلاح سوگیری توجه24
گروه گرایش توجه25
پیگیری25
اضافه کردن اثرتقویت26
استفاده از هردو حالت واژه و تصویر در سنجش و اصلاح سوگیری توجه27
بررسی تاثیر اصلاح سوگیری توجه برکاهش آن در هر دو حالت توجه و پیش توجه28
پژوهش های داخلی29
فصل سوم
مقدمه31
طرح تحقیق31
جامعه آماری31
ابزارهای مورد استفاده31
آزمایه پروب دات31
شیوه گردآوری و تحلیل داده ها34
گروه کنترل34
گروه اصلاح سوگیری توجه35
گروه اصلاح سوگیری توجه به همراه ارائه تقویت35
روش های آماری36
فصل چهارم
مقدمه38
آمار توصیفی38
آمار استنباطی39
فرضیه اول39
فرضیه دوم43
فرضیه سوم47
فرضیه چهارم49
فصل پنجم
مقدمه52
بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه اول پژوهش52
بحث نتیجه گیری در مورد فرضیه دوم پژوهش55
بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه سوم پژوهش56
بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه چهارم پژوهش58
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول 4-1. آماره های توصیفی متغیرهای مختلف استفاده شده در پژوهش38
جدول 4-2. آماره های توصیفی سوگیری توجه در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری39
جدول 4-3. آماره های توصیفی متغیرهای مختلف استفاده شده در پژوهش به تفکیک سه گروه40
جدول 4-4. آزمون اثرات بین گروهی 40
جدول 4-5. آزمون تعقیبی بون فرونی41
جدول 4-6. آماره های توصیفی نمرات سوگیری توجه در پیگیری به تفکیک سه گروه42
جدول 4-7. آزمون اثرات بین گروهی42
جدول 4-8. آزمون تعقیبی بون فرونی43
جدول 4-9. آماره های توصیفی نمرات سوگیری پیش توجه در پس آزمون به تفکیک سه گروه44
جدول 4-10. اثرات بین گروهی44
جدول 4-11. آزمون تعقیبی بون فرونی45
جدول 4-12. آماره های توصیفی نمرات سوگیری توجه در پیگیری به تفکیک سه گروه46
جدول 4-13. اثرات بین گروهی46
جدول 4-14. آزمون تعقیبی بون فرونی47
جدول 4-15. آماره های توصیفی نمرات سوگیری توجه در پس آزمون به تفکیک دو گروه48
جدول 4-16. اثرات بین گروهی48
جدول 4-17. آماره های توصیفی نمرات سوگیری پیش توجه در پس آزمون به تفکیک دو گروه49
جدول 4-18. اثرات بین گروهی50
نمودار ها
عنوان صفحه
نمودار 1. مدل پیشنهادی فیلد و ککس (2008) در تبیین ارتباط بین متغیرهای دخیل در اعتیاد 18
چکیده
اصلاح سوگیری توجه در مصرف کنندگان تحت درمان متادون
چکیده: سوگیری توجه به این اشاره دارد که هنگام رقابت چندین محرک برای تصرف توجه، کدام محرک می تواند توجه فرد را به خود جلب نماید. این پژوهش بر اهمیت سوگیری توجه نسبت به محرک های مرتبط با اعتیاد در ادامه ی مصرف و همچنین عود افراد ترک کننده صحه می گذارد. در پژوهش حاضر به بررسی اصلاح سوگیری توجه با استفاده از نرم افزار پروب دات در کاهش سوگیری توجه افراد مصرف کننده تحت درمان متادون پرداخته شده است. همچنین شرطی سازی عامل برای اولین بار با فرآیند اصلاح سوگیری توجه ترکیب شده است. در این مطالعه سه گروه از مصرف کنندگان تحت درمان متادون (کنترل، اصلاح سوگیری توجه و اصلاح سوگیری توجه به همراه تقویت و تنبیه) در سه زمان (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری) وجود داشت که از لحاظ میزان سوگیری توجه با استفاده از نرم افزار پروب دات در دو زمان ارائه محرک (600 میلی ثانیه برای سنجش سوگیری توجه و 200 میلی ثانیه برای سنجش سوگیری پیش توجه) با محرک های واژه و تصویر مورد سنجش قرار گرفتند. بین پیش آزمون و پس آزمون، گروه کنترل مداخله ای خنثی دریافت کرد، در حالی که گروه دوم با فرآیند اصلاح سوگیری توجه متداول مورد مداخله قرار گرفت و سومین گروه با مداخله ای ترکیب شده از اصلاح سوگیری توجه با تقویت و تنبیه مورد دستکاری قرار گرفت.
یافته ها حاکی از آن بود که در پس آزمون و پیگیری سوگیری توجه و سوگیری پیش توجه، مداخله های انجام شده باعث تفاوت معنادار هر سه گروه با یکدیگر شده اند. به علاوه در تمام فرضیاتی که به مقایسه مداخله اصلاح سوگیری توجه و اصلاح سوگیری توجه به همراه تقویت و تنبیه پرداخته بودند، گروه اصلاح سوگیری توجه به همراه تقویت و تنبیه، سوگیری توجه کمتری در پس آزمون و پیگیری نشان داد.
به نظر می رسد که اصلاح سوگیری توجه یک مداخله معنادار و کارآمد است. به علاوه همراه سازی تقویت و تنبیه با تمارین اصلاح سوگیری توجه می تواند کارایی این روش را افزایش دهد. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده به بررسی این روش مداخله جدید در سایر اختلالات مصرف مواد مبادرت گردد.
کلید واژه: اصلاح سوگیری توجه، شرطی سازی عامل، آزمایه پروب دات، سوگیری توجه، سوگیری پیش توجه
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
اعتیاد به انواع مواد مخدر به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش روی بشریت تبدیل شده است. سالیانه تعداد بسیار چشم گیری از انسان‌ها بر اثر ابتلا به انواع مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند. همین امر، بررسی دلایل ابتلا و راه حل های برون رفت از آن را به یکی از اهداف پژوهشی روز دنیا مبدل کرده است.
مفهوم وابستگی به مواد تعاریف رسمی بسیاری دارد و در طول چند دهه معانی رایج آن بارها تغییر کرده است. برای تعریف جنبه های مختلف وابستگی دو مفهوم به کار می رود: وابستگی رفتاری و وابستگی جسمی. در وابستگی رفتاری، فعالیت های مواد جویی و شواهد مربوط یه الگو های مصرف بیمار گون مورد تاکید قرار می گیرد اما وابستگی جسمی به اثرات فیزیولوژیک دوره های متعدد مصرف مواد اطلاق می شود (کاپلان و سادوک، 2007، صفحه 477).
واژه اعتیاد و معتاد تا حدودی با وابستگی ارتباط دارند. واژه معتاد به طور ضمنی مفهوم خاص ناپسند و تحقیر آمیزی پیدا کرده است که مفهوم سوء مصرف مواد را به عنوان یک اختلال طبی نمی رساند. اعتیاد هم چنین در کاربرد عوامانه مثل اعتیاد به تلویزیون، اعتیاد به پول و ... اهمیت خود را از دست داده است. هر چند این معانی ضمنی موجب شده است در نامگذاری های رسمی از کاربرد واژه اعتیاد اجتناب شود، ممکن است زمینه عصبی تشریحی و عصب شیمیایی مشترکی در بین همه اعتیاد ها وجود داشته باشد از جمله اثرات مشابهی برفعالیت های نواحی پاداش اختصاصی مغز نظیر ناحیه تگمنتال بطنی، لوکوس سرولئوس و هسته آکومبنس. مشخصه وابستگی روانی که خوگیری نیز نامیده می شودمیل شدید مداوم یا متناوب برای مصرف موادبه منظور اجتناب از حالت ملال است (کاپلان و سادوک، 2007، صفحه 477).
در سراسر جهان بیش از 20 داروی افیونی مجزا کاربرد بالینی دارند. در کشورهای توسعه یافته بیشترین داروی افیونی که مورد سوء مصرف و وابستگی قرار می گیرد هروئین است. این داروها همگی آگونیست نمونه وار گیرنده های µ افیونی هستند و همگی آنان اثرات ذهنی مشابهی دارند. اما الگوهای مصرف و برخی جنبه های سمیت مواد شبه افیونی به میزان زیادی تحت تأثیر نحوه تجویز و متابولیسم ماده شبه افیونی مورد مصرف و نیز شرایط اجتماعی تعیین کننده ی قیمت و خلوص ماده و ممنوعیت های مصرف غیر طبی آن قرار دارند (کاپلان و سادوک، 2007، صفحه 551).
نرخ عود بسیار بالا پس از ترک مواد مخدر، پژوهشگران را بر آن داشته است تا به شناسایی عوامل دخیل در این موضوع بپردازند. یکی از عواملی که به ویژه توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد سوگیری توجه افراد معتاد نسبت به نشانه‌های مرتبط با مواد است.
وقتی افراد به طور مکرر از ماده‌ی اعتیاد آور خاصی استفاده می‌کنند به طور خودکار به این محرک‌ها گرایش پیدا می‌کنند تا اجتناب (کوساین، گودریان و ویرس،2011)؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Cousijn</Author><Year>2011</Year><RecNum>6</RecNum><record><rec-number>6</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">6</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Cousijn, J.</author><author>Goudriaan, A. E.</author><author>Wiers, R. W.</author></authors></contributors><titles><title>Reaching out towards cannabis: approach-bias in heavy cannabis users predicts changes in cannabis use</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1667-1674</pages><volume>106</volume><number>9</number><dates><year>2011</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> این گرایش را سوگیری توجه می‌گویند. مصرف مکرر مواد می‌تواند به عنوان محرک غیر شرطی با محرک‌های شرطی مختلفی همچون واژه‌ها، تصاویر و محرک‌های شنیداری مرتبط با عمل مصرف مواد تداعی شود و بدین ترتیب فرد با برانگیختگی جسمانی و وسوسه ذهنی به آن نشانه‌ها واکنش نشان دهد. (ولکو و همکاران، 2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Volkow</Author><Year>2006</Year><RecNum>24</RecNum><record><rec-number>24</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">24</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Volkow, N. D.</author><author>Wang, G. J.</author><author>Telang, F.</author><author>Fowler, J. S.</author><author>Logan, J.</author><author>Childress, A. R.</author><author>Jayne, M.</author><author>Ma, Y.</author><author>Wong, C.</author></authors></contributors><titles><title>Cocaine cues and dopamine in dorsal striatum: mechanism of craving in cocaine addiction</title><secondary-title>The Journal of neuroscience</secondary-title></titles><periodical><full-title>The Journal of neuroscience</full-title></periodical><pages>6583-6588</pages><volume>26</volume><number>24</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0270-6474</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. این محرک‌ها خاطرات رویدادهای مرتبط با مواد را فراخوانی کرده و مکانیسم بروز وسوسه را راه اندازی می‌کنند. (سل و همکاران 2000) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Sell</Author><Year>2000</Year><RecNum>26</RecNum><record><rec-number>26</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">26</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Sell, L. A.</author><author>Morris, J. S.</author><author>Bearn, J.</author><author>Frackowiak, R. S. J.</author><author>Friston, K. J.</author><author>Dolan, R. J.</author></authors></contributors><titles><title>Neural responses associated with cue evoked emotional states and heroin in opiate addicts</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><pages>207-216</pages><volume>60</volume><number>2</number><dates><year>2000</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. پژوهش حاضر بر آنست که از طریق تمرین افراد مصرف کننده متادون با ابزارهای اصلاح سوگیری توجه، این مکانیسم را در این افراد کاهش دهد.
بیان مسئله
سوگیری توجه به متغیری کلیدی در ارتباط با اعتیاد به انواع مواد مخدر تبدیل شده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که سوگیری توجه به محرک‌های مرتبط با مواد، پیامدهای درمان را در سوءمصرف کنندگان مواد مختلف پیش بینی می‌کند (ماریسن و همکاران،2006؛ اسکن میکرز و همکاران، 2010) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Marissen</Author><Year>2006</Year><RecNum>12</RecNum><record><rec-number>12</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">12</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Marissen, M. A. E.</author><author>Franken, I. H. A.</author><author>Waters, A. J.</author><author>Blanken, P.</author><author>Van Den Brink, W.</author><author>Hendriks, V. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias predicts heroin relapse following treatment</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1306-1312</pages><volume>101</volume><number>9</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Schoenmakers</Author><Year>2010</Year><RecNum>67</RecNum><record><rec-number>67</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">67</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T. M.</author><author>de Bruin, M.</author><author>Lux, I. F. M.</author><author>Goertz, A. G.</author><author>Van Kerkhof, D. H. A. T.</author><author>Wiers, R. W.</author></authors></contributors><titles><title>Clinical effectiveness of attentional bias modification training in abstinent alcoholic patients</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><pages>30-36</pages><volume>109</volume><number>1</number><dates><year>2010</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. همچنین هر چه میزان مصرف مواد افراد سوءمصرف (فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">5</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. به علاوه افراد سوءمصرف کننده پس از درمان، فارغ از نوع درمان، سوگیری توجه کمتری نسبت به نشانه‌های مرتبط با مواد نشان می‌دهند (گاردینی ، کافارا و ونری، 2009) (ماریسن و همکاران،2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">15</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Marissen</Author><Year>2006</Year><RecNum>12</RecNum><record><rec-number>12</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">12</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Marissen, M. A. E.</author><author>Franken, I. H. A.</author><author>Waters, A. J.</author><author>Blanken, P.</author><author>Van Den Brink, W.</author><author>Hendriks, V. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias predicts heroin relapse following treatment</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1306-1312</pages><volume>101</volume><number>9</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. در کل پژوهش‌ها بر نقش کلیدی سوگیری توجه در فرآیند عود و درمان تأکید می‌کنند.
با توجه به نقش کلیدی سوگیری توجه، اگر بتوان سوگیری توجه را اصلاح و دستکاری کرد ممکن است بتوان به نتایج درمانی مطلوبی در پیشگیری از عود دست یافت. اصلاح سوگیری توجه در دو حوزه در ارتباط با اعتیاد انجام شده است: الکل (فیلد و همکاران، 2007؛ فیلد و ایست وود، 2005؛ صالحی فدردی و ککس، 2009؛ اسکن میکرزو همکاران، 2007؛ اسکن میکرز و همکاران، 2010)PEVuZE5vdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIxIiBIaWRkZW49IjEi
PjxBdXRob3I+RmllbGQ8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA1PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTg8L1JlY051
bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjE4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBh
cHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3eGEwdmEwd2V4Ij4xODwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+RmllbGQsIE0uPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRp
dGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlwdWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFz
IGluY3JlYXNlcyB0aGUgbW90aXZhdGlvbiB0byBkcmluayBhbGNvaG9sPC90aXRsZT48c2Vjb25k
YXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxw
ZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3Bl
cmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM1MC0zNTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTgzPC92b2x1bWU+PG51bWJl
cj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDU8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMx
NTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0i
MSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5GaWVsZDwvQXV0aG9yPjxZZWFy
PjIwMDc8L1llYXI+PFJlY051bT4xOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTk8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJm
aWUyZGFhdjU1MHdlcHd4YTB2YTB3ZXgiPjE5PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5GaWVsZCwgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1a2EsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaWxkLCBSLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+U2FudGFyY2FuZ2VsbywgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdheXRvbiwgTS48L2F1dGhvcj48
L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlw
dWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzZXMgaW4gaGVhdnkgZHJpbmtlcnM6IGRvIHRoZSBl
ZmZlY3RzIGdlbmVyYWxpc2U/PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNv
bG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBz
eWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjU5My02MDg8
L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTkyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj40PC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMxNTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwv
cmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRl
bj0iMSI+PEF1dGhvcj5TYWxlaGkgRmFkYXJkaTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMDk8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVp
Z24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJmaWUyZGFhdjU1MHdlcHd4
YTB2YTB3ZXgiPjIzPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJuYWwg
QXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5TYWxl
aGkgRmFkYXJkaSwgSi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNveCwgVy4gTS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhv
cnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+UmV2ZXJzaW5nIHRoZSBzZXF1ZW5jZTog
UmVkdWNpbmcgYWxjb2hvbCBjb25zdW1wdGlvbiBieSBvdmVyY29taW5nIGFsY29ob2wgYXR0ZW50
aW9uYWwgYmlhczwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5EcnVnIGFuZCBhbGNvaG9sIGRlcGVu
ZGVuY2U8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5E
cnVnIGFuZCBhbGNvaG9sIGRlcGVuZGVuY2U8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxkYXRl
cz48eWVhcj4yMDA5PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDM3Ni04NzE2PC9pc2JuPjx1cmxzPjwv
dXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIx
IiBIaWRkZW49IjEiPjxBdXRob3I+U2Nob2VubWFrZXJzPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNzwvWWVh
cj48UmVjTnVtPjQ8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjQ8L3JlYy1udW1iZXI+PGZv
cmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJmaWUyZGFhdjU1MHdl
cHd4YTB2YTB3ZXgiPjQ8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5h
bCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlNj
aG9lbm1ha2VycywgVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldpZXJzLCBSLiBXLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+Sm9uZXMsIEIuIFQuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5CcnVjZSwgRy48L2F1dGhvcj48YXV0aG9y
PkphbnNlbiwgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0
bGU+QXR0ZW50aW9uYWwgcmUtwpB0cmFpbmluZyBkZWNyZWFzZXMgYXR0ZW50aW9uYWwgYmlhcyBp
biBoZWF2eSBkcmlua2VycyB3aXRob3V0IGdlbmVyYWxpemF0aW9uPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5
LXRpdGxlPkFkZGljdGlvbjwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxm
dWxsLXRpdGxlPkFkZGljdGlvbjwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM5OS00
MDU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTAyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4xMzYwLTA0NDM8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhp
ZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5TY2hvZW5tYWtlcnM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEwPC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+Njc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjY3PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3Jl
aWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3
eGEwdmEwd2V4Ij42Nzwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFs
IEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+U2No
b2VubWFrZXJzLCBULiBNLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+ZGUgQnJ1aW4sIE0uPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5MdXgsIEkuIEYuIE0uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Hb2VydHosIEEuIEcuPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5WYW4gS2Vya2hvZiwgRC4gSC4gQS4gVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldpZXJzLCBS
LiBXLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5DbGlu
aWNhbCBlZmZlY3RpdmVuZXNzIG9mIGF0dGVudGlvbmFsIGJpYXMgbW9kaWZpY2F0aW9uIHRyYWlu
aW5nIGluIGFic3RpbmVudCBhbGNvaG9saWMgcGF0aWVudHM8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0
bGU+RHJ1ZyBhbmQgYWxjb2hvbCBkZXBlbmRlbmNlPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+
PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+RHJ1ZyBhbmQgYWxjb2hvbCBkZXBlbmRlbmNlPC9mdWxs
LXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MzAtMzY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTA5PC92b2x1
bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMTA8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNi
bj4wMzc2LTg3MTY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIxIiBIaWRkZW49IjEi
PjxBdXRob3I+RmllbGQ8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA1PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTg8L1JlY051
bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjE4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBh
cHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3eGEwdmEwd2V4Ij4xODwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+RmllbGQsIE0uPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRp
dGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlwdWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFz
IGluY3JlYXNlcyB0aGUgbW90aXZhdGlvbiB0byBkcmluayBhbGNvaG9sPC90aXRsZT48c2Vjb25k
YXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxw
ZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3Bl
cmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM1MC0zNTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTgzPC92b2x1bWU+PG51bWJl
cj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDU8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMx
NTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0i
MSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5GaWVsZDwvQXV0aG9yPjxZZWFy
PjIwMDc8L1llYXI+PFJlY051bT4xOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTk8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJm
aWUyZGFhdjU1MHdlcHd4YTB2YTB3ZXgiPjE5PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5GaWVsZCwgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1a2EsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaWxkLCBSLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+U2FudGFyY2FuZ2VsbywgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdheXRvbiwgTS48L2F1dGhvcj48
L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlw
dWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzZXMgaW4gaGVhdnkgZHJpbmtlcnM6IGRvIHRoZSBl
ZmZlY3RzIGdlbmVyYWxpc2U/PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNv
bG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBz
eWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjU5My02MDg8
L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTkyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj40PC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMxNTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwv
cmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRl
bj0iMSI+PEF1dGhvcj5TYWxlaGkgRmFkYXJkaTwvQXV0aG9yPjxZZWFyPjIwMDk8L1llYXI+PFJl
Y051bT4yMzwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MjM8L3JlYy1udW1iZXI+PGZvcmVp
Z24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJmaWUyZGFhdjU1MHdlcHd4
YTB2YTB3ZXgiPjIzPC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBlIG5hbWU9IkpvdXJuYWwg
QXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhvcnM+PGF1dGhvcj5TYWxl
aGkgRmFkYXJkaSwgSi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNveCwgVy4gTS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhv
cnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+UmV2ZXJzaW5nIHRoZSBzZXF1ZW5jZTog
UmVkdWNpbmcgYWxjb2hvbCBjb25zdW1wdGlvbiBieSBvdmVyY29taW5nIGFsY29ob2wgYXR0ZW50
aW9uYWwgYmlhczwvdGl0bGU+PHNlY29uZGFyeS10aXRsZT5EcnVnIGFuZCBhbGNvaG9sIGRlcGVu
ZGVuY2U8L3NlY29uZGFyeS10aXRsZT48L3RpdGxlcz48cGVyaW9kaWNhbD48ZnVsbC10aXRsZT5E
cnVnIGFuZCBhbGNvaG9sIGRlcGVuZGVuY2U8L2Z1bGwtdGl0bGU+PC9wZXJpb2RpY2FsPjxkYXRl
cz48eWVhcj4yMDA5PC95ZWFyPjwvZGF0ZXM+PGlzYm4+MDM3Ni04NzE2PC9pc2JuPjx1cmxzPjwv
dXJscz48L3JlY29yZD48L0NpdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIx
IiBIaWRkZW49IjEiPjxBdXRob3I+U2Nob2VubWFrZXJzPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwNzwvWWVh
cj48UmVjTnVtPjQ8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjQ8L3JlYy1udW1iZXI+PGZv
cmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJmaWUyZGFhdjU1MHdl
cHd4YTB2YTB3ZXgiPjQ8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5h
bCBBcnRpY2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlNj
aG9lbm1ha2VycywgVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldpZXJzLCBSLiBXLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+Sm9uZXMsIEIuIFQuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5CcnVjZSwgRy48L2F1dGhvcj48YXV0aG9y
PkphbnNlbiwgQS48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0
bGU+QXR0ZW50aW9uYWwgcmUtwpB0cmFpbmluZyBkZWNyZWFzZXMgYXR0ZW50aW9uYWwgYmlhcyBp
biBoZWF2eSBkcmlua2VycyB3aXRob3V0IGdlbmVyYWxpemF0aW9uPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5
LXRpdGxlPkFkZGljdGlvbjwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxm
dWxsLXRpdGxlPkFkZGljdGlvbjwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM5OS00
MDU8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTAyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4xMzYwLTA0NDM8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhp
ZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5TY2hvZW5tYWtlcnM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDEwPC9ZZWFyPjxS
ZWNOdW0+Njc8L1JlY051bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjY3PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3Jl
aWduLWtleXM+PGtleSBhcHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3
eGEwdmEwd2V4Ij42Nzwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFs
IEFydGljbGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+U2No
b2VubWFrZXJzLCBULiBNLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+ZGUgQnJ1aW4sIE0uPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5MdXgsIEkuIEYuIE0uPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Hb2VydHosIEEuIEcuPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5WYW4gS2Vya2hvZiwgRC4gSC4gQS4gVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPldpZXJzLCBS
LiBXLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5DbGlu
aWNhbCBlZmZlY3RpdmVuZXNzIG9mIGF0dGVudGlvbmFsIGJpYXMgbW9kaWZpY2F0aW9uIHRyYWlu
aW5nIGluIGFic3RpbmVudCBhbGNvaG9saWMgcGF0aWVudHM8L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0
bGU+RHJ1ZyBhbmQgYWxjb2hvbCBkZXBlbmRlbmNlPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+
PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0bGU+RHJ1ZyBhbmQgYWxjb2hvbCBkZXBlbmRlbmNlPC9mdWxs
LXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+MzAtMzY8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTA5PC92b2x1
bWU+PG51bWJlcj4xPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMTA8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNi
bj4wMzc2LTg3MTY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE.DATA و سیگار (ات وود، اُ سالیوان، لئوناردز، مکین تاش و مونافو، 2008؛ فیلد، دوکا، تیلر و اسکن میکرز، 2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Attwood</Author><Year>2008</Year><RecNum>21</RecNum><record><rec-number>21</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">21</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Attwood, A. S.</author><author>O&apos;Sullivan, H.</author><author>Leonards, U.</author><author>Mackintosh, B.</author><author>Munafò, M. R.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias training and cue reactivity in cigarette smokers</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1875-1882</pages><volume>103</volume><number>11</number><dates><year>2008</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2009</Year><RecNum>22</RecNum><record><rec-number>22</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">22</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Duka, T.</author><author>Tyler, E.</author><author>Schoenmakers, T.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias modification in tobacco smokers</title><secondary-title>Nicotine &amp; Tobacco Research</secondary-title></titles><periodical><full-title>Nicotine &amp; Tobacco Research</full-title></periodical><pages>812-822</pages><volume>11</volume><number>7</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1462-2203</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. در مطالعات فوق اصلاح سوگیری توجه به طور معناداری توانسته باعث تغییر در میزان سوگیری توجه مصرف کنندگان الکل و سیگار شود.
تحقیق حاضر بر آنست تا تأثیر اصلاح سوگیری توجه به دو روش مختلف را در کاهش سوگیری توجه معتادین تحت درمان با شربت نگهدارنده متادون بررسی نماید و به این پرسش پاسخ دهد که کدام یک از دو روش اصلاح سوگیری توجه سودمندی بیشتری دارد.
اهمیت و ضرورت تحقیق
در سال 2004 در ایالات متحده 5/22 میلیون نفر از افراد بالای 12 سال (10 درصد کل جمعیت) دچار یک اختلال مرتبط با مواد بودند. در این مطالعه، 8/67 درصد از افراد سوءمصرف یا وابستگی به هروئین داشتند؛ 6/17 درصد به سوءمصرف ماری جوانا می پرداختند؛ 8/27 درصد دچار سوءمصرف کوکائین و 3/12 درصد دچار وابستگی به مسکن ها یا سوءمصرف آن بودند. از نظر سن نخستین مصرف مواد، در افرادی که مصرف مواد را در سن پایین تری شروع کرده بودند (14 سال یا پایین تر) احتمال اعتیاد بیشتر از افرادی بود که مصرف مواد را در سن بالاتری آغاز کرده بودند. (کاپلان و سادوک، 2007، صفحه 480).
این نکته حائز اهمیت است که افرادی که تحصیلات در حد کالج دارند بیش از افرادی که تحصیلات کمتر دارند مواد مصرف می کنند و میزان مصرف مواد در میان افراد بیکار بیشتر از افرادی که کار نیمه وقت یا تمام وقت دارند است (کاپلان و سادوک، 2007؛ ص 481). جالب است که اختلالات مرتبط با مواد، دومین بیماری شایع روانپزشکی پس از فوبی است (کاپلان و سادک، 2007؛ ص 182).
شیوع بالای ابتلا به این اختلال، سن پایین مصرف، تخریب شدید در عملکرد شغلی، تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی افراد مصرف کننده، فراهم کردن شرایط ابتلا به سایر اختلالات محور 1 و 2، تحمیل هزینه های سنگین مراقبت بهداشتی برای ترک این افراد و همچنین عود مکرر این افراد در جریان ترک مواد مخدر و بسیاری از عوامل دیگر به خوبی ضرورت بررسی عمیق تر در این حوزه را نشان می دهد.
سالهاست که پژوهشگران به دنبال شناسایی راه‌هایی هستند که بتوانند خطر عود و گرایش به سوء مصرف در افراد را کاهش دهند. پژ وهشگرانی که از روش‌های اصلاح سوگیری توجه بهره جسته‌اند نتایج مطلوبی را گزارش کرده‌اند که بارقه هایی از امید را برای آینده به همراه داشته است. با وجود دستاوردهایی که تا کنون در حوزه‌ی اصلاح سوگیری توجه در گستره‌ی اعتیاد به دست آمده است، ابهامات و نواقصی نیز همچنان وجود دارد. از جمله میزان ثابتی از تعداد جلسات مورد نیاز جهت اصلاح، تأثیر سوگیری توجه بر وسوسه ذهنی، رابطه ی آگاهی از رابطه ی آزمایشی با اصلاح سوگیری توجه، ابزارهای مورد نیاز برای سنجش سوگیری توجه و تعمیم ابزاری و محرکی تا کنون مشخص نشده است. به دلیل وجود تناقضات فوق، نیاز به بررسی بیشتر در این حوزه ی پژوهشی احساس می شود. همچنین بررسی راه حل مشکلات عود در افراد ترک کننده به علت وجود سوگیری پیش توجه با وجود اصلاح سوگیری در توجه از ضروریات جامعه ی پژوهشی می باشد.
اهداف تحقیق
تعیین میزان تاثیر تمرین اصلاح سوگیری توجه بر میزان سوگیری توجه معتادین تحت درمان متادون
تعیین میزان تاثیر تمرین اصلاح سوگیری توجه بر میزان سوگیری پیش توجه معتادین تحت درمان متادون
تعیین میزان تاثیر همراه سازی تقویت و تنبیه به همراه اصلاح سوگیری توجه بر میزان سوگیری توجه معتادین تحت درمان متادون
تعیین میزان تاثیر همراه سازی تقویت و تنبیه به همراه اصلاح سوگیری توجه بر میزان سوگیری پیش توجه معتادین تحت درمان متادون
فرضیه های تحقیق
فرضیه اول: آموزش اصلاح سوگیری توجه باعث کاهش توجه نسبت به محرک های مرتبط با مواد مخدر در معتادین تحت درمان متادون می شود.
فرضیه دوم : آموزش اصلاح سوگیری توجه باعث کاهش سوگیری پیش توجه نسبت به محرک های مرتبط با مواد مخدر در معتادین تحت درمان متادون می شود.
فرضیه سوم : همراه سازی تقویت و تنبیه به همراه اصلاح سوگیری توجه، میزان اصلاح سوگیری توجه را نسبت به گروه فاقد تقویت و تنبیه در معتادین تحت درمان متادون افزایش خواهد داد.
فرضیه چهارم : همراه سازی تقویت و تنبیه یه همراه اصلاح سوگیری توجه، میزان سوگیری پیش توجه را نسبت به گروه فاقد تقویت و تنبیه در معتادین تحت درمان متادون کاهش خواهد داد.
تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
سوگیری توجه به محرک های مرتبط با مواد
تعریف مفهومی:
توجه خودکار فرد به محرک های مرتبط با مواد هنگامی که در رقابت با سایر محرک ها برای تسخیر توجه باشد را سوگیری توجه به محرک های مرتبط با مواد گویند (فیلد و ککس، 2008).
تعریف عملیاتی:
منظور از سوگیری توجه در این مطالعه، عددی است که برای هر شرکت کننده به عنوان برآیند زمان های واکنش در آزمایه های پروب-دات با ارائه محرک در زمان 600 میلی ثانیه به دست می آید.
سوگیری پیش توجه به محرک های مرتبط با مواد
تعریف مفهومی
سوگیری به محرک های مرتبط با مواد در رقابت با سایر محرک ها هنگامی که محرک مرتبط با مواد به طور هشیارانه ادراک نمی گردد را سوگیری پیش توجه به محرک های مرتبط با مواد گویند (فیلد و ککس، 2008).
تعریف عملیاتی
منظور از سوگیری پیش توجه در این مطالعه، عددی است که برای هر شرکت کننده به عنوان برآیند زمان های واکنش در آزمایه های پروب-دات با ارائه محرک در زمان 200 میلی ثانیه به دست می آید.
فصل دوم
مروری بر ادبیات
و پیشینه ی پژوهش
مقدمه
در این فصل به تعریف اعتیاد، آشنایی با انواع آن، تاریخچه اعتیاد و پژوهش های داخلی و خارجی پرداخته شد.
تعاریف اعتیاد
اعتیاد یک اصطلاح عامیانه وغیرعلمی و به معنای وابستگی بیمارگونه به مصرف یک یا چند نوع ماده مخدر است که سبب بروز رفتارهای موادجویانه شده و در صورت عدم مصرف مواد مورد نظر، علایم محرومیت در فرد معتاد بروزمی کند.منظوراز مواد، یک ماده شیمیایی –نه خوراکی است که پس از مصرف ،وابستگی و نیاز شدید در فرد به مصرف دوباره آن ایجاد می کند( صابری، 1384؛ به نقل از بهاری،1392)
به طور متعارف ، اعتیاد برای شناسایی رفتارهای خود مخربی به کار می رود که شامل مولفه های دارویی است.این واژه مختص کسانی است که گرفتار وابستگی جسمی به یک یا بیش از یک داروی غیرقانومی هستند. این تعریف شامل هوس کردن شدید مواد و نیاز به مواد بیشتر برای کسب همان اثرقبلی است(دی کلمنته، 2003).
بین سوء مصرف مواد و اعتیاد تفاوت وجود دارد. مصرف ماده ای که خلق و رفتار را تغییر می دهد لزوما سوءمصرف مواد تلقی نمی شود مگر آنکه عملکرد مصرف کننده را به طرزی منفی تحت تاثیر قراردهد. مشکل فرد فقط موقعی اعتیاد تاقی می شود که نشانه های مرضی جسمی ترک یا تحمل نسیت به ماده مخدر وجود دارند. اعتیاد عادت اکتسابی است که زمانی ظهور کرده وخاموش کردن آن حتی در مواجهه با پیامدهای بسیار منفی و چشمگیر آن دشوار است. واژه وابستگی حاکی است که الگوی رفتار شامل کنترل ضعیف خود فرمانی است که با وجود بازخورد منفی ادامه دارد و اغلب به نظر می رسد خارج از کنترل باشد (دی کلمنته، 2003). پادینا و سکول (1983) معتقدند که در بحث از مصرف مواد در نوجوانی، رفتارهای وابسته به مصرف مواد متأثر از عوامل درون شخصیتی – برون شخصیتی و اجتماعی – فرهنگی است (به نقل از بهاری،1392).

ملاک‌های تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به مواد
یک الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشمگیر بالینی یا ناراحتی می‌شود و با سه مورد از موارد زیر تظاهر می‌کند که زمانی در یک دوره 12 ماهه بروز می‌کنند:
تحمل که به یکی از دو صورت زیر تعریف می‌شود:
الف) نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تأثیر دلخواه
ب)کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن
2) حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر تظاهر می‌کند:
الف)سندرم ترک برای آن ماده
ب) همان ماده (یا ماده مشابه آن) برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک مصرف می‌شود.
3) ماده غالباً به مقادیری بیشتر و برای دوره‌ای طولانی‌تر از آنچه مورد نظر است مصرف می‌شود.
4) میل دائمی برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد و یا تلاش‌های ناموفقی در این زمینه صورت می‌گیرد.
5) زمان زیادی در فعالیت‌های لازم برای به دست آوردن ماده (مثلاً مراجعه به اطباء متعدد یا رانندگی طولانی)، مصرف ماده یا رهایی از آثار ماده صرف می‌شود.
6) فعالیت‌های مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته می‌شود.
7) ادامه مصرف مواد علی رغم آگاهی از مشکلات روانشناختی یا جسمانی مستمر یا عودکننده ای که احتمالاً از مصرف ماده ناشی شده و یا در نتیجه آن تشدید می‌شوند. (کاپلان و سادوک، 2007؛ ص 478)
ملاک های تشخیصی DSM-5
الف) کنترل فرد مصرف کننده بر الگوی مصرفش تخریب شده باشد، شامل 4 ملاک زیر:
1) مصرف مواد بیش از مقداری که قصد شده یا زمانی که در نظر گرفته شده است انجام شود.
2) تلاش های ناموفق زیاد جهت قطع، کاهش یا تنظیم مقدار مصرف مواد.
3) صرف زمان فراوان جهت تهیه مواد، استفاده از مواد، و از بین رفتن آثار مواد در بدن.
4) وجود وسوسه مصرف مواد.
ب) تخریب در مسائل اجتماعی شامل سه مورد زیر:
5) تخریب قابل ملاحظه در نقش و وظایف فرد در محل کار، مدرسه یا منزل.
6) ادامه مصرف مواد با وجود مشکلات پایدار و مکرر در وضعیت اجتماعی یا بین فردی که ناشی از اثرات مصرف باشد.
7) فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی یا تفریحی به علت مصرف مواد کاهش یابند یا قطع شوند.
ج) مصرف پرخطر شامل دو مورد زیر:
8) نحوه مصرف مواد از لحاظ جسمانی خطرناک باشد.
9) ادامه مصرف مواد با وجود علم به داشتن یک مشکل جسمانی یا روانی که از مصرف مواد ناشی شده باشد.
د) تأثرات دارویی مصرف مواد شامل دو مورد زیر:
10) وجود نشانه های تحمل به یکی از این دو طریق: نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تأثیر دلخواه یا کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن.
11) حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر تظاهر می‌کند: نشانگان ترک برای آن ماده یا مصرف همان ماده (یا ماده مشابه آن) برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک (DSM-5، 2013، ص 484-483)
پیشینه مواد مخدر در ایران
سوءمصرف مواد مخدر یک پدیده جهانی است. به ندرت می توان کشوری یافت که این معضل در آن یافت نشود. روند سوءمصرف به ویژه در نوجوانان علایمی از همگرایی گسترش مواد مخدر را در کشورها نشان می دهد. مطابق گزارش سالانه برنامه کنترل مواد مخدر سازمان ملل (UNDCP) حداقل 134 کشور در سالهای دهه 1990 با مشکل سوءمصرف مواد مخدر روبرو بوده اند ( بهاری، 1392؛ ص 44).
ار آشنایی ایران با تریاک و مشقات آن زمان زیادی نمی گذرد. ایرانیان باستان با تریاک آشنا نبوده اند. در اوستا و ادبیات باستانی نیز نامی از آن برده نشده است. ابن سینا و زکریای رازی از نخستین کسانی بوده اند که به خواص دارویی تریاک پی بردند و آن را برای درمان بیماران خود به کار می بردند. در ایران پیش از اسلام نوشیدن الکل رایج بوده است و پس از گرایش به اسلام، مصرف الکل مغایر با شعائر اسلامی و احکام دین تلقی می شده است. بسیاری از کسانی که تریاک مصرف می کردند، به کار و زندگی خود مشغول بودند و اساسا مشکلی در زمینه فعالیت های روانی اجتماعی و خانوادگی خود نداشته اند. به علاوه، تولید، مصرف و فروش آن جرم تلقی نمی شد و مصرف کنندگان نیز ازجمع طرد نمی شدند (سازمان جهانی بهداشت، به نقل از بهاری، 1392).
در قرن هفدهم میلادی کشتی های تجاری انگلیس تریاک را از خاور دور به ایران آوردند. تاورنیه (1629)، جهانگرد فرانسوی، در مورد چگونگی اعتیاد در ایران می نویسد، «از عادتهای بد و حیرت انگیز ایرانیان استعمال تریاک است که حب کرده و می خورند و هنگامی که کار به اینجا می کشد جرأت ترک آن را پیدا نمی کنند» (کریم پور، 1366). خوردن تریاک در دوره صفویه افزایش چشمگیری داشته است. طوری که شاه عباس و شاه طهماسب به مخالفت با آن برخاستند (به نقل از بهاری، 1392).
بر اساس گزارش جهانی، مواد مخدر در سال 2000 حدود 8/2 اعلام شده است. اما این رقم در سال 1375 به حدود 5 % افزایش یافته است (صابری، 1384) بر اساس برآورد دولت ایران در سال 1328 نزدیک به 5/1 میلیون نفر در ایران معتاد وجود داشته است که 98% آنها تریاک یا شیره مصرف می کردند. این رقم 7% جمعیت 21 میلیونی آن زمان را تشکیل می داده است. در سال 1344 دولت تصمیم به ممنوعیت کشت خشخاش گرفت و نتیجه مستقیم این تصمیم در اوایل سال 1345 کاهش شمار معتادان به رقم 400000 نفر بود. در سال 1969 سیاست گذاری جدیدی در ایران پیش گرفته شد که طرحی دو منظوره برای درمان و کنترل اعتیاد به تصویب رسید. طبق این خط مشی، جمعیت معتادان به دو گروه معتادان رسمی/قانونی و غیر رسمی/غیر قانونی تقسیم شدند. گروه اول معتادین بالای 60 سال بودند که عمدتا تریاک مصرف می کردند و ظاهرا شانس کمی برای ترک و بازتوانی داشتند. برای رفع نیار این گروه، تصمیم گرفته شد کشت محدود خشخاش در اراضی تحت نظارت دولت آغاز شود؛ و برای گروه دوم برنامه جامع درمان و توانبخشی معتادان غیرقانونی در کشور اجرا شد. پس از انقلاب مشروطه در دوره دوم مجلس شورای ملی قانون تحدید تریاک در تاریخ 12 ربیع الاول 1329 به تصویب رسید. در سال 1307 قانون انحصار تریاک و مجارات مرتکبین قاچاق مواد افیونی و تولید و توزیع غیر قانونی آن تصویب شد. با شروع جنگ دوم جهانی (1320) و طی سالهای جنگ دوم جهانی این انحصار و کنترل محدود هم از بین رفت. در بهمن سال 1344 قانون منع کشت خشخاش و جلوگیری از مصرف غیر پزشکی تریاک از تصویب مجلس گذشت. در این قانون وزارت بهداری مسئول معتادان شد و بودجه ای را هم از محل تریاک های مکشوفه برای درمان معتادان معین کرد. در سال 1348 دولت قانون منع کشت خشخاش را لغو و بجای آن قانون کشت محدود خشخاش را به تصویب رساند و مقررگردید که 80% از درآمد دولت از تریاک، صرف درمان معتادان و برنامه های پیشگیری شود. در سال 1357 و چندی پس از آن، کنترل دولت در زمینه مواد مخدر به کمترین سطح رسید و تولید و توزیع تریاک یکباره افزایش بی سابقه ای یافت. بر پایه برآورد مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران 5% از کل جمعیت ایران معتاد به مواد مخدر به ویژه تریاک بودند. بنابراین تا سال 1358 یک مبارزه ملی علیه مصرف مواد مخدر آغاز شد و برای قاچاقچیان آن تا مجازات اعدام پیش بینی شد. در سال 1359 با تصویب قانون تشدید مجازات مرتکبین جرایم و مواد مخدر و اقدامات تامینی و درمانی، دولت در پی شدت عمل و استفاده از اهرمهای درمانی برآمد، اما نه تنها از افزایش جرایم کاسته نشد بلکه حتی به محدود کردن این جرایم نینجامید. در سال 1367 مجمع مصلحت نظام اقدام به تصویب قانون مبارزه با مواد مخدر در 35 ماده کرد (به نقل از بهاری، 1392؛ ص 15 و 16).
آشنایی با شایعترین مواد برای سومصرف
1 – مواد افیونی: این مواد شامل تریاک و داروهای مصنوعی مانند هروئین، متادون، کدئین ،اوکسی کودون، هیدرومورفون ، پنتاروسین، پروپوکسیفن و ... است. مکانیسم اثر مواد افیونی به این شکل است که برگیرنده های افیونی در بدن تاثیر می گذارند مثل گیرنده های اوپیودی میو که واسطه درد ، ضعف تنفسی ، یبوست و وابستگی به مواد افیونی است، یا گیرنده های اوپیوئیدی کاپا (k) که واسطه رفع درد، دفع ادرار و خواب آلودگی است، یا گیرنده های اوپیوئیدی دلتا که احتمالا بر رفع درد نقش دارند.
مصرف تریاک معمولا از طریق استنشاق و گاه خوراکی است و مصرف هروئین از طریق بینی (انفیه)، تزریق داخل وریدی و تزریق زیر جلدی است. عوارض مصرف مواد افیونی شامل وابستگی، اختلالات روانپزشکی، اختلالات جنسی، بیماری های عفونی، جرم و جنایت و مرگ و میر است. آثار مواد افیونی عبارت اند از تغییرات روانی و رفتاری مانند نشئگی (سرخوشی و برطرف شدن خستگی، کاهش غم و اندوه و احساس شادابی)، بی تفاوتی، کج خلقی، پرخاشگری، بی قراری، کندی روانی حرکتی، اختلال در قضاوت. همچنین آثار جسمی مصرف مواد افیونی شامل تهوع و استفراغ، کاهش احساس درد، احساس گرما، گر گرفتن، خارش بینی، خارش دهان، سیاهی دور چشم و کاهش فشار خون است.
2) آمفتامین ها (مواد تحریک کننده): به دلیل اثرات درمانی آمفتامین ها از این داروها برای درمان اختلالات توجه، افسردگی شدید و مقاوم به درمان، نارکولپسی (خواب آلودگی) و چاقی به کار می رود. با دستکاری در فرمول داروی آمفتامین ها، انواع آمفتامین های دست ساز مثل اکستازی، اکس، حوا و ترکیبات دیگری مثل شیشه یا فرم خالص آمفتامین و نام های دیگر آن مثل اشک خدا، عروس خوشگله ساخته می شود. این مواد از طریق استنشاقی، تزریقی و تدخینی مصرف می شوند و مانند کوکائین یکبار مصرف آن با خطر اعتیاد همراه است (بهاری، 1392؛ ص 50-48).

متن کامل در سایت امید فایل 

مدل‌های نظری سوگیری توجه
نظریه مشوق-حساس سازی
بر اساس این تئوری تکرار عمل سوءمصرف باعث حساس شدن فرآیند پاسخ دهی دوپامینرژیک می‌شود و با هر بار تکرار سوءمصرف، این سیستم نیز حساس‌تر می‌گردد. این فرآیند باعث ادراک برجسته‌تر نشانه‌های مرتبط با مواد شده و ویژگی‌های انگیزشی قدرتمندی را سبب می‌شود که فرد را برای رفتار جستجوی مواد تحریک کرده و وسوسه ذهنی را افزایش می‌دهد. در کل، به علت تاریخچه شرطی فرد معتاد، دیدن محرک شرطی، پاسخ‌های دوپامینرژیک شرطی را فرا می‌خواند که سوگیری توجه و به تبع آن وسوسه ذهنی را در فرد معتاد موجب می‌گردد. در این مدل سوگیری توجه و وسوسه ذهنی دارای رابطه‌ی تحریکی دوسویه فرض می‌شوند (رابینسون و بریدج، 1993؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Robinson</Author><Year>1993</Year><RecNum>2</RecNum><record><rec-number>2</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">2</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Robinson, T. E.</author><author>Berridge, K. C.</author></authors></contributors><titles><title>The neural basis of drug craving: an incentive-sensitization theory of addiction</title><secondary-title>Brain research reviews</secondary-title></titles><periodical><full-title>Brain research reviews</full-title></periodical><pages>247-291</pages><volume>18</volume><number>3</number><dates><year>1993</year></dates><isbn>0165-0173</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>به نقل از فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">5</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
نظریه طرحواره فعال
تئوری طرحواره فعال درباره اعتیاد، پیشنهاد می‌کند که رفتار مصرف مواد به طور خودکار ادامه پیدا می‌کند، صرف نظر کردن از آن در حضور محرک راه انداز مشکل است و ممکن است در غیاب آگاهی رخ دهد(تیفانی، 1990؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Tiffany</Author><Year>1990</Year><RecNum>52</RecNum><record><rec-number>52</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">52</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Tiffany, S. T.</author></authors></contributors><titles><title>A cognitive model of drug urges and drug-use behavior: role of automatic and nonautomatic processes</title><secondary-title>Psychological review</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychological review</full-title></periodical><pages>147-168</pages><volume>97</volume><number>2</number><dates><year>1990</year></dates><isbn>1939-1471</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> به نقل از تونشند و دوکا، 2007) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Townshend</Author><Year>2007</Year><RecNum>53</RecNum><record><rec-number>53</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">53</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Townshend, J. M.</author><author>Duka, T.</author></authors></contributors><titles><title>Avoidance of Alcohol-Related Stimuli in Alcohol-Dependent Inpatients</title><secondary-title>Alcoholism: Clinical and Experimental Research</secondary-title></titles><periodical><full-title>Alcoholism: Clinical and Experimental Research</full-title></periodical><pages>1349-1357</pages><volume>31</volume><number>8</number><dates><year>2007</year></dates><isbn>1530-0277</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
نظریه دل مشغولی کنونی
بر طبق تئوری کلینجر و ککس (2004) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Klinger</Author><Year>2004</Year><RecNum>54</RecNum><record><rec-number>54</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">54</key></foreign-keys><ref-type name="Book Section">5</ref-type><contributors><authors><author>Klinger, E.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Motivation and the theory of current concerns</title><secondary-title>Handbook of motivational counseling: Concepts, approaches, and assessment</secondary-title></titles><periodical><full-title>Handbook of motivational counseling: Concepts, approaches, and assessment</full-title></periodical><pages>3-27</pages><dates><year>2004</year></dates><urls></urls></record></Cite></EndNote>، حالت‌های انگیزشی فرد بین دو نقطه‌ی تعهد نسبت به پیگیری یک هدف ویژه و حصول به آن هدف مورد پیگیری است. در سرتاسر پیگیری هدف، پردازش شناختی نسبت به محرک‌های مرتبط با هدف سودار خواهد بود، این امر فرد را به وسیله‌ی پاسخ‌های خودکار و انتخابی به نشانه‌های مرتبط با هدف، در دست‌یابی به هدف ثابت قدم نگه می‌دارد. در بافت رفتار اعتیادی، مصرف کنندگان مواد هدف استفاده از مواد را دارند، بنابراین آن‌ها باید به آسانی توسط محرک‌های مرتبط با مواد منحرف شوند (به نقل از فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">5</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
نظریه شرطی کلاسیک
شرطی سازی کلاسیک می‌تواند تبیین کند که سوگیری توجه برای محرک‌های مرتبط با مواد چگونه ایجاد می‌شود. سوءمصرف مواد می‌تواند به عنوان محرک غیر شرطی ( USS) عمل کند که پاسخ‌های غیر شرطی ( URS ) را فراخوانی کند. از طریق شرطی شدن، مواد می‌تواند با محرک‌های محیطی که پیوسته و وابسته به اثر مواد هستند تداعی شود. پس از تکرار همایندی محرک غیر شرطی (US) با محرک شرطی شده (CS)، CS پاسخ شرطی شده (CR) را فراخوانی می‌کند، مثل برانگیختگی فیزیولوژیکی و یا وسوسه استفاده از مواد. یک پیامد شرطی شدن کلاسیک هنگامی که با CS مواجه می‌شود (هنگامی که CS وقوع US را پیش‌بینی می‌کند) این است که جهت گیری ارگانیسم به سوی پیش بینی CS متوجه می‌شود (بیندرا،1974) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Bindra</Author><Year>1974</Year><RecNum>60</RecNum><record><rec-number>60</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">60</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Bindra, D.</author></authors></contributors><titles><title>A motivational view of learning, performance, and behavior modification</title><secondary-title>Psychological review</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychological review</full-title></periodical><pages>199-213</pages><volume>81</volume><number>3</number><dates><year>1974</year></dates><isbn>1939-1471</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. در حمایت از مدل شرطی شدن، پژوهش‌های بسیاری صورت گرفته است. برای مثال، لازو، هرزاگ و براندون (1999) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Lazev</Author><Year>1999</Year><RecNum>61</RecNum><record><rec-number>61</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">61</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Lazev, A. B.</author><author>Herzog, T. A.</author><author>Brandon, T. H.</author></authors></contributors><titles><title>Classical conditioning of environmental cues to cigarette smoking</title><secondary-title>Experimental and clinical psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Experimental and clinical psychopharmacology</full-title></periodical><pages>56-63</pages><volume>7</volume><number>1</number><dates><year>1999</year></dates><isbn>1936-2293</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> به افراد سیگاری یکCS جدید با سیگار را تداعی کردند و یافتند که مواجهه با این محرک جدید، افزایش در وسوسه ذهنی را فراخوانی می‌کند اما محرکی که با مصرف سیگار تداعی نشده این اثر را ایجاد نمی‌کند (به نقل از فیلد و ککس، 2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">5</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
شواهد دلالت دارند که محرکی که ویژگی‌های تشویقی کسب می‌کند، بر محرکی که آشکارا نامرتبط با مواد است رجحان پیدا می‌کند. برای مثال، موچا، پائولی و انگریلی (1998) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Mucha</Author><Year>1998</Year><RecNum>62</RecNum><record><rec-number>62</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">62</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Mucha, R. F.</author><author>Pauli, P.</author><author>Angrilli, A.</author></authors></contributors><titles><title>Conditioned responses elicited by experimentally produced cues for smoking</title><secondary-title>Canadian journal of physiology and pharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Canadian journal of physiology and pharmacology</full-title></periodical><pages>259-268</pages><volume>76</volume><number>3</number><dates><year>1998</year></dates><isbn>0008-4212</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> سیگاری‌ها را جهت تمیز قائل شدن بین یک محرک شنیداری که با سیگار مرتبط است (CS+) و یک محرک دیگر که آشکارا ارتباطی با سیگار ندارد (CS-) آموزش دادند. اکثر شرکت کنندگان در پایان در جهت تجربه CS+ انتخاب کردند تا CS-. به طور مشابه، فلتین و هانی (2000) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Foltin</Author><Year>2000</Year><RecNum>63</RecNum><record><rec-number>63</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">63</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Foltin, R. W.</author><author>Haney, M.</author></authors></contributors><titles><title>Conditioned effects of environmental stimuli paired with smoked cocaine in humans</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>24-33</pages><volume>149</volume><number>1</number><dates><year>2000</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>یافتند که معتادین به کوکائین تجربه‌ی یک محرک ترکیبی شنیداری دیداری که قبلاً آشکارا با کوکائین مرتبط شده را به محرکی که آشکارا با کوکائین بی ارتباط است را ترجیح می‌دهند. شرکت کنندگان در کل CR را ایجاد نمی‌کنند تا وقتی که از این امر آگاه شوند که CS، US را پیش بینی می‌کند. پس هنگامی که CS ظاهر می‌شود، انتظار این است که US در ادامه به عنوان شرط قطعی برای رخ دادن CRS آشکار شود. در مرور هوگارت و دوکا (2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Hogarth</Author><Year>2006</Year><RecNum>64</RecNum><record><rec-number>64</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">64</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Hogarth, L.</author><author>Duka, T.</author></authors></contributors><titles><title>Human nicotine conditioning requires explicit contingency knowledge: is addictive behaviour cognitively mediated?</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>553-566</pages><volume>184</volume><number>3</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>، آن‌ها نتیجه گرفتند که آگاهی از وابستگی برای به وجود آمدن CRS، هنگامی که یک محرک دلبخواهی با سیگار کشیدن جفت می‌شود، تعیین کننده است. با توجه به شواهد در دسترس، هوگارت و دوکا (2006) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Hogarth</Author><Year>2006</Year><RecNum>64</RecNum><record><rec-number>64</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">64</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Hogarth, L.</author><author>Duka, T.</author></authors></contributors><titles><title>Human nicotine conditioning requires explicit contingency knowledge: is addictive behaviour cognitively mediated?</title><secondary-title>Psychopharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Psychopharmacology</full-title></periodical><pages>553-566</pages><volume>184</volume><number>3</number><dates><year>2006</year></dates><isbn>0033-3158</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> نتیجه گرفتند که CS+ که با سیگار جفت شده، تنها در افرادی که آگاهند که CS+ فرصت سیگار کشیدن را پیش‌بینی می‌کند، توجه انتخابی را فرمان می‌دهد (یعنی سوگیری توجه) و وسوسه را ایجاد می‌کند. این نتایج برای فهم رابطه‌ی بین انتظارات درباره‌ی دسترس پذیری مواد، سوگیری توجه، و وسوسه ذهنی بسیار مهم اند. به نظر می‌رسد که نشانه‌های جفت شده با مواد وسوسه را برمی انگیزند و توجه را می‌دزدند چرا که آن‌ها در ابتدا انتظار هشیارانه‌ای در مورد این که مواد جهت استفاده در دسترس است راه می‌اندازند (به نقل از فیلد و ککس،2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">5</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
مدل ترکیب نظری
از طریق فرآیند شرطی شدن کلاسیک، محرک‌های مرتبط با مواد، انتظار دسترس پذیری مواد را بر می‌انگیزند. این انتظار سبب ایجاد وسوسه ذهنی و سوگیری توجه برای نشانه‌های مرتبط با مواد می‌شوند. وسوسه ذهنی و سوگیری توجه رابطه‌ی تحریکی دوطرفه با یکدیگر دارند. به علت نقش کلیدی انتظار دسترس پذیری مواد، وسوسه ذهنی و سوگیری توجه در بافتی که دسترس پذیری ادراک نمی‌شود (مثل هنگامی که در درمان هستند) کاهش می‌یابند. تلاش جهت فرونشانی وسوسه ذهنی و سوگیری توجه ممکن است به طور ناقصی موفقیت آمیز باشد یا به طور متناقضی نیرومندی وسوسه ذهنی و سوگیری توجه را افزایش دهد. افراد تکانشی و افراد دارای کنترل بازداری ضعیف سوگیری توجه و وسوسه ذهنی بیشتری باید داشته باشند. این تئوری قویاً پیشنهاد می‌کند هنگامی که انتظار دسترس پذیری مواد وجود ندارد سوگیری و وسوسه دیده نمی‌شود. هم چنین این تئوری پیشنهاد می‌کند تصمیم گیری تکانشی یا کنترل بازداری ضعیف ، یا هردو، واسطه‌ی تجربه‌ ی وسوسه‌ی ذهنی و سوگیری توجه مرتبط با مواد است. هم چنین، این محتمل است که خود سوگیری توجه و وسوسه ذهنی سبب ضعیف شدن کنترل بازداری و تصمیم گیری‌های تکانشی در این افراد شوند، یعنی احتمال رابطه‌ی علی دو سویه وجود دارد. (فیلد و ککس،2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">5</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
16478251682750انتظار دسترس پذیری مواد
00انتظار دسترس پذیری مواد
2387601682750نشانه‌های شرطی شده به مواد
00نشانه‌های شرطی شده به مواد
29190952502535سوگیری توجه
00سوگیری توجه
2919095951230وسوسه ذهنی
00وسوسه ذهنی
42062403086735عملکرد اجرایی شناختی تخریب شده: تکانشگری و کنترل بازداری معیوب
00عملکرد اجرایی شناختی تخریب شده: تکانشگری و کنترل بازداری معیوب
4349750205105تلاش برای فرو نشاندن وسوسه و سوگیری توجه
00تلاش برای فرو نشاندن وسوسه و سوگیری توجه

نمودار 1: مدل پیشنهادی فیلد و ککس (2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">5</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> در تبیین ارتباط بین متغیرهای دخیل در اعتیاد
پژوهش های خارجی
پیشینه‌ی سوگیری توجه
رابینسون و بریدج (1993 و 2001) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Robinson</Author><Year>2001</Year><RecNum>3</RecNum><record><rec-number>3</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">3</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Robinson, T. E.</author><author>Berridge, K. C.</author></authors></contributors><titles><title>Incentive-sensitization and addiction</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>103-114</pages><volume>96</volume><number>1</number><dates><year>2001</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Robinson</Author><Year>1993</Year><RecNum>2</RecNum><record><rec-number>2</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">2</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Robinson, T. E.</author><author>Berridge, K. C.</author></authors></contributors><titles><title>The neural basis of drug craving: an incentive-sensitization theory of addiction</title><secondary-title>Brain research reviews</secondary-title></titles><periodical><full-title>Brain research reviews</full-title></periodical><pages>247-291</pages><volume>18</volume><number>3</number><dates><year>1993</year></dates><isbn>0165-0173</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> معتقدند که سوگیری توجه یک آمادگی ویژه جهت پردازش محرک مشخصی در رقابت با سایر محرک‌هاست که توسط ارزش تشویقی محرک خوشایند راه اندازی می‌شود (اسکن میکرز و همکاران، 2007) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Schoenmakers</Author><Year>2007</Year><RecNum>4</RecNum><record><rec-number>4</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">4</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T.</author><author>Wiers, R. W.</author><author>Jones, B. T.</author><author>Bruce, G.</author><author>Jansen, A.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional re-training decreases attentional bias in heavy drinkers without generalization</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>399-405</pages><volume>102</volume><number>3</number><dates><year>2007</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مصرف منظم مواد اعتیاد آور و وابستگی به آن معمولاً با واکنش نشان دادن به محرک‌های مرتبط با مواد همراه می‌شود (فیلد و ککس،2008) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Field</Author><Year>2008</Year><RecNum>5</RecNum><record><rec-number>5</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">5</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Field, M.</author><author>Cox, W. M.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional bias in addictive behaviors: a review of its development, causes, and consequences</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><dates><year>2008</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. مواجهه مکرر با مواد اعتیادی نسبتاً به طور خودکار گرایشات نزدیکی به محرک‌های مرتبط با مواد را راه اندازی می‌کنند تا گرایشات اجتناب از این محرک‌ها را (کوساین و همکاران، 2011) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Cousijn</Author><Year>2011</Year><RecNum>6</RecNum><record><rec-number>6</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">6</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Cousijn, J.</author><author>Goudriaan, A. E.</author><author>Wiers, R. W.</author></authors></contributors><titles><title>Reaching out towards cannabis: approach-bias in heavy cannabis users predicts changes in cannabis use</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>1667-1674</pages><volume>106</volume><number>9</number><dates><year>2011</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. واژه‌ها و تصاویر و محرک‌های شنیداری مرتبط با عمل مصرف مواد، توجه فرد معتاد را تسخیر می‌کنند و فرد معتاد نیز به سختی می‌تواند توجه خود را از قید این محرک‌ها رها کند. بدین ترتیب فرد با برانگیختگی جسمانی و وسوسه ذهنی به آن موقعیت واکنش نشان می‌دهد. این مشاهده شده است که نشانه‌های مرتبط با مواد می‌تواند یک پاسخ بسیار مشابه با پاسخی که توسط خود مواد در حوزه‌های حافظه فعال، حس‌ها، هیجان‌ها و رخدادهای مرتبط ایجاد می‌شود را به وجود آورد (کلی، شیلتز و لاندری ، 2005؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Kelley</Author><Year>2005</Year><RecNum>25</RecNum><record><rec-number>25</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">25</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Kelley, A. E.</author><author>Schiltz, C. A.</author><author>Landry, C. F.</author></authors></contributors><titles><title>Neural sys--s recruited by drug-and food-related cues: studies of gene activation in corticolimbic regions</title><secondary-title>Physiology &amp; Behavior; Physiology &amp; Behavior</secondary-title></titles><periodical><full-title>Physiology &amp; Behavior; Physiology &amp; Behavior</full-title></periodical><pages>11-14</pages><volume>86</volume><number>1-2</number><dates><year>2005</year></dates><isbn>0031-9384</isbn><urls></urls><electronic-resource-num>10.1016/j.physbeh.2005.06.018</electronic-resource-num></record></Cite></EndNote>به نقل از گاردینی و همکاران ،2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">15</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. محرک‌های مرتبط با مواد می‌توانند خاطره‌های رویدادهای مرتبط با مواد را فراخوانی کنند و بدین ترتیب می‌توانند باعث برانگیختگی هیجانی در افراد با تاریخچه سوء مصرف مواد شوند (سل و همکاران 2000؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Sell</Author><Year>2000</Year><RecNum>26</RecNum><record><rec-number>26</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">26</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Sell, L. A.</author><author>Morris, J. S.</author><author>Bearn, J.</author><author>Frackowiak, R. S. J.</author><author>Friston, K. J.</author><author>Dolan, R. J.</author></authors></contributors><titles><title>Neural responses associated with cue evoked emotional states and heroin in opiate addicts</title><secondary-title>Drug and alcohol dependence</secondary-title></titles><periodical><full-title>Drug and alcohol dependence</full-title></periodical><pages>207-216</pages><volume>60</volume><number>2</number><dates><year>2000</year></dates><isbn>0376-8716</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>به نقل از گاردینی و همکاران،2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">15</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>؛ امری که در سوگیری حافظه‌ی آن‌ها متبلور می‌شود (کلین، نلسون و آنکر، 2012) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Klein</Author><Year>2012</Year><RecNum>9</RecNum><record><rec-number>9</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">9</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Klein, Audrey A.</author><author>Nelson, Lindsay M.</author><author>Anker, Justin J.</author></authors></contributors><titles><title>Attention and recognition memory bias for alcohol-related stimuli among alcohol-dependent patients attending residential treatment</title><secondary-title>Addictive Behaviors</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addictive Behaviors</full-title></periodical><keywords><keyword>attentional bias</keyword><keyword>recognition memory</keyword><keyword>alcohol dependence</keyword></keywords><dates><year>2012</year></dates><isbn>0306-4603</isbn><urls><related-urls><url>http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0306460312003425?v=s5</url></related-urls></urls></record></Cite></EndNote>. در کل یافته‌ها نشان می‌دهند که افراد وابسته به سیگار به طور خودکار و غیر ارادی به سوی نشانه‌های مرتبط با سیگار جهت گیری دارند (ودریل و همکاران، 2012) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Wetherill</Author><Year>2012</Year><RecNum>7</RecNum><record><rec-number>7</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">7</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Wetherill, R. R.</author><author>Jagannathan, K.</author><author>Lohoff, F. W.</author><author>Ehrman, R.</author><author>O&apos;Brien, C. P.</author><author>Childress, A. R.</author><author>Franklin, T. R.</author></authors></contributors><titles><title>Neural correlates of attentional bias for smoking cues: modulation by variance in the dopamine transporter gene</title><secondary-title>Addiction Biology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction Biology</full-title></periodical><dates><year>2012</year></dates><isbn>1369-1600</isbn><urls></urls><electronic-resource-num>10.1111/j.1369-1600.2012.00507.x</electronic-resource-num></record></Cite></EndNote>.
در مطالعه‌ی گاردینی و همکاران (2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">15</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote> مشاهده شد که معتادانی که با درمان‌های جانشین مخدر و اجتماعی(انجمن درمانی) درمان شده‌اند سوگیری کمتری نسبت به نشانه‌های مرتبط با مواد نشان می‌دهند گاردینی و همکاران(2009) این نتیجه را به این شکل تبیین می‌کنند که درمان ممکن است سوگیری توجه نسبت به نشانه‌های مرتبط با مواد را کاهش دهد، امری که به نظر می‌رسد نقش مهمی را در حصول پیامدهای مثبت در درمان اعتیاد بازی می‌کند. در نتیجه فرض بر این است که با دستکاری و اصلاح سوگیری توجه در افراد معتاد بتوان میزان خطر عود کمتری را در آینده انتظار داشت. همچنین گاردینی و همکاران معتقدند که ممکن است تفاوت در میزان سوگیری توجه در بین معتادین فعال با گروه‌های درمان شده ناشی از این امر باشد که افراد ترک کرده ادراک دسترس پذیری مواد را دیگر ندارند، پس وسوسه ذهنی کمتری را تجربه می‌کنند و این امر باعث تفاوت در سوگیری توجه این گروه‌ها می‌شود.
سوگیری توجه ممکن است از سه راه در مصرف مواد و عود دخالت کند. نخست، ثبات رفتارهای اعتیادی ممکن است نتیجه افزایش آگاهی از حضور نشانه‌های مربوط به مواد در محیط باشد. این فرآیند خودکار باعث می‌شود که این نشانه‌ها زودتر پردازش شوند. دوم، زمانی که نشانه‌های مربوط به مواد در محیط وجود داشته باشند، به طور خودکار پردازش می‌شوند و دور کردن توجه از این نشانه‌ها دشوار است. سوم ، محدودیت ظرفیت توجه و تمرکز خودکار روی نشانه‌های مربوط به مواد، اختلال در پردازش سایر نشانه‌ها را در محیط کار در پی دارد (فرانکن،2003؛ به نقل از رحمانیان و همکاران، 1385).
پیشینه اصلاح سوگیری توجه
این ایده که سوگیری توجه را با استفاده از ابزار اصلاح سوگیری توجه دستکاری کنند از مک لئود و همکاران در تحقیق با اختلالات اضطرابی گرفته شده است(مک لئود، رادرفورد، کمپل، ابس ورتی و هولکر، 2002؛ متیوز و مک لئود، 2002؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Mathews</Author><Year>2002</Year><RecNum>16</RecNum><record><rec-number>16</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">16</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Mathews, A.</author><author>MacLeod, C.</author></authors></contributors><titles><title>Induced processing biases have causal effects on anxiety</title><secondary-title>Cognition &amp; Emotion</secondary-title></titles><periodical><full-title>Cognition &amp; Emotion</full-title></periodical><pages>331-354</pages><volume>16</volume><number>3</number><dates><year>2002</year></dates><isbn>0269-9931</isbn><urls></urls></record></Cite><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>MacLeod</Author><Year>2002</Year><RecNum>17</RecNum><record><rec-number>17</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">17</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>MacLeod, C.</author><author>Rutherford, E.</author><author>Campbell, L.</author><author>Ebsworthy, G.</author><author>Holker, L.</author></authors></contributors><titles><title>Selective attention and emotional vulnerability: assessing the causal basis of their association through the experimental manipulation of attentional bias</title><secondary-title>Journal of abnormal psychology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Journal of abnormal psychology</full-title></periodical><pages>107-123</pages><volume>111</volume><number>1</number><dates><year>2002</year></dates><isbn>1939-1846</isbn><urls></urls><electronic-resource-num>10.1037/0021-843X.111.1.107</electronic-resource-num></record></Cite></EndNote>به نقل از اسکن میکرز و همکاران، 2007) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Schoenmakers</Author><Year>2007</Year><RecNum>4</RecNum><record><rec-number>4</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">4</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Schoenmakers, T.</author><author>Wiers, R. W.</author><author>Jones, B. T.</author><author>Bruce, G.</author><author>Jansen, A.</author></authors></contributors><titles><title>Attentional re-training decreases attentional bias in heavy drinkers without generalization</title><secondary-title>Addiction</secondary-title></titles><periodical><full-title>Addiction</full-title></periodical><pages>399-405</pages><volume>102</volume><number>3</number><dates><year>2007</year></dates><isbn>1360-0443</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>. کنترل مؤثر و اصلاح پاسخ به نشانه‌های مواد یک راهبرد درمانی مؤثر جهت پیشگیری از ادامه مصرف مواد و کم کردن خطر عود در نظر گرفته می‌شود (فولکو، فاولر و وانگ، 2004؛ ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Volkow</Author><Year>2004</Year><RecNum>27</RecNum><record><rec-number>27</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">27</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Volkow, N. D.</author><author>Fowler, J. S.</author><author>Wang, G. J.</author></authors></contributors><titles><title>The addicted human brain viewed in the light of imaging studies: brain circuits and treatment strategies</title><secondary-title>Neuropharmacology</secondary-title></titles><periodical><full-title>Neuropharmacology</full-title></periodical><pages>3-13</pages><volume>47</volume><dates><year>2004</year></dates><isbn>0028-3908</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>به نقل از گاردینی و همکاران، 2009) ADDIN EN.CITE <EndNote><Cite ExcludeAuth="1" ExcludeYear="1" Hidden="1"><Author>Gardini</Author><Year>2009</Year><RecNum>15</RecNum><record><rec-number>15</rec-number><foreign-keys><key app="EN" db-id="r2250x2w59vrfie2daav550wepwxa0va0wex">15</key></foreign-keys><ref-type name="Journal Article">17</ref-type><contributors><authors><author>Gardini, S.</author><author>Caffarra, P.</author><author>Venneri, A.</author></authors></contributors><titles><title>Decreased drug-cue-induced attentional bias in individuals with treated and untreated drug dependence</title><secondary-title>Acta Neuropsychiatrica</secondary-title></titles><periodical><full-title>Acta Neuropsychiatrica</full-title></periodical><pages>179-185</pages><volume>21</volume><number>4</number><dates><year>2009</year></dates><isbn>1601-5215</isbn><urls></urls></record></Cite></EndNote>.
اصلاح سوگیری توجه در دو حوزه در ارتباط با اعتیاد انجام شده است: الکل (فیلد و همکاران، 2007؛ فیلد و ایست وود، 2005؛ صالحی فدردی و ککس، 2009؛ اسکن میکرز و همکاران، 2007) PEVuZE5vdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIxIiBIaWRkZW49IjEi
PjxBdXRob3I+RmllbGQ8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA1PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTg8L1JlY051
bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjE4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBh
cHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3eGEwdmEwd2V4Ij4xODwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+RmllbGQsIE0uPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRp
dGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlwdWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFz
IGluY3JlYXNlcyB0aGUgbW90aXZhdGlvbiB0byBkcmluayBhbGNvaG9sPC90aXRsZT48c2Vjb25k
YXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxw
ZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3Bl
cmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM1MC0zNTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTgzPC92b2x1bWU+PG51bWJl
cj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDU8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMx
NTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0i
MSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5GaWVsZDwvQXV0aG9yPjxZZWFy
PjIwMDc8L1llYXI+PFJlY051bT4xOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTk8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJm
aWUyZGFhdjU1MHdlcHd4YTB2YTB3ZXgiPjE5PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5GaWVsZCwgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1a2EsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaWxkLCBSLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+U2FudGFyY2FuZ2VsbywgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdheXRvbiwgTS48L2F1dGhvcj48
L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlw
dWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzZXMgaW4gaGVhdnkgZHJpbmtlcnM6IGRvIHRoZSBl
ZmZlY3RzIGdlbmVyYWxpc2U/PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNv
bG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBz
eWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjU5My02MDg8
L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTkyPC92b2x1bWU+PG51bWJlcj40PC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFy
PjIwMDc8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMxNTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwv
cmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0iMSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRl
bj0iMSI+PEF1dGhvcj5TY2hvZW5tYWtlcnM8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA3PC9ZZWFyPjxSZWNO
dW0+NDwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+NDwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1r
ZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InIyMjUweDJ3NTl2cmZpZTJkYWF2NTUwd2Vwd3hhMHZh
MHdleCI+NDwva2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGlj
bGUiPjE3PC9yZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+U2Nob2VubWFr
ZXJzLCBULjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+V2llcnMsIFIuIFcuPC9hdXRob3I+PGF1dGhvcj5Kb25l
cywgQi4gVC48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkJydWNlLCBHLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+SmFuc2Vu
LCBBLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5BdHRl
bnRpb25hbCByZS3CkHRyYWluaW5nIGRlY3JlYXNlcyBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzIGluIGhlYXZ5
IGRyaW5rZXJzIHdpdGhvdXQgZ2VuZXJhbGl6YXRpb248L3RpdGxlPjxzZWNvbmRhcnktdGl0bGU+
QWRkaWN0aW9uPC9zZWNvbmRhcnktdGl0bGU+PC90aXRsZXM+PHBlcmlvZGljYWw+PGZ1bGwtdGl0
bGU+QWRkaWN0aW9uPC9mdWxsLXRpdGxlPjwvcGVyaW9kaWNhbD48cGFnZXM+Mzk5LTQwNTwvcGFn
ZXM+PHZvbHVtZT4xMDI8L3ZvbHVtZT48bnVtYmVyPjM8L251bWJlcj48ZGF0ZXM+PHllYXI+MjAw
NzwveWVhcj48L2RhdGVzPjxpc2JuPjEzNjAtMDQ0MzwvaXNibj48dXJscz48L3VybHM+PC9yZWNv
cmQ+PC9DaXRlPjxDaXRlIEV4Y2x1ZGVBdXRoPSIxIiBFeGNsdWRlWWVhcj0iMSIgSGlkZGVuPSIx
Ij48QXV0aG9yPlNhbGVoaSBGYWRhcmRpPC9BdXRob3I+PFllYXI+MjAwOTwvWWVhcj48UmVjTnVt
PjIzPC9SZWNOdW0+PHJlY29yZD48cmVjLW51bWJlcj4yMzwvcmVjLW51bWJlcj48Zm9yZWlnbi1r
ZXlzPjxrZXkgYXBwPSJFTiIgZGItaWQ9InIyMjUweDJ3NTl2cmZpZTJkYWF2NTUwd2Vwd3hhMHZh
MHdleCI+MjM8L2tleT48L2ZvcmVpZ24ta2V5cz48cmVmLXR5cGUgbmFtZT0iSm91cm5hbCBBcnRp
Y2xlIj4xNzwvcmVmLXR5cGU+PGNvbnRyaWJ1dG9ycz48YXV0aG9ycz48YXV0aG9yPlNhbGVoaSBG
YWRhcmRpLCBKLjwvYXV0aG9yPjxhdXRob3I+Q294LCBXLiBNLjwvYXV0aG9yPjwvYXV0aG9ycz48
L2NvbnRyaWJ1dG9ycz48dGl0bGVzPjx0aXRsZT5SZXZlcnNpbmcgdGhlIHNlcXVlbmNlOiBSZWR1
Y2luZyBhbGNvaG9sIGNvbnN1bXB0aW9uIGJ5IG92ZXJjb21pbmcgYWxjb2hvbCBhdHRlbnRpb25h
bCBiaWFzPC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPkRydWcgYW5kIGFsY29ob2wgZGVwZW5kZW5j
ZTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxwZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPkRydWcg
YW5kIGFsY29ob2wgZGVwZW5kZW5jZTwvZnVsbC10aXRsZT48L3BlcmlvZGljYWw+PGRhdGVzPjx5
ZWFyPjIwMDk8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMzc2LTg3MTY8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxz
PjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48L0VuZE5vdGU+
ADDIN EN.CITE PEVuZE5vdGU+PENpdGUgRXhjbHVkZUF1dGg9IjEiIEV4Y2x1ZGVZZWFyPSIxIiBIaWRkZW49IjEi
PjxBdXRob3I+RmllbGQ8L0F1dGhvcj48WWVhcj4yMDA1PC9ZZWFyPjxSZWNOdW0+MTg8L1JlY051
bT48cmVjb3JkPjxyZWMtbnVtYmVyPjE4PC9yZWMtbnVtYmVyPjxmb3JlaWduLWtleXM+PGtleSBh
cHA9IkVOIiBkYi1pZD0icjIyNTB4Mnc1OXZyZmllMmRhYXY1NTB3ZXB3eGEwdmEwd2V4Ij4xODwv
a2V5PjwvZm9yZWlnbi1rZXlzPjxyZWYtdHlwZSBuYW1lPSJKb3VybmFsIEFydGljbGUiPjE3PC9y
ZWYtdHlwZT48Y29udHJpYnV0b3JzPjxhdXRob3JzPjxhdXRob3I+RmllbGQsIE0uPC9hdXRob3I+
PGF1dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRp
dGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlwdWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFz
IGluY3JlYXNlcyB0aGUgbW90aXZhdGlvbiB0byBkcmluayBhbGNvaG9sPC90aXRsZT48c2Vjb25k
YXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvc2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPjwvdGl0bGVzPjxw
ZXJpb2RpY2FsPjxmdWxsLXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNvbG9neTwvZnVsbC10aXRsZT48L3Bl
cmlvZGljYWw+PHBhZ2VzPjM1MC0zNTc8L3BhZ2VzPjx2b2x1bWU+MTgzPC92b2x1bWU+PG51bWJl
cj4zPC9udW1iZXI+PGRhdGVzPjx5ZWFyPjIwMDU8L3llYXI+PC9kYXRlcz48aXNibj4wMDMzLTMx
NTg8L2lzYm4+PHVybHM+PC91cmxzPjwvcmVjb3JkPjwvQ2l0ZT48Q2l0ZSBFeGNsdWRlQXV0aD0i
MSIgRXhjbHVkZVllYXI9IjEiIEhpZGRlbj0iMSI+PEF1dGhvcj5GaWVsZDwvQXV0aG9yPjxZZWFy
PjIwMDc8L1llYXI+PFJlY051bT4xOTwvUmVjTnVtPjxyZWNvcmQ+PHJlYy1udW1iZXI+MTk8L3Jl
Yy1udW1iZXI+PGZvcmVpZ24ta2V5cz48a2V5IGFwcD0iRU4iIGRiLWlkPSJyMjI1MHgydzU5dnJm
aWUyZGFhdjU1MHdlcHd4YTB2YTB3ZXgiPjE5PC9rZXk+PC9mb3JlaWduLWtleXM+PHJlZi10eXBl
IG5hbWU9IkpvdXJuYWwgQXJ0aWNsZSI+MTc8L3JlZi10eXBlPjxjb250cmlidXRvcnM+PGF1dGhv
cnM+PGF1dGhvcj5GaWVsZCwgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkR1a2EsIFQuPC9hdXRob3I+PGF1
dGhvcj5FYXN0d29vZCwgQi48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkNoaWxkLCBSLjwvYXV0aG9yPjxhdXRo
b3I+U2FudGFyY2FuZ2VsbywgTS48L2F1dGhvcj48YXV0aG9yPkdheXRvbiwgTS48L2F1dGhvcj48
L2F1dGhvcnM+PC9jb250cmlidXRvcnM+PHRpdGxlcz48dGl0bGU+RXhwZXJpbWVudGFsIG1hbmlw
dWxhdGlvbiBvZiBhdHRlbnRpb25hbCBiaWFzZXMgaW4gaGVhdnkgZHJpbmtlcnM6IGRvIHRoZSBl
ZmZlY3RzIGdlbmVyYWxpc2U/PC90aXRsZT48c2Vjb25kYXJ5LXRpdGxlPlBzeWNob3BoYXJtYWNv