دانلود پژوهش - دانلود پژوهش

1-10-امتیازات پژوهش
-پرداختن به اصل مطلب به صورت مفید و مختصر بدون زیاده گویی و نپرداختن به حواشی
-استخراج مصادیق رحمت در سوره الرحمن
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
2-1-مفهوم شناسی رحمت
در برخی از منابع برای واژه رحمت معانی مختلفی ارائه شده است که به بعضی از این معانی در ذیل اشاره می شود:
2-1-1-مفهوم لغوی
در"معجم مقایس اللغه"در رابطه با معنا و ریشه رحمت در لغت چنین آمده است:"رحم" بر رقّت و مهربانی و عطوفت و رأفت دلالت می کند.(احمدبن فارس بن زکریا،1410ق، 1/113)
در مفردات راغب ذیل واژه"رحمت" آمده است:
«رحمت،نرمی و نرم خویی است و نیکی کردن به طرف مقابل را اقتضاء می کند که گاهی درباره نرم دلی(مهربانی)به تنهایی به کار می رود و گاهی در مورد معنای احسان و نیکی کردن مجرد از رقّت است.»(راغب اصفهانی،1482ق، 347)
در لغت نامه دهخدا در رابطه با معنای رحمت در لغت آمده است:
«رحمت به معنای مهربانی،شفقت،رأفت و مرحمت می باشد که تفاوت رأفت و رحمت در این است که رأفت از رحمت دقیق تر است و در آن کراهت اقدام نمی شود.»(دهخدا،بی تا،25/311)
بهاءالدین خرمشاهی در دانش نامه قرآن و قرآن پژوه ذیل واژه"رحمت" آورده است:
«رحمت در لغت به معنای نازکدلی و مهربانی است،مرحمت نیز به معنای رحمت است،و همچنین در معنای آمرزش نیز می آید.»(خرمشاهی،بی تا،1/1101)
در فرهنگ فارسی عمید ومعین و فرهنگ جامع نوین نیز رحمت به معنای مهربانی و رقّت قلب، مهر و شفقت و بخشش آمده است.(حسن عمید،بی تا،2/1035 و السیاح،بی تا،1/487 و معین،بی تا،2/1160)
2-1-2-مفهوم اصطلاحی
رحمت یکی از صفات فعلیه خداوند متعال هست که همچون دیگر مفاهیم علاوه بر معانی لغوی،دارای معنای اصطلاحی نیز می‌باشد.

متن کامل در سایت امید فایل 

درمفردات قرآن در رابطه با تعاریف اصطلاحی رحمت آمده است: «رحمت در مورد انسان به حالت نفسانی خاصی گفته می‌شود که هنگام مشاهدۀ حالات نیازمندان و بیچاره‌گان به انسان دست می‌دهد و او را وادار می کندکه برای رفع نواقص و تأمین احتیاجات ایشان بکوشد و این به بخشش برای رفع نیازمندی‌ها تعبیر می شود،اما در مورد خداوند به فضل و عطای او برای رفع حاجت نیازمندان گفته می‌شود که چیزی جزء احسان مجرد نیست.» (راغب اصفهانی،1412ق،347)
آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم رحمت الهی را چنین تفسیر کرده اند:"رحمت،عطا و افاضه برای رفع حاجت نیازمندان که مجرد از رقّت و تاثر نفسانی است.( جوادی آملی،1391،2/381)و همچنین ایشان در "ادب فنای مقربان" آورده است:رحمت در کتب لغت به رقت،لطف،رأفت ،دلسوزی و امثال آن معنا شده است؛لیکن این ها مراحل پیش از رحمت و از مقدمات آن است؛زیرا انسان با دیدن صحنه ای دلخراش و غم انگیز رقّت کرده،از آن متأثر می شود و در پی این تاثر نفسانی،عطوفت و رأفتی نشان می دهد و بر شخص مصیبت دیده تفضلی می کند این تفضّل(بخشش) را رحمت می گویند اما اگر به خدا نسبت داده شود به معنای خود تفضّل و عطوفت است.بدین ترتیب رقت و سایر مقدمات که تاثیر نفسانی است،به خدا اسناد داده نمی شود.(همان،1389،1/159)
محسن خرازی در بررسی مستند در اثبات معاد آورده،مقصود از رحمت خداوند متعال یعنی اعطای کمال شایسته به هر موجودی که آمادگی و لیاقت آن کمال را دارد در مورد خداوند وصف انفعالی نیست،زیرا خداوند فعلیت‌ محض‌ است و به هیچ وجه سیر از قوه به کمال در مورد خداوند قابل تصور نیست.(خرازی،1376،166)
2-2-مراتب رحمت
رحمت و مهرحق به همه موجودات و به ویژه انسان،حقیقتی است که چون روز روشن و خورشیدتابناک در برابر دید هر عاقل منصفی است،از معارف الهیه استفاده می شود که شروع آفرینش برپایه رحمت بوده،تا جایی که می گویند مجموعه هستی و همه مخلوقات ظهور رحمت حق اند و تداوم حیاتشان-چه در مرحلۀ مادی و چه درمیدان هدایت و معنویت-به رحمت حضرت اوست.آسمان ها و زمین و آنچه در آنهاست جلوۀ رحمت حق است و کتابهای آسمانی و نبوت پیغمبران و امامت امامان،مظاهر رحمت حضرت ارحم الراحمین است.
او بنا بر آیات و روایات به دشمنان و مخالفان نیز برای زمینه سازی نجاتشان چشم محبت دارد و دوست دارد آنان هم چون دیگر بندگان به راه مستقیم آیند و به عبادت و اطاعات گردن نهند و به توبه واقعی موفق آیند.
محبت و مهر او در این زمینه تا جایی است که نقل شده:
«اَوَّل ما خَلَقَ الله القَلَمَ،أوَّل ما کَتَب القَلَم أنا التَّوّابُ أتوبُ علی مَن تابَ» (واعظ موسوی،1375،5/232)
(خداوند ابتدا قلم را خلق کرد و با آن قلم نوشت که من توبه پذیر مهربانم و هرکس توبه کند توبه‌اش را می‌پذیرم.)
تّوابی او-که به معنای قبول کردن توبه اهل توبه است-عین رحمت و مهر او به تائبین است و این گنهکارانند که باید فرصت عظیم توبه را-که از مظاهر رحمت و مهر حضرت محبوب است-غنیمت بشمارند و خود را در معرض این نسیم ویژه ملکوتیّه قرار دهند.
رحمت و مهر حضرت او،بنابر اعتقاد اهل دل و متخصصان علوم اسلامی و معارف الهیه دارای جلوۀ عام و جلوۀ خاص است که از جلوۀ عامش تعبیر به رحمانیه و از جلوۀ خاصش تعبیر به رحمت رحیمیه می شود.
رحمت عام و رحمت خاص بسیار گسترده است و تبیین آنها نیاز به کتاب مستقلی دارد به همین دلیل در این قسمت به طور مختصر به آن اشاره می شود:
2-2-1-رحمت عام الهی
صفت "رحمن" اشاره به رحمت عام خدا است که شامل دوست و دشمن،مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار می باشد.انواع نعمت های مادی و رزق و روزی ظاهری را دربر می گیرد که از آن بهره می برند که این همان رحمت عام اوست.
«وَمَا مِن دابّه فِی الأَرضِ إلَّا عَلَی اللهِ رِزقُهَا» (هود/6)
(هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست).
"رحمن" صیغه مبالغه است و در قرآن به صورت مطلق آمده است که نشانه عمومیت آن می باشد و از اسماء مختص خداوند است که در مورد غیر او به کار نمی رود.
در حدیث از امام صادق (ع) نقل شده است:
«الرحمن اسم خاص،بصفه عامه،و الرحیم اسم عام بصفه خاصه» (طبرسی،1372،1/93)
رحمن اسم خاص است اما صفت عام دارد(نامی است مخصوص خدا ولی مفهوم رحمتش همگان را در بر می گیرد) ولی "رحیم" اسم عام است به صفت خاص(نامی است که بر خدا و خلق هر دو گفته می شود اما اشاره به رحمت ویژه مؤمنان دارد).
گستره رحمت الهیه و مهر ربانیه،به گونه ای است که همه مخلوقات و موجودات در گستردگی وسعۀ آن قرار دارند. و از همین باب است که هیچ مخلوقی را بی نصیب از راه رشد و تکامل مخصوص به خود رها نکرده است و در این زمینه به انسان عنایت ویژه شده است.
میلیاردها چرخ در جهان هستی با نظم و حسابی دقیق می چرخد و انواع نعمت ها را سر سفرۀ انسان می گذارد تا زمینه رشد و تعالی و تکامل انسان در پرتو عمل به خواسته های حق فراهم آید.اینکه انسان را رها نکرده و به خود وا نگذاشته است نشان از مهر گسترده و رحمت واسعۀ او به این موجود دارد.
در قرآن هشدار می دهد که ما شما را به بازیچه نیافریده ایم و علاوه بر این دنیا که برای شما خانۀ تکلیف و مسئولیت است آخرتی هم قرار داده ایم تا نیکان به پاداش نیکی و عامیان به عذاب عصیانشان برسند:
«أَفَحَسِبتُم أَنَّمَا خَلَقنَاکُم عَبَثاً و أَنَّکُم إِلَینَا لَا تُرجَعُونَ» (مؤمنون /115)
(آیا پنداشته اید که شما را بیهوده و عبث آفریدیم و اینکه به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟)
بی تردید خدای عالم و دانا و حکیم و توانا هیچ موجودی را بی هدف نیافریده،به ویژه انسان را-که از او به عنوان گل سرسبد آفرینش تعبیر می شود-از مشتی خاک آفریده و از روح خود در او دمیده تا این طیف ذاتاً پاک،به دانش و دانایی و عبادت و بندگی و احسن عملو نهایتاً به رحمت رحیمیۀ حق در دنیا و آخرت برسد.
حال اگر کسی محروم از دانش و عبادت و احسن عمل و در نتیجه محروم از رحمت حق شود و به خاک تیره بختی و سیه روزی بنشیند بلای عظیم محرومیت را خود برای خود فراهم آورده و زمینه شقاوت ابدی را به دست خود برضد خود مهیا نموده است. (انصاریان،1384، 27)
2-2-2-رحمت خاص الهی
"رحیم" اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است،زیرا آنها به حکم ایمان و عمل صالح،شایستگی این را یافته اند که از رحمت و بخشش و احسان خاصی که آلودگان و تبهکاران از آن سهمی ندارند،بهره مند گردند.
"رحیم" صفت مشبهه که نشانه ثبات و دوام است در قرآن گاهی به صورت مقید ذکر شده که دلیل بر خصوصیت آن است مانند« وَ کانَ بِالمُؤمِنیِنَ رَحیماً» ( خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است) (احزاب/43) و گاه به صورت مطلق آمده مانند سوره حمد. (مکارم شیرازی،1374، 1/24)
در روایتی نیز از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود:
«والله اله کل شی ء،الرحمن بجمیع خلقه،الرحیم بالمومنین خاصه». (کلینی،1429ق، 3/485) و (ابن بابویه؛1403ق،3)
(خداوند معبود همه چیز است،نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان و نسبت به خصوص مؤمنان رحیم است).
انسانی که دلش از ایمان خالی باشد و عملش عمل غیرصالح باشد و از اخلاق حسنه و حالات انسانی فقیر و تهیدست باشد و نخواهد به خدا بازگشت کند و به توبه آراسته گردد و گذشته فاسد خود را جبران نماید،هرگز رحمت رحیمیه و فضل و احسان الهیه در او طلوع نخواهد کرد و راهی به رضایت حق و بهشت نخواهد یافت.
توقع دریافت رحمت خاص حق هنگامی توقعی صحیح و انتظاری به جاست که وجود انسان به ایمان و عمل صالح و اخلاق حسنه آراسته باشد، یا سالکی جدّی و راهروی عارف و عاشق در راه توبه برای رسیدن به مقامات معنوی گردد که دو آیه از آیات کریمه قرآن بیانگر در این دو زمینه یعنی ایمان و عمل صالح و اخلاق و نیز توبه که از بزرگترین الطاف و عنایت حضرت حق به عبد است و اینکه این حقایق سبب طلوع رحمت ویژه از افق وجود انسان است می باشد.
«وَ المُؤمنونَ وَ المُؤمِنَاتُ بَعضُهُم أَولِیاءُ بَعضٍ یَأمُرُونَ بالمعروفِ وَیَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیؤتُونَ الزَّکاهَ وَ یطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرحَمُهُم اللهُ إِنَّ اللهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ» (توبه/71)
(مردان و زنان با ایمان دوست و یار یکدیگرند ؛ همواره به کارهای نیک و شایسته فرمان می دهند و از کارهای زشت و ناپسند باز می دارند و نماز را برپا می کنند و زکات می پردازند و از خدا و پیامبرش اطاعت می نمایند؛به زودی خدا آنان را مورد رحمت قرار می دهد؛زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است).
« إِلاَّ الَّذینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَیَّنُوا فَأُولئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحیمُ» (بقره/160)
(مگر کسانی که توبه کردند[مفاسد خود را] اصلاح نمودندو [آنچه را پنهان کرده بودند] برای مردم روشن ساختند، پس توبه آنها را می پذیرم؛زیرا من بسیار توبه پذیر و مهربانم).
شناخت رحمت ویژه خدا و فضل و احسان حضرت حق و لطایف و ظرایفش و افق های باارزش به انسان بصیرت و بینش شگرفی می دهد و زندگی او را با تحول و دگرگونی عجیبی دمساز می کند و دریچه ای ازعالم ملکوت و جهان غیب و دنیای الهامات و سرای کرامات و در خور توانایی بصیرت و مسجود فرشتگان و مورد توجه کرو بیان می گشاید.
انسان زمانی که مورد رحمت و فضل حق قرار می گیرد، از سنگین ترین خسارت و زیان که برباد رفتن سرمایۀ وجود اوست و نیز از دچار شدن به فقر و تهیدستی معنوی در دنیا و آخرت که سبب گرفتار آمدن به عذاب دردناک همیشگی است و همچنین از غرق شدن در مفاسد ظاهری و باطنی و لگدمال شدن صفات و آثار انسانی در امان می ماند و نهال وجودش در کشتزار دنیا و باغستان حیات و گلستان تکلیف و بوستان وظیفه و مسئولیت،با باغبانی پیامبران و امامان و جذب حقایق آیات و روایات و تغذیه از ایمان و عمل و اخلاق به رشدی مطلوب می رسد و به فرموده قرآن تبدیل به شجرۀ طیبه همراه با میوه و محصول دائم با رشیدای ثابت و تنه و شاخ و برگی به وسعت آسمان می گردد.
«...کَشَجَرَه طَیِّبَهأَصْلُهَاثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِى السَّمَاءِ* تُؤْتِى أُکُلَهَاکُلَّ حِین بِإِذْنِ رَبِّهَا...» (ابراهیم/24-25)
(...مانند درخت پاک است،ریشه اش استوار و پابرجا و شاخه اش در آسمان است* میوه اش را به اجازۀ پروردگارش در هر زمانی می دهد...)
2-3-تضاد بین "رحمت" و "غضب"
در بحث گذشته گفته شد که "رحمت" مهربانی و رقّتی است که مقتضی احسان است و چون خدا با "رحم" وصف شود مراد از آن فقط احسان است نه رقّت قلب لذا روایت شده که "رحمت" از خدا انعام و تفضّل و از آدمیان رقّت قلب و عاطفه است. ولی غضب حالتی است که در اثر عوامل مخصوص به انسان عارض می شود و آن توأم با تغییر حالت است. که ذات باری تعالی ثابت و نا متغیّر است در اینصورت با تدبر در آیه 81سوره طه:
«وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبی‏ فَقَدْ هَوى»(وهرکس غضبم بر او وارد شود،هلاک خواهدشد.) و در صدر آن«وَ لا تَطْغَوْا فیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبی‏»(و در آن طغیان نکنید،که غضب من بر شما وارد شود) به خصوص بقرینه«حلول» نشان می دهد که غضب خدا همان انتقام و بلا و عذاب است که در اثر بدکاری در دنیا و آخرت بر شخص وارد می شود. (قرشی بنایی،1371، 5/104)
محققان گویند: چون غضب در خدا بکار رود مراد از آن فقط انتقام است. در کافی آمده که راوی می گوید:در مجلس امام باقر(ع) بودم،عمروبن عبید وارد شد و گفت: فدایت گردم خدا فرماید: «‏ وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبی‏ فَقَدْ هَوى» مراد از غضب چیست؟
امام فرموده: «هُوَ العِقاب یاعَمروُ إِنَّهُ مَن زَعَمَ أَنَ اللهَ قَد زالَ مِن شَی ءٍ فَقَد وَصَفَهُ صِفَهَ مَخلُوقٍ وَإِنَّ اللهَ تَعَالَی لَا یستَفزُّه ُشَیءٌ فَیُغَیِّرُهُ» (کلینی،1407ق، 1/101)
(غضب خدا عقاب اوست ای عمرو هر که پندارد خدا از حالی به حالی در میاید او را با صفت مخلوق وصف کرده خدار را چیزی تحریک نمی کند تا او را تغییر دهد).
2-4-موجبات رحمت الهی
سراسر عالم آفرینش و جهان هستی جلوه رحمت تکوینی حق تعالی است و کتابهای آسمانی و پیامبران و امامان نیز تفضّلات و رحمت تشریعی او محسوب می شوند.
همه سو و همه جا و همه صادر شده ها از رحمت حضرت اوست و قرآن کامل ترین حقیقت رحمت تشریعی است.
« فَانْظُرْ إِلى‏ آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ...» (روم/50)
(پس با تأمل به آثار رحمت خدا بنگر...)
براساس آیه شریفه باید به سوی آثار رحمت حق نظر کرد تا بصیرت یافت،با این همه بهره وری بیش از تفضلات الهی زمینه هایی دارد تا انسانها مورد رحمت الهی قرار بگیرند به طوری که عقل و قلب و جان و روح از آن نسیم رحمت زنده شود و درخت وجود انسان ثمراتی چون ایمان و اخلاق و عمل صالح دهد.در این بخش به بعضی از این زمینه ها اشاره می شود:
2-4-1- قرآن
قرآن کریم اولین و مهم ترین و پربارترین نعمت خداوند است و انسانها در سایه عمل به این برنامه قابلیت دریافت رحمت و تفضل الهى در مراحل بعدى را به دست مى‌آورند و به مقام انسانیت که کمال نهایى است مى رسند ، خداى سبحان این مائده رحمت را به عنوان تبیان به مردم شناسانیده است:
«. . . وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِکُلِّ شَىْء وَهُدىً وَرَحْمَهً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ »(نحل/89)
(. . . و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزى و هدایت و رحمت ومژده اى براى تسلیم شدگان به فرمان هاى خداست .)
هر چیزى که در تأمین سعادت انسانها سهم مؤثر دارد در این کتاب الهى بیان شده است و اگر انجام کارى، سعادت بشر را فراهم کند در قرآن آمده است، همچنین اگر ارتکاب عملى باعث شقاوت و بدبختى انسانها مى شود مطرح شده و فرمان آمده که از آن بپرهیزند .
قرآن مجید براى جهان آفرینش آغازى قائل است به نام مبدأ که فیض خلقت از آنجا شروع شده و انجامى به نام معاد که نظام هستى به آن سمت مى رود و مسیرى به نام صراط مستقیم و دین که با پیمودن این مسیر و راه صحیح باید به آن مقصد رسید، همه معارف دین در همین سه بخش مبدأ و معاد و صراط آمده است .
حضرت امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیه السلام) براى اینکه ما را به اهمیت این سه حقیقت فراگیر آگاه کند در روایتى مى فرماید :
« رَحِمَ اللهُ امرءً عَرَفَ مِنْ أیْنَ وَفِى أیْنَ وَإلى أیْنَ ؟ » .(نقوی خراسانی، ‌بی‌تا،1/23)
(خدا رحمت کند کسى را که بشناسد از کجاست و در کجاست و به سوى کجا روان است .)
یعنى خدا رحمت کند انسانى را که خداى خود را مى شناسد و آشناى به توحید و مبداء شناس است و می‌فهمد که اکنون در کجاست و در چه جهت و وضعیتى قرار دارد و باید در چه راهى گام بردارد و صراط شناس باشد و تشخیص دهد به کدام مقصد در حرکت است و معاد شناس باشد.
با وجود اینکه حضرت حق کتاب هاى آسمانى متعدد و الهام ها و احادیث قدسیه دارد از قرآن مجید به عنوان احسن الحدیث یاد می‌کند و درباره این احسان و تفضل خاص خود بر بشر مى فرماید :
« اللهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَاباً مُتَشَابِهاً مَثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ . . . .»(زمر/23)
(خدا زیباترین سخن را [به صورت‏] کتابى متشابه، متضمّن وعده و وعید، نازل کرده است. آنان که از پروردگارشان مى‏هراسند، پوست بدنشان از آن به لرزه مى‏افتد، سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم مى‏گردد... )
قرآن برترین کلامى است که خدا نازل فرموده است ، چه از نظر الفاظ و عبارات و چه از نظر فصاحت و بلاغت و چه از نظر معنى و مضمونى که غنى و انسان ساز است .
اگر سخنى بهتر و عمیق تر از این امکان داشت بى تردید خداى تعالى آن را براى پیامبر (صلى الله علیه وآله) که خاتم پیامبران اوست نازل مى کرد .
اگر کلام و پیامى بالاتر از قرآن قابل فرض بود ممکن نبود که خداى مهربان آن را به دست آخرین پیامبرش ابلاغ نفرماید ، زیرا نه خدا جاهل به حقایق یا ناتوان و عاجز است و نه بخیل ، خدایى که بر هر کارى و بر هر چیزى قادر است .
« . . . وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَىْء قَدِیرٌ» (انعام/17)
( . . . و او بر هر کارى تواناست .)
از عطا کردن پیام بهتر و بالاتر به پیامبرش عاجز نیست و نیز خدا از هر عیب و نقصى از جمله بخل پاک و منزه است چنانکه مکرر در آیات قرآن به وسیله لغت تسبیح و مشتقاتش به پاکى او از هر عیب و نقصى اشاره شده است ، بنابراین قرآن کریم بهترین پیام و کامل ترین ره آوردِ جاودانى وبرترین نعمت الهى و سفره رحمت گسترده و واسعه حق است و کلامى برتر از آن ممکن نخواهد بود.
2-4-2- حسنات اخلاقی
امیرالمونین(ع) درباره حسنات اخلاقی فرموده:
«رَوِّضُوا أنفسَکُم علَی الأخلاقِ الحَسَنَهِ فإنَّ العَبدَ المُسلِمَ یَبلُغُ بِحُسنِ خُلقِهِ دَرَجهَ الصائِمِ القائِمِ» (حرانی،111،1404)
(وجود خود را براساس اخلاق نیکو پرورش دهید،زیرا انسان مسلمان به سبب اخلاق نیکویش به مرتبه روزه گیر شب زنده دار می رسد).
حضرت امام صادق(ع) در روایتی بسیار مهم درباره ارزش های اخلاقی فرموده است:
«أِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تعالی خَص رَسول اللهِ[رَسُولَهُ] بِمَکارِمِ الأخلاقِ،فَا متَحِنُوا أَنفُسَکُم فَإِن کانَتِ فیکُم فَاحمَدُوا اللهَ عَزَّوَ جَلَّ و ارغَبُوا ألیهِ فِی الزیادَهِ مِنها فَذَکَرَها عَشرَهً :الیقین والقناعه والصَّبرَ و الشُّکرَ والحِلمَ و حُسنَ الخُلقِ و السَّخاءَ و الغیرَهَ و الشُّجاعَهَ و المَرُوءَهُ» (ابن بابویه،1362، 221)
(به یقین خداوند تبارک و تعالی پیامبر را به ارزش های اخلاقی اختصاص داد،تا خود را در این زمینه بیازماید،اگر در شما وجود دارد خدای عزوجلّ را سپاس گویید و به سوی آن در افزونی اش رغبت کنید،پس ده بخش از ارزش ها را ذکر کرد: یقین و قناعت و صبر و شکر و بردباری و اخلاق نیکو و سخاء و غیرت و شجاعت و جوانمردی).
طبق فرموده امام یکی از مصادیق نیکی و نیکوکاری ایمان به پیامبران الهی است و دوستدار اهل بیت و پیامبران اهل صدق و تقوا هستند و این صدق و تقوا نیز مایه رساندن انسان به رحمت الهی است.
2-4-2-1- مهربانی با مردم
یک انسان مسلمان که طالب رحمت حق است باید با دیدگاه مهر و لطف و خیرخواهی به دیگران بنگرد،نظیر پیامبران و امامان که حتی نسبت به ناپاکان نیز خیرخواه بودند.
بر زبان آوردن«بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ» زمانی برای شخص حقیقت پیدا می کند که رحمت حق را به قلب خود برساند و به رحمت رحمانیه و رحیمیه متحقق شود و لازمه رسیدن به آن چشم داشتن عنایت و تلطف و مهربانی به بندگان خدا است که این نظرهمان نظر انبیای الهی است.البته آنان دو نظر دارند: یکی نظر به سعادت جامعه و نظام عائله و مدینۀ فاضله و دیگری نظر به سعادت شخص.
آنان علاقۀ کاملی به این دو سعادت دارند و قوانین الهی که به وسعت مبارکشان اجرا می شود این دو سعادت را کاملا مراعات می نمایند،حتی در اجرای قصاص و حدود و تعزیرات و امثال آن،با ملاحظۀ نظام مدینه فاضله تاسیس و تقنین شده است،هر دو سعادت منظور است،زیرا که این امور در اکثر موارد برای تربیت جنایتکار و رساندن او به سعادت دخالت کامل دارد،حتی کسانی که نور ایمان و سعادت ندارند و آنان را با جهاد و امثال آن به قتل می رسانند- مثل یهود بنی قریظه-برای خود آنان نیز این قتل صلاح و اصلاح بود و می توان گفت:از رحمت کامله بنی‌قریظه قتل آنان است زیرا که با بودنشان در این عالم در هر روزی برای خود عذاب های گوناگون آخرتی تهیه می کردند،که تمام حیات اینجا به یک روز عذاب و سختی های آنجا برابری نکند.
این مطلب برای کسانی که میزان عذاب و عقاب آخرت و اسباب و مسببات آنجا را می دانند پرواضح است، پس شمشیری که به گردن یهود بنی قریظه و امثال آن زده می شود به افق رحمت نزدیک تر بوده و هست تا به افق غضب و سخط (خمینی،1390، 236)
ممکن بود خدای تعالی فرعون را به صاعقۀ غضب بسوزاند ولی رحمت رحیمیه برای او،دو پیامبر بزرگ چون موسی و هارون(ع) فرستاد و در عین حال سفارش او را فرمود که: با کلام نرم و لیّن با وی گفتگو کنید، باشد که یاد خدا افتد و از کردارخود و عاقبت کار بترسد.
در حقیقت این قانون امربه معروف ونهی ازمنکر است و اگر کسی خواهان این است که خلق خدا را ارشاد کند باید از آیات الهی و سنت پیامبران و امامان متذکر شود و تعلیم بگیرد یعنی با قلب پرمحبت و دل باعاطفه با بندگان خدا برخورد کند. و خیر آنان را از صمیم قلب طالب شود تا بدین‌وسیله مورد رحمت خداوند قرار بگیرد.
2-4-3-ادب وسیله رحمت
از عواملی که انسان را به رحمت متصل می کند و گاهی هم سبب هدایت انسان می شود و زمانی هم به محبوبیت انسان می افزاید ادب در برابر حقایق یا در مقابل اشخاص سزاوار ادب است.
اوج ادب انسان،ادب در برابر حق و فرمان ها و دستورات اوست،این ادب مایۀ رشد و تکامل و سبب سعادت دنیا و آخرت و نهایتاً عامل اتصال به رحمت رحیمیه و رضوان الهی و بهشت عنبر سرشت و بالاتر از همه رسیدن به مقام قرب و لقاء و وصال است. (انصاریان،1384، 100)
2-4-4- هجرت و جهاد
هجرت و جهاد در راه خدا،بدون تردید زمینه ساز طلوع رحمت و مغفرت از افق زندگی انسان است،مکلفی که کلاس تحصیل معرفت دینی را طی کرده و بر پایه معرفت از ایمان به خدا و روز قیامت برخوردار شده و برای حفظ دین و تبلیغ آن و مصونیت دادن به سلامت معنوی خود و خانواده اش از دیار کفر به سرزمین ایمان هجرت نموده و با مال و جان به جهاد در راه خدا برخاسته،شایسته رحمت خدا و مغفرت و آمرزش اوست،چنانکه قرآن مجید با صراحت به این حقیقت اشاره دارد:
«إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أُولئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ» (بقره/218)
(یقیناً کسانی که ایمان آورده و آنانکه هجرت کرده و در راه خدا به جهاد برخاستند،به رحمت خدا امید دارند؛و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است)
2-4-5- توبه
قرآن مجید توبۀ حقیقی و آمرزش خواهی جدّی را زمینه ساز تجلّی رحمت خدا به صورت نعمت هایی چون فراوانی باران و افزون شدن مال و اولاد خوب و سرسبزی و طراوت زمین و گیاهان و پرشدن رودها و رودخانه ها از آب می داند،نوح به فرمان پروردگار به ملّت و قومش گفت:
«...اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا*یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا*وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّکُمْ أَنْهَارًا» (نوح/10-12)
(...از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره بسیار آمرزنده است*تا برشما از آسمان باران پی درپی وبا برکت فرستد*و شما را با اموال و فرزندان یاری کند و برایتان باغ ها و نهرها قرار دهد).
به فرموده قرآن توبه از گناه و آمرزش خواهی باعث تجلی رحمت به صورت انواع نعمت ها خواهد شد.همه حقایق معنوی همچون معرفت،سلوک در راه حق،ادای واجبات،ترک محرمات،تقوا و خدمت به بندگان خدا به ویژه مؤمنان سبب می شود که انسان استحقاق رحمت خدا را که به صورت رضایت او و بهشت عنبر سرشتش پیدا کند.
قرآن مجید دربارۀ توبه و عمل صالح و پاداشش می فرماید:
«فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسى‏ أَنْ یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحینَ»(قصص/67)
(و اما کسی که[از شرک و عصیان]توبه کرده و ایمان آورده و کارشایسته انجام داده،امید است که از رستگاران باشد.)
«وَمَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُوْلَئِکَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى»(طه/75)
(و کسانی که مؤمن بیایند در حالی که کارهای شایسته انجام داده اند،برای آنها برترین درجات است.)
2-4-6-محبت اهل بیت
عشق ورزی به امامان بزرگوار(ع) که اهل بیت پیامبرخدا(ص) هستند و پیروی از آنان، مایه سعادت دنیا و آخرت و رهایی از عذاب الیم و نجات از شداید و مصایب اخروی است.
از رسول خدا(ص) روایت شده:
«حُبّی و حُبُّ أهل بَیتی نافِعٌ فِی سَبعَهِ مَواطِنَ أهوالُهُنَّ عَظیمَهٌ:عِندَ الوَفاهِ و فِی القَبرِ وعِندَ النُّشَورِ وعِندَ الحِسابِ وعِندَ المیزانِ وعِندَ الصّراطِ» (ابن بابویه،بی تا،31)
(محبت به من و محبت به اهل بیتم در هفت جا که هراس هایش بزرگ است سودبخش است:هنگام مردن و درقبر و وقت زنده شدن در قیامت و هنگام رسیدگی به پرونده و زمان حساب و کنار ترازوی سنجش اعمال و هنگام عبور از صراط).
2-4-7- عبادت مظهر رحمت
رحمت تشریعیّه که در شریعت الهی تبلور یافته است بخشهای گوناگونی دارد که یکی از آنها عبادت است.بدیهی است انسان با همۀ وجود به عبادت و بندگی نیازمند است و سود و ثمرۀ عبادت عاید بندگان می شود.به عبادت و پرستش از دو نظر می توان نگریست:از دیدگاه رابطۀ حق با عبد و از دیدگاه رابطۀ عبد با حق.عبادت و پرستش که با یک سلسله فرمان ها و دستورات از سوی حق بر عبد واجب می شود و در حقیقت تجلی عشق حضرت او به عبد و افق طلوع فضل و رحمت او و ایجاد رابطه ویژه میان پروردگار و بنده تسلیم اوست.
حضرت علی(ع) درباره جهاد که یکی از مصادیق عبادت است می فرماید:
«فإِنَّ الجِهَادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّهِ فَتَحَهُ اللهُ لِخَاصَّهِ أولِیائِهِ...» (نهج البلاغه:69، خطبه 27)
(پس جهاد دری است از درهای بهشت که خدا آن را به روی اولیای خاص خود گشوده است).
عبادات ویژه دیگر مانند: نماز،روزه،حج،انفاق،خمس،زکات و امربه معروف ونهی ازمنکرو...به کیفیتی که برای انسان نظام داده شده حکم و دستورش برفرشتگان و دیگر موجودات مقرر نشده است،عبادات و به عبارت دیگر این مقامات مخصوص خلیفه الله یعنی انسان است.
از طریق درک عبادات،رأفت و محبت و رحمت حق به انسان قابل درک است،اگر این حقیقت به خوبی شناخته شود به راستی راه و رسم انسان و روحیاتش عوض می شود،این مهرو محبت ورأفت و لطف اوست که باب عبادت و رازو نیاز و مناجات ودعا را به سوی انسان گشوده است وگرنه حضرت او هیچ وقت به عبادت کسی و اطاعت موجودی نیاز نداشته و ندارد و نخواهد داشت.
امیرالمؤمنین (ع) در مقدمه خطبه متقین می فرماید:
«فَإِنَّ اللهَ سُبحَانَهُ وَ تَعالی خَلَقَ الخَلقَ حِینَ خَلَقَهُم غَنِیّاً عَن طَاعَتِهِم آمِناً مِن مَعصِیَتِهِم لأنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعصِیَتَهُ مَن عَصَاهُ وَلَا تَنفَعُهُ طَاعَهُ مَن أطَاعَهُ» (نهج البلاغه:303، خطبۀ 193)
(خدای پاک و برتر مخلوقات را آفرید درحالی که از طاعتشان بی نیاز و ازگناهانشان ایمن بود زیرا سرکشی سرکشان به او زیان نرساند و بندگی بندگان او را سود نبخشد).
گرچه هیچ کس از خدا هیچ طلبی ندارد و حضرتش از باب لطف و کرم،نعمت های مادی و معنوی اش را بی دافع به مخلوقات می رساند ولی رحمت رحیمیه اش اقتضا کرده که اگر انسان به عنوان تکلیف الهی و وظیفه وجدانی و انسانی کار مثبتی ،گرچه اندک و هزینه کردن حسنۀ اخلاقی ،گرچه کم به زندگی بیاورد و به عنوان عبادت خدا آن را انجام دهد، پاداشی نه در خورعمل و اخلاق مکلّف بلکه درخور کرم و لطف و عنایت و محبتش که اندازه ندارد به او عطا کند.
خداوند بدون اینکه کسی مستحق نعمتی باشد به او نعمت عطا می‌کند ولی وقتی انسان نعمت مادی و معنوی اورا تبدیل به عبادت می کند و با عمر کوتاهش در چهارچوبی محدود خدا را بندگی می کند رحمت ویژۀ حق به صورت پاداشی جاویدان به سراغ او می آید!! (مجلسی،1403ق، 1/164)
قرآن به کیفیتی شگرف و اعجاب انگیز به این حقیقت در آیات بسیاری اشاره دارد و از جمله در دو آیه از آیات سورۀ مبارکه فاطر:
«إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَهً یَرْجُونَ تِجَارَهً لَّن تَبُورَ*لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ» (فاطر/30-29)
(قطعاً کسانی که همواره کتاب خدا را می خوانند و نماز را برپا می دارند واز آنچه روزی آنان کرده ایم درنهان و آشکارا انفاق می کنند،تجارتی را امید دارند که هرگز کساد و نابود نمی شود*[این همه را انجام می دهند]تا[خدا] پاداشششان را کامل عطا کند واز فضلش برآنان بیفزاید،یقیناً او بسیار آمرزنده وعطاکننده پاداش فراوان در برابر اندک است).
2-5-علل محرومیت از رحمت حق
"محرومیت" یعنی تباه کردن سرمایه وجودی خود و خانواده خود که پس ازاین تباهی تمام راه های نجات به روی انسان بسته می شود و کلیدی برای بازکردن قفل مشکلات دنیا وآخرت انسان برجا نمی ماند.(داورپناه،1375،16/187)
دلایل زیادی باعث محرومیت از رحمت حق می شود،از صریح آیات قرآن مجید،استفاده می شود که امور زیر باعث زوال نعمت و تهیدستی و تنگدستی و ضیق معشیت و خواری و ذلت است:
مست شدن از نعمت،گرفتار آمدن به غفلت،فراموش کردن نعمت دهنده،روی گرداندن ازحق وکبر ورزیدن در برابر دستورات الهی و موضع گیری خصمانه درمقابل خداوند و فرهنگ پاک قرآن ونبوت و امامت.
« وَاذا اَنعَمنا عَلَی الانسان ِ اَعرَضَ وَنَئا بجانبه ِ وَاذا مَسَّهُ الشّرّ کانَ یَؤُسًا» (اسراء/83)
(هنگامی که به انسان[مغرور]نعمت می‌بخشیم،[از حق]روی می‌گرداند و متکبرانه دور می‌شود؛هنگامی که بدی به او می‌رسد،از همه چیز مأیوس می‌گردد.)
مغرور شدن به نعمت،نشاط وشور بیش از اندازه به خاطر ثروت،بی توجهی به زاد وتوشه آخرت از راه مصرف کردن نعمت در رابطه با اهل استحقاق، بخل از نیکی واحسان،فساد و افساد با کمک گیری از نعمت،تصور به دست آوردن نعمت با دانش و بینش و زندگی خود،فخرفروشی به مردم با جلوه دادن ثروت و زینت و زیور،و اموری ازاین قبیل و مسائل و برنامه هایی مشابه این حرکات .
این معانی، از آیات 76تا 83 سوره قصص استفاده می گردد.
تا زمانی که انسان آلوده به این گناهان است زمینه رشدو پرورش استعدادهای درونی و معنوی و قوای جسمی و روانی خود را برای رسیدن به کمال مطلوب سد نموده،واز درک فیوضات و اخذ امور معنوی محروم است. (انصاریان،1384، 37)
فصل سوم
مصادیق رحمت در سوره الرحمن
محتوای کلی سوره
چنانکه گذشت "رحمن" بروزن "فعلان" صیغه مبالغه است و برکثرت دلالت دارد یعنی آن نهایت درجۀ رحمت می باشد،رحمتی که تمام هستی را دربرگرفته است. سوره مبارکه"الرحمن" تنها سوره ای است که خود سوره با یکی از اسماء "الله" یعنی "رحمن" آغاز می شود. چرا که بیانگر نعمتهای "معنوی" و"مادی" خداوند است که بربندگان خود ارزانی داشته،و آنها را غرق در آن ساخته است، به همین دلیل با نام مبارک" الرحمن" که" رحمت واسعه الهى" را بازگو مى‏کند آغاز شده، و با جلال و اکرام خداوند پایان گرفته است، و 31 بار جمله" فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ" که به وسیله آن از بندگانش اقرار بر نعمتهاى خود مى‏گیرد در آن ذکر شده است.
بنا بر این مجموع سوره یک بخش به هم پیوسته پیرامون نعمتهاى خداوند منّان است که می‌توان محتوای آن را به دو بخش تقسیم کرد: خداوند دربخش اول و آغاز سوره از نعمتهاى بزرگ خلقت، تعلیم و تربیت، حساب و میزان، وسائل رفاهى انسان، و غذاهاى روحى و جسمى او سخن مى‏گوید.و سپس اشاره‌ای بر مساله چگونگى آفرینش انس و جن می‌کند و در ادامه نشانه‏های موجود در زمین و آسمان را بیان می‌کند‌.
در بخش دوم خداوند از نعمتهاى دنیوى فراتر رفته، از نعمتهاى جهان دیگرسخن می‌گویدکه با دقت و ظرافت خاصى ریزه‏کاریهاى نعمتهاى بهشتى اعم از باغها، چشمه‏ها، میوه‏ها، همسران زیبا و باوفا، و انواع لباسها را بیان می‌کند.
و در پایان این سوره اشاره کوتاهى به سرنوشت مجرمان و قسمتى از مجازاتهاى دردناک آنها آمده است، ولى از آنجا که اساس سوره بر بیان رحمت الهى است در این قسمت توضیح زیادى داده نشده، به عکس نعمتهاى بهشتى که به طور مشروح و گسترده آمده است آن چنان که دلهاى مؤمنان را غرق سرور و امید کرده، غبار غم را از دل برمى‏دارد و نهال شوق را در خاطر مى‏نشاند. (مطهری،1387،12)
اکنون با مطالعه در تفاسیر و کتابهای مربوطه به بررسی جلوه های رحمت الهی در سوره الرحمن می پردازیم تا تذکر و یادآوری بر نعمتهای پروردگار باشد؛ بلکه روح شکر و سپاسگذاری را در انسان بوجود آورد و انسان را بیشتر متذکر خدا کند تا بیشتر در صراط عبودیت قرار گیرد و نعمتهای الهی را انکار نکند واز مخالفت و عصیان دست بردارد و راه سعادت ابدی را طی کند.
3-1-نعمتهای دنیوی
3-1-1- تعلیم قرآن (عَلَّمَ القُرآن)
خداوند نخستین ومهمترین نعمت را همان " تعلیم قرآن" بیان می کند. و آن را حتی قبل از مسأله "خلقت انسان" و "تعلیم بیان" ذکر کرده در حالی که از نظر طبیعی باید نخست اشاره به مسأله آفرینش انسان،و بعد نعمت تعلیم بیان و سپس نعمت تعلیم قرآن شود. (مکارم شیرازی،1374، 23/96)
زیرا از آنجایی که قرآن کریم عظیم ترین نعمت های الهی است و درقدر و منزلت مقامی رفیع تر از سایر نعمت ها را دارد و چون کلامی است از خدای تعالی که صراط مستقیم را ترسیم می کند،و متضمن بیان راه سعادت است،سعادتی که آرزوی تمامی آرزومندان و هدف تمامی جویندگان است،لذا آن را جلوتر از سایر نعمت ها قرارداد و تعلیم آن را حتی از خلقت انس و جنی که قرآن برای تعلیم آنان نازل شده جلوتر ذکر کرد.(طباطبایی،1374، 19/156)
در ضمن این آیه پاسخی است به مشرکان عرب که وقتی پیامبر(ص) نام "رحمن"را بیان کرد و آنها را دعوت به سجده برای خداوند رحمن نمود آنها به عنوان بهانه جویی گفتند: "و ما الرحمن" (فرقان/60) (رحمن چیست؟)
قرآن در پاسخ می گوید:خداوند رحمان کسی است که قرآن را تعلیم فرموده،انسان را آفریده و تعلیم بیان به او کرده است.(مکارم شیرازی،1374،23/97)
خلاصه نام"رحمن" بعد از نام "الله" گسترده ترین مفهوم را در میان نامهای پروردگار دارد که توضیحات آن در فصل های قبلی گذشت به همین دلیل از شرح آن اجتناب می شود.
حال ممکن است این سؤال پیش بیاید که خداوند قرآن را به چه کسی تعلیم کرده است؟
مفسران در پاسخ به این سؤال تفسیرهای گوناگونی ذکر گرده اند: گاه گفته‌اند خداوند به جبرئیل و فرشتگان تعلیم داده است و گاه به شخص پیامبر اسلام و گاه به همه انسانها و حتی جن تعلیم داده است.
از آنجایی که این سوره بیانگر رحمت های الهی به جن و انس است لذا 31بار بعد از ذکر بحثهایی ازاین نعمتها از آنها سؤال می کند "کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید" بنابراین مناسب‌ترین تفسیر همان تفسیر آخر است که خدا این قرآن را به وسیله پیامبر بزرگش محمد به جن و انس تعلیم فرمود. (طبرسی،1377، 14/288)
3-1-2-خلقت انسان (خَلَقَ الانسان)
خداوند بعد از ذکر نعمت بی مثال قرآن به مهمترین نعمت در سلسله بعد پرداخته، می فرماید: (خَلَقَ الإِنسانَ)
در بعضی از تفاسیر آمده است که منظور از انسان حضرت آدم(ع) است.(همان،194)
مسلماً منظور از انسان در اینجا نوع انسان است نه حضرت "آدم" چرا که در چند آیه بعد درباره او جداگانه سخن می گوید و نه شخص پیامبر اسلام(ص) هرچند حضرت برترین و والاترین مصداق آن است.
گستردگی نعمت بیان که بعد از آن می آید نیز شاهد دیگری بر عمومیت یعنی انسان است،بنابراین تفسیرهای دیگر جز آنچه گفته شد،صحیح به نظر نمی رسد. (مکارم شیرازی،1374، 23/98)
انسان جامع تمام فضائل و گنجینه اسرار الهی و چکیده جمیع عوالم امکانی و شاهکار خلقت و نماینده اوصاف احدی و خلیفه او در روی زمین است که مبدأ آفرینش بدست قدرت ازلی در شالوده خلقت انسانی اسرار خلقت و رموز آفرینش نهفته که به دلیل همان شرافت انسانی است که آدم را مسجود ملائک قرار داده و تمام موجودات را مسخر بشر و مأمور به خدمت گذاری وی گردانیده و آنچه در عالم کبیر منتشر و پراکنده به نظر می آید در نسخه وجود آدمی به نحو وحدت متمرکز نموده و وی را مظهر و نماینده اوصاف ازلی خود قرار داده و وی را به تاج «و لَقَد کَرَّمنا بَنیِ آدَمَ» مفتخر و سرافراز گردانیده و به «نَفَختُ فِیهِ مِن رُوحِی» او را به مقام قرب و عنایت و منزلت در مقام قدس معرفی نموده است. (اصفهانی،1361، 12/6)
3-1-3- تعلیم سخن گفتن «عَلَّمَهُ البیان»
خداوند بعد از خلقت انسان نعمت بیان را برای انسان[ذکر]می کند.
«بیان به معنی کشف واعمّ از نطق است. (قرشی،1371، 1/259) در مجمع البیان آمده است "تبیان و بیان" هر دو به یک معنی است.
«وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ» (نحل/89) (کتاب را بر تو به جهت بیان هرچیز فرستادیم)
«وَ آتَیْناهُمَا الْکِتابَ الْمُسْتَبینَ»(صافات/117) (به آن دو کتاب روشن دادیم))
ممکن است "مستبین "در اینجا متعدی باشد یعنی کتابی که مجهولات را روشن می کند و شریعت را بیان می نماید و شاید لازم و به معنی کتاب روشن باشد.
«عَلَّمَهُ البیان» (رحمن/4) (انسان را آفرید و به او بیان و کشف ما فی الضمیر را تعلیم کرده) (طبرسی،1372، 9/299)
انسان با زبان خویش،امور پنهانی که در ضمیرش هست را برای دیگران آشکار می کند و دیگران نیز برای او آشکار می کنند. در سوره «اقرأ» هم سخن از خلقت و تعلیم است
«عَلَّمَ الإِنسانَ ما لَم یَعلَم» (علق/5) (آنچه را که انسان نمی دانست[بتدریج به او] آموخت)
با این تفاوت که در این سوره سخن از تعلیم قرآن است و در سوره علق تعلیم نوشتن یاد شده است.خداوند در این دو سوره تعلیم خاص را ذکر کرده است که در سوره "الرحمن" تعلیم سخن گفتن است و در سوره "علق" تعلیم نوشتن می باشد.
تفاوت انسان با حیوانها به موجب همان استعدادی است که در انسان برای گفتن و نوشتن است یعنی اگر همین یک تفاوت را از انسان بگیرند انسان با حیوانات فرقی نمی کند.به همین دلیل وقتی می خواهند انسان را تعریف کنند به"حیوان ناطق" تعریف می کنند.چرا که نطق و سخن گویی "جزء ذات" و" ذاتی" انسان محسوب می شود و برای انسان یک عمل محسوب می شود همانطور که خندیدن یک عمل برای انسان است.
عده ای گفتند که معنی نطق در اینجا سخن گفتن نیست،ادراک کلیات است،یعنی حیوان احساس می کند درک می کند،در ذهن حیوان،فرد وجود دارد، مثلاً صاحب خودش را می شناسد،خانه را می شناسد، و ممکن است صد خانۀ دیگر را بشناسد ولی نمی تواند یک معنی کلی بسازد و با آن کلیات در ذهن خودش کانون تشکیل دهد.ولی انسان ادراک معانی و مفاهیم کلی می کند.حال اینکه ادراک کلیات را با لفظ"ادراک کلیات" نگفته اند و لفظ "سخنگو" را به کار برده اند،به خاطر ارتباط قطعی ای هست که میان این دو است،یعنی اگر انسان مدرک "کلی" نمی بود سخنگو هم نمی شد. سخن گفتن فقط این[حالت ظاهری]نیست بلکه ارتباط دادن و نسبت برقرار کردن میان معانی و مفاهیم و دیده هاست. اگر انسان استعداد ادراک کلیات را نمی داشت نمی توانست حرف بزند وگرنه این زبان و دهان و مخارجی که انسان دارد حیوان هم عیناً آنها را دارد ولی اگر حیوان نمی تواند حرف بزند به دلیل این است که ادراکش برای سخن گفتن کافی نیست.پس منشأ و ریشۀ سخن گفتن آن استعداد فطری انسان در ادراک کلیات است. (مطهری،1384، 16-18)
حال اینکه در قرآن می فرماید: (عَلَّمَهُ البیان)،بیان حقیقت انسانی و تفسیر روح است که در آن پروردگار نیروی تلقی الهامات غیبی و درک حقایق و اسرار آفرینش نهاده است براین اساس بشر می تواند از طریق هریک از نیروهای ظاهری و باطنی خود به حقایق و اسرار راه یابد مثلاً با نیروی بینائی کلیات و حقایقی را ازموجودات درک نماید.
و هم چنین از طریق نیروی شنوائی به افکار و اندیشه های سایر افراد پی ببرد و راه بیاید و نیز از طریق وضع الفاظ برای معانی رابطه میان کلمات و معانی قرار دهد و در نتیجه تلفظ و سخن بتواند حقایق و معانی را به قالب الفاظ درآورد و آنچه در ضمیر دارد بوسیله حمله و کلام به شنونده اعلام نماید هم چنین بوسیلۀ نیروی شنوائی از طریق شنیدن سخنان شخص دیگری معانی الفاظ را بفهمد و به فکر او آگاه شود.
خلاصه پروردگار در روح بشر نیروی درک حقایق و کلیات نهاده که بتواند اسراری را از آفرینش از طریقی بفهمد چه با نیروی بینایی یا شنوائی و یا چشائی باشد و هم چنین از طریق سخن آنچه در ضمیر دارد بوسیلۀ تلفظ به دیگران اعلام نماید و یا سؤال نماید و از شنیدن سخن دیگران بمعانی الفاظ پی ببرد و مراد گوینده را بفهمد.
به عبارت دیگر آیه مبنی بر منت بشر است که او را از طریق وسایل بسیاری، به اسرار و درک کلیات و حقایق آشنا ساخته و از نیروی بینائی به کلیاتی که نادیدنی است پی ببرد و برنهانی ها احاطه علمی و شهودی بیاید.
و همچنین از طریق نیروی شنوایی از سخنان و گفتار مردم به معانی و کلیات پی ببرد و به آن معانی احاطه بیابد و آنچه از مفاهیم که در خاطر دارد به وسیلۀ تلفظ و سخن شنونده اعلام نماید یا از طریق خط و وجود کتبی الفاظ معانی را به دیگران اعلام نماید و بفهماند و با نیروی ظاهر پی به اسرار ناپیدا ببرد و به آنچه که غائب از نیروی اوست راه بیابد و از شنیدن سخنان و کلام دیگران به معانی و حقایق که در خاطر گوینده است پی ببرد و به آنها انتقال یابد.
و گفته شده مفاد آیه(عَلَّمَهُ البَیانَ) اعلام ما فی الضمیر اختصاص به بشر دارد و آنچه در خاطر دارد از طریق کلام و سخن بتواند به دیگران اعلام نماید و بفهماند به سائل و به شنونده بگوید بلکه ظاهر مفاد کلمه البیان آن است که هرچه از حقایق و اسرار ازهر یک از قوا و نیروهای ظاهری و باطنی بفهمد همه را شامل می شود.
عبادت روح و نیروی تعقل و احاطه بر حقایق درک کلیات است به این که هرچه راکه بشر به آنها احاطه بیابد و آگاه شود مرتبه ای از تعلیم و الهام ساحت پروردگار و ظهوری از توحید فعل اوست.
آیه صفت (عَلَّمَ القُرآنَ) را ازشئون صفت الرحمن معرفی نموده با اینکه تعلیم قرآن به انسان ازشئون صفت رحیم است که فرع بر صفت رحمن و صفت خلق و گسترش نعمت هستی است زیرا تعلیم قرآن و معارف الهی عبارت از هدایت و رهبری بشر به ایمان و به اصول توحید است و متفرع از آفرینش بشر می باشد.
همچنانکه جمله (خَلَقَ الإنسانَ) آفرینش انسان را ازشئون صفت الرحمن معرفی نموده است.
و آیه (عَلَّمَهُ البَیانَ) بدون حرف عطف هر سه موهبت را یک نعمت بی مانند اعلام فرموده و آن را ظهوری از صفت الرحمن و نعمت هستی معرفی نموده است.
احتمال دارد به لحاظ آن باشد که خلقت انسان ظهور صفت رحمن و با ارزشترین آثار و محصول نظام امکانی است و لزوم و غرض از خلقت انسان نیز تعلیم آیات قرآنی می‌باشد،چنانچه تعلیم آیات کریمه به او نبودن خلقت او براساس بخل و منع از تکمیل بشر بوده و بدین جهت نیز مقدم داشته شده است.همچنین نسبت به نعمت تعلیم بیان چنانچه اگر این موهبت به انسان نبود نظام تعلیم و تربیت که غرض اصلی از خلقت بشر است براساس متقن نهاده نبود و همچنین از جمله قوه بیان توسعه فهم کلیات و حوادث و سایر امور ازطریق تلفظ وجود کتبی آنها است.
خلاصه لازمه تعلیم قرآن،صلاحیت بشر است برای تعلم تا با نیروی بیان و تعلیم و آموزش بتواند معلومات خود را نشر دهد ودر دسترس عموم گذارد. (حسینی همدانی،1404ق، 16/81-79)
3-1-3-1- اهمیت نعمت "بیان" و "قلم"
"بیان" و "قلم" دو نعمت گرانبهاست که خداوند به انسان بخشیده است،اگر "بیان" و "قلم" نبود انسان تا دامنۀ قیامت همان وحشی اولیه باقی می ماند و فرهنگ و تمدن امروزی به وجود نمی آمد،زیرا فرهنگ و تمدن محصول تجارت بشر است.با "بیان"،انسان آنچه را که تجربه می کند و می آموزد به همزمانهای خودش منتقل می کند،که قلم هم این خاصیت را دارد.با قلم آنچه که یک نسل آموخته و نسلهای گذشته آموخته اند و به این نسل منتقل شده ثبت می شود و برای نسلهای دیگر باقی می ماند که نسلهای دیگر از آنجا که نسل گذشته به آنجا رسانده است این بار رابه دوش می گیرد و حرکت می کند وگر نه اگر بنا بود که هرنسلی از نقطۀ اول شروع کند انسان به جایی نمی رسید.
در اثر "بیان" و "قلم" علم و تجربیات انسان به هم زمانهای خودش توسعه پیدا می کند و هم برای نسلهای دیگر باقی می ماند.پس « عَلَّمَهُ البَیانَ » و همچنین "عَلَّمَ بِالقَلَم" مساوی با فرهنگ و تمدنی است که خداوند به بشریت عنایت فرمود. (مطهری،1384، 19)
3-1-4- نظم در کار عالم
3-1-4-1-منظومه شمسی (الشَّمسُ وَ القَمَرُ بِحُسبانٍ)
"حُسبان" اسم مصدر از ریشه "حَسَبَ" به معنی حساب کردن است.(طریحی،1375، 2/40)
در تفسیر علیین حساب را جمع گرفته،یعنی جریان خورشید و ماه روی حساب است.(کریمی،1372، 1/531)
اصل وجود خورشید از بزرگترین نعمتها برای انسان است،چرا که بدون نور و حرارت حاصل از آن زندگی در منظومه شمسی غیر ممکن است.هر جنبش و حرکتی در کره خاکی ما صورت می گیرد سرچشمه اصلی آن نور و حرارت خورشید است،نمو و رشد گیاهان و تمام مواد غذایی،بارش بارانها،وزش بادها،همه به برکت این موهبت الهی است.
ماه نیز نقش مهمی در حیات انسان ایفا می کند،علاوه بر اینکه چراغ شبهای تاریک اوست،جاذبه آن که سرچشمه جزر و مد در اقیانوسهاست.عاملی است برای بقاء حیات در دریاها و مشروب ساختن بسیاری از سواحل که رودخانه ها در مجاورت آن به دریا می ریزند.
و افزون بر همه اینها، نظام ثابت حرکت این دو(یا به تعبیر دیگر حرکت ماه به دور زمین و حرکت زمین به دور خورشید)که سبب پیدایش منظم شب و روز،سال و ماه و فصول مختلف است،سبب نظم زندگی انسانها و برنامه ریزی برای امور تجاری و صنعتی و کشاورزی است که اگر این سیر منظم نبود زندگی بشر هرگز نظام نمی یافت.
حرکت این کرات آسمانی نظام بسیار دقیقی دارد،و مقدار جرم و جاذبۀ آنها و فاصله ای که از زمین و از یکدیگر دارند همه روی حساب و "حسبان" است و به طور قطع هر کدام از این امور به هم بخورد اختلالات عظیمی در منظومۀ شمسی و به دنبال آن در نظام زندگی بشر رخ می دهد.
زمانی که اجزای این منظومه از کره خورشید جدا شد بسیار پریشان و نامنظم به نظر می رسید ولی سرانجام در شکل کنونی تثبیت شده است.یکی از دانشمندان علوم طبیعی در این زمینه چنین می گوید:
«منظومه شمسی ما از مخلوط(ظاهرا) درهم برهم مواد و مصالحی که با حرارت 12هزار درجه از خورشید جدا شده و با سرعتی غیرقابل تصور در فضای بی پایان پراکنده گشته،به وجود آمده است.
اما درهمین آشفتگی ظاهری و انقلاب جوی چنان نظم و ترتیب دقیق و منظمی ایجاد شده که امروز حتی دقایق و لحظات حوادث آینده آن را می توانیم پیش بینی کنیم و نتیجه این نظام و ترتیب آن است که اوضاع فلکی‌ها هزار میلیون سال است که به همین حال باقیمانده است.» (راز آفرینش انسان،1335، 28)
این نکته نیز قابل توجه است که خورشید هرچند در وسط منظومه شمسی ظاهرا بدون حرکت ثابت مانده است ولی نباید فراموش کرد که آن هم به اتفاق تمام سیارات و اقمارش در دل کهکشانی که به آن تعلق دارد به سوی نقطه معینی(ستاره معروف وگا) در حرکت و این حرکت نیز نظم و سرعت معینی دارد. (مکارم شیرازی،1374، 23/102-101)
این تفاسیر و بیانات علمی ثابت می‌کندنظمی که در منظومه شمسی وجود دارد خود مصداق رحمت الهی است زیرا اگرکوچکترین خلل در کار عالم بود زندگی بر روی کره زمین غیرممکن می‌شد.
3-1-4-2- سجده گیاه(وَالنَّجمُ وَالشَّجَرُ یَسجُدانِ)
"نجم" معنی معروفش ستاره است ولی به گیاه هم اطلاق می شود.(ابن منظور،414ق، 12/568)
در زبان عرب "نجم" به معنی روییدن است،گیاهی که از زمین می روید،به آن "نجم" می گویند،همچنین به ستاره هم به اعتبار اینکه طلوع می کند "نجم" گفته می شود.(طریحی،1375، 6/173)
عرب به اعتبار اینکه ستاره از دید انسان مخفی است و بعد طلوع می کند آن را نجم می نامد و به گیاه از آن جهت که مخفی است یعنی در زمین پیدا نیست،و سپس از زمین می روید نجم می گویند.
مراد از "نجم" در این آیه هر روییدنی است که از زمین سر برمی آورد و ساقه ندارد،و کلمه "شجر" به معنای روییدنی هایی است که ساقه دارند،و همین تفسیر صحیح تر است زیرا کلمه نجم را با شجر جمع کرده است.
تمام مواد غذایی انسانها در اصل از گیاهان گرفته می شود،با این تفاوت که قسمتی را انسان مستقیماً مصرف می کند،و قسمت دیگری صرف تغذیه حیواناتی می شود که جزء مواد غذایی انسانها است،این معنی حتی در مورد حیوانات دریایی نیز صادق است،زیرا آنها نیز از گیاهان بسیار کوچک تغذیه می کنند که میلیونها میلیون از آن در هر گوشه و کنار دریا در پرتو نور آفتاب می روید و در لابه لای امواج در حرکت است.به این ترتیب گیاهان مظهر و نمادی از رحمت خدا نسبت به انسانند.
"نجم" انواع گیاهان کوچک و خزنده(مانند بوته کدو،خیار و امثال آنها) و "شجر" و انواع گیاهان ساقه دار مانند غلات و درختان میوه و غیر آن را شامل می شود.(مکارم شیرازی،1374، 23/103)
و سراینکه خداوند گیاهان بی ساق را مقدم آورده است شاید به این دلیل باشد که نباتات از قبیل گندم و جو و باقی حبوبات هم از حیث عدد زیادترند و هم از حیث فائده مهمتر و نیز احتیاج به آنها بیشتر است.( اصفهانی،1361، 12/9)
3-1-4-3-انواع سجده
در قرآن مجید درآیات مختلف سخن از "سجود" عمومی موجودات جهان و همچنین "تسبیح" و "حمد" و "صلاَه"(نماز) به میان آمده است و تاکید شده که این عبادات چهارگانه مخصوص انسانها نیست بلکه حتی موجودات ظاهرا بی جان نیز در آن شرکت دارند.
موجودات عالم دارای دو گونه سجده اند:
1.سجده تکوینی
2.سجده تشریعی
خضوع و تسلیم بی قید و شرط آنها در برابر اراده حق و قوانین آفرینش و نظام حاکم براین جهان همان سجود تکوینی آنها است که تمام ذرات موجودات را شامل می شود، حتی سلولهای مغز فرعونها و نمرودها و منکران لجوج،و تمام ذرات وجود آنها مشمول این سجود تکوینی هستند.
به گفته جمعی از محققان تمامی ذرات جهان دارای نوعی درک وشعورند و به موازات آن در عالم خود،حمد و تسبیح خدا می گویند،و سجود و صلات دارند،حال اگر این نوع درک و شعور را نپذیریم لااقل تسلیم و خضوع آنها در برابر همه نظامات هستی به هیچ وجه قابل انکار نیست.
"سجود تشریعی" همان نهایت خضوعی است که از صاحبان عقل و شعور و درک و معرفت در برابر پروردگار تحقق می یابد.(مکارم شیرازی،1374، 14/50)
تعبیر"یسجدان" (این دو سجده می کنند) اشاره به تسلیم بی قید و شرط آنها در برابر قوانین آفرینش و در مسیر منافع انسانهاست،مسیری که خدا برای آنها تعیین کرده و آن را بی کم و کاست می پیمایند.
و همچنین اشاره‌ای به اسرار توحیدی آنها نیز هست،زیرا در هر برگ و هر دانه گیاهی آیات عجیبی از قدرت و علم پروردگار وجود دارد. (همان، 23/103)
شاید خداوند سجده گیاهان را تذکری برای ما انسانها قرار داد تا بندگی خدا را به‌جا بیاوریم و صراط مستقیم را بهترطی کنیم و به هدف نهایی که سعادت ابدیست نائل شویم و این خود از مصادیق رحمت خداوند است.
3-1-5- رفع سماء و وضع میزان
«وَ السَّماء رَفَعَها وَ وَضَعَ المیزانَ»
یکی از نعم بزرگ الهی این است که کرات جوی از شمس و قمر و کواکب و طبقات آسمان ها را محیط و بالای سر اهل زمین مقرر فرمود تا آثار و فوائد آنها به اهل زمین برسد و استفاده کنند.(طیب،1378، 12/372)
در برخی از اخبار آمده که منظور از سماء پیامبر(ص) است که به جانب خودش بلندش نموده است و مقام رسالت و خاتمیت و افضلیت به او عنایت کرده و در آخرت مقام محمود و شفاعت اعطا فرموده است. (مجلسی،1403ق، 2/64 و حکیمی،1380، 2/669)
«وَ وَضَعَ المیزانَ»
میزان اقسام زیادی دارد:
1.دین مقدس اسلام خالی از افراط و تفریط و صراط مستقیم
2.قرآن ممیز بین حق و باطل
3.عدل در معاشرت نه ظلم و تعدی و نه ضعف و مستی
4.در باب معاملات نه زیاد بگیرید و نه کم بفروشید
5.عدل در صرف مال نه اسراف و نه تفریط
6.عدل در دین نه چیزی بر دین بی‌افزایید و بدعتی بگذارید و نه چیزی از دین را منکر شوید و کسر گذارید.
7.عدل در عبادت نه رهبانیت و نه ترک معاشرت و نه غرق در دنیا و غفلت از آخرت
8.عدل در حقوق نه حق کسی را پامال کنید و نه زائد از حقش انتقام کشید
9.عدل در علم و عارف نه سفسطه و وسوسه و شبهات سوفسطاییی و نه جهل و کوتاهی(طیب،1378، 12/372)
10.امیرالمؤمنین (عروسی الحویزی،1415ق، 4/568)
خلاصه در کلیه امور به میزان عدل رفتار شود حتی در خوراک و خواب و گفتار و کردار و... تمام آنها را خداوند میزان معینی نصب فرموده و وضع نموده است.
لذا می فرماید: «الّا تَطغَوا فِی المیزانِ»
یعنی هدف از قرار دادن میزان درعالم هستی این است که شما هم میزان را رعایت کنید و در آن طغیان نکنید.
اگر میزان و قانون از عالم بزرگ برچیده شود رو به فنا ونابودی می رود و اگر زندگی انسانها فاقد نظام و میزان باشد نابود خواهد شد.
خداوند در آیه شریفه قوانین حاکم بر عالم کبیر را با قوانین حاکم بر عالم صغیر(زندگی انسان) هماهنگ می شمرد و این حقیقت توحید است که اصول حاکم همه جا یکی است.(مکارم شیرازی،1374، 23/108)
خداوند بار دیگر روی مسأله عدالت و وزن تکیه کرده می فرماید:«وَ أَقِیمُوا الوَزنَ بِالقِسطِ وَ لا تُخسِرُوا المِیزانَ» (وزن را براساس عدالت برپا دارید و در میزان کم و کسر نگذارید)
در این آیات "میزان" سه بار تکرار شده است بدون اینکه از ضمیر استفاده شود و این نشان دهنده این است که میزان در این سه آیه به سه معنی متفاوت آمده است که استفاده از ضمیر جوابگوی آن نیست و تناسب آیات نیز چنین ایجاب می کنند،زیرا در مرحله اول سخن از میزان و معیار و قوانینی است که خداوند در سراسر عالم هستی قرار داده است.
در مرحله دوم سخن از عدم طغیان انسانها در تمام موازین زندگی فردی و اجتماعی است که طبعاً دایره محدودتری دارد.
و در مرحله سوم روی مسأله وزن به معنی خاص آن تکیه کرده و دستور می دهد که در سنجش و وزن اشیاء به هنگام معامله چیزی کم و کسر نگذارندو این مرحله محدودتر است.
به این ترتیب انسجام جالبی در آیات به صورت سلسله مراتب در مسأله میزان و سنجش به کار رفته است،که از دایره ای بزرگ به دوائر کوچکتر منتقل می شود.
اهمیت میزان به هر معنی در زندگی و حیات انسان چنان است که هرگاه همین مصداق محدود و کوچکش یعنی "ترازو" را یک روز از زندگی حذف کنیم برای مبادله اشیاء،گرفتار دردسرها و هرج و مرج ها و دعواها و نزاع ها خواهیم شد.
به همین مناسبت هرگاه مفاهیم گسترده تر آن حذف شود نابسامانی افزونتر و بی حساب است.(همان،23/109)
با این تفاسیر روشن می شود که اگر در بعضی از روایات "میزان" به وجود"امام"(ع) تفسیر شده به خاطر آن است که وجود مبارک امام معصوم وسیله ای است برای سنجش حق از باطل و معیاری است برای تشخیص حقایق و عامل موثری برای هدایت است.
نتیجه اینکه همۀ این آیات در مقام ذکر نعمتهای الهی است و روشن می شود که وجود"میزان" چه در کل جهان هستی و چه در جامعه انسانیت و روابط اجتماعی و چه درکارو کسب و تجارت همه از نعمتهای گرانبهای خداوند است.
3-1-6- خلقت زمین
«وَالأَرضَ وَضَعَها لِلأَنامِ»
کلمه "انام" به معنای"مردم" است ولی بعضی آن را به معنی "جن و انس" تفسیر کرده اند. (مصطفوی،1360، 1/164)
بعضی دیگر گفته اند که به معنی هر جنبنده ای است که روی زمین راه برود.(زمخشری،1407ق، 4/444)
البته بعضی از ارباب لغت و مفسران آن را به مطلق "خلق" نیز تفسیر کرده اند ولی قرائن موجود و خطابهای سوره که متوجه انس وجن است نشان می دهد که منظور از آن در اینجا همان انس وجن است.
قرآن در اینجا زمین را به عنوان یک موهبت الهی معرفی کرده و در آیات دیگر آن را به عنوان "مهاد"(گهواره) ذکر کرده که قرارگاه مطمئن و آرام و آماده ای برای انسانهاست که برای غالب مردم اهمیتش در حالت عادی درک نمی شود،اما هنگامی که یک زمین لرزه کوچک همه چیز را به هم می ریزد،و یا یک آتشفشان،شهری را زیر مواد مذاب و دود آتش دفن می کند،حقیقت روشن می شود که این زمین آرام چه نعمت و برکتی است.
تعبیر به "وضع" در مورد زمین در برابر "رفع" در مورد"آسمان" علاوه بر لطف خاصی که در این مقابله است اشاره پرمعنایی به تسلیم بودن زمین و منافع آن در مقابل انسان است.(مکارم شیرازی،1374، 23/110)
همانگونه که در آیه 15سوره ملک می فرماید:
«هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فی‏ مَناکِبِها وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ»
(او کسی است که زمین را رام و مسخر شما قرار داد،در جاده ها و طرق مختلف آن حرکت کنید،و از رزق الهی که در آفریده شده است استفاده کنید).
و به این ترتیب هشتمین نعمت بزرگ را در این سلسله مشخص می کند.
3-1-6-1- فواید زمین برای انسان
الف :خواص میوه‌ها:
«فِیهَا فاکِهَهٌ وَ النَّخلُ ذَاتُ الاَکمَام»
(درآن میوه‌ها و نخلهای پرشکوفه است.)
مراد از "فاکهه" هرگونه میوه است. (راغب اصفهانی،1412ق، 643)
بعضی از مفسرین در تفاسیر خود فاکهه را به معنی میوه های غیرخرما گرفته اند ولی ذکر نخل در این آیه به صورت جداگانه به جهت اهمیت آنست و الّا خرما نیز جز گروه فاکهه می باشد.(قرشی،1371، 10/474)
با پیشرفت دانش پزشکی و غذاشناسی اهمیت دارویی"خرما" نیز به ثبوت رسیده است.در خرما کلسیم وجود دارد که عامل اصلی استحکام استخوانهاست و نیز فسفر وجود دارد که از عناصر اصلی تشکیل دهنده مغز و مانع ضعف اعصاب و خستگی است،و قوه بینایی را می افزاید و نیز پتاسیم موجود است که فقدان آن را در بدن علت حقیقی زخم معده می دانند،وجود آن برای ماهیچه ها و بافتهای بدن بسیار پر ارزش است.
این سخن امروزه در میان غذاشناسان معروف است که خرما از سرطان جلوگیری می کند،زیرا آمارهایی که در این زمینه تهیه شده نشان می دهد در مناطقی که خرما بیشتر می خورند ابتلا به سرطان کمتر است و اعراب و صحرانشینان که در فقر غذایی به سر می برند بواسطه خوردن خرما هرگز مبتلا به سرطان نمی شوند،عامل این موضوع را وجود "منیزیم" می دانند.
قند فراوانی که در خرما وجود دارد از سالم ترین قندها است که حتی در بسیاری از موارد مبتلایان به بیماری قند نیز می توانند براحتی از آن استفاده کنند.
دانشمندان در خرما 13 ماده حیاتی و 5نوع ویتامین کشف کرده اند که آن را به صورت یک منبع غذایی غنی و بسیار پر ارزش درآورده است.(پاک نژاد ،1361؛ 7/60)
به همین دلیل در روایات اسلامی نیزروی این ماده غذایی تاکید فراوان دیده می شود،از حضرت علی(ع) نقل شده که فرموده است:
«کل،التمرفان فیه شفاء من الا دواء» (ابن بابویه،1415،546)
(خرما بخورید که شفای بیماریهاست.)
ونیز روایت شده که بسیاری از اوقات غذای علی(ع) را نان و خرما تشکیل می داد.
و در روایت دیگر آمده" خانه ای که در آن خرما نیست اهل آن خانه در واقع گرسنه اند"(قمی،بی تا، 1/125)
خداوند در سوره مریم غذای او را هنگام تولد نوزاد رطب قرار داد، به همین دلیل مفسران چنین استفاده کرده اند که یکی از بهترین غذاها برای زنان بعد از وضع حمل،رطب(خرمای تازه) می باشد.( مکارم شیرازی،1374، 13/46)
حتی از پاره ای از روایات استفاده می شود که بهترین غذای زن باردار و داروی او رطب است.
«ما تاکل الحامل من شی ءِ و لا تنداوی به افضل من الرطب» (عروسی حویزی،1415ق، 3/230)
"اکمام" جمع "کم" (بر وزن جن) به معنی غلافی است که روی میوه را می پوشاند و "کم" (بر وزن قم) به معنی آستینی است که دست را می پوشاند و "کمه" (بر وزن قبه) به معنی عرقچین است که برسر می گذارند. (راغب اصفهانی، 1412ق، 726)
فخر رازی در تفسیر خود "اکمام" را به پوسته ای تفسیر می کند که میوه در آن قرار دارد.(فخر رازی،1425ق، 29/345) و (مراغی،بی تا، 27/108)
بعضی از مفسرین نیز آن را به عنوان وعاء الثمره(ظرف میوه) تفسیر کرده اند.
ظاهر این است که همه این تفسیرها به یک معنی باز می گردد،از آنجا که یکی از ظریفترین و دقیقترین مسائل در جهان موجودات زنده مسأله بارور شدن در رحم و تولد آنها است قرآن مخصوصاً روی آن تکیه کرده است،چه در عالم جانداران و چه در گیاهان.
فقط خداوند می داند که کدامین نطفه در کدامین رحم و در چه زمانی منعقد می شود،و کی متولد میگردد،کدام میوه بارور می گردد و کی غلاف و پوسته خود را می شکافد و سر بیرون می زند. (مکارم شیرازی،1374، 20/316)
انتخاب این توصیف در مورد میوه درخت نخل که در آغاز در غلافی پنهان است و سپس غلاف را می شکافد و خوشه نخل به طرز جالبی بیرون می ریزد،ممکن است به خاطر زیبایی خیره کننده آن باشد، و یا به خاطر منافعی که در همان غلاف نهفته است و دارای عصاره اسانس مخصوص است که هم جنبه غذایی دارد و هم دارویی و از همه گذشته این غلاف همچون رحم مادر، فرزندان نخل را تا مدتی در خود پرورش می دهد و از آفات حفظ می کند و هنگامی که توانستند راه خود را در برابرهوا و نور آفتاب ادامه دهند غلاف جدا می شود و کنار می رود.
ازهمه گذشته وضع خاص میوه این درخت که نخست در غلاف است و بعد به صورت خوشه ای بیرون می آید چیدن آن را سهل و آسان می سازد،و اگر بنا بود درخت نخل باآن طول قامت میوه های پراکنده فی المثل همچون درخت سیب داشت چیدنش بسیار مشکل بود.(همان، 23/112)
ب:آفرینش حبوبات،گلها و گیاهان معطر
«وَالحَبُّ ذُوالعَصفِ وَ الرَّیحَانُ»
(و در زمین دانه هایی است همراه با ساقه و برگهایی که به صورت کاه درمی آید و همچنین گیاهان خوشبو و معطر)
"حب" به معنی دانه از جمله گندم،جو،برنج،ارزن و... است و عصف کاهی است که دانه را از آن جدا می کنند و غذایی برای چهارپایان است.( حسینی شاه عبدالعظیمی،1363، 12/405)
"ریحان" به معنای همه گیاهان معطر(چون نعناء و مرزه و ریحان فارسی و آویشن و پونه و امثال آنهاست). (طباطبایی،1417ق، 19/98)
نزد اکثر مفسران ریحان به معنی روزی انسانهاست ولی در این آیه مناسب همان معنای اولی است. (کاشانی،1336، 9/115)
نتیجه اینکه خداوند در زمین برای بندگانش نعمتهایی قرار داده که بعضی از آنها خوردنی است و بعضی بو کردنی که تمام جسم و جان را معطر می کند و روح را آرامش و نشاط می بخشد وبدین گونه نعمتهایش را بر انسان تمام کرده و این نهایت مهر و لطف‌ و رحمت خداوند می‌باشد که شامل حال بندگان شده است.
« فَبِاَیُّ ِ ءالاء رَبِکُما تُکَذِّبان» (پس کدامین نعمتهای پروردگار را تکذیب می کنید؟)
مخاطب در آیه جن و انس است.کلمه "آلاء" جمع الی(بر وزن شنی) به معنای نعمت است و خطاب در آیه متوجه عموم جن و انس می باشد زیرا در آیات بعد که می فرماید:«سَنَفرُغُ لَکُّم أَیُّهَ الثَّقَلانِ»و «یا مَعشَرَ الجِنِّ وَ الإنسِ» و «یُرسَلُ عَلَیکُما شَواظٌ...» صریحاًخطاب را متوجه انس و جن کرده است. (طباطبایی،1417ق، 19/99)
بعضی از مفسرین گفته اند: خطاب در آیه متوجه مرد و زن از بنی آدم است.و یا بعضی دیگر گفته اند: خطاب در«رَبِکُما» در حقیقت دو خطاب به یک طایفه است،و دو بار انسان را خطاب کرده "ربّک ربّک" یعنی ای انسان به کدام از نعمت های پروردگارت،پروردگارت تکذیب می کنی و این تفاسیر صحیح نمی باشد. (آلوسی،1415ق، 14/104)
این آیه شریفه در این سوره 31بار به صورت استفهام تقریری تکرار شده و جن و انس را در مقام اقرار قرار داده است تا در برابر نعمتهای گرانبها و پرارزش که سراسر زندگی آنها را در برگرفته و هریک نشانه روشنی از قدرت و لطف و مهر پروردگار است بیندیشند و بی آنکه نیاز به تعلیم دیگری باشد از عقل خود این سؤال را بپرسند که "آیا هیچیک از نعمتهای الهی قابل انکار است"؟ (حسینی،1363، 12/406)
از امام صادق(ع) در تفسیر این آیه روایت شده که فرمودند: خداوند«فَبِاَیُّ ِ ءالاء رَبِکُما تُکَذِّبان» را تکرار کرد تا نزد اقرارکنندگان تقریر و نزد تکذیب کنندگان توبیخ و سرزنش باشد.
لذا از نبی اکرم(ص) روایت شده:آنگاه که این سوره بر مردم خوانده شد و ساکت شدند و چیزی نگفتند فرمود: جواب جنّ بهتر از شماست،چون وقتی این آیه را بر آنان خواندم گفتند:پروردگارا ما هیچ یک از نعمتهای پروردگارمان را تکذیب نمی کنیم. (گنابادی،1408ق،4/132)
به همین دلیل در روایات تاکید شده که مؤمنان بعد از ذکر این آیه،جمله "لا بشی ء من آلائک ربِّ اُکَذّب"،(پروردگارا ما هیچ یک از نعمتهای تو را تکذیب نمی کنیم) را تکرار کنند. (مکارم شیرازی،1374، 23/113)
3-1-7- مراحل خلقت انسان
«خَلَقَ الإنسانِ مِن صَلصلٍ کَالفَخَّارِ»
(انسان را از گل خشکیده ای سفال مانند،آفریده)
"صلصال" به معنی گل خشکیده ای است که صدا می دهد،زیرا صلصل در اصل صدا کردن است. (قرشی،1371، 4/146)
و مراد از"انسان" در اینجا نوع آدمی است و منظور از"خلقت انسان" از صلصالی چون سفال، این است که خلقت بشر بالاخره منتهی به چنین چیزی می شود.(طباطبایی،1417ق، 19/99)
به عقیده اکثر مفسرین، مراد ازانسان،شخص آدم(ع) است.(آلوسی،1415ق،14/104)و(ابوالفتوح رازی،
1408ق،18/252)
ولی به قرینه اینکه کلمۀ "انسان" اسم جنس است نه اسم شخص،منظور از انسان،نوع انسان است به اعتبار اینکه خلقت اولی انسان به گل خشکیده ای ختم می شود نه اینکه مقصود انسان معینی باشد.
"فخّار" از ماده "فخر" گرفته شده و به معنی کسی است که بسیار فخر کند و از آنجا که اینگونه اشخاص آدمهایی تو خالی و پر سرو صدا هستند این کلمه به کوزه و هرگونه "سفال" به خاطر سروصدای زیادی که دارد اطلاق شده است.( راغب اصفهانی،1412ق، 627)
خداوند در این آیه و آیات مختلف قرآن مراحل آفرینش انسان را ذکر کرده که انسان در آغاز خاک بوده «خَلَقنَکُم مِن تُرَابٍ» (حج/5)،سپس با آب آمیخته شده و به صورت گل درآمده:«خَلَقَکُم مِّن طِینٍ»(انعام/2)و بعد به صورت "گل بدبو"(لجن) درآمد «مِن حَمَاءٍ مَسْنُونٍ»(حجر/28)،سپس حالت چسبندگی پیدا کرد«مِنْ طِینٍ لازِبٍ»(صافات/11) و بعد به صورت "خشکیده" درآمد و حالت "صلصال کالفخار" به خود گرفت.
در حقیقت این تعبیرات بیانگر یک واقعیت است که با مسائل تربیتی انسان پیوند مهمی دارد و آن اینکه ماده اولیه انسان بسیار بی ارزش و بی مقدار و از حقیرترین مواد روی زمین بوده،اما خداوند بزرگ از چنین ماده بی ارزش چنان مخلوق پرارزشی ساخت که گل سرسبد جهان آفرینش شد.
وهمچنین اشاره‌ای است به اینکه ارزش واقعی انسان را همان "روح الهی" و نفخه ربانی که در آیات دیگر قرآن(مانند آیه 25 سوره حجر) آمده تشکیل می دهد،تا باشناخت این حقیقت راه تکامل خود را به خوبی دریابد و بداند که از کدامین مسیر باید برود تا ارزش واقعی خویشتن را در عالم هستی بازیابد. (مکارم شیرازی،1374، 23/119)
بیان مراحل خلقت انسان تذکری است برای ما انسانها تا از این راه به گوشه‌ای از عظمت آفریدگارمان پی ببریم و به نعمت‌هایی که خدا به ما ارزانی داشته توجه کنیم و شکر او را به جا آوریم.
3-1-8- خلقت جن
«وَ خَلَقَ الجَآنَّ مِن مّارِجٍ مِّن نَّارٍ»
(و جن را ازشعله های مختلط و متحرک آتش آفرید.)
"مارج" به معنای زباله خالص و بدون دود آتش است. (طباطبایی،1417ق، 19/99)
در قاموس آمده:"مَرَجَ" به معنای آمیختن است.(قرشی،1371، 6/247)
منظور از اختلاط،شعله مختلف آتش است،زیرا هنگامی که آتش شعله ور می شود گاه به رنگ سرخ،گاه به رنگ زرد،گاه به رنگ آبی،و گاه به رنگ سفید درمی آید.(کاشانی،1336، 9/116)
اساس آفرینش نعمتی است که باید جنّیان سپاسگزار آن باشند که خدا به آنان چنان قوتی بخشید که یکی از آنان تخت بزرگی همچون تخت بلقیس،ملکه سبا را از یمن به فلسطین در مدت زمان کوتاهی انتقال داد که حتی زمانش از زمین بلندشدن سلیمان(ع) از جایگاه خودش کوتاهتر بود!پس هنگامی که هریک از جنّیان به اصل خود نظر افکنند به نعمتهایی که خداوند به آنها ارزانی داشته متوجه آن خواهند شد که هر شرف و بزرگواری که دارند از فضل خداوند متعال است،پس چگونه می توانند آیات او را تکذیب کنند؟
خداوند هرکدام از انس وجن را از ماده ای آفریده که با خواسته ها و نقش هریک از ایشان در زندگی تناسب دارد،بنابراین انسان را از گلی سست و بدبو آفرید،ولی به او عقل و علم بخشید و استحکام عنایت کرد تا آن حد که می تواند جن را مسخّر خود سازدو جن را از آتش آفرید و در بعضی از امور به او قوت بخشید ولی این اختلاف در آفرینش به معنی تمایز عنصری به عنصر دیگر نیست،بدین سبب ارزش به عمل صالح بستگی دارد،خواه از صلصال صادر شده باشد،یا از آمیخته ای از آتش و این بدین معنا نمی باشد که یکی رب و پروردگار است که باید توسط دیگری که مربوب و پرورده است پرستش شود،بلکه آنان دو آفریده اند و خدای یگانه ای به نام الله دارند. (مدرسی،1419ق، 14/299)
خداوند با بیان مراحل خلقت جن وانس این دو را مورد خطاب قرار داده است تا تفکری درباره خلقتشان داشته باشندکه از چه ماده و عنصر ضعیفی آفریده شده‌اند.اختلاف در آفرینش آنها برتری یکی بر دیگری نیست بلکه ارزش هر یک به عمل صالح آنها بستگی دارد و این تذکر و یادآوری جلوه‌ای از رحمت حق است تا هریک به ارزش واقعی خود پی ببرنند و راه تکامل خود را بهتر طی نمایند و این همه نعمت را که خداوند دراختیار هر یک قرار داده را انکار نکنند.
3-1-8-1- مشخصات جن در قرآن
مشخصات زیادی درباره جن در قرآن ذکر شده است از جمله اینکه:
1.موجودی است که از شعله آتش آفریده شده برخلاف انسان که از خاک آفریده شده است.
«وَ خَلَقَ الجَانَّ مِن مارِجٍ مِن نارٍ» (رحمن/15)
2.دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت و استدلال است.(آیات مختلف سوره جن)
3.دارای تکلیف و مسئولیت است.(آیات سوره جن و الرحمن)
4. گروهی از آنان مؤمن صالح و گروهی کافرند«وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِکَ» (جن/11)
5 .آنها دارای حشر و نشر و معادند «وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» (جن/6)
6.آنها قدرت نفوذ در آسمانها و خبرگیری و استراق سمع داشتند و بعداً ممنوع شدند.
«وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً» (جن/9)
7.آنها با انسانها ارتباط برقرار می کردند و با آگاهی محدود که نسبت به بعضی از اسرار نهانی داشتند به اغوای انسانها می پرداختند.
«وَ أَنَّهُ کانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً» (جن/6)
8.در میان آنها افرادی یافت می شوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همانگونه که در میان انسانها چنین است.
«قالَ عِفْریتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمینٌ» (نمل/39)
(یکی از گردنکشان جن به سلیمان گفت من تخت ملکه سبا را پیش از آنکه از جای برخیزی از سرزمین او به اینجا می آورم)
9.آنها قدرت بر انجام بعضی کارهای مورد نیاز انسان را دارند
«وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ...یَعْمَلُونَ لَهُ ما یَشاءُ مِنْ مَحاریبَ وَ تَماثیلَ وَ جِفانٍ کَالْجَوابِ» (سبا/13-12)
(گروهی از جن پیش روی سلیمان به اذن پروردگار کار می کردند و برای معبدها،تمثالها و ظروف بزرگ، غذا تهیه می کردند).
10.خلقت آنها در روی زمین قبل از خلقت انسانها بوده است «وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ» (حجر/27)
از آیات قرآن به خوبی استفاده می شود که برخلاف آنچه در افواه مردم مشهور است و آنها را"از ما بهتران" می دانند،انسان نوعی است برتر از آنها،به دلیل اینکه تمام پیامبران الهی از انسانهای برگزیده شدند و آنها به پیامبر اسلام که از نوع بشر بود ایمان آوردند و از او تبعیت کردند و اصولا واجب شدن سجده در برابر آدم بر شیطان که بنابر تصریح قرآن،آن روز از (بزرگان)طایفه جن بود (کهف/50) دلیل بر فضیلت نوع انسان بر جن می باشد.
اینها مطالبی است که از قرآن مجید درباره این موجود ناپیدا استفاده می شود که خالی از هرگونه مسائل غیر علمی است،ولی مردم عوام و ناآگاه خرافات زیادی درباره این موجود ساخته اند که با عقل و منطق جور نمی آید،و به همین جهت یک چهره خرافی و غیرمنطقی به این موجود داده که وقتی کلمه جن گفته می شود مشتی خرافات نیز با آن تداعی می شود از جمله اینکه آنها را با اشکال غریب و عجیب و وحشتناک و موجوداتی دم دار و سم دار،موذی و پرآزار،کینه توز و بدرفتار که ممکن است از ریختن یک ظرف آب داغ در یک نقطه خالی، خانه هایی رابه آتش کشند و موهوماتی از این قبیل.
در حالی که اگر موضوع وجود جن از این خرافات پیراسته شود، اصل مطلب کاملا قابل قبول است که هیچ دلیل بر انحصار موجودات زنده به آنچه ما می بینیم،نداریم،بلکه علماء و دانشمندان علوم طبیعی می گویند: موجوداتی را که انسان با حواس خود می تواند درک کند،در برابر موجوداتی که با حواس قابل درک نیستند ناچیز است.
و نیز دانشمندان می گویند: چشم ما رنگهای محدود را می بیند، و گوش ما امواج صوتی محدودی را می شنود، رنگها و صداهایی که با چشم و گوش ما قابل درک نیست بسیار بیش از آن است که قابل درک است.
با وجود این حقایق،جای تعجب نیست که انواع موجودات زنده ای در این عالم وجود داشته باشند که انسانها نمی توانند با حواس خود آنها را درک کنند.(مکارم شیرازی،1374، 25/156)
نتیجه اینکه از یک سو قرآن کلام ناطق صادق،خبر از وجود جن با ویژگیهایی که در بالا ذکر شد داده است و از سوی دیگر هیچ دلیل عقلی بر نفی آن وجود ندارد،بنابراین باید آن را پذیرفت و از توجیهات غلط و ناروا برحذر بود همانگونه که از خرافات عوام در این قسمت باید اجتناب کرد.
این نکته نیز قابل توجه است که جن گاهی بر یک مفهوم وسیعتر اطلاق می شود که انواع موجودات ناپیدا را شامل می شود اعم از آنها که دارای عقل و درکند و آنها که عقل و درک ندارند و حتی گروهی از حیواناتی که با چشم دیده می شوند و معمولا در لانه ها پنهانند،نیز در این معنی وسیع وارد است.
روایتی در این باره از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمود:
«خلق الله الجن خمسه اصناف: صنف کالریح فی الهواء، و صنف حیّات و صنف عقارب،و صنف حشرات الارض،و صنف کبنی آدم علیهم الحساب و العقاب» (قمی،1414ق، 1/186)
(خداوند جن را پنج صنف آفریده است:صنفی مانند باد درهوا(ناپیدا هستند) و صنفی به صورت مارها و صنفی به صورت عقربها و صنفی به صورت حشرات زمین اند و صنفی از آنها مانند انسانند که بر آنها حساب و عقاب است)
با توجه به این روایت و مفهوم گسترده آن،بسیاری از مشکلاتی که در روایات و داستانها در مورد جن گفته شده است،حل خواهد شد.مثلا در بعضی از روایات از امیرالمؤمنان(ع) می خوانیم که فرمود:
«لا تشرب الماء من ثلمه الاناء و لا من عروته فان الشیطان یقعد علی العروه و الثلمه» (کلینی،1407ق، 6/385)
(از قسمت شکسته ظرف و طرف دستگیره آب نخورید زیرا شیطان روی دستگیره و قسمت شکسته می نشیند).
با توجه به اینکه شیطان از جن است و با توجه به اینکه جای شکسته ظرف و همچنین دسته آن محل اجتماع انواع میکرب هاست، بعید به نظر نمی رسد که جن و شیطان به مفهوم عام اینگونه موجودات را نیز شامل شود هرچند معنی خاصی دارد که به معنای موجودی است که دارای فهم و شعور و مسئولیت و تکلیف است و روایات در این زمینه فراوان است.(مکارم شیرازی،1374، 25/157)
3-1-9- مشرقین و مغربین
«رَبُّ المَشرِقَینِ وَ رَبُّ المَغرِبَینِ» (پروردگار دو مشرق وپروردگار دو مغرب)
منظور از دو مشرق،مشرق تابستان و مشرق زمستان است،که به خاطر دو جا بودن آن دو چهار فصل پدید می آید،و ارزاق روزی خواران انتظام می پذیرد.(طباطبایی،1417ق، 19/99)
طبرسی در مجمع البیان گفته است مراد از دو مشرق،مشرق خورشید و ماه است و مراد از دو مغرب هم دو مغرب آن است.(طبرسی،1372، 9/304)
با توجه به حدیثی از امیرالمومنین که در تفسیر این آیه فرمودند معنی اول مناسبتر به نظر می رسد.
«ان مشرق الشتاء علی حده،و مشرق الصیف علی حده،اما تعرف ذلا من قرب الشمس و بعدها»
(مشرق(آغاز) زمستان جداگانه است،و مشرق(آغاز) تابستان جداگانه است آیا نمی بینی که خورشید در این دو فصل نزدیک و دور می شود(اشاره به بالا آمدن خورشید درآسمان در فصل تابستان و پایین رفتن در فصل زمستان است)).( عروسی حویزی،1415ق، 5/190)
این آیه کریمه در حقیقت توجه ما را به حرکت انتقالی زمین برگرد خورشید جلب می کند که هرسال یک دور آن به پایان می رسد و سبب پیدایش چهار فصل سال می شود و در ضمن آن ، روزانه محل برآمدن صبحگاهی خورشید از افق(مشرق)و فرو رفتن شامگاهی آن در افق(مغرب) تغییر می پذیرد تا باردیگر در اول سال بعد به همان نخستین منزل برسد و از آنجا طلوع کند.و در مقابل طلوع چنین کیفیتی عیناً برای فرو رفتن خورشید در مغرب پس از پایان روز پیش می آید.و آیه همچنین حرکت وضعی زمین را برگرد خودش به یاد ما می آورد که هر روز یک بار انجام می شود و نیز از شب و روز سخن می گوید که نتیجه ای از این گردش است که آن نیز مسیر انسان را کامل می کند و در خدمت مصالح و خواسته های او در زندگی است و از جمله خواب و آسایش او در شب و فعالیت و کوشش او در روز،با توجه به علم امروز زمین به دو نیمکره تقسیم شده که اگر نیمه اول با طلوع آفتاب مقابل باشد،در نیمه دیگرش آفتاب غروب کرده است و عکس این نیز درست می باشد وبنابراین دو مشرق و مغرب وجود دارد که پیاپی برای کره زمین به وجود می آیند.
نتیجه اینکه این دو حرکت نعمت است و نام الرحمن را برای انسان منعکس می سازد،در آن هنگام که انسان به رحمانیت پروردگار خویش معرفت داشته باشد و اینکه خداوند متعال هستی را به مصلحت مسخر ساخته است،خوشبین وفعال به زندگی می پردازد و اطمینان دارد که تلاش او بی حاصل نخواهد ماند و از این خاستگاه به تفکر می پردازد که آفرینش او برای آن است که رحمت و بخشندگی داشته باشد نه اینکه مایه عذاب شود و از سوی دیگر به زودی با زندگی پیرامون خویش یک همزیستی مثبت پیدا می کند،برکوشش از آن روی اعتماد می‌کند که از آنچه خداوند سبحان برای او آفریده است به حد اعلی بهره گیرد و این هنگامی تحقق پیدا می کند که همه چیز از نعمتها و آلاء پروردگارش را برای خود بداند و اما اگر این راتکذیب کند، سعی او بی حاصل می ماند و اراده او سست می شود و نفس او از امکان تسخیر زندگی مأیوس می ماند،چه بسیار آدمی که برسیاره زمین زیسته، بی آنکه درصدد آشناشدن با حرکت ظاهری خورشید و استفاده از آن در زندگی خود برآید و به تحقق بخشیدن به هدفهای شخصی و تمدنی خویش بپردازد بدان سبب که از رابطه خود با آن بی خبر مانده است،یا براین اعتقاد بوده است که به سبب دوری خورشید تسخیر آن غیرممکن است و یا به خاطر او آفریده نشده است؟!و اکنون علم نوین برای ما تاکید می کند که آن یک نعمت بزرگ الهی است و به سود انسان آفریده شده و با الهام از این نکته جنبش آن بر محاسبات زمانی انعکاس می یابد و دانشمندان پیوسته به تحقیقات گوناگونی اشتغال دارند که منظور از آنها تسخیر خورشید تا آخرین درجه ممکن و قرار دادن آن در خدمت هدفها و خواسته های انسان متمدن است.(مدرسی،1419ق، 14/299)
3-1-10- دریا کانون نعمت‌های الهی
«مَرَّجَ البَحرَینِ یَلتَقِیَانِ» (دو دریا را پیش راند تا به هم رسیدند)
«بَینَهُما بَرزَخٌ لا یَبغِیانِ» (اما در میان آن دو برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی کند!)
این آیات در شرح نعمتهای پروردگار، سخن از دریاها به میان می آورد، اما نه همه دریاها بلکه کیفیت خاصی در پاره ای از دریاها که هم پدیده ای است عجیب و نشانه ای است از قدرت بی پایان حق و هم وسیله ای است برای پدید آمدن بعضی از متاع های مورد استفاده انسانها.
ماده "مَرَجَ" بر وزن "فلج" به معنی مخلوط کردن است و یا فرستادن و رها نمودن است و در اینجا به معنی فرستادن و در کنار هم قرار دادن می باشد.(قرشی،1371، 6/248)
منظور از این دو دریا به گواهی آیه 53 سوره "فرقان" دو دریای آب "شیرین" و "شور" است آنجا که می فرماید:
«وَ هُوَ الَّذِی مَرَجَ البَحرَینِ هذَا عَذبٌ فُراتٌ وَ هذَا مِلحٌ اُجاجٌ وَ جَعَلَ بَینَهُمَا بَرزَخًا وَ حِجرًا مَحجُورًا»
(او کسی است که دو دریا را درکنار هم قرار داده یکی گوارا و شیرین است و دیگری شور و تلخ و در میان آنها برزخی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند.)
قابل قبول ترین تفسیری که دربارۀ این دو آیه کرده اند این است که: مراد از دو دریا دو دریای معین نیست،بلکه دو نوع دریا است یکی شور که قریب سه چهارم کره زمین را در خود فرو برده که بیشتر اقیانوسها و دریاها را تشکیل می دهد و یکی هم دریاهای شیرین است که خدای تعالی آنها را در زمین ذخیره کرده و به صورت چشمه ها از زمین می جوشد و نهرهای بزرگ را تشکیل می دهد و مجدداً به دریاها می ریزد. این دو جور دریا یعنی دریاهای روی زمین و دریاهای داخل زمین همواره به هم اتصال دارند،هم در زیرزمین و هم در روی زمین و در عین اینکه "یلتقیان-برخورد و اتصال دارند" نه این شوری آن را از بین می برد و نه آن شیرینی این را، چون بین آن دو حاجز و مانعی است که نمی گذارد در وضع یکدیگر تغییری بدهند و آن مانع، خود مخازن زمین و رگه های آن است که نه می گذارد دریای شور به دریای شیرین تجاوز نموده و آن را مثل خود شور کند و در نتیجه زندگی جانداران را تهدید نماید و نه دریای شیرین به دریای شور تجاوز نموده است. و نیز به طور دائم دریاهای شور،دریاهای شیرین را از این راه کمک می کند که آب خود را به ابرها داده،و ابرها آن را بر زمین می بارد و زمین باران را در خود فرو برده مخازن خود را پر می کند و همین مخازن هم دریاهای شور را کمک نموده همانطور که گفتیم از زمین می جوشد و به صورت نهرهای کوچک و بزرگ به دریا می ریزد.(طباطبایی،1417ق، 19/100)
پس معنای این دو آیه این است که خدای تعالی دو دریای شیرین و گوارا و شور و تلخ را مخلوط کرده،در عین اینکه تلاقی آن دو دائمی است،به وسیله مانعی که بین آن دو قرار داده نمی گذارد که یکدیگر را در خود مستهلک کنند و این صفت گوارایی آن را از بین ببرد و آن صفت شوری این را و در نتیجه نظام زندگی جانداران و بقای آن را تهدید کنند.
3-1-10-1: مروارید و مرجان
«یَخرُجُ مِنهُمَا اللُّؤلُؤُ وَ المَرجَانُ»
خداوند تنها نیازمندیهای ضروری ما را در دریاها قرار نداده،بلکه چیزهای کمالی و تجملی نیز در آن پدید آورده است.
لؤلؤ و مرجان دو وسیله جالب زینتی است و در طب و معالجه بیماری‌ها نیز مورد استفاده قرار می گیرد،ضمناً مال التجاره و کالای خوبی است که از آن عوائد زیادی به دست می آید و روی این جهات به عنوان دو نعمت در آیات فوق به آن اشاره شده است.
اما "لؤلؤ" که در فارسی آن را "مروارید" می گویند دانه شفاف و قیمتی است که در درون صدف در اعماق دریاها پرورش می یابد و هر قدر درشت تر باشد گرانبهاتر است و در طب موارد استعمال گسترده ای دارد،اطبای پیشین داروهایی از آن برای تقویت قلب و اعصاب و برطرف کردن انواع خفقان و حالت ترس و وحشت و تقویت کبد و رفع بدبویی دهان و سنگهای کلیه و مثانه و یرقان تهیه می کردند،حتی در بیماریهای چشم نیز از آن استفاده می نمودند. (تنکابنی،1080ق،123) و ( دهخدا،1339،184)
"مرجان" بعضی آن را به معنی لؤلؤهای کوچک تفسیر کرده اند ولی حقیقت چیز دیگر است،مرجان موجود زنده ای است شبیه شاخه کوچک درخت که در اعماق دریاها می روید و تا مدتها دانشمندان آن رانوعی "گیاه" می پنداشتند،ولی بعدا روشن شد که نوعی حیوان است،هرچند به صخره های کف دریا می چسبد و گاه منطقه وسیعی را می پوشاند و تدریجا افزوده می شود وجزائری تشکیل می دهد که به "جزائر مرجانی" معروف است.
مرجان معمولاً در آبهای ساکن نشو ونما می کند و صیادان آن را از سواحل "دریای احمر" و "مدیترانه" و بعضی نقاط دیگر صید می کنند.
بهترین نوع مرجان زینتی "مرجان سرخ رنگ" است و هرقدر سرخ تر باشد قیمتی تر است و تشبیهات شعرا در اشعارشان نیز برهمین اساس است و بدترین نوع مرجان،"مرجان سفید" است که به طور فراوان یافت می شود و در میان این دو "مرجان سیاه" قرار دارد.
مرجان نیز علاوه بر جنبه زینتی استعمال طبی دارد و خواص زیادی برای آن ذکر کرده اند،از جمله از آن داروهایی می سازند که برای تقویت قلب،دفع سم افعی،تقویت اعصاب،معالجه اسهال و خونریزی‌های رحم،بهره گیری می کنند،و گفته اند برای بیماریهای صرع نیز مفید است. ( وجدی،1339،183)
روایت است که مراد از دو دریا و بحر حضرت علی(ع) بحر ولایت و حضرت فاطمه(س) بحر عصمت و نبوت است و میان آنها فاصله و واسطه ای چون محمد(ص) است و از آن دو دریا حسن و حسین(ع) بیرون می آید که عجیب نیست که آن دو بزرگوار دو دریا بوده باشند برای وسعت فضل و مقامشان و زیادی خیر ایشان و دریا را برای وسعتش بحر گویند.به همین دلیل پیامبر(ص) به اسبی که سوار شده و آن را به حرکت و رفتن درآورده بود فرمود سپاس می گویم خدای را که آن را دریایی یافتم یعنی آن را صاحب معانی بسیار و صفات پسندیده دیدم. (فرات کوفی،1410ق، 659)
3-1-10-2- کشتی وسیله حمل ونقل
خداوند درادامه این بخش از نعمتها کشتی‌ها را که در حقیقت بزرگترین و مهم‌ترین وسیله حمل و نقل بشر در گذشته بوده است به عنوان یکی دیگر از مصادیق رحمت مطرح کرده است:
«وَ لَهُ الجَوَارِ المُنشَأتُ فِی البَحرِ کَالأَعلَامِ»
(و او راست کشتی‌هایی همانند کوه که در دریا می روند)
کلمه "جواری" جمع جاریه است،که به معنای کشتی است (راغب اصفهانی،1412ق، 194)
وکلمه منشأت اسم مفعول از ماده انشاء است و انشاء هر چیز به معنای احداث و ایجاد و تربیت آن است.(طریحی،1375، 1/416) و کلمه "اعلام" جمع "علم" به فتحه عین و لام است که به معنای کوه است. (قرشی،1371، 5/34)
با وجود اینکه کشتی ها را انسان ها می سازند خداوند آنها را ملک خود دانسته و آن بدین جهت است که تمامی سبب هایی که در ساختن کشتی دخالت دارند،از چوب و آهن و سایر اجزایی که کشتی از آن ترکیب می یابد و انسانی که این اجزاء را ترکیب می کند و صورت کشتی به آن می دهد و نیز شعور این انسان و فکر و اراده اش همه مخلوق خدا و مملوک اوست،قهرا نتیجه عمل انسان هم که یا کشتی است و یا چیز دیگر ملک خدای تعالی است.
پس منعم حقیقی کشتی ها به انسان،خداست،چون خدای تعالی به انسانها الهام کرد که چگونه کشتی بسازند و اینکه چه منابع و آثاری بر این وضع هست،و نیز راه استفاده از منافع بسیار آن را او الهام فرموده است. (طباطبایی،1417ق، 19/101)
3-1-11- فنا و بقا
«کُلَّ مَن عَلَیها فَانٍ» (تمام کسانی که بر روی زمین زندگی می کنند فانی شوند)
خداوند در این آیات مسأله فنا را در زمره نعمت های خود قرار داده است و آن ممکن است از این نظر باشد که این فنا به معنی فنای مطلق نیست،بلکه دریچه ای است به عالم بقاء و این دنیا و گذرگاهی است که شرط وصول به سرای جاویدان عبور از آن است.
دنیا با تمام نعمتهایش زندانی است برای مؤمن و خروج از این دنیا آزاد شدن از این زندان تنگ و تاریک است.
و یا از این نظر که ذکر نعمتهای فراوان گذشته ممکن است باعث غفلت و غرق شدن گروهی در زندگی دنیا و انواع خوردنیها و نوشیدنی ها و لؤلؤ و مرجان و مرکبهای راهوارش گردد، لذا یادآوری می کند که این دنیا جای بقا نیست مبادا دلبستگی به اینها پیدا کنید و از آنها در مسیر پروردگار بهره نگیرید که این تذکر خود نعمتی بزرگ است. (مکارم شیرازی،1374، 23/135)
ضمیر در"علیها" (کسانی که بر زمین هستند) انس و جن می باشند،هرچند بعضی از مفسران احتمال داده اند که حیوانات و جنبندگان و موجودات دیگر را نیز شامل می شود ولی ظاهر تعبیر "من" که معمولا برای صاحبان عقل می آید همان معنی اول است. (حسینی همدانی،1404ق، 16/87)
«وَ یَبقَی وَجهُ رَبَّکَ ذُوالجَلالِ وَ الإکرَامِ»
(و ذات با شکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهند ماند.)
وجه به معنی صورت است که به هنگام مقابله با کسی با آن مواجه و روبرو می شویم،ولی هنگامی که در مورد خداوند به کار می رود منظور ذات پاک اوست. (طوسی،بی تا، 9/472)
"ذوالجلال" یعنی صاحب بزرگی و کبریایی و مستحق سپاس و ثناء است بواسطه احسانی که در اعلا درجه و مراتب احسان و انعام اوست آن چنان خدایی که اصل و اساس هر نعمت است و "والاکرم" صاحب اکرام است پیامبران و اولیاء خود را به الطاف و فضیلت دادنش با عظمت و جلال خودش اکرام می کند. (طبرسی،1372، 9/306)
در حدیثی در همین رابطه آمده است که مردی در حضور پیامبر(ص) مشغول نماز بود سپس چنین دعا کرد:
«اللهم انی اسئلک بان لک الحمد، لا اله الا انت المنان،بدیع السماوات و الارض،ذوالجلال و الاکرام یا حی یا قیوم»
پیامبر(ص) به اصحاب و یارانش فرمود: می دانید خدا را به چه نامی می خواند؟ عرض کردند: خدا و رسولش آگاهتر است.
فرمود:
«والذی نفسی بیده لقد دعا الله باسمعه الاعظم اذا دعی به اجاب،و اذا سئل به اعطی»
(قسم به آن کس که جانم به دست اوست خدا را به اسم اعظمش خواند که هرگاه کسی او را به آن بخواند اجابت می کند،و هرگاه به وسیله آن از او تقاضا کند عطا می فرماید) (آلوسی،1415ق، 14/107)
3-1-12- اهل آسمان و زمین و شأن خداوند
«یَسئَلُهُ مَن فِی السَّمَوَاتِ و الأَرضِ کُلَّ یَومِ هُوَ فِی شَأنٍ»
(هرکس که در آسمانها و زمین است سائل درگاه اوست و او هر روز در کاری است)
محتوای این آیه در واقع نتیجه ای از آیات قبل است زیرا می فرماید: تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند همواره نیازهای خود را از او می خواهند و از او سؤال می کنند.
منظور از درخواست تمام آسمانیان و زمینیان درخواست به زبان نیست،بلکه درخواست به احتیاج است،چون احتیاج خودش زبان است و معلوم است که موجودات زمین و آسمان از تمامی جهات وجود شان،محتاج خدایند،هستیشان بسته به خدا و متمسک به ذیل غنای اویند،همچنان‌که فرمود:
«أَنتُمُ الفُقَراءُ إِلَی الله وَ اللهُ هُوَ الغَنِیُّ»‌(نحل/96)
(همه شما عین فقر به خدایید و تنها اوست که بی نیاز ستوده است.)
و نیز در اینکه منظور از درخواست،درخواست زبانی نیست،بلکه درخواست حاجتی است فرموده:
«وَ آتاکُم مِن کُلِّ ما سَأَلتُمُوهُ» (فاطر/15)
(همه آنچه که احتیاج به آن دارید را به شما داده است.)
«کُلَّ یَومِ هُوَ فِی شَأنٍ»
اگر کلمه "شأن" را در اینجا نکره یعنی بدون الف و لام آورده برای این بود که تفرق و اختلاف را برساند در نتیجه معنای جمله چنین شود: خدای تعالی در هر روز کاری دارد، غیر آن کاری که در روز قبل داشت و غیر آن کاری که روز بعدش دارد، پس هیچ یک از کارهای او تکراری نیست و هیچ شأنی از شئون او از هرجهت مانند شأن دیگرش نیست، هرچه انجام می‌دهد بدون الگو و قالب و نمونه انجام می‌دهد و ابداع و ایجاد می کند و به همین جهت است که خود رابدیع نامیده، فرموده: «بَدِیعُ السَّماواتِ وَالارضِ» (بقره/117) (هستی بخش آسمانها و زمین او است)
البته منظور از کلمه "یوم" در جمله «کُلَّ یَومِ» هر روز-احاطه خدای تعالی در مقام فعل و تدبیر اشیاء است، در نتیجه او هر زمانی هست ولی در زمان نیست و در هر مکانی هست لیکن در مکان نمی گنجد و با هر چیزی هست لیکن نزدیک به چیزی نیست. (طباطبایی،1417ق، 19/102)
این آیه هم امید آفرینش است، هم غرورشکن و هم نشانه دوام خلقت و استمرار آفرینش، به همین دلیل گاهی پیشوایان اسلام برای امید بخشیدن به افراد، مخصوصاً روی این آیه تکیه می کردند، چنان که در داستان تبعید دردناک ابوذر "به ربذه" آمده:علی(ع) با جمله های بسیار گیرا و پرمعنی به هنگام بدرقه او به او دلداری داد، پس امام حسن(ع) فرزند رشید امیرمؤمنان او را به عنوان "عمو" خطاب کرد و جمله‌های دیگری افزود، بعد از او سالار شهیدان امام حسین(ع) زبان به سخن گشود و فرمود:
«یا عماه ان الله تعالی قادر ان یتغیر ما قدتری،الله کُلَّ یَومِ هُوَ فِی شَأنٍ، و قد منعک القوم دنیاهم و منعتهم دینک...فاسال الله الصبر و النصر» (امینی، 1386،8/301)
(ای عمو!خداوند متعال قادر است که این شرایط را دگرگون سازد و او هر روز در شان و کار تازه ای است، آنها تو را مزاحم دنیای خود دیدند و تو را باز داشتند و تو آنها را مزاحم دین خود دیدی و از آن باز داشتی از خدا شکیبایی و پیروزی بطلب)
3-2-نعمتهای اخروی
3-2-1- حسابرسی جن و انس
«سَنَفرُغَ لَکُم أَیُّهَ الثَّقَلانِ» (ای جنیان و آدمیان، به حساب شما خواهیم رسید)
نعمتهایی که تاکنون در آیات این سوره مطرح شده مربوط به این جهان بوده است،ولی از این آیه کریمه به بعد تذکراتی راجع به قیامت است و قرآن به مطلق نتایج اعمال خوب و اعمال بد اشاره می کند.
"ثَقَل" از ماده "ثِقل" به معنی سنگینی است.(قرشی،1371، 1/307)
در قرآن به جن و انس "ثقلین" گفته شده است برخلاف ملائکه که جزء گروه ثقلها نیستند،زیرا انسان دارای وزن و سنگینی است و درآن تردیدی نیست.ملائکه احیاناً به صورت جسم تمثل پیدا می کنند ولی تمثل معنایش این است که خود شیء حقیقت دیگری است اما به این‌ صورت‌ ظاهرمی‌شود (مطهری،1387،6/47)
در آن روز خداوند عالم قادر دقیقا همه اعمال و گفتار و نیات انس و جن را مورد بررسى و حساب دقیق قرار داده، و کیفر و پاداش مناسب را براى آنها تعیین مى‏کند.
با اینکه خداوند هر گاه به چیزى بپردازد از چیز دیگرى غافل نمى‏شود و در آن واحد احاطه علمى به همه کائنات دارد و هرگز چیزى او را از چیز دیگرمشغول نمى‏سازد" لا یشغله شان عن شان" ولى با اینحال تعبیر به" سنفرغ" جالب است، چرا که این تعبیر معمولا در موردى گفته مى‏شود که شخصى تمام کارهاى خود را رها مى‏کند، تا با حواس جمع به کارى بپردازد، و این تنها در مورد مخلوقاتى است که به حکم محدودیت هر گاه توجه به چیزى کنند از چیز دیگر باز مى‏مانند.
ولى این تعبیر در مورد خداوند چیزى جز تاکید هر چه بیشتر بر مساله رسیدگى به حساب نخواهد بود، به گونه‏اى که هیچ مثقال ذره‏اى از قلم نخواهد افتاد، و چه عجیب است که خداوند بزرگ حساب بندگان کوچک خود را بر عهده گیرد، و چه هولناک و وحشتناک است یک چنین محاسبه؟ اطلاق "ثقل" بر گروه جن و انس به خاطر سنگینى معنوى آنهاست، چرا که خداوند به آنها از نظر عقل و شعور و علم و آگاهى وزن و ارزش خاصى داده است، هر چند از نظر جسمى نیز در مجموع سنگینى قابل ملاحظه‏اى دارند، و لذا در آیه 2 سوره زلزال مى‏خوانیم: وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها که یکى از معانى آن خروج انسانها از قبرها به هنگام رستاخیز است این نکته نیز قابل تذکر است که ذکر خصوص این دو گروه به خاطر آن است که عمده کسانى که مکلف به تکالیف الهى هستند این دو مى‏باشند.(مکارم شیرازی،1374،23/147)
این آیه بیان می کند که روز قیامت خدا و ملائکه مشغول حساب جن و انس خواهند بود،به طوری که فقط کارشان همین باشد،سین در "سنفرغ" ظاهرا برای تاکید و قسمت است و نه به معنی دوری و نزدیکی و نیز صریح است که جن مانند انس،آخرت و بهشت و جهنم دارد و این حسابرسی از جمله نعمتهای خداوند است.(قرشی،1377، 10/876)
خداوند در این آیات از محاسبه قیامت و بعضى دیگر از خصوصیات معاد سخن مى‏گوید که در عین تهدید بودن براى مجرمان وسیله تربیت و آگاهى و بیدارى برای مؤمنان است و به همین جهت رحمت محسوب مى‏شود.
3-2-1-1-سلطان و قدرت الهی
«یَامَعشَرَ الجِنَّ وَ الإِنسِ‌إِنِ استَطَعتُم أَن تَنفُذُوا مِن أَقطَارِ السَّمَوَاتِ وَ الاَرضِ فَانفذوا لا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلطَنٍ»
(ای گرون جنیان و آدمیان،اگر می توانید که از کناره های آسمانها و زمین بیرون روید،ولی بیرون نتوانید رفت مگر با داشتن قدرتی.)
خطاب آیه مبنی بر تعجیز عموم افراد جن و بشر است که هر یک چنانچه قدرت دارد که از یکی از جوانب آسمان و زمین از این صحنه فرار کند،انجام دهد و کنایه از اینکه هیچیک از افراد جن و بشر نمی تواند از سعه قدرت ساحت پروردگار بیرون رود و از اجرای عقوبت رهایی یابد با اینکه افراد جن از نظر تجردی که دارند به سهولت می توانند از محیط خطر خارج شده رهائی یابند و مقدم داشتن جن در اینجا ممکن است به خاطر این باشد که آنها آمادگی بیشتری برای سیر آسمانها دارند. (همان،149) ولی نسبت به قدرت و احاطه مقام کبریای هیچ موجود و پدیده ای نمی تواند بدر رود و از اجزای کیفر و عقوبت خود رهائی بخشد. درست است که تهدید در این آیه به ظاهر در مسیر مجازات و کیفر است ولی از آنجا که ذکر آن هشداری است به همه انسانها و عاملی است برای اصلاح و تربیت،طبعا لطف و نعمتی محسوب می شود.
با توجه به این نکته که جن موجود مجردیست و در دنیا بشر نمی تواند جن را مشاهده نماید -زیرا مشاهده بشر از طریق نیروی بینائی حسی است و آن اختصاص به اجسام مادی دارد که با شرایطی به آنها نظر افکند- ولی بشر چنانچه به آستانه مرگ درآید نیروی بینائی روح او گشوده می شود و فرشتگان و قابض ارواح را با نیروی بینائی و شهود روح خود مشاهده می نماید.
و در عالم برزخ و عالم قیامت بشر نیز از نظر قدرت شهود فرشتگان و هم چنین افراد جن را مشاهده می نمایند. خلاصه استفاده می شود که بشر در این جهان از مشاهده جن محروم و بی بهره است،از نظر اینکه نیروی بینائی او اختصاص به بینائی حسی دارد و از مواد جسمانی و مادی فقط می تواند با نیروی بینائی ببیند و استفاده نماید ولی در عالم برزخ و قیامت نیروی شهود روح بشر تقویت یافته بر فرشتگان و همچنین بر افراد جن تماس و ارتباط خواهند داشت نهایت نه با نیروی بینائی حسی بلکه با نیروی شهود روحی و روانی،بعبارت دیگر استفاده می شود که بشر از مشاهده و شهود مجردات و قدسیان مانند فرشتگان و موجودات ناپیدا و مجرداتی مانند جن در این جهان بی بهره است.از نظر اینکه نیروی بینائی بشر اختصاص به نیروی حسی دارد و فقط رسولان و اولیاء از نظر قدرت و قدس روح می توانند به طور تمثل فرشتگان را با نیروی شهود و روح مشاهده نمایند همچنانکه مریم صدیقه(ع) جبرئیل امین(ع) را به طور تمثل با شهود و روح و قلب خود او را مشاهده نمود و با او گفتگو کرد. (حسینی همدانی،1404ق، 16/95)
در اینکه آیه فوق مربوط به قیامت است یا دنیا و یا هر دو؟ در میان مفسران گفتگو است و چون آیات قبل و بعد از آن ناظر به رویدادهای سرای دیگر است به نظر می رسد که این آیه نیز مربوط به فرار از چنگال عدالت الهی در قیامت باشد.و مؤید آن بعضی از اخباری است که در منابع اسلامی در این زمینه نقل شده از جمله در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده روز قیامت خداوند بندگان را در محل واحدی جمع می کند و به فرشتگان آسمان پائین وحی می فرستد فرود آیید، آنها که دو برابر جمعیت روی زمین جن و انس هستند فرود می آیند،سپس اهل آسمان دوم که آنها نیز دو برابر همه می باشند فرود می آیند و به همین ترتیب فرشتگان هفت آسمان فرود می آیند و همچون هفت حجابی گرداگرد انس و جن را احاطه می کنند،اینجاست که منادی صدا می زند؛ای جمعیت جن و انس اگر می توانید از اقطار آسمان ها و زمین بگذرید،اما هرگز نمی توانید جز با قدرت الهی و در اینجا می بینند اطراف آنها را هفت گروه عظیم از فرشتگان فرا گرفته اند. (راهی برای فرار از چنگال عدالت نیست) (فیض کاشانی،1415ق، 1/243) و (طبرسی،1372، 9/205)
3-2-1-2- وضع کیفرها در قیامت
«یُرسَلُ عَلَیکُما شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَ نُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرانِ»
(بر شما شعله ای بی دود فرستاده شود،یا دودی بی شعله،پس با او مقابله نتوانید کرد)
این آیه در حقیقت تاکید بر آیه قبل که دائر بر عدم قدرت انس و جن بر فرار از چنگال عدالت است،می باشد.
"شواظ" به معنی شعله های بی دود آتش است.(راغب اصفهانی،1412ق،470) و (ابن منظور،1414ق، 7/446)
"نحاس" به معنی دود (و یا شعله های قرمز رنگ و دود آلود آتش)است که به رنگ مس درمی آید. (قرشی،1371، 7/32)
«فَاِذَا انشَقَّتِ السَّماءُ فَکانَت وَردَهً کَالدِّهانِ»
(آنگاه که آسمان شکافته شود،رنگی سرخ چون رنگ روغن خواهد داشت)
این آیات ادامه آیات قبل است که حوادث رستاخیز را بازگو می کند و خصوصیات دیگری از صحنه قیامت و چگونگی حساب و مجازات و کیفر را ذکر می نماید.
"دِهان" به معنای ته مانده روغن است. (مصطفوی،1368، 3/263)
از مجموع آیات "قیامت" به خوبی استفاده می شود که در آن روز نظام کنونی جهان به کلی درهم می ریزد و حوادث بسیار هول انگیز در سرتاسر عالم رخ می دهد،کواکب و سیارات و زمین و آسمان دگرگون می شوند و مسائلی که تصور آن امروز برای ما مشکل است واقع می گردد و از جمله چیزی است که در آیه فوق آمده است که کرات آسمانی از هم می شکافد و به رنگ سرخ و به صورت مذاب همچون روغن درمی آید.این تشبیه ممکن است از این نظر باشد که رنگ آسمان به صورت مذاب گلگون در می آید.و یا اشاره به ذوب شدن کرات آسمانی و یا رنگهای مختلف آن بوده باشد.بعضی دهان را به معنی "چرم سرخ رنگ" نیز تفسیر کرده اند. در هر صورت این تشبیهات تنها می تواند شبحی از آن صفحه هولناک را مجسم سازد،چرا که در واقع شباهتی به هیچ حادثه ای از حوادث این دنیا ندارد و صحنه هایی است که تا کسی نبیند نمی داند. (شیرازی،1374، 23/154)
"ورده" به معنی گل است و از آنجا که گلها غالباً سرخ رنگند معنی سرخ را تداعی می کند. (طریحی،1375، 3/160)
از آنجا که اعلام وقوع این حوادث هولناک در صحنه قیامت و یا قبل از آن هشداری به همه مجرمان و مومنان است ، لطفی از الطاف الهی می باشد.
3-2-1-3 نوع سؤال و جواب در قیامت
«فَیَومَئِذٍ لایُسئَلُ عَن ذَنبِهِ اِنسٌ وَ لا جانٌّ»
(پس در آن روز از گناه هیچ جنی و آدمی نپرسند)
از این آیه تا به آخر سوره وضع حساب و جزا و حال مجرمین و متقین را که در دنیا از مقام پروردگار خود پروا داشتند و نیز حال کار آنان را بیان می کند)
سپس آیه شریفه سرعت حساب را بیان می کند(و می فرماید: حسابرسی او این قدر سریع است که از هیچ جن و انسی نمی پرسند چه گناهی کرده ای)و در جای دیگر صریحاً فرموده:
«وَ اللهُ سَرِیعُ الحَسابِ» (نور/39)
(و خدا سریع الحساب است)
مراد از کلمه "یَومَئِذ" روز قیامت است.
سوالی که در آیه نفی شده و فرموده: "از کسی سؤال نمی شود" سوال به طور معمول و معروف در بین خود انسانها است چنین سؤالی را نفی کرده، پس این آیه منافاتی با آیه «وقفِوُهُم إِنَّهُمُ مَسؤُلُونَ» (صافات/24) و «فَوَ رَبَّکَ لَنَسئَلَنَّهُم أَجمَعِینَ» (حجر/92) ندارد برای اینکه روز قیامت مواقف مختلفی دارد، در بعضی از آن مواقف مردم بازخواست می شوند و در بعضی دیگر مهر بر دهنهایشان زده می شود و در عوض اعضای بدنشان سخن می گوید و در بعضی مواقف دیگر از سیمایشان شناخته می شوند. (طباطبایی،1417ق، 19/179)
وآیه «یُعرَفُ المُجرِمُونَ بِسِیمَهُمُ فَیُوخَذُ بِالنَّوَاصِی وَ الاَقدَامِ» همین معنی را تایید می نماید که روز رستاخیز در صورت و سیمای گنهکاران آثار گناه ظاهر و هویدا است. روایات و احادیث اسلامی مؤید این مطلب است که عقبات و مراحل قیامت بسیار است و شاید این آیه (لا یسئل) راجع به یکی از مواقف باشد یا اول ظهور قیامت مراد باشد.از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود (هرکس معتقد به خدا باشد گناه کند و توبه نکند در عالم برزخ او را عذاب کنند و روز قیامت دیگر بر او گناهی نیست که از او سوال شود)
«بِالنَّوَاصِی وَالاَقدَامِ» یعنی آنها را به موی پیشانی و قدمهایشان می گیرند شاید اشاره به این باشد که آثار گناه مجرمین از موی پیشانی آنان تا به قدم آنها را گرفته و در تمام اندام آنها آثار غضب الهی هویدا و ظاهر گردید.
و این آیه تأیید می نماید آن اخبار و احادیثی را که دلالت دارد در قیامت هر کسی به صورت عملش وارد محشر می گردد و به صورت اخلاقش ظهور می نماید. (اصفهانی،1361، 12/37)
3-2-2- توصیف جهنّم
«هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِیُ یُکَذِّبُ بِهَا المُجرِمُونَ»
(این همان جهنمی است که مجرمان دروغش می پنداشتند)
ممکن است خطاب در این جمله به رسول خدا(ص) باشد،بعد از آن خبر که مجرمین به زودی بازخواست می شوند،و موی پیشانیشان را گرفته در آتش می اندازند،در این آیه روی سخن به رسول گرامی خود فرموده باشد،این آن جهنمی است که مجرمین از قوم تو آن را تکذیب می کردند و به زودی وارد آن خواهند شد و باید که سرنوشت آنان در نظرت بی اهمیت باشد. (طبرسی،1372، 9/312)
در روایت آمده که شخصی از امام رضا(ع) سوال کرد: آیا بهشت و دوزخ اکنون خلق شده اند؟
حضرت فرمود: بله،رسول خدا(ص) زمانی که به معراج رفتند،وارد بهشت شدند و جهنم را نیز دیدند، در ادا می‌گوید: عده ای معتقدند که این دو فقط تقدیر شده اند و هنوز خلق نشده اند،حضرت فرمودند: نه آنها از ما هستند و نه ما از انها،هرکس خلقت بهشت و جهنم را انکار کند پیامبر(ص) و ما را تکذیب کرده است و جز اهل ولایت و دوستان به شمار نمی آید. و برای همیشه در آتش دوزخ باقی خواهد ماند.و سپس آیه«هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی...» را قرائت کرد. (ابن بابویه،1378، 1/232)
«یَطُوفونَ بَینَهَا وَ بَینَ حَمِیمٍ ءَانٍ»
(میان[آتش] و میان آب جوشان سرگردان باشند.)
این آیه در ادامه آیه قبل به توصیف جهنم و عذابهای دردناک آن می پردازد که این هشدار و اخطار شدید لطفی از ناحیه خداوند بزرگ برای آدمیان است.
"حمیم" به معنای آب داغ است.(قرشی،1371، 2/184) و کلمه "ان" که اصلش "انی" است به معنای داغی است که داغیش به نهایت رسیده باشد. (مصطفوی،1360، 1/165)
به این ترتیب آنها از یک سو در میان شعله های سوزان جهنم می سوزند و تشنه می شوند و تمنای آب می کنند و از سوی دیگر آب جوشان به آنها می دهند(یا بر آنها می ریزند) و این مجازاتی دردناک است.(کاشانی،1336، 9/127)
از بعضی از آیات قرآن استفاده می شود که چشمه سوزان حمیم در کنار جهنم است که نخست دوزخیان را در آن می برند و سپس در اتش دوزخ می افکنند:
«یُسحَبُونَ فِی الحَمِیم ثُمَّ فِی النّارِ یُسجَروُنَ» (مؤمن/71و72)
(آنها را می کشند و در آب جوشان وارد می کنند سپس در آتش دوزخ افروخته می شوند)
3-2-3- دو بهشت
«وَ لِمَن خافَ مَقامَ رَبِّهَ جَنَّتانِ»
(برای کسانی که از مقام پروردگار خود بترسند دو جنت است)
آیاتی که گذشت راجع به اهل عذاب بود و از این آیه تا آخر سوره راجع به اهل نعیم در آخرت است.
"مقام" به معنی منزلت است،مقام ربّ همان علم و احاطه و تدبیر و حفظ و مجازات اوست نسبت به بنده اش.( قرشی،1371، 6/53)
مفسرین آیه را به دو گونه تفسیر کرده اند:
1.کسی که از ایستادن در هنگام حساب نزد پروردگار بترسد و ترک معاصی نماید.
2.کسی که بترسد و بداند خدا شاهد و حافظ اعمال او است و در معصیت جسارت ننماید و تابع دستورات خداوند باشد.
چنین کسی را دو بهشت است،و شاید مقصود از "مقام ربّه" مرتبه و عظمت و کبریای اوست و چون خوف و خشیت بدون معرفت به مقام ربوبی برای کسی میسر نخواهد گردید،پس ممکن است آیه اشاره به این باشد که آن کس خدا را به عظمت و جلال و به مقام الوهیت شناخت و شناسایی او سبب خوف و خشیت او گردید، برای چنین کسی دو بهشت است.(بانوی اصفهانی،1361، 12/39)
مفسرین در معنای دو بهشت گفتاری نقل کرده اند:
1.یکی بهشت(عدن)و دیگری بهشت(نعیم)
2.یکی برای انسان آماده شده و دیگری برای جن زیرا که خطاب به ثقلین یعنی جن و انس است.
3.یکی برای اداء طاعت آماده شده و دیگری برای ترک معصیت مهیا گردید.
4.یکی برای خادم و نوکر و دیگری برای مخدوم و آقا.
5.یکی از روی عدل عطا گردیده و دیگری بر سبیل فضل بخشیده شده
6.یکی از طلا ساخته شده و دیگری از نقره
7.یکی از یاقوت سرخ و دیگری از زبرجد سبز و خاک آن از یاقوت و عنبر و گلش از مشک خوشبو.
8.یکی بهشت روحانی و یکی بهشت جسمانی
بهترین توجیهی که به حقیقت نزدیک‌تر است همان بهشت روحانی و جسمانی است:زیرا بهشت اسم جنس است و تمام انواع و اقسام بهشت ها را شامل می گردد.و تعدد آن به انواع است نه به افراد و بهشت روحانی و جسمانی دو نوع از بهشت است که تحت هر یک از آن، افرادی است و این دو نوع بهشت در تمام خصوصیات از هم جدا و متمایز است جز آنکه هر دو به ازاء عمل نیک تفضلا عنایت می گردد.(کاشانی،1336، 9/129)
3-2-3-1- نعمتهای بهشتی
«ذَواتا أَفنانٍ»
([آن دو بهشتی که]دارای انواع نعمتها و درختان پر طراوت است.)
این آیه به توصیف دو بهشت می پردازد.
"افنان" جمع "فن" به معنی نوع است که یکبار بیشتر در قرآن نیامده است. (قرشی،1371، 5/205)
و ممکن است جمع "فنن" به معنی شاخه تر و نرم باشد که در این صورت معنای جمله این می شود که آن دو بهشت دارای درختانی نرم هستند.(طباطبایی،1417ق، 19/159)
"انواعی از نعیم" یعنی محدودش نکن و آن مقدمه ای است برای اینکه ذهن،نعمت های آن دو بهشت را محدود نکند،خداوند در سوره سجده آیه 17 می فرماید:
«فَلا تَعلمُ نَفسٌ ما أخفِیَ لَهُم مِن قُرَّهِ اَعیُنٍ»
(هیچ نفسی نمی تواند بداند که چه مایه های روشنای چشمی در آنجا پنهان است)
یعنی حتی توصیف‌هایی که مفسرین در قرآن می کنند به حسب میزان درک بشر است نه به میزان وجود آن چیز، زیرا آن قابل توصیف نیست و برای یک نفس در دنیا امکان درک آن مطلب وجود ندارد.(مطهری،1372، 6/74)
«فِیهِما عَینانِ تَجرِیانِ»
(در آن دو بهشت،دو چشمه جریان دارد)
در تفاسیر آمده که یکی تسنیم است و دیگر چشمه سلسبیل. (شریف لاهیجی،1373، 19/314 و حسینی شاه عبدالعظیمی،1363، 12/428 و طبرسی،1372، 9/314)
«فیهِما مِن کُلِّ فاکِهَهٍ زَوجانِ»
(از هر میوه ای دو نوع وجود دارد)
زوجان یعنی "جفت" که مفسران در معنای آن چند احتمال داده اند:
1.در آن دو باغ، دو نوع میوه است، یک نوع معروف و یک نوع غیرمعروف
2.دو نوع میوه متشابه است مانند تر و خشک که تازه و خشک آن در خوبی مثل هم هستند. (طبرسی،1377، 4/225)
ولی هیچیک از اینها دلیل روشنی ندارد و این اندازه مسلم است که میوه های بهشتی کاملا متنوع و گوناگون می باشد و هرکدام از دیگر بهتر و جالبتر است. (مکارم شیرازی،1374، 23/166)
و طبق تفسیر"جنّتان" به "دو بهشت" قهرا میوه های هر بهشتی هم با میوه های بهشت جسمانی، جسمانی است. (مطهری،1372، 6/74)
«مُتَّکِئینَ عَلی فُرُشٍ بِطائِنُها مِن إِستَبرَقٍ وَ جَنَی الجَنَّتَینِ دانٍ»
(بر بسترهایی که آستر آنها از ابریشم درشت بافت است،تکیه زنند و چیدن میوه[از] آن دو باغ [به آسانی] در دسترس است).
معمولا انسان وقتی تکیه می کند که در محیطی آرام و در نهایت امنیت باشد.این تعبیر نشانه آرامش کامل روح بهشتیان است.
"فرش" (بر وزن شتر)جمع "فراش" به معنی فرشهایی است که گسترده می شود. (راغب اصفهانی،1412ق،629)
«بطائن» جمع «بطانه»به معنی آستر است( قرشی، 1371، 1/202)
و «استبرق» به معنی حریر ضخیم است.( همان ، 189)
در اینجا گرانقیمت ترین پارچه ای که در دنیا تصور می شود آستر این فرشها ذکر شده ، اشاره به اینکه قسمت روئین آن، چیزی است که از لطافت و زیبایی و جذابیت در وصف نمی گنجد، چرا که معمولا در دنیا آستر را به خاطر اینکه ظاهر نمی شود از جنس کم اهمیتی تهیه می کنند و به این ترتیب کم اهمیت ترین جنسهای آن جهان پر ارزشمندترین جنس این جهان است ، اکنون باید ذکر کرد که متاع پرارزش آن چگونه است .
قدر مسلم اینست که مواهب الهی در سرای دیگر چیزی نیست که در الفاظ ما بگنجد و یا حتی قدرت تصور آن را داشته باشیم ، تنها شبحی از دور، در لابه لای این گونه آیات پرمعنی برای ما تجلی می کند .
این نکته نیز قابل توجه است که در آیات دیگر قرآن آمده که بهشتیان بر «ارائک» (تختهای سایبان دار) و «سریر» ( تختهای بدون سایبان) تکیه می کنند، اما در اینجا می گوید: تکیه بر فرشها دارند، ممکن است اینها همه به خاطر تنوع در لذات بهشتی باشد که گاهی برآن تکیه می زنند و نیز ممکن است این فرشهای گرانبها را بر آن تختها بگسترانند، و یا اشاره به مسائل مهمتری است که درک آن برای ما ساکنان دنیا ممکن نیست.(مکارم شیرازی، 1374، 23/167)
کلمه «جنی» به معنای میوه رسیده است که وقت چیدنش شده باشد و کلمه « دان » ( که در اصل دانی بوده) اسم فاعل از مصدر « دنو» با ضمه دال و نون و تشدید واو- است که به معنای نزدیکی است ، پس دانی یعنی نزدیک و معنای جمله این است که میوه های چیدنی درختان بهشتی نزدیک و در دسترس است .( قرشی ، 1371 ، 2/77 و 361 )
«فیهِنَّ قاصِراتٌ الطَّرفِ لَم یَطمِثهُنَّ إِنسٌ قَبلَهُم وَ لا جَانٌّ»
(در آن [باغها، دلبرانی] فروهشته نگاهند که دست هیچ انس و جنّی پیش از ایشان به آنها نرسیده است).
«طرف» [بروزن حرف] به معنی پلک چشمها است، واز آنجا که به هنگام نگاه کردن پلکها به حرکت در می آید کنایه از نگاه کردن است بنابراین تعبیر به « قاصرات الطرف» ،اشاره به زمانی است که نگاهی کوتاه دارند ، یعنی فقط به همسرانشان عشق می ورزند و این یکی از بزرگترین امتیازات همسر است که جز به همسرش نیندیشد و به غیر او علاقه نداشته باشد.( قرشی، 1371، 4/207)
«طمث» که فعل « لم یطمث» از آن مشتق شده به معنای ازاله بکارت و نکاحی است که با خونریزی همراه باشد و معنای آیه این است که حوریان بهشتی دست نخورده اند، وقبل از همسران هیچ جن و انسی ازاله بکارت از ایشان نکرده است.( همان ، 4/236)
در روایات ذیل جمله « فیهِنَّ قاصِراتُ الطَّرفِ » آمده : که امام فرموده : حورالعین آن قدر نورش روشن است که چشم را می زند ، و نمی شود بدو خیره شد. (قمی ، 1367، 2/349)
ودرحدیثی دیگر ازابن مردویه از جعفربن محمد از پدرش از جدش از رسول خدا(ص) روایت کرده که در معنای جمله « قاصرات الطرف» فرموده: یعنی جز به همسران خود نظر نمی افکنند. ( سیوطی، 1404 ق، 9/147)
3-2-3-2-ارزش عفت زن
«عفت زن» برای مرد یک ارزش ذاتی و اصیل دارد. در ارتباط مرد و زن تنها اقناع غریزه جنسی مطرح نیست، آن مسأله وحدت، یگانگی و اتحاد روحی بالاتر است قرآن تعبیری دارد که می فرماید:
« وَ مِن ایاتِهِ اَن خَلَقَ لکُم مِن أَنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسکُنوا اِلَیها وَجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّهً ورَحمَهً» (روم /21)
(و از نشانه‏هاى او اینکه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد.)
در رابطه زوجین مودت و رحمت را مطرح می کند .موّدت و رحمت غیر از شهوت است.
در حقیقت قرآن ‌‌می‌خواهد بگوید که در عالم آخرت در آنچه که مردان از زنان اخروی بهره می برند- اعم از آنکه آن زنان اخروی « خیرات حِسان دنیا» باشند یعنی زنان دنیایشان باشند یا حورالعین ها باشند- تنها مسأله جنسی مطرح نیست، بلکه مسأله روحی هم مطرح است . یعنی زنانی هستند که عاشق این مردها هستند و دل در گرو این مردها دارند. ویک حالت یگانگی دارند واز غیر اینها چشم بسته اند.
«قاصرات الطرف » یعنی چشمشان فقط و فقط به اینها اکتفا کرده است. (مطهری ، 1372،6/78)
«کَأَنَّهُنَّ الیاقُوتُ وَ المَرجانُ »
(گویی که آنها یاقوت و مرجانند)
یاقوت سنگی معدنی است که دارای اقسامی است از قبیل زرد، سبز، کبود ، این آیه در تعریف حوریان بهشتی است که در صفا و طراوت به یاقوت و مرجان تشبیه شده اند که این لفظ فقط یکبار در قرآن مجید آمده است. ( قرشی ، 1371، 7/267 )
مرجان حیوانی است دریایی شبیه شاخه های درخت که گاه به رنگ سفید و گاه قرمز با رنگهای دیگر است و در اینجا ظاهراً منظور نوع سفید آن است که درباره ی آن در اوائل سوره ذیل آیه 22 شرح بیشتری داده شد.
سرخی و صفا و درخشندگی "یاقوت" و سفیدی و زیبایی شاخ "مرجان" هنگامی که این دورنگ ( یعنی سفید و سرخ شفاف) به هم آمیزند زیباترین رنگ را پیدا می کنند.
حوریان بهشتی در سرخی و صفا به یاقوت و در سفیدی و روشنایی به مرجان تشبیه شده اند. روایت است که صفای حوران از صفای یاقوت و بیاض درّ و مرجان بیشتر باشد و حوری که هفتاد حله حریر پوشیده باشد مغز ساق او در پس آن حله مشاهده شود مانند رشته سفید از ورای یاقوت و زنان اهل دنیا نیز در بهشت مثل حوران در عدم طمث و در صفا و طراوت باشند، پس ایشان با این صفات با شوهران خود ملاقات کنند.( کاشانی ، 1336،9/130 )
بعضی اینگونه تفسیر کرده اند که یاقوت همچون هر سنگ دیگر نیست که به آسانی در دسترس هرکس قرار گیرد. بلکه برای دست یافتن به آن کوشش و تلاش فراوان لازم است و نیز بدان سبب که دست هرکس به مرجان نمی رسد و برای یافتن آن باید تحمل مشقت کند و در ژرفای دریاها غوطه ور شود، برای رسیدن به بهشت نیز باید بهایی پرداخته شود که در اختیار همه کس قرار ندارد. (مدرسی ، 1419 ق، 14/ 356)
با تأمل در این آیات عفاف و حجاب زنان بهشتی می‌تواند اشاره‏اى به عفاف و حجاب زنان این دنیا نیز باشد و الگویى براى همه زنان محسوب شود.
3-2-3-3- پاداش نیکی
« هل جَزاءُ الإِحسانِ إِلّا الإِحسانُ »
(آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟)
این آیه استفهام انکاری و تعلیل نعمتهای گذشته است
روایتی از انس بن مالک از رسول خدا آمده که فرمود: و آن حضرت این آیه را خواند و فرمود : آیا می دانید خدایتان چه می گوید: به او گفته شد خدا و رسولش داناتر هستند:
« قال ربکم یقول هل جزاء من انعمتا علیه بالتوحید الاالجنه»
(رسول خدا فرمود:پروردگارتان می‌گوید آیا پاداش کسی که توحید را به عنوان نعمت به او ارزانی کردیم جز بهشت است.)
از این روایت معلوم می شود که توفیق به عمل احسانی است از جانب خدا، پس عملی که مومن انجام می‌هد، خدا این عمل را به او احسان کرده و درمقابل آن، بهشت می دهد. (بحرانی ، 1416 ق، 5/245) و( ابن بابویه، 1398ق ، 28 )
حدیث دیگری از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:
« آیه فی کتاب الله مسجله ، قلت و ماهی ؟ قال قول الله عزوجل :« هَل جَزاءَ الإِحسانِ إِلّا الاِحسانُ »
جرت فی الکافر والمؤمن ، والبر والفاجر، و من صنع الیه معروف فعلیه ان یکافی به ولیس المکافاه ان تصنع کما صنع حتی تربی، فان صنعت کما صنع کان له الفضل بالابتداء:»
(آیه ای در قرآن است که عمومیت و شمول کامل دارد.
راوی می گوید : عرض کردم کدام آیه است ؟ فرمود: این سخن خداوند متعال که می فرماید: هَل جَزاءُ الإِحسانِ إِلّا الاحسانُ، که درباره کافر و مومن نیکوکار و بدکار جاری می شود ( که پاسخ نیکی را باید به نیکی داد) و هرکسی به او نیکی شود باید جبران کند، و راه جبران این نیست که به اندازه او نیکی کنی، بلکه باید پیش از آن باشد، زیرا اگر همانند آن باشد نیکی او برتر است، چرا که او آغازگر بوده ) ( عروسی حویزی ، 1415ق ، 5/199 )
بنابراین پاداش الهی در قیامت نیز بیش از عمل انسان در دنیا خواهد بود، طبق همان استدلالی که امام در حدیث فوق فرموده است.
راغب در«مفردات» می گوید:« احسان » چیزی برتر از عدالت است، زیرا عدالت این است که انسان آنچه بر عهده او است بدهد و آنچه متعلق به او است بگیرد، ولی احسان این است که بیش از آنچه وظیفه اوست انجام دهد، و کمتر از آنچه حق او است بگیرد.( راغب اصفهانی ، 1412 ق، 235)
خداوند این آیه را نیز به عنوان نعمت معرفی کرده است چرا که این قانون یعنی جزای احسان به احسان خود نعمتی است بزرگ از ناحیه خداوند بزرگ و نشان می دهد که پاداش او در برابر اعمال بندگان نیز در خورکرم اوست نه در خور اعمال آنها ، تازه اگر آنها عملی دارند و اطاعتی می کنند آنهم به توفق و لطف خداست و برکاتش نیز به خودشان می رسد. و نکته ای که در این آیه قابل توجه است اینست که یک قانون عمومی در منطق قرآن است که خدا و خلق و همه بندگان را شامل می شود.
عمومیت این قانون به همه مسلمانان تعلیم می دهد که هر نیکی را از هر کسی باشد جبران کنند ، و به گفته امام صادق(ع) جبران آن نیست که همانندش را انجام دهند، بلکه باید برتر باشد، و گرنه آنکه ابتدا به احسان کرده است برتری خواهد داشت.
در مورد اعمال ما در پیشگاه خداوند مساله شکل دیگری به خود می گیرد، چرا که طرف، خداوند کریمی است که امواج و رحمتش سرتاسر عالم هستی را فرا گرفته و اکرام و انعامش شایسته ذات او است، نه هم وزن اعمال بندگان. ( مکارم شیرازی ، 1374 ، 23/172 )
3-2-4- دو بهشت نازلتر
« وَ مِن دُونِهِما جَنَّتان »
( و پایین تر از آنها دو بهشت دیگر است).
آیات گذشته پیرامون دو بهشت خائفان با ویژگیهای والا سخن می گفت ولی در این آیات از دو بهشت سخن می گوید که در مرحله پایینتری و طبعا برای افرادی است که در سطح پایینتری از ایمان و خوف از پروردگار قرار دارند و به تعبیر دیگر هدف بیان وجود سلسله مراتب به تناسب ایمان و عمل صالح است.
مؤید این مطلب روایاتی است که درباره این آیه نقل شده است:
حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام است که در تفسیر این آیه فرموده:
« جنتان من فضه ، ابنیتهاو ما فیهما ، جنتان من ذهب ابنیتهاوما فیهما » (طبرسی، 1372 ، 9/318)
( دو بهشت که بنای آنها وهرچه در آنهاست از نقره است ، و دو بهشت است که بنای آنها و هرچه در آنها است از طلا است) [ تعبیر به طلا و نقره ممکن است اشاره به تفاوت ارزش و مواهب آنها باشد]
در حدیث دیگری از امام صادق (ع) آمده که در تفسیر همین آیه فرموده اند:
« لا تقولن الجنه واحده ان الله یقول ، « وَمِن دُونِهما جَنَّتانِ » ولا تقولن درجه واحده ان الله یقول، درجات بعضها فوق بعض ، انها تفاضل القوم بالاعمال:» (همان،319)
(نگو بهشت یکی است ، چرا که خداوند می گوید ، غیر از آن دو بهشت، دو بهشت دیگراست و نگو درجه واحدی است چرا که خداوند می فرماید: درجاتی است که بعضی بالاتر از بعضی دیگر است و این تفاوت به خاطر اعمال می باشد.)
و نیز در حدیثی از پیامبر (ص) آمده است :
« جنتان من ذهب للمقربین ، و جنتان من ورق لاصحاب الیمین » (سیوطی، 1404 ، 6/146 )
(دو بهشت از طلا است برای مقربان ، و دو بهشت از نقره برای اصحاب الیمین)
3-2-4-1- اوصاف دو بهشت
«مُدهامَّتانِ »
(هر دو کاملا خرم و سرسبزند)
«مدهامّتان» از ماده « ادهیمام» و از ریشه «تهمه» ( بروزن تهمه) در اصل به معنی « سیاهی » و «تاریکی شب» است سپس به سبز پررنگ نیز اطلاق شده است واز آنجا که چنین رنگ نشانه نهایت شادابی و طراوت گیاهان و درختان است این تعبیر بیانگر نهایت خرمی آن دو بهشت است.(ابن منظور، 1414 ق ، 12/209)
«فیهما عَینانِ نَضَّاخَتانِ»
" نَضَّاخَتانِ" از ماده "نضخ" به معنی فوران آب است.(قرشی،1371، 7/76)
در روایات آمده که:دو چشمه ای که آبشان روان می شود بهتر از چشمه فوران کننده است و دو فوران کننده بهتر از دو جریان کننده نیست.(سیوطی،1404ق، 6/150)
و این بدان معنی نیست که در آن دو باغ نهرهای جاری وجود ندارد،ولی خدا برای صاحبان دو جنت اول آب نهرهای کوچک و بزرگی را از چشمه ها به جریان می اندازد که این امتیاز در دو جنت با درجه پایین تر وجود ندارد. و این چیزی از شأن آنها نمی کاهد،زیرا تنها نجات یافتن از آتش خود فوز بزرگی بوده است و خداوند تعالی گفته است:
«کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّهَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ» (آل عمران/185)
(همه کس چشنده مرگ است و مزدهای شما به صورت کامل در روز قیامت به شما خواهد رسید،پس آن کس که از آتش برکنار شود و به بهشت درآید، رستگار شده است،و زندگی دنیا چیزی جز اسباب فریب و سرگرمی نیست). (مدرسی،1419ق، 14/364)
3-2-4-2- ارزش میوه ها
«فیهِما فاکِهَهٌ وَ نَخلٌ وَ رُمّانٌ»
(در آن دو،میوه خرما و انار است)
نخل و رمان هر دو جز گروه میوه ها هستند ولی به خاطر امتیازی که دارند به صورت جدا ذکر گردیده است.
بعضی از مفسرین پنداشته اند که این میوه در مفهوم "فاکهه" داخل نیست،اشتباه است،زیرا علمای لغت آن را انکار کرده اند،و اصولا عطف "خاص" بر"عام" در مواردی که امتیازی موجود باشد،کاملا معمول است،چنانکه در آیه 98 سوره بقره آمده است:
«مَنْ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیکالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْکافِرِینَ»
(کسی که دشمن خدا و ملائکه و فرستادگان او و جبرئیل باشد(کافر است)و خداوند دشمن کافران می باشد)
در این آیه "جبرئیل" و "میکائیل" که دو نفر از فرشتگان بزرگ خدا هستند بعد از ذکر "ملائکه"به طور عام مورد توجه قرار گرفته اند.(داور پناه،1375، 2/392)
در آیات فوق از میان غذاهای بهشتی مخصوصا روی میوه ها تکیه شده و از میان تمام میوه ها به خصوص خرما و انار را نام می برد و عجب اینکه به جای "خرما" ،"درخت نخل" گفته شده ولی در مورد انار نام خود میوه آمده است و لابد هرکدام نکته ای دارد.
اما ذکر خصوص میوه ها از میان غذاهای بهشتی به خاطر اهمیتی است که میوه ها در تغذیه دارند،تا آنجا که انسان را موجودی "میوه خوار" نامیدند و نقش میوه ها درطراوت و شادابی و نشاط انسان نه تنها از نظر علمی بلکه از نظر تجربه عمومی مردم نیز آشکار شده است.
و اما ذکر درخت نخل به جای میوه ممکن است از این نظر باشد که درخت نخل علاوه بر میوه اش از جهات مختلف مورد استفاده است در حالی که درخت انار چنین نیست، از برگهای نخل انواع وسائل زندگی از فرش گرفته تا کلاه و لباس و وسیله حمل و نقل و تخت خواب می بافند و از الیاف آن استفاده های مختلف می کنند، بعضی از قسمتهای آن خواص دارویی دارد و حتی از تنه آن به عنوان ستون برای بعضی عمارتها یا پل برای عبور از نهرها استفاده می کنند.
و اما انتخاب این دومیوه از میان میوه های بهشتی به خاطر تنوع این دو می باشد. یکی غالبا در مناطق گرم می روید و دیگری در مناطق سرد،یکی ماده قندی دارد،و دیگری ماده اسیدی،یکی از نظر طبیعت گرم است و دیگری از نظر طبیعت سرد،یکی غذاست و دیگری برطرف کننده تشنگی.
و اما "انار" که در بعضی از روایات اسلامی به عنوان بهترین میوه ها (سیدالفاکهه) معرفی شده است.
دانشمندان غذاشناس مطالب بسیاری گفته اند،از جمله روی قدرت پاک کنندگی خون و وجود مقدار قابل ملاحظه ای "ویتامین ث" در آن تکیه کرده اند.
فوائد فراوان دیگری برای انار (شیرین و ترش) در کتب آمده است از جمله تقویت معده،دفع تبهای صفرایی،یرقان،جرب(بیماری خارش)،تقویت دید چشم،رفع جراحات مزمن،تقویت لثه،رفع اسهال است.
حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده:
«اطعموا صبیانکم الرمان،فانه اسرع لشبابهم»
(به کودکان خود انار دهید که موجب رشد سریع آنها است). (مجلسی،1403ق، 66/163و164)
و در حدیث دیگری آمده است:
«فانه اسرع لالسنتکم»
(زودتر به سخن می آیند) (همان،165)
و در حدیث دیگری از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آمده است که فرمودند:
«ما علی وجه الارض ثمره کانت احب الی رسول الله(ص) من الرمان»
(هیچ میوه ای در روی زمین نزد رسول خدا محبوبتر از انار نبود) (کلینی،1407ق، 6/352)
3-2-4-3 همسران بهشتی
«فیهِنَّ خَیراتٌ حِسانٌ»
(در آن دو بهشت [نیز] زنانی هستند نیکو خلق و زیبا)
"خیرات" اصل آن "خیرات" است که حرف "ی" در آن مجزوم شده و تخفیف یافته پس "الخیرات من النّساء" یعنی (الخیّرات من النّساء) که خیر در مرد و زن مذّکر و مؤنث هر دو بکار می رود و هرگاه با "ی" مجزوم به کار رود یعنی با اخلاق خوب و پاک و-خیرات حسان یعنی زنان پاک و خوب. (راغب اصفهانی،1412ق، 300)
در تفسیر قمی حدیثی از معصوم در معنای آیه آمده:
منظور دخترانی هستند که چون گیاه بر لب شط کوثر می رویند،هرقدر از آنها گرفته شود دوباره به جایش می روید.(قمی،1367، 2/346)
طبرسی در مجمع البیان چند صفت برای زنان بهشتی ذکر کرده است:
1.زنانی که افشاگری از شوهرانشان نمی کنند.
2.زنانی که در محافل و مجامع عمومی و راه پیمایی ها سرود و شعار بخوانند نیستند.
3. زنانی که دهانشان عفونی و بدبو باشد نیستند
4. زنانی سر از بام یا پنجره و درب منزل بیرون کنند نیستند.
5.که به شوهرانشان نیرنگ بزنند و بگویند حالا میایم و نیایند تا شوهر بخواب رود نیستند.
6.زنانی که فحاش و بددهن و سلیطه باشند نیستند.
7.زنانی که چشمک به مردان اجنبی و بیگانه بزنند نیستند.
8.زنانی که راه پیمایی در خیابانها و راه ها نمایند و شعار بدهند-نیستند.
9.زنانی که مغرور و فریبنده باشند نیستند.
(طبرسی،1372، 9/320)
خلاصه اینکه تمام صفات کمال و جمالی که در یک همسر مطلوب است وآنچه خوبان همه دارند در آنها جمع است و به همین دلیل قرآن در یک تعبیر کوتاه و پرمعنی از آنها به عنوان "خیرات حسان" تعبیر کرده است.
سپس در ادامه توصیف زنان بهشتی می فرماید:
«حُورٌ مَقصُوراتٌ فِی الخِیامِ»
(آنها حوریانی هستند که در خیمه های بهشتی مستورند.)
"حور" جمع "حوراء" و "احور" به کسی می گویند که سیاهی چشمش کاملا مشکی و سفیدی آن کاملا شفاف است و گاه به زنان سفید چهره نیز اطلاق شده است.(ابن منظور،1414ق، 4/217)
تعبیر به "مقصورات" اشاره به این است که آنها تنها تعلق به همسرانشان دارند و از دیگران مستور و پنهانند.(طریحی،1375، 3/458)
"خیام" جمع "خیمه" است ولی به طوری که در روایات اسلامی آمده خیمه های بهشتی شباهتی به خیمه های این جهان ندارند،از نظر گستردگی و وسعت و زیبایی،این نکته نیز قابل توجه است که "خیمه" طبق آنچه علمای لغت و بعضی از مفسران گفته اند تنها به معنی خیمه های پارچه ای که در میان ما معروف است نمی باشد،بلکه به خانه های چوبی و یا حتی هرخانه مدوری کلمه "خیمه" اطلاق می شودو گاه گفته شده "خیمه" عبارت است از هر خانه ای که از سنگ و مانند آن ساخته نشده باشد.(معطوف،1384،153)
از امام صادق(ع) درباره این آیه سؤال کردند،فرمود: مقصود حوریه هایی است که پیوسته در پرده به سر برده اند و در میان خیمه هایی هستند از درّ و یاقوت و مرجان بر هر خیمه ای چهار در است و بر هر دری هفتاد دربانند و از کرامت الهی هر روزه آنها را به مؤمنان ارمغان کنند.(کلینی،1381ش،201)
آیه بعد توصیف دیگری درباره حوریان بهشتی است که عین آن در سابق گذشت و شرح داده شده:
«لَم یَطمِثهُنَّ إِنسٌ قَبلَهُم وَ لا جَانٌ»
(دست هیچ انس و جنّی پیش از ایشان به آنها نرسیده است)
آیه بعد آخرین توصیفی است که درباره نعمتهای بهشتی آمده است:
«مُتَّکِئِینَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِیٍّ حِسَانٍ»
(ساکنان این دو بهشت در حالی هستند که تکیه بر تختهایی زده اند که با بهترین و زیباترین پارچه های سبز رنگ پوشانده شده است)
"رفرف" در اصل به معنی برگهای گسترده درختان است و سپس به پارچه های زیبای رنگارنگ که بی شباهت به منظره باغها نیست اطلاق شده است. (قرشی،1371، 3/110)
"عبقری" در اصل به معنی هرموجودی بی نظیر است و لذا به دانشمندانی که وجود آنها در میان مردم نادر است،"عباقره" می گویند، بسیاری معتقدند کلمه "عبقر" در آغاز اسمی بوده که عرب برای شهر پریان انتخاب کرده بود و از آنجا که این شهر موضوع ناشناخته و نادری بوده،هر موضوع بی نظیر را به آن نسبت می دهند،و "عبقری" می گویند،بعضی نیز گفته اند که "عبقر" شهری بود که بهترین پارچه های ابریشمین را در آن می بافتند.(ابوالفتح رازی،1408ق،183)
و "حسان" جمع "حسن" (بر وزن چمن) به معنی خوب و زیباست.(قرشی،1371، 2/135)
به هرحال این تغییرات همه حاکی از این است که بهشت همه چیزش ممتاز است از جمله میوه ها، غذاها،قصرها،فرشها و خلاصه هر چیزش در نوع خود بی نظیر و بی مانند است بلکه باید گفت این تغییرات نیز هرگز نمی تواند آن مفاهیم بزرگ و بی مانند را در خود جای دهد و تنها شبحی از آن را در ذهن ما ترسیم می کند.
خداوند در آخرین آیه این سوره می فرماید:
«تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ»
(پر برکت و زوال ناپذیر است نام پروردگارت که صاحب جلال و اکرام است)
"تبارک" از ریشه "برک" (بر وزن درک) به معنی سینه شتر است و از آنجا که شتران هنگامی که در جایی می خوابند و ثابت می مانند سینه خود را به زمین می چسبانند این واژه به معنی ثابت ماندن و پایدار و بادوام بودن به کار رفته است و نیز از آنجا که سرمایه بادوام و زوال ناپذیر فوائد زیادی دارد به موجود پر فایده "مبارک" گفته می شود و شایسته ترین کسی که این عنوان برای او سزاوار است ذات پاک خداوند است که سرچشمه همۀ خیرات و برکات می باشد.
این تعبیر به خاطر آن است که در این سوره انواع نعمتهای الهی،در زمین و آسمان، در خلقت بشرو در دنیا و آخرت آمده است و از آنجا که اینها همه از وجود پر برکت پروردگار افاضه می شود، مناسبترین تعبیر همان است که در این آیه آمده است.
زیرا منظور از "اسم" در اینجا اوصاف پروردگار است مخصوصاً صفت "رحمانیت" که منشأ همه این برکات است و به تعبیر دیگر افعال خداوند از صفات او سرچشمه می گیرد،اگر عالم هستی را با نظام آفرید و در همه چیز میزان قرار داد "حکمت" او ایجاب می کرد و اگر قانون عدالت را در همه چیز حکمفرما فرمود "علم و عدل" او ایجاب می کند و اگر مجرمان را در انواع مجازاتهایی که در این سوره اشاره شد گرفتار می سازد "منتقم" بودنش اقتضا می نماید،و اگر مؤمنان صالح را مشمول انواع مواهب معنوی و مادی در این جهان و جهان دیگر قرار می دهد،"فضل و رحمت" واسعه او ایجاب می کند،بنابراین "اسم" او اشاره به "صفات" اوست و صفات او هم عین ذات پاک اوست.
تعبیر "ذی الجلال و الاکرام" اشاره ای است به تمام صفات جمال و جلال او و همچنین نام "الرحمن" که سوره با آن شروع شده است.(مکارم شیرازی،1374، 186و187)
سوره با کلمه "الرحمن" شروع شد و با توصیف "الرحمن" با جمله تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام" خاتمه پیدا می کند،اشاره به اینکه آنچه که در عالم به وجود آمده است از اول تا آخر عالم،دنیا و آخرت،تمام اینها به اسم "رحمن" به وجود آمده است.(مطهری،1372، 6/79)
در آیه 27 سوره بعد از ذکر نعمتهای مختلف معنوی و مادی دنیا می فرماید:«وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ »و در پایان سوره بعد از ذکر انواع نعمتهای بهشتی می فرماید:
«تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ»
این دو تعبیر بیانگر این واقعیت است که همه خطوط به ذات پاک او منتهی می شود و هرچه هست از ناحیه او است،دنیا از ناحیه اوست و عقبی نیز از ناحیه او است و جلال واکرام او همه چیز را فرا گرفته است .
در حدیثی از امام باقر(ع) آمده که در تفسیر آیه«تَبَارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ» فرمود:
«نحن جلال الله و کرامته التی اکرم الله العباد بطاعتنا»
(ما جلال خداوند و کرامت او هستیم که بندگان را به اطاعت ما گرامی داشته است). (بحرانی،1416ق، 4/272)
روشن است که اهل بیت پیامبر(ص) جز به سوی خدا دعوت نمی کنند و جز به اطاعت او نمی خوانند و هادیان راه و کشتیهای نجات در این دریای متلاطم زندگی دنیا هستند و بنابراین یکی از مصداقهای جلال و اکرام الهی محسوب می شوند،چراکه خداوند به وسیله اولیائش مردم را مشمول نعمت هدایت می‌سازد.
نتیجه
از آیات قرآن استفاده می شود که نعمت‌های مادی و معنوی سراسر زندگی بشر را در برگرفته است و آثار رحمت و بخشندگی او در هر چیز متجلی است. خداوند در سوره الرحمن به تذکر و یادآوری بعضی از نعمت‌های دنیوی و اخروی پرداخته، تا بدین سبب انسان متنبه و متوجه باشد که نعمت‌های الهی را چه در ذهن و فکر و چه در عمل مورد انکار قرار ندهدو همیشه به آن نعمت‌ها توجه داشته باشد.زیرا توجه به نعمت‌ روح شکر و سپاسگزاری را در انسان به وجود می آورد و انسان را بیشتر متذکر خدا می کند و بیشتر در صراط و عبودیت قرار می دهد و از مخالفت و عصیان باز می دارد.

(سایت مرجع پژوهش علمی ) - دانلود ریسرچ

2-1-2 گله های اجداد گوشتی PAGEREF _Toc402568422 \h 12
2-1-3 گله های مرغ مادر PAGEREF _Toc402568423 \h 12
2-1-4 کارخانه جوجه کشی PAGEREF _Toc402568424 \h 12
2-2 تکنیکهای مدیریتی برای جبران کاهش فعالیت جفتگیری PAGEREF _Toc402568425 \h 12
2-2-1 کنترل وزن بدن و برنامه تغذیهای PAGEREF _Toc402568426 \h 12
2-2-2 خروس ریزی و نسبت جنسی در ابتدای جوجه ریزی PAGEREF _Toc402568427 \h 13
2-2-3اسپایکینگ PAGEREF _Toc402568428 \h 13
2-2-4اینترااسپایکینگ PAGEREF _Toc402568429 \h 14
2-3 تستوسترون برای جبران کاهش فعالیت جفتگیری PAGEREF _Toc402568430 \h 14
2-3-1 عملکرد تستوسترون PAGEREF _Toc402568431 \h 15
2-3-2 علل کاهش تستوسترون PAGEREF _Toc402568432 \h 16
2-3-3 نقش تستوسترون PAGEREF _Toc402568433 \h 16
2-3-4 تاثیر تستوسترون بر میزان متابولیسم پایه PAGEREF _Toc402568434 \h 17
2-4علایم کمبودهورمونتستوسترون دربدن PAGEREF _Toc402568435 \h 17
2-4-1 کاهش محسوس حجم و قدرت عضلانی PAGEREF _Toc402568436 \h 17
2-4-2 افزایش میزان تجمع چربی PAGEREF _Toc402568437 \h 18
2-4-3 کاهش تراکم استخوانی PAGEREF _Toc402568438 \h 18
2-4-4 کاهش محسوس قوای جنسی PAGEREF _Toc402568439 \h 18
2-5 آشنایی با روش‌های واکسیناسیون طیور PAGEREF _Toc402568440 \h 19
2-5-1 روش قطره چشمی PAGEREF _Toc402568441 \h 19
2-5-2 روش تزریقی PAGEREF _Toc402568442 \h 19
2-5-3 روش تلقیح در نسوج بال PAGEREF _Toc402568443 \h 19
2-6 تزریق تستوسترون و تاثیر آن در گونه های مختلف PAGEREF _Toc402568444 \h 19
2-6-1 تاثیر تستوسترون در خروس PAGEREF _Toc402568445 \h 19
2-6-2 تزریق تستوسترون در جوجه های گوشتی PAGEREF _Toc402568446 \h 20
2-6-3 تزریق تستوسترون در خوک PAGEREF _Toc402568447 \h 20
2-6-4 تزریق تستوسترون در خرگوش PAGEREF _Toc402568448 \h 20
2-6-5 تزریق تستوسترون در میش PAGEREF _Toc402568449 \h 21
2-6-6 تاثیر تستوسترون بر رشد جوجه خروسها PAGEREF _Toc402568450 \h 21
2-6-7 تزریق تستوسترون در پرندگان PAGEREF _Toc402568451 \h 22
2-6-8 تستوسترون در انسان PAGEREF _Toc402568452 \h 22
2-6-9 تستوسترون در گاو PAGEREF _Toc402568453 \h 22
2-6-10 تزریق تستوسترون در گونه های دیگر PAGEREF _Toc402568454 \h 23
2-7 دستگاه تولید مثل جنس نر در طیور PAGEREF _Toc402568455 \h 23
2-8 سیستم ماهیچه هاوعضلات در طیور PAGEREF _Toc402568456 \h 24
2-9 دستگاه تناسلی و دفع ادرار PAGEREF _Toc402568457 \h 24
2-10 علائم فنوتیپی خروسهای بالغ PAGEREF _Toc402568458 \h 26
2-10-1 خروس تیپ آ PAGEREF _Toc402568459 \h 26
2-10-2 خروس تیپ بی PAGEREF _Toc402568460 \h 26
2-10-3 خروس تیپ سی PAGEREF _Toc402568461 \h 27
2-11 عوامل موثردرایجاد خروسهای نوع سی PAGEREF _Toc402568462 \h 27
2-11-1 بستر نا مناسب PAGEREF _Toc402568463 \h 27
2-11-2 تهویه نامناسب PAGEREF _Toc402568464 \h 27
2-11-3 تغذیه نامناسب PAGEREF _Toc402568465 \h 27
2-12 ضریب پراکندگی در خروسهای مولد PAGEREF _Toc402568466 \h 28
2-13 دمایی نامناسب PAGEREF _Toc402568467 \h 28
2-14 پرورش نامناسب PAGEREF _Toc402568468 \h 28
2-15 بیماریها PAGEREF _Toc402568469 \h 28
فصل سوم: مواد و روشها

متن کامل در سایت امید فایل 

3-1 حیوانات موردآزمایش PAGEREF _Toc402568470 \h 30
3-2 سالنهای آزمایش PAGEREF _Toc402568471 \h 30
3-3 نوع هورمون PAGEREF _Toc402568472 \h 30
3-4 جمع آوری نمونه PAGEREF _Toc402568473 \h 30
3-5 ساعت روشنایی PAGEREF _Toc402568474 \h 30
3-6 شدت روشنایی PAGEREF _Toc402568475 \h 31
3-7 زمان تغذیه PAGEREF _Toc402568476 \h 31
3-8 سیستم تغذیه مرغ PAGEREF _Toc402568477 \h 31
3-9 سیستم تغذیه خروس PAGEREF _Toc402568478 \h 31
3-10 هفته تزریق PAGEREF _Toc402568479 \h 31
3-11 روش تزریق PAGEREF _Toc402568480 \h 31
3-12 رفتار بعد تزریق PAGEREF _Toc402568481 \h 32
3-13 رفتار بعد اسپایک PAGEREF _Toc402568482 \h 32
3-14 کندلینگ PAGEREF _Toc402568483 \h 32
3-15 ترابل شوتینگ PAGEREF _Toc402568484 \h 32
3-16 درصد تلفات PAGEREF _Toc402568485 \h 32
3-17 تجزیه و تحلیل آماری PAGEREF _Toc402568486 \h 33
فصل چهارم: نتایج
4-1 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها برمیانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی PAGEREF _Toc402568487 \h 35
4-1-1 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون بهخروس‌ها برمیانگین درصد جوجه ‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 44 PAGEREF _Toc402568488 \h 35
4-1-2 اثرتزریق غلظت‌های مختلفهورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد جوجه ‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 45 PAGEREF _Toc402568489 \h 35
4-1-3 اثرتزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها برمیانگین درصد جوجه ‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 46 PAGEREF _Toc402568490 \h 36
4-1-4 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصدجوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 47 PAGEREF _Toc402568491 \h 36
4-1-5 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصدجوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 48 PAGEREF _Toc402568492 \h 36
4-1-6 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصدجوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 49 PAGEREF _Toc402568493 \h 37
4-1-7 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصدجوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 50 PAGEREF _Toc402568494 \h 37
4-1-8 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصدجوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در کل دوره آزمایش (50-44 هفتگی) PAGEREF _Toc402568495 \h 37
4-2 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترونبه خروس‌هابرمیانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی PAGEREF _Toc402568496 \h 38
4-2-1 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 44 PAGEREF _Toc402568497 \h 38
4-2-2 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 45 PAGEREF _Toc402568498 \h 38
4-2-3 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 46 PAGEREF _Toc402568499 \h 39
4-2-4 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 47 PAGEREF _Toc402568500 \h 39
4-2-5 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 48 PAGEREF _Toc402568501 \h 39
4-2-6 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 49 PAGEREF _Toc402568502 \h 39
4-2-7 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 50 PAGEREF _Toc402568503 \h 40
4-2-8 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در کل دوره آزمایش (50-44 هفتگی) PAGEREF _Toc402568504 \h 40
4-3 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی PAGEREF _Toc402568505 \h 40
4-3-1 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی در هفته 44 PAGEREF _Toc402568506 \h 41
4-3-2 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی در هفته 45 PAGEREF _Toc402568507 \h 41
4-3-3 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی در هفته 46 PAGEREF _Toc402568508 \h 41
4-3-4 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی در هفته 47 PAGEREF _Toc402568509 \h 42
4-3-5 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی در هفته 48 PAGEREF _Toc402568510 \h 42
4-3-6 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی در هفته 49 PAGEREF _Toc402568511 \h 42
4-3-7 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی در هفته 50 PAGEREF _Toc402568512 \h 43
4-3-8 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین وزن خروس‌های گله مرغ مادر گوشتی در کل دوره آزمایش (50-44 هفتگی) PAGEREF _Toc402568513 \h 43
4-4 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی PAGEREF _Toc402568514 \h 43
4-4-1 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 44 PAGEREF _Toc402568515 \h 44
4-4-2 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 45 PAGEREF _Toc402568516 \h 44
4-4-3 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 46 PAGEREF _Toc402568517 \h 44
4-4-4 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 47 PAGEREF _Toc402568518 \h 45
4-4-5 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 48 PAGEREF _Toc402568519 \h 45
4-4-6 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولیدتخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 49 PAGEREF _Toc402568520 \h 45
4-4-7 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولیدتخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 50 PAGEREF _Toc402568521 \h 46
4-4-8 اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین درصد تولیدتخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در کل دوره آزمایش (50-44 هفتگی) PAGEREF _Toc402568522 \h 46
4-5 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی PAGEREF _Toc402568523 \h 46
4-5-1 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 44 PAGEREF _Toc402568524 \h 47
4-5-2 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 45 PAGEREF _Toc402568525 \h 47
4-5-3 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 46 PAGEREF _Toc402568526 \h 47
4-5-4 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 47 PAGEREF _Toc402568527 \h 47
4-5-5 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 48 PAGEREF _Toc402568528 \h 48
4-5-6 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 49 PAGEREF _Toc402568529 \h 48
4-5-7 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در هفته 50 PAGEREF _Toc402568530 \h 48
4-5-8 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد جوجه‌درآوری گله مرغ مادر گوشتی در کل دوره آزمایش (50-44 هفتگی) PAGEREF _Toc402568531 \h 48
4-6 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی PAGEREF _Toc402568532 \h 49
4-6-1 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 44 PAGEREF _Toc402568533 \h 49
4-6-2 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 45 PAGEREF _Toc402568534 \h 49
4-6-3 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 46 PAGEREF _Toc402568535 \h 49
4-6-4 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 47 PAGEREF _Toc402568536 \h 50
4-6-5 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 48 PAGEREF _Toc402568537 \h 50
4-6-6 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 49 PAGEREF _Toc402568538 \h 50
4-6-7 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در هفته 50 PAGEREF _Toc402568539 \h 50
4-6-8 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین وزن تخم‌مرغ گله مرغ مادر گوشتی در کل دوره آزمایش (50-44 هفتگی) PAGEREF _Toc402568540 \h 50
4-7 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی PAGEREF _Toc402568541 \h 51
4-7-1 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 44 PAGEREF _Toc402568542 \h 51
4-7-2 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 45 PAGEREF _Toc402568543 \h 51
4-7-3 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 46 PAGEREF _Toc402568544 \h 52
4-7-4 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 47 PAGEREF _Toc402568545 \h 52
4-7-5 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 48 PAGEREF _Toc402568546 \h 52
4-7-6 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 49 PAGEREF _Toc402568547 \h 53
4-7-7 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در هفته 50 PAGEREF _Toc402568548 \h 53
4-7-8 اثر ورود خروس‌های جوان به گله بر میانگین درصد تولید تخم‌مرغ هفته گله مرغ مادر گوشتی در کل دوره آزمایش (50-44 هفتگی) PAGEREF _Toc402568549 \h 53
فصل پنجم: بحث
5-1 بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc402568550 \h 62
5-2 عوارض مصرف طیور هورمونی برای انسان PAGEREF _Toc402568551 \h 63
5-3 مکانیزم تاثیر تستوسترون PAGEREF _Toc402568552 \h 63
5-4 ﺗﻨﻈﻴﻢ اسپرماتوژنز PAGEREF _Toc402568553 \h 64
5-5 کنترل اسپرماتوژنز PAGEREF _Toc402568554 \h 64
5-6 کاهش وزن تخم مرغ PAGEREF _Toc402568555 \h 65
5-7 تاثیر اسپایکینگ PAGEREF _Toc402568556 \h 65
5-8 مقایسه تزریق با دوزهای مختلف PAGEREF _Toc402568557 \h 65
5-9 تاثیر تستوسترون بر وزن خروسها PAGEREF _Toc402568558 \h 65
نتیجه گیری : PAGEREF _Toc402568559 \h 66
پیشنهادات : PAGEREF _Toc402568560 \h 66
منابع
منابع و ماخذ PAGEREF _Toc402568561 \h 68

فهرست جداول
TOC \t "جدول,3" جدول 1-4- مقایسه اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین PAGEREF _Toc402560158 \h 54
جدول 2-4- مقایسه اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین PAGEREF _Toc402560159 \h 55
جدول 3-4- مقایسه اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین PAGEREF _Toc402560160 \h 56
جدول 4-4- مقایسه اثر تزریق غلظت‌های مختلف هورمون تستوسترون به خروس‌ها بر میانگین PAGEREF _Toc402560161 \h 57
جدول 5-4- مقایسه اثر ورود خروس جوان به گله بر میانگین PAGEREF _Toc402560162 \h 58
جدول 6-4- مقایسه اثر ورود خروس جوان به گله بر میانگین PAGEREF _Toc402560163 \h 59
جدول 7-4- مقایسه اثر ورود خروس جوان به گله بر میانگین PAGEREF _Toc402560164 \h 60

فهرست شکل:
TOC \t "شکل,4" شکل 1-1 پراکندگی طیور در مناطق مختلف ایران PAGEREF _Toc402560345 \h 5
شکل 1-2 پراکندگی پرورش طیور در مناطق مختلف جهان PAGEREF _Toc402560346 \h 6

چکیدهامروزه در گله های مادر گوشتی با مشکل مدیریتی خروس مواجه هستیم که در هفته های 45 به بعد در اکثر قریب به اتفاق دچار یک کاهش جوجه درآوری خواهیم بود و برای حل این مشکل از روش های اسپایکینگ یا تزریق خروس جوان به گله پیر استفاده می شود که توام با ریسک بهداشتی و هزینه بالا خواهد بود.
طبق اندازی گیری های انجام شده از تستوسترون خون خروس های گله مشاهده شد که از ابتدای تولید تا هفته 28 این هورمون افزایش یافته و بعد آن در ادامه روند کاهشی داشته است بنابراین در این تحقیق تزریق تستوسترون را در هفته 45 تولید انجام دادیم و نتایج آن را نیز مورد بررسی قرار گرفت.
تستوسترون به عنوان هورمون جنس نر در رشد و تکامل اسپرم ها و بروز صفات ثانویه نقش اساسی کلیدی داشته.
در این تحقیق چهار تیمار که تیمار ها عبارتند از تزریق با دز 1/0 سیسی و 2/0 سیسی و 3/0 سیسی و شاهد و اسپایک شده که برای هر تیمار چهار تکرار در نظر گرفته شده و در مجموع بر روی 1140 قطعه خروس و 16220 قطعه مرغ سویه راس در قالب 20 پن مورد آزمایش قرار گرفت که رکورد ها با طرح کاملا تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفتند مورد تزریق در دو نوبت ابتدای هفته 45 تولیدی و 46 تولیدی انجام شد و صفات مورد اندازی گیری را نیز از ابتدای هفته 41 تا انتهای 50 مورد اارزیابی قرار گرفت
صفات مورد اندازی قرار گرفته عبارتند از وزن تخم مرغ وزن مرغ وزن خروس درصد تولید و درصد جوجه در آوری که نتایج نشان دادند تزریق در مقدار 1/0 سیسی تفاوت معنی داری داشته و باعث بالا رفتن درصد جوجه در آوری گردید.
کلمات کلیدی: مرغ مادر گوشتی، تستوسترون، خروس، تخممرغ، جوجه درآوری
فصل اول:
مقدمه

1-1 مقدمه
از بدو خلقت بشر، غذا و تغذیه یکى از مسائل عمده براى آدمیان بوده است، و با وجود اینکه بشر در عصر جدید توانسته است پیشرفت‌هاى چشمگیرى در شئون مختلف زندگى خود پدید آورد. باز هم مسئله غذا و تغذیه در جوامع بشرى از نظر اقتصادى و اجتماعى از اولویت خاصى برخوردار است. امروزه اهمیت تغذیه تا آن حد است که یکى از معیارهاى مهم درجه سطح تمدن و درجهٔ پیشرفت هر جامعه محسوب مى‌شود. زیرا در پیشرفت همه جانبه یک اجتماع درجهٔ سلامت روحى و جسمى افراد آن جامعه عامل تعیین‌کننده مى‌باشد. بخش طیور در طول دو دهه گذشته بعلت تولید فشرده، پیشرفت های ژنتیکی، بهبود کنترل بیماری و اقدامات زیستی ، افزایش درآمد و جمعیت انسانی و شهرنشینی متحمل تغییرات عمده ساختاری گردیدهاست.(1) این تغییرات فرصت های فوق العاده ای برای تولید کنندگان مرغ، به ویژه تولیدکنندگان خرد برای بهبود درآمد بوجود آورده است. همچنین بدلیل گستردگی علوم، پیشرفت روز افزون دانش بشری و دسترسی آن به زیر لایه های تخصصی دردنیا، شاهد روابط بسیار نزدیک علم اقتصاد با علوم کشاورزی هستیم. با تکیه بر علم اقتصاد و پیروی از علوم تخصصی، می توان طرح های کشاورزی را هدفمند نمود. علم دامپروری هم، یکی از بخش های مهم کشاورزی است که، از این قاعده مستثنی نیست امروزه مصرف گوشت سفید نسبت به گوشت قرمز بیشتر بوده که از دلایل آن می توان به توصیه های مکرر پزشکی و ارزانتر بودن و سالمتر بودن آن دانست با توجه به نیاز روز افزون آن می بایست اقدامات لازم برای زیر ساخت های آن انجام گردد.(2)
1-1-1 اهمیت دامپروری در جهانجمعیت دنیا در حال حاضر به‌سرعت افزایش پیدا مى‌کند. سرعت این افزایش به حدى است که دانشمندان علوم مختلف آن را انفجار جمعیت نامیده‌اند. در آغاز قرن اول جمعیت جهان در حدود یک‌چهارم میلیارد و در سال ۱۶۵۰ میلادى جهان کمتر از نیم میلیارد بود. در سال ۱۸۵۰ جمعیت دنیا دو برابر شد، در قرن بعد یعنى ۱۹۵۰ جمعیت دوباره دو برابر شده و به حدود ۵/۲ میلیارد و در سال ۲۰۰۰ به بیش از ۶ میلیارد و در ۵۰ سال آینده باز دو برابر خواهد شد.(2)
خلقت بشر، غذا و تغذیه یکى از مسائل عمده براى آدمیان بوده است، و با وجود اینکه بشر در عصر جدید توانسته است پیشرفت‌هاى چشمگیرى در شئون مختلف زندگى خود پدید آورد، باز هم مسئله غذا و تغذیه در جوامع بشرى از نظر اقتصادى و اجتماعى از اولویت خاصى برخوردار است. امروزه اهمیت تغذیه تا آن حد است که یکى از معیارهاى مهم درجه سطح تمدن و درجهٔ پیشرفت هر جامعه محسوب مى‌شود. زیرا در پیشرفت همه جانبه یک اجتماع درجه سلامت روحى و جسمى افراد آن جامعه عامل تعیین‌کننده مى‌باشد. جمعیت دنیا در حال حاضر به‌سرعت افزایش پیدا مى‌کند. سرعت این افزایش به حدى است که دانشمندان علوم مختلف آن را انفجار جمعیت نامیده‌اند. درآغازقرن اول جمعیت جهان در حدود یک‌چهارم میلیارد و در سال ۱۶۵۰ میلادى جهان کمتر از نیم میلیارد بود. در سال ۱۸۵۰ جمعیت دنیا دو برابر شد، در قرن بعد یعنى ۱۹۵۰ جمعیت دوباره دو برابر شده و به حدود ۵/۲ میلیارد و در سال ۲۰۰۰ به بیش از ۶ میلیارد و در ۵۰ سال آینده باز دو برابر خواهد شد .با این روند افزایش، احتیاجات براى تولیدات دامى دو برابر خواهد شد. ولى به‌طورىکه مى‌دانیم در حال حاضر در اکثر کشورها، مردم با سوء تغذیه مواجه هستند. تخمین زده مى‌شود که ۴۰% مردم جهان دچار سوء تغذیه هستند. بیشتر این سوء تغذیه به علت کمبود مواد پروتئینى با کیفیت بالا، مثل گوشت، شیر و تخم‌مرغ است.(3)
1-1-2 پرورش طیور در ایرانتا چند دهه پیش ، پرورش طیور در ایران بصورت کاملاً روستایی و اولیه صورت میگرفت، بدین ترتیب که هر خانواده روستایی، تعداد معدودی مرغ و خروس و سایر طیور اهلی از قبیل اردک و غاز و ندرتاً بوقلمون را برای مصرف خود، نگاهداری مینمود .اغلب منظور اصلی از نگاهداری این تعداد معدود طیور بومی نیز تهیه تخم مرغ مصرفی خانواده بوده و کمتر پرورش از نظر گوشت مرغ مورد توجه قرار میگرفت ، فقط نیمچه خروس های اضافی و یا مرغهای مسن و پیر را که از تخم رفته بودند ، به عنوان گوشت در جشن ها و عزاداریها به مصرف می رساندند . در شهرها مصرف گوشت طیور بسیار پایین بوده و از مازاد تولید در روستاها تامین میگردیداز این رو گوشت طیور نقش قابل توجهی در غذای روزمره مردم وجود نداشت . بهعلاوه از نظر پرورش اقتصادی و اصلاح نژاد و تشخیص مرغهای بومی نیز هیچگونه اقدامی صورت نمیگرفت ، حال آنکه در کشورهای دیگر ، از دهها سال پیش به پرورش طیور تجارتیوعلمی پرداخته و قسمتی از مصرف پروتئین حیوانیآنهاراتولیدات طیور تشکیل میدادهاست.(شکل1-1)امروزه واحدهای مرغداری بسیار بزرگی وجود دارد که از جنبه اقتصادی دارای اهمیت زیادی هستند در حال حاضر صنعت پرورش طیور به اندازهای گسترش پیدا کرده که گاهی گله های طیور موجود در یک واحد به مرز یک میلیون قطعه می رسد سرعت صنعتی شدن پرورش طیور در نیمه قرن اخیر به حدی است که شاید در آینده نزدیک، دیگر مراکز کوچک تولیدی حتی در کشورهای در حال توسعه هم دیده نشود از سال ۱۹۳۰ تا به حال، تولید تخم مرغ سالیانه به ازای هر مرغ تقریبا دو برابرشدهاست.(3)

شکل 1-1 پراکندگی طیور در مناطق مختلف ایران 1-1-3 پرورش طیور در جهانبخش طیور در طول دو دهه گذشته بعلت تولید فشرده، پیشرفت های ژنتیکی، بهبود کنترل بیماری و اقدامات زیستی ، افزایش درآمد و جمعیت انسانی و شهرنشینی متحمل تغییرات عمده ساختاری گردیده است. این تغییرات فرصت های فوق العاده ای برای تولید کنندگان مرغ، به ویژه تولیدکنندگان خرد برایبهبود درآمد بوجود آورده است.
(شکل2-1) گوشت مرغ در سراسر جهان مصرف میشود و در طول چند دهه گذشته، محبوبیت آن در بسیاری از کشورها افزایش یافته است. از جمله دلایل این افزایش مصرف هزینه نسبتا کم تولید، نرخ رشد سریع مرغ، ارزش غذایی بالای گوشت و معرفی بسیاری از محصولات جدید هستند. به طور کلی، صنعت طیور به طور چشمگیری در طول 50 سال گذشته تغییر کرده است. در گذشته طیوردر گله های کوچک تولید میشد و عمدتا به عرضه تخم مرغ برای حمایت از واحدهای کوچک مزرعه ، و تخم مرغ و محصولات فرعی پرندگان زنده از سرمایه گذاری تخم مرغ زنده در بازارهای محلی فروخته شد. امروزه صنعت طیور به شدت یکپارچه و توسط مدیریت تعدادی از شرکت های بزرگ انجام میگیرد.
برای تدوین و فرموله کردن جیره غذایی از کامپیوتر استفاده میشود به عنوان مثال فرمولاسیون خوراک، پیش بینی روند بازار، کنترل تجهیزات برای پردازش گوشت، و بهتازگی، به کارگیری ماشین آلات برای بازرسی اتوماتیک و درجه بندی از موارد مهم در سالهای اخیر بودهاست. اینترنت و تجارت الکترونیک نقش مهمی در بازاریابی ایفا مینماید . علاوه بر این، کشاورزان شروع به یادگیری تخصص در جنبه های مختلف پرورش طیورنموده و امروزه، در مراحل گوناگون بهعنوان مثال، پرورش، خروج از زونا و یا فرآوری گوشت از متخصصین مربوطه استفاده میشود. امروزه تولیددر فارمهای چند صد هزار تا چند میلیون پرنده در فارم انجام میپذیرد. این عملیات نیازمند مدیریت دقیق و موثر به منظورتولیدات سودآور میباشد. ادغام مراحل گوناگون پرورش مثل مرحله هچری، نگهداری، کشتار و فراوری پس از آن برای تولید مقرون به صرفه و رقابتی یکی دیگر از تغییرات عمده ای در ساختار صنعت طیورمیباشد.(4،3،2)

شکل 1-2 پراکندگی پرورش طیور در مناطق مختلف جهان
1-2 افزایش رشد در صنعت مرغ گوشتیبهبود عملکرد در نژادهای گوشتی با بروز صفات منفی و از جمله با کاهش باروری نیز توأم بوده است. انتخاب ژنتیکی برای افزایش رشد در مرغ‌ها، سبب افزایش اوولاسیون نامنظم و سندروم تولید تخم مرغ غیر قابل جوجه‌کشی شده و در خروس‌ها کاهش شدید فعالیت جنسی را بهمراه داشتهاست. با توجه به وجود رابطه بین رشد و سایر پارامترهای تولید با یکدیگر از قبیل سن تولید اولین تخم مرغ ، درصد تولید، وزن تخم و غیره، اینکه بهترین نوع پرورش متعادل چگونه باید باشد سوالی است که هنوز بدرستی بدان پاسخی داده نشده است. تولیدکنندگان نژادها همواره بر یکنواختی وزن گله در دوره پرورش تأکید دارند و آنرا مهمترین عامل رمز موفقیت گله در دوره تولید می‌دانند. در درستی این موضوع اگرچه جای شکی وجود ندارد معهذا چگونگی دست‌یابی به آن همواره آسان نیست. وجوداختلاف ژنتیکی در بین مرغ‌های یک گلهاز نظر پتانسیل رشد و محدودیت غذایی که سبب ایجاد رقابت در دستیابی به دان میشود موجب بروز و یا افزایش درصد غیر یکنواختی وزن در گله می‌گردد که حداقل نتیجه ناخواسته آن عدم پیک مناسب گله و تولید تخم مرغ‌های با وزن غیر یکنواخت است. 
بعداز رسیدن گله به بلوغ جنسی،امکان دستیابی به بهترین عملکرد و تولید بیشترین جوجه بشرطی عملیاست که مرغ و خروس‌های گله به مرحله تولید حقیقی یا واقعی نیز رسیده باشد  بعبارت دیگر ، گامت‌های تولید شده باید حداکثر قدرت نطفه داری ، توان رشد و تکامل را نیز داشته باشند.(4،3)
1-3 بیان مسألهتولید گوشت مرغ و همچنین تخم مرغ به صورت صنعتی بدین صورت میباشدکه در هر سویه از آن با انتخاب های فراوان و انجام کارهای آزمایشگاهی ژنتیکی در بخش پرورشی لاین به خالص سازی و رسیدن به خصوصیات و صفات مورد نظر میپردازند که نتاج حاصله تامین کننده جوجه های واحدهای اجداد بوده که در4 خط پرورش یافته و در نهایت تاجگیری شده کهاز این نتاج آنها در واحد های مادر استفاده نموده سپس در مرحله آخرازنتاج آنها در واحدهای پرورشی مورداستفاده قرار میگیرد که با نامهای واحد پرورشی نیمچه گوشتی و واحد تخم گذار معرفی میشوند.
در یک نگاه کلی متوجه آن خواهیم شد که اهداف کیفی جوجه متولد شدهاز نظر زنتیکی بیشتر در خطوط لاین و اجداد پی گیری خواهد شد و در مرغ مادر تولید جوجه بیشتر بهازای مرغ پای تولید هدف نهائی بوده دراین میان مادر های گوشتی از مشکلات تولیدی بیشتری نسبت به مادرهای تحمگذار برخوردار هستند به عنوان مثال پرورش خروس و حفظ کردن آن درزمان تولید درواحدهای تخمگذار به مراتب آسانتر بوده کهالبته یکیاز عواملآن آزاد بودن دان مصرفی برای ماکیان تخمگذار درطی روشنایی سالنها بودهدرعوض برای خروسهای مادر گوشتی دان به صورت محدود شده در اختیار پرنده قرار گرفته که خود باعث ایجاد رقابت کرده و پراکندگی وزنی را بیشتر نموده و در نهایت تعدادی از خروسها ضعیفتر که به دان مورد نظر دسترسی نداشته حذف میشوند.
یکی دیگراز مشکلات مدیریت تغذیه خروس های مادر گوشتی نبود سیستم غذارسان مناسب بوده کهچه به صورت بشقابی و چه به صورت ریلی تنها با اختلاف ارتفاع بیشتر از غذارسان مرغ ها مدیریت میشود که این خود مشکلاتی را در پی دارد زیرا تعداد خروس ها ی که از قد بلند برخوردار نبوده حذف میشوند ویا تعدادی از مرغ ها با اندام کشیده میتوانند از دان خروس ها استفاده کنند مشکلات ذکر شده حاکی از آن است که متاسفانه علی رقم دستیابی تولید مناسب تخم مرغ دستیابی به حداکثر جوجه مویثر نیست این مهم، نیاز به کار بیشتر و مدیریت مناسب روی خروسها میباشد.
بعداز مشاهده نمودار جوجه درآوری دربسیاری ازگلههای مادر در ایران مشاهده میشود که در40 هفته تولیدی دراکثرقریب به اتفاق بعدازهفته 20 تولید، دچار یک افت جوجه درآوری خواهیم بود که تا پایاندورهبیشتر هم خواهد شد ،که البته راه حل متداول اسپایکینگ خروسها میباشد که خود نیز مشکلاتی اعم از ریسک بهداشتی، مدیریت خاص برای حفظ خروسهای جوان و هزینه بسیار بالا را به همراه دارد . دراین تحقیق انتظار می رود با تزریق تستوسترون به عضله سینه خروس ها در هفته 20 تولید باعث بالا رفتن هورمون جنسی آنها شده وفعالیت بیشترآنها را داشته باشیم که البته این نتایج را درجوجه درآوری مورد بحث وتحلیل خواهیم گذاشت.
1-4 ضرورت انجام تحقیقامروزه بدلیل گستردگی علوم، پیشرفت روز افزون دانش بشری و دسترسی آن به زیر لایه های تخصصی دردنیا، شاهد روابط بسیار نزدیک علم اقتصاد با علوم کشاورزی هستیم. با تکیه بر علم اقتصاد و پیروی از علوم تخصصی، می توان طرح های کشاورزی را هدفمند نمود. علم دامپروری هم، یکی از بخش های مهم کشاورزی است که، از این قاعده مستثنی نیست امروزه مصرف گوشت سفید نسبت به گوشت قرمز بیشتر بوده که از دلایل آن می توان به توصیه های مکرر پزشکی و ارزانتر بودن و سالمتر بودن آن دانست با توجه به نیاز روز افزون آن می بایست اقدامات لازم برای زیر ساخت های آن انجام گردد تولید گوشت مرغ و همچنین تخم مرغ به صورت صنعتی بدین صورت می باشدکه در هر سویه از آن با انتخاب های فراوان و انجام کارهای آزمایشگاهی ژنتیکی در بخش پرورشی لاین به خالص سازی و رسیدن به خصوصیات و صفات مورد نظر می پردازند که نتاج حاصله تامین کننده جوجه های واحد های اجداد بوده که در 4 خط پرورش یافته و در نهایت تاج گیری شده که از این نتاج آنها در واحد های مادر استفاده نموده سپس در مرحله آخر از نتاج آنها در واحد های پرورشی مورد استفاده قرار می گیرد که با نام های واحد پرورشی نیمچه گوشتی و واحد تخم گذار معرفی می شوند در یک نگاه کلی متوجه آن خواهیم شد که اهداف کیفی جوجه تولد شده از نظر زنتیکی بیشتر در خطوط لاین و اجداد پی گیری خواهد شد و در مرغ مادر تولید جوجه بیشتر به ازای مرغ پای تولید هدف نهای بوده در این میان مادر های گوشتی از مشکلات تولیدی بیشتری نسبت به مادر های تحمگذار برخوردار هستند به عنوان مثال پرورش خروس و حفظ کردن آن در زمان تولید در واحدهای تخمگذار به مراتب آسانتر بوده که البته یکی از عوامل آن آزاد بودن دان مصرفی برای ماکیان تخگذار در طی روشنایی سالن ها بوده در عوض برای خروسهای مادر گوشتی دان به صورت محدود شده در اختیار پرنده قرار گرفته که خود باعث ایجاد رقابت کرده و پراکندگی وزنی را بیشتر نموده و در نهایت تعدادی از خروسها ضعیفتر که به دان مورد نظر دسترسی نداشته حذف می شوند یکی دیگر از مشکلات مدیریت تغذیه خروس های مادر گوشتی نبود سیتم غذارسان مناسب بوده که چه به صورت بشقابی و چه به صورت ریلی تنها با اختلاف ارتفاع بیشتر از غذارسان مرغ ها مدیریت می شود که این خود مشکلاتی را در پی دارد زیرا تعداد خروس ها ی که از قد بلند برخوردار نبوده حذف می شوند ویا تعدادی از مرغ ها با اندام کشیده می توانند از دان خروس ها استفاده کنن مشکلات ذکر شده حاکی از آن است که متاسفانه علی رقم دستیابی تولید مناسب تخم مرغ دستیابی به حداکثر جوجه موثر نیست این مهم، نیاز به کار بیشتر و مدیریت مناسب روی خروسها می باشد. بعد از مشاهده نمودار جوجه درآوری دربسیاری ازگله های مادر در ایران مشاهده میشود که در40 هفته تولیدی دراکثرقریب به اتفاق بعد ازهفته 20 تولید، دچار یک افت جوجه درآوری خواهیم بود که تا پایان دوره بیشتر هم خواهد شد ،که البته راه حل متداول اسپایکینگ خروسها میباشد که خود نیز مشکلاتی اعم از ریسک بهداشتی، مدیریت خاص برای حفظ خروسهای جوان و هزینه بسیار بالا را به همراه دارد . دراین تحقیق انتظار می رود با تزریق تستوسترون به عضله سینه خروس ها در هفته 20 تولید باعث بالا رفتن هورمون جنسی آنها شده وفعالیت بیشتر انها را داشته باشیم که البته این نتایج را درجوجه درآوری مورد بحث وتحلیل خواهیم گذاشت .(7،6،5)
1-5 اهداف تحقیقبا نزریق تستوسترون به خروس های پیر و بالا رفتن میزان این هورمون درآنها انتظار می رود تا فعالیت جنسی آنها بیشتر شده و درصد جفتگیری ها نیز افزایش یابد و در نهایت میزان تخم مرغ های نطفهدار بیشتر شود و درصد جوجهدرآوری بهتری داشته باشیم و یکی از مشکلات صنعت طیور را که رسیدن یه حداکثر تولید جوجه میباشد را برطرف نماییم در حال حاضر راهکار برای برطرف شدن این چالش تزیق خروس جوان میباشد که توام با ریسک بالای بهداشتی و مشکلات مدیریتی حفظ آنها در گله پیر را به همراه دارد.
1-6 فرضیه تحقیق Ho تزریق تستوسترون بر روی خروسهای گله مادر گوشتی باعث تغییر در درصد جوجه درآوری گله نمیگردد.
H1تزریق تستوسترون برروی خروسهای گله مادر گوشتی باعث تغییر در درصد جوجهدرآوری گله میگردد.
فصل دوم:
بررسی منابع

کارشناسی ارشددانلود - پایان نامه دانشگاه

چکیدهانتخاب بستر کشت، یک فاکتور مهم و تاثیرگذار روی کیفیت گل و گیاهان زینتی است. یکی از ضایعات آلی منطقه گیلان، پیله بادام زمینی است که از محصول بادام زمینی بدست می‌آید که با توجه به بالا بودن پتاسیم در ترکیب کمپوست پیله بادام زمینی، در این تحقیق هدف این است که بررسی شود آیا این ضایعه آلی توانایی تامین پتاسیم مورد نیاز گیاه را دارد؟ همچنین اثر آن بعنوان بستر رشد کاملیا، بر رشد این گیاه و جذب عناصر غذایی دیگر چگونه است؟
به این منظور، مطالعهای در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با دو فاکتور کمپوست پیله بادام زمینی در 5 سطح (شاهد (به نسبت حجمی 50 درصد ماسه + 50 درصد پرلیت)؛ 20 ، 40، 60 و 100 درصد) و پتاسیم در 3 سطح (0، 50 و 100 میلیگرم در لیتر) در محلول غذایی هوگلند در 15 تیمار، 3 تکرار و 45 پلات آزمایشی انجام شد. در این مطالعه ارتفاع گیاه، وزن خشک ریشه، وزن خشک اندامهای هوایی و غلظت عناصر نیتروژن ، فسفر، پتاسیم، آهن، روی و منگنز در برگ اندازه‌گیری شد. با‌توجه به وزن خشک برگ و غلظت عناصر، جذب عناصر غذایی بر حسب میلی‌گرم بر گلدان اندازه‌گیری شد.
نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که جذب عناصر مختلف از جمله نیتروژن، فسفر و پتاسیم در بستر کشت دارای 40٪ کمپوست (M3) و در برخی موارد نهایتا تا 60٪ کمپوست (M4) در ترکیب بستر کشت، بیشترین میزان را دارا بود و با افزایش درصد کمپوست در ترکیب بستر کشت و بویژه در بستر کمپوست خالص (M5) کاهش چشمگیر جذب عناصر به‌وقوع پیوست. بسترهای کشت دارای ترکیبات گیاهی (از جمله بستر کمپوست پیله بادام زمینی) با توجه به خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مناسب و اقتصادی بودن آن می‌‌تواند به‌عنوان یک بستر کشت جدید جایگزین سایر بسترهای کشت موجود در ایران و دنیا معرفی شود.
کلمات کلیدی: پتاسیم، شاخصهای رشد، کاملیا، کمپوست پیله بادام زمینی.

فصل اولکلیات1-1- معرفی گیاه کاملیا1-1-1- گیاهشناسی و پراکنش اکولوژیکیکاملیا با نام علمیCamellia japonica از خانوادهCamelliaceae یاTheaceae است و جزو گونههای بومی شرق آسیا میباشد (شریعت پناهی و ظهوری، 1388). کاملیا درختچهای با برگهای سبز تیره، گیاه دائمی و برگها دائمی و دندانهدار به ضخامت برگ چای میباشد. گلها درشت و سفید و در بعضی ارقام صورتی یا قرمز است. معمولا تعداد گلبرگها زیاد بوده و در ارقامی که گل ساده دارند تعداد گلبرگها 5 عدد است. شکل گلها در بعضی واریتهها شبیه به رز و در برخی دیگر شبیه گل صد تومانی است. این گل در محلی نسبتا سایه گل می‌دهد و در کرج نگهداری شده و در شمال ایران در باغ نیز کشت شده‌اند (خلیقی، 1389). گونه C.sinensis یک درخت همیشه سبز است ، منشا آن از چین و هند گرفته شده است، چای خوراکی میباشد و دارای برگهای زیبایی است و نیازمند سایه و نگهداری مرتب جهت رشد بهینه میباشد (شریعت پناهی و ظهوری، 1388).
1-1-2- اقلیم:در اقلیم‌های خنک و معتدل و در یخبندان‌های سبک می‌رویند و خوب رشد می‌کنند. برای مناطق گرمسیری با رطوبت کم یا نواحی خیلی سرد مناسب نیستند. کاملیاها را باید از هوای داغ، باد خشک، سرما و یخبندان شدید محافظت کرد.
1-1-3- اهمیت اقتصادی کاملیا امروزه به عنوان یک گیاه آپارتمانی و یک درختچه زینتی مهم و شناخته شده مطرح است که گونه زینتی آن در فضای سبز و گونه خوراکی آن پس از خشک کردن برگها جهت مصرف چای مدنظر است (شیراوند و رستمی، 1388؛ شریعت پناهی و ظهوری، 1388). در میان گونه‌های وحشی گونه C.japonica به خاطر داشتن گل‌های زینتی زیبا ارزش اقتصادی بالایی دارد و بیش از 3000 رقم آن هم اکنون در سراسر جهان موجود می‌باشد.
1-1-4- شرایط کاشت کاملیا جهت کاشت نیازمند ترکیبی از خاک جنگلی و ماسه است. در تابستان کاملیا میتواند در حرارت اتاق رشد کند و از اواسط پاییز تا اوایل زمستان در دمای 8 درجه سانتیگراد میتوان آن را نگهداری کرد. این گیاه نیاز آبی متوسطی دارد و پتانسیل بستر کاشت برای آن گزارش نشده اما پتانسیل مناسب بستر جهت رشد اکثر گیاهان زراعی و باغی بین 5/6 تا 5/7 است (وزوایی، 1370؛ شریعت پناهی و ظهوری، 1388؛ محمدی ترکاشوند، 1387).
1-1-5- روش تکثیر روشهای مناسب تکثیر آن را میتوان قلمه نیمه خشبی در بهار دانست. همچنین پیوند نیز روش تکثیر مناسبی برای کاملیا است (شریعت پناهی و ظهوری، 1388؛ خلیقی، 1389).
1-2- اهمیت تولید گیاهان زینتیتولید تجاری گیاهان زینتی، یک کشت و کار جهانی است. ارزش اقتصادی آنها در دو دهه گذشته، به طور معنیداری افزایش یافته است و پتانسیل زیادی برای پرورش مداوم آن در آینده، هم در بازارهای داخلی و هم بازارهای بینالمللی وجود دارد. گیاهان گلدانی آپارتمانی بزرگ از قبیل بگونیا، فیکوس، آنتوریوم، داودی، بنفشه آفریقایی و اسپاتیفیلوم در کشورهای توسعه یافته تولید میشوند. کشور هلند در صادرات گیاهان زینتی شامل گیاهان گلدانی، مثل بگونیا، فیکوس، سیکلامن، فیلودندرون، بنفشه آفریقایی، اسپاتیفیلوم و آزالیا، سرآمد میباشد (روت و همکاران، 2006).
1-3- بیان مسئله و هدف از انجام تحقیقبسترهای کشت ممکن است از مواد مختلفی با هدف مشخصات فیزیکی و تغذیهای بهینه تهیه شوند ولی مواد آلی مناسب جهت بستر گران بوده و تهیه آنها مشکل است، با این حال نیاز مبرم وجود دارد که مواد جایگزین پیت، که از آن بهعنوان یک ماده آلی عمومی استفاده میشود، انتخاب شوند به صورتیکه بتوان به‌طور موفقیتآمیزی از آنها استفاده کرد (بنیتو و همکاران، 2005).
انتخاب بستر کشت، یک فاکتور مهم و تأثیرگذار روی کیفیت نهال بذری است (جانکاسکین و همکاران، 2008). رشد و نمو مطلوب گیاهان و قابلیت دسترسی مداوم از نظر اقتصادی، نخستین معیار برای یک بستر کشت تجارتی میباشد. بستر کشت تجارتی علاوه بر نگهداری آب با زهکشی خوب و ایجاد مکانی مناسب برای استقرار ریشهها، باید عاری از مواد سمی، آفات و بیماریها باشد (هیگاکی و ایمامورا، 1985). ضروریات پایهای برای بستر کشت گیاه، ثبات و پایداری شیمیایی در حد عالی، سبک وزن بودن، ارزان بودن، عاری بودن از آفات و بیماری، فراوانی منابع مواد تشکیل دهنده بستر کشت میباشد (ارکیسلی و همکاران، 2003). از طرفی بستر کشت باید نفوذپذیر بوده و استحکام و قدرت کافی داشته تا گیاه را محکم نگهداشته و همچنین توانایی بستر کشت برای حفظ آب و انتقال گازها احتمالاً برای حفظ کیفیت گیاه مهم بهنظر میرسد (درسبول، 2010).
از آنجا که امکان بازتولیدی خاک پیت در مکان‌های بهرهبرداری شده به دلیل فرآیند پیچیده و شرایط ویژه تشکیل آن حتی در پروسه زمانی طولانی مدت، دور از تصور میباشد. این عوامل موجب شده تا محققین دنیا به فکر بسترهایی باکیفیت مناسب و قیمت پایین باشند، از این رو استفاده از مواد با کیفیت بالا و قیمت ارزانتر به جای پیت مورد توجه قرار گرفته است (کرومفولز و همکاران، 2000).
پرورش گیاهان در بسترهای کشت بدون خاک، بهدلیل مزایای متعدد نظیر کنترل تغذیه گیاه، کاهش بروز بیماریها و آفات و افزایش کمیت و کیفیت محصول نسبت به کشت خاکی در حال گسترش است. خصوصیات مواد مختلف مورد استفاده به عنوان بستر کشت، بهطور مستقیم و غیر مستقیم بر رشد گیاه و تولید محصول اثر دارد (وردونک و همکاران، 1982). اخیراً انواع بستر کشت بدون خاکی که بهطور معمول مورد استفاده قرار میگیرند شامل بقایای چوب، پوست درختان، پوست برنج، شن، پرلیت، ورمیکولیت، پیت ماس و راک وول میباشد (فائو، 2009).
از طرفی با افزایش آگاهی از خطرات زیست محیطی ضایعات به علاوه نیازی که به دفن بهداشتی یا بازیافت آنها وجود دارد و همچنین بهمنظور کاهش مصرف منابع تجدیدناپذیر مثل پیت، استفاده بیشتر از بیوسالیدهای کمپوست شده در کشاورزی بههمراه بسترهای کشت مفید و استفاده صحیح و متناسب از کودهای شیمیایی توصیه شده است (بوگبی، 2002؛ پاپافوتیو، 2004). ضایعات ارگانیک همانند ضایغات شهری، لجن فاضلاب، کود حیوانی و دامی، کاغذ، ضایعات هرس و بستر قارچ و هر ضایعه سبز دیگری پس از کمپوست شدن می‌تواند جایگزین پیت در بستر کشت شود نتیجه ‌خوبی در‌بر‌داشته باشد (جایسینگ و همکاران، 2010).
پیله بادام زمینی با داشتن ساختمان فیبری در گذشته به منظور اصلاح و اصولاً به صورت مخلوط با خاکهای معدنی در بستر گلدانی برخی از گیاهان گلدار در گلدان به کار برده می‌شد و باعث افزایش خلل و فرج میشود. ساختمان الیافی پیله بادام زمینی به نسبت دارای عمر کوتاه در مخلوط گلدانی بوده و در حضور کود و آب سریع تجزیه میشود (دنیس و همکاران، 2003).
تولید تجاری گیاهان زینتی، یک کشت و کار جهانی است. ارزش اقتصادی آنها در دو دهه گذشته، به طور معنیداری افزایش یافته است و استعداد زیادی برای پرورش مداوم آن در آینده هم در بازارهای داخلی و هم بازارهای بینالمللی وجود دارد (روت و همکاران، 2006). به دلیل عدم وجود بستر کشت مناسب و استاندارد برای صادرات گیاهان زینتی، تحقیق و بررسی جهت پر کردن این خلأ در تولید تجاری گیاهان زینتی همچنان در حال بررسی است. اکثر گیاهان گرمسیری برگ زینتی برای استفاده داخل آپارتمان، در بستر کشت با پایه پیت، معمولاً در پیت اسفاگنوم کاشته میشوند (روبرت و همکاران، 1999).
بر اساس آزمایشات قبلی کمپوست پیله‌بادام‌زمینی دارای میزان پتاسیم بالا است (علیدوست و همکاران،1390). با این وجود بررسی میشود که پتاسیم موجود در کمپوست پیله بادام زمینی قابل جذب گیاه کاملیا بوده و توان تامین پتاسیم گیاه در شرایط عدم و کمبود پتاسیم محلول غذایی را دارد.همچنین اثر کمپوست پیله بادام زمینی و محلول غذایی حاوی پتاسیم در بستر کشت گلدانی برروی شاخصهای رشد و جذب عناصر غذایی توسط گیاه کاملیا بررسی شود.

فصل دومبررسی منابع2-1- عوامل موثر بر عملکرد و کیفیت گیاهان باغیاز مهمترین عوامل موثر بر تکثیر در محیط کشت طبیعی، میتوان به بسترهای کاشت،‌ پیش تیمارهای کاشت، محلولهای غذایی، کودها و نهادههای شیمیایی و استفاده از کودهای زیستی، مواد آلی (که بعضاً به عنوان بستر کشت نیز در گیاهان زینتی و باغی استفاده می‌شوند) و تلقیح با میکروارگانیسمها و برخی جانداران خاص، نوع مواد گیاهی و ... اشاره کرد (خوشخوی،‌ 1389؛ مفاخری و همکاران، 1390).
2-2- بسترهای کشتمحصولات گلخانه میتوانند در هر ماده غیر سمی که عناصر ضروری، آب و اکسیژن را فراهم کند، پرورش یابند. بهطور کلی ترکیب دو یا بیشتر از دو ماده در بستر کشت مورد استفاده قرار میگیرد تا روزنههای هوایی مطلوب، حفظ رطوبت، مواد غذایی و چگالی حجمی مناسب را فراهم کنند. ترکیبات بستر گلدانی براساس فراوانی و در دسترس بودن در ناحیه خاص، مورد استفاده قرار میگیرند. با این وجود، علیرغم فراوانی هر ترکیب بستر کشت در محل جغرافیایی خاص خود، ترکیباتی از قبیل پیت ماس، ورمیکولیت، پرلیت و اخیراً پوست کاج بهطور گستردهای در دسترس تولیدکنندگان میباشند. اگرچه استعمال شن و خاک در کل سطوح تولید محصولات گلخانهای معمول میباشد ولی بهطور گستردهای در ترکیب فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی متفاوت میباشند (ماتکین و همکاران، 1957).
ترکیبات بستر گلدانی اغلب مطابق با نظر خود تولیدکنندگان، هزینه بستر، در دسترس بودن و نیز تجربه کاری که تولیدکنندگان با یک ماده خاص، به عنوان بستر کشت گلدانی دارند، انتخاب میشوند. امروزه بسیاری از تولیدکنندگان سعی میکنند مواد دیگری از قبیل پوسته بادام زمینی، خاک اره و پوست درختان را انتخاب کنند. به منظور استفاده از این مواد در ترکیبات بستر کشت، جهت بهبود کیفیت گیاهان تولیدی، در درجه اول نیاز به کمپوست کردن آنها میباشد. پرورشدهندگان در درجه اول باید مواد جدید به عنوان بستر کشت را، در بلوکهای کوچکی از گیاهان مورد آزمایش قرار دهند تا در صورت احتمال خطر به کل گیاهان آسیب جدی وارد نشود (ماتکین و همکاران، 1957). بسترهای کشت بر اساس وجود خاک در آن ها به دو دسته (دوله و ویلکینز، 1999)، شامل بسترهای کشت همراه با خاک و بدون خاک تقسیم می‌شوند.
2-3- استفاده ازضایعات آلی به عنوان بستر کشتبرخی مطالعات نشان دادند که ضایعات ارگانیک همانند ضایعات شهری، لجن فاضلاب، کود حیوانی و دامی، کاغذ، ضایعات هرس و بستر قارچ و هر ضایعه سبز دیگری پس از کمپوست شدن می‌تواند جایگزین پیت در بستر کشت شوند و نتیجه خوبی در بر داشته باشد (جایسینگ و همکاران، 2010). بررسی‌های انجام شده بر روی فیکوس بنجامین رقم استارلایت در محیط کشت حاوی یک قسمت پیت و یک قسمت تفاله زیتون (به صورت حجمی ) نشان داد که این گیاه بلندترین ارتفاع را در طی یک دوره 10 ماهه رشد داشته است ( چن و همکاران ، 1998).
این تحقیق نشان داده که مخلوط پیت و کمپوست در تمامی پارامترهای اندازه گیری شده بهترین نتیجه را داشته است (پاپافوتیو و همکاران ، 2005). از کمپوست تفاله زیتون به عنوان جایگزین پیت برای پرورش چند گیاه زینتی استفاده و پیشنهاد کردند که این کمپوست می‌تواند به نسبت 25٪، 50٪ و 75٪ (بصورت حجمی) جایگزین پیت مصرفی به ترتیب برای پرورش سینگونیوم پودیفیلیوم، کوردلین، فیکوس بنجامین شود. در تحقیق نشان داده شد که 100 گرم کمپوست آزولا در مقایسه با سطوح دیگر (250 و 400 گرم) ، رشد گیاه فیکوس بنجامین ابلق را سریع تر کرده و چندین ویژگی مهم دیگر چون ارتفاع، قطر ساقه ، وزن خشک، رنگ برگ گیاه را در بسترهای کشت به کار گرفته شده [پرلیت + پیت (4:1) و کمپوست ضایعات چای + خاکبرگ (4:1) و کمپوست ضایعات چای + کمپوست پوست درخت (1:1)] بهبود می‌بخشد (محبوب خمامی و پاداشت، 1380).
وردونک و همکاران (1988) کمپوست‌های حاصل از ضایعات تنباکو (منبع ازت دار) و پوست درخت را برای کشت دو گیاه فیکوس برگ پهن و برگ انجیری مورد استفاده قرار دادند، کمپوست حاصل از 10٪ ضایعات تنباکو و 90٪ پوست درخت روی ارتفاع این گیاهان و تعداد برگ آنها اثر بسیار مطلوبی داشت و این ترکیب را به عنوان ترکیب مناسب برای گیاهان زینتی معرفی کردند. خلیقی و پاداشت دهکایی (1379) اثر کمپوست‌های مختلف را در رشد و نمو گل جعفری پاکوتاه مورد آزمون قرار داده و نتیجه گرفتند که کمپوست حاوی 50٪ آزولا + 50٪ پوست درخت و همچنین 25٪ پوست درخت +75٪ آزولا بهترین اثر را روی شاخص‌های رشد گل جعفری داشتند.
در طول دهه 1960 نیز پرورش دهندگان گل و گیاهان زینتی در سراسر ایالات متحده کوشش کردند که از ضایعات چوب به عنوان جایگزین پیت در محیط کشت گلدانی استفاده کنند تا این که هزینه تولید را کاهش دهند و امروزه پوست کاج کمپوست شده وسیع ترین کاربرد را در محیط‌های کشت گلدانی به عنوان جایگزین پیت پیدا کرده است (هویتینگ و همکاران ، 1991).
در تحقیقی در خصوص اثر ورمی کمپوست بر عملکرد جعفری ، بیشترین قطر ساقه، وزن و اندازه گل، وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه مربوط به تیمار 60 درصد ورمی کمپوست و 30 درصد ماسه و 10 درصد خاک بود، ولی بیشترین ارتفاع بوته مربوط به تیمار 60 درصد پیت و 40 درصد پرلیت بود. بیشترین تعداد شاخه جانبی در تیمار 20 درصد کمپوست به همراه 30 درصد ماسه و 50 درصد خاک مشاهده گردید. ورمی کمپوست در بسیاری از صفات اندازه گیری شده نسبت به پیت برتری داشت و تاثیر کمپوست بهتر از پیت بود (شادانپور و همکاران، 1390).

متن کامل در سایت امید فایل 

خلیقی و پاداشت دهکایی (1379) اثر کمپوست هایی مختلف را در رشد و نمو گل جعفری پاکوتاه مورد آزمایش قرار داده و نتیجه گرفتند که کمپوست حاوی 50 درصد آزولا+ 50 درصد پوست درخت و همچنین 25 درصد پوست درخت + 75 درصد آزولا بهترین اثر را روی شاخص‌های گل جعفری داشتند. اسپییر و همکاران (2004) نشان دادند که با افزودن کمپوست لجن فاضلاب عملکرد چغندر قند افزایش پیدا کرد.
باسانتیا و همکاران (2011) در زمینه ی اثر ورمی کمپوست بر گل دهی گل جعفری رقم سراکولا نشان دادند، که بیشترین رشد رویشی و ارتفاع گیاه، تعداد شاخه جانبی و وزن گل با مصرف 25 درصد کودهای npk ده تن در هکتار ورمی کمپوست به دست آمد، که میزان رشد با نسبت مصرف ورمی کمپوست متناسب بود.
اسمیت و همکاران (1992)، لجن شهری کمپوست شده را جایگزین مناسبی برای پیت خزه در بسترهای کشت دارای پوست درخت کاج برای پرورش شمشاد رسمی و کوکب کوهی تشخیص دادند. ولشاور و همکاران (1988) با به کار گیری مخلوطی از 50٪ کمپوست زباله شهری و 50٪ دیگر از پوست درختان و یا پیت به عنوان بستر کاشت به این نتیجه رسیدند که این مخلوط تاثیر معنی داری نسبت به پیت خالص به عنوان شاهد در رشد گیاه کوردیلین ، داشته است. آنجلو و همکاران (1988)، 25 نوع بستر کشت متفاوت برای دیفن باخیا و بنت القنسول را مورد آزمایش قرار دادند. ترکیبات پیت اسفاگنوم، پوست درخت کمپوست شده و کمپوست نشده، پرلیت، خاک برگ شن و هیدروژن با نسبت‌های مختلف با همدیگر مخلوط شدند. در طی آزمایش، میزان نگهداری آب مناسب است. پرلیت نیز به میزان 20٪ به عنوان بهترین زهکش ایفای نقش نمود. در بسترهایی که از پوست درخت کمپوست نشده استفاده شده بود به دلیل بالا بودن نسبت کربن به ازت ، زرد شدن برگ گیاهان و توقف رشد ایجاد شد. در بسترهای حاوی پوست درخت کمپوست شده به دلیل میزان نگهداری پایین آب نسبت به پیت نتیجه بهتری بخصوص در دیفن باخیا به دست آمد.
2-4- برخی خصوصیات بسترهای کشت2-4-1-جرم مخصوص ظاهری بسترهای کشتجرم مخصوص ظاهری به جرم خشک واحد حجم ترکیبات بستر اطلاق میشود. شن بالاترین میزان جرم مخصوص و پرلیت، پایینترین میزان جرم مخصوص را دارد. به طور کلی بسترهایی با جرم مخصوص ظاهری بین ‌5/0‌تا ‌15/0 گرم بر ‌سانتی متر‌ مکعب برای اغلب گیاهان زینتی توصیه می‌شوند (دوله و ویلکینز، 1999).
2-4-2- هدایت الکتریکی (EC) بسترهای کشتنمکهای محلول، قسمت اعظم مواد تغذیهای محلول خاک را تشکیل میدهند. هدایت الکتریکی (EC)، مقدار کل نمکهای قابل حل در بستر میباشد. در تولید گلخانهای بدون خاک (Soilless) نمکها از کودها منشأ میگیرند، بنابراین EC در کشتهای بدون خاک، تأثیر سطوح کودی مورد استفاده در بستر می‌باشد.همچنین ممکن است نمکهای قابل حل، از تجزیه ترکیبات آلی بستر یا از ناخالصی‌های آب آبیاری منتج شوند (وسترولت، 2003). پرورش گیاهان زینتی در بسترهای گلدانی با شوری 3-1 دسیزیمنس بر متر محقق میشود (حسندوخت، 1384).
بالا بودن میزان نمکهای محلول در بسترهای کشت گیاهان، رشد را کاهش داده و باعث بروز سوختگی در برگ گیاه میشود (چن و همکاران، 1988). شوری بالاتر از 4 دسیزیمنس بر متر به صورت مشابهی رشد در اکثر گیاهان را تحت تأثیر قرار میدهد و در شوری بالاتر از 8 دسیزیمنس بر متر، فقط گیاهان متحمل به شوری قادر به رشد هستند (دوله و ویلکینز، 1999). دامنه شوری در بسترهای کشت گیاهان زینتی بین 56/1- 63/0 میلی موس بر سانتیمتر مطلوب گزارش میشود (روبینز، 2000).
2-4-3- هوادهی
هوادهی، تبادل گازها در بستر کشت میباشد. خلل و فرج اجازه میدهند حبابهای هوا در بین بستر کشت که برای سلامت ریشه ضروری هستند در دسترش ریشه قرار گیرند. سلولهای ریشه از اکسیژن موجود در خلل و فرج برای تبدیل قند به انرژی استفاده مینماید. این پروسه، تنفس است که یکی از محصولات فرعی آن CO2 میباشد. این مهم است که بستر کشت به اندازه کافی دارای خلل و فرج برای تبادل اکسیژن و دی اکسیدکربن داشته باشد (رونالد و دیان، 2006).
2-4-4 - ظرفیت نگهداری آبیک بستر کشت مطلوب قاعدتا باید ذخیره آب قابل دسترس برای استفاده گیاه را داشته باشد. آب قابل دسترس آبی است که می‌تواند به وسیله ریشه گیاه جذب میشود که در خلل و فرج بستر یافت میشود (رونالد و دیان، 2006).
2-5- بسترهای کشت همراه با خاکویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک، ساختار بافت خاک، چگالی، ثبات و پایداری، درصد اشباع، رنگ، ماده آلی و نیز غلظت نیتروژن، فسفر و پتاسیم خاکها، فاکتورهای غالب مؤثر در استفاده از خاک بهعنوان بستر برای رشد گیاه میباشد. این ویژگیها، قابلیت دسترسی مواد تغذیهای گیاهان، سیالیت یا حرکت آب به داخل خاک و نفوذ ریشهها در خاک را تعیین میکند. ترکیبات خاک، نقش مهمی در تولید گیاه گلدانی دارد. ویژگی شیمیایی و فیزیکی آن ها، وضعیت تغذیهای بستر گلدانی را تعیین کرده تا رشد بهتر گیاه را باعث شوند (گابریلز و همکاران، 1986).

تحقیق علمی های ارشد - فایل

چکیده
به منظور بررسی اثر فاصله کاشت و مدیریت علفهای هرز بر عملکرد لوبیا سبز، آزمایشی در سال 1392 در رامسر، شمال ایران، انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا در آمد. فاکتورهای آزمایش عبارت بودند از: فاصله کاشت (20×50، 20×40 و 30×30 سانتیمتر در سانتیمتر) و مدیریت علفهای هرز (یکبار وجین، دوبار وجین، کنترل شیمیایی با علفکش بنتازون و عدم وجین). صفات مورد بررسی در این آزمایش شامل ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد انشعابات در بوته، طول غلاف، عملکرد سبز غلاف، وزن خشک برگ، وزن خشک ساقه، نیتروژن کل غلاف، و وزن خشک علفهای هرز بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات فواصل کاشت و مدیریت علفهای هرز بر عملکرد سبز غلاف در سطح احتمال 1 درصد معنیدار بود، در حالیکه اثرات متقابل بین فاکتورها بر عملکرد سبز غلاف معنی دار نبود. همچنین اثر اصلی مدیریت علفهای هرز بر وزن خشک علف هرز معنیدار بود در حالیکه اثر اصلی فاصله کاشت و نیز اثر متقابل بین مدیریت علفهای هرز و فاصله کاشت بر وزن خشک علفهای هرز معنیدار نبود. نتایح مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین عملکرد غلاف سبز مربوط به فاصله کاشت 20×40 سانتی متر بود و کمترین عملکرد غلاف سبز نیز به فاصله 30×30 سانتیمتر اختصاص داشت. همچنین حداکثر عملکرد غلاف سبز در صورت دو بار وجین علفهای هرز حاصل شد، در حالیکه حداقل آن در صورت عدم وجین و کنترل شیمیایی علفهای هرز بدست آمد. همچنین حداکثر و حداقل وزن خشک علفهای هرز به ترتیب در تیمارهای بدون وجین و دوبار وجین علفهای هرز مشاهده شد. بر اساس نتایج این آزمایش، جهت دستیابی به حداکثر عملکرد غلاف سبز، فاصله کاشت 20×40 سانتی متر و دو بار وجین علفهای هرز توصیه میشود.
کلمات کلیدی: فاصله کاشت، مدیریت علفهای هرز، لوبیا سبز.

متن کامل در سایت امید فایل 

فصل اول
مقدمه

1-1-مقدمه
لوبیا به عنوان دومین لگوم پس از نخود در سراسر جهان از لحاظ تغذیهای حائز اهمیت میباشد و با داشتن 22-25 درصد پروتئین، 56-58 درصد کربوهیدرات در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به عنوان یکی از منابع مهم پروتئین گیاهی محسوب می شود. لوبیا سبز با نام علمی Phasaeolusvulgaris L. از خانواده Fabaceae گیاهی یکساله است که از غلاف سبز و دانه پخته آن استفاده میگردد. لوبیا سبز از جمله محصولاتی است که میتوان آن را در زمانهای مختلف (بهار، تابستان و پاییز) کشت کرد. سطح زیر کشت آن در دنیا بالغ بر 3/27 میلیون هکتار با متوسط عملکرد حدود 660 کیلوگرم در هکتار است. در ایران سطح زیر کشت آن حدود 240 هزار هکتار با عملکرد متوسط 1500 کیلوگرم در هکتار می باشد (اسکیپتز، 2004).
عدم آگاهی از مدیریت صحیح محصولات زراعی یکی از عوامل اساسی در کاهش عملکرد گیاهان زراعی میباشد. عملکرد هر محصول زراعی حاصل رقابت برون و درون بوتهای بر سر عوامل محیط رشد میباشد. حداکثر عملکرد زمانی حاصل میشود که این رقابتها به حداقل رسیده و گیاه بتواند از عوامل محیطی رشد، حداکثر استفاده را بنماید (خواجهپور، 1365). توزیع فضایی گیاهان در یک جامعه زراعی با جذب تشعشع در ارتباط است و این صفت، نقش تعیینکنندهای در ظرفیت فتوسنتزی و عملکرد دارد (ولز، 1991؛ اگلی، 1998)، زیرا سرعت رشد محصول تابعی از انرژی تشعشعی مورد استفاده در فتوسنتز است (توتیو و گورجنر، 1988؛ ولز و همکاران، 1993). نفوذ نامتعادل نور به پوشش گیاهی باعث افت عملکرد میشود. بهطورکلی افزایش کارایی جذب تشعشع خورشیدی نیاز به سطح برگ کافی و توزیع یکنواخت برگ در پوشش گیاهی دارد. این هدف با تغییر تراکم و الگوی کاشت بوتهها روی سطح خاک میسّر است (ایکدا، 1992؛ شیبلز و وبر، 1996). فواصل مناسب بین ردیفهای کاشت و بین بوتهها در روی ردیف کاشت، تعیینکننده فضای رشد قابل استفاده هر بوته میباشد. تراکم مناسب و توزیع متعادل بوتهها در واحد سطح، موجب استفاده بهتر از رطوبت، مواد غذایی و نور گردیده و موجب افزایش عملکرد میشود (کوچکی و سرمدنیا، 1377). تراکم کاشت از جمله عواملیاست که بهطور مستقیم عملکرد محصول را تحت تأثیر قرار میدهد. فاصله کاشت بوتهها بستگی به هدف کاشت دارد. اگر هدف تولید بذر باشد باید فواصل کاشت افزایش داده شود تا کمیّت و کیفیت محصول افزایش یابد، اما اگر هدف تولید کود سبز و علوفه دامی باشد، تراکم بیشتر مد نظر خواهد بود (عبدحق، 1364). اگر فاصله کاشت گیاهان بیش از حد معمول باشد مسلماً تعداد بوته در واحد سطح کاهش یافته و عملکرد با نقصان مواجه میشود. از طرفی دیگر اگر فاصله کشت خیلی کم بوده و تراکم کشت بالا باشد، رقابت درونگونهای پیش میآید و این امر خود موجب کاهش عملکرد خواهد شد (مظاهری، 1377). بنابراین یکی از نیازهای مهم در برنامهریزی زراعی با هدف دستیابی به عملکرد بالا و کیفیت مطلوب، تعیین بهترین فاصله کاشت محصول است (بابایی، 1377).
علفهای هرز با رقابت بر سر منابع (آب، مواد غذایی، نور و ...) مانع از دسترسی مطلوب گیاه زراعی به این منابع شده و در نتیجه کاهش تولید و افزایش هزینه آن را باعث میشود (خداکرمزاده و همکاران، 1377). علفهای هرز با تأثیر بر اجزای عملکرد، اثر خود را بر عملکرد اعمال میکنند. نتایج تحقیقات مختلف نشان از اثر منفی علفهای هرز بر اجزای عملکرد محصولات زراعی دارد (احمدوند، 1381؛ سلیمی و انگجی، 1374؛ کادنی و همکاران، 1989 aوb ؛ موریشیتا و همکاران، 1991؛ ویور و ایوانی، 1998). امروزه بحث کاهش مصرف سموم شیمیایی بهعلت مخاطرات زیستمحیطی مصرف علفکشها به امری جدی مبدل گشته است (دیهیمفرد و همکاران، 1383). بهرهگیری از مدیریت تلفیقی علفهای هرز بهعنوان راهکاری مناسب جهت دستیابی به مدیریت پایدار از طریق استراتژایهایی مانند افزایش تراکم، استفاده از مالچ، شخم حفاظتی، کولتیواسیون و ... موجب کاهش مصرف علفکشها میشود (نورسورتی و الویرا، 2004). مدیریت تلفیقی علفهای هرز که شامل ترکیبی از این عوامل بههمراه کاربرد علفکشها است که از یک سو باعث افزایش توان رقابتی محصول در مواجهه با علفهای هرز میشود و از سوی دیگر قادر است موجب کاهش دُز مصرف علفکشهای رایج شود (نورسورتی و فردریک، 2005). بهواسطه اینکه علفهای هرز عموماً از رشد نسبی بالایی برخوردارند؛ لذا حساسیت زیادی به سایهاندازی دارند و در نتیجه میتوان رشد آنها را توسط گیاهان زراعی که کانوپی برگ آنها، علفهای هرز را میپوشاند پایین نگه داشت (کانوسکان، 2000). با کاهش فاصله ردیف کاشت و افزایش فاصله بین بوتهها استقرار بهحالت مربع نزدیک میشود و گیاه به بهترین وجه از عوامل محیطی نظیر نور، آب، مواد غذایی و ... استفاده میکند (افشارمنش، 1386). بنابراین این آزمایش با هدف بررسی اثرات فاصله کاشت و مدیریت علفهای هرز بر عملکرد و اجزای عملکرد لوبیا سبز انجام شد.
1-2- فرضیات پژوهش
1- وجین دستی علفهای هرز باعث افزایش بیشتر عملکرد لوبیا سبز در مقایسه با کنترل شیمیایی علفهای هرز میشود.
2- فاصله کاشت 30 × 30 نسبت به فواصل کاشت 20 × 40 و 20 × 50 اثر مطلوبتری در کنترل علفهای هرز دارد.
3- عملکرد لوبیای سبز در فاصله کاشت30 × 30 بیشتر از فاصله کاشت 20 × 40 و 20 × 50 است.
4- در صورت عدم کنترل علفهای هرز، عملکرد لوبیا به طور معنیداری کاهش مییابد.
5- در صورت عدم کنترل علفهای هرز، عملکرد لوبیا درفاصله کاشت 30 × 30 بیشتر از فاصله کاشت 20 × 40 و 20 × 50 است.
1-3- اهداف پژوهش
1- تعیین مناسبترین فاصله کاشت لوبیا سبز جهت حصول حداکثر عملکرد و کنترل مطلوب علفهای هرز
2- تعیین موثرترین روش مدیریت علفهای هرز در لوبیای سبز
3- بررسی اثرات متقابل فاصله کاشت لوبیا سبز و مدیریت علفهای هرز بر عملکرد لوبیا سبز
فصل دوم
بررسی منابع
2 -1-حبوبات

پژوهش - پایان نامه دانشگاه

1-2- بیان مسأله پژوهشافزایش عملکرد و استفاده کارآمد از نیروی انسانی ضرورتی است که باید مورد توجه کلیه مدیران و تصمیم گیرندگان سازمان‌ها قرار گیرد. با توجه به اینکه یکی از مهمترین منابع موجود درسازمانها، نیروی انسانی شاغل در آنهاست، بخشی از اقدامات مدیریتی نیز با هدف بهره گیری هرچه مؤثرتر و کار آمدتر از این منابع به مرحله اجرا در می آید و مدیریت مؤثر عملکرد را به یکی ازمهمترین وظایف مدیران تبدیل نموده است. یکی از عوامل نامحسوس مؤثر برعملکرد کارکنان،تعهد سازمانی آنان می باشد. نیروی انسانی وفادار، سازگار با اهداف و ارزشهای سازمانی، حاضراست حتی فراتر از وظایف مقرر در شرح وظایف، فعالیت نماید و می تواند عامل مهمی دراثربخشی سازمانی باشد. وجود چنین نیرویی در سازمان توأم با بالا رفتن سطح عملکرد و پایین آمدن نرخ غیبت، تأخیر و ترک خدمت می باشد و وجه اعتبار سازمان را در اجتماع، مناسب جلوه داده و زمینه را برای رشد و توسعه سازمان فراهم می آورد. برعکس نیروی انسانی با احساس وفاداری، تعلق و تعهد سازمانی کم، نه تنها خود در جهت نیل به اهداف سازمان حرکت نمی کند، بلکه با ایجاد بی تفاوتی نسبت به مسائل و مشکلات سازمان ممکن است در بین دیگر همکاران تأثیر مفیدنداشته باشد، که این امر خود منشأ ناهنجاری های بسیاری در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وفرهنگی در جامعه را فراهم می کند، لذا بررسی در زمینه تعهد سازمانی و بررسی عوامل مؤثر بر آن و نتایج حاصله می تواند ازجمله تحقیقات مؤثر در علوم رفتار سازمانی باشد. در دهه گذشته تعهد سازمانی و ابعاد آن جایگاه مهمی را در تحقیقات به خود اختصاص داده است. یکی دیگر از متغیرهایی که با تعهد سازمانی در رابطه بوده، رضایت شغلی می باشد که خود تعیین کننده بسیاری از متغیرهای سازمانی است. مطالعات متعدد نشان داده است رضایت شغلی از عوامل مهم افزایش بهره وری، دلسوزی کارکنان نسبت به سازمان، تعلق و دلبستگی آنان به محیط کار وافزایش کمیت و کیفیت کار، برقراری روابط خوب و انسانی در محل کا ر، ایجاد ارتباطات صحیح،بالا بردن روحیه، عشق و علاقه به کار است (هومن، 1382). از طرفی چنین انتظار می رود که رابطه میان خشنودی شغلی و ترک شغل منفی باشد. هرچه خشنودی شغلی بیشتر باشد، ترک شغل کمتر است. نتایج به طور کلی، این فرضیه را تأئید می کنند. بنابراین به نظر می رسد که استحکام این رابطه تا اندازه ای منوط به وجود اشتغال کامل باشد. همواره کسانی هستند که به دلیل ناخشنودی، شغل خود را ترک می‌گویند و کسانی نیز هستند که به ناچار (نقل مکان، بحران خانوادگی، و جز اینها) به ترک شغل مبادرت می ورزند.
انتظار می رود که درصد کسانی با اشتغال کامل (Full employment) که به علت خشنودی اندک شغل خود را ترک می‌گویند بیشتر از هنگامی باشد که یافتن شغل دشوار است. در نتیجه، رابطه میان ترک شغل و خشنودی باید در اثنای اشتغال کامل مستحکم تر باشد (میچل، 1373). بنابراین رضایت شغلی می تواند بر روی تعهد نقش و تأثیر داشته و از این طریق موجب، بهبود عملکرد باشد.
یکی دیگر از عواملی که با تعهد سازمانی کارکنان در ارتباط بوده مدیریت مشارکتی می باشد، که به طور کلی عبارتند از دخالت دادن کارکنان کلیه سطوح سازمان در فرآیند تبین مشکل، تجزیه وتحلیل موقعیت و دستیابی به راه حل ها، به طوری که کارکنان از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار شوند و با مدیرخود در کلیه مراحل هم فکری کنند (رابینز،1380 (. مقصود از مشارکت دادن کارکنان نوعی فرایند مشارکتی است که هدف آن تشویق و ترغیب کارکنان و اعضای سازمان به دادن تعهد و مشارکت هر چه بیشتر درامر موفقیت سازمان است. پایه و اساس اندیشه مزبور بر این منطق قرار دارد که کارکنان در فرآیندتصمیماتی که بر سرنوشت آنان اثر می گذارد، مشارکت می کنند، در کار اداری و سازمانی خود از آزادی عمل بیشتری برخوردارند، بر زندگی کاری خود کنترل‌هایی اعمال می نمایند، سازمان بدین وسیله موجبات انگیزش هر چه بیشتر آنان را فراهم می آورد، افراد تعهد بیشتری به سازمان پیدا می کنند، بازدهی، تولید و بهره وری در سازمان افزایش می یابد و سرانجام این که آنان نسبت به کارخود، بیشتر احساس رضایت می کنند (رابینز، 1380(. می‌توان مشارکت در تصمیم گیری ها را هم یک عامل شخصی و هم تا حدی یک عامل سازمانی در نظرگرفت. نتایج بسیاری از پژوهش ها نشان می دهد که کارکنان مایلند در تصمیم گیری ها در موقعیت خود مشارکت داشته باشند. کسانی که تجربه مشارکت را در سازمان خود داشته اند معمولا نگرش مطلوب و مثبت تری نسبت به کار خود داشته و مایل به تکرار آن تجربه هستند (کمپ، 1377(.
بنابر نظر هرزبرگ ( 1974 ) چنانچه شغل کارمند را با دادن میزانی از مشارکت و خود مختاری درتصمیم گیری پرمایه سازیم، رضایت شغلی تا اندازه زیادی افزایش پیدا خواهد کرد. در نظریه ورومنیز اعتقاد بر این است که چنانچه فرد در انتخاب هدفها رضایت و مشارکت داشته باشد نسبت به آن تعهد بیشتری پیدا کرده و برای ر سیدن به آنها تلاش مضاعفی می کند. مطالعات هاکمن و اولد هام ( 1980 ) نیز نشان می دهد که مشارکت نقش ارزنده ای در رضایت شغلی و ایجاد وحدت در کارکنان یک سازمان بازی می کند. به نظر دراگو و وودن(1991) مبنای فلسفی مشارکت این است که افراد حق دارند در تصمیم هایی که بر زندگی و کار آنها اثر می گذارد سهیم باشند و در این صورت است که تعهد بیشتری نسبت به تصمیم‌ها احساس کرده رضایت شغلی بیشتری به دست می آورند (به نقل از هومن، 1382.(
بزرگ‌ترین بهره مشارکت آن است که حق طبیعی کارکنانی را که می توانند عضو یاری دهنده وسود بخش گروهی باشند که در آن کار می کنند، به آنان باز می گرداند. مشارکت، ارزش‌های انسانی رادر سازمان پاس می‌دارد، زیر ا به نیازهای کارکنان برای ایمنی، مناسبات اجتماعی، احترام و خود شکوفائی پاسخ می گوید. مشارکت کارمندان را به یاری دادن بر می انگیزاند. یافته های تحقیق های انجام شده نشان می دهد که، مدیریت مشارکتی اثرات مثبتی بر عملکرد،بهره وری، رضایت شغلی و تعهد سازمانی دارد زیرا موجب ارضای سه نیاز اساسی انسانی بودن کار یعنی: افزایش خود مختاری، افزایش در معنی دار بود ن شغل و کاهش انزوای شغلی می شود. مشارکت حداقل سه اثر مهم را بر جای می گذارد :
اول، زمانی که کارکنان در تعیین هدف مشارکت می کنند به انتخاب اهدافی به مراتب مشکل تر و عالی تر از اهدافی می پردازند که مدیریت بر آنان تحمیل می کند. اهداف عالی تر سطح عملکرد بالاتری را به دنبال دارد این مطلب تنها زمانی صادق است که اهداف به طور مشارکتی تعیین شوند.
دوم، ضمن این که اهداف تعیین شده به صورت مشارکتی عالی تری می باشند، کارکنان نیز معمولا پذیرش راحت تر نسبت به آنان دارند زیرا انتخاب خود آنان است.
سوم، چنین مشارکتی جوی از اعتماد و امنیت دراز مدت و مساعد را در سازمان ایجاد می کند و سازمان را بیش تر به چهار سیستم مدیریت لیکرت نزدیک می سازد. این اثر خود موجب تقویت آثار مثبت مشارکت در سایر زمینه های مشارکت مانند تصمیم گیری، حل مشکلات و تغییر و تحول شده و نتایج مثبت عملکرد را در سرتاسر سازمان گسترش می دهد. چنین نتایجی،یعنی تبیین هدف های عالی تر و افزایش در پذیرش و تعهد به اهداف، از طریق ارضای نیازهای خود مختاری و کنترل بر کار حاصل می گردد (عباس زاده، 1378).
اما عدم پرداخت صحیح به مدیریت منابع انسانی در سازمانها و ادارات دولتی و نیز بکارگیری روشهای غیر علمی در توسعه نیروی انسانی، وابستگی عاطفی و روانی فرد به سازمان خود را تحت تاثیر قرار داده و باعث عدم احساس مسئولیت، وفاداری و تعهد در میان مدیران و کارکنان می شود. به طوری که ارزشهای فردی و سازمانی همخوانی نداشته و همواره منافع سازمان در مقابل منافع فردی مورد بی توجهی قرار می گیرد. به همین خاطر از جمله معضلات ریشه ای واساسی جامعه ما در جهت دستیابی به توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، ضعف وجدان کاری یا تعهد کاری در میان بخش قابل توجهی از شاغلین کشور است (حبیبی، 1376).
در جهت چاره جویی این مشکل، چنین به نظر می رسد که باید رضایت شغلی، مشارکت سازمانی و عملکرد سازمانی و رابطه آنها با تعهد سازمانی به طور دقیق مورد بررسی و مطالعه قرارگیرد. تا مشخص شود که کدام یک از متغیرها، ارتباط شدیدتر و معنی دارتری با تعهد سازمانی کارکنان دارند.
به هرحال اگر این احتمال (معنی داری ارتباط متغیرهای ذکر شده با تعهد سازمانی کارکنان صادق باشد)، در آن صورت ویژگیهای متفاوت رضایت شغلی افراد و میزان عملکرد سازمانی و مشارکت سازمانی، سطوح متفاوتی از تعهد سازمانی را در آنها ایجاد خواهد کرد.
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش :در بسیاری از تحقیقات انجام شده تعهد سازمانی به مثابه عامل اصلی و مؤثر بر افزایش بازدهی و عملکرد نیروی انسانی، مورد بررسی قرار گرفته است (خاکی 1376، ساروخانی 1381، مرتضوی، 1372، چلبی، 1376). تبیین تجربی تعهد سازمانی وهمچنین تجزیه و تحلیل ابعاد و عوامل مؤثر برآن، نقشی مهم در گسترش شناخت علمی بالاخص در حوزه جامعه شناسی کار خواهد داشت. براین مبناءانجام این تحقیق بر اساس معیارهای علمی خاصه مشارکت در دانش بشری و مشخص نمودن روابط بین متغیرها و سازه ها ضروری است. از طرفی دیگر، وصول به چنین شناختی نقش اساسی در ارائه راهکارها و رهنمودها برای ارتقاء سطح تعهد سازمانی کارکنان خواهد داشت (ساروخانی و طالبیان، 1388).
از نظر ″بلانچارت و هرسی″ ثمرات یا پیامد تعهد کاری شامل تقید به شرایط کمی وکیفی کار، تقید به رعایت بقاء و توسعه سازمانی، تقید به تکامل ساز مانی، تقید به افراد و گروههای کاری دیگر سازمانی و بالاخره، تقید نسبت به جلب رضایت مشتریان است (بلانچارد و هرسی، 1373).
سطح بالای تعهد نتایج مثبت برای افراد سازمان دارد که می توان به پیشرفت در مسیر شغلی،افزایش دریافتی ها، اعطای پاداش توسط سازمان به کارکنان متعهد و نیز تعقیب مشتاقانه اهداف سازمان اشاره کرد و در سطح سازمان پیامد تعهد سازمانی شامل امنیت و ثبات نیروی کار، قبول درخواست سازمان به تولید بیشتر از سوی کارکنان، عملکرد شغلی بهتر و نیل به اهداف سازمان می باشد (راندال، 1374). و نیز استفاده کارآمد از منابع انسانی که خود افزایش بهره وری را در پی خواهد داشت در ارتباط مستقیم با افزایش تعهد سازمانی (در حد مطلوب) می باشد (خاکی 1376).
1-4-اهداف پژوهش:1-4-1-هدف اصلی پژوهش: بررسی رابطه تعهد سازمانی و عملکرد کارکنان و عوامل مرتبط با آن در بین مدیران وکارکنان سازمان تعاونی روستایی استان اردبیل
1-4-2-اهداف فرعی پژوهش:1- اندازه گیری میزان تعهد سازمانی در بین کارکنان
2- شناخت عوامل اجتماعی موثر برتعهد سازمانی و ارزیابی میزان و جهت تاثیر این عوامل
3- شناخت عوامل بازدارنده تعهد سازمانی در بین کارکنان
1-5- فرضیه های پژوهش :1- بین تعهد عاطفی کارکنان با عملکرد شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.
2- بین تعهد هنجاری کارکنان با عملکرد شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.
3- بین تعهد مستمر کارکنان با عملکرد شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.
4- بین عملکرد مدیران با ابعاد تعهدسازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
5- بین عملکرد شغلی کارکنان با ابعاد تعهدسازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
1-6- قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی تحقیققلمرو موضوع تحقیق : قلمرو موضوعی تحقیق در ارتباط با بررسی رابطه تعهد سازمانی برکارایی مدیران و کارکنان سازمان تعاونی روستایی استان اردبیل می‌باشد.
قلمرو مکانی تحقیق: این پژوهش در سطح استان اردبیل و در سطح کارکنان و مدیران ستادی و صف در سازمان تعاون روستایی انجام یافته است.
قلمرو زمانی تحقیق: محدوده زمانی پژوهش حاضر از اردیبهشت 1392 شروع و تا شهریور 1392 پایان پذیرفت.

فصل دوممروری‌ بر ادبیات تحقیق2-1- تاریخچه و معرفی اجمالی سازمان مورد مطالعه (سازمان تعاون روستایی)تعاون به‌عنوان یک نهضت اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی در ایران از سال 1303 شمسی با تصویب اولین قانون، تجارت زمینه قانونمند شدن را پیدا کرد به نحوی که می‌توان قانون تجارت را سرآغاز تعاون رسمی در ایران دانست. در خرداد 1325 قانون صندوق‌های تعاون روستایی و در مهرماه همان سال اصلاحیه قانون مذکور تصویب شد. در این قانون زمینه های خریدوفروش محصولات کشاورزی، ممانعت معاملات سلف و تصدیات واسطه ها و رباخواران، اعطای وام به کشاورزان و دامداران، دفاع از حقوق دهقانان، تصمیم و گسترش بیمه محصولات کشاورزی و دامی پیش بینی شده بود. اولین قانون شرکت‌های تعاونی درایران در مرداد 1334 شمسی مشتمل بر یازده ماده و یک تبصره با الهام از قوانین تعاونی دیگر کشورها از تصویب کمیسیون مشترک مجلسین سنا و شورای ملی وقت گذشت و بانک کشاورزی براساس مفاد این قانون نسبت به اعزام کارمندان وکارشناسان خود به روستاها اقدام نمود تا زارعین را به تشکیل شرکت‌های تعاونی روستایی تشویق و راهنمایی نماید.
درسال 1341 پس ازانجام اصلاحات ارضی درجهت حمایت ازکشاورزان وتولیدکنندگان که صاحب اراضی شده بودند رشد شرکت های تعاونی روستایی شتاب گرفت که نیاز به تشکیل سازمانی برای هدایت، ارشاد، نظارت و پیشبرد امور آنها شدیداً احساس می شد در سال 1342 سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران با سرمایه اولیه یک میلیارد و سیصدو چهل و یک میلیون ریال ایران به صورت شرکت سهامی برای مدت نامحدود تاسیس و موظف شد موجبات پیشرفت وتوسعه تعاون و پیشبرد عملیات اقتصادی، اجتماعی، بازرگانی وخدمات تعاونی‌ها را به‌عهده گیرد وبرای تحقق این اهداف وظایف سنگینی به این سازمان محول گردید.
از وظایف اصلی و اساسی سازمان تعاون روستایی نظارت، حمایت، و هدایت شرکت ها و اتحادیه های تعاونی تحت پوشش می باشد. وظایف نظارتی شامل حسابرسی، نظارت و راهنمایی و مراقبت در فعالیتهای مختلف تعاونی‌ها و ارائه خدمات در جهت تهیه و تنظیم بودجه، اسناد مالی، آئین نامه و مقررات وظایف حمایتی شامل رائه خدمات فنی و مشاوره ای، مالی و اعتباری و حقوقی، بازاریابی و بازاررسانی، تأسیساتی و زیربنایی و دفاع از منافع صنفی شبکه نیز از وظایف حمایتی این سازمان می باشد.
وظایف هدایتی شامل آموزش اصول و ارزشهای تعاون، روش اداره تعاونی ها، اشاعه فرهنگ تعاون، تعلیم و تربیت نیروی انسانی و توسعه روابط فی مابین تعاونیها از جمله اهم وظایف هدایتی سازمان تعاون روستایی است.
در سال 1357 تعداد تعاونیهای روستایی در کشور 2942 شرکت و با عضویت 000/960/2 نفر بوده وسرمایه اولیه این سازمان توسط دولت تامین وانتقال سهام به اتحادیه های تعاونی به نحوی در اساسنامه آن منظور گردید که به تناسب توان مالی اتحادیه ها سهام سازمان توسط آنها خریداری و به تدریج سهام سازمان به اتحادیه ها منتقل شود که تاکنون حدود 22 درصد سهام به اتحادیه ها انتقال داده شده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و توجه خبره گان رهبری در تنظیم قانون اساسی جمهوری اسلامی سال 1358 در اصول 43 و 44 قانون اساسی، بخش تعاون درکنار دو بخش دولتی و خصوصی بعنوان یکی از بخشهای سه گانه اقتصاد کشور معرفی شده است و تعاون بعنوان راهکار موفق در نیل به اهداف نظام اسلامی در دو بعد اقتصادی و اجتماعی مورد تاکید قرار گرفت.
در سال 1370 قانون بخش تعاونی مشتمل بر 71 ماده و 50 تبصره به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفت، براین اساس وزارت تعاون تشکیل و مقرر شد که کلیه تعاونیها از جمله شبکه تعاونیهای روستایی وکشاورزی تحت پوشش این وزارتخانه جدید قرار گیرد. در این صورت وزارت کشاورزی وقت ( جهادکشاورزی کنونی ) مهمترین بازوی اجرائی خود را در عرصه توسعه روستایی و کشاورزی از دست می داد.بدیـن ترتـیب قادر به انجام وظایف قانونی خود در امور روستاها نمی بود. از اینرو خواستار مستثنی شدن سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران از شمول قانون مذکور گردید که در تاریخ 24/7/70 قانون مستثنی شدن سازمان مرکزی تعاون روستایی از شمول قانون بخش تعاونی طی ماده واحده به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید که به موجب این قانون سازمان مزبور از کلیه وظایف و اختیارات مندرج در مقررات مربوطه از قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران مصوب 13/6/70 مستثنی و کماکان تابع وزارت کشاورزی وقت قرار گرفت.
در حال حاضر دو هزار و نهصد و سی و نه شرکت تعاونی روستایی گروهی با اعضای کل 4.515.842 نفر عضو و سرمایه 447.792.003.887 ریال است.
سازمان مرکزی تعاون روستایی اکنون دارای 31 شعبه در استانها، 234 نمایندگی در شهرستان‌ها، 12 مدیریت و 25 اداره در مرکز بوده که جمعا دارای5.992 پست سازمانی بوده که فعلا با تعداد 2.920 نفر پرسنل درکل کشور وظایف محوله را انجام می دهد.
سازمان مورد مطالعه در این پژوهش سازمان تعاونی روستایی استان اردبیل شامل ستاد (مشتمل بر حوزه مدیریت،2 معاونت مدیریت و 5 اداره ستاد )به همراه 7 اداره شهرستان و 2 نمایندگی می‌باشدکه مجموعاً 88 نفر (72 کارمند، 16 مدیر) در سال 1392 در آن مشغول فعالیت می‌باشند . (آمارنامه کشاورزی، 1391)
2-2- ادبیات تحقیق :بررسی دقیق و عمیق ادبیات تحقق باعث می شود که بتوان برای تحقیقی که در درون تحقیقات سنتی و بر پایه محتوای پژوهش های ذی ربط قرار دارد یک چارچوب معقول و منطقی ارائه کرد. مروری بر ادبیات تحقیق باعث می شود که چهار هدف کلی تأمین گردد.
نخست آنکه نشان دهنده مفروضاتی اصلی است که پرسش های عمومی تحقیق بر پایه آنها گذاشته شده است و در صورت امکان باید نشان دهنده الگوی (حوزه تفکری غالب) تحقیق باشد که موجب استحکام بخشیدن به تحقیق می گردد و فرضیه ها و ارزش هایی را شرح می‌دهد که پژوهشگر آنها را به دنیای تحقیق وارد می کند.
دوم آنکه نشان دهد پژوهشگر درباره موضوع تحقیقی دانشی وسیع و ژرف دارد و از روش‌های ذهنی که تحقیق را احاطه و حمایت می کند بهره کافی برده است.
سوم آنکه نشان دهد پژوهشگر با مراجعه به زمینه تحقیق متوجه نوعی کسر و کمبود در ادبیات تحقیق شده است و اینکه تحقیق مورد نظر می تواند نیاز خاصی راتأمین کند.
سرانجام، مرور به ادبیات موجب می شود که پرسش های تحقیق و فرضیه های اثبات نشده آزمایشی، پالایش شده و صیقل زده شوند تا بتوان این پرسش های تحقیق و فرضیه های اثبات نشده آزمایشی، پالایش شده و صیقل زده شوندتا بتوان این پرسش ها را در بستر تحقیقات تجربی گسترده تر مطرح کرد. (مارشال و راس من، ترجمه اعرابی و پارساییان، 1377)
2-3- مقدمه :از آنجا که طبق تحقیقات صورت گرفته رفتار کارکنان در سازمان می تواند متأثر از نگرش‌هایشان باشد، از این رو، آگاهی از آنها برای مدیران سازمان‌ها ضروری به نظر میرسد. با وجود این، بایستی اذعان کرد، آگاهی از همه نگرشهای کارکنان برای مدیران سازمان اهمیت چندانی نداشته و مدیران نیز علاقه ای به دانستن همه این نگرش‌ها ندارند. در واقع مدیران بیشتر علاقه مند به دانستن آن دسته از نگرشهایی هستند که با کار و سازمان مرتبط است. طبق تحقیقات انجام گرفته در این مورد سه نگرش عمده بیشترین توجه و تحقیق را از سوی محققان به خود جلب کرده اند. این سه نگرش عبارتند از:
۱ - رضایت شغلی
۲ - وابستگی شغلی
۳ - تعهد سازمانی
در این تحقیق به بررسی برخی از این نگرش‌ها پرداخته شده است. همچنین سعی شده است جدیدترین دستاوردها در این زمینه نیز ارائه گردد.
2-4- دیدگاه‌های نظری تعهد سازمانیتعهد سازمانی یک نگرش مهم شغلی و سازمانی است که در طول سالهای گذشته مورد علاقه بسیاری از محققان رشته های رفتار سازمانی و روانشناسی خصوصاً روانشناسی اجتماعی بوده است.
2-4-1- تعهدسازمانی مفهوم یک بعدی یا چندبعدی؟پورتر (PORTER) تعهد را براساس نیروی کلی همانندسازی (تعیین هویت) و مشارکت یک فرد در سازمان تعریف می کند. در این دیدگاه تعهد ناشی از سه عامل می شود.
۱ – قبول اهداف و ارزشهای سازمان
۲ – تمایل به همکاری با سازمان برای کسب اهدافش
۳ – میل به باقی ماندن در سازمان (استیزر، ۱۹۸۹، ص ۵۷۷ – ۵۷۶).
در این دیدگاه، تعهد به عنوان یک مفهوم تک بعدی نگریسته شده است، که تنها متمرکز بر تعهد عاطفی است. سالها، اندیشمندان درک ما را از تعهد سازمانی با نگــــریستن به آن به شکل چندبعدی تغییر داده اند. این محققان علاقه مند به یک مجموعه وسیعتر از پیوندها بین کارکنان و سازمانها نسبت به آنچه که پورتر مطرح کرد، بوده اند. درحالی که پورتر متمرکز بر یک پیوند توصیف شده با قبول اهداف سازمان بوده است، تحقیقات محققان بعدی بر انواع تعهد متمرکز شده است که می تواند برای توجیه رفتار فرد و استمرار آن در محیط کار درنظر گرفته شود.(مودی، ۱۹۹۸، ص ۳۹۰ – ۳۸۹)
2-4-2-الگوهای چندبعدی2-4-2-1- مدل اریلی و چتمن:
اریلی و چتمن(OREILLY & CHATMAN)،(۱۹۸۶) الگوی چندبعدی خود را مبتنی بر این فرض بنا نهادند که تعهد، نگرشی را نسبت به سازمان ارائه کرده و مکانیسم هایی دارد که ازطریق آنها می تواند نگرش شکل بگیرد. بنابراین، مبتنی بر کار کلمن (KELMAN) در نگرش و تغییر رفتار (۱۹۵۸) اریلی و چتمن معتقدند که پیوند بین فرد و سازمان می تواند، سه شکل متابعت، همانندسازی و درونی کردن را به خود بگیرد.
متابعت، زمانی اتفاق می افتد که نگرشها و رفتارهای همسو با آنها به منظور کسب پاداشهای خاص اتخاذ می شوند. همانندسازی، زمانی اتفاق می افتد که فرد نفوذ را به خاطر ایجاد یـــا حفظ رابطه ارضاکننده می پذیرد (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۵). سرانجام درونی کردن، رفتاری که از ارزشها و یا اهداف نشأت گرفته را منعکس می کند که با ارزشها یا اهداف سازمان منطبق است (مودی، ۱۹۹۸، ص ۳۹۰).
بررسی جدیدتر از یک نمونه بزرگتر دو نوع تعهد را به جای سه نوع تعهد مشخص کرد که تعهد ابزاری (متابعت) و تعهد هنجاری (همانندسازی و درونی کردن) نامیده شدند. (کرمر، ۱۹۹۶، ص ۳۹۰ – ۳۸۹). در تحقیقات بعدی این دو محقق و همکارانشان نتوانستند تمایزی را بین همانندسازی و درونی کردن قایل شوند. از این رو، آنها در تحقیقات جدیدتر موارد همانندسازی و درونی کردن را ادغام کردند و آن را تعهد هنجاری نامیدند. متابعت، نیز در کار اخیرشان تعهد ابزاری نامیده شده است که متمایز از همانندسازی و درونی کردن است. برای مثال، اریلی و چتمن متوجه شدند که متابعت به طور مثبت تا منفی با ترک شغل ارتباط دارد. با در نظر گرفتن اینکه تعهد سازمانی عموماً به عنوان متغیری در نظر گرفته می شود که احتمال ترک شغل را کاهش دهد، این یافته بعضی سوالها را در باره اینکه آیا متابعت می تواند، به عنوان یک شکل از تعهد سازمانی درنظرگرفته شود را به وجود آورده است (مـــی یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۶).
2-4-2-2- مدل آنجل و پری:
آنجل و پری (ANGLE&PERRY )برپایه نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل پرسشنامه تعهد سازمانی پورتر و همکارانش، بین تعهد ارزشی و تعهد به ماندن، تمایز قائل شدند. اگرچه این پرسشنامه یک بعدی درنظر گرفته شده است، تحلیل آنجل و پری دو عامل اساسی پرسشنامه را آشکار کرد.
یک عامل به وسیله پرسشهایی مشخص می شود که تعهد به ماندن را ارزیابی می کنند و دیگری به وسیله پرسشهایی که تعهد ارزشــــی (حمایت از اهداف سازمان) را اندازه گیری می کنند، مشخص می گـــردد (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۶). تعهد ارزشی آنجل و پری گرایش مثبتی را به سازمان نشان می دهد. این نوع تعهد اشاره به تعهد روانی و عاطفی دارد. تعهد به ماندن آنجل و پری اشاره به اهمیت تعاملات پاداشها – مشارکتهای تفکیک ناپذیر در یک مبادله اقتصادی دارد. این نوع تعهد اشاره به تعهد حسابگرانه مبتنی بر مبادله و تعهد مستمر دارد (مایر و شورمن، ۱۹۹۸، ص ۱۶ – ۱۵).
2-4-2-3- مدل مایر و شورمن:
به نظر مایر و شورمن (MAYER&SCHOORMAN) تعهد سازمانی دو بعد دارد. آنها این دو بعد را تعهد مستمر (میل به ماندن در سازمان) و تعهد ارزشی (تمایل به تلاش مضاعف) نامیدند. اگرچه شباهتهایی بین ابعاد تعهد سازمانی شناسایی شده توسط آنجل و پری و مایر و شورمن و آنچه که توسط می یر و آلن شناسایی شده وجود دارد، اما یک تفاوت اساسی بین مدلهای آنها نیز وجود دارد. سه جزء تعهد می یر و آلن (عاطفی، مستمر و هنجاری) اصولاً براساس قالب ذهنی که فرد را به سازمان مرتبط می کنند، متفاوت هستند. نتیجه رفتاری هر سه جزء تعهد با این حال مشابه است و آن ادامه کار در سازمان است.
برعکس، در مدلهای آنجل و پری و مایر و شورمن، فرض شده است که تعهد مستمر مرتبط با تصمیم به ماندن یا ترک سازمان است. و تعهد ارزشی مرتبط به تلاش مضاعف درجهت حصول به اهداف سازمانی است (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۷ – ۳۰۶).
2-4-2-4- مدل پنلی و گولد:
پنلی و گولد (PENLEY&GOULD) یک چارچوب چندبعدی را ارائه کردند. آنها بین سه شکل از تعهد با عناوین اخلاقی، حسابگرانه و بیگانگی تمایز قائل شدند. تعریف تعهد اخلاقی به طور نزدیکی با تعریف تعهد عاطفی می یر و آلن و تعهد ارزشی آنجل و پری و مایر و شورمن یکسان است.
استفاده از واژه تعهد حسابگرانه منطبق با متابعت مطرح شده در مدل اریلی و چتمن است و ممکن است به عنوان یک شکل از انگیزش به جای تعهد درنظر گرفته شود. سرانجام منظور آنها از تعهد بیگانگی تاحدی با تعهد مستمر می یر و آلن یکسان است (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۱، ص ۳۰۷).
2-4-2-5- مدل می یر و آلن:آلن و میر(۱۹۹۷) معتقد بودند که تعهد، فرد را با سازمان پیوند می دهد و این پیوند احتمال ترک شغل را در او کاهش می دهد (می یر و هرسکویچ، ۲۰۰۲). آنان سه جزء را برای تعهد سازمانی ارایه داده اند:
۱- تعهد عاطفی : در بردارنده پیوند عاطفی کارکنان به سازمان می باشد. به طوری که افراد خود را با سازمان خود معرفی می کنند.
۲- تعهد مستمر : بر اساس این تعهد فرد هزینه ترک سازمان را محاسبه می کند. در واقع فرد از خود می پرسد که در صورت ترک سازمان چه هزینه هایی را متحمل خواهد شد. در واقع افرادی که به شکل مستمر به سازمان متعهد هستند افرادی هستند که علت ماندن آن‌ها در سازمان نیاز آن‌ها به ماندن است.
۳- تعهد هنجاری : در این صورت کارمند احساس می کند که باید در سازمان بماند و ماندن او در سازمان عمل درستی است (لوتانز،۲۰۰۸).
«می‌یر» و «آلن »تعاریف تعهد سازمانی را به سه موضوع کلی وابستگی عاطفی، درک هزینه‌ها و احساس تکلیف وابسته می‌دانند. از تفاوت‌های مفهومی اجزای سه‌گانه تعهد سازمانی، که هر یک تا حدودی از یک‌دیگر مستقل اند، این نتیجه حاصل می‌شود که هر کدام پیامد پیش فرصت‌های خاصی هستند. پیش فرصت‌های تعهد عاطفی به چهار گروه دسته بندی می‌شوند: ویژگی‌های شخصی، ویژگی‌های شغلی، ویژگی‌های ساختاری و تجربیات کاری. تحقیقات زیادی که در ارتباط با تعهد سازمانی انجام شده بیانگر این مطلب است که ارتباط تعهد سازمانی با عملکرد شغلی و رفتارهای مبتنی بر تابعیت سازمانی مستقیم (مثبت) است ولی ارتباط آن با ترک خدمت، غیبت وتأخیرکارکنان معکوس(منفی) است. لذا ماهیت ارتباط فرد با سازمان در هر یک از اجزاء سه‌گانه تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد تکلیفی متفاوت است. کارکنان با تعهد عاطفی قوی در سازمان می‌مانند برای اینکه می‌خواهند بمانند. افرادی که تعهد مستمر قوی دارند می‌مانند چون نیاز دارند بمانند و آن‌هایی که تعهد تکلیفی قوی دارند می‌مانند، زیرا احساس می‌کنند باید بمانند.

2-4-3- مدل سه بخشی تعهد سازمانی:مدل سه بخشی تعهد سازمانی عبارتند از:
تعهدعاطفی: این بخش از تعهد سازمانی، به‌عنوان تعلّق خاطر به یک سازمان که از طریق قبول ارزش‌های سازمانی و نیز به‌وسیله تمایل به ماندگاری در سازمان مشخص می گردد، تعریف می شود.
2- تعهد تکلیفی یاهنجاری : تعهد تکلیفی، به‌عنوان یک وظیفه درک‌شده برای حمایت از سازمان و فعالیت-های آن تعریف می شود و بیان‌گر احساس دِین و الزام به باقی ماندن در سازمان است؛ که افراد فکر می کنند ادامه فعالیت و حمایت از سازمان، دینی بر گردن آن هاست.
3- تعهد مستمر: ناشی از درک افزایش یافتن هزینه های از دست رفته در یک سازمان است. هزینه های از دست رفته عبارت است از مخارج یک فعالیت یا پروژه که قابل بازیافت نباشند. بنابراین اگر کسی دارای تعهد مستمر باشد، نسبت به افزایش چنین هزینه هایی حسّاس خواهد شد.
ارائه‌کنندگان این مدل، معتقدند که بهتر است تعهّد هنجاری، مستمر و عاطفی را به‌عنوان اجزای تشکیل‌دهنده تعهّد در نظر گرفت؛ تا انواع خاص آن. به‌دلیل اینکه اگر انواع خاصی از تعهد باشند، فرد عضو، الزام و احساس وظیفه اندکی نسبت به باقی ماندن در سازمان در خود احساس می‌کند.
2-4-4- دیدگاه‌های نظری عوامل مؤثر بر تعهد سازمانیطی سالهای اخیر مطالعات زیادی در مورد تعهد سازمانی صورت گرفته که در هر یک از این مطالعات تعهد سازمانی یا به عنوان متغیر مستقل و یا بعنوان متغیر وابسته مد نظر قرار گرفته شده است. یک بازنگری ادبیات موضوع که توسط «ریچرز (1985) صورت گرفت نشان داد که یازده مطالعه تعهد را به عنوان یک متغیر مستقل و بیش از بیست مطالعه آن را به عنوان یک متغیر وابسته در نظر گرفته است.(می یر و آلن،1993،61)
با مروری که برادبیات موضوع تا سال 98 نشان دهنده توجه بیشتر به مقوله تعهد سازمانی به ویژه از دیدگاه دوم آن یعنی وابسته می‌باشد. که در اینجا به سیری از ادبیات موضوع پیرامون عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی و ابعاد سه گانه آن اشاره می‌شود
2-4-4-1- عوامل مؤثر بر تعهد عاطفی:از میان سه بخش تعهد عاطفی، مستمر و هنجاری، تعهد عاطفی بیشتر مورد بررسی واقع شده است. در یک تجزیه و تحلیل جامع، مشخص شده که از میان 40 پژوهش در زمینه تعهد سازمانی 24 مورد آن به بررسی تعهد عاطفی پرداخته است (سامرس،1995،49)
مطالعه استیرز و همکاران (1978)
استیرز، پرترومودی (1983: 290-292)برخی از عوامل مؤثر برافزایش تعهد سازمانی را به صورت ذیل مطرح کرده‌اند:
1 – عوامل شخصی:
اصلی‌ترین عامل شخصی، میزان تعلق و پیوستگی بالقوه‌آی است که کارمند در اولین روزکاری خود، به سازمان می‌آورد. افرادی که در اولین روزکاریشان خود را خیلی متعهد به سازمان نشان می‌دهند احتمالاً با سازمان باقی خواهند ماند. افرادی که در آغاز ورود به سازمان خیلی متعهد باشند، احتمالاً مسؤولیتهای اضافی را خواهند پذیرفت و عضویت خویش را با سازمان ادامه خواهند داد. این فرایند تعهد اولیه ممکنست به شکل یک سیکل خود تقویت کننده درآید، یعنی اگر افراد در بدو ورود به سازمان تلاش و کوشش وافر مبذول دارند، ممکنست آنها تلاش بیشتر را بر مبنای تعهد بیشتر خود به سازمان توجیه نمایند.
2 – عوامل سازمانی:
عوامل سازمانی چون حیطه شغل Job scope، بازخورد، استقلال و خودمختاری در کار، چالش شغلی و اهمیت شغلی، ‌درگیری و مشارکت رفتاری را افزایش می‌دهد. توانایی مشارکت در تصمیم‌گیری مربوط به شغل بر سطح تعهد مؤثر می‌باشد. سازگاری بین اهداف گروه کاری و اهداف سازمانی، تعهد نسبت به این اهداف را افزایش می‌دهد. ویژگیهای سازمانی چون، توجه به منافع بهتر کارکنان و مالکیت کارکنان، بطور مثبت باعث افزایش تعهد سازمانی می‌شود.
3 – عوامل برون سازمانی:
عامل برون سازمانی مهمی که باعث افزایش تعهد می‌شود، قابلیت توانایی دستیابی به جایگزینهای شغلی بعد از انتخاب شغل فعلی فرد می‌باشد. تحقیقی در یک سازمان نشان داد که افرادی که شغلی با حقوق بالاتر پیدا نکرده‌اند (یعنی توجیه خارجی ضعیف از انتخاب خود)، بطور قابل ملاحظه‌ای سطح بالاتری از تعهد سازمانی را نسبت به زمانیکه مشاغل جایگزین برای آنها در دسترس بوده، از خود نشان دادند. افرادی که شغلی با بالاترین حقوق دریافت کرده بودند (توجیه خارجی کامل از انتخاب خود) چه در زمانی که شغل جایگزین برای آنها در دسترس بوده و چه زمانی که شغل جایگزین در دسترس نبوده، سطح تعهد یکسانی را از خود نشان دادند. بنابراین به نظر می‌رسد بالاترین سطح تعهد اولیه در میان افرادی وجود دارد که:
(1) توجیه خارجی و ضعیفی برای اولین انتخاب آنها وجود دارد و
(2) انتخاب اولیه را قطعی و غیرقابل تغییر می‌بینند یعنی فرصتی برای تغییر تصمیم اولیه خود ندارند.

متن کامل در سایت امید فایل 

سه دسته عوامل فردی، سازمانی و برون سازمانی و در نمودار (2) نشان داده شده است
عوامل سازمان
عوامل غیر سازمان
عوامل شخصی

عدم دسترسی به مشاغل جایگزین
- اتنظارات شغلی
- عوامل انتخاب شغل
- ویژگی های فردی
- قرارداد روانی
- حیطه شغل
- ویژگی سازمان
- بازخورد
- استقلال و خود مختاری در کار
- چالش های شغلی و اهمییت شغل
- مشارکت در تصمیم گیری
- سازگاری اهداف گروه کاری و اهداف سازمانی
- چالش های شغلی و

تعهد سازمانی

نمودار 2-1 عوامل سه گانه اثر گذار بر تعهد سازمانی (استیرز و همکاران 1978)«مودی و همکارانش (1982). پیش شرط‌های تعهد سازمانی (تعهد عاطفی) را در چهار گروه بصورت زیر دسته‌بندی می‌کنند:
1 – ویژگیهای شخصی( personal characteristics)

(سایت مرجع پایان نامه ) - نمونه پایان نامه

4-1- ارزیابی صفات 15
4-1-1- وزن تر 15
4-1-2- وزن خشک 25
4-1-3- وزن میوه 25
4-1-4- تعداد برگ 26
4-1-5- طول برگ 27
4-1-6- تعداد گل 27
4-1-7- قطر گل 28
4-1-8- تعداد شاخه 28
عنوان صفحه
4-1-9- طول شاخه 29
4-1-10- تعداد میوه 30
4-1-11- ارتفاع گیاه 31
4-1-12- تعداد ریشه 31
نتیجه گیری کلی 33
پیشنهاد‌ها 34
منابع 35
چکیده انگلیسی 42
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 4-1- تجزیه واریانس اثر غلظت‌های مختلف عصاره جلبک آسکوفیلوم نودوسوم و کود نانوکلات ‌آهن برصفات اندازه‌گیری شده 16
جدول 4-2- مقایسه میانگین اثر غلظت‌های مختلف عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم و کود نانوکلات ‌آهن برصفات اندازه‌گیری شده 17
جدول 4-3- همبستگی بین صفات اندازه گیری شده 18
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل 3-1- تهیه بوته‌ها 12
شکل 4-1- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بروزن تر میوه توت ‌فرنگی 19
شکل 4-2- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بروزن خشک میوه توت ‌فرنگی 19
شکل 4-3- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم برارتفاع گیاه توت ‌فرنگی 20
شکل 4- 4- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر تعداد برگ گیاه توت ‌فرنگی 20
شکل 4- 5- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر طول برگ گیاه توت ‌فرنگی 21
شکل 4- 6- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر تعداد گل گیاه توت ‌فرنگی 21
شکل 4- 7- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر قطر گل گیاه توت ‌فرنگی 22
شکل 4- 8- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر تعداد شاخه گیاه توت ‌فرنگی 22
شکل 4- 9- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر طول شاخه گیاه توت ‌فرنگی 23
شکل 4- 10- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر تعداد میوه گیاه توت ‌فرنگی 23
شکل 4- 11- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر وزن میوه گیاه توت ‌فرنگی 24
شکل 4- 12- اثر سطوح مختلف محلول‌های کود نانوکلات‌ آهن و عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم بر تعداد ریشه گیاه توت ‌فرنگی 24
سپاسگزاری
سپاس خدای را که سخنوران، در ستودن او بمانند و شمارندگان، شمردن نعمت‌های او ندانند و کوشندگان، حق او را گزاردن نتوانند. و سلام و دورد بر محمّد و خاندان پاک او، طاهران معصوم، هم آنان که وجودمان وامدار وجودشان است. بدون شک جایگاه و منزلت معلم، اجّل از آن است که در مقام قدردانی از زحمات بی شائبۀ او، با زبان قاصر و دست ناتوان، چیزی بنگاریم اما از آنجایی که تجلیل از معلم، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تامین و سلامت امانت‌هایی را که به دستش سپرده‌اند، تضمین می کند، بر حسب وظیفه و از باب " من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر اللَّه عزّ و جلّ ": از استاد راهنمای عزیزم جناب آقای دکتر بهزاد کاویانی که زحمت راهنمایی این رساله را بر عهده گرفتند و در تمام مدت تحصیلم در این مقطع یار و یاوری بی‌چشمداشت برای من بوده‌اند، از اساتید با کمالات و شایسته، جناب آقایان دکتر انسی نژاد، دکتر محمد علی ترکاشوند، دکتر علیرضا اسلامی که در کمال سعه صدر، با حسن خلق و فروتنی، از هیچ کمکی در این عرصه بر من دریغ ننمودند؛ از استاد صبور و با محبت، جناب آقای دکتر هاشم آبادی ، مدیریت محترم کرسی گروه، که زحمت فراوانی را در طول آماده شدن این رساله متقبل شدند و بدون مساعدت ایشان، این پروژه به نتیجه مطلوب نمی‌رسید. از استاد فرزانه و دلسوز، جناب آقای دکتر شهرام صداقت مدیریت اسبق کرسی گروه کمال تشکر و قدردانی را دارم باشد که این خردترین، بخشی از زحمات آنان را سپاس گوید.
با‌ سپاس بی‌دریغ خدمت دوست گران‌مایه‌ام جناب آقای دکتر تایماز قانع که مرا صمیمانه و مشفقانه یاری داده‌اند و با ‌تشکر خالصانه خدمت همه کسانی که به نوعی مرا در به انجام رساندن این مهم یاری نموده‌اند.
علی‌اصغر عجم‌اکرامی
تابستان 1393
چکیده
استفاده از نانوکودها منجر به افزایش کارایی مصرفی عناصر غذایی، کاهش سمیت خاک، به حداقل رسیدن اثرات منفی ناشی از مصرف بیش ازحد کود و کاهش تعداد دفعات کاربرد کود می‌شود. استفاده از جلبک آسکوفیلوم نودوسوم نیز مقاومت گیاهان به آفات و بیماری‌ها را افزایش می‌دهد. مطالعه حاضراثر اسپری برگی با عصارۀ جلبک آسکوفیلوم نودوسوم و کود نانوکلات ‌آهن بر روی برخی خصوصیات کمی‌ و کیفی گیاه توت فرنگی (Fragaria. x annanasa‌‌) بررسی شده است. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلو‌ک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار اجرا گردید . هم کود نانوکلات ‌آهن و هم عصاره جلبک آسکوفیلوم نودوسوم، هر دو در چهار غلظت (0، 1، 2 و 5 گرم‌ در لیتر) ‌مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان می‌دهد که بالاترین وزن تر، وزن خشک، تعداد گل، تعداد ‌برگ، طول ریشه، طول برگ، طول شاخه، قطر گل، به ازای استفاده کود نانوکلات ‌آهن با غلظت 2 میلی‌گرم در لیتر و عصاره جلبک آسکوفیلیوم نودوسوم با غلظت 2 میلی‌گرم در لیتر حاصل شده است.
کلمات کلیدی: توت‌فرنگی، جلبک آسکوفیلوم نودوسوم، نانو کلات آهن، وزن تر، وزن خشک.

متن کامل در سایت امید فایل 

فصل اول
مقدمه
1-1- مشخصات گیاه‌شناسی و پراکنش اکولوژیک توت‌فرنگی
توت‌ فرنگی گیاهی است علفی چند ساله با نام علمی(Fragaria.x annanasa‌‌) از خانواده گل‌ سرخ(Rosacaceae) است. این گیاه بومی جنگل‌های اروپا که گونه وحشی آن دارای گل و برگ‌های کوچک می‌باشد و از قرن چهاردهم به سبب خواص دارویی آن معرفی شده است. در قرن چهاردهم در فرانسه توت‌فرنگی‌های وحشی از جنگل به زمین زراعی منتقل شد و از آن به عنوان یک گیاه اهلی استفاده گردید. در جنگل‌های شمال ایران توت‌فرنگی وحشی به ‌طور فراوان یافت می‌شود. به نظر می‌رسد که اولین رقم اصلاح شده در زمان صدارت اتابک اعظم از فرانسه به ایران آمد و به نام اتابکی خوانده شد. توت‌فرنگی از جنس فراگاریا (Fragaria) و گونه رسا (Resea) بود‌ه که امروزه از گونه‌های شیلنسیس (F.chilensis) و ویرجینیا (F.virginia) و هیبرید‌ بین این د‌و یعنی (F. x annanasa) استفاد‌ه زراعی می‌شود‌. عموما گیاهانی علفی با ساقه‌های روند‌ه هستند‌. برگ‌ها مشتمل بر سه برگچه خشن و کرک‌د‌ار به رنگ سبز تیره‌اند‌ که د‌ر برخی از ارقام شفاف هستند‌. ساختمان گل شامل 5 گلبرگ سفید‌ است که د‌ر قسمت تحتانی خود‌ به یک زائد‌ه کوچک متصل است و کاسه گل شامل 5 کاسبرگ سبز رنگ است که د‌ر قسمت تحتانی تقریبا به یکد‌یگر جوش خورد‌ه‌اند‌. تعد‌اد‌ کاسبرگ‌ها د‌ر برخی از ارقام زراعی ممکن است بیش از 5 عد‌د‌ باشد‌. تعداد تقریبی پرچم‌ها 20 عد‌د‌ است. ماد‌گی به تعد‌اد‌ زیاد‌ و به صورت مارپیچی بر روی نهنج قرار گرفته است و د‌ر مجموع و همراه با نهنج شکل نسبتا کشید‌ه‌ای را تشکیل می‌د‌هد‌. ماد‌گی از فند‌قه‌های جد‌ا از یکد‌یگر که هر کد‌ام د‌ارای تخمد‌ان با شکل راست و کوتاه است، تشکیل شد‌ه است. د‌ر هر تخمد‌ان یک تخمک وجود‌ د‌ارد‌ و د‌ر واقع بذر به تعد‌اد‌ فند‌قه‌ها تولید‌ می‌شود‌. گلبرگ‌ها پس از تلقیح ریزش کرده و نهنج به تد‌ریج رشد‌ می‌کند‌ و گوشتی می‌شود‌. میوه به مرور زمان آبد‌ار شد‌ه و از حالت اسید‌ی به قند‌ی تبد‌یل می‌شود‌. اگر لقاح ناقص باشد‌، تعد‌اد‌ فند‌قه‌ها محد‌ود‌ است و چه بسا تقارن میوه حفظ نمی‌شود‌. ارقام توت‌ فرنگی به گروه ارقام بهاره یعنی بوته‌هایی که د‌ر سال یک ‌بار میوه می‌د‌هند‌ و ارقام چهار فصله که د‌ر سال بیش از یک‌ بار میوه می‌د‌هند‌، تقسیم می‌شوند‌. مهم‌ترین ارقام بهاره عبارتند‌ از گورلا، آلیسو، تیوگو، رد‌گانتلت، اسیتا، کاتس کیل، فرسنا.
1-2- روش تکثیر، فرآیند کاشت و برداشت توت‌فرنگی
ازدیاد به طریق جنسی و غیرجنسی صورت می‌گیرد‌. ازد‌یاد‌ توت‌ فرنگی به وسیله بذر، مخصوص ارقامی است که طبیعتا تولید‌ ساقه روند‌ه نمی‌کنند‌ و یا ارقامی که ساقه‌های روند‌ه کمی د‌ارند‌. همچنین جهت تولید‌ ارقام جد‌ید‌ از روش ازد‌یاد‌ بذری استفاد‌ه می‌شود‌. د‌ر ازد‌یاد‌ غیر جنسی که تقسیم بوته خواند‌ه می‌شود‌، بوته‌هایی را که خوب رشد‌ کرد‌ه و قوی هستند‌، پس از خارج کرد‌ن از زمین به چند‌ بوته کوچکتر که هر کد‌ام د‌ارای مقد‌اری ریشه ‌باشند‌ تقسیم کرد‌ه و سپس آنها را د‌ر محل اصلی نشا می‌کنند‌. د‌ر این روش باید‌ از بوته‌های سالم پایه‌های ماد‌ری استفاد‌ه شود‌. روش ازد‌یاد‌ از طریق ساقه‌های روند‌ه بد‌ین صورت است که پس از ریشه‌د‌ار شد‌ن، ساقه‌های روند‌ه را د‌ر تابستان از بوته ماد‌ری جد‌ا و د‌ر محل سایه نشا می‌کنند‌ و سپس د‌ر فصل پاییز بوته‌های انتخابی را به زمین اصلی انتقال می‌د‌هند‌. به علت زود بارور شدن گل های توت فرنگی در بهار باید بوته‌ها در جایی کاشته شوند که سرمایی دیررس بهاره به آنها صدمه نزند. توت فرنگی را از اواخر پاییز که در حال نیمه ‌خواب است تا اوایل بهار قبل از بیدار شدن گیاه از خواب می‌توان جابجا نمود و در محل دیگری کاشت، بنابراین کاشت پاییزه و بهاره آن امکان پذیر است.
1-3- خواص تغذیه‌ای توت‌فرنگی و اثر آن در سلامتی انسان
قسمت‌هایی که از بوته توت‌ فرنگی مورد استفاده قرار می گیرند، عبارتند از: میوه، برگ و ریشه. از دیر باز همه قسمت‌های این‌ گیاه مصرف دارویی داشته است و از برگ و ریشه آن که حاوی مقدار قابل ملاحظه‌ای تانن است به عنوان ضد اسهال و ادرارآور استفاده می‌شده است. توت‌ فرنگی به صورت‌های گوناگون مورد استفاده قرار می‌گیرد. خام، جوشانده، مربا، شربت و بستنی. توت‌ ‌فرنگی منبع خوبی از فیبر، ویتامین C، فولات، پتاسیم و آنتی‌ اکسیدان‌ها می‌باشد که این مواد مغذی باعث می‌شوند توت فرنگی بعنوان یک جایگزین شیرین، باعث افزایش سلامت قلب، کاهش خطر ابتلا به انواع سرطان و در کل ارتقاء سلامتی بدن شود.
1-4- اهمیت اقتصادی
به ‌وضوح فواید تغذیه‌ای فراوان ذکر شده برای انسان در مصرف این گیاه، تمایل زیاد به تولید آن ‌را توجیه می‌نماید. از آنجا که توجه به کیفیت و کمیت این میوه می‌تواند در صنعت کشاورزی بسیار مهم باشد، استفاده از روشی بهینه در تولید با صرفه اقتصادی مطلوب، الزامی به نظر می‌رسد. از این رو، پرورش این گیاه امروزه بسیار حائز اهمیت می باشد. ضمن اینکه خواص تغذیه‌ای تنها دلیل کشت این گیاه نیست. توت فرنگی به دلیل داشتن اسیدهای میوه یکی از مهمترین گیاهانی است که در زمره وسایل آرایشی کاربرد دارد و از قدیم به این منظور استفاده می‌شده ‌است.
1-5- اهمیت نانو کلات آهن در تولید محصولات کشاورزی
با وجود آن که آهن فراوانترین عنصر کم مصرف در پوسته‌ی زمین است اما بیشترین محدودیت را برای تولید محصولات کشاورزی در خاک‌های آهکی مناطق خشک و نیمه ‌خشک سبب شده است. قلیایی بودن، مقادیر زیاد آهک، کمبود ماده آلی، آبیاری سنگین، تراکم خاک و نیز تهویه‌ی ضعیف خاک از عوامل کمبود آهن قابل دسترس در خاک‌های آهکی است (فاجریا و همکاران،2005). آهن برای انجام بسیاری از فعالیت‌های سوخت و سازی گیاه، مورد نیاز است(موتا و همکاران، 2001؛ هل و استفان،2003 ) بنابراین، گیاهان برای ادامه‌ی رشد مناسب خود نیاز به مقدار کافی آهن دارند (براون و همکاران،1972 ).
1-6- بیان مسئله و هدف از انجام تحقیق
امروزه اهمیت کشاورزی پایدار و تولید محصولات باکیفیت ارزان با توجه به رشد سریع جمعیت کره زمین بر کسی پوشیده نیست. به عقیده کارشناسان جمعیت کره زمین تا سال 2025 بالغ بر 15 میلیارد نفر خواهد شد. لذا تامین غذای این جمعیت با امکانات کشاورزی کنونی امکان‌پذیر نخواهد بود. پس مسئله اصلی ‌ما کمبود منابع غذایی در آینده است تنها راه حل پیشنهادی استفاده از محصولات با کیفیت غذایی و گیاهانی که بهره وری و راندمان تولید بیشتری داشته و ارزان و سریع بتوانند دردسترس افراد قرار گیرند. یکی‌ از موادی ‌که می‌تواند در افزایش سهم تولید کمک‌ کنند، کودهای‌ زیست ‌محیطی همراه نانو کودها در راه افزایش‌ کمیت و کیفیت تولید، مشکل‌گشا و قابل توجه بسیار می باشد. ازطرفی وجود برخی از ترکیبات محرک رشد در برخی از جلبک‌ها می‌تواند ‌برای ‌افزایش میزان رشد و بازدهی ‌گیاهان زراعی و باغی استفاده ‌شوند. با توجه به رویه کشاورزی پایدار و کشاورزی ارگانیک، کاهش و یا حذف استفاده از مواد شیمیایی و مصنوعی نیاز به جایگزینی این مواد با ساختار طبیعی الزامی به نظر می‌رسد. استفاده از ترکیبات کودی با ساختار شیمیایی به واسطه ماهیت غیر طبیعی آنها دارای مضرات فراوانی برای اکوسیستم‌ها بوده و حتی برای بشر نیز مخاطره آمیز می‌باشند. با عنایت به موارد ذکر شده استفاده از موادی که منشا زیستی و طبیعی دارد سازگارتر با طبیعت و محیط زیست خواهد بود.
هدف از تحقیق حاضر، کاهش آلودگی زیست محیطی با جایگزینی کود نانو به جای کود شیمیایی، افزایش کارایی و بازدهی توت فرنگی با استفاده از اسپری عصاره جلبک آسکوفیلم نودوسوم و نانو کلات ‌آهن است.
فصل دوم
بررسی منابع
2-1- ترکیبات کودی حاوی تنظیم‌کننده های رشد گیاهی
تنظیم‌ کننده‌های رشد گیاهی، رشد و نمو گیاهان را کنترل می‌کنند. استفاده از هورمون‌های گیاهی در سطح وسیع از پایان جنگ جهانی دوم شروع شد. امروزه هورمون‌های گیاهی به صورت مصنوعی ساخته شده در سطح وسیعی در کشاورزی استفاده می‌شود که از آن جمله می توان به علف کش‌های هورمونی مانند2, 4-D که نوعی علف ‌کش شبه ‌اکسینی می‌باشد و یا ریشه‌دار کردن قلمه‌های گیاهان زینتی و درختان اشاره نمود (کوچکی و سرمدنیا، 1379). یکی از این هورمون‌های مهم گیاهی سیتوکینین است که برای اولین بار از دانه نارس ذرت استخراج شد و زآتین نام گرفت. هورمون سیتوکینین در گیاهان از اسید آمینه آدنین مشتق می‌گردد. این هورمون در تمامی بافت‌های گیاهی موجود می‌باشد ولی بیشترین مقدار آن در نوک ریشه ها، ساقه و دانه‌های نارس وجود دارد (شمولینگ، 2004) و امروزه به صورت مصنوعی نیز سنتز می‌گردد. در دنیای تحقیقات کشاورزی از هورمون سایتوکنین برای افزایش ‌و حفظ کیفیت گل‌های زینتی استفاده نموده‌اند.
نتایج تحقیق مرتضوی و همکاران (1387) نشان داد که سطوح مصرف سیتوکینین و کلسیم در رز شاخه بریده رقم آلونا باعث افزایش معنی‌داری در کاهش درصد پیری، افزایش میزان کلروفیل، پروتئین کل و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان داشت. آنان پیشنهاد نمودند که مصرف توام سیتوکینین به میزان 10 میکرومول و کلسیم به میزان 30 میلی‌مول در این گیاه به واسطه افزایش میزان کلروفیل، فعالیت آنزیم‌های پراکسیداز و کاتالازو باعث کاهش درصد پیری گل‌ها می‌گردد. هورمون سیتوکینین فقط توسط گیاهان عالی تولید نمی‌شود بلکه جلبک‌ها، سیانوباکتری‌ها و برخی از باکتری‌ها نیز قادر به تولید این هورمون می‌باشند که از آن جمله می‌توان به باکتری‌های اگرو باکتریوم تومی فاسینس، رودوکوکوس‌ فاسینس و سودوموناس‌ساواستانو اشاره کرد (شمولینگ ، 2004). یکی از گونه‌های جلبک که قادر است هورمون سیتوکینین را در مقادیر بالا در اندام‌های خود تولید نماید گونۀ آسکوفیلیوم نودوسوم است. این جلبک که با نام انگلیسی سوید شناخته می‌گردد، دارای رنگ قهوه‌ای و یا سبز زیتونی بوده و ساقه‌ها و انشعابات دراز و نازکی دارد.
در دهه اخیر درخواست برای این نهاده‌های با پایه زیستی به واسطه تقاضا برای افزایش کیفیت و کمیت محصولات، روز به روز در دنیا در حال افزایش است. عصارۀ گونه‌های مختلف جلبک آسکوفیلوم مخصوصاً گونه نودوسوم در بیش از 70 کشور جهان در سطح تجاری خرید و فروش می شود (کرایجی و همکاران، 2007). در کانادا و اروپا مدت زمان زیادی است که عصاره جلبک دریایی به عنوان اصلاح ‌کننده‌های خاک و یا به صورت محلول‌ پاشی برای افزایش رشد و افزایش عملکرد گیاه زراعی به واسطۀ تولید گیاه زراعی استفاده می شود (نوری و کیسلی، 2006 ؛ ورکلیج، 1992).
استفاده از عصاره این جلبک سال‌هاست که اثبات شده است. استفاده از عصاره این جلبک باعث افزایش حجم ریشه و اندام هوایی گردیده و به واسطه همین باعث افزایش عملکرد در گیاه می‌گردد (رایورات و همکاران، 2008). همچنین گزارش‌هایی در مورد افزایش مقاومت به آفات و بیماری و تنش‌های محیطی در گیاه زراعی به واسطه استفاده از عصاره این جلبک ارائه شده است (ون‌ استادن و کروچاند، 1990). این جلبک به واسطه دارا‌ بودن مقادیر بالای هورمون‌های گیاهی و اسید‌های آمینه موارد استفاده بسیار زیادی درکشاورزی یافته است. تحقیقات نشان داده است که استفاده از عصاره این جلبک، باعث افزایش کلروفیل در برگ‌های گیاه شده و سطح آنزیم آمیلاز را در اندام گیاهی بالا می برد که باعث شکسته شدن قند‌های غیر‌ قابل ‌استفاده در گیاه گردیده ‌است (استریک و همکاران، 2004). به واسطه وجود چنین قابلیت‌هایی، عصاره این جلبک در قالب ترکیبات کودی، فرآوری ‌شده و روانه بازار گردیده است. وجود سیتوکینین در جلبک آسکوفیلیوم نودوسوم باعث شده است که از آن به طور مستقیم در تحقیقات کشاورزی نیز استفاده شود. در تحقیقی استفاده از عصاره این جلبک (به فرم تجاری آلیگت سوپر) باعث تحریک جوانه‌زنی بذور گونه ای گل جالیز (Orobanche ramosa) گردید به طوری که با افزایش غلظت درصد جوانه‌زنی بذور افزایش یافت ولی در غلظت‌های بسیار بالا حالت ممانعت کنندگی ایجاد نمود (اکونومو و همکاران، 2007).
نتایج تحقیق استونی و همکاران (1992) نشان داد که استفاده از عصاره جلبک آسکوفیلوم نودوسوم به فرم تجاری میکس کرپ تریپل به صورت محلول‌ پاشی در محیط هیدروپونیک در گیاه زراعی جو باعث 56 تا 63 درصد افزایش رشد نسبت به شاهد شد که علت این افزایش رشد به دلیل وجود هورمون سیتوکینین عنوان گردید. نتایج تحقیق رایوراس و همکاران (2008) نشان داد که بذور گیاه زراعی جو که با عصاره آسکوفیلوم نودوسوم آغشته شده بودند، نسبت به بذور آغشته ‌شده با جیبرلین و بذور شاهد جوانه‌زنی و طول ریشه‌چه و ساقه‌چه بیشتری داشته‌اند. کودهای زیست محیطی همراه نانو کودها در راه افزایش کمیت و کیفیت تولید، مشکل‌گشا و قابل توجه بسیار می‌باشند. لذا وجود برخی از ترکیبات محرک رشد در برخی از جلبک‌ها باعث شده است تا از عصارۀ این گیاهان برای افزایش میزان رشد و بازدهی گیاهان زراعی و باغی استفاده شود. از گذشته، جلبک آسکوفیلوم نودوسوم به منظور بهبود دهنده شرایط خاکی در خاک‌ها و رشد گیاهان در کشاورزی مورد استفاده قرار گرفته است (چامپان، 1980). گزارش شده است که این جلبک سبب تحریک رشد شاخصاره و گاهی باعث جوانه‌زنی (به کمک جیبرلین) می‌شود ( هورتادو و همکاران، 2009).
نتایج تحقیقات بسیار نشان داده است که استفاده از این مواد به واسطه وجود تنظیم کننده‌های رشد و عناصر غذایی باعث افزایش میزان کلروفیل، پروتئین کل و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان، کاهش درصد پیری به واسطه افزایش فعالیت آنزیم اکسیداز و کاتالاز و افزایش حجم ریشه و اندام هوایی، افزایش مقاومت به یخبندان، افزایش جذب عناصر غذایی، افزایش مقاومت به بیماری‌ها، کاهش هجوم آفات، افزایش عملکرد و کیفیت محصول و طول مدت انبارداری بوده است. اطلاعات کمی در مورد تلقیح این جلبک پس از سازگاری در محیط کشت درون شیشه ای وجود دارد. استفاده از این کود زیستی، باعث افزایش شاخص‌های رشد در گرازیلاریا و اولوا در محیط کشت طبیعی شده است (روبرتسون آندرسن و همکاران، 2006). اسپری عصاره آسکوفیلوم نودوسوم باعث کاهش بیماری‌های برگی در هویج شده است (جایاراج و همکاران، 2008). با توجه به اینکه این ترکیبات از گیاهان بدست آمده و دارای منشا طبیعی می باشد می‌توان از آن در راستای کشاورزی پایدار بهره برد. استپنسون (1974) معتقد است که از این جلبک می‌توان به عنوان یک کود زیستی تلقیح کننده با پتانسیل های بالا (مثل سایر کودهای زیستی ارگانیک) که یک منبع مناسب در کشاورزی و باغبانی هستند، استفاده کرد.
2-2- تاثیر نانوکلات ‌آهن بر کمیت و کیفیت رشد
آهن، عنصر ضروری برای رشد و نمو گیاهان است عدم دسترسی گیاه به آهن منجر به زرد شدن برگ‌های جوان می‌شود و باعث کاهش چشمگیر فعالیت فتوسنتز و در نتیجه تولید بیوماس می‌شود (جف برایت، 2007). این امر نه تنها روی کشاورزی و اقتصاد تاثیر منفی دارد بلکه به کمبود آهن در بدن انسان، که از شایع‌ترین مشکلات تغذیه‌ای امروز است، منجرخواهد شد (زدواریان و همکاران، 2002).
به دلیل اثرات مضری که کودهای شیمیایی مرسوم بر محیط از کمیت و کیفیت غذا ایجاد می‌کنند، مدتهاست که استفاده از آن ها مورد نکوهش قرار گرفته است. با به کارگیری نانو کودها به عنوان جایگزین کودهای مرسوم، عناصر غذایی کود به تدریج و به صورت کنترل شده در خاک آزاد می‌شوند. استفاده از نانو کودها منجر به افزایش کارایی مصرفی عناصر غذایی، کاهش سمیت خاک، به حداقل رسیدن اثرات منفی ناشی از مصرف بیش از حد کود و کاهش تعداد دفعات کاربرد کود می‌شود (نادری و همکاران، 1390).
استفاده از فرم‌های کلاته که به واسطه واکنش نمک های فلزی با کمپلکس‌های مصنوعی و طبیعی حاصل می‌شوند مهمترین راه حفاظت از آهن در برابر افزایش تثبیت در خاک با افزایش pH می‌باشد (ان‌جینز و همکاران، 2004). کوهورا و همکاران (2007) و کوموسا و همکاران (2002) گزارش کردند که کود کلات ‌آهن به طور قابل ملاحظه‌ای عملکرد را نسبت به دیگر کودهای آهن افزایش داد.
آهن از عناصر ضروری و کم ‌مصرف در گیاهان است. این عنصر به عنوان عامل اکسایش و کاهش در بخشی از ساختمان ناقلانی که در ترا‌فرستی الکترون دخالت دارند، نظیر سیتوکروم‌ها و پروتئین‌های غیر هم که در فتوسنتز، تنفس و تثبیت ازت نقش دارند وجود دارد (تایزو زایگر، 2002). نقش این عنصر در تثبیت ازت و فعالیت برخی آنزیم‌ها، نظیر کاتالاز، پراکسیداز و سیتوکروم اکسیداز به خوبی مورد بررسی قرار گرفته است (رایز و همکاران، 2000).
همچنین بیکربنات با تاثیر بر جذب آهن از سیستم آپوپلاست برگ به داخل سیتوپلاسم از طریق پلاسمولیا می‌تواند بر انتقال و توزیع آهن برگ‌ها هم موثر باشد. از این رو استفاده از کودهای نوینی مانند نانوکلات آهن می‌تواند در افزایش کیفیت رشد توت ‌فرنگی موثر باشد (پیوندی و همکاران، 1390). مطالعات انجام شده بررویOregano vulgar ، خانواده لامیاسه نشان داده است که افزایش غلظت آهن در محیط سبب کاهش بیوماس گردید با این وجود هنوز اطلاعات اندکی در رابطه با نقش آهن در تولید متابولیت‌های ثانویه وجود دارد (یریتسیان و اکونوماکیس، 2002).

پایان نامه - پژوهش

1-3- اهداف پژوهش........................................................................................................................................................................................14
1-4- کلیات........................................................................................................................................................................................................14
1-4-1- راش.....................................................................................................................................................................................................14
1-4-2- تختهخردهچوب.................................................................................................................................................................................15
1-4-3- اصلاح چوب........................................................................................................................................................................................16
1-4-3-1- اصلاح حرارتی...............................................................................................................................................................................16
1-4-3-2- تیمار گرمآبی.................................................................................................................................................................................17
1-5- فناوری نانو...............................................................................................................................................................................................18
1-5-1- نانو ذرات..............................................................................................................................................................................................18
1-5-1-1- فرآیندهای تولید نانو ذرات........................................................................................................................................................19
1-5-1-2- نانو نقره..........................................................................................................................................................................................20
1-5-2- انتقال حرارت نانو ذرات فلزی.........................................................................................................................................................20
1-6- کلوئیدها....................................................................................................................................................................................................21
1-7- میکروسکوپ الکترونی (SEM)...........................................................................................................................................................22
فصل دوم: پیشینه تحقیق
3-1- اثر تیمار گرمایی بر خواص کاربردی چوب و فرآوردههای آن.......................................................................................................24
3-1-1- خواص فیزیکی....................................................................................................................................................................................24
3-1-2- خواص مکانیکی..................................................................................................................................................................................26
3-2- اثر نانوذرات فلزی بر خواص کاربردی چوب و فرآوردههای آن....................................................................................................30
3-2-1- اثر نانوذرات فلزی بر هدایت حرارتی............................................................................................................................................30
3-2-2- خواص فیزیکی..................................................................................................................................................................................32
3-2-3- خواص مکانیکی.................................................................................................................................................................................35
فصل سوم: مواد و روشها
3-1- عوامل متغیر............................................................................................................................................................................................40
3-2- عوامل ثابت..............................................................................................................................................................................................40
3-3- تهیه مواد اولیه........................................................................................................................................................................................41
3-3-1- تهیه خردهچوب.................................................................................................................................................................................41
3-3-2- تهیه مواد شیمیایی...........................................................................................................................................................................41
3-3-3- تهیه چسب مصرفی..........................................................................................................................................................................41
3-4- آمادهسازی ترکیبات آزمونی................................................................................................................................................................42
3-4-1- نانو نقره کلوئیدی..............................................................................................................................................................................42
3-5- فرآیند اصلاح...........................................................................................................................................................................................42
3-5-1 تیمار نانونقره........................................................................................................................................................................................43
3-5-2- تیمار گرمآبی و نانو-گرمآبی...........................................................................................................................................................43
3-6- طیف سنجی مادون قرمز (FT-IR)..................................................................................................................................................44
3-7- میکروسکوپ الکترونی (SEM)..........................................................................................................................................................44
3-8- ساخت تخته و ثبت دما در ضخامت کیک ......................................................................................................................................45
3-9- تهیه نمونههای آزمونی..........................................................................................................................................................................45
3-10- اندازهگیری خواص فیزیکی تختهها..................................................................................................................................................46
3-10-1- محاسبه تغییرات وزن و میزان ماندگاری نانو روی خردهچوب راش....................................................................................46
3-10-2- محاسبه واکشیدگی ضخامت و جذب آب.................................................................................................................................47
3-11- اندازهگیری خواص مکانیکی.............................................................................................................................................................47
3-11-1- خواصخمشی.................................................................................................................................................................................47
3-11-1-1- مدولگسیختگی (MOR)....................................................................................................................................................47
3-11-1-2- مدولالاستیسیته (MOE).....................................................................................................................................................48
3-11-2- چسبندگیداخلی (IB).................................................................................................................................................................48
3-12- تحلیل آماری........................................................................................................................................................................................48
فصل چهارم: نتایج
4-1- شناسایی و بررسی ساختاری خردهچوب (SEM و EDS)........................................................................................................50
4-2- طیف سنجی مادون قرمز (FTIR)....................................................................................................................................................53
4-3- اثر اصلاح ترکیبی نانو-گرمآبی بر روند انتقال حرارت....................................................................................................................55
4-4- خواص فیزیکی........................................................................................................................................................................................57
4-4-1- تغییرات وزن خردهچوب راش.......................................................................................................................................................58
4-4-2- جذب آب............................................................................................................................................................................................58
4-4-3- واکشیدگی ضخامت.........................................................................................................................................................................60
4-5- خواص مکانیکی.....................................................................................................................................................................................61
4-5- 1- خواص خمشی.................................................................................................................................................................................61
4-5-1-1- مدول گسیختگی........................................................................................................................................................................61
4-5-1-2- مدولالاستیسیته........................................................................................................................................................................62
4-5-2- مقاومت چسبندگی داخلی............................................................................................................................................................63
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
5-1- نوآوری روش..........................................................................................................................................................................................66
5-1- تصاویر میکروسکوپ الکترونی (SEM و EDS)............................................................................................................................67
5-2- طیفسنجی FTIR...............................................................................................................................................................................67
5-3- انتقال حرارت..........................................................................................................................................................................................68
5-4- خواص فیزیکی.......................................................................................................................................................................................70
5-5- خواص مکانیکی.....................................................................................................................................................................................72
5-5-1- خواصخمشی....................................................................................................................................................................................72
5-5-1-1- مدول گسیختگی.........................................................................................................................................................................72
5-5-1-2- مدولالاستیسیته.........................................................................................................................................................................73
5-5-2- چسبندگی داخلی............................................................................................................................................................................74
نتیجهگیری.........................................................................................................................................................................................................75
پیشنهادات.........................................................................................................................................................................................................76
منابع...................................................................................................................................................................................................................78
چکیده انگلیسی...............................................................................................................................................................................................86
فهرست شکلها
شکل 3-1- نانو نقره تولید شده....................................................................................................................................................................44
شکل 3-2- دستگاه اشباع مجهز به المنت حرارتی..................................................................................................................................45
شکل 3-3- نمایی از دستگاه میکروسکوپ الکترونی (SEM) واقع در آزمایشگاه رضایی................................................................46
شکل 4-1- تصویر SEM محلول کلوئیدی نانونقره تولید شده..............................................................................................................52
شکل 4-2- تصویر SEM خردهچوب اشباع شده با نانو ذرات نقره.........................................................................................................53
شکل 4-3- تصویر SEM خردهچوب شاهد.................................................................................................................................................53
شکل 4-4- طیف EDS خردهچوب اشباعشده با نانو.................................................................................................................................54
شکل 4-5- طیفهای FTIR نمونههای تیمار شده و شاهد.....................................................................................................................56
شکل 4-6- طیفهای FTIR نمونههای تیمار شده و شاهد.....................................................................................................................56
شکل 4-7- زمان رسیدن دما به 100 درجه سانتیگراد در تیمارهای مختلف....................................................................................58
شکل4-8- حداکثر دمای ثبت شدهی مغز کیک در سطوح مختلف تیمار.............................................................................................59
شکل 4-9- میانگین جذب آب پس از 2 ساعت غوطهوری.......................................................................................................................61
شکل 4-10- میانگین جذب آب پس از 24 ساعت غوطهوری.................................................................................................................61
شکل 4-11- میانگین واکشیدگی ضخامت پس از 2 ساعت غوطهوری.................................................................................................62
شکل 4-12- میانگین واکشیدگی ضخامت پس از 24 ساعت غوطهوری...............................................................................................63
شکل4-13- اثر سطوح مختلف تیمار بر مدول گسیختگی........................................................................................................................54
شکل 4-14- اثر سطوح مختلف تیمار بر مدول الاستیسیته.....................................................................................................................65
شکل 4-15- اثر سطوح مختلف تیمار بر مقاومت چسبندگی داخلی.....................................................................................................66
فهرست جدولها
جدول 3-1- مشخصات فنی چسب مورد استفاده.......................................................................................................................................33
جدول3-2- ابعاد و تعداد نمونههای آزمونی در هر تکرار و تیمار.............................................................................................................37
جدول4-1- نتایج کمی طیف EDS..............................................................................................................................................................54
جدول 4-2- اثر تیمارهای مختلف بر انتقال حرارت طی فرآیند پرس گرم...........................................................................................57
جدول 4-3- اثر تیمار نانو، گرمآبی و نانو-گرمآبی بر تغییرات وزن.........................................................................................................60

بخش اول: مقدمه و کلیات
1-1- مقدمه
چوب از زمان پیدایش انسان تاکنون همواره بهعنوان مادهای بسیار مهم مطرح بودهاست. در سالهای اخیر، بازار مصرف اوراق فشردهچوبی گسترش قابلملاحظهای یافتهاست. از دلایل عمده آن مزایای ویژه پانلهای چوبی، مانند یکنواختی خواص کاربردی در سطح پانل، امکان تولید در ابعاد بزرگ و سطح صاف با کیفیت مطلوب میباشد (تومن و همکاران، 2010). در میان محصولات متنوع حاصل از فرآوردههای چوبی، تختهخردهچوب بهلحاظ تنوع استفاده، فرآیند نسبتاً ساده تولید و انعطافپذیری مواد اولیه از اهمیت ویژهای برخورداراست. این صنعت در اوایل قرن بیستم صنعتی گردید و با تولید رزینهای مصنوعی در دهههای چهل تا شصت میلادی توسعه چشمگیری یافت (فتحی و همکاران، 1389) . در کنار ویژگیهای منحصر به فرد تختهخردهچوب، این ماده دارای ویژگیهای نامطلوبی همچون ناپایداری ابعاد که از تبادل رطوبت با محیط پیرامون آن ناشی میشود، هست. این ویژگی باعث تغییر ابعاد چوب شده و بر روی خواص مکانیکی، هدایت حرارتی، صوتی و الکتریکی آن اثر میگذارد. همچنین این ماده دارای ویژگیهایی همچون تخریب زیستی، هوازدگی، قابلیت اشتعال و ... هست.
در نتیجه، اگر فرآوردههای چوبی بدون هیچ گونه تیمار اصلاحی تحت شرایط نامطلوب (بخصوص مصارف بیرونی) بهکار روند، کیفیت آنها تحت تاثیر قرار میگیرد و عمر مفیدشان نیز محدودتر خواهد شد. جهت بهبود خواص، میبایست تیمار‌هایی روی فرآوردههای مرکب چوبی اعمال نمود تا کاربرد آنها را افزایش داد. در سالهای اخیر بیشتر از روشهای اصلاح چوب برای حل مشکلات زیستمحیطی، و بهبود خواص چوب و فرآوردههای آن استفاده میشود که تیمار گرمایی یکی از این روشها است (هیل، 2006). در تجزیه حرارتی، همیسلولز نسبت به سایر پلیمرهای چوب بیشتر در معرض تخریب هستند (استام، 1964؛ آلن و همکاران، 2002). تخریب سلولز نسبت به همیسلولز در دماهای بالاتر اتفاق میافتد، هرچند گاهی اوقات در دماهای پایین تخریب همیسلولز بسیار آهسته است (هیل، 2006). با حرارتدهی چوب در هوا به بیش از دمایc 120ْ، درجهی پلیمریزاسیون (DP) کاهش مییابد (فنگل و وگنر، 1984). در مراحل آغازی تیمار، افزایش در درجه بلورینگی و وسعت نواحی بلوری ملاحظه شد، اما با افزایش زمان تیمار، هر دو کاهش مییابند (هیل، 2006).
تیمار گرمایی منجر به تغییر در خواص فیزیکی گوناگون از قبیل کاهش در رطوبت تعادل (اوباتایا و همکاران، 2000؛ اوباتایا و تومیتا، 2002)، کاهش خاصیت هیگروسکوپیک (متسا کورتلینن و همکاران، 2006؛)، بهبود در چسبندگی (فولریچ و همکاران، 2006)، بهبود دوام طبیعی (بونسترا و همکاران، 2006؛ هانگر و همکاران، 2002؛ سیلر و همکاران، 2000)، افزایش نواحی بلوری سلولز (بویان و همکاران، 2000؛ تجادا و همکاران، 1997؛ اوداکا و فرنو، 2003) و مقدار ظاهری لیگنین (کامدم و همکاران،2002؛ نوپنن و همکاران، 2004) میگردد. از سوی دیگر اصلاح حرارتی باعث کاهش استحکام و مقاومت چوب میشود (آویمی و وسترمارک، 2005؛ هونگ و لین، 2000؛ کامدم و همکاران، 2002) که مقدار این کاهش با زمان تیمار و گونه چوب مرتبط است. کاهش مقاومتها در سوزنیبرگان بیشتر از پهنبرگان بودهاست (بنگتسون و همکاران، 2002). در فرآیند ساخت تختهخردهجوب مرحله پرس از اهمیت بالایی برخوردار است که تاثیر مستقیمی در خواص کاربردی محصول و همچنین راندمان تولید میگذارد (دوستحسینی، 1380). بررسی تاثیر انتقال حرارت پرس و رابطه آن با ویژگیهای فیزیکی و مکانیکی محصول، ما را در دستیابی به بهترین کیفیت کمک میکند. در سال‌های اخیر تلاشهای زیادی برای کاهش زمان پرس و افزایش بازدهی خط تولید به عمل آمدهاست. در همین راستا پیشرفت علوم با ظهور فناوری نانو سرعت قابل توجهی یافتهاست.
کاربرد فناورینانو در بخش‌های مختلف صنایع چوب در حال افزایش است (سلیکر، 2005؛ تقییاری، 2010). با توجه به پژوهشهای مختلف ثابت شدهاست. افزودن نانو ذرات فلزی به چوب و فرآوردههای آن، باعث بهبود خواص فیزیکی (بهمنی، 1391؛ ابراهیمنژاد، 1390؛ سیاهپشت، 1390؛ یکهخانی، 1390)، افزایش مقاومت چوب (بهمنی، 1391؛ رنگاور و همکاران، 2013؛ اختری و همکاران، 2012) و بهبود انتقال حرارت میشود (لایقی و همکاران، 1389؛ فرجاللهپور، 1389؛ رسام و همکاران، a2012؛ تقییاری، 2010؛ b2011 تقییاری و همکاران، a2011 ، a,b2012). از طرف دیگر تیمار حرارتی بعد از اشباع چوب با نانو ذرات فلزی بهدلیل قابلیت هدایت حرارتی، حرارت را سریعتر انتقال میدهد و باعث تغییرات بیشتری در ویژگیهای چوب میشود (سیاهپشت، 1390؛ تقی یاری، 2010). به همین دلیل در این پژوهش، اثر تیمار گرمآبی بر روی تخته خرده چوب اشباع شده با نانو ذرات بررسی خواهد شد.
1-2- فرضیات پژوهش:
1- تیمار ترکیبی نانو نقره-گرمآبی در مقایسه با تیمار گرمآبی موجب بهبود محسوستر خواص فیریکی تخته خردهچوب خواهدشد.
2-تیمار ترکیبی نانو نقره-گرمآبی باعث تغییر مقاومتهای مکانیکی چوب میشود.
3- نانو نقره باعث افزایش انتقال حرارت در خردهچوب، امکان اعمال تیمارحرارتی در دماهای پائینتر و کاهش زمان پرس میشود.
1-3- اهداف پژوهش:
کاهش زمان پرس گرم طی ساخت تخته.
حفظ مقاومتهای مکانیکی تختهخردهچوب اصلاح شده در حد استاندارد.
افزایش ثبات ابعاد تختهخردهچوب اصلاح شده به روش ترکیبی نانو-گرمآبی.
در این پژوهش از چوب گونهی راش پهن برگ بومی ایران به سبب پوشش وسیع سطح جنگلهای شمال کشور استفادهشد.
در این تحقیق اثر نانوذرات نقره با قابلیت هدایت حرارتی بالا بر تیمار گرمآبی خردهچوب راش مورد مطالعه قرار گرفت.
1-4- کلیات
1-4-1- راش
شاید بتوان راش را مهمترین جنس جنگلهای تجاری کشور (شمال) نامید. شخصی بهنام لینه در سال 1735میلادی، جنس راش را Fagus نامید. جنس Fagus متعلق به خانواده Fagaceae است که نه فقط به علت تعداد زیاد گونه (تقریباً 860 گونه) (ویسنی، 1997)، بلکه به دلیل توزیع گسترده در جنگلهای نیمکرهشمالی و جنوبی از اهمیت خاصی برخوردار است (پیترس، 1992).
گونه معروف آن در جنگلهای شمال Fagus orientalis است که حدود 4/17 درصد سطح کل جنگلهای طبیعی شمال، 96/29 درصد از حجم کل درختان سرپا و حدود 6/23 درصد کل درختان موجود را تشکیل میدهد (سازمان جنگلها و مراتع کشور، 1375؛ رسانه و همکاران، 1380؛ امینی و همکاران، 1388). میانگین موجودی در هکتار تودههای راش ایران به صورت خالص از 480 تا 740 مترمکعب در هکتار و تودههای آمیخته از 600 تا 700 مترمکعب در هکتار متغیر است (ثاقب طالبی، 1383). حد بالایی راشستانها در ناحیه غربی (گیلان) 1800 متر، در مازندران 2200 متر، و در ناحیه شرقی (گلستان) 1400 متر بالاتر از سطح دریای آزاد است (مروری مهاجر، 1384). اسامی محلی آن در مناطق مختلف شمال کشور، راش (گیلان، تنکابن،کلاردشت وکجور)، چلر، چلهر (نور)، مرس (مازندران)، راج (منجیل)، الاش، الواش و آلاش (درفک و طوالش)، قزل آغاج (گرگانرود)، قزل گز (آستارا) میباشد (ثابتی، 1382). وزن مخصوص چوب آن 9/0-6/0 گرم بر سانتیمترمکعب بوده و مقاومت آن به تغییرات حرارت و نیز به آفات چوبخوار کم است.
چوب راش ایران از نظر طبقهبندی جزء پهنبرگان با دانسیته متوسط محسوب میشود. چوبی است نسبتاً سنگین، مقاوم به ضربه و برای مصارفی نظیر تهیه روکش، درب و پنجرهسازی، کارهای ساختمانی، نجاری عمومی، تراورس راهآهن و ... بسیار مناسب میباشد (پارسا پژوه، 1355).
1-4-2-تختهخردهچوب
در میان محصولات متنوع حاصل از منابع لیگنوسلولزی، تختهخردهچوب از جایگاه ویژهای به لحاظ تنوع در کاربرد، فرآیند نسبتا ساده تولید، انعطافپذیری بسیار زیاد در مواد اولیه مورد نیاز و همچنین پتانسیل زیاد در ایجاد اشتغال برخوردار است . این صنعت در اوایل قرن بیستم متولد گردید و با تولید رزینهای مصنوعی در دهههای چهل تا شصت میلادی توسعه چشمگیری یافت (فتحی و همکاران، 1389) .
این صنعت در حال حاضر به علت استفاده از هر گونه ضایعات چوبی اعم از شاخهها، مازاد مزارع پنبه و غلات، کتان و کنف و دیگر گیاهان چوبی و همچنین نداشتن عیوب متمرکز، یکنواختی خواص کاربردی در سطح، امکان تولید در ابعاد بزرگتر، سطوح صاف با کیفیت مطلوب و سهولت کاربرد در ردیف مهمترین صنایع وابسته به چوب قرار دارد. متاسفانه فرآوردههای چوبی و لیگنوسلولزی دارای ویژگیهای نامطلوبی چون بیثباتی ابعاد که از جذب رطوبت ناشی میشود، تخریب زیستی و قابلیت اشتعال هستند. لذا در سالهای اخیر سعی شده است با استفاده از روشهای متعدد اصلاحی مانند اصلاح شیمیایی، حرارتی و مکانیکی، معایب این فراوردهها را تعدیل نموده و آنها را برای کاربردهایی با قابلیتهایی فراتر، مورد استفاده قرار دهند.
1-4-3- اصلاح چوب
چوب مادهای مهندسی با ویژگیهای مناسب جهت ساخت درب، پنجره و کارهای ساختمانی و غیره میباشد. این ماده مهم طبیعی علاوه بر خصوصیات مناسب، دارای معایب فنی مهمی مانند عدم ثبات ابعاد، تخریب زیستی، قابلیت اشتعال، تخریب بر اثر اشعه ماورای بنفش و غیره میباشد که در بسیاری از موارد کاربردشان را محدود میکنند. بهمنظور بهبود خواص مزبور از شیوههای متعددی همچون حفاظت چوب با استفاده از مواد شیمیایی حفاظتی، استفاده از پوششهای بیرنگ یا رنگی به منظور محدود کردن جذب و دفع رطوبت و مقابله با اشعه خورشید و بسیاری روشهای دیگر استفاده نمودهاند. متاسفانه هر یک از این روشها نیز مشکلات زیست محیطی متعددی به بار آوردهاند.
اصلاح چوب با نگرشی چندجانبه، نه تنها به بالابردن مقاومتها و بسیاری از ویژگیهای نامطلوب آن میپردازد، بلکه به عنوان روشی نوین درصدد رفع اشکالات ناشی از فرآیندهای زیان آوری چون حفاظت و اصلاح با مواد شیمیایی سمی میپردازد (قربانی، 1387). این روشها اساساً بر مبنای اصولی که دوستدار طبیعت باشند، استوار هستند.
1-4-3-1- اصلاح حرارتی
در میان فرآیندهای اصلاح چوب کارآیی اصلاح حرارتی بیشترین پیشرفت تجاری را داشتهاست (تقییاری، 2010) که به عنوان یک روش بالقوه برای بهبود ثبات ابعادی چوب و افزایش مقاومت در برابر پوسیدگی (هیل، 2006) به رسمیت شناختهشدهاست. هدف از تیمار حرارتی چوب کاهش رفتار جذب آب از طریق اصلاح برخی از ترکیبات سازنده چوب در شرایط کنترلشده میباشد که منجر به تجزیه حرارتی اندک آن میشود. هدف از این نوع تیمارها برقراری تعادلی بین اصلاح ویژگی جذب رطوبت و مشکل کاهش مقاومت مکانیکی با توجه به نوع کاربرد فرآورده میباشد.
درجه حرارت بیش از 150 درجهسانتیگراد خواص فیزیکی و شیمیایی چوب را به طور دائم تغییر میدهد. در اثر تیمار حرارتی و با کاهش مکانهای آبدوست چوب، خاصیت نمپذیری آن کم میشود و جذب آب و واکشیدگی چوب تیمار حرارتیشده کاهش مییابد (کارتال و همکاران، 2007). اصلاح حرارتی با تیره رنگ کردن چوب، بهبود رطوبت تعادل و مقاومت به پوسیدگی، کاهش مقاومت چوب را به همراه دارد (سیرجانن، 2001).
1-4-3-2- تیمار گرمآبی
تیمار گرمآبی یکی از روشهای متداول اصلاح حرارتی چوب با اعمال حرارت در محیط آب میباشد. طی تیمار گرمآبی، آب ناقل گرما است و حضور آب باعث افزایش واکنشپذیری ترکیبات چوب میشود. گرما سبب انجام واکنشهای تخریبی همیسلولزها، کریستالی شدن سلولز و انجام واکنشهای تراکمی لیگنین و همچنین تشکیل پیوندهای عرضی لیگنین میشود (تجیردسما و میلیتز، 2005؛ گروت و همکاران، 2001؛ گروت و همکاران، 1999؛ ایلدیز و گوموسکایا، 2007).
در اثر تیمار گرمآبی، بهبود خواص فیزیکی (محبی و ثنایی، 2005؛ تجیردسما و میلیتز، 2005؛ آب و یاماموتا، 2006) و کاهش خواص مکانیکی چوب و فرآوردههای آن (طلایی و همکاران، 1390؛ سانکویست و همکاران، 2006؛ محبی و همکاران، 2007) مشاهده میگردد. مقاومت در برابر عوامل مخرب زیستی (میلیتز، 2002)، تغییر ساختار شیمیایی چوب (تجیردسما و همکاران، 1998؛ تجیردسما و میلیتز، 2005؛ گروت و همکاران، 2001؛ بونسترا و تجیردسما، 2006) و تغییر رنگ چوب (سانکویست، 2002؛ سانکویست و همکاران، 2006) از نتایج دیگر این تیمار میباشد.
1-5- فناوری نانو
نانو تکنولوژی عبارت است از فناوری در سطوح اتمها، مولکولها، و ابر مولکولها در محدوده 1 تا 100 نانومتر (سلیمی، 1387؛ دیداری وهمکاران، 1390). طی سالهای اخیر فناوری جدید نانو در ایران و کشورهای مختلف جهان وارد عرصههای مختلف علمی و صنعتی شدهاست. نانو تکنولوژی یک فرصت فوقالعاده و علم مدرن برای حفاظت چوب از طریق آفتکشهای فلزی منحصر بهفرد است. نانو ذرات با اندازه کوچک بهراحتی به منافذ موجود در چوب دسترسی پیدا میکنند و موجب بهبود ویژگیهای چندسازه میشود (بات و همکاران، 2008).
چوبهایى که با استفاده از فناورى نانو اصلاح مىشوند بسیار مستحکمتر از محصولات روشهاى سنتى خواهندبود. بهطور خلاصه می‌توان گفت با به کاربردن تکنولوژی نانو خواص فیزیکی، مکانیکی و بیولوژیکی چوب بهبود مییابد (سیاهپشت، 1390). در این راستا اخیراً اشباع چوب‌الات با نانو ذرات فلزی و متعاقباً، تیمار گرمایی نمونه‌ها مورد بررسی قرار گرفتهاست (سیاهپشت، 1390؛ دهقانیان، 1391؛ مرادی، 1391؛ تقییاری، 2010).
1-5-1- نانو ذرات
اولین و مهمترین عنصر پایه در فناوری نانو، نانوذره است. منظور از نانوذره ذراتی با ابعاد نانومتری در هر سه بعد میباشد. نانوذرات میتوانند از مواد مختلفی تشکیل شوند، مانند نانوذرات فلزی، سرامیکی و ... . یک نانوذره، ذره‌ای است که ابعاد آن در حدود ۱ تا ۱۰۰ نانومتر باشد. نانوذرات به دلیل اندازه بسیار ریز و سطح ویژه بسیار زیاد، به شدت واکنشپذیر هستند. نانو مواد عنصری متداول شامل نانونقره (Nano Ag)، نانوطلا (Nano Au)، نانومس (Nano Cu)، نانوآهن (Nano Fe)، نانونیکل (Nano Ni)، نانوسیلیس (Nano Si)، نانوتیتانیوم (Nano Ti)، نانوروی (Nano Zn) و ...  میباشند. نانومحلولها نیز دستهای دیگر از نانومواد هستند که از ترکیب نانوذرات عنصری (مانند نانو نقره)، اکسیدی یا غیراکسیدی در یک حلال تهیه میشوند. این حلال میتواند آب مقطر، انواع الکل مانند اتانول، متانول، پروپانول و ...  باشد.
1-5-1-1- فرآیندهای تولید نانو ذرات:
روشهای ساخت مواد نانویی را میتوان در دو مقوله کلی دستهبندی کرد:
1) بالا به پایین: عبارتست از روش خردکردن یک تکه از ماده بوسیله بریدن، تراشیدن و کوچک کردن آن به ابعادی که میخواهیم. در واقع این امکان وجود دارد که مواد را آنقدر تجزیه کنیم تا در حد نانومتری برسند. امروزه این عمل توسط شکست فیزیکی و شیمیایی انجام پذیر میباشد.
2) پایین به بالا: در طی این روش ساخت ، اتمها و مولکولها بطور خیلی دقیق کنار هم قرار داده میشوند تا به یک ساختار نانویی برسیم، که این بواسطه خاصیت خودآرایی قابل حصول میباشد.
روش تولید پایین به بالا را فقط میتوان برای ساخت مواد در مقیاس نانو متری استفاده کرد، اما روشهای تولید بالا به پایین هم برای تولید مواد نانو و هم میکرو و … کاربرد دارند.
نانو ذرات، را میتوان از روشهای متنوعی تهیه کرد. روشهای متفاوت به منظور بدست آوردن خواص ویژه بهینه مواد استفاده میشوند. این خواص شامل اما نه محدود به، سایز (قطر، طول و حجم)، توزیع اندازه ذرات، تقارن خواص سطحی، پوششهای سطحی، خلوص، کاربری راحت و مناسب برای تولید انبوه میباشند. روشهای استفاده شده برای اهداف تجاری یا تولید نانو ذرات به 4 گروه عمده تقسیم بندی میشوند که عبارتند از: 
1. پروسههای فاز گازی شامل تولید با پیرولیز شعله، تبخیر در دمای بالا و پلاسما.
2. رسوبدهی فاز بخار.
3. روشهای فاز مایع یا کلوئید که در آن واکنشهای شیمیایی در حلال، باعث تشکیل کلوئید میشود.
4. پروسههای مکانیکی شامل سایش، آسیابکردن و آلیاژسازی.
1-5-1-2- نانو نقره
در سالهای اخیر با کشف تکنولوژی نانو، امیدهای فراوانی جهت کاهش مصرف مواد شیمیایی و داشتن محیط زیستی سالمتر بوجود آمدهاست (عبدالهی و همکاران، 1389). نانو نقره یکی از پرکاربردترین محصولات نانوتکنولوژی است که با خاصیت ضدمیکروبی قادر است بیش از 650 گونه باکتری، ویروس و قارچ را از بین ببرد. 56 درصد نانوی تولید شده در سطح جهان را به خود اختصاص میدهد (سالاری جو و همکاران، 1391).
نانو نقره توان جذب آب چوب را کاهش میدهد و این امکان وجود دارد که این ذرات با گروههای هیدروکسیل آزاد اجزای چوب پیوند تشکیل دهد (رسام و همکاران، 2010). نقره خالص دارای بالاترین هدایت الکتریکی و گرمایی در بین تمامی عناصر میباشد. نانو ذرات نقره به علت اندازهکوچک در ابعاد، سطح موثر در چوب به حجم ذرات افزایش یافته و براحتی به منافذ موجود در چوب دسترسی پیدا میکنند، و موجب بهبود ویژگیهای چوب میشود (تقی یاری، 2010).
مزایای استفاده از نانو نقره :
1- غیر سمی، 2- غیرشیمیائی (محلول در آب)، 3- سازگاری با محیط زیست، 4- غیر محرک برای بدن، 5- فاقد حساسیت زائی، 6- مقاوم در برابر حرارت، 7- وسیع الطیف بودن در کاربرد، 8- تاثیر بسیار بالا و سریع حتی در غلظتهای کم، 9-  ماندگاری بسیار بالا در سطوح مورد مصرف، 10- افزایش مقاومت و سازگاری در میکروارگانیسم.
1-5-2- انتقال حرارت نانو ذرات فلزی
ذرات معلق فوقریز، انتقال حرارت نانوسیالها را تغییر داده و انتفال حرارت را بهبود میدهند (ایمن و ویلفرد، 2000) .به طوریکه این افزایش قابل توجه حتی در غلظتهای پایین نانوسیال نیز مشاهده میشود (تقییاری، 2010، تقییاری، a2011، تقییاری و همکاران، a2011، تقییاری و همکاران، a2012). نتایج تجربی نشان داد که هدایت حرارتی نانوفلزات بیشتر از هدایت حرارتی فلز پایه است (ژیانگ و آرون، 2007). افزایش هدایت حرارتی نانوذره به اندازه مناسب ذرات و پخش به صورت ذرات ریز نسبت داده میشود (زمزمیان، 1388). در کل افزایش ضریب رسانش گرمایی نانوسیالات به جزء حجمی ذره، اندازه و شکل نانوذرات، نوع سیال پایه و نانوذرات، مقدار اسیدیته نانوسیالات و نوع پوشش ذره بستگی دارد (حمیدی، 1388). تیمارحرارتی بعد از اشباع چوب با نانوذرات فلزی با قابلیت هدایت حرارتی، حرارت را سریعتر به درون چوب انتقال میدهد و باعث تغییرات بیشتری در ویژگیهای چوب میشود (تقییاری، 2010). کاهش تجمع حرارت در یک نقطه نکتهای مهم است که در نتیجه آن ممکن است تخریب حرارتی چوب، کربونیزه شدن و پیرولیز به تاخیر بیفتد.
1-6-کلوئیدها
اصطلاح کلوئید از ترکیب دو کلمه یونانی Kolla (به معنی چسب) و eidos (به معنای شبیه) بدست آمدهاست که اولین بار توسط دانشمند انگلیسی بنام توماس گراهام در سال 1861 بکار بردهشد. این دانشمند عبور مواد مختلف را از درون غشای 1 تراوا آزمایش کرد. او دریافت که گروهی از اجسام به‌آسانی از درون غشا عبور می‌کنند و گروه دیگر به هیچ وجه از آن نمی‌گذرند. اجسام گروه اول را کریستالوئید (شبهبلور) وگروه دوم را کلویید (شبهچسب) نامید. یکی از مهمترین خواص ذرات پراکنده کلوئیدی، باردار بودن آنهاست. ذرات کلوئیدی با بار الکتریکی یکسان یکدیگر را دفع میکنند و مانع از لخته شدن و تجمع ذرات کلوئیدی میشوند، این خصوصیت باعث پایداری سیستم کلوئیدی میشود.
میتوان گفت علم کلوئیدها، علمخواص و فرآیند سیستمهای همگن میباشد. روشهای کلوئیدی یک روش ساده برای سنتز نانوذرات فراهم آوردهاند. این روش قادر است که تولید نسبتاً مستقیمی با کمیت مناسب برای نانوذرات فلزی با قیمت عالی فراهم آورد. یکی از مشکلات اساسی روش کلوئیدی این است که در اغلب محلولهای کلوئیدی پدیده پیر سختی رخ میدهد، که این امر موجب افزایش اندازه ذرات با گذشت زمان میشود. لذا به منظور جلوگیری از افزایش اندازه ذرات، محلول کلوئیدی ساخته شده در زمان کوتاهی باید مورد استفاده قرار گیرد.
1-7- میکروسکوپ الکترونی (SEM)
قدرت تفکیک تصاویر میکروسکوپی با توجه به نوع پرتوی مورد استفاده مشخص میشود. به عنوان مثال، استفاده از میکروسکوپهای نوری، قدرت تفکیکی در حدود میکرومتر را نشان میدهد در حالی که استفاده از میکروسکوپهای الکترونی، قدرت تفکیکی در حدود یک نانومتر تا چند انگستروم را نشان میدهد. با استفاده از میکروسکوپهای الکترونی، تصاویر با بزرگنمایی بالا از ماده به دست میآید تا بتوان جزئیات آن را با دقت مطالعه نمود. بنابراین میتوان گفت میکروسکوپهای الکترونی بهدلیل محدودیت میکروسکوپهای نوری توسعه پیدا کردهاست. در میکروسکوپهای الکترونی بجای نور از پرتوی الکترونی استفاده می‌شود. از آنجایی که طول موج الکترون میتواند بسیار کوتاه باشد، پس در میکروسکوپهای الکترونی میتوان به بزرگنمائی بسیار بالا دست یافت. در واقع میکروسکوپ‌ الکترونی براساس قوانین امواج الکترومغناطیس کار میکند و مانند تمام میکروسکوپها از لنزهای شیئ و چشمی تشکیل شده، با این تفاوت که در میکروسکوپ‌ الکترونی، به جای نور از پرتوهای الکترونی پرانرژی استفاده میگردد. علاوه بر این، لنزها نیز در این نوع میکروسکوپ‌ از نوع لنزهای الکترومغناطیس میباشند که با لنزهای نوری متفاوت میباشند (مرعشی و همکاران، 1389).

بخش دوم: پیشینه تحقیق
2-1- اثر تیمار گرمایی بر خواص کاربردی چوب و فرآوردههای آن
2-1-1- خواص فیزیکی
میرزایی و همکاران (1391) ویژگیهای ترشوندگی، چینخوردگی و قابلیت جذب آب چوبهای راش و پالونیا تیمار گرمآبی شده در دماهای 130 و 150 درجه سانتیگراد و مدت زمان 30 دقیقه را بررسی کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که در دمای بالا (150 درجه سانتیگراد) چگالی نمونهها افزایش یافت و پدیده چینخوردگی در همه ابعاد چوب مشاهده شد و میزان چینخوردگی در جهت مماسی بیش از دیگر جهات بود. زوایه ترشوندگی چوب نیز با افزایش دمای تیمار بیشتر شد. همچنین تیمار گرمآبی سبب کاهش جذب آب چوبهای تیمار شده و افزایش ویژگی آبگریزی آنها شد.
طلایی و همکاران (1390) به بررسی مقایسهای ویژگیهای فیزیکی چوب راش در دو محیط فراگیر متفاوت (آب و بخار آب) در دمای 180 درجه سانتیگراد به مدت 1 و 2 ساعت پرداختند. آنها دریافتند که چگالی خشک نمونههای تیمار شده به روش گرمآبی در مقایسه با نمونههای تیمار شده به روش بخارگرمایی کاهش بیشتری را نشان داد. همچنین نمونهها در اثر تیمار گرمآبی واکشیدگی کمتر و ثبات ابعاد بیشتری نسبت به تیمار بخارگرمایی پیدا کردهبود.
نتایج بدست آمده از تحقیق هاتفنیا و همکاران (1390) طی بخاردهی خردهچوب نشان داد با بالا رفتن شدت تیمار بخاردهی، جذب آب و واکشیدگی ضخامت تختهها پس از 24 ساعت غوطهوری در آب کاهش یافت. بیشترین بهبود خواص فیزیکی در تختههای ساخته شده با خردهچوبهای تیمار شده دردمای 185 درجه سانتیگراد به مدت 45 دقیقه مشاهده گردید.
فلاح مقدم و همکاران (1389) تیمار گرمآبی الیاف را در حرارتهای 120، 150 و 180 درجه سانتیگراد به مدت 0، 30 و 90 دقیقه بر خواص فیزیکی تختهفیبر نیمهسنگین (MDF) مطالعه کردند و دریافتند که با افزایش حرارت از 120 به 180 درجه سانتیگراد، جذب آب و واکشیدگی ضخامت تختهها کاهش قابل توجهی یافته و ابعاد تختهها ثبات مییابند. آنها اثر افزایش زمان تیمار بر جذب آب را بیمعنی ولی افزایش دما بر جذب آب را معنیدار گزارش کردند. سرعت واکشیدگی ضخامت در نخستین دقایق غوطهوری به حداکثر رسید و همچنین، افزایش دمای تیمار باعث افت سرعت واکشیدگی ضخامت شد، بهطوری که کمترین سرعت واکشیدگی ضخامت در دمای 180 درجه سانتیگراد و زمان 90 دقیقه به دست آمد.
میرزایی و همکاران (2012) بیان کردند که بر اثر تیمار گرمآبی در درجه حرارتهای 130 و 150 درجه سانتیگراد و مدت زمان 30 دقیقه، دانسیته، همکشیدگی و زاویه تماس بلوکهای چوبی تیمار شده افزایش یافت، در حالی که جذب آب و PH کاهش یافتهبود.
آیریلمیس و همکاران (2011) اثر تیمار حرارتی الیاف کائوچو (Hevea brasiliensis) بر واکشیدگی ضخامت تختهفیبر نیمهسنگین در سه دمای 120، 150 و 180 درجه سانتیگراد و دو زمان 15 و 30 دقیقه را مورد بررسی قرار دادند. آنها در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که با افزایش دما و زمان تیمار، واکشیدگی ضخامت تختهها کاهش یافت و الیاف تیمار حرارتی شده در دمای 180 درجه سانتیگراد برای 30 دقیقه بهعلت واکشیدگی ضخامت پایین کاربردی میباشد.
پان و همکاران (2010) اصلاح حرارتی توسط بخار آب بر خواص فیزیکی تختهفیبر ساخته شده از کلش برنج در چهار سطح دمایی (120، 150، 185 و 210 درجه سانتیگراد) و زمان 90 دقیقه را انجام دادند. با افزایش دمای تیمار کاهش وزن افزایش یافت، بهطوریکه با افزایش دما از 150 به 210 درجه سانتیگراد، این مقدار از 56/1% به 8/12% رسید. جذب آب و واکشیدگی ضخامت نمونههای تیمار شده در 24 ساعت غوطهوری، نسبت به نمونههای شاهد کاهش یافت.
دل منزی و همکاران (2009) در بررسی اثر اصلاح حرارتی بر خواص فیزیکی تخته تراشه (OSB) در دو سطح دمایی (190 و 220 درجه سانتیگراد) و سه مقطع زمانی (12، 16 و 20 دقیقه)، کاهش واکشیدگی ضخامت، جذب آب، و رطوبت تعادل در مقایسه با نمونههای تیمار نشده دست یافتند.
محبی و همکاران (2007) اثر پیش تیمار گرمآبی الیاف بر خواص فیزیکی تختهفیبر نیمهسنگین را بررسی کردند. آنها الیاف چوب را در سیلندری اشباع از آب تحت دمای (120، 150و 180 درجه سانتیگراد) به مدت 0، 30 و 90 دقیقه تیمار کردند. بهبود معنیدار واکشیدگی ضخامت و کاهش بسیار اندک جذب آب در تختههای تیمار شده مشاهده گردید.
محبی و ثنایی (2005) به مطالعه اثر تیمار گرمآبی بر خواص فیزیکی چوب راش (Fagus orientalis) طی دو مرحله پرداختند. مرحله اول تیمار گرمآبی نمونهها در سه سطح دمایی (160، 180 و 200 درجه سانتیگراد) و سه سطح زمانی (4، 5 و 6 ساعت) بود. در مرحله دوم، نمونههای گرمآبی در آون بر مبنای دماهای اولیه، به مدت 16 ساعت، تیمار شدند که به کاهش واکشیدگی حجمی و جذب رطوبت منتهی شد. کمترین واکشیدگی حجمی اولیه و نهایی بهترتیب در نمونههای تیمار شده (180 درجه سانتیگراد برای 4 ساعت) و (180 درجه سانتیگراد برای 6 ساعت) مشخص شد. همچنین حداقل جذب رطوبت در نمونههای تیمار شده (160 درجه سانتیگراد برای 4 ساعت) اندازهگیری شد.

متن کامل در سایت امید فایل 

تیجیردسما و میلیتز (2005) در بررسی اصلاح گرمآبی بر خواص فیزیکی چوب راش (Fagus silvatica L.) و کاج اسکاتلندی (Pinus sylvestris L.) دریافتند بااعمال تیمارگرمآبی واکنشهای استریفیکاسیون رخ میدهد که نقش مهمی در کاهش خواص هیگروسکوپیک و در نتیجه بهبود ثبات ابعادی چوب دارد.
2-1-2- خواص مکانیکی
هاتفنیا و همکاران (1390) با بررسی پیشتیمار گرمایی (بخاردهی) بر خردهچوب، درچهار سطح دمایی (155، 165، 175 و 185درجه سانتیگراد) و سه بازهی زمانی (15، 30 و 45 دقیقه) دریافتند که بخاردهی باعث کاهش مدولخمشی (MOR)، چسبندگیداخلی (IB) و افزایش مدولالاستیسیته (MOE) تخته گردید.
طلایی و همکاران (1390) با مطالعهی تیمار گرمآبی و بخارگرمایی چوب راش اظهارداشتند که مدولالاستیسیته و مدولگسیختگی در هر دو تیمار کاهش یافت وکاهش بیشتر مقاومت در نمونههای تیمار شده به روش بخارگرمایی بود. آنها همچنین تغییرات ساختاری چوب راش تیمار شده به روش گرمآبی و بخارگرمایی را با میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار دادند. آوندهای بهاره نمونههای تیمارشده در هر دو محیط فراگیر آب و بخار آب حساس به چینخوردگی درونی بود. ترکهای شعاعی در اطراف اشعه چوبی پهن، رسوب مواد استخراجی روی جدار سلولی و تغییر شکل لیفهای دوکیشکل (لیبریفرم) در نزدیکی آوندها دیده شدند که میتواند از دلایل کاهش مقاومتهای مکانیکی باشد. بین ساختار میکروسکوپی چوبهای تیمارشده به روش گرمآبی و بخارگرمایی تفاوت قابلملاحظهای دیده نشد.
بیزیکس و همکاران (2013) تغییرات میکروساختارهای چوب توس (Betula pendula) بعد از تیمار گرمآبی در درجه حرارتهای 140، 160 و 180 درجه سانتیگراد بهمدت 1 ساعت را توسط میکروسکوپ الکترونی (SEM) مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان دهنده تغییرات مهم سلولهای چوب (لیبریفورم، تراکئید، آوند و اشعه) بود. ساختار مورفولوژیکی چوب بعد از تیمار در 180 درجه سانتیگراد شروع به شکستن کرد. خلل و فرج و شکافهای شکل گرفته بین فیبرها منجر به کاهش خواص مکانیکی چوب میشود.
میرزایی و همکاران (2012) تاثیر تیمار گرمآبی در درجه حرارتهای 130 و 150 درجه سانتیگراد به مدت زمان 30 دقیقه بر مقاومت برشی اتصالات چسب چوب راش و مقاومت برشی موازی به الیاف را مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند تیمار گرمآبی منجر به کاهش مقاومت برشی اتصالات چسب و مقاومت برشی موازی به الیاف گردید.
طلایی و همکاران (2012) اثر تیمار گرمآبی بر چوب راش در محیطهای مختلف (آب، بافر 5، بافر 7 و بافر 8) و دماهای 160 و 180 درجه سانتیگراد را مطالعه کردند. تاثیر دما بر خواص مکانیکی، ناچیز گزارش شدهبود. کاهش مدولگسیختگی و زبری در همهی محیطها به ترتیب (بافر 5> آب> بافر 7>بافر 8) حاصل شد. اما مدولالاستیسیته همهی نمونهها (بهجز بافر 5) در مقایسه با نمونه شاهد، افزایش داشت که معنیدار نبود.
آیریلمیس و همکاران (2011) به مطالعهی تیمارحرارتی الیاف کائوچو (Hevea brasiliensis) در آب تحت سه دمای (120، 150 و 180 درجه سانتیگراد) و دو زمان (15 و 30 دقیقه) پرداختند. نتیجه حاکی از آن بود که با افزایش دما و زمان تیمار خواص مکانیکی (مدولخمشی، مقاومتچسبندگیداخلی و مقاومت خارج کردن پیچ) تختهها کاهش یافتند.
لیکیدیس و گریگوریو (2011) طی دو مرحله، کیفیت خردهچوبهای بازیافتی اصلاح شده به روش گرمآبی را مطالعهکردند. در مرحله اول، ارزیابی خواص پارامترهای بهبوددهنده و در مرحله دوم، اندازهگیری خواص تختهخردهچوب بازیافتی صورت گرفت. آب مورد استفاده در سیلندر به نسبتهای 30، 45، 60% (بر اساس وزنخشک تختهها)، درجه حرارت (110، 130 و 150 درجه سانتیگراد)، مدت زمانهای قرارگیری در معرض تیمار (8، 10، 20، 30 و 75 دقیقه)، و فشار هوا (0.42، 1.69 و 3.74 بار) پارامترهای مورد بررسی در این آزمایش بودند که بهترین شرایط پارامترهای بهبوددهنده مربوط به پارامتری با 45% آب، 150 درجه سانتیگراد، 10 دقیقه زمان تیمار و فشار 74/3 بار بود که پایینترین نسبت انباشتگی مواد بازیافتی، بهترین چسبندگیداخلی، استحکام سطح، مدولالاستیسیته در مقایسه با پارامترهای دیگر داشت.
پان و همکاران (2010) به مطالعهی خواص مکانیکی تختهفیبر ساخته شده از الیاف تیمارحرارتی شده توسط بخار آب در چهار سطح دمایی120، 150، 185 و 210 درجهسانتیگراد و زمان 90 دقیقه پرداختند. بر اساس نتایج با افزایش دما، کاهش کلیه خواص مکانیکی رخ میدهد. مدولالاستیسیته و گسیختگی در دمای 150 درجه سانتیگراد نسبت به 120 درجه سانتیگراد افزایش معنیداری نشان نداد اما از دمای 150به 210 درجه سانتیگراد، کاهش خطی در این دو شاخص مشاهدهشد.
لیکیدیس و گریگوریو (2008) اثر تیمار گرمآبی روی ویژگیهای تخته خردهچوب را در چهار شرایط مختلف تیمار تحت زمان، حرارت و فشار مختلف 480 دقیقه/ 119 درجه سانتیگراد/ 2 بار؛ 120 دقیقه/ 140درجه سانتیگراد/ 4 بار؛ 45 دقیقه/ 156 درجه سانتیگراد / 6 بار و 20 دقیقه/ 167 درجه سانتیگراد/ 8 بار مورد تحقیق قرار دادند. چسبندگیداخلی، مقاومت نگهداری پیچ و مدولگسیختگی در خمش استاتیک تختههای بازیافتی کاهش معنیداری را نسبت به تختههای شاهد نشانداد. مدولالاستیسیته تختههای بازیافتی در مقایسه با تختههای شاهد افزایش معنیداری نشانداد. در میان چهار تیمار گرمآبی استفاده شده برای بهبود خواص تختهخردهچوب، شرایط تیمار 45 دقیقه/ 156 درجه سانتیگراد / 6 بار بدترین کیفیت را در مقاومت تختههای بازیافتی داشت.
محبی و همکاران (2007) طی بررسی اثر پیشتیمار گرمآبی الیاف بر خواص مکانیکی تختهفیبر نیمه سنگین دریافتند مدولگسیختگی و مقاومتچسبندگی داخلی، کاهش معنیدار و مدولالاستیسیته کاهش اندکی نشان دادند که در مقایسه با نمونه شاهد معنیدار نبود.
سانکویست و همکاران (2006) به مطالعهی ترکیبات تشکیلشده طی تیمار گرمآبی در درجه حرارتهای 160، 180 و 200 درجه سانتیگراد به مدت 1، 5/2 و 4 ساعت و تاثیر آن برخواصمکانیکی چوب توس پرداختند. آنها اظهار نمودند در دمای 180 درجه سانتیگراد و زمان 4 ساعت بیشترین غلظت اسیداستیک و اسیدفرمیک مشاهدهشد که غلطت بالای اسیدها منجر به کاهش شدید جرم و خواص مکانیکی گردید.
2-2- اثر نانوذرات فلزی بر خواص کاربردی چوب و فرآوردههای آن
2-2-1- اثر نانوذرات فلزی بر هدایت حرارتی
بهمنی (1391) با اشباع خردهچوبها توسط نانو ذرات لانتانیوم و تیتانیوم با غلظت ppm600 به این نتیجه رسید که حضور نانوذرات منجر به بهبود انتقال حرارت و کاهش زمان پرس در خردهچوبهای اشباع شده نگردید.
طارمیان و همکاران (1390) با بررسی اثر نانوذراتنقره با دو غلظت ppm20 و ppm100 بر سرعت خشک شدن و گرادیان نهایی رطوبت چوب صنوبر (P. nigra) گزارشکردند که در تختههای تیمار شده با نانوذرات به ویژه تختههای غوطهور شده در نانونقره ppm100، گرادیان معکوس دما توسعه پیدا کرد. بهعلت ضریب هدایت حرراتی بالای نانوذرات نقره انتقال حرارت سریع به مغز تختهها صورت گرفت. به رغم توسعه گرادیان معکوس دما در ضخامت تختههای تیمار شده، تفاوت معنیداری در نرخ خشکشدن بین تختههای شاهد و تیمار شده مشاهده نشد. بنابراین گرادیان دما را نمیتوان به عنوان نیروی رانش مؤثر حرکت رطوبت در چوب طی فرآیند چوبخشککنی در دمای متوسط در نظرگرفت.
فرجاللهپور (1389) اثر نانوذراتنقره و مس بر انتقال حرارت در سیکل پرس تختهخردهچوب را مورد مطالعه قرارداد. نانو ذرات هر کدام در 4 سطح 0، 5، 10 و 15 درصد و زمان پرس در سه سطح 4، 5 و 6 دقیقه انتخابگردید. دمای مغز تختههای حاوی نانوذرات در زمان کمتری به 100 درجه سانتیگراد رسید که نشاندهنده افزایش رسانش گرمایی و در نتیجه کاهش زمان پرس بود.
لایقی و همکاران (1389) به بررسی تأثیر نانوذراتنقره بر ضریب هدایت حرارتی تختهخردهچوب پرداختند. نتایج این بررسی نشان داد که نانو نقره با غلظت ppm200 انتقال حرارت به مغز کیک تختهخردهچوب را تا حدود 40 درصد افزایش داده و در پی آن زمان پرس تختهها کاهش یافت.
رنگاور و همکاران (2013) با تحقیق روی اثرات نانو ذرات مس بر تخته فیبرنیمهسنگین عنوان کردند که با افزودن نانوذرات مذکور، هدایتحرارتی و پلیمریزاسیون رزین دربخشهای داخلی الیاف تسریع شدهاست.
تقییاری و همکاران (b2013) اثر نانوولاستونیت بر بهبود ضریب رسانشگرمایی تختهفیبر با دانسیته متوسط را مورد بررسی قراردادند. نتایج نشانداد که رسانشگرمایی در نمونههای تیمار شده با نانوولاستونیت در مقایسه با نمونههای شاهد 5/11 درصد افزایش یافت. ضریب رسانشگرمایی تختههای تیمار شده با نانو 110/0 بود، درحالیکه این مقدار برای تختههای شاهد 099/0 محاسبه گردید.
لطفیزاده و همکاران (2012) خشککردن تختههای صنوبر اشباع شده با نانوذراتنقره و مس و نرخ خشککردن در بالا و پایین نقطه اشباع الیاف (FSP)، مقدار گرادیان رطوبت و تنش را گزارش نمودند. نتایج نرخ خشک شدن بیشتری را در بالا و پایین نقطهاشباعالیاف تختههای اشباع شده با نانوذرات فلزی نشانداد. همچنین کاهش مقدار شیب گرادیان رطوبت و تنش در تختههای تیمار شده گزارش گردیدند.
تقییاری (b2011) به بررسی خواص ضدآتش چوب اشباع شده با محلول ppm200 نانونقره پرداخت. نتایج نشان داد که نمونههای اشباع شده با نانوذراتنقره به دلیل انتقال یکنواخت حرارت، خواص ضد آتش (زمان شعلهور شدن، تیرگی سطح و طول و عرض سوختگی) مناسبی دارد.
تقی‌یاری (a2011) سوسپانسیون نانو نقره با غلظت ppm200، در دو سطح ماندگاری 100 و 150 میلیلیتر/کیلوگرم (بر اساس وزن خشک خرده چوب) را در مقیاس کارخانه‌ای (در کارخانه‌ی ایران‌چوب) به ذرات خرده چوب صنوبر اضافه کرد. وی گزارش نمود خاصیت هدایت گرمایی نانوذرات نقره باعث کاهش میزان نفوذپذیری گازی و آبی در حد معنیداری شد.
تقییاری و همکاران (a2011) سوسپانسیون نانو نقره با غلظت ppm200، در دو سطح ماندگاری 100 و 150 میلیلیتر/کیلوگرم (بر اساس وزن خشک خرده چوب) را به ذرات خردهچوب صنوبر اضافه کرده و زمان پرسگرم تختهخردهچوب ساختهشده را با نمونههای شاهد مقایسهکردند. نتایج نشان داد که گرادیان حرارتی در نتیجه اضافه شدن نانو کم شد و زمان پرس گرم، با اضافه شدن 100 و 150 میلیلیتر/کیلوگرم نانو، بهترتیب 9/10% و 1/10% کاهش یافت.
مقدسی و همکاران (2010) اثر استفاده از نانوذراتاکسیدمس بر انتقال حرارت منواتیلنگلیکول و پارافین را مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند با افزایش غلظت نانوذرات، هدایت حرارتی بیشتر میشود. همچنین بیانمیکنند که سیالها با ویسکوزیته کمتر باعث اثرگذاری بیشتر نانوذرات بر پدیده انتقال حرارت میشود.
چوپکار و همکاران ( 2008 ) در پژوهشی اثر اندازه و نسبت حجمی نانوذرات Al2Cu و Ag2Al را در آب و اتیلنگلیکول بررسی کردند و بیان داشتند، با افزایش 5/1 درصد حجمی در میانگین اندازه ذرات 40-30 نانومتر، هدایت حرارتی100 درصد افزایش یافت. که علت آن ترکیب و خصوصیات، مقدار اندازه (درصد حجمی) و شکل نانوذرات بیان شدهاست.
ایستر و همکاران (2001) افزایش 40 درصدی انتقال حرارت اتیلنگلیکول را با استفاده از نانوسیالمس مشاهده کردند که میتواند به دلیل افزایش نسبت سطح به حجم باشد.
2-2-2- خواص فیزیکی
بهمنی (1391) خواص فیزیکی تختهخردهچوب اشباع شده با نانوذرات لانتانیوم و تیتانیوم با غلظتppm 200 را مورد بررسی قرار داد و اظهار داشت که اثر متقابل حضور نانوذرات و زمان پرس منجر به کاهش معنیدار جذب آب و واکشیدگی ضخامت تختههای تیمارشده در مقایسه با نمونه شاهد گردید.
سیاهپشت (1390) با اعمال تیمار حرارتی بر دو گونهی چوب صنوبر نیگرا (Populus nigra) و راش ایرانی (Fagus orientalis) اشباع شده با نانو نقره و مس در غلظت ppm400، گزارش کرد که تیمار گرمایی و نانوگرمایی به کاهش جذب آب و واکشیدگی ضخامت منتهیگردید. اشباع با محلول نانونقره و نانومس، تاثیر تیمار گرمایی بر جذب آب و واکشیدگی ضخامت را تشدید نمود. بین اشباع نانونقره با نانومس تفاوت معنیداری در مقاومتهای فیزیکی مشاهده نشد.
فرجاللهپور (1389) در بررسی اثر نانوذراتنقره و مس بر خواص فیزیکی تختهخردهچوب بیانکرد که استفاده از نانوذرات موجب افزایش جذب آب و واکشیدگی ضخامت تختهها در 24 ساعت گردید. همچنین زیاد شدن زمان پرس موجب افزایش جذب آب و کاهش واکشیدگی تختهها در 2 ساعت شد.
ابراهیم نژاد (1390) اثر نانو ذرات دیاکسیدتیتانیوم بر خواص فیزیکی تختهفیبر نیمهسنگین را مورد بررسی قرارداد. در اثر افزودن نانودیاکسیدتیتانیوم به چسب اوره فرمالدهید، جذب آب و واکشیدگی ضخامت تختهها بهبود پیدا کرد. به طوری که با افزودن 15/0 درصد نانو، واکشیدگی ضخامت 1/12 درصد کاهش یافت.
تقییاری و همکاران (a2013) به بررسی اثر تیمار حرارتی در دمای 135 و 185 درجه سانتیگراد بر خواص فیزیکی گونههای صنوبر دلتوئیدس(Populus deltoide)، صنوبر نیگرا (Populus nigra) و راش شرقی (Fagus orientalis) اشباع شده با نانو نقره ppm200 پرداختند. آنها نتیجه گرفتند که اشباع چوب با نانو نقره تاثیر مهمی بر خواص فیزیکی چوب ندارد.
رنگاور و همکاران (2013) خواص فیزیکی تختهفیبر نیمهسنگین تیمار شده با نانوذراتمس را مورد مطالعه قرار دادند. در این مطالعه نانومس در دو سطح 60 و 80 میلیلیتر/کیلوگرم (بر اساس وزن خشک خردهچوب) به چسب اورهفرمالدهید اضافه گردید و در سه زمان پرس 5، 6 و 7 دقیقه تخته تولید گردید. بهترین خواص فیزیکی در تیمار 8 درصد نانو و زمان پرس 5 دقیقه تختههای تولیدشده مشاهده گردید.
رَسام وهمکاران (a2012) طی مطالعهای اثر تیمار ترکیبی نانو-بخارآب بر خواص فیزیکی چوبهای راش ایرانی (Fagus orientalis) و نوئل روسی (Picea abies) در دماهای120، 150 و 180 درجه سانتیگراد، بهمدت 1، 3 و 5 ساعت را بررسی کردند. آنها بیان داشتند بهبود ثبات ابعادی نمونههای تیمار شده که در دماهای بالاتر و مدت زمان ماندگاری بیشتر، محسوستر بود.
رسام و همکاران (b2012) بازگشت فنری نوئل(Picea abies) اشباع شده با نانونقره و فشردهشده در جهت شعاعی را اندازهگیری نمودند. نتایج نشان داد که بازگشت فنری چوب تیمار شده بهبود یافت.
رسام و همکاران (2011) با تیمار چوب صنوبر (Popolus alba) با نانو نقره و سپس فشردهسازی آن دریافتند که بازگشتفنری چوب تیمار شده در مقایسه با نمونه شاهد بهطور معنیداری بهبود یافت. کمترین مقدار بازشگتفنری (24/0 درصد) در نمونههای اشباع شده با محلول نانونقره که در دمای 170 درجه سانتیگراد و بهمدت زمان 4 ساعت فشرده شدند مشاهده گردید.
تقییاری و همکاران (a2011) به بررسی خواص فیزیکی تختهخردهچوب ساخته شده از خردهچوبهای اشباع شده با محلول ppm200 نانو نقره در دو سطح ماندگاری 100 و 150 میلیلیتر/کیلوگرم پرداختند. آنها به این نتیجه رسیدند که جذب آب و واکشیدگی ضخامت پس از 2 و 24 ساعت غوطهوری در آب بهبود یافتند، هر چند که در بعضی موارد این تفاوتها معنیدار نبود.
مانتانیس و پاپادوپولوس (2010) واکشیدگی ضخامت پانلهای چوبی اشباعشده با فرآیند نانو را مورد بررسی قرار دادند. پانلهای چوبی این تحقیق تختهخردهچوب، تختهفیبر با دانسیته متوسط و تختهتراشه جهتدار (OSB) بودند. آنها بیانداشتند که استفاده از نانو در چندسازه منجر به کاهش واکشیدگی ضخامت میشود. بیشترین درصد کاهش واکشیدگی ضخامت در تختهفیبر با دانسیته متوسط (6/13 درصد) و سپس در تختهخردهچوب (1/12 درصد) مشاهده شد. همچنین در بین پانلهای چوبی تختهتراشه جهتدار دارای کمترین کاهش واکشیدگی ضخامت (9/9 درصد) بود.
کلاسون و همکاران (2009) آبشویی کاج زردجنوبی و صنوبرزرد اشباع شده با نانوذراتروی به غلظت 5/2% و 5% را بررسی کردند. چوب تیمار شده با غلظت 5% نانو اساساً غیرقابل آبشویی است.
کارتال و همکاران (2009) گزارش دادند که بین چوب‌آلات کاججنوبی اشباع شده با نانومس، نانوروی، نانونقره و نانوبرن بعد از آزمون آبشویی طبق استاندارد AWPA E11-06، چوب‌آلات اشباع شده با نانومس کمترین آبشویی را داشتهاست و بیشترین آبشویی در نانو‌برن پدیدآمده‌است و نانوروی و نانو‌نقره نیز مقاومت به آبشویی متوسطی نشان دادند.
2-2-3- خواص مکانیکی

(سایت مرجع پایان نامه ) - \"”(سایت مرجع تحقیق علمی )”\"

dir="rtl" style="text-align: center;">متن کامل در سایت امید فایل 

فصل اول 2
1-1- مقدمه 3
1-2- اهداف 4
1-3- بیان مسئله 5
1-4- کلیات 5
1-4-1-امواج الکترومغناطیس 6
1-4-2- طیف نور مرئی 7
1-4-3- مایکروویو 8
1-4-4-رفتار امواج 8
1-4-5-تاثیر امواج 9
1-4-5-1-آثار بیولوژیک امواج 9
1-4-5-1-1- اثر بر انسان 10
1-4-5-2-آثارفیزیولوژیک امواج 11
1-4-5-2-1- اثر بر گیاهان 11
1-5- امواج والقاء تنش 12
1-5-1- مکانیسم های دفاعی گیاه 13
1-5-1-1- دفاع غیرآنزیمی 13
1-5-1-1-1- کاروتنوئید ها 13
1-5-1-1-2-آنتوسیانین ها 13
1-5-1-2- دفاع آنزیمی 14
1-5-1-2-1- تنظیم اسمزی 14
1-5-1-2-2- پرولین 14

دانلود نمونه پایان نامه - \"”(سایت دانلود پژوهش علمی )”\"

جدول4-3 هزینه ی نهاده های قابل تجارت بر اساس pppمطلق(ریال)..........................................................46
جدول4-2هزینه ی نهاده های غیرقابل تجارت بر اساس pppنسبی(ریال)........................................................47
جدول4-5تعیین مزیت نسبی تولید محصولات منتخب براساسpppمطلق.................................................................47
جدول4-6تعیین مزیت نسبی تولید محصولات منتخب براساسpppنسبی.......................................................47
جدول4-7مقادیرEAL،SAIوAAIبرای سال زراعی92-91..........................................................................................49
فهرست شکل‌ها
TOC \h \z \t "جدول و نمودار;1" شکل3-1نقشه شهرستان رودبار به تفکیک بخش...............................................................................................38
چکیده هدف از تحقیق حاضر، بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار است. منطقه مورد مطالعه این پژوهش، شهرستان رودبارمیباشد که از شهرستان‌های جنوبی استان گیلان است. در این پژوهش، برای بررسی مزیت نسبی محصولات زراعی گندم، جو، کلزا و شبدر حاصل از کشت دوم اراضی شالیکاری در شهرستان رودبار، از دو نوع شاخصهای تعیین مزیت نسبی استفاده گردید. شاخصهای نوع اول سود خالص اجتماعی (NSP)، هزینه منابع داخلی (DRC) و نسبت هزینه به منفعت اجتماعی (SCB) را شامل میشود و شاخصهای نوع دوم شامل شاخص کارایی مزیت (EAI)، شاخص مقیاس مزیت (SAI) و شاخص جمعی مزیت (AAI)میباشند. بر اساس نتایج حاصل از شاخصهای گروه اول، چهار محصول گندم، جو، کلزا و شبدر به ترتیب دارای بیشترین مزیت نسبی بودند. همچنین شاخصهای گروه دوم نشان دادند که محصولات زراعی گندم، جو و کلزا به ترتیب در شهرستان رودبار در تولید کشت دوم در اراضی شالیکاری نسبت به سایر محصولات استان گیلان از نظر عملکرد در هکتار مزیت نسبی بیشتر از متوسط استان گیلان را دارا هستند. همچنین برای محصول شبدر نیز شاخصهای مزیت EAI ، SAI و AAIکوچکتر از یک است و نشان میدهد که تولید این محصول به عنوان کشت دوم نسبت به سایر محصولات استان گیلان فاقد مزیت نسبی است.
کلید واژه: مزیت نسبی، شهرستان رودبار، شاخص، استان گیلان
فصل اول
کلیات تحقیق

متن کامل در سایت امید فایل 

1-1- مقدمه
کشاورزی یکی از بخشهای اقتصادی کشور است که تأمینکننده سهم مهمی از تولید ناخالص داخلی، اشتغال، نیازهای غذایی، صادرات غیرنفتی و نیاز صنایع است. توسعه بخش کشاورزی، پیششرط ضروری توسعه اقتصادی کشور است و تا زمانی که موانع توسعه در این بخش برطرف نشود، سایر بخشها نیز به شکوفایی و توسعه دست نخواهد یافت (شریفی و عادلی، 1390). علاوه بر این کشورهای در حال توسعه معمولاً با کمبود سرمایه، که از مهمترین منابع تولید محسوب میشود، مواجهاند. سایر منابع تولیدی در این کشورها ممکن است فراوان باشد ولی بهدلیل عدم استفاده بهینه اتلاف میشود که نتیجه این امر بهرهوری پایین آنهاست. لذا، برای این کشورها مهم خواهد بود که در راستای توسعه و پیشرفت، سرمایه محدودشان را طوری تخصیص دهند که اولاً سبب بهکارگیری بهینه سایر عوامل تولیدی و افزایش بهرهوری آنها گردد، ثانیاً منابع تولیدی در راستای تولید محصولاتی بهکار گرفته شود که دارای مزیت نسبی منطقهای و ملی باشند (کرباسی و رستگاریپور، 1388). امروزه بحث مطالعه و تعیین مزیت نسبی محصولات کشاورزی به دلیل اهمیت آن در برنامهریزی و سیاستگذاریهای بلندمدت کشورها شدت یافته است. در ایران نیز این موضوع در سالهای اخیر توجه تعداد زیادی از محققان اقتصاد کشاورزی را به خود جلب کرده است (عیناللهی احمدآبادی، 1388). مزیت نسبی که در ارتباط با تجارت بینالملل مطرح میباشد، بدان معناست که چنانچه کشوری یک کالا را نسبت به دیگر کالاها ارزانتر تولید نماید، این کشور در تولید چنین کالایی مزیت نسبی دارد، بنابراین با وارد شدن به صحنه تجارت جهانی میتواند از صدور کالاهایی که در آن مزیت نسبی دارد، منتفع شود. اما آنچه که در اینجا بدان توجه نشده، آن است که، وجود مزیت نسبی در زمینه تولید کالا یا کالاهایی، شرط کافی برای انتفاع از تجارت بینالملل نیست، بلکه پس از مرحله تولید، مقولات و عواملی مطرح است که امکان استفاده از مزیتهای نسبی تولیدی را تحت تأثیر قرار میدهند. بنابراین برای رفع مشکل فوق، مزیت نسبی را در عمل بایستی چنین تعریف نمود، که مزیت نسبی عبارت است از توانایی یک کشور در تولید و صدور کالایی با هزینهای ارزانتر. بهطور کلی مزیت نسبی، به مزیت نسبی در تولید و مزیت نسبی در صادرات قابل تقسیم است. تمرکز این مطالعه بر روی مزیت نسبی تولید است. مزیت نسبی تولید یک محصول کاربرد دوگانهای دارد. محاسبه مزیت نسبی تولید یک محصول قبل از تولید آن، معیاری برای ارزیابی سودآوری اجتماعی این فعالیت تولیدی در اختیار ما قرار خواهد داد و محاسبه مزیت نسبی پس از انجام پروژه و فعالیت، بررسی تصمیمات و سیاستهای موجود را برای ما ممکن میسازد (مهدیپور و همکاران، 1385).
بهطور کلی جهت تأمین نیاز غذایی مردم و مواد اولیه مورد نیاز سایر بخشهای اقتصادی، وجود یک برنامهریزی کلان در زمینه بهرهبرداری بهینه از منابع تولیدی بخش کشاورزی بسیار لازم و ضروری بهنظر میرسد. اما جهت انجام یک برنامهریزی کامل در سطح کلان نمیتوان از تحولاتی مانند پیوستن اکثر کشورها به سازمان تجارت جهانی (WTO)، غافل شد. با قرار گرفتن محصولات کشاورزی در مجموعه موافقتنامههای تجارت جهانی، ضرورت توجه به تولید و تجارت محصولات کشاورزی افزایش یافته است. به این ترتیب نیاز به برنامهریزی در جهت تولید محصولات کشاورزی در سطح وسیع و عرضه در سطح وسیعتر (بینالمللی) میباشد. مزیت نسبی بهعنوان اصلی که هم در برنامهریزیهای تولید و هم در برنامهریزیهای تجاری کاربرد وسیعی دارد، در این میان حائز اهمیت میباشد (پیکانی، 1387).
استان گیلان یکی از قطبهای مهم کشاورزی کشور است که شالیکاری زراعت عمده آن محسوب میشود. فعالیتهای اصلی این زراعت به نیمه اول سال منحصر میباشد و میتوان گفت در نیمه دوم سال اراضی شالیزاری تا زراعت سال بعد برنج رها میشوند و کشاورزان در نیمه دوم از اندوخته نیمه اول سال استفاده میکنند. در همین راستا اجرای کشت دوم در اراضی شالیکاری استان گیلان از راهکارهای اساسی افزایش بهرهوری اراضی شالیزاری در جهت افزایش تولید محصولات کشاورزی، اشتغال و تأمین نیاز غذایی جامعه میباشد. وجود 238040 هکتار اراضی شالیزاری بهعنوان یک ظرفیت بالقوه در استان بوده که بهرهگیری اصولیتر از این منابع، خروج از تک محصولی، افزایش درآمد روستائیان، پایداری تولید کشت اول، کاهش مسأله بیکاری از جمله اهداف کشت دوم در این اراضی میباشد. لذا با توجه به پتانسیل خوب این منطقه در تولید محصولات کشاورزی و ابرام دولت بر توسعهی صادرات محصولات کشاورزی، تعیین مزیت نسبی محصولات کشاورزی میتواند مسؤولان را در جهت برنامهریزی و سیاستگذاری بخش کشاورزی یاری کند. علاوه بر این بررسی جایگاه کشتهای دوم بهعنوان یک فعالیت مکمل در کنار زراعت اصلی یعنی برنج میتواند راهکاری مناسب برای افزایش سطح درآمد شالیکاران، افزایش فرصتهای اشتغال و رونق جوامع روستایی در سطح منطقه مورد مطالعه یعنی شهرستان رودبار باشد. در این راستا، این تحقیق با هدف بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار تدوین و اجرا شد.
1-2- بیان مسأله
در شرایطی که جهان با چالشهای سخت و پیچیدهای در زمینههای مختلف از جمله تأمین غذا و ایجاد اشتغال و درآمد برای قشر عظیمی از جمعیت در حال رشد روبرو میباشد، تهیه مواد غذایی بهعنوان اصلیترین نیاز هر جامعه و تأمین مطلوب و بهموقع همواره مورد توجه دولتمردان بوده و هست. توسعه کشاورزی پایدار و حفظ و افزایش تولید، بخش لاینفکی از توسعه اقتصادی است که ارتباط نزدیکی با توسعه روستایی دارد. توسعه و رونق اقتصادی مناطق روستایی و کشاورزی نیازمند رشد اقتصادی بخش کشاورزی و بهبود شرایط صنعتی و خدماتی بهعنوان شروط لازم میباشد. برای رشد و شکوفایی بخش کشاورزی استراتژیهای متعددی مانند، افزایش سرمایهگذاری، اصلاح بازارهای داخلی تقویت برنامهریزی مشارکتی و اجرای الگوی کشت در مناطق مختلف پیشنهاد شده است که در نتیجه بررسی و تعریف مزیت نسبی محصولات کشاورزی هر کدام از مناطق (استانها) را دارد (کرباسی و رستگاریپور، 1388). کارا نبودن سیاستهای کشاورزی و یا هم راستا نبودن آنها با مزیت نسبی تولید محصولات کشاورزی، یکی از مهمترین اخلالهای موجود در تولید محصولات کشاورزی در کشورهای مختلف و بهویژه کشورهای در حال توسعه است (نوری و جهاننما، 1387). مزیت نسبی یکی از ابزارهایی است که در زمینه تولید و تجارت محصولات از اهمیت زیادی برخوردار است (کرباسی و رستگاریپور، 1388). بهطور کلی با توجه به محدودیت بسیاری از نهادهها و عوامل تولیدی در بخش کشاورزی و همچنین ویژگیهای اقلیمی و جغرافیایی متفاوت در مناطق مختلف گام برداشتن بر اساس اصل مزیت نسبی در هر منطقه از اهمیت بالایی برخوردار میباشد. توجه به مزیت نسبی در فعالیتهای تولیدی از مهمترین جنبههای برنامهریزی اقتصادی و درواقع اساس برنامهریزی اقتصادی برای تخصیص کاراتر منابع است که پایداری در خور توجهی دارد (کرباسی و همکاران، 1384).
از طرف دیگر زمینهای زراعی استان گیلان با وجود استعداد بی‌نظیر در تولید انواع محصولات ‌اعم از برنج، علوفه و صیفی و سبزی تاکنون آنچنان که باید مورد استفاده قرار نگرفته است. کشاورزان گیلانی معمولاً بعد از برداشت برنج زمین شالیزار را رها کرده و از آن استفاده مجدد نمی‌کنند. این در حالی است که از 238 هزار هکتار شالیزار موجود در استان گیلان، حدود 30 هزار هکتار آن از قابلیت کشت دوم برخوردار هستند (بیات و همکاران، 1387). نظر به اینکه شهرستان رودبار بهعلت دارا بودن شرایط طبیعی مناسب، همچنین با داشتن سطحی معادل 13137 هکتار اراضی زراعی از مستعدترین مناطق گیلان برای کشت دوم است، اجرای کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار از راهکارهای اساسی افزایش بهرهوری این اراضی بهعنوان یک ظرفیت بالقوه در شهرستان مذکور میباشد. درواقع شهرستان رودبار بهدلیل محدودیتهای تولید برنج اعم از کوچک بودن اراضی، کمبود آب و سنتی بودن عملیات کشت برنج، بهشدت نیازمند ارائه راهکارهای مختلف برای کاهش هزینه تولید، بالا بودن بهرهوری اراضی شالیکاری و افزایش درآمد شالیکاران است و یکی از راهکارهای اساسی برای افزایش تولید و درآمد کشاورزان و پایداری تولید برنج، توسعه کشت دوم در این اراضی میباشد. محصولات کشت دوم شهرستان رودبار در سال زراعی 93-92 شامل گندم، جو، راتون، پاچ باقلا، باقلابرکت، سبزیجات برگی و غدهای، شبدر برسیم و سایر محصولات زراعی با سطحی معادل 871 هکتار، با متوسط عملکرد برابر 2680 کیلوگرم در هکتار و میزان تولید برابر 2198 تن به ارزش 000/000/530/44 ریال بود. بهطور کلی شهرستان رودبار مستعد تولید انواع محصولات از جمله گندم، جو، شبدر برسیم، کلزا، تریتیکاله، پاچ باقلا، حبوبات، سیر، سبزیجات برگی و ریشهای و غیره در اراضی شالیزار میباشد، اما با وجود اهمیت حیاتی کشت دوم در اراضی شالیزاری سطح وسیعی از این اراضی بهدلایل متعدد زراعی، اقتصادی ، اجتماعی و غیره بهصورت نکاشت باقی میماند. لذا این پژوهش در پی آن است تا به این پرسش که کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار از نظر اقتصادی چقدر تفاوت دارد؟ پاسخ دهد.
1-3- اهمیت و ضرورت
دنیای امروز دنیای رقابت اقتصادی است و هر کشوری برای حفظ سیادت و استقلال سیاسی و اقتصادی خود ناگزیر است در طراحی برنامههای اقتصادی دقیق و فراگیر عمل کند. شناسایی مزیتهای نسبی بخشهای مختلف اقتصادی در مناطق و استانهای کشور برای برنامهریزیهای اقتصادی مفید و لازم میباشد؛ بهویژه در زمان حاضر که مسأله جهانی شدن تجارت و عضویت یا عدم عضویت کشور در سازمان تجارت جهانی مطرح است، اهمیت شناسایی مزیتهای نسبی بیشتر شده است (نجفی و میرزایی، 1382).
بخش کشاورزی بهعنوان یکی از بخشهای مهم اقتصادی کشور، با توجه به داشتن مزیتهای بالقوه طبیعی، و همچنین نقش حساس در امنیت غذایی جامعه، بیش از سایر بخشها نیاز به توجه دارد. بنابراین، باتوجه به محدودیتهای سرمایهای، اقلیمی و تکنولوژیکی در بخش کشاورزی، گام برداشتن براساس اصل مزیت نسبی اهمیت بالایی دارد. اگر چه مزیت نسبی محصولات کشاورزی تا حدودی تحت تأثیر پیشرفت فنآوری و نوآوری است، ولی وجود شرایط اقلیمی، طعم و مزه، رنگ و سایر خصوصیات منحصر بهفرد هر منطقه جغرافیایی است که نهایتاً مزیت نسبی محصول را تعیین میکند و سبب برتری مناطق تولیدی نسبت به هم میشود. به هر حال، شناخت مزیتهای نسبی بالقوه و بالفعل بخش کشاورزی میتواند همواره حضور در عرصه تجارت بینالمللی را آسانتر کند (عزیزی و یزدانی، 1383). بنابراین با توجه به سهم قابل توجه بخش کشاورزی در صادرات محصولات غیرنفتی، بررسی و توجه به مزیت نسبی محصولات کشاورزی از اهمیت خاصی برخوردار است (کرباسی و رستگاریپور، 1388).
از طرفی کشاورزی در استان گیلان از اهمیت فراوانی برخوردار است و اکثر مردم منطقه از این راه امرار معاش میکنند. در این میان اکثر زمینهای کشاورزی منطقه، به کشت محصول برنج اختصاص یافته است. جمعیت روبه رشد کشور و محدودیت اراضی قابل کشت در استان گیلان، دست اندرکاران تولید محصولات کشاورزی را بهسوی بهرهوری بیشتر در واحد سطح (بهمنظور رفع نیاز و افزایش درآمد) سوق میدهد. اگر چه در حال حاضر با توجه به ثابت بودن سطح اراضی قابل کشت کشور افزایش تولید در واحد سطح راه منطقی بهنظر میرسد، در شرایط اقلیمی گیلان علاوه بر روش فوق از طریق بالا بردن ضریب کشت (تحت عنوان کشت دوم) میتوان در تأمین بخش عمدهای از مواد غذایی و نیازهای کشور و همچنین افزایش درآمد کشاورزان گام برداشت. توسعه و تعمیم کشت دوم در اراضی شالیزاری کشور از اهمیت خاصی برخوردار است که میتوان در آینده با برنامهریزیهای علمیتر و الهام گرفتن از تجربههای گذشته امیدوار بود، هر سال نسبت به گذشته بیشتر ترقّی داشته باشد (عنابستانی و سیفی، 1390). هم اکنون آنچه در شمال کشور بهعنوان کشت دوم و بالا بردن ضریب کشت مطرح میباشد، اهمیت استفاده بهینه از اراضی شالیزار میباشد. پایداری تولید، افزایش تولید، افزایش درآمد کشاورزان، رعایت مسائل تناوب و حفظ محیط زیست را میتوان از مزایای کشت دوم بر شمرد. همچنین تاثیر آن در کنترل آفات و بیماریها و علفهای هرز، بهدلیل شرایط خاص زراعی سبزیجات در زمستان و در شالیزار، میتواند اثر مطلوب بر زراعت برنج در سال بعد داشته باشد (آملی، 1388).
از اینرو با توجه به ضرورت موضوع و همچنین کمبود تحقیقات صورت گرفته در این زمینه در منطقه مورد مطالعه این پژوهش با هدف بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار انجام شده است.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف کلی
هدف کلی این تحقیق، بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار است.
1-4-2- اهداف اختصاصی
بررسی مزیت نسبی کشت محصولات گندم و جو بهعنوان کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار؛
مقایسه مزیت نسبی چهار محصول (گندم، جو، کلزا و شبدر) بهعنوان کشت دوم در شالیکاری شهرستان رودبار.
1-5- سؤالات تحقیق
1-5-1- سؤال اصلی
با توجه به شاخصهای اندازهگیری مزیت نسبی، شهرستان رودبار در تولید کدامیک از محصولات موردنظر (گندم، جو، کلزا و شبدر) بهعنوان کشت دوم دارای مزیت نسبی میباشد؟
1-5-2- سؤالات فرعی
آیا کشت گندم و جو بعد از برداشت برنج در شهرستان رودبار دارای مزیت نسبی است؟
آیا منافع اجتماعی حاصل از کشت دوم در برنجکاری شهرستان در کشت گندم بیشتر از جو است؟
1-6- محدوده تحقیق
1-6-1- محدوده زمانی
تحقیق حاضر از نظر زمانی در سال زراعی 92-1391 انجام شده است.
1-6-2- محدوده مکانی
تحقیق حاضر از نظر مکانی در شهرستان رودبار انجام شده است.
1-6-3- محدوده موضوعی
محدوده موضوعی تحقیق در حیطه مطالعات اقتصاد و توسعه کشاورزی میباشد.
1-7- تعریف مفاهیم
مزیت نسبی: مزیت نسبی تعاریف متعددی دارد از جمله توان خاص یک کشور در تولید ارزانتر یک محصول یا خدمت در مقایسه با دیگر محصولات و خدمات. این تعریف از جنبه تصمیم داخلی تولید کالا در هر کشوری میتواند مورد استفاده قرار گیرد اما تعریف کلیتری نیز برای مزیت نسبی وجود دارد که علاوه بر عوامل تولید به عوامل بازار نیز توجه دارد. در این تعریف مزیت نسبی شامل عوامل تولید و بازار میباشد. در زمینه تولید عواملی مثل نیروی کار، زمین، آب، سرمایه و تکنولوژی و غیره اهمیت دارند و در زمینه صادرات عواملی مثل بسته بندی، حمل و نقل، بیمه، بازاریابی و تبلیغات در ایجاد مزیت نسبی مؤثرند (یزدانی و همکاران، 1385).
هزینه منابع داخلی: هزینه فرصت از دست رفته واقعی منابع داخلی است که صرف تولید یک کالا برحسب قیمتهای جهانی میشود. اگر معیار فوق کمتر از یک بهدست آید نشاندهنده سودآوری و رقابتپذیر بودن آن کالا و اگر مقدار آن بزرگتر از یک محاسبه شود حاکی از نبود مزیت نسبی کالا در مرحله تولید در داخل کشور میباشد (حفاراردستانی و طوسی، 1389).
شاخص نسبت هزینه به منافع اجتماعی: معیار هزینه- منفعت اجتماعی در واقع یک نسبت هزینه- فایده است که فعالیتی را از نظر وضعیت اجتماعی آن مورد ارزیابی قرار میدهد. در صورت این نسبت، همهی هزینههای یک فعالیت برحسب هزینههای فرصتی آنها آورده میشود. مخرج این نسبت، شامل ارزش جهانی محصول برحسب پول داخلی است. چنانچه این نسبت بزرگتر از 1 باشد، حاکی از نداشتن مزیت و چنانچه کوچکتر از 1 باشد نشاندهندهی مزیت نسبی در تولید آن فعالیت است (عیناللهی احمدآبادی، 1388).
شاخص سود خالص اجتماعی: معیار سودآوری خالص اجتماعی یکی از دیگر معیارهایی است که سود (یا زیان) خالص اجتماعی فعالیتی را اندازهگیری میکند. اگر قیمتهای سایهای برای عوامل و محصولات در نظر گرفته شده باشند و همه اثرات خارجی روی اقتصاد داخلی نیز با ارزشگذاری اجتماعی در معیار لحاظ شده باشند، آن گاه سودآوری خالص اجتماعی، منفعت (یا زیان) خالص مربوط به یک فعالیت است. در این معیار از ارزش جهانی محصول (برحسب پول داخلی)، کل هزینههای تجاری (شامل مواد اولیه و کالاهای واسطهای) و داخلی (شامل نیروی کار، سرمایه و نهادههای غیرتجاری) تولید محصول کسر و سودآوری خالص اجتماعی فعالیت محاسبه میشود. مثبت بودن این معیار نشاندهندهی موجه بودن فعالیت و منفی بودن آن حاکی از یک زیان اجتماعی در تولید آن است (همان).
فصل دوم
ادبیات تحقیق

2-1- مقدمه
از آنجا که دنیای امروز، دنیای رقابت اقتصادی است و هرکشوری برای حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی خود ناگزیر است در طراحی برنامههای اقتصادی دقیق عمل نماید و با توجه به آنکه اصل مزیت نسبی یکی از مفیدترین ابزارهای سیاستگذاری اقتصادی است، کشف مزیتهای نسبی تولید در بخشهای مختلف اقتصادی و استفاده از آنها نه تنها سیاستهای تخصیص منابع کشور و الگوی تولید را بهبود میبخشد، بلکه میتواند نوع صادرات و ترکیب آنها را نیز مشخص نماید. در سالهای اخیر نیز اهمیت توجه به اصل مزیت نسبی به دلیل گرایش کشور ما به سمت آزادسازی تجاری و پیوستن به سازمان تجارت جهانی دو چندان شده است. زیرا کشورها با عضویت در سازمان تجارت جهانی باید طی یک برنامۀ زمانبندی شده نسبت به کاهش و حذف محدودیتها و حمایت های غیرتعرفهای اقدام نماید. این نگرانی در مورد بخش کشاورزی از این جهت بیشتر است که تأمین مواد غذایی استراتژیک برای کشورها از نظر اقتصاد سیاسی مهم است (یزدانی و همکاران، 1385). کشاورزی از مهمترین بخشهای اقتصادی کشور میباشد و از آنجا که مستقیماً با تغذیه انسانها در ارتباط است، اهداف متعددی در سطح کلان از جمله دستیابی به خودکفایی، تأمین امنیت غذایی و حداکثرسازی سود اجتماعی را دنبال میکند. از مهمترین اهداف سیاستگذاران در سطح کلان، دستیابی به خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی است، که از نظر سیاسی اهمیت ویژهای دارد (پیکانی، 1387).
بهطور کلی با توجه به محدودیت بسیاری از نهادهها و عوامل تولیدی در بخش کشاورزی و همچنین ویژگیهای اقلیمی و جغرافیایی متفاوت در مناطق مختلف گام برداشتن بر اساس اصل مزیت نسبی در هر منطقه از اهمیت بالایی برخوردار میباشد. با استفاده از اصل مزیت نسبی میتوان الگوی منطقهای کردن کشت را تعیین کرده و منابع را بهصورت بهینه بین فعالیتهای گوناگون توزیع کرد تا علاوه بر استفاده بهینه از منابع، قابلیتهای تولیدی و صادراتی نیز شناسایی شده و زمینه جهت سرمایهگذاری های مؤثر فراهم شود. توجه به این امر در فرایندهای ادغام تجاری بهخصوص در پیوستن به سازمان تجارت جهانی بسیار مفید و سودمند میباشد. شهرستان رودبار نیز با توجه به شرایط اقلیمی و ساختار کشاورزی مختص خودش که در تولید بسیاری از محصولات در کشور دارای جایگاه ویژه میباشد، بهعنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی کشور شناخته شده و توجه به مزیت نسبی محصولات کشاورزی در برنامهریزیهای کشاورزی این شهرستان میتواند گام مهمی در تولید محصولات مزیتدار و ایجاد بستر مناسب جهت حضور آگاهانه در بازارهای جهانی که مستلزم شناخت استعدادها و قابلیتهای موجود در هر منطقه است را فراهم آورد.
از اینرو در این فصل در آغاز به بیان مفهوم مزیت نسبی پرداخته، سپس تاریخچه مزیت نسبی بیان شد و پس از معرفی شاخصهای مختلف اندازهگیری مزیت نسبی، به بررسی پیشینه داخلی و خارجی موضوع پرداخته شد.
2-2- تعریف مزیت نسبی
مزیت نسبی عبارت است از توانایی یک کشور در تولید و صدور کالایی با هزینه نسبی کمتر و قیمت ارزانتر (کرباسی و همکاران، 1388). به این مفهوم که هر کشوری که در کالای خاصی مزیت نسبی دارد، در تولید و صادرات آن کالا تخصص پیدا خواهد کرد و در مقابل، کالاهایی را که در آنها مزیت نسبی ندارد از سایر کشورها وارد خواهد کرد تا نیاز تقاضا کنندگان را پاسخگو باشد. اگر این تعریف از مزیت نسبی را بپذیریم، در آن صورت وجود صادرات می‌تواند نشان‌دهنده مزیت نسبی در کالاهای صادراتی و وجود واردات نشان‌دهنده عدم مزیت نسبی در کالاهای وارداتی باشد. ولی ماهیت آمارهای تجارت بین‌المللی بهگونه‌ای است که در ارزیابی تجربی از مزیت نسبی بر حسب کالاها مسائل و مشکلاتی را پدید می‌آورد. براساس این اطلاعات، اغلب کشورها هم صادر کننده و هم وارد کننده یک گروه خاص از کالاها می‌شوند لذا اندازهگیریهای واردات و صادرات را بهعنوان یک شاخص مستقیم از مزیت یا عدم مزیت نسبی بیاعتبار می‌کند. بهعلاوه، جریانهای حقیقی تجارت بین‌الملل نسبت به شرایط ایدهآل تجاری (الگوهای مزیت نسبی در محیط تجارت آزاد) بسیار متفاوت و پیچیدهتر است. مزیت نسبی در تولید (قیمت تمام شده یا هزینه) به دو گونه بالفعل و بالقوه قابل بررسی است. مزیت نسبی بالفعل به بررسی مزیت نسبی کالا یا بخش خاصی می‌پردازد که در دوره زمانی و مرز جغرافیایی تعریف شده‌ای، تولید آن بهطور بالفعل محقق شده باشد. از سوی دیگر، مزیت نسبی بالقوه به بررسی مزیت نسبی کالا یا بخش خاصی می‌پردازد که تولید در دوره زمانی و مرز جغرافیایی تعریف شده‌ای، بهطور بالفعل محقق نشده باشد. ولی بهطور بالقوه قابلیت تولید داشته باشد. همچنین هریک از آن دو، بهگونه اسمی ‌(جاری یا پولی) و حقیقی قابل محاسبه هستند، حالت (اسمی) به موردی اطلاق می‌شود که در محاسبات و بررسی‌ها از قیمت‌های حاکم بر بازار فعلی عوامل تولید (اعم از کار، سرمایه، مدیریت، تکنولوژی، ارز و غیره) و کالا استفاده شود، ولی در حالت حقیقی از قیمتهای حقیقی (قیمت در تعادل یا قیمت در شرایط رقابت کامل) یا سایهای (قیمتهایی که بیانگر هزینه فرصت از دست رفته کالا یا منبع خاص است) عوامل تولید و کالا استفاده شود (مصطفوی و تکشی، 1387).
بهطور کلی درباره مفهوم مزیت نسبی در تجارت بینالملل دو جنبه را باید بررسی کرد؛ اول اطمینان از اینکه کشور صادر کننده در مورد کالایی که ارزانتر تولید میکند و با قیمت مناسبتر نسبت به دیگر کالاهای قابل تولید در آن کشور به بازار عرضه مینماید مزیت نسبی دارد و دوم اطمینان از ارزانتر بودن این کالاها نسبت به کالاهای رقبای خارجی؛ چرا که رقبای دیگری نیز هستند که برای آنها عرضه کالا با قیمت ارزانتر اهمیت دارد. یعنی با فرض یکسان بودن سایر شرایط کشوری میتواند از مزیت نسبی بهره جویدکه نسبت به دیگر کشورهای رقیب کالای خود را ارزانتر عرضه کند (محسنپور، 1378).
2-3- تاریخچه مزیت نسبی
موضوع مزیت در ابتدا توسط آدام اسمیت در ادبیات تجارت بین‌الملل مطرح شده که در واقع بهوسیله آن، علت تجارت تبیین شده است (مصطفوی و تکشی، 1387). آدام اسمیت بهعنوان اولین اقتصاددان در سال ۱۷۷۶ میلادی با انتشار کتاب معروف ثروت ملل پایههای اصلی مکتب کلاسیک را پایهگذاری کرد. وی ثروت یک کشور را کالا و خدمات دانسته و صادرات آنها را وسیلهای جهت دستیابی به واردات تلقی میکرد. به نظر ایشان، رفاه هر جامعه براساس اصول تجارت آزاد بین کشورها و تئوری مزیت مطلق، قابل اندازهگیری است. اسمیت جهت پاسخ دادن به این سؤال که یک کشور با توجه به امکانات و منابع طبیعی خود بهتر است چه محصول یا محصولاتی را صادر نماید، نظریه مزیت مطلق را مطرح کرد. بر اساس نظریه فوق هر کشور از تخصص در تولید کالایی که در آن از مزیت مطلق برخوردار باشد، از مبادله با کشور دیگر سود میبرد. براساس نظریه مزیت مطلق، یک کشور ممکن است کالاهائی را به دلیل مزیت طبیعی (مواد خام، آب و هوا) و یا به دلیل مزیت اکتسابی (تکنولوژی، مهارت و غیره) با صرفهتر تولید نماید. به هرحال آدام اسمیت و اقتصاددانان پیرو او معتقد بودند که تمام کشورها میتوانند از تجارت آزاد بر مبنای مزیت مطلق منتفع شوند و به شدت از سیاست دخالت کمتر دولت در امور اقتصادی (آنهم تا حد ممکن) جانبداری میکردند. به اعتقاد آنان تجارت آزاد سبب میشود عوامل تولیدی بهصورت کارا استفاده گردند و در نهایت رفاه جهانی نیز حداکثر شود. بعدها دیوید ریکاردو این دیدگاه را اصلاح کرد و مقولهای را که به «مزیت نسبی» معروف شد مطرح کرد. منظور ریکاردو آن بود که عوامل بازار، منابع کشور را به صنایعی سوق میدهند که کشور در آنها بیشترین بهرهوری نسبی را داشته باشد. یعنی کشور ممکن است کالایی را وارد کند که خودش میتواند با هزینه کم تولید کند، ولی در تولید کالای دیگر از بهرهوری بالایی برخوردار باشد.
تمرکز این تئوریها بر تفاوتهای موجود در بهرهوری عوامل بوده است و مفروضات آنان به صنایع متکی بر منابع که عمدتاً از کارگر ساده و نیمه ماهر استفاده میکردند (و در قرنهای هیجدهم و نوزدهم اهمیت اصلی را داشتند) مربوط میشود. وی در این تئوری علت تفاوت در بهرهوری نسبی نیروی کار و مزیت نسبی میان کشورها را مشخص نکرده است. علاوه بر این در خصوص آثار تجارت بینالمللی بردرآمد عوامل تولید نیز توضیحی داده نشده است. اقتصاددانانی همچون مارشال و باس تیبل جهت رفع نواقص و تکمیل نظریه مزیت نسبی ریکاردو روشهای مختلفی از جمله استفاده از هزینه واقعی بجای هزینه نیروی کار را پیشنهاد کردند. ولی اصلیترین اقدام در سال ۱۹۳۶ در کتاب «تئوری تجارت بینالملل» توسط گوتفرید هابرلر بر مبنای نظریه هزینه فرصت بجای نظریه غیرقابل قبول «ارزش کار» بهمنظور تغییر مجدد قانون مزیت نسبی تحت عنوان قانون هزینههای نسبی انجام گردید. از نظر هابرلر، تفاوت در هزینه نسبی کالاها اساس مزیت نسبی را تشکیل میدهد، ولی هیچ کدام از آنها برای وجود چنین تفاوتی بهجز شرایط جغرافیایی، طبیعی و آب و هوایی دلایل دیگری را اشاره نکردهاند (تکیه و همکاران، 1387).
مدلی که بخش اعظم آن در سده بیستم بر نظریههای تجارت بینالملل حاکم بوده است، نظریه نسبت عوامل میباشد که ابتدا توسط هکشر پیشنهاد شده و سپس توسط اوهلین و ساموئلسون تکمیل شده است. این مدل پیشبینی میکند که تعیین مزیت نسبی در تجارت می بایست بر حسب نسبت عوامل تولید یک کشور صورت گیرد. بهعبارت دیگر، کشوری که از سرمایه نسبتاً خوبی برخوردار میباشد باید کالاهایی را صادر کند که نسبتاً سرمایهبر هستند و کالاهایی را وارد کند که نسبتاً کاربر هستند. این نکته تلویحاً به معنای آن است که تجارت بین کشورهایی روی میدهد که نسبت عوامل تولید آنها یکسان نباشد. بهعبارت دیگر تفاوت در فراوانی نسبی عوامل تولید، عامل اصلی ایجاد تجارت بین دو کشور بهحساب میآید. افزون بر این، چون تجارت، تقاضا برای عوامل یک کشور را تغییر میدهد، از سوی صاحبان عوامل نسبتاً کمیاب باید انتظار مقاومت در برابر تجارت را داشت. بر اساس نظریه نئوکلاسیکی پیش گفته، کالاهای نهایی در بازار واحد برحسب همسانی، یکنواختی و تشابه مبادله میشوند و ثابت بودن رقابت کامل و بازدهی ثابت نسبت به مقیاس در تمامی بخشهای اقتصادی بهعنوان فروض اساسی تلقی میشوند. همان طوریکه قبلاً اشاره شد مدل هکشر اوهلین- ساموئلسون برای توضیح الگوی تجارت کالاهای اولیه و عموما ً کالا های منابع طبیعی بر بسیار مناسب است، اما نمیتواند برای توضیح الگوی تجارت کالاهای صنعتی مناسب باشد. نقش دولتها براساس دیدگاه این گروه، حمایت تنها از بخشهای خاصی بوده تا از این طریق بتوانند موجبات ارتقاء مزیت نسبی آن بخش را بهبود بخشند. به این ترتیب که با اعمال برخی سیاستهای کلان مثل کاهش نرخ بهره، سیاست پائین نگه داشتن نرخ دستمزد، کاهش ارزش پول ملی، ارائه کمکها و حمایتهای مالی از بخش خاصی از صادرات و موارد مشابه میکوشیدند که هزینه تولید بخش خاصی را پائین نگه دارند تا فعالیتهای اقتصادی در آن بخش مزیت نسبی یافته و توسعه یابند (همان).
در راستای مطرح نمودن عوامل جدید تعیین کننده مزیت نسبی، تئوری مزیت نسبی تکامل یافت، بهطوری که از دهه 1970 به بعد این تئوری بهعنوان اساس اتخاذ تصمیمات سرمایهگذاری و سیاستهای اقتصای و بالاخره بهعنوان وسیلهای برای تعیین الگو تولید بهینه و تجارت یک کشور شناخته شد (یزدانی و اشراقی سامانی، 1384).
2-4- ضرورت بررسی مزیت نسبی
تجارت خارجی امروزه امر پیچیدهای است که موفقیت در آن مستلزم بررسیهای عملی همه جانبه است که از جمله این بررسیها میتوان به آگاهی از وجود یا عدم وجود مزیت نسبی و شناسایی راههای بهبود آن اشاره نمود. از اصل مزیت نسبی نه تنها در تجارت و مطالعات مربوط به آن استفاده میشود بلکه در بررسی وضعیت تولید داخلی نیز میتوان از آن استفاده نمود (یزدانی و اشراقی سامانی، 1384). درواقع میتوان گفت برای دستیابی به خودکفایی و توسعه صادرات در هر کشور، از جمله اقدامات ضروری، شناسایی مزیتهای نسبی و سرمایهگذاری در زمینه توسعه تولید محصولات دارای مزیت نسبی میباشد. مزیت نسبی بیانگر سود بهدست آمده از تجارت، نقطه مرکزی تجارت و پایه و اساس برنامهریزی اقتصادی برای تخصیص کارآمدتر منابع میباشد. اما مزیت نسبی یک امتیاز پایدار نیست و ممکن است در طول زمان و با پیشرفتهای علمی از منطقهای به منطقه دیگر و یا از محصولی به محصول دیگر منتقل شود. بنابراین، مزیت نسبی به عواملی همچون موجودی منابع، روش تولید، تغییرات فنآوری و نظایر آنها وابسته است (هاتف و همکاران، 1390).
استراتژی مزیت نسبی بر اساس یک اصل اقتصادی پایهریزی شده است. مزیت نسبی اصلی است که بر پایه رقابت پذیری استوار است. طبق تعریف «رقابتپذیری» عبارت است از شاخصی برای توانایی عرضه محصول و خدمات در مکان، زمان و شکل خاصی که خریداران جستجو میکنند، با قیمتی برابر یا بهتر از سایر عرضهکنندگان، بهگونهای که حداقل هزینه فرصت منابع مصرفی را پوشش دهد (Freebairn, 1986).
روند تغییر و تحولات سیاستهای تجاری و حمایتی دولتها در چند دهه گذشته نشان میدهد که رفتار براساس مزیت نسبی غالباً نقض شده و تجارت کالاها از مکانیزم عرضه و تقاضا خارج شده است. مشکلاتی که از نقض مزیت نسبی در قالب انواع حمایتها و مداخلات دولتها در بازار جهانی بهوجود آمده، اغلب کشورها را وادار کرده که در چارچوب توافقهای منطقهای و بینالمللی نظیر اتحادیه اروپا، اتحادیه ملتهای جنوب شرق آسیا، موافقتنامه تجارت آزاد شمال آمریکا و سازمان تجارت جهانی تدابیری برای کاهش کنترلها و مداخلات دولتها اعمال نمایند و تجارت کالاها را بهسمت بازار آزاد هدایت کنند. بنابراین اجرای سیاست توسعه صادرات در ایران نیاز به جهتگیری و پذیرش اصول و نظریههای بازار آزاد دارد و از این جهت برنامه تولید و تجارت بهویژه صادرات براساس اصل مزیت نسبی اهمیت مییابد (رحمانی، 1385).
2-5- عوامل تعیین کننده مزیت نسبی
مزیت نسبی با مفهوم کاربردی آن دیگر صرفاً بهعنوان تولید یک کالا با هزینهای نسبتاً کمتر نیست؛ بلکه جنبههای دیگری نظیر صدور کالا را نیز در برمیگیرد. لذا مزیت نسبی متأثر ازعوامل متعددی است که در فرایند تجارت بینالملل مرحله پیش از تولید کالا، تا هنگام صدور، در اختیار مصرف کننده قرار گرفتن و حتی خدمات پس از فروش را در بر میگیرد. از اینرو برای شناخت بهتر عوامل مؤثر بر مزیت نسبی، آنها را در سه جنبه مختلف تولید، صدور و تقاضا، مورد بررسی قرار میدهند.
بنابر این نظریهها؛ هر چه عوامل تولید مورد استفاده در تولید کالای معینی در کشوری ارزانتر باشد، احتمال برخورداری آن کشور از مزیتهای نسبی در تولید آن کالا بیشتر خواهد بود؛ برای مثال، در تئوری هکشور-اوهلین احتمالاً کشور برخوردار از نیروی کار فراوان در تولید کالاهای کاربر از مزیت نسبی برخوردار است و کشور دارای سرمایه فراوان در تولید کالاهای سرمایه بر مزیت نسبی دارد. بهعبارتی دیگر؛ قیمت پایینتر عوامل تولید سبب کاهش هزینه تولید و در نتیجه، تأثیر بر مزیت نسبی میشود. از اینرو، مقدار عرضه منابع و امکانات تولید، شاخصی مؤثر در تعیین مزیت نسبی است. بر اساس این نظریه کشورهای جهان سوم بهدلیل دارا بودن نیروی کار ارزان و بهدلیل کمبود دانش فنی و سرمایه، باید در زمینههای تولیدی و صنعتی کاربر سرمایهگذاری کنند و مزیتهای خود را در چارچوب محصولات چنین صنایعی جستجو نمایند. اما نکته حائز اهمیت در زمینه مزیتهای نسبی پویایی آنها است، بهعبارتی دیگر، حفظ مزیتهای نسبی بهمراتب حساستر از وجود اولیه آنها است، زیرا با پیشرفت دانش فنی و تحرک عوامل تولید دیگر مزیتهای نسبی اصولاً پایدار و دائمی نیستند. اگر کشوری خواهان حفظ مزیتهای نسبی خود باشد، باید ساختار صنایع خود را بهگونهای انعطافپذیر سازد که نسبت به تحولات دانش فنی و عوامل دیگر حساس و از نظر ساختار پویا باشد. بههمین دلیل است که شاهد تخصیص اعتبارات قابل توجه در زمینه تحقیق و توسعه در کشورهای صنعتی و توسعه یافته هستیم. میزان تقاضا برای کالاهای تولیدی در داخل کشور نیز مزیت نسبی را بهشدت تحتتأثیر قرار میدهد. تغییر در الگوی مصرف داخلی میتواند توان صادراتی کشور و شاخصهای بازار و مزیت نسبی را متأثر سازد (درویشی و عسگری، 1385).

(سایت دانلود پژوهش علمی ) - دانلود فایل

جدول 4-1- توزیع فراوانی ویژگیهای فردی شالیکاران (241 n=) ......................................................48
جدول 4-2- توزیع فراوانی ویژگیهای نظام زراعی شالیکاران49جدول 4-3- توزیع فراوانی ویژگیهای اقتصادی شالیکاران51
جدول 4-4- میزان دانش کشاورزی پایدار شالیکاران به ترتیب اهمیت موضوع (241 n=)53
جدول 4-5- توزیع فراوانی وضعیت دانش کشاورزی پایدار در میان شالیکاران مورد مطالعه53جدول 4-6- میزان سنجش نگرش شالیکاران به ترتیب اهمیت موضوع (241 n=)55جدول 4-7- توزیع فراوانی شالیکاران مورد مطالعه بر حسب سنجش نگرش56جدول 4-8- بررسی تاثیر ویژگیهای فردی، زراعی، اقتصادی در دانش کشاورزی پایدار56جدول 4-9- بررسی تاثیر ویژگیهای فردی، زراعی، اقتصادی در نگرش کشاورزی پایدار..................57جدول 4-10- متغیرها، مقیاس متغیرها، ضریب همبستگی و سطوح معنیداری آنها..58فهرست اشکال
شکل شماره صفحه
شکل 2-1- چارچوب نظری تحقیق..........................................................................................................38
فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمهپیشرفت‏‌های کشاورزی در قرن بیستم، نمایانگر تلاش چندین نسل از کشاورزان، پژوهشگران و سیاست‏‌گذاران برای دستیابی به امنیت غذایی بوده است. نتیجه‏‌ی این تلاش‏ها موجب افزایش قابل‏توجه عملکرد جهانی گیاهان زراعی و باغی شد. اما از سوی دیگر، همین پیشرفت پیامدهای نامطلوبی را از نظر بوم‏‌شناختی، اجتماعی و اقتصادی به دنبال داشت که از آن جمله می‏توان به فرسایش، شورشدن، اسیدی شدن و زوال کمّی و کیفی خاک، آلودگی منابع آبی به مواد شیمیایی کشاورزی، جنگل‏‌زدایی، زوال ساختارهای اجتماعی و تضعیف قدرت اقتصادی جوامع سنتی اشاره کرد. اکنون باب جدیدی از نگرانی‏ها و چالش‏‌ها در مورد امنیت غذایی جهان شکل گرفتهاست که غلبه بر آنها راهکارهایی موثرتر را می‏طلبد. مشکلی که امروزه نمود یافته، نتیجه‏‏ی نگرش‌‏های کوتاه مدت و خوش‏بینانه‏‌ی بشر در دهه‏‌های گذشته است (کامکار، 1387).پایداری واحدهای بهرهبرداری کشاورزی از جمله موضوعات جدی است که در سالیان اخیر توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. بررسی میزان دانش کشاورزان در مورد کشاورزی پایدار یک عامل تعیینکننده در پایداری واحدهای تولید کشاورزی میباشد. صاحبنظران بر این اعتقادند که بهرهگیری از روشهای مطرح شده در کشاورزی پایدار در گرو دانش، شناخت و آگاهی کشاورز از این روشها و اثرات آن بر واحد بهرهبرداری خود است. کشاورزی پایدار با منابع انسانی دانا به اصول و عملیات پایداری و توانا در کاربست آن نیازمند است (داودی و مقصودی، 1389). در ایران نیز چند سالی است که موضوع کشاورزی پایدار و توسعه آن مورد توجه محافل علمی و اجرایی قرار گرفته است. با مطرح شدن مفهوم توسعه پایدار، نگرشهای مثبت نسبت به این مقوله وسعت بیشتری یافته و در برنامههای توسعه مورد توجه قرار گرفته است (علیپور و همکاران، 1387). تصمیم کشاورزان به پذیرش عملیات کشاورزی پایدار متاثر از عوامل مختلفی است که یکی از این عوامل نگرش آنان میباشد. لذا، در طراحی برنامههای جدید کشاورزی – زیست محیطی، متخصصان باید در کنار سایر عوامل تاثیرگذار، به پیچیدگی نگرش کشاورزان توجه نمایند (انستروم و همکاران، 2009). هدف از انجام این پژوهش بررسی دانش و بینش شالیکاران پیرامون کشاورزی پایدار میباشد.بیان مسالهدر تحقیقات پایداری صورت گرفته بر ابعاد مختلفی تاکید شده، که بیشتر به مسائل بومشناختی و شاخصهای پایداری اشاره شدهاست و کمتر به مسایلی مانند جنبههای رفتاری و علل بروز رفتارهایی که در جهت پایداری است، اشاره شده است. در این راستا ارزیابی میزان دانش بهرهبرداران از اصول پایداری و شناخت عوامل موثر بر دانش بهرهبرداران برای برنامهریزان و سیاستگذاران بهمنظور تدوین برنامههای تکمیلی در راستای توسعه منابع انسانی لازم و ضروری است (داودی و مقصودی، 1389).
ارتقاء دانش فنی کشاورزان در کنار حضور سایر عوامل و امکانات تولید موجب میگردد که آنها با بهرهگیری مناسب و بجا از تکنولوژی، به یک سطح مطلوب و معقول در روند تولید، دست پیدا کنند. تنها با ایجاد تغییرات مطلوب در کشاورزان به عنوان یگانه واحدهای متفکر تولیدکننده در بخش کشاورزی میتوان انتظار داشت که در نظام تولیدات کشاورزی تغییر مناسب ایجاد گردد و این تغییری است که قادر خواهد بود نظام کشاورزی را به توسعه پایدار رهنمون سازد. مطالعات و پژوهشهای قابل توجهی در دنیا در زمینه کشاورزی پایدار صورت گرفته که هدف اکثر آنها یافتن نکاتی است که به پایداری منجر شده و یا حذف پیشنهادهایی بوده که در خلاف پایداری بوده است. اما در این مطالعات کمتر به جنبههای رفتاری کشاورزان و عوامل موثر بر بروز یا عدم بروز رفتارهایی که به پایداری منجر میشوند، توجه شده است. اینکه میزان دانش کشاورزان در زمینه کشاورزی پایدار، درچه سطحی است؟ آیا بین دانش کشاورزان در زمینه پایداری و رعایت فعالیتهای پایداری توسط آنان رابطهای وجود دارد؟ چه عواملی میتوانند بر میزان دانش کشاورزان تاثیرگذار باشند؟ این عوامل با دانش کشاورزان چه رابطهای دارند؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
با توجه به اهمیت تحقق و پیاده سازی کامل کشاورزی پایدار در کشور، اطلاع از ابعاد مختلف سطح دانش و بینش بهرهبرداران واحدهای شالیکاری، اساس و مبنای برنامه ریزیها و سیاستگذاریهای کلان را تشکیل می دهد. لذا با توجه آن که تا کنون تحقیق جامعی در خصوص سنجش دانش و بینش کشاورزی پایدار در بین شالیکاران غرب استان گیلان صورت نگرفته، نتایج این پژوهش میتواند برای مدیران اجرایی سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان بسیار کارساز و مفید واقع شود تا با استفاده از راهکارهای شناخته شده به تقویت سطح بینش و دانش کشاورزی پایدار شالیکاران منطقه پرداخته و در نتیجه هر چه بیشتر به اهداف کشاورزی پایدار دست یابند.
اهداف تحقیقهدف کلی از اجرای این پژوهش، بررسی دانش و بینش شالیکاران شهرستان تالش پیرامون کشاورزی پایدار میباشد. بر این اساس اهداف اختصاصی مورد نظر در این تحقیق عبارتاند از:1. بررسی ویژگی های فردی و حرفهای شالیکاران شهرستان تالش.
2. بررسی ویژگی اقتصادی – اجتماعی شالیکاران شهرستان تالش.
3. شناسایی مهمترین عوامل تاثیر گذار بر بینش و دانش شالیکاران در خصوص کشاورزی پایدار
4. بررسی میزان دانش و بینش شالیکاران در زمینه فنآوریهای کشاورزی پایدار
سوالات تحقیق1. میزان دانش وبینش شالیکاران در خصوص کشاورزی پایدار چگونه است؟
2. میزان دانش و بینش شالیکاران در زمینه فنآوریهای کشاورزی پایدار چگونه است؟

متن کامل در سایت امید فایل 

محدوده تحقیق1-6-1- محدوده موضوعی این تحقیق به بررسی میزان دانش و بینش از کشاورزی پایدار در بین شالیکاران شهرستان تالش صورت میگیرد.
1-6-2- محدوده مکانیبا توجه به اینکه استان گیلان دارای 238 هزار هکتار اراضی برنجکاری بوده و در 16 شهرستان استان، کشت برنج انجام میگردد، این تحقیق سعی دارد فقط بر روی شالیکاران شهرستان تالش با سطح زیر کشتی در حدود15987هکتار، مطالعه نماید.
1-6-3- محدوده زمانیبا در نظر گرفتن زمان آماده سازی زمین برای کشت برنج و همچنین زمان برداشت آن در تالش، این تحقیق سعی دارد از اسفندماه 1391 لغایت پایان مردادماه 1392 بر روی موضوع تحقیق مطالعه نماید.
محدودیت تحقیقاز مهمترین محدودیتهای تحقیق میتوان به پراکندگی سطوح برنجکاری شهرستان تالش و با توجه به وسعت اراضی شالیکاری در این شهرستان و نیز سطح سواد پایین شالیکاران و عدم آشنایی آنان به پاسخگویی سوالات پرسشنامه اشاره نمود.
واژههای کلیدیدانش، بینش، کشاورزیپایدار، توسعهپایدار، اراضی شالیکاری
دانش: دانش، مجموعهای قابل بازیابی از اطلاعات تائید شده است (منهاج و همکاران، 1386).
بینش: بینش، یک تصویر ایده آلی از آنچه که میتواند و باید انجام شود میباشد (مانینگ و همکاران،2003)
کشاورزی پایدار: کشاورزی پایدار یک شاخه مهم از توسعه پایدار است که به عنوان رویکرد مناسب قرن 21 در جهت پایداری این بخش مهم اقتصادی و توجه به زندگی قشر عظیمی از مردم جهان سوم شناخته شده است (زاهدی و نجفی، 1384).
توسعه پایدار: بنا به تعریف کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه، توسعه پایدار، توسعهای است که ضمن برآورد کردن نیازهای نسل فعلی اشکالی در توانایی نسلهای آینده در برآوردن احتیاجات خود بهوجود نیاورد (بروندتلند، 2005)فصل دوم
پیشینه تحقیق
2-1- مقدمهامروزه رشد روزافزون جمعیت، موجب نیاز بیشتر بشر به مواد غذایی گردیده که این عامل سبب گسترش تولیدات کشاورزی و تاثیرات سوء بر خاک و منابع پایه شده است. استفاده از کود و سموم دفعآفات علاوه بر آلوده کردن خاک و منابع آبهای سطحی و زیرزمینی، باعث فرسایش ژنتیکی و انقراض گونههای جانوری و گیاهی نیز میشود. این فرآیندها، تعادلهای زیستمحیطی و بومی را بهتدریج برهم میزند و پیامدهای خطرناکی را در پی دارد. بر این اساس، توسعه پایدار به منظور مدیریت و حفاظت از منابع پایه و معرفی و بکارگیری پیشرفتهای فنی و ساختار تشکیلاتی مناسب در این زمینه، اقداماتی را توصیه میکند. در واقع نظام توسعه پایدار کشاورزی، یک نظام تولیدی است که بر شیوههای مدرن کشاورزی تکیه دارد و با استفاده از این شیوهها و مدنظر قرار دادن مسائل زیستمحیطی، به اقتصادی بودن و بازده تولید نیز توجه کافی میشود (برقی و قنبری 1387).
ارتقاء دانش فنی کشاورزان در کنار سایر عوامل و امکانات تولید موجب میگردد که آنها با بهرهگیری مناسب و بجا از تکنولوژی، به یک سطح مطلوب و معقول در روند تولید، دست پیدا کنند. تنها با ایجاد تغییرات مطلوب در کشاورزان بهعنوان یگانه واحدهای متفکر تولیدکننده در بخش کشاورزی میتوان انتظار داشت که در نظام تولیدات کشاورزی تغییر مناسب ایجاد گردد و این تغییری است که قادر خواهد بود نظام کشاورزی را به توسعه پایدار رهنمون سازد. مطالعات و پژوهشهای قابل توجهی در دنیا در زمینه کشاورزی پایدار صورت گرفته که هدف اکثر آنها یافتن نکاتی است که به پایداری منجر شده و یا حذف پیشنهادهایی بوده که در خلاف جهت پایداری بوده است. اما در این مطالعات کمتر به جنبههای رفتاری کشاورزان و عوامل موثر بر بروز یا عدم بروز رفتارهایی که به پایداری منجر میشوند، توجه شده است (عنایتیراد و همکاران، 1388).
دو دهه گذشته دستیابی به کشاورزی پایدار به عنوان عمدهترین چالش اساسی دولتها در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، مطرح بوده است. در نتیجه توجه به نگرشها و رفتارهای کشاورزان نسبت به کشاورزی پایدار به طور قابل ملاحظهای افزایش یافته است. (رحمانی، 1389). پایداری واحدهای بهرهبرداری از جمله موضوعات جدی است که در سالیان اخیر توجه بسیاری محققان را به خود جلب کرده است. بررسی میزان دانش کشاورزان در مورد کشاورزی پایدار از عوامل تعیینکننده در پایداری واحدهای تولیدی کشاورزی است (داودی و مقصودی، 1389).
امروزه دستیابی به یک نظام کشاورزی پایدار، از سیاستهای مهم بخش کشاورزی کشورهاست. بهطور منطقی هنگامی بخش کشاورزی در جهت پایداری حرکت خواهد کرد که تک تک کشاورزان و واحدهای تولیدی این بخش، روند فعالیتهای خویش را در جهت اصول پایداری قرار دهند. در راستای دستیابی به این هدف، میبایست نظامهای ترویجی فعال در بخش کشاورزی با ارائه خدمات آموزشی به ارتقاء دانش کشاورزان در زمینه کشاورزی پایدار مبادرت نمایند. بنابراین ارتقاء دانش کشاورزی پایدار در بین تولیدکنندگان بخش کشاورزی، آنها را قادر میسازد که فعالیتهای خویش را با مفاهیم و اصول پایداری مورد مقایسه قرار داده و آن دسته از رفتارهای تولیدی خود را که در خلاف جهت پایداری است، اصلاح نمایند. سوالی که در این رابطه مطرح میشود این است که چه عواملی میتوانند در ارتقاء سطح دانش کشاورزان در زمینه کشاورزی پایدار موثر باشند. تنها با شناخت دقیق این عوامل میتوان به طور موثری متغیر دانش کشاورزی پایدار را به نحو دقیق کنترل نمود و به گونهای حساب شده به ارتقاء آن مبادرت نمود (حیاتی و کرمی، 1378). بر این اساس، در این بخش به مطالعه نتایج تحقیقات مربوط به کشاورزی پایدار خواهیم پرداخت اما قبل از هر چیز لازم است که مفاهیم پایه و اساسی دانش، نگرش و توسعه پایدار به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد تا با شناخت کاملتری به تحقیق بپردازیم.
2-2- دانش 2-2-1- تعاریف دانشدانش واقعیت یا حالت دانستن بعضی چیزها یا مهارتهایی که بوسیله تجربه یا تداعی حاصل میشود، یا مجموعه مدلهایی که ویژگیها یا رفتارها را در یک قلمرو مشخص توصیف میکند و ممکن است در مغز اشخاص یا در فرآیندهای تولید یا اسناد موجود باشند (عدلی، 1384).
افلاطون (427- 347 قبل از میلاد) دانش را باورهای حقیقی تصدیق شده تعریف کرده است. او عقیده داشت انسانها دانش کاملی از همه اندیشههایی که جهان را میساند، در اختیار دارند. این دانش در بشر قرار داده شده ولی به دلیل آلودگی با حواس آشکار نمیشود. بنابراین دانش واقعی از طریق دروننگری یا خودکاوی کسب میشود. به پیروی از افلاطون فلاسفهای چون دکارت (1956- 1650) و کانت (1806- 1724) منشا خلق دانش و ایده های جدید را ذهن انسان میدانستند (صدر، 1365).
ارسطو (384- 322) شاگرد افلاطون بود. او ابتدا نظریات افلاطون را پذیرفت ولی بعداً به مخالفت با او پرداخت. تفاوت آنها در منبع و ماهیت دانش خلق شده است. او ذهن و محتوای آن را نادیده نگرفت، ولی اطلاعات حسی را آغازگر دانش معرفی کرد. بنابر نظر او قوانین حاکم بر دنیای تجربه، بایستی با فعالیتهای ذهنی کشف شود (ماهر، 1381). به پیروی از او فیلسوفانی چون هابز (1679-1588)، لاک (1704- 1632) و برکلی (1753- 1685) معتقدند که منشا دانش خلق شده اطلاعات حسی و تجربه میباشد.
در فرهنگ آکسفورد، دانش به معنای تمام دانستههای فرد تعریف شده است، که میتواند از طریق تجربه بدست آید. همچنین دانش به عنوان اطلاعات سازماندهی شده تعریف شده است. بهعلاوه، تعاریف دیگری برای دانش مطرح شده که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
ولف (1990): دانش، اطلاعات سازماندهی شده کاربردی برای حل مساله است.
توربن (1992): دانش اطلاعات سازماندهی و آنالیز شده است که به شکل کاربردی و قابل درک، به منظور حل مسائل و یا تصمیمگیری درآمده است.
سیدنهام (1997): دانش، اطلاعات سازماندهی شده و دارای مدل منطقی است.
ویگ (1997): دانش شامل حقایق، باورها، دیدگاهها و مفاهیم، قضاوتها و انتظارات روشها و دانستن «چگونه» ها میباشد.
بوکلی و کارتر (2000): دانش کاتالیزوری است که مردم را از احتمالات و امکانات و چگونگی دسترسی به آنها آگاه میکند. دانش کیفیتی است که به افراد تعلق دارد و در ذهن آنها وجود دارد و از طریق فرآیند یادگیری کسب میشود.
سووا (1985): دانش شامل محدودیتهای صریح و ضمنی است که روی چیزها (محدودیتها)، عملیات و روابط، در فرآیندهای مشخص تجربی و رابطههای آن در فرآیندهای مدل سازی شده اعمال میشود.
بولسانی و اسکارسو (1999): دانش ظرفیتی است که در افراد وجود دارد و در تفسیر اطلاعات بهکار گرفته میشود.
نوناکا (1999): دانش باوری پالایش شده است که ظرفیتی را برای اقدامی موثر افزایش میدهد.
وندراسپک و اسپیکروت (1997): دانش مجموعه کاملی از دیدگاهها، تجربیات و فرآیندهاست که درست و واقعی فرض شده و لذا راهنمای افکار، رفتارها و ارتباطات مردم است.
بکمن (1997): دانش استدلال درباره اطلاعات و دانش است که منجر به حل مساله، تصمیمگیری، یادگیری و آموزش میشود.
کامارا (2002): دانش، محصول فرآیند یادگیری است.
پروساک (2000): دانش، مخلوط سیالی از تجربیات چارچوبدار، ارزشها، اطلاعات و نگرشهای کارشناسی نظام یافته است که چهارچوبی برای ارزشیابی و بهرهگیری اطلاعات و تجربیات جدید بهدست میدهد. دانش، در ذهن دانشور بهوجود آمده و بهکار میرود و در سازمانها نهتنها در مدارک و ذخائر دانش، بلکه در رویههای کاری و فرآیندهای سازمانی با اعمال و هنجارها مجسم میشود.
دراکر (1999): دانش، اطلاعاتی است که فردی یا چیزی را تغییر میدهد.
چارچمن (1999): دانش، واکنش فرد در برابر مجموعهای از اطلاعات است که اقدامات فرد را تعیین میکند.
احمد (2002): دانش، عبارت است از بنایی که بر اطلاعات ساخته میشود و به واسطه درک هوشمندانه از آنها قابل ساخت است.
داونپورت (2000): دانش، اطلاعات با ارزش است.
سیوبی (1997): دانش، اطلاعاتی است که از طریق تفسیر شدن معنا گرفته است.
اسپیگلر (2003): دانش، اطلاعاتی است که تفسیر شده و به اقدامی موثر منجر میشود.
لیبو ویتز (1999): دانش، مجموعهای از قوانین و حقایق است که خبرگان ممکن است طی سالهای تجربه به دست آورده باشند.
منهاج، (1385): دانش، مجموعهای قابل بازیابی از اطلاعات تائید شده است. در این تعریف خاستگاه دانش، اطلاعات معرفی شده است. ماهیت دانش به اطلاعات تائید شده برمیگردد. در کلیه تعاریفی که ماهیت دانش را اطلاعات میدانستند، برای اطلاعات، ویژگیهایی ارائه شده بود. ولی ویژگی مهم قابلیت بازیایی در آنها ارائه نشده بود. فرآیند، شامل تائید اطلاعات میباشد. این اطلاعات تائید شده و بازیابی شده، میتوانند خاستگاه دانش جدیدی باشد. جدول2-1- تعریف جدید دانش را نشان میدهد:
جدول 2-1- ویژگیهای تعریف جدید دانش (منهاج، 1385)
خاستگاه فرآیند خروجی ماهیت