پایان نامه ها و مقالات

های غیر دولتی، سازمان های مردم نهاد

بیشتر و دقیقتر مفهوم گروه اجتماعی و نیز جامعه مدنی پرداخته می شود(فرامرز قرا ملکی و سالاری، ۱۳۸۸: ۱۶). مراد از گروه اجتماعی مجموعه هایی از افراد است که به شیوه های منظم با یکدیگر کنش متقابل دارند. گروه ها ممکن است از مؤسسات بسیار کوچک تا سازمان های بزرگ یا جوامع را در بر گیرند. صرف نظر از اندازه گروه، یک ویژگی تعیین کننده آن آگاهی اعضاء گروه از هویت مشترک است. بیشتر زندگی ما در روابط گروهی می گذرد به طوری که درجوامع امروزین اکثر مردم به انواع گروه های مختلف تعلق دارند(گیدنز، ۱۳۸۳: ۷۹۰ به نقل از فرامرز قرا ملکی و سالاری، ۱۳۸۸: ۱۶). از آنجا که داشتن روابط و تأثیر و تأثرات متقابل و آگاهی از یک هویت جمعی از مؤلفه های اصلی گروه های اجتماعی است لذا این گروه ها فراتر از هر نوع تجمع یا گروه بندی های اجتماعی و جمعی متداول از جمله گروه بندی های آماری هستند. اما جامعه مدنی از جمله مفاهیمی است که اخیراً بسیار مورد توجه و بحث قرار گرفته است و اختلاف نظرهای متعددی در باب آن وجود دارد؛ اما تمام این دیدگاه ها اتفاق دارند بر اینکه این بخش از جامعه به حوزه فعالیت های عمومی تعلق دارد نه خصوصی یا شخصی و در چهارچوب قوانین موجود عمل می کند. مقصود از آن بیشتر مشارکت های داوطلبانه در امور عمومی از جمله ارتباطات جمعی، اصناف حرفه ای و اتحادیه ها می باشد(Scott, John & Marsha, 2005 به نقل از به نقل از فرامرز قرا ملکی و سالاری، ۱۳۸۸: ۱۶). جامعه مدنی بخش میانی جامعه و رابط بخش خصوصی و دولت می باشد و نحوه فهم و تفسیر و آشنایی با ظرفیت های مثبت و منفی آن، تأثیر بسزایی در عملکردهای جمعی داوطلبانه از جمله سمن دارد.
۲-۲-۳-۲- سازمان: تلاش جمعی هدفمند با تقسیم کار و مسئولیت مهمترین مؤلفه سازمان مردم نهاد است. بنابراین قوام سمن بر بیش از شخصیت حقیقی حاصل می آید. در اینجا مراد از سازمان، مفهوم رایج در دانش مدیریت است: امری دارای شخصیت حقوقی با آرمان، اهداف، اساسنامه، ساختار، شرح وظایف و منابع انسانی. بنابراین فعالیت سمن عمدتاً در قالب سازمان انجام می شود. مفهوم سازمان در تعریف سمن به منزله جنس یا مقوم فراگیر است و با قیدهای دیگر از سایر سازمانها (سازمانهای دولتی و خصوصی) متمایز می شود(فرامرز قرا ملکی و سالاری، ۱۳۸۸: ۱۷).
۲-۲-۳-۳- هویت غیر دولتی: مشخصه اصلی این سازمان ها در غیر دولتی بودن است. مفهوم غیر دولتی بودن می تواند معانی متعددی داشته باشد، ولی به طور عام به این معنی است که این سازمانها بخشی از دولت یا زیر مجموعه ای از ساختار و سازمانها ی دولتی محسوب نمی شوند و می بایست از هر گونه دخالت و کنترل مستقیم دولت دور باشند(فرامرز قراملکی، ۱۳۸۷: ۲۰۹). اگرچه سمن می تواند با دولت خود در سطح ملی و دولتهای دیگر در سطح بین المللی مراودت فعال و تعامل دوسویه ایجاد کند و حتی در مواردی از دولت کمک های مالی دریافت کنند. حمایت دولت از سمن وظیفه اخلاقی دولت است. با اینحال نحوه ارتباط این گونه سازمانها با دولت از رابطه سازمانهای دولتی با آن متفاوت است. ممکن است سازمانی با ساختار مردم نهاد، در مواردی در جهت تکمیل و ارتقای سیاست های دولت فعالیت می کنند تا جایی که گاهی این گونه سازمان ها GONGO به معنی NGO های سازمان یافته توسط دولت ها نامیده می شوند و در عین اینکه زیرمجموعه ای از ساختار دولتی نیستند ولی تحت نظارت دولت قرار می گیرند و در تدوین برنامه و سیاستگذاری از استقلال تام برخوردار نیستند. این گونه از سازمان ها را به معنای دقیق کلمه نمی توان سازمان مردم نهاد نامید. تعبیر دقیق مردم نهاد این گونه سازمان ها را به دلیل اینکه به وسیله دولت تأسیس و حمایت می شوند از تعریف سازمان های مردم نهاد بیرون می کند. سازمان های مردم نهاد، گاهی نیز موضعی انتقادی در برابر سیاست های دولت گرفته و خود بسته به اهداف شان سیاست ها و راهکارهایی را تعریف و تعقیب می نمایند(فرامرز قراملکی و سالاری، ۱۳۸۸: ۲۳-۲۲).
۲-۲-۳-۴- حیثیت تعاون: مهمترین حیثیت سمن به اصل همکاری، یادگیری و مشارکت در آن مربوط است. رابطه حاکم بر مناسبات درونی سازمان مردم نهاد، یاری یکدیگر در تحقق آرمان واحد است. در بیان مؤلفه دیگر تعریف سمن به این آرمان اشاره خواهد شد. مشارکت مهمترین قوام سمن است که اساساً پیدایش و ماندگاری آن را رقم میزند. مشارکت در سمن از گونه مشارکت مدنی است. البته مراد از حیثیت تعاون در سمن این نیست که سمن را متعلق به بخش تعاون به عنوان یکی از بخشهای سه گانه نظام اقتصادی ایران( بر مبنای اصل۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی) دانست. تفاوت حیثیت تعاونی سمن با شرکت ها و بنگاه های تعاونی به معنای رسمی کلمه را در مؤلفه پنجم سازمان بیان می کنیم(همان،ص۲۳).
۲-۲-۳-۵- جهت گیری غیر انتفاعی: مفهوم غیر دولتی بودن ممکن است این توهم ر ا پیش آورد که چنین سازمان هایی هویتاً به بخش خصوصی تعلق دارند. چهارمین مقوم سازمانهای مردم نهاد تمایز آنها از بخش خصوصی است. سازمان های خصوصی غالباً به کسب و کار متعلق اند و برخی از آنها فراتر از کسب و کار معطوف به سودآوری، به حرفه در مفهوم دقیق کلمه می پردازند؛ مانند سازمان های بهداشتی و درمانی در بخش خصوصی. اما سازمان های مردم نهاد غالباً اهداف کسب و کارانه و یا حتی حرفه ای را دنبال نمی کنند. به همین دلیل تعبیر”سازمان مردم نهاد” دقیقتر از”سازمان غیردولتی” است. جهت گیری غیر انتفاعی مقوم مهمی در هویت سازمانی مردم نهاد است(مقیمی، ۱۳۸۳: ۱۰ به نقل از فرامرز قراملکی و سالاری،۱۳۸۸: ۲۳).
منظور از غیر انتفاعی بودن این است که عواید حاصل از فعالیت موسسه به موسسان یا مدیران سازمان تعلق نگیرد. در اغلب سازمان‌های غیر دولتی در آخر سال مالی درآمد مازاد حاصل می شود. اما این عواید باید مجددا در جهت اهداف اصلی سازمان سرمایه گذاری شوند و نباید میان اعضاء، مدیران، موسسات یا هیأت رئیسه تقسیم شود. بحث در اینجا انجام کار اقتصادی نیست؛ زیرا بسیاری از سازمان‌های غیر دولتی برای تأمین منابع مالی خود اقدامات اقتصادی نیز انجام می دهند و به فعالیت‌های سودآور اقتصادی نیز روی می آورند. مسأله اساسی این است که سازمان با سود حاصله از فعالیتش چه می کند. اگر سود حاصله از فعالیتش مجددا صرف سرمایه گذاری در عملکرد سازمان در جهت اهدافش گردد و دوباره به سازمان باز گردد؛ در این صورت سازمان عنوان غیر انتفاعی را داراست( کوهکن، ۱۳۸۸: ۷).به طور کلی این سازمانها به جای جهت گیری کسب و کار و سودگرایی به مبارزه با فساد اخلاقی در جامعه به ویژه در حرفه ها و یا تلاش در راه توسعه اجتماعی و ارتقاء سطح رفاه، بهداشت، امنیت روانی جامعه و یا سیاره می پردازند. پس باید بین سمن و سازمانهای فعال در دو بخش خصوصی و دولتی تمایز نهیم. اگر جامعه را شامل سه بخش دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی بدانیم، سازمان های غیر دولتی عمدتا در بخش جامعه مدنی تعریف می شوند. چراکه عقاید شهروندان را بیان می کنند و بین دولت و افراد خصوصی قرار می گیرند و لذا بخشی از جامعه مدنی هستند(مقیمی، ۱۳۸۳: ۱۰ به نقل از فرامرز قراملکی و سالاری، ۱۳۸۸: ۲۵).
در حال حاضر، علامت اختصاری سازمان مردم نهاد در کشورمان نیز “سمن” انتخاب شده است. نخستین بار که اصطلاح سازمان غیردولتی در یک سند رسمی مصوب از سوی یک نهاد ذیصلاح تعریف شده باشد در سال۱۳۸۴ و در قالب “آیین نامه اجرایی تاسیس و فعالیت سازمانهای غیردولتی”بود. این آییننامه در جلسه مورخ ۲۹/۳/۱۳۸۴ هیئت وزیران بنا به پیشنهاد شماره ۶۱۷۶/م/۷۷ مورخ ۸/۵/۱۳۸۳ وزارت اطلاعات و به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسید۶. در آییننامه مذکور یک سازمان مردم نهاد (سازمان غیردولتی) چنین تعریف شده است:
” سازمان غیردولتی که در این آئین‌نامه “سازمان” نامیده می‌شود، به تشکلهایی اطلاق می‌شود که گروهی از اشخاص حقیقی یا حقوقی غیرحکومتی به صورت داوطلبانه با رعایت مقررات مربوط تأسیس شده و دارای اهداف غیرانفتاعی و غیرسیاسی می‌باشد.
تبصره ۱- عناوین “جمعیت” ، “انجمن” ، “کانون”، “مرکز”، “گروه”، “مجمع”، “خانه”، “مؤسسه” و نظائر آن می‌تواند به جای واژه “سازمان” در نامگذاری به کار گرفته شوند.
تبصره ۲- واژه “غیردولتی” به این معناست که دستگاههای حکومتی در تأسیس و اداره سازمان دخالت نداشته باشند. مشارکت مقامات و کارکنان دولتی در تأسیس و اداره سازمان، در صورتی که خارج از عنوان و سمت دولتی آنان باشد، مانع وصف غیردولتی سازمان نخواهد بود.
تبصره ۳- اهداف غیرسیاسی در بردارنده فعالیتی است که مشمول ماده یک قانون احزاب نگردد.
تبصره ۴- اهداف غیرانتفاعی عبارتست از عدم فعالیتهای تجاری و صنفی انتفاعی به منظور تقسیم منافع آن بین اعضاء، مؤسسان، مدیران و کارکنان سازمان.
تبصره ۵ – داوطلبانه به معنای مشارکت و تاسیس و اداره سازمان بر اساس اصل آزادی اراده اشخاص است .
ب – هیات موسس به مجموعه اشخاصی گفته می شود که سازمان را تاسیس می نمایند.
پ – پروانه فعالیت ، سندی است که توسط مراجع مقرر در این آیین نامه با رعایت ضوابط مربوط در جهت تشکیل سازمان صادر می شود.
ت – مراجع نظارتی مشتمل بر هیات نظارت شهرستان (متشکل از فرماندار ، نماینده شورای اسلامی شهرستان و نماینده سازمانهای غیردولتی شهرستان)، هیات نظارت استان (مرکب از استاندار، نماینده شورای اسلامی استان و نماینده سازمانهای غیر دولتی) و هیات نظارت کشور (مرکب از معاون ذیربط وزیر کشور، ‌نماینده شورای عالی استانها و نماینده سازمانهای غیر دولتی) میباشند که بر اساس این آییننامه و با رعایت ضوابط مربوط، در سطح شهرستان، استان و کشور نسبت به نظارت بر سازمانهای غیردولتی، غیر از تشکلهایی که مطابق قانون مرجع نظارتی خاص برای آنها پیشبینی شده است، اقدام مینمایند”.
۲-۲-۴. کارکردهای سازمان‌های مردم نهاد
نهادهای اجتماعی به ویژه نهادهایی که به صورت خودجوش از بطن و متن جامعه رویش پیدا می کنند؛ آثار ماندگاری را در ساخت جامعه بر جا می گذارند. این نهادها بعد از پیدایش خود مناسبات و شکل ساختاری جوامع را تحت تأثیر قرار می دهند و حاکمان سیاسی را به عنوان تدبیرکنندگان امور جامعه ملزم به ایجاد تدابیری برای حذف، پذیرش، تعدیل، سازگاری و… می سازند. سازمان‌های مردم نهاد که یک پدیده جهانی بوده و در جامعه ایران هم شکل جدید و مدرن آنها رواج و گسترش یافته است؛ بنا به مقتضیات و ضروریاتی در ساخت جامعه جهانی و به ویژه جامعه ایرانی شکل گرفته اند. افزایش آگاهی‌های اجتماعی، ناکارآمدی مدیریت یک جانبه از سوی دولت، ضرورت مشارکت مردمی در پیشبرد امور و… از جمله عللی محسوب می شوند که باعث ایجاد سازمان‌های مردم نهاد شده اند. رویکرد غالب نسبت به سازمان‌های مردم نهاد یک رویکرد مثبت و سازنده است. در این رویکرد؛ این سازمان ها در کنار نظام سیاسی، شرایطی را فراهم می آورند که در مجموع باعث افزایش رضایت مندی شهروندان خواهد شد(وحیدیان،۱۳۹۲: ۱۱ ). سازمان‌های غیر دولتی در حیطه‌های مختلفی عمل می کنند که از جمله این ح
وزه ها می توان به حوزه‌های زیست محیطی، مبارزه با فقر، بی سوادی، تلاش برای کاهش بیکاری، حل مشکلات زنان و کودکان و غیره اشاره کرد. با نگاهی گذرا به همین موضوعات کاری می توان دریافت که می توان به خوبی به درک کرد که وجود این سازمان ها فواید زیادی برای جامعه دارند. البته حضور موثر و عملکرد این سازمان ها در کشورهای مختلف متفاوت است. در برخی از کشورهای پیشرفته این سازمان ها حضور پر رنگی دارند ولی در برخی کشورها از جمله کشور ایران این سازمان ها حضور موثری ندارند( کوهکن، ۱۳۸۸: ۲).
در ادامه به تشریح کارکردهای سازمان‌های مردم نهاد پرداخته می شود:
۲-۲-۴-۱- سازمان‌های مردم نهاد حلقه واسط میان جامعه و حکومت ها هستند
سازمان‌های مردم نهاد، نهادهایی هستند که در متن جامعه و براساس نیازهای آن شکل می گیرند و بر حسب اهدافی که برای فعالیت‌های خود در اساسنامه تأسیسی تدوین می کنند به فعالیت در حوزه مسائل اجتماعی می پردازند. ویژگی عمده سمن ها در این حوزه آن است که تقاضاها و نیازهای اجتماعی را گردآوری و تدوین می کنند و آنها را براساس اولویت‌های موجود و بالفعل، تقسیم بندی و برای نیازمندیهای بالقوه برنامه ریزی می کنند. همواره یکی از مشکلات حکومت هایی که بر جوامعی با ساختار توده ایی و بی شکل حکمرانی می کنند؛ آن است که نمی توانند به طور دقیق به تشخیص نیازها و تقاضاهای اجتماعی جامعه تحت حاکمیت خود آگاهی پیدا کنند. چنین رویه ایی در این نظام ها باعث می شود که در درازمدت به دلیل همین عدم آگاهی و به تبع آن مدیریت ناکارآمد و تبعیض آمیز هر چند به طور ناخواسته، زمینه را برای نارضایتی عمومی فراهم می آورند. سمن ها با تکیه بر این کارکرد یکی از عواملی اند که می توانند باعث افزایش توانمندی نظام سیاسی در راستای پاسخگویی مناسب به نیازها و تقاضاهای اجتماعی مردم شوند. بنابراین از این جهت، سمن ها در هماهنگی با سایر نهادهای جامعه مدنی نه تنها رقیبان ساختار سیاسی محسوب نمی شوند؛ بلکه در کنار حکومت و به عنوان پل ارتباطی میان جامعه و حکومت می توانند نقش موثری را در کاهش آلام اجتماعی و رفع نابسامانی‌های اجتماعی داشته باشند( امیر احمدی، ۱۳۸۰: ۱۲۵-۱۱۳ به نقل از وحیدیان،۱۳۹۲: ۱۱ ). وجود سمن ها و ارائه عملکردهای مثبت آنان به معنی تحکیم این پل ارتباطی است و در مجموع ساختار اجتماعی به هم پیوسته و منسجمی را ایجاد می کنند که در آن سیاستگذاری ها و تصمیم گیری‌های حاکمان، منطبق با تقاضاها و نیازهای واقعی جامعه است.
۲-۲-۴-۲- سازمان‌های مردم نهاد می توانند تقاضاهای اجتماعی را اولویت بندی کنند
یکی

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *