پایان نامه ها

آداب و رسوم، ساختار و محتوا، کودک و نوجوان

د ؛ زيرا هدف اصلي تربيت از هدايت و رشد جسمي ، عاطفي ، عقلي و اجتماعي افراد است. در دين مبين اسلام ، اساس تربيت بر محور اعتقاد به خداوند و عبوديت او مي چرخد. بر خلاف فلسفه هاي تربيتي جديد که هيچگونه سنخيتي با عقيده و مذهب نداشته و تنها بر اساس اکتشافات علمي متبني است. اين تربيت جديد بخصوص در جهان غرب جز حيرت و گمراهي چيزي بهمراه نداشته است . به همين خاطر دين اسلام عقيده الهي و بناي شخصيت اسلامي را سرلوحه تربيت قرار مي دهد.”11
1-2 . تعريف ادبيات کودک
پيدايش ادبيات کودک پيشينه اي طولاني دارد و به پيدايش انسان بر زمين باز مي گردد ، آن هنگام که مادران قبل از خواب کودکان ، حکايتي را تعريف مي نمودند و گهواره ي آن ها را با خواندن ترانه ها و کلمات زيبا تکان مي دادند ، و اين در واقع ادبياتي جالب اما به شکلي غير مدوّن بود. اين حالت ادبيات کودک ادامه پيدا کرد تا اينکه در اواخر قرن گذشته و قرن معاصر شناخته شد. و همان ادبيات آينده پسند زندگي و سرشار از آرزوهاي درخشان است که بيانگر همه انسانيت خواهد بود. . “12
در حال حاضر ادبيات کودک نقطه آغاز جهش تمدني بزرگ است . جوامع دنياي معاصر سعي مي کنند با همه‌ي ابزارها و روش هايي که در اختيار دارند از اين ادبياتِ نوظهور و ريشه دار بهره مند گردند.
1-3 . اصطلاح ادبيات کودک
” ادبيات کودک از اصطلاحاتي است که در آن اختلاف قابل ملاحظه اي وجود ندارد . و معمولا به ادبياتي گفته مي شود که مخصوص کودکان بوده و احساسات و شعور متناسب آنها و کارهاي هنري که از طريق وسايل ارتباطي مختلف به آنان آموخته مي شود را بيان مي کند. همچنين کارهايي که افکار و تخيلات کودک را شامل مي شود، نيز در بر مي گيرد. “13
“عده اي حجم ادبيات کودکان را وسيع تر مي بينند و معناي عمومي آن را شامل هر محصول عقلي مدون در کتاب هاي مخصوص کودکان در همه فروع و شناخت مي دانند ، و معناي خاص آن هر کلام خوبي مانند شعر يا نثر، شفاهي يا کتبي که حتي در کتاب هاي درسي باشد ، در وجود کودکان لذّت هنري ايجاد مي کند ، اطلاق مي شود .”14
“ادبيات کودک از نظر اسلامي ، گرايشي جديد در ادبيات عرب است. و به دنبال تأسيس جمعيت ادبيات جهاني اسلام در اوايل سده اخير آوازه اش بر سر زبان ها افتاد. و در اواخر دهه ي گذشته گسترش يافت. پايگاه آن پاکستان ، و داراي رشته هاي اصلي در مصر و رياض مي باشد.”15
نتيجه مي گيريم در حوزه داستاني لازم و ضروري نيست که قصه از تاريخ اسلام يا فرهنگ آن غني باشد تا اسلامي به حساب آيد ؛ مهم آن است که حامل ارزش ها و تلقين ها و نمادهاي اسلامي باشد تا از خلال آن به رويدادها ، محاوره ها و قواعد قصه دعوت کند. بنابراين در بعضي از کتاب هاي کودکان و ادبيات آنها معاني انساني شريف و اصول متعالي وجود دارد و به آن جهت ، قصه هاي اسلامي نام گذاري شده اند .
” اما ادبيات اسلامي کودک همان ادبيات کودک است که با قصد و هدف اسلامي براي کودکان جهان نوشته مي شود. و کودکان را از آنچه با اصول اسلام و تعاليم و اهداف آن ناسازگار است ، پاک مي گرداند ؛ مثلاً خرافه ها و اسطوره هايي را که مبني بر قدرت خرق عادت باشند و وجود خارجي ندارند از ميان اين ادبيات پاک مي گرداند و به توضيح آنچه خداوند حلال گردانيده مي پردازد. اين ادبيات به منظور آگاهي کودکان و تأکيد بر آنچه خداوند عزوجل حرام کرده ، سعي مي کند تا کودکان جوانب و زيان هاي محرمات را بدانند و از آنها خودداري نمايند . همانگونه که اين ادبيات تصويري کلي از زندگي مسلمانان حقيقي ارائه مي دهد. و بخش اعظم اخلاق ، ويژگي ها ، عادت ها آداب و رسوم اسلامي ناب را بيان مي کند.”16
” يکي از وظايف ادبيات ابداع و نوآوري است . نوشته هاي موجود در کتاب ها که حاصل فعاليت عقل آدمي است يکي از نمادهاي رايج و از تعاريف عام ادبيات در دوران قديم ( قرن اول تا سوم هجري) است. اما ادبيات به معناي خاص عبارت از سخني نيکو که به هنگام خطابه ايراد مي گردد و علاوه برمعناي اخلاقي، لذتي هنري به وجود مي آورد. در مورد ادبيات دست نوشته ها و کتاب هايي نگارش و تدوين شده است. و اشعاري سروده شده که به اصطلاحات و تعاريف ادبيات پرداخته است ؛ مثلاً شاعر معروف “سهم بن حنظله” در اين باره مي گويد :
لا يمنع الناس مني ما اردت و لا

اعطيهموا ما ارادوا حسن ذا ادبا”17

” مردم مانع دستيابي من به خواسته هايم نمي شوند و آنچه را آنان مي خواهند ، من به آنها نمي دهم.”
يعني ادبيات نفس آدمي را تهذيب مي کند و به زيبايي ، وجدان آدمي را مورد خطاب قرار مي دهد. ادبيات و درکنار آن علوم و معارف انساني ديگر که با احساس و وجدان آدمي سروکار دارند فراتر ازآنند که در محدوده ماده و جسم بگنجند و هيچ گاه نمي توان براي آنها تعريف جامع و مانعي يافت و تنها راه شناخت آنها احساس و ادراک آدمي است نه عقل و منطق و قاعده و قانون.
از مطالب فوق برداشت مي شود که آنچه در مورد ادبيات مي توان گفت اين است که ادبيات علاوه بر آنکه يکي از مهمترين هنرهاي بياني زيبا در علوم زباني است خود دانشي با اصول و قواعد و مکاتب و اهداف خاص مي باشد. البته ادبيات بدون بکارگيري زبان ، وجود خاصي ندارد. زيرا زبان وسيله‌اي ضروري جهت بيان افکار و احساسات آدمي مي باشد.
” ادبيات کودک زير شاخه ي جديدي از شاخه هاي ادبيات رفيع و متعالي و داراي ويژگي هايي خاص است که آن را از ادبيات بزرگسالان متمايز مي سازد. ضمن اينکه هر کدام ازآنها، مشتمل بر يکسري آثار هنري هستن
د که در ساختار و محتوا مشترک مي باشند. و در نهايت ادبيات به عنوان هنر ابداعي و نوگرا از طريق بياني ادبي نقش موثري در بروز ارزش هايي همچون حقيقت ، خوبي و زيبايي دارد. “18
اکنون ناقدين در تلاشند تا ادبيات کودک که نوع جديدي از ادبيات است را از لحاظ ويژگي هاي ذاتي، منابع ، مقاصد ، خواسته ها و اهداف آن مورد بررسي دقيق قرار دهند تا براي اين ادبيات نوپا حد و مرزهايي تعيين کنند و اختلاف نظري که در ميان موسسات و ارگان ها و اشخاص وجود دارد را بپذيرند و البته بار اين مسولئيت بر دوش ادبا ، مربيان و اصحاب رسانه است.
ادبيات کودک ، جزئي از ادبيات عام وگسترده است و همه تعاريفي که بر ادبيات وارد مي شود نيز بر آن منطبق مي‌گردد. جز اينکه ادبيات کودک با ويژگي خاص خود ، گروهي مشخص از جامعه که همان کودکان و خردسالان هستند را مخاطب قرار مي دهد. و با اين خصوصيت از فروع و شاخه هاي ادبيات متمايز مي گردد. و به تبع اختلاف سطح فکر و انديشه، درک و فهم ، تجربه ، سن و سال از نظر کمي و کيفي با ادبيات بزرگسالان تفاوت پيدا مي کند.
در اين است که جنس ادبيات در داستان هاي بومي ، محلي و همچنين سنتي ، کودکانه است اختلاف نظري وجود ندارد که طي هزاران سال براي کودکان يک قوم (ملت) بازگو مي- شود و بر عاطفه و تخيل آنها احاطه مي يابد. از جريان عمومي تخيل و تفکر (خيال و فکر) و ادراک آن قوم جدا نبوده است و داستان هاي کودکانه ، انعکاسي ادبي از خصائص روحي آن قوم است که بزرگسالان آنها را بوجود آورده اند.
مسأله مايه اميدواري اين است که ادبيات کودک در کشورهاي عربي رو به رشد و توسعه است و تلاش و تاکيد ادبا در برخورداري متون ادبي از ارزش هاي متعالي اخلاق ، مسأله ‌ي ديگريست که اميدواري را به حداکثر مي رساند.
ادبيات کودک در آموزش و فراگيري کودک بسيار مهم است. زيرا بطور مستقيم و غيرمستقيم در رشد عقلاني و عاطفي کودک مؤثر است. و از آنجا که کودک در اين مرحله به آساني تحت تاثير هنر و ادبيات قرار مي گيرد و روح او همچون صفحه‌اي سفيد ، که مي توان هر نقشي را در آن ايجاد نمود ، لذا مي توان خواسته هاي متعالي و اهداف خود را به کودک القا کنيم و البته عقل کودک در اين مرحله خام بوده و مي توانيم آن را به هر شکلي که بخواهيم در بياوريم .
” از مهم ترين مواردي که ادبيات کودک را از ديگر انواع ادبيات مشخص و متمايز مي- سازد اين است که علوم و معارف را به شکلي ادبي عرضه مي کند. و در معرفي راه ها و روش هاي آموزش و شناخت نمايان مي گردد. و ضمن اينکه بر نحوه و کيفيت عرضه آموزش به فراگير بسيار دقت مي کند ، چگونگي پذيرش و الهام بخشي به آن را از طريق متن منظوم يا منثور با روشي آسان مورد توجه مخاطب قرار مي دهد.”19
همچنين احساس علاقه را در روحيه‌ي کودک بکارد . و به پيوند مبتني بر محبت با افراد پيرامون خود در کودک استحکام بخشد. و مهمتر از آن حس استقلال فکر و انديشه را در کودک بنيان نهد. بطوري که اين احساس استقلال کودک را در عين نگرش هدفدار ، به غلبه بر مشکلات فرا خواند. نگرشي که کودک دريابد ، که بايد با ديگران همکاري و ارتباط داشته باشد. و اگر از ضرورت حس استقلال شخصيتي بگذريم به اهميت اين نکته پي مي بريم که کودک بايد به فعاليت هايي بپردازد. شخصيت او را که در کارهايش به او کمک کند و او را به موفقيت برساند. و آرام آرام بسازد.
هيچ کس مدعي اين نيست که همه اين اهداف و انتظارات در يک متن يا يک شعر و سرود برآورده شوند ، اما همين کفايت مي‌کند که نويسنده ادبيات کودک ، موضوع و هدف خود را پيش روي خود قرار دهد و برمبناي آن اقدام به نگرش متن نمايد. تا متن را به عالم و ادبيات کودک نزديک و نزديک تر کند. و با متن ادبي با کيفيت و زبان نوشتاري زيبا ، کودک را به احساسي قشنگ نايل گرداند. و در آن احساس زيبايي به وجود آورد. و او را سرشار از تجربه هاي مفيد گرداند.
هيچ متني خالي از مضمون و محتوا (پيام ) نيست. و چه بسا محتواي متن آنگونه که خوشايند برخي طرفداران نوگرايي در ادبيات کودک هست ، نباشد اما گاه ممکن است که در يک متن ادبي کودکانه ، يک يا چند شخصيت وجود داشته باشند که کودک مجذوب آنها شود و يا ممکن است يک پيام اخلاقي معيني باشد که کودک شيفته‌ي آن گردد و يا اينکه متن وسيله اي براي دانش افزايي کودک يا افزودن گنجينه لغوي و علمي وي باشد.”20
در واقع مي توان گفت که ادبيات کودک همچون انواع ادبي و هنرهاي ديگر از دير باز شکل مشخصي داشته که با ويژگي ها و فرهنگ ‌زمانه و نيز با خصوصيات هرجامعه و آداب و رسوم و طرز فکر آن جوامع مطابقت داشته است.
1-4. ديدگاه هاي متفاوت درباره ادبيات کودک
واژه ادبيات هنوز نتوانسته است تعريفي را بيابد که مورد اتفاق همه صاحب نظران باشد چرا که هر يک از پژوهشگران از زاويه ديد خود بدان نگريسته اند . ” عده اي آن را پديده اجتماعي برشمرده و معتقدند که از پديده هاي اجتماعي نمي شود تعريف درستي به دست داد شايد يکي از جامع ترين تعاريف از ادبيات اين باشد که بگوييم مجموعه نمادهاي هنري هر قوم که در قالب کلام درآمده است ، ادبيات آن قوم يا ملت به شمار مي رود و به همين سبب تا حد زيادي به فرهنگ سازنده آن تعلق دارد ، يعني منعکس کننده افکار و عقايد ومسائل قومي است که پديد آورنده ي آن باشد .
” يا به تعريف ديگر ادبيات مجموعه ي عکس العمل هاي آدميان در برابر عوامل دروني و بيروني که به صورت کلام همراه با تخيل و عاطفه درآمده و هدفش سعادت آدمي است .” 21
” در فرهنگ بزرگ سخن درباره تعريف اد
بيات مي خوانيم : 1- مجموعه آثار مکتوب که نمايانگر بازتاب هاي عاطفي همچون غم وشادي و مانند آنها بوده و به شيوه هنري در قالب شعر ، داستان ، نمايشنامه ، شرح حال ، مقاله و . . . درآمده باشد . 2- بخشي از علوم انساني شامل دانش هايي چون لغت ، صرف و نحو ، معاني و بيان ، عروض و قافيه ، شعر شناسي و مانند آنها . 3- مجموعه نوشته هايي درباره موضوعي مشخص مانند ادبيات جنگ .”22
” علي اکبر شعاري نژاد ” مؤلف کتاب ” ادبيات کودک و نوجوانان ” ادبيات را چنين تعريف مي کند : ” ادبيات يا ادب به طور کلي عبارت از چگونگي تعبير و بيان احساسات و عواطف و افکار به وسيله کلمات در اشکال و صورت هاي مختلف از قبيل انشاء و خطابه . گاهي نيز ادبيات را وسيله جلوگيري از خطا در خواندن و نوشتن تعريف مي کنند . هدف از ادبيات اين است که شخص را در انديشيدن ، درست گفتن ، درست

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *