پایان نامه ها

پایان نامه با موضوع جبران خسارت، سلسله مراتب، آسیب پذیری

احساسی که داریم خسته شده ایم. هرچیزی که نتیجه بدهد ما آن را تا انتها دنبال می کنیم ( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
ما متوجه شده ایم که فروتنی، نقش بزرگی در این برنامه و روال زندگی تازه ما دارد. ما ترازنامه خود را تهیّه می کنیم. آمادگی پیدا می کنیم که بگذاریم خداوند نواقص شخصیتی مان را برطرف کند و با فروتنی از او می خواهیم کمبودهای اخلاقی مان را بر طرف کند. ایرن راه ما به سوی رشد روحانی است و ما خواستار ادامه آن هستیم. بنابراین آماده ایم قدم هشتم را برداریم (همان منبع).
قدم هشتم
“ما فهرستی از تمام کسانی که به آن ها صدمه زده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آن ها شدیم.” (انجمن جهانی معتادان گمنام1388).
قدم هشتم، فروتنی نویافته ما را به آزمایش می گذارد. هدف ما رهایی از زیر بار گناهی است که تا به حال به دوش کشیده ایم. ما می خواهیم بدون ترس یا تعرض، در چشم های دنیا نگاه کنیم.
آیا تمایل داریم فهرستی از تمام کسانی که به آن ها صدمه زده ایم تهیه کنیم، تا احساس گناه و ترسی را که گذشته ما در خود دارد از میان ببریم؟ برای موثر واقع شدن این قدم، تجربه به ما نشان می دهد که قبل از هر چیز باید تمایل در ما به وجود آید (همان منبع).
قدم هشتم آسان نیست و مستلزم صداقت نوظهوری در مورد رابطه ما با دیگران است. قدم هشتم، سلسله مراتب عفو و بخشش را به جریان در می آورد. ما دیگران را می بخشیم، احتمالا آن ها نیز ما را بخشیده و سرانجام ماهم خود را می بخشیم و می آموزیم که چگونه در این دنیا زندگی کنیم. وقتی که به این قدم می رسیم، آمادگی پیدا می کنیم که بجای توقع درک شدن، در کنیم. وقتی بدانیم که در چه قسمت هایی نیاز به جبران خسارت داریم، زندگی کردن و اجازه دادن، آسان تر خواهد شد. این کار ممکن است اکنون مشکل به نظر برسد، اما وقتی آن را انجام دادیم، تعجب می کنیم که چرا مدت ها قبل آن ها را انجام نداده ایم ( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
ما برای تهیه یک فهرست دقیق، به قدری صداقت واقعی، نیاز داریم. یکی از کارهایی که برای آمادگی جهت تهیه فهرست قدم هشتم مفید به نظر می رسد، تعریف لغت ((صدمه)) است. یکی از تعاریف صدمه، خسارت جسمی و روحی است و تعریف دیگر آن عامل درد و رنج بودن و ضرر و زیان رساندن است. خسارت ممکن است در اثر یک حرف، یک کار و یا عدم انجام کاری به وجود آید. صدمه می تواند نتیجه حرف ها و یا کارهای عمدی و یا غیر عمدی باشد. درجه و شدت صدمه، از باعث ناراحتی خیال کسی شدن شروع و به آسیب جسمی رساندن و حتی قتل ختم می شود (همان منبع).
قدم هشتم، ما را با مشکلی روبرو می کند. بسیاری از ما به سختی می توانیم اقرار کنیم که به دیگران لطمه زده ایم. زیرا تصور می کردیم که خود قربانی اعتیاد بوده ایم. اجتناب از این گونه توجیه ها در قدم هشتم بسیار مهم است. ما باید حساب کاری را که در حق ما شده است، از حساب کاری که در حق دیگران کرده ایم، جدا کنیم. ما توجیهات و عقایدمان را در مورد قربانی بودن کنار می گذاریم. اغلب ما فکر می کردیم که فقط به خودمان صدمه زده ایم، اما اگر بخواهیم اسم خودمان را هم در لیست منظور کنیم، آن را در انتهای فهرست می نویسیم. این قدم، یک مجموعه از اقداماتی است که منجربه ترمیم خرابی های زندگی ما می شود.
قضاوت در مورد تقصیر دیگران، ما را آدم های بهتری نمی کند، آن چه که حالم را بهتر می کند، آزاد شدن از زیر بار گناه تصفیه زندگی مان است. با نوشتن فهرست خود، دیگران نمی توانیم صدمه زدن به دیگران را انکار کنیم و اقرار می کنیم که مستقیماً و یا به طور غیر مستقیم با اعمال، دروغ ها، وعده های توخالی و یا غفلت های مان دیگران را آزار داده ایم (همان منبع).
ما فهرست مان را می نویسیم و یا از قدم چهارم استفاده می کنیم و هر اسم جدیدی که به فکرمان رسید به آن اضافه می کنیم. با این فهرست، صادقانه روبرو می شویم و با روشن بینی، تقصیرات خود را بررسی می کنیم، تا تمایل به جبران خسارت در ما پدید آید.
در بعضی از موارد ممکن است کسانی را که به آن ها بد کرده ایم نشناسیم. تما کسانی در دوران مصرف با آن ها در تماس بوده ایم در معرض خطر قرار داشته اند. بسیاری از اعضاء، در فهرست خود والدین، همسران، فرزندان، دوستان، عشاق، معتادان دیگر، آشنایان معمولی، همکاران، صاحب کاران، معلمین، صاحب خانه و غریبه ها را ذکر کرده اند.ما می توانیم اسم خودمان را هم در این فهرست بیاوریم، زیرا دوران مصرف به آهستگی مشغول نابودی خود نیز بوده ایم. برای جبران خسارت مالی بهتر است لیست جداگانه ای از افراد زیان دیده تهیه کنیم ( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
درست مانند سایر قدم ها، در این قدم هم باید دقیق باشیم. اکثر ما در رابطه با هدفی که در نوشتن این فهرست داریم، بیشتر با کم و کسر روبرو می شویم، تا با زیادی، در عین حال نمی توانیم تکمیل این قدم را به خاطر دم اطمینان در کامل بودن فهرستمان به تعویق اندازیم. ما هرگز کامان تمام نمی شود.
مشکل نهایی در به کارگیری قدم هشتم، جدا کردن آن از قدم نهم است. تصور و تجسم جبران خسارت، می تواند مانع عمده ای برای نوشتن فهرست و تمایل پیدا کردن باشد. ما طوری این قدم را انجام می دهیم که گویی قدم نهم وجود ندارد. ما حتی در مورد جبران خسارت فکر هم نمی کنیم و فقط توجه خود را دقیق بر روی آنچه قدم هشتم گفته است متمرکز می کنیم: ((فهرستی تهیه کرده و تمایل پیدا کن)). مهم ترین کاری که این قدم برای ما انجام می دهد این است که ما را از دید و طرز تلقی تازه ای که کم کم در مور
د خود و در رابطه با دیگران پیدا کرده ایم، آگاه می کند (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388)
قدم هشتم، یک قدم عملی است و مانند بقیه قدم ها سریعا نتیجه می دهد. اکنون می توانیم با آزادی جبران خسارت خود را در قدم نهم آغاز کنیم.
قدم نهم
“ما بطور مستقیم در هرجا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران لطمه بزند (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
این قدم را نباید پشت گوش انداخت. زیرا در غیر این صورت مثل این است که در برنامه خود جائی برای لغزش ذخیره کرده باشیم. به نظر می رسد که غرور، ترس، تعلل و کار امروز را به فردا افکندن، اغلب در این راه موانع صعب العبوری هستند و سد راه پیشرفت و رشد می شوند. مسئله مهم این است که کار را شروع کنیم و آماده پذیرش واکنشهای کسانی که به آن ها صدمه زده ایم باشیم و به بهترین وجهی که می توانیم خسارت ها را جبران کنیم (همان منبع).
موقع شناسی، یکی از نکات مهم این قدم است. ما بایست در وقت مناسب جبران خسارت کنیم، جز در مواردی که انجام آن صدمات بیشتری به بار می آورد. گاهی اوقات، در واقع نمی توانیم جبران خسارت کنیم، زیرا این کار عملی و ممکن نیست و در بعضی از شرایط ممکن است جبران خسارت، از حد توانایی ماخارج باشد. ما دریافتیم در مواردی که امکان تماس با شخص آزار دیده وجود نداشته باشد، تمایل می تواند جای اقدام عمل را پر کند، اما هرگز نباید به خاطر خجالت، ترس و تنبلی از تماس گرفتن خودداری کنیم.
ما می خواهیم از زیر بار گناه خلاص شویم، اما نمی خواهیم بهای آن را دیگران بپردازند. باید از به میان کشاندن پای شخص ثالث یارفقای زمان مصرف که شاید مایل نباشند نامی از آن ها برده شود، خودداری کنیم. ما حق نداریم و نیازی هم نیست که شخص دیگری را به خطر اندازیم. در این گونه موارد غالبا لازم است از دیگران طلب راهنمایی کنیم (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
توصیه می کنیم مشکلات قانونی به وکلا سپرده شود و مشکلات مالی و پزشکی به متخصصین آن واگذار گردد. قسمتی از یادگیری زندگی موفقیت آمیز آموختن این است که چه وقت احتیاج به کمک داریم.
در برخی از روابط گذشته ما ممکن است هنوز مسائل حل نشده ای وجود داشته باشد. ما با جبران خسارت سهم خود را برای حل کردن این مسائل انجام می دهیم، ما می خواهیم از ادامه مخالفت و رنجش مداوم دوری کنیم. در بسیاری از موارد تنها کاری که از دست مان بر می آید این است که به سراغ شخص مورد نظر خود برویم و با فروتنی، درک خطاها گذشته خود را از او در خواست کنیم. بعضی از اوقات که دوستان قدیمی و خویشاوندان از کدورت خود دست بر می دارند، لحظات لذت بخشی است. تماس گرفتن با فردی که هنوز داغ دلش تازه است، می تواند خطر ناک باشد. در مواردی که جبران خسارت غیر مستقیم ممکن است ضرورت پیدا کند. ما به بهترین نحوی که می توانیم جبران خسارت می کنیم. ما سعی می کنیم به یاد داشته باشیم که این کار را به خاطر خودمان انجام می دهیم. به جای احساس گناه و پشیمانی قبلی، احساس می کنیم که از گذشته خود رها شده ایم ( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
ما در حال رهایی از زیر بار خرابی های گذشته مان هستیم و می خواهیم حساب و کتاب زندگی مان را با تهیه مستمر ترازنامه قدم دهم همچنان درست نگاه داریم.
قدم دهم
” ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم سریعا بدان اقرار کردیم.”
قدم دهم، ما را از زیر بار خرابکاری های حال حاضرمان آزاد می کند. اگر در مورد نقص های مان حواسمان جمع نباشد، ما را به بن بستی می کشاند که دیگر نمی توانیم از آن پاک بیرون بیاییم (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
یکی از اولین چیزهایی که در معتادان گمنام یاد می گیریم، این است که اگر مصرف کنیم، بازنده می شویم و همین طور می آموزیم که اگر بتوانیم از انجام کارهایی که باعث زجرمان می شود، اجتناب کنیم درد کمتری را تجربه خواهیم کرد. مفهوم ادامه روزانه تراز نامه شخصی، این است که ما عادت کنیم، خودمان، رفتارمان، دیدگاه مان و روابط مان را مورد بررسی قرار دهیم (انجمن جهانی معتادان گمنام، 1388).
ما بندگان عادتیم و در برابر طرز تفکر و واکنش های قدیمی خود آسیب پذیریم. بعضی اوقات به نظر می رسد که ادامه مسیر قدیمی خود تخریبی، آسان تر از ورود به یک راه جدید و ظاهرا خطرناک است. ما دیگر مجبور نیستیم به دام الگوهای قدیمی خود بیفتیم. ما امروز حق انتخاب داریم(همان منبع).
قدم دهم می تواند به ما کمک کند که مشکلات زندگی خود را حل کنیم و از تکرار آن جلوگیری کنیم. ما در طول روز اعمال خود را بررسی می کنیم. برخی از ما در مورد احساسات خود نیز مطالبی می نویسیم و چگونگی آن ها را تشریح کرده و نقشی را که ممکن است در به وجود آمدن این مشکلات داشته باشیم، بررسی می کنیم. آیا به کسی زیان رسانده ایم؟ آیا لازم است بپذیریم که در اشتباه بوده ایم؟ اگر مشکلاتی وجود داشته باشد،سعی می کنیم آن ها را حل و فصل کنیم. اگر به این گونه مسائل رسیدگی نکنیم، خود به خود حادتر می شوند (همان منبع).
این قدم می تواند خط دفاعی ما در مقابل دیوانگی قدیمی باشد. ما می توانیم از خود سوال کنیم که آیا در حال افتاد به ورطه الگوهای قدیمی خشم، رنجش و ترس نیستیم؟ آیا احساس نمی کنیم که بدام افتاده ایم؟ آیا خودمان را به دست خود به دردسر نمی اندازیم؟ آیا بیش از حد گرسنه، عصبانی، تنها و خسته نیستیم؟ آیا خودمان را بیش از حد جدی نمی گیریم؟ آیا باطن خود را با ظاهر دیگران مقایسه نمی ک
نیم؟ آیا از بیماری جسمی رنج نمی بریم؟ جواب این سوالات می تواند به ما کمک کند که بتوانیم با مشکلات روزمره خود روبرو شویم. ما دیگر مجبور نیستیم با احساس خلاء درونی زندگی کنیم. بسیاری از نگرانی های بزرگ و مشکلات اساسی ما به خاطر بی تجربگی ما در زندگی کردن بدون موادمخدر است. غالباً وقتی از اعضای قدیمی می پرسیم که چه باید کرد؟ از سادگی جواب شان متعجب می شویم ( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
قدم دهم را می توان سوپاپ دفع فشار خواند. ما این قدم را وقتی که کم و کیف مسائل روز هنوز از خاطرمان نرفته است، به کار می گیریم. کارهایی را که کرده ایم می نویسیم و سعی می کنیم اعمال خود را توجیه نکنیم. تراز نامه را معمولا پس از پایان روز می توان نوشت. اولین کاری که می کنیم توقف است! سپس با تأمل به خود اجازه می دهیم که موهبت فکر کردن بهره مند شویم. اعمال، واکنش ها و انگیزه های خود را بررسی می کنیم. غالباً

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *