پایان نامه ها

منابع پایان نامه با موضوع نظام اعتقادی، احساس تنهایی

کنیم. غالباً متوجه می شویم که وضع مان به مراتب بهتر از آن است که احساس مان به ما می گوید. قدم دهم به ما اجازه می دهد اعمال خود را بررسی کرده و قبل از آنکه وضع بدتر شود به خطاهای مان اقرار کنیم. لازم است از توجیه اعمال مان، حذر کنیم. ما سریعاً به خطاهای خود اقرار می کنیم و آن ها را تشریح نمی کنیم.
ما این قدم را به طور مستمر کار می کنیم. قدم دهم، قدم پیشگیری است. هرچه بیشتر این قدم را کار می کنیم کمتر با قسمت تصحیحی آن سر و کار پیدا خواهیم کرد. این قدم ابزار بسیار خوبی برای اجتناب ز بدبختی هائی است که ما سر خود می آوریم. ما احساسات، عواطف، هوس ها و اعمال خود را زیر نظر می گیریم. به طور مرتب، مراقب خود هستیم و بدین ترتیب می توانیم از تکرار اعمالی که باعث بد شدن حال مان می شوند، خود داری کنیم (همان منبع).
لازم است به خاطر داشته باشیم که همه اشتباه می کنند. ما، هرگز کامل نمی شویم، اما با استفاده از قدم دهم می توانیم خودمان را بپذیریم، ما با ادامه تراز نامه شخصی خود، هم اکنون و در همین جا، از خود و از گذشته خود رها می شویم. ما دیگر موجودیت خود را توجیه نمی کنیم. این قدم، به ما امکان می دهد که خودمان باشیم (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).

قدم یازدهم
“ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند، بدانگونه که او را در می کردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.”
ده قدم اوّل زمینه را برای ارتقاء رابطه آگاهانه ما با خداوندی که خود درک می کنیم فراهم کرده است و زیر بنای دسترسی به اهداف مثبت دیرینه ما می باشد. پس از رسیدن به این مرحله از برنامه روحانی مان که در اثر تمرین ده قدم اول حاصل شده است، اکثر ما میل به دعا و مراقبه را پیدا می کنیم. حالت روحانی ما، اساس اصلی بهبودی موفقیت آمیزی است که رشد نا محدودی را با خود به ارمغان می آورد (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
بسیاری از ما وقتی به قدم یازدهم می رسیم، شروع به فهم واقعی بهبودی می کنیم.در قدم یازدهم، زندگی مفهوم عمیق تری پیدا می کند. ما با تسلیم زمام امور، قدرت به مراتب بیشتری پیدا می کنیم(همان منبع).
ماهیت اعتقادات ما، تعیین کننده روش دعا و مراقبه ما خواهد بود. فقط باید مطمئن شویم که نظام اعتقادی ما برای مان کار می کند. در بهبودی نتایج مهم است. همان طور که قبلا گفته شد، به محض این که ما وارد برنامه معتادان گمنام شدیم و خود را تسلیم بیماری خود کردیم، گویی تمام دعاهای مان مستجاب شدند. رابطه آگاهانه ای که در این قدم توصیف شده، نتیجه مستقیم زندگی کردن قدم هاست. ما از این قدم برای ارتقاء و نگهداری از حالت روحانی خود استفاده می کنیم (همان منبع).
در آغاز، وقتی ما به این برنامه آمدیم، از یک نیروی برتر کمکی دریافت کردیم که جریان آن، باتسلیم ما به این برنامه، به حرکت در آمد. مقصود از قدم یازدهم این است که آگاهی ما از این قدرت، افزایش پیدا کند و توانایی خود را برای استفاده از این منبع قدرت، در زندگی جدیدمان افزایش دهیم (همان منبع).
ما هرچه بیشتر با دعا و مراقبه رابطه آگاهانه مان را با خدای خود گسترش دهیم، آسان تر می توانیم بگوییم: (( باشد که اراده تو انجام شود نه اراده من)). ما در وقت نیاز می توانیم از خدا طلب کمک کنیم، تا زندگی مان بهتر شود. صحبت هایی که بعضی از مردم درباره تجربه های شان از مراقبه یا عقاید مذهبی شخصی خود می کنند، همیشه در مورد همه صادق نیست. برنامه ما یک برنامه روحانی است نه مذهبی. تا زمان رسیدن به قدم یازدهم، نواقص شخصیتی که باعث گرفتاری های سابق بوده اند، به کمک ده قدم قبلی، مورد توجه قرار گرفته اند. تجسم تصویری که ما از کسی که آرزوی بودنش را داریم، فقط نگاهی گذرا به اراده خداوند برای ماست. دید ما آن قدر محدود است که فقط می توانیم به امیال و نیازهای آنی خود توجه کنیم(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
در حالت تسلیم و فروتنی، این قدم را مرتبا تکرار می کنیم تا هدیه دانش و قدرت را از خدایی که خود درک کرده ایم، دریافت کنیم. قدم دهم، اشتباهات روزمره را جبران می کند، تا بتوانیم قدم یازدهم را کار کنیم. بدون انجام این قدم، احتمال زیادی برای رسیدن به یک بیداری روحانی وجود ندارد و رعایت اصول روحانی در زندگی مان میسر نخواهد شد و همچنین پیام مؤثری برای جذب دیگران به بهبودی نخواهیم داشت. طبق اصلی روحانی، ما باید برای نگه داشتن آنچه که در معتادان گمنام به ما داده شده است، آن را به دیگران بدهیم. وقتی که ما برای پاک ماندن دیگران، به آن ها کمک می کنیم، از منافع ثروت روحانی خود بهرمند می شویم. ما باید به رایگان و با سپاس آن چه را که به رایگان و با سپاس به ما داده شده است را به دیگران بدهیم (همان منبع).

قدم دوازدهم
“با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها، ما کوشیدیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا در آوریم (انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
خرابی های زندگی گذشته ما باعث شد به معتادان گمنام بیاییم و تنها انتظاری که نداشتیم بیداری روحانی بود، ما فقط و فقط می خواستیم که دیگر درد نکشیم.
قدم ها، ما را به طرف یک بیداری روحانی هدایت می کنند. این بیداری، با تغییراتی که در زندگی ما پدید می آید به وضوح قابل رویت است. تغییرات پیش آمده، به ما امکان بهتری می دهند که بتوانیم اصول روحانی را در زندگی خود پیاده کنیم و پیام بهبودی و امید را به معتادی که هنوز در عذاب
است برسانیم. در صورتی که ما اصول پیام خود را در زندگی رعایت نکنیم، پیام مان بی معنا خواد بود. وقتی ما مطابق اصول برنامه زندگی می کنیم، اعمال و زندگی ما به مراتب بیشتر از کلمات و نشریات مان به آن معنا می دهد(همان منبع).
اگر چه پدیده بیداری روحانی، به صوّر گوناگونی درشخصیت های مختلف انجمن ما نمایان می شود. لیکن بیداری های روحانی جنبه های مشترکی نیز دارند که شامل از میان رفتن احساس تنهایی و به وجود آمدن جهت و مسیر در زندگی است. بسیاری از ما معتقدیم که اگر بیداری روحانی با افزایش آرامش فکری و توجه به مسایل دیگران همراه نباشد، هیچ مفهومی ندارد. برای حفظ و نگهداری آرامش فکری خود سعی می کنیم که در زمان حال زندگی کنیم ( انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
آن عده از ما که این قدم ها را به بهترین وجه ممکن کار کرده ایم، نتایج خوبی بدست آورده ایم. ما اعتقاد داریم که این نتایج، اثر مستقیم زندگی بر طبق اصول این برنامه است(همان منبع).
از همان وقتی که خیال مان از بابت اعتیاد راحت می شود، خطر در دست گرفتن اختیار زندگی، دوباره ما را تهدید می کند و درد و رنجی را که کشیده ایم، فراموش می کنیم. در دوران مصرف، اختیار زندگی ما در دست بیماری مان بود. هنوز هم این بیماری آماده و منتظر است که دوباره بر ما غلبه کند. ما به سرعت فراموش می کنیم که تمام کوشش های گذشته ما برای کنترل زندگی، با شکست مواجه شده بود(همان منبع).
در این مرحله، اکثر ما متوجه می شویم که تنها راه ممکن برای حفظ هدیه ای که به ما داده شده، این است که آن را با معتادانی که هنوز در عذابند در میان بگذاریم. این کار، بهترین راه برای جلوگیری از لغزش و شکنجه ایست که در صورت بازگشت به مصرف در انتظارمان است. ما اسم این کار را رساندن پیام می گذاریم و آن را به چند طریق مختلف انجام می دهیم (همان منبع).
در قدم دوازدهم، با رعایت اصول روحانی رساندن پیام بهبودی NA، ما موفق به حفظ پاکی خود می شویم. حتی عضو یک روزه انجمن NA هم می تواند این پیام را به معتاد دیگری برساند و نشان دهد که این برنامه کارآیی دارد.
وقتی پیام خود را با تازه واردی در میان می گذاریم، می توانیم از نیروی برتر خود بخواهیم که از ما به عنوان یک وسیله روحانی استفاده کند، اما پای ما را جای پای او نمی گذاریم. ما اکثراً در موقع رساند پیام به تازه واردان، از یک معتاد در حال بهبودی دیگر مدد می گیریم. پاسخ به درخواست کمک، برای ما یک افتخار است. ما که در سیاه چال نومیدی گرفتار بوده ایم، از این که می توانیم به بهبودی دیگران کمک کنیم، در خود احساس خوشبختی می کنیم(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
ما به تازه واردان کمک می کنیم که اصول معتادان گمنام را بیاموزند. سعی ما در این است که حس کنن قدم شان روی چشم ماست و متوجه شوند که این برنامه چه مزایایی برایشان در بر دارد. ما تجربه، نیرو و امید خود را با آن ها در میان می گذاریم و در هر فرصتی که امکان داشته باشد، تازه واردان را به جلسات همراهی می کنیم.
قاعده کلی انجام قدم دوازدهم به طور دقیق، خدمت همراه با از خودگذشتگی است. ما بهبودی مان را مدیون خدایی هستیم که خود درک می کنیم. اکنون خود را در اختیار او می گذاریم تا از ما به عنوان وسیله ای برای بهبودی خواستاران آن استفاده کند. اکثر ما می آموزیم که پیام مان را فقط به آن کسانی برسانیم که در خواست کمک می کنند. گاه تنها چیزی که می تواند یک معتاد دردمند را در قبول کمک تشویق کند شاهد زنده است. ممکن است یک معتاد در عذاب باشد، اما تمایل به درخواست کمک نداشته باشد، در این گونه مواقع می توانیم خود را در دسترس او قرار دهیم تا اگر درخواست کمک کرد یک نفر در دسترس باشد(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
درس هایی که در دوران بهبودی می گیریم گاه تلخ و دردآور است. کمک به دیگران و قابلیت مشارکت در مورد این درس ها با سایر اعضای معتادان گمنام، باعث می شود که از موهبت احترام به خود برخوردار شویم. ما نمی توانیم از درد کشیدن معتادان جلوگیری کنیم، اما می توانیم پیام امیدی را که معتادان در حال بهبودی به ما داده اند، به این درمندان برسانیم و اصول بهبودی را، به همان صورتی که در زندگی خودمان به کار گرفته ایم، با آن ها به مشارکت بگذاریم. همان طور که ما به یکدیگر کمک می کنیم، خداوند هم به ما کمک می کند. زندگی مفهوم تازه ای پیدا کرده و احساس ارزش در ما پدید می آید. از لحاظ روحانی، تر و تازه شده و از زنده بودن خود احساس رضایت می کنیم. قسمتی از بیداری روحانی ما درک تازه ای است که از نیروی برترمان پیدا می کنیم و این نتیجه مستقیم مشارکت در بهبودی معتادان دیگر است (همان منبع).
آری، ما دور نمای امیدیم. ما نمونه های مشخص کارآیی این برنامه هستیم، شادی ما از پاک زندگی کردن، جاذبه ای برا معتاد در حال عذاب است.
ما بهبود پیدا می کنیم تا پاک و خوشحال زندگی کنیم. به NA خوش آمدید، در اینجا قدم ها به پایان نمی رسند، قدم ها یک شروع تازه اند(انجمن جهانی معتادان گمنام،1388).
سنت های دوازده گانه معتادان گمنام
دوازده سنت رهنمود هایی را فراهم می کنند که اعضای یک انجمن را متحد نموده و از آن انجمن محافظت می نمایند. این سنت ها در سال 1946 به وسیلة انجمن الکلی های گمنام و پس از چندین سال کش و قوس که این انجمن را تهدید به نابودی نمود، به وجود آمدند. اختلاف بین اعضای اولیه مربوط می شد به مسائلی از قبیل: شرایط عضویت، استقلال گروه ها، هدف مشخص داشتن، تأیید سازمانهای دیگر، حرفه ای بودن، مباحث اجت
ماعی و گمنامی. یکی از دو بنیانگذار انجمن الکلی های گمنام، بیل ویلسون، متوجه شد که اگر انجمن الکلی ها قرار باشد ادامه داشته باشد و رشد پیدا کند، می بایستی پایبند به یک سری مقرراتی باشد که برای رفع مشکلات ناشی از اختلاف سلیقه و عقیدة اعضاء به کار گرفته شده است (انجمن معتادان گمنام،1388).
1- منافع مشترک ما باید در رأس قرار گیرند، بهبودی شخصی به وحدت NA بستگی دارد.
یک انجمن دوازده قدمی مهمتر از همه چیز باید از بقای خود اطمینان حاصل کند و سنت یکم این هدف اصلی را به خوبی توضیح می دهد. اگر یک انجمن شکست بخورد، دیگر مکانی برای کمک به معتادان در حال بهبودی وجود نخواهد داشت. بنابراین سنت یکم به وضوح می گوید: بهبودی شخصی ما به وحدت انجمن بستگی دارد. حقیقت امر این است که معدود کسانی توانسته اند بدون حمایت انجمن بهبودی پیدا کنند. گروه باید زنده بماند، یک عضو به تنهایی زنده نخواهد ماند (همان

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *