پایان نامه ها

تحقیق رایگان با موضوع کنترل ادراک شده

نقش مهمي را در فرآيند ارزيابي آمادگي سازمان ايفا مي کنند. در حوزه توصيف نوع نگرش افراد نسبت به فناوري/ سيستم هاي مبتني بر فناوري هاي نوين، تحقيقات متعددي صورت گرفته است. برخي از اين تحقيقات از نوآوري پذيري39 و آمادگي تکنولوژيکي جهت توصيف نگرش افراد به تغييرات پيش رو، بهره گرفته اند (چَندراشکاران و سينها، 1995). چنين پيامدي از اهميت بالايي براي ما برخوردار است؛ چرا که متعارفاً، يک پروژه ERP با فرآيند BPR همراه است و از اين رو کاهش مقاومت در برابر تغيير از اقدامات موثري است که سازمان بايستي تمهيدات لازم را براي آن بعمل آورد. والزچ و همکاران، (2007) نشان دادند زماني که کارکنان براي تغييرات سازماني آماده اند؛ تمايل بيشتري در تجربه و بکارگيري يک سيستم از خود نشان مي دهند. در تحقيقي که کواک و لي (2008) با جمع آوري اطلاعات از بين 283 نفر کارمند تيم پياده سازي ERP در 72 سازمان کره اي انجام دادند؛ ثابت کردند که تمايل رفتاري به استفاده از يک سيستم ERP بطور غير مستقيم تحت تاثير آمادگي براي تغيير کارکنان قرار دارد. آمادگي براي تغيير کارکنان با تاثيرگذاري بر ادراک آنان از سودمندي و کاربرد راحت سيستم، ميزان تمايل به استفاده از يک سيستم ERP را تعيين مي کرد. تحقيقات اشاره شده بر نقش متغيرهاي نگرشي و فردي در پذيرش ERP ها و در نتيجه افزايش شانس موفقيت پياده سازي صحه مي گذارند.
در اين راستا برخي از مطالعات اقدام به ارائه مدل هايي در خصوص عوامل تاثيرگذار بر پذيرش سيستم هاي مبتني فناوري هاي نوين نموده اند. مهمترين اين مدل ها “مدل پذيرش تکنولوژي40” و “شاخص آمادگي فناوري41” است. “مدل پذيرش تکنولوژي” به بررسي تاثير نگرش و باور افراد بر کاربرد42 سيستم هاي اطلاعاتي پرداخته است (ديويس، 1989). اين مدل نگرش افراد نسبت به يک فناوري جديد و در حال پياده سازي را، ناشي از دو مقوله ادراکي “تصور کارکنان از سودمندي43” و “تصور آنان از کاربرد راحت44” فناوري جديد تعريف کرد.
تحقيقات متعددي صورت گرفته که به بررسي تاثير ابعاد مدل پذيرش فناوري در پذيرش يک فناوري جديد، کاربرد و يا تمايل به ادامه کاربرد آن پرداخته اند. دَبهولکر (1996) نتيجه مي گيرد که سهولت کاربرد از عوامل اساسي است که پذيرش تکنولوزي هاي خود-خدمت45 (همچون سيستم هاي بانکداري اينترنتي، موبايل، کيوسک هاي الکترونيکي، تلفنبانک، سيستم هاي خودپرداز و غيره) را تحت تاثير خود قرار مي دهد. ماتيسون و همکاران (2001) نشان دادندکه ابعاد مختلف TAM از طريق تاثير بر نگرش کاربران بر ميزان تمايل رفتاري آنان در استفاده از فناوري اطلاعات تاثيرگذار است. پيکارِينن و همکاران (2004) در مطالعه خود نتيجه گرفتند که ميزان سودمندي ادراک شده از سوي مشتريان (بعنوان کاربران نهايي) از فاکتورهاي اساسي اي است که پذيرش بانکداري اينرنتي را متاثر مي سازد. هو و کو (2008) ضمن بررسي تمايل کاربران به ادامه کاربرد بانکداري اينترنتي، در مدلي نشان دادند سهولت کاربرد و سودمندي ادراک شده از طريق افزايش ارزش و آمادگي مشتريان براي پذيرش فناوري هاي جديد، به تمايل رفتاري آنان در تداوم استفاده از اين فناوري ها منجر شود. در اين بررسي در کنار دو محور اصلي TAM-سهولت و سودمندي ادراک شده- از برخي از متغيرهاي نگرشي کاربران همچون ميزان کنترل ادراک شده نيز بهره گرفته شده است. بخشي از تحقيقات صورت گرفته در اين حوزه نشان دادند که TAM بر پياده سازي موفق ERP ها تاثير گذار است (اموآکو-جايامپَه و سلام،2004 ؛ اموآکو-جايامپه،2007 ؛ سان و همکاران، 2009). اين تاثير از طريق پذيرش و کاربرد اين سيستم ها محقق مي شد.
مدل ديگري که ميزان آمادگي افراد بمنظور بکارگيري تکنولوژي هاي جديد را در چهار مشخصه فردي اندازه گيري مي کند “شاخص آمادگي فناوري” است. اين چهار مشخصه عبارتند از: خوش بيني، نوآوري پذيري، احساس عدم راحتي و ناامني (پاراسورامَن، 2000). مدل TRI قدرت نسبي هر مشخصه را بعنوان ميزان گشودگي فرد در برابر فناوري جديد تعيين مي نمايد؛ از اين رو، اين مدل صرفنظر از ارزيابي شايستگي افراد در استفاده از فناوري ها، مجموعه اي از باورها را منعکس مي کند. اين شاخص چند وجهي است و دو عامل محرک و دو عامل بازدارنده در پذيرش سيستم هاي مبتني بر فناوري هاي نوين را در بر مي گيرد. جنبه خوش بيني، اشاره به نگاه مثبتي دارد که کارکنان به فناوري جديد دارند؛ باور به اين که فناوري به کنترل، انعطاف پذيري و کارآيي در زندگي آنان منجر مي شود. جنبه نوآوري پذيري به تمايل کارکنان در کاربرد يک فناوري جديد بعنوان اولين تجربه کنندگانِ آن اشاره دارد. عدم راحتي، فقدان کنترل و احساس طاقت فرسا بودن46 فناوري را مورد ارزيابي قرار مي دهد. اين مؤلفه ممکن است تا حدود زيادي ناشي از تجربيات پيشين فرد در مواجهه با فناوري هاي جديد باشد، تا اين که منحصراً متأثر از ذهنيت ها و ديدگاه هاي تصوري وي باشد. بصور کلي افراد با شاخص TRI بالا؛ به منافع فناوري معتقدند، احساس مي کنند که فناوري تحت کنترل آن ها هست، در تجربه فناوري هاي جديد پيشرو هستند و به امنيت در کاربرد آن اعتماد دارند.

شکل 2-2) تاثير شاخص آمادگي فناوري بر تمايل به کاربرد فناوري
(لاي و همکاران ،2004؛ ليلجاندر و همکاران، 2006؛ لام و همکاران، 2008؛ وست جان و همکاران، 2009)

در اين حوزه نيز همانند مدل پذيرش فناوري، تحقيقاتي صورت گرفته که به ارزيابي تاثير شاخص آمادگي تکنولوژي در پذيرش و کاربرد فناوري هاي نوين پرداخته است (شکل 2-2). برخي از اين تحقيقات نيز حوزه خاصي
از فناوري همچون فناوري هاي اطلاعات را مورد بررسي قرار داده اند. لاي و همکاران (2004) ضمن بررسي تمايل مشتريان انگليسي به مشارکت در فرآيند ارائه و تکميل اظهارنامه مالياتي از طريق يک سيستم الکترونيکي جديد؛ نتيجه مي گيرند که همبستگي مثبتي ميان شاخص آمادگي فناوري و ميزان تمايل کارکنان به مشارکت در اين فرآيند وجود دارد. لين و سيِه (2007) با بررسي نتايج حاصل از نظرسنجي يک نمونه 413 نفري از مصرف کنندگان تايواني، ثابت کردند که TRI بر تمايل افراد به کاربرد تکنولوژي هاي خود-خدمت تاثير معناداري دارد. لام و همکاران (2008) نشان دادند که برخي از ابعاد TRI بر زمان پذيرش اينترنت بعنوان يک فناوري تاثيرگذار است. آن ها نتيجه گرفند که خوش بيني تاثير مثبت و معناداري بر زمان پذيرش و کاربرد فعاليت هاي مختلف اينرنتي دارد. وِست جان و همکاران (2009) نيز با سنجش ميزان آمادگي فناوري و سطح کاربرد سيستم هاي خودپرداز در بين دانشجويان امريکايي و چيني، نشان دادند که ميان اين دو مؤلفه ارتباط معناداري وجود دارد. آن ها اين فرض را که TRI بر استفاده از فناوري ATM تاثير دارد؛ در نمونه امريکايي بطور کامل و در نمونه چيني بطور جزئي47 مورد حمايت قرار دادند. چن و لي (2010) از طريق بررسي TRI و “نظريه رفتار برنامه ريزي شده48” نتيجه مي گيرند که شاخص آمادگي فناوري بر ابعاد سه گانه اين نظريه توجيهِ رفتار (نيت رفتاري، ميزان کنترل ادراک شده و هنجار ذهني49) تاثيرگذار است. آن ها تاکيد مي کنند که مولفه ي اول و سوم اين نظريه (نيت رفتاري و ميزان کنترل ادراک شده) که جنبه نگرشي دارند بيشترين تاثير را بر بروز رفتارهاي فردي مي گذارند. آن ها نشان دادند افرادي که از سطح بالاتر TRI برخوردار هستند داراي نگرش هاي مثبت تري در برخورد با فناوري (کاربرد خدمات الکترونيک) هستند.
بخشي از مطالعات هم با لحاظ کردن هر دو مدل TAM و TRI ، علاقمند به ارزيابي و يکپارچه سازي دو مدل اشاره شده بودند. اين تحقيقات نشان دادند که شاخص آمادگي فناوري بر مدل پذيرش فناوري تاثيرگذار است (لين و همکاران، 2005؛ والزچ و همکاران، 2007). لين و همکاران (2005) نشان دادند که شاخص کلي TRI بر ابعاد مدل پذيرش فناوري (سهولت کاربرد و سودمندي ادراک شده) تاثير معناداري دارد. آن ها همچنين ثابت کردند که TRI از طريق ابعاد مدل پذيرش فناوري (بعنوان متغيرهاي واسطه) بر تمايل استفاده کاربران از فناوري جديد تاثير معناداري دارد. والزچ و همکاران (2007) نشان دادند که در ساختار TRI ، “خوش بيني” (که در مقايسه با متغيرهاي تجربي ديگر؛ مؤلفه اي نگرشي است) بالاترين تاثير را بر TAM دارد. اين مطالعه ثابت کرد باستثناء زيرمقياس “نوآوري پذيري” که بر زيرمقياس سودمندي ادراک شده تاثير نداشت؛ کليه ابعاد مدل TRI بر ابعاد TAM تاثيرگذارند (شکل 3-2-الف). پايرز و داکاستا فيلهو (2008) در مطالعه اي نشان دادند که همTAM و هم TRIهمبستگي معناداري با تمايل رفتاري کاربران به کاربرد فناوري دارند. اين نتيجه مطابق با نتايج حاصل از مطالعه ليلجاندر و همکاران (2006) است که در آن، اين فرضيه اثبات شد که TRI بطور کلي تاثير مثبتي بر پاسخ (کاربرد) تکنولوژي هاي خود-خدمت بعنوان فناوري هاي جديد دارد.
اگر چه تحقيقاتي که در حوزه عوامل حياتي موفقيت پياده سازي ERP انجام گرفته است، به ارائه مدل هايي در خصوص تاثير متغيرهاي نگرشي بر موفقيت پياده سازي سيستم منجر نشده اند؛ منتهي بر پذيرش کاربران بعنوان يک عامل تاثير گذار در موفقيت پياده سازي ERP تاکيد کرده اند (هلند و لايت، 1999؛ پار و شنکس، 2000؛ متواني و همکاران، 2002؛ مندل و گاناسکاران، 2003؛ اولسون، 2005؛ فايني و کوربن، 2007؛ دوم و همکاران، 2010).

شکل الف-3-2) تاثير شاخص آمادگي فناوري بر مدل پذيرش فناوري (والزچ و همکاران ،2007؛ لين و همکاران، 2005)
شکل ب-3-2) تاثير مدل پذيرش فناوري بر پذيرش و کاربرد يک فناوري جديد (ماتيسون و همکاران، 2001؛ اموآکو-جايامپه، 2007؛ کواک و لي، 2008؛ پايرِز و داکاستا فيلهو ، 2008؛ سان و همکاران، 2009)
بنظر مي رسد مدل TRI در مقايسه با مدل TAM، مناسب محيط هايي است که سازمان قصد داشته باشد پيش از ورود فناوري جديد و تحمل مخاطرات آن، اقدام به ارزيابي نگرش عمومي کارکنان نسبت به فناوري هاي جديد نمايد. مدل TAM در زمينه فناوري هايي مفيد است که مورد تجربه قرار مي گيرند و بنابراين مناسب فناوري هاي سرمايه بَر و پرمخاطره نيست. لين و همکاران (2005) تاکيد مي کنند که TAM بتنهايي نمي تواند در سنجش کاربرد يک سيستم جنبه عملياتي داشته باشد. آن ها بحث مي کنند که برخي اوقات کاربران پيش از آن که تصميم به پذيرش يک سيستم بگيرند، آن را مورد استفاده قرار نمي دهند. بنابراين با توجه به اين مطالب و از آن جا که فرآيند ارزيابي آمادگي در مرحله پيش از پياده سازي انجام مي شود (و در اين مرحله کاربران فاقد هرگونه تجربه و آشنايي اي نسبت به سيستم جديد هستند) شاخص TRI مدل مناسب تري جهت ارزيابي، برنامه ريزي و مديريت نگرش کارکنان است. بدين منظور ضروري است تا ضمن سنجش سطح ابعاد چهارگانه اين شاخص در سازمان، به بررسي عميق تري از حالات ممکن و نتايج احتماليِ حاصل از چنين ارزيابي اي بپردازيم.
پاراسورامن و کالبي (2001) نشان مي دهند افرادي که شاخص آمادگي فناوري بالايي دارند؛ داراي خوش بيني و نوآوري پذيري بالايي بوده و احساس راحتي نيز نسبت به فناوري هاي جديد دارند. آن ها با توجه به وضعيت متغيرهاي چهارگانه TRI، پنج خوشه50 را شناسايي مي کنند (شکل 4-2).

شکل 4-2) تاثير شاخص آمادگي فناوري بر مدل پذيرش فناوري (پاراس
ورامن و کالبي، 2001)

اين پنج خوشه بتريتب عبارتند از:
* کاوشگران: اين افراد در سطح بالايي از آمادگي براي پذيرش فناوري جديد قرار دارند. در اين دسته از افراد موانع فناوري تاثيرگذاري کمي دارند. ويژگي اين افراد اين است که بسادگي جذب فناوري هاي جديد شده و بعنوان موج اول تجربه گران فناوري هاي جديد شناخته مي شوند.
* پيشروها: در اين گروه از افراد، هم محرک هاي فناوري و هم موانع فناوري برجسته است. پيشروها در صف دوم پذيرش فناوري قرار دارند. اين در صورتي است که اين افراد از کارکردها و سودمندي فناوري جديد اطمينان حاصل کنند.
* کندروها51: بعنوان آخرين گروه براي پذيرش فناوري هاي جديد مطرح هستند و در نقطه مقابل کاوشگران قرار دارند.
عنوان خوشه

عنوان مؤلفه
محرک هاي فناوري
موانع فناوري

خوش

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *