والدین، کودکان، استرس، نشون، کودک، خونواده

دن نیازای کودک خود می کنن و نقش فعالانه ای در برنامه های آموزشی و درمانی کودکان دارن. پس ممکنه به دلیل درگیریای بیشتر از حد در مورد مراقبت از فرزندشون استرس بیش تری رو تجربه کنن (دابروسکا و پیسولا، 2010).

افزایش اندازه استرس در والدین و به ویژه مادران کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری از منابع مختلفی سرچشمه میگیره. در زیر به مهم ترین این منابع اشاره می شه:

. تشخیص مشکلات رفتاری در کودک

تشخیص مشکلات رفتاری، رخدادیه که همه اعضای خونواده رو تحت تاثیر قرار می‌بده. والدین این کودکان پس از باخبر شدن از مشکل فرزندشون، نگرانی‌های زیادی رو تجربه می‌کنن (تیل[27]،1991). آوید[28]، گریفین[29]و براو[30] (2000) واکنشای والدین کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری و ناتوانایی‌های جسمی و شناختی به تشخیص مشکل فرزندشون رو بررسی کردن. یافته های مطالعه اونا نشون داد که همه والدین احساس شوک، گیجی و نگرانی رو پس از دریافت تشخیص تجربه کرده بودن.تشخیص مشکلات رفتاری در کودکان با تاثیراتی که بر والدین (درک منفی درباره توانایی‌های والدگری، احساس ناشایستگی و شکست، احساس گناه و عزت نفس پایین) می‌گذارد فشارای زیادی رو بر والدین مجبور می کنه (هایجین و همکاران، 2005).

. مشکلات رفتاری و ارتباطی کودکان

یکی از منابع کلی استرس در والدین کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری، مشکلات رفتاری و ارتباطی کودکه (ایستس و همکاران، 2009؛ تومانیک[31]، هریس[32] و هاوکینز[33]، 2004). تحقیق‌های جور واجور نشون می‌بده که والدین بالاترین اندازه استرس رو در رابطه با مشکلات رفتاری کودک تجربه می کنن (کلر، استرلینگ- هانگ، 2004). از اونجا که مدیریت مشکلات رفتاری نیازمند سطح بالاتری از نظارته، والدین ممکنه استرس و فشارای زیادی رو متحمل شن (کوئین، 2009).  گری[34] و هولدن[35] (1992) نشون دادن که رفتارای آسیب رسان و قشقرق سهم به سزایی بر افزایش استرس والدین داره. علاوه بر مشکلات رفتاری، محدودیتای اجتماعی و ارتباطی کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری سهم کلی‌ای در استرس والدینی داره. دیویس و کارتر (2008) نشون دادن که تاخیر در مهارتای اجتماعی یکی از مهم ترین عوامل افزایش استرس در والدین این کودکانه. بیتسیکا[36] (2004) هم در بررسی استرس مادران کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری نشون داد که تحریک پذیری، محدودیت در مهارت‌های ارتباطی، تنهایی اجتماعی و محدودیت در مهارتای خودیاری، اتحاد بالایی با سطوح بالای استرس والدینی داره. شدت مشکلات رفتاری و ارتباطی هم با اندازه استرس در والدین ربط داره. هاستینگز و جانسون[37]  (2001) نشون دادن که والدین کودکانی که مشکل و مشکلات شدید تری دارن، استرس بیش‌تری رو تجربه می کنن. دورات[38]، بردین[39]، یازیگی[40] و مونی[41] (2005) نشون دادن مشکلات شدیدتر کودکان در بیان هیجانات و ارتباطات اجتماعی، تاثیر به سزایی بر افزایش  اندازه استرس مادران کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری داره(آسبورن و رید، 2010).

. سن کودک

سن کودک نقش مهمی در اندازه استرس والدینی داره. از نظر جانسون و پاتوی[42] (2003) انتقال از دوره کودکی به نوجوونی واسه خیلی از والدین کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری استرس برانگیزه. پژوهشای جور واجور نشون می‌بده که والدین نوجوانان گرفتار به مشکلات رفتاری استرس بیش تری رو نسبت به والدین کودکان گرفتار به این مشکلات تجربه می‌کنن. فرسودگی روانی والدین به دلیل مراقبتای طولانی از کودک، تلاش کودک واسه استقلال بر خلاف نداشتن توانایی لازم، احساس افسردگی و تنهایی به دنبال آگاهی نوجوون از محدودیتای خود، خطرات بیش تر خشونت به دلیل افزایش نیروی جسمی و قدرت بدنی و رشد آگاهیای جنسی موجب افزایش استرس والدین در دوره نوجوونی می‌شه (مارکوس[43] و اسچاپلر[44]، 1987؛ کروسما، 2007).

 

. مسائل مالی

کمبود پول و پله و سرمایه در همه خونواده های کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری (جدا از وضعیت اقتصادی- اجتماعی) دیده می‌شه. هزینه هایی مثل ارزیابیا، برنامه های خونگی، موافق کردن محیط خونه و درمانای زیاد می تونه پول و پله و سرمایه خونواده رو شدیدا کم کنه. خونواده ای که پدر و مادر شاغل داره، ممکنه تبدیل به خونواده ای با یه منبع درآمد شه، چون یه والد شغل خود رو ترک می کنه تا مراقب اصلی کودک شه. فکر و خیال هزینه های مراقبت از کودکان استرس زیادی رو در والدین به وجود میاره (کوئین، 2009).

2-3-7-5. عکس العمل جامعه

در حالی که والدین می‌تونن به طور کامل رفتارای کودک گرفتار به مشکل رفتاری رو در خونه قبول کنن، همین رفتار در جامعه ممکنه باعث افزایش خیره کننده استرس در اونا شه. ممکنه مردم خیره شن، نظر بدن، رویدادای بد و سوء رفتارایی رو که اتفاق میفته، درک نکنن و یا والدین رو مقصر رفتارای کودک بدونن (بندریکس، 2006؛ کوئین، 1388). این نگاه ناشایست جامعه استرس زیادی رو بر والدین مجبور می کنه و باعث انصراف اونا از جامعه می شه (کاتلر[45] و کازلوف[46]، 1987؛ کروسما، 2007).

. تنهایی والدین

انصراف از دوستان، آشنایان و جامعه در بین والدین کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری متداوله. تمایل والدین به تنهایی و تنهایی، به وجود اومده توسط دوری جامعه و احساس شرمساری والدین نسبت به رفتارای عجیب و غریب کودکان در مکانای عمومیه (کلر و استرلینگ- هانگ، 2004).

تحقیق‌های جور واجور نشون می‌بده که بیشتر والدین پس از دریافت تشخیص مشکل، به دنبال کسب ساپورت از جامعه و دوستان و دور و بری ها هستن. اما پس از تایم کمی متوجه می‌شن که جامعه و بیشتر دوستان و دور و بری ها شرایط اون‌ها رو درک نمی‌کنن. همین امر موجب می‌شه که والدین از کمک گرفتن و ساپورت از دوستان و دور و بری ها صرف نظر کرده و از جامعه انصراف کنن (بوید[47]، 2002). این

تنهایی ، دسترسی والدین رو به حمایتای اجتماعی و هیجانی محدود می کنه (رافعی، 1386).

. اختلاف در روابط زناشویی

والدین ممکنه به دلیل مراقبت و نگهداری از کودک گرفتار به مشکل رفتاری ، زمان کم تری رو واسه یکدیگر صرف کنن. این کم توجهی به روابط زناشویی عامل مهمی واسه افزایش نارضایتی زناشویی در اون هاس (مارکیانو[48]، 2005). این نارضایتی زناشویی سهم به سزایی بر افزایش استرس والدینی داره. بروبست و همکاران (2009) نشون دادن که بین استرس والدینی و سطح رضایت زناشویی اتحاد منفی هست. بر این پایه والدینی که استرس بیش تری رو تجربه کرده بودن، رضایت زناشویی کم تری داشتن(رافعی، 1386).

. مشکلات خواهران و برادران

بیشتر والدین کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری زمان محدودی رو صرف مراقبت از بقیه فرزندان خود می کنن. پس خواهران و برادران این کودکان ساپورت کم‌تری رو از والدین دریافت می‌کنن (لینهارت[49]، 1991؛ به نقل از کروسما، 2007). نبود توجه والدین به برآوردن نیازای خواهران و برادران باعث می‌شه که والدین احساس شکست کنن. این امرخود بر اندازه استرس والدین اضافه می کنه (بکستر[50] و همکاران، 2000).علاوه بر این، مشکلات رفتاری کودک می‌تونه باعث افزایش اضطراب، کارکرد ضعیف اجتماعی، تنهایی، محدودیت در روابط بین فردی، مشکلات رفتاری و احساس تنهایی در خواهران و برادران شه (هاستینگز، 2003). این مشکلات می‌تونه استرس و فشارای زیادی رو بر والدین مجبور کنه (رافعی، 1386).

. موافقت با استرس در والدین کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری

با اینکه عوامل فوق‌الذکر، بیشتر والدین کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری رو در خطر بروز بالای استرس و مشکلات در سلامت روان قرار می‌بده، اما بعضی از والدین مشکلات کم‌تری رو تجربه می‌کنن (بنسون و کارلوف، 2009). تحقیق‌های جور واجور نشون می‌بده که داشتن کودک گرفتار به مشکل رفتاری می‌تونه تاثیر خوبی مثل افزایش رشد شخصی، بهتر شدن روابط خانوادگی و افزایش صبر و همدردی داشته باشه (پاکنبام[51]، و سامیوز[52]، 2005؛ هاستینگز و تانت[53]، 2002). پس والدین در برابر شرایط استرس زا (مثل داشتن کودک گرفتار به مشکل رفتاری) به گونه‌های متفاوت عمل میکنن. بعضی از اونا ممکنه پریشونی‌های زیادی رو تجربه کنن و یه سری های دیگه خوب خود رو با این شرایط موافق کنن (بنسون، 2010).

الگوهای مختلفی در مورد مراحل موافقت خونواده با شرایط استرس‌آمیز هست. لازاروس و فولکمن (1984) موافقت رو یه مراحل متداوم می‌دانند که تحت تاثیر آزمایش‌های شناختی شخص قرار میگیره. اون‌ها دو نوع مراحل آزمایش شناختی رو معرفی کردن: 1- اررزیابی ابتدایی، 2- آزمایش ثانویه. آزمایش ابتدایی محاسبه شخص از درجه تهدید آمیز بودن محیطه در حالی که آزمایش ثانویه شامل محاسبه توانایی‌های شخص واسه کنار اومدن با شرایط استرس زاس. پس اگه افراد اطمینان داشته باشن که توانایی لازم واسه کنار اومدن با شرایط استرس زا رو دارن، کمتر دچار استرس می شن. کاربرد این الگو در بحث الگوای استرس والدینی بررسی شده.الگوی دیگری که مکمل الگوی لازاروس و فولکمن  بوده و موافقت خونواده رو بررسی کرده، الگوی دوگانه ABC-Xه. این الگو متغیرای روانی، اجتماعی و خانوادگی رو هم دربر می‌گیرد (هاستینگز و جانسون،2000). طبق این مدل، موافقت نتیجه رفت و امد شدت استرس، مهارت‌های موافقت و حمایتای اجتماعی، انسجام خونواده، آزمایش شرایط استرس‌زا و توانایی خونواده واسه کنار اومدن با شرایط استرس‌زاس (مک کوبین[54] و پترسون[55]، 1983). این الگو واسه بررسی مراحل موافقت در خونواده‌هایی که کودک گرفتار به مشکل رفتاری دارن، به کار گیری شده (هاستینگز و جانسون،2000). پژوهشای جور واجور در این مورد نشون می‌بده که آزمایش والدین از تواناییای خود واسه مدیریت مشکلات رفتاری کودکشون (خودکارآمدی والدینی) نقش به سزایی بر موافقت خونواده داره. بر این پایه والدینی که احساس خودکارآمدی بیش تری در رفت و امد با کودکشون داشته باشن، استرس کمتری رو تجربه می کنن (کن[56] و کارتر[57]،2006).

. یافته‌های پژوهشی داخلی و خارجی در قلمرو موضوع مورد بررسی

در مورد تاثیرات روش‌های پرورش بچه والدین بر وضعیت روانشناختی و سلامت روانی کودکان چه در داخل و چه در بیرون مرز کشور تحقیقات زیادی به طبع رسیده. از بین تحقیقات داخلی می‌توان به پژوهشی اشاره کرد

 یافته های  پژوهشی در داخل کشور

در مورد تاثیرات روش‌های پرورش بچه والدین بر وضعیت روانشناختی و سلامت روانی کودکان در داخل از کشور تحقیقات زیادی به طبع رسیده. از بین تحقیقات داخلی می‌توان به پژوهشی اشاره کرد که در اون حیدری و همکاران (1388) نتیجه گرفتن که کودکانی که با سبک مستبدانه با اون‌ها رفتارشدهه به دلیل توقع بالای والدین بیشتر به خود‌ضعیف‌سازی روی می‌بیارن تا توجیهی واسه نبود رسیدن به سطوح توقع والدین خود داشته باشن.

سید موسوی و همکاران (1387) در پژوهشی اشاره کردن که فرزندان تربیت شده به شکل آسون‌گیرانه رفتار‌های بیشتری از نشانگان برونی‌سازی شده (رفتارای خشن و قانون‌شکنی) نشون می‌بدن.

صدرالسادات (1386) در پژوهشی رابطه بینشیوه‎های پرورش بچه و کارکرد خونواده در خونواده‏های کودکان دارای اختلالاترفتاری، خونواده‏های کودکان بد سرپرست و خونواده‏های کودکان عادی رو مورد مقایسه قرارداد. یافته های این تحقیق نشون دهنده این بود که کارکرد خونواده‏های کودکان دارایاختلالات رفتاری و کودکان بد سرپرست از کارکرد خونواده‏های کودکان عادی به طور معناداری ضعیف‎تره. کارکرد پایین خونواده در گروه بد سرپرست و دارایاختلالات رفتاری فقط با روش پرورش بچه مستبدانه رابطه مثبت معنادارو در گروه عادی با روش‌های پرورش بچه مستبدانه و آسون‌گیرانه رابطه مثبت معنا‌دارو با روش بچه‌پروری مقتدرانه رابطه منفی معنا‌دار داشت. خونواده‏های کودکان بد‌سرپرست بیشتر از راه ‏های بچه‌پروریسهل‏گیرانه و مستبدانه و کمتر از راه پرورش بچه مقتدرانه به کار گیری می‎کنن.

مومنی و امیری(1386)در پژوهشی دیگه مشخص کردن در فرزندان والدینی که از سبک مقتدرانه به کار گیری می‌کنن نشونه‌ای از مشکلات تغذیه‌ای نیستو نمرات کمتری در اندازه امتحان بی‌اشتهایی روانی

دارن(مومنی و امیری،1386).

اسلمی (1385) در پژوهشی به بررسی رابطه بین روش‌های پرورش بچه والدین و خلاقیت وپیشرفت تحصیلی علم‌آموزان پرداخت.یافته های نشون دهنده این بود که بین روش های پرورش بچه آسون‌گیر و استبدادی هم در پدر وهم در مادر با عوامل خلاقیت و پیشرفت تحصیلی علم‌آموزان، اتحاد با معنی هست. بین روش پرورش بچه مقتدرانه پدر با خلاقیت و پیشرفت تحصیلی علم‌آموزان رابطه مثبت و با معنی وجود داشت.بین روش پرورش بچه مقتدرانه مادر با هیچکدام از عوامل خلاقیت و پیشرفت تحصیلی علم آموزان رابطه معناداری نبود.

رمضانی (1385) به مقایسه روش‌های پرورش بچه مادران کودکان دارایاختلالات افسردگی، اضطرابی و وسواس فکری و عملی با مادران کودکان عادی پرداخت.یافته ها نشون داد که بین مادران کودکان دارای مشکلات افسردگی، اضطرابی و وسواس فکری و عملی با مادران کودکان عادی در روش‌های پرورش بچه قاطع و اطمینان‌بخش و مستبدانه فرق هست. هم اینکه مادران کودکان دارایاختلالات افسردگی، اضطرابی و وسواس فکری و عملی بیشتر از مادران کودکان عادی ازشیوه پرورش بچه مستبدانه در تربیت فرزندان خود به کار گیری می‌کنن، در حالی که مادرانکودکان عادی در مقایسه با مادران کودکان دارای اختلالای افسردگی بیشتر از راه قاطع و مطمئن در تربیت فرزندان خود به کار گیری می‌کنن، اما اندازه تمایل اونا بهاستفاده از این روش (قاطع و مطمئن) فرقی با مادران کودکان دارای اختلالهای اضطرابی و وسواس فکری و عملی نداره.

در پژوهشی دیگه زارع‌پور (1384) به بررسیرابطه روش‌های پرورش بچه و سلامت روانی والدین با خشونت و کارکرد تحصیلی علم‌آموزان تماشاگر مقطع راهنمایی و متوسطه شهرستان اهواز پرداخت. یافته ها به دست اومده، بین سن اعمال روش‌هایفرزندپروری والدین و خشونت علم‌آموزان تماشاگر، رابطه‌ای با معنی نشون داد وحاکی از آن بود که هم بین سلامت روانی والدین ب

Author: