والدین، کودک، کودکان، اون‌ها، واسه، نشون

ررسی قرار میگیره (انتن و گولان،2009).

 روش‌های پرورش بچه از دیدگاه شفر

شفر (1989) مطالعه توصیفی ابتدایی و بررسی عوامل رفتاری مادران و رفت و امد مادر- کودک رو با انجام

مصاحبه‌ها و مشاهده‌های مستقیم انجام داد. در دیدگاه شفر، رفتار والد در دو محور خودمحتاری- کنترل و دشمنی- عشق قرار داره. رفتار والد در امتداد محور خودمحتاری- کنترل از دادن استقلال تقریبا کامل به کودک تا کنترل کامل بر فعالیت‌های اون ادامه داره. در امتداد محور دشمنی- عشق، اعمال والدین از مهربونی بیش از اندازه و رفتار کودک مدار، تا رفتار از روی دشمنی و قطع رابطه با کودک ادامه داره. این عوامل ابتدایی باهم برخورد می‌کنن و ربع دایره‌ای رو تشکیل می‌بدن که هریک الگوی منحصر به فردی از رفتار پرورش بچه رو توضیح می‌کنه. ربع اول، اختیار- عشق، اون دسته از رفتارای والده که حس فردیت و استقلال کودک رو تایید و آسون کردن می‌کنه و در عین حال به بیان محبت و ساپورت می‌پردازه. ربع دوم، کنترل- عشق، شامل مجموعه متعارفی از رفتارها و نگاه‌های تربیتیه این الگو نشون دهنده رفتار انحصار طلبانه والده. برعکس، کنترل از روی دشمنی و تحریک پذیری از روی دشمنی مشخص کننده مجموعه رفتارای والد در ربع سوم (کنترل- دشمنی) است. روش‌های موجود در ربع چهارم (اختیار- دشمنی) به شکل دوری، مسامحه گری، بی‌فرقی و کناره‌گیری نام‌گذاری شدن. نبود وجود رابطه که از دور نگه داشتن کودک تا رد خشم‌گینانه تلاش‌های اون بریا ایجاد رفت و امد ادامه داره، معیارهای رفتاری اصلی این ربع دایره رو نشون می‌بده. هم اینکه والدینی که هم پذیرا و هم سخت‌گیرند ممکنه حامی و بخشنده تلقی شن و والدین دوری کننده و سخت‌گیر متوقع و منفی‌باف تلقی شن. (مک کوبی و مارتین، 2005).

 روش‌های پرورش بچه از دیدگاه مک‌کوبی و مارتین   

مک کوبی و مارتین(2005) سبک تربیتی دیگری رو با عنوان سبک بی‌مسئولیتی ئالدین بی‌مسئولیت ارائه داده‌ان. این والدین هیچ درخواستی از بچه خود ندارن. اون‌چه که اون‌ها رو از والدین آسون‌گیر جدا می‌سازه اینه که کمتر به کودک می‌رسند و بیشتر به نیازای خود متمرکز می‌شن. والدین بی‌مسئلیت مراقب بچه خود نیستن و به نظر بعضی مولفان این نوع سبک تربیتی می‌تونه به بی‌بند و باری فرزندان و حتی خشونت خونواده منجر شه(برجعلی،1384).

 روش‌های پرورش بچه از دیدگاه گوردن    

گودرن والدین رو طبق نوع رفتار با کودک به سه دسته تقسیم کرده:

1- والدین برنده: والدین برنده اون‌هایی هستن که می‌خواهند به هر نحوی در رابطه و تلاش بین خود و

کودکان برنده شن. این والدین عقاید و نظرات خود رو به کودکان مجبور می‌کنن، واسه اون‌ها تا حد امکان محدودیت قائل می‌شن، دستور می‌بدن و اون‌ها رو شدیدا تنبیه می‌کنن. این جور والدین به نیازای کودک توجهی ندارن. اختلاف بین کودک و والدین همیشه به نفع والدین تموم می‌شه. اونا فکر می کنند واسه اینکه کودکان رفتار مناسب و مناسب داشته باشن، باید اعمال زور و قدرت از طرف والدین وجود داشته باشه. (علیزاده،1380).

2- والدین بازنده: این گروه در نقطه مقابل والدین برنده قرار می‌گیرند و به کودکان خود آزادی زیادی اعطا می‌کنن. در این گروه اونقدر‌چه تعارش میان نیازای والدین و کودکان بوجود آید، این اختلاف به نفع کودکان حل می‌شه(علیزاده،1380).

3- والدین دودل: این دسته از والدین، در رابطه با کودک بعضی وقتا برنده و بعضی وقتا بازنده می‌شن. زمانی کودکان‌شون رو محدود می‌کنن و زمانی اون‌ها رو آزاد می‌گذارن. این والدین بعضی وقتا سخت‌گیر و بعضی وقتا آسون‌گیر هستن. ایک گروه از والدین رفتار ثابتی با کودکان‌شون ندارن و در بیشتر موارد با احساس دوگانه‌ای مواجه هستن و واقعا نمی‌دانند چه می‌خواهند بکنن. ک.دکان این گروه والدین هم در بیشتر موارد مضطرب و پریشون هستن، چون نمی‌دانند که والدین اون‌ها در برابر رفتارشون چه عکس‌العملی دارن(علیزاده،1380).

 رابطه روش‌های پرورش بچه با مشکلات رفتاری- هیجانی کودک

بامریند (1991) از راه مشاهده سیستماتیک رفت و امد والدین طبقه متوسط و فرزندان پیش‌دبستانی اون‌ها، دریافت والدینی که کمتر پرورشی و صمیمی و بیشتر کنترل کننده و تنبیهی بودن، کودکان ناراضی، انزواطلب و بی‌اعتماد داشتن. والدینی که در مورد توانایی خود واسه تاثیر گذاری در فرزندان، سازمان نیافته، غیر متوقع و نامطمئن بودن، فرزندان نا بالغ بدون خودکفایی و اعتماد به نفس داشتن. اون‌ها تمایل داشتن که به جای استدلال، از پس گرفتن محبت یا تمسخر به عنوان قدرت واسه ایجاد انگیزه در کودکان به کار گیری کنن. اسنایدر[8] (1991) در همین رابطه بک نمونه کوچیک از پسران پیش‌دبستانی رو مورد مطالعه قرار داد. اون دید که رفتار خشن قابل توجه از دید بالینی و جواب انزجاری مادر، رابطه دو طرفه داشتن. این چرخه قهری بین مادر و کودک بسته به رفتار هر کدوم از آن دو می‌تونه شروع یا بدتر شه. تو یه مطالعه، وایس، راج، تبیس و پتی (1992) رابطه بین راهبردهای انضباطی والدین و انتظارات کودک پیش‌دبستانی، رفتار کودک رو در مورد بازی مورد بررسی قرار دادن. 136 مادر کودکان در دامنه سنی 29 الی 71 ماهه در مصاحبه سبک انضباطی شرکت کردن و کودکان هنگام بازی مورد مشاهده قرار گرفتن. یافته ها نشون داد مادرانی که بیان قدرت می کردن، فرزندانی داشتن که بیشتر در رفتار ضد اجتماعی و اخلال‌گری شرکت می‌کردن و واسه روش‌های از روی دشمنی جهت حل اختلاف با همسالان نتیجه های موفقیت آمیزی رو توقع داشتن. بقیه کودکان پیش‌دبستانی که مادران اون‌ها استقرایی بودن، رفتار برابر جامعه نشون دادن و توقع داشتن که رفتار برابر جامعه باعث سودهای وسیله‌ای و روابط بهتر با همسالان شه. تو یه فراتحلیل، راتبوم و وایس (1994) از 47 مطالعه، دیدن که محققان زمانی رابطه قوی‌تر بین روش پرورش بچه والدین با رفتار کودک دشت کردن که ویژگی‌های زیاد پرورش بچه مثل تصویب والدین،  شاخص‌های پیش‌بینی کننده بهتری واسه موافقت کودک باشه. هم اینکه این‌که پرورش بچه خوب، ترکیبی از ویژگی‌هایی مثل خونگرمی بالا، رابطه دوستانه و ثبات انضباط رو یادآوری می‌کنه(برجعلی،1384).

[1] Baumrind

[2] Darling

[3] Bleski

[4] Thomas & Stlaches

[5] Thumson

[6] Enten & Golan

[7] Coplan

[8] Snyder

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.