والدین، مهارت‌های، آسون‌گیرانه، ممکنه، گناه، دارن،

شونت و هم بین سن اعمال روش پرورش بچه و سلامت روانی با کارکرد تحصیلی علم آموزان رابطه معناداری وجوددارد.

یافته های پژوهشی در بیرون مرز کشور

هایکرفت و بلیست (2010) در پژوهششان به این نتیجه رسیدن که کلا مشکلات خوردن رابطه معکوسی با روش پرورش بچه مقتدرانه والدین داره. هم اینکه فرزندان تربیت شده به شکل آسون‌گیرانه نشونه‌هایی از مشکلات تغذیه ای دارن.

اندر و گولای (2009) در یافته های پژوهشی به دست اومده از بررسی کودکان پیش دبستانی و دبستانی گزارش کردن که فرزندان تربیت شده به شکل آسون‌گیرانه بیشتر خودخواه می‌شن، به احساس‌ها و تفکرات دیگری جز احساس و تفکرات خود علاقه ای نشون نمی‌بدن،خود کنترلی کافی ندارن، اعتماد به نفس کمی دارن و ممکنه مهارت‌های اجتماعی پایینی داشته باشن

راتر (2009) هم دریافت که تجارب تلخ زندگی خانوادگی در زمان کودکی موجب به وجود اومدن مشکلات رفتاری بعدی چون جدایی در ازدواج و گناه کاری می‌شه.

بالدوین (2008) طی پژوهشی نتیجه گرفت که نگاه‌های پذیرنده و دموکراتیک والدین امکان رشد رو به بیشترین حد می‌رساند. فرزندان اینجور والدینی رشد ذهنی، ابتکار و امنیت عاطفی در حال افزایش‌ای رو نشون می‌بدن، در مقابل فرزندان والدین دوری کننده و سلطه جو آدمایی سست، سرکش، بداخلاق و جنگ‌جو هستن.

وست و فارنیگتون (2007) به این نتیجه رسیدن که کودکانی که مورد بی‌رحمی هستش‌ان، والدین اون‌ها آسون‌انگار و غفلت‌کننده بوده‌ان، انضباط خشن و ناپایدار اعمال کرده‌ان و یا بدون رفت و امد کافی با کودکان خود بوده‌ان، بیشتر به مشکلات رفتاری و گناه کاری متبلا شده‌ان.

ویری و منشار(2006) نتیجه گرفتن کهکودکان پرورش‌یافته به شکل آسون‌گیرانه مهارت‌های اجتماعی ضعیف و احترام‌خود پایینی دارن و بیشتر خودخواه، وابسته، بی‌مسؤلیت، لوس، بی‌ادب،

بی‌توجه به نیازای بقیه و ضداجتماعی هستن .

بارتلت (2005) در پژوهشی نتیجه گرفت فرزندان والدین مستبد از مهارت‌های اجتماعی کمتری دارن، ظرفیت مهارت‌های ارتباطی رو ندارن و ممکنه اعتماد به نفس پایینی داشته باشن.

ویری(2004) در یافته‌های پژوهشش دریافت کهشیوه‌ فرزندپروریسهل‌گیرانه با خشونت اجتماعی اتحاد داره و موافقت در این فرزندان ضعیفه. در بین نوجوانان پسر عرب این روش با احترام‌خود پایین، اضطراب، افسردگی و مشکلات رفتاری رابطه داشته.

سیندر و همکاران (2003)به این نتیجه رسیدن کودکانی که والدین مستبد دارن، مشکلات سایکوسوماتیک بیشتری دارن، از اضطراب رنج می‌برند، ناشادمان و سخت‌گیرند و وقتی که عصبانی می‌شن از خشونت فیزیکی به کار گیری می‌کنن.

استینبرگ(2001) طی پژوهشی نتیجه گرفت که فرزندان والدین مستبد با استعداد بدرفتاری هستن و ممکنه احساس کنن که هرچیزی دست‌یافتنیه.

استنبرگ و همکاران (1994) گزارش کردن که روش‌ فرزندپروریسهل‌گیرانه والدین رابطه زیادی با گناه کاری بچه داره .

[1]  Pate

[2]  Benedicate

[3]  Shaw & Bell

[4] Haffman

[5]  Kohen

[6] Aaron Resch

[7] Turnboll & Turnboll

[8]. Depression

[9]. Sense of competence

[10]. Parental health

[11][11]. Parental attachment

[12]. Raelationship with spouse

[13]. Restrictions of role

[14]. Social isolation

[15]. Adaptability

[16]. Acceptability

[17]. Hyperactivity/Distractibility

[18]. Demandingness

[19]. Child reinforces the parent

[20]. Mood

[21] Lazarus

[22] Folkman

[23]. Higgins

[24]. Baily

[25]. Pearce

[26]. Herring

[27]. Teel

[28]. Avid

[29]. Griffin

[30]. Brough

[31]. Tomanik

[32]. Hariss

[33]. Hawkins

[34]. Gary

[35]. Holden

[36]. Bitsika

[37]. Johnson

[38]. Durate

[39]. Bordin

[40]. Yazigi

[41]. Mooney

[42]. Potway

[43]. Marcus

[44]. Schaopler

[45]. Cutler

[46]. Kozloff

[47]. Boyd

[48]. Marciano

[49]. Lainhart

[50]. Baxter

[51]. Pakenbam

[52]. Somios

[53]. Taunt

[54]. McCubbin

[55]. Patterson

[56]. Kuhn

[57]. Carter

Author: