پایان نامه ها

چوب، اين، براي، حفاظت، تيمار، پيش

اين ماده در صنعت مي‌گردد. با توجه به اين مطلب که کشور ما از جمله کشورهايي است که دچار فقر درختان صنعتي مي‌باشد، اميد است استفاده از مواد و راهکارهاي حفاظتي مناسب بتواند عمر مفيد چوب آلات را از چند سال به چندين سال افزايش دهد تا از خروج سرمايه ملي براي واردات چوب کاسته گردد. استاندارد هاي و قوانين مورد استفاده در اين تحقيق عموما، بر اساس سازمان‌هاي، انجمن حفاظت گران چوب آمريکا(AWPA ) و آژانس حفاظت محيطآمريکا(EPA) ميباشند.
معرفي برخي از استاندارد هاي بين‌المللي پيرامون سميت مواد شيميايي:
جدول 1-1- استانداردهاي AWPA پيرامون شرایط متفاوت مصرف فرآورده هاي تيمار شده به صورت زير مي‌باشند: 
UC1 قابل استفاده در محيط خشک داخلي.
UC2 قابل استفاده در محيط مرطوب داخلي.
UC3A قابل استفاده در محيط خارجي در بالاي سطح زمين در حالتي که محصول با مواد ضد آب پوشش داده شده است.
UC3B قابل استفاده در محيط خارجي در بالاي سطح زمين در حالتي که محصول با مواد ضد آب پوشش داده نشده است.
UC4A قابل استفاده در تماس با زمين براي استفاده عمومي.
UC4B قابل استفاده در تماس با زمين در شرايط سخت.
UC4C قابل استفاده در تماس با زمين در شرايط بسيار دشوار.
UC5A قابل استفاده در محيط دريايي مثل درياهاي شمالي و آب‌هاي شور.
UC5B قابل استفاده در محيط دريايي مثل درياهاي مرکزي و آب‌هاي شور.
UC5C قابل استفاده در محيط دريايي مثل درياهاي جنوبي و آب‌هاي شور.
UCFA قابل استفاده در محيط داخلي در بالاي سطح زمين و مقاوم در برابر آتش.
UCFB قابل استفاده در محيط بيروني در بالاي سطح زمين و مقاوم در برابر آتش.
جدول 1-2- استانداردهاي اروپايي پيرامون شرايط متفاوت مصرف فرآورده هاي تيمار شده به صورت زير مي‌باشد:
HC 1 قابل استفاده در بالاي سطح زمين در رطوبت کم‌تر از 20 درصد و استفاده باپوشش ضد آب.
HC2 قابل استفاده در بالاي سطح زمين در شرايطي که رطوبت گاهاً بالاي 20 درصد و همچنين افزايش ريسک تر شوندگي، استفاده با پوشش ضد آب.
HC3 قابل استفاده در بالاي سطح زمين بدون پوشش و در شرايط رطوبتي بالاي 20 در صد که به صورت مکرر وجود داشته باشد.
HC4 قابل استفاده در تماس با زمين و آب و در شرايط با ريسک رطوبتي بالا و رطوبت پايدار بالاي 20 درصد.
HC5 قابل استفاده در محيط‌هاي آب و حتي آب شور و شرايط رطوبتي مداوم بالاي 20 درصد.
دوز کشنده ميانه LD 50معياري براي سميت مي باشد که در حقيقت مقدار ماده شيميايي است که مي‌تواند از طريق خوردن، تزريق، و يا از طريق پوست، تحت شرايط کنترل شده آزمايشگاهي، 50 درصد تعداد حيوانات مورد آزمايش را از بين ببرد. دوز کشنده ميانه LC 50 نيز مقدار ماده شيميايي موجود در هوا، که قادر است 50 درصد تعداد حيواناتي که با آن ماده در تماس هستند را از بين ببرد (هاي کاريا،2001؛ ميونگر، 2011).
فصل دوم:
تاريخچه حفاظت چوب
چوب، با وجود خواص بي همتاي خود داراي معايبي نيزمي‌باشد. بشر با پي بردن به اين معايب تلاش‌هاي فراواني براي اصلاح و حفاظت اين ماده پر ارزش نموده است. برخي درختان داراي دوام طبيعي بالايي هستند که ازگذشته براي مصارف گوناگون مورد استفاده قرار گرفته‌اند. در ادامه به قسمتي از تاريخچه حفاظت چوب اشاره شده است (جدول 2-1).
درپيش از ميلادمسيح بوميان استراليايي از چوب مقاوم به قارچ‌ها و موريانه، براي ساخت تابوت استفاده مي‌کردند. در حدود 4000 سال پيش از ميلادمسيح، نوح به فرمان خدا در ساخت کشتي از قير جهت تيمار استفاده نمود. يونانيان در حدود 500 سال پيش از ميلاد مسيح سوراخ‌هايي در ستون‌هاي چوبي ايجاد مي‌کردند و درون آنها را با روغن پر مي‌کردند تا نفوذ عميق رخ دهد و سپس ستون‌ها را بر روي پايههاي سنگي قرار مي‌دادند تا خشک بمانند (جدول 2-1).
79 سال بعد از ميلاد مسيح پلينيوس سکوندوسدر کتاب خود به تيمار چوب آلات توسط روغن سدر به جهت مبارزه با پوسيدگي و حشرات اشاره کرده. در 80 سال بعد از ميلادمسيح، چوب توسط دود تيمار گشت. ماياس در حدود 700 سال بعد از ميلاد مسيح معبدي را در گواتمالا با يک چوب مقاوم به موريانه ساخت. در حدود سال 1225 تا 1225، کنراد ون مگن باخ، کشف کردکه چوب تيمار شده با دود به راحتي تخريب نمي‌گردد. در ايران قديم نيز از کند سوز کننده ها براي حفاظت ارابه هاي جنگي و برج و بارو هاي چوبي استفاده مي‌شده و نيزآثاري از وجود برخي از روغن‌ها در اشياي چوبي مقابر و امام زادهها و مساجد در حدود 700 سال پيش ديده مي‌شود(پارساپژوه و همکاران، 1375).
در سال 1445 فرانکن اسپيگلجوشاندن چوبآلات کليسا در محلول آب نمک را بررسي نمود. در سال 1500 راهبههاي کليساي سان دومنيو موريانهها را توسط کلريدجيوه(II) و اکسيدآرسنيک کنترل کردند.
لئوناردو داوينچي در سال 1519-1452 تابلو هاين قاشي چوبي خود رابا کلريدجيوه(II) و اکسيدآرسنيک(III) اندود کرد. در سال 1590 بيش از 100 کشتي از نيروي دريايي اسپانيا به وسيله کرم کشينابود گرديد.
در سال 1657 يوهان گلوبر روشي ابداع کرد که چوب آلات در آتش کربونيزه و با قطران اندود و سپس در اسيدپيروليگنس(ممحصولي حاصل از تقطير چب) فرو برده مي‌شدند.
در سال 1705، هومبرگ داروساز، کلريدجيوه (II) را براي مقابله با حفاران چوب پيشنهادکرد. ماده اي که به او نسبت دادند يعني اسيدبوريک، امروزه يکي از مهم‌ترين مواد حفاظتي چوب محسوب مي‌گردد(جدول 2-1).
در سده هجدهم و نوزدهم، تثبيت اشياي فرهنگي گران بها نظير چوب محراب کليسا که به شدت توسط حشرات صدمه ديده بودند، به صورت ابتدايي از راه آغشتگي با چسب انجام مي‌شد. در حدود سال 1800 پرتروم به عنوان يک حشرکش شناخته شد .
ناپلئون در سال 1810 ادعا مي‌کرد که کشتي‌هاي جنگي را بايد از گرده بينه هاي قطع شده در زمستان ساخت. معبد ماياس و کليساي چوبي نروژ با قدمت 800 ساله مثال‌هايي از توسعه حفاظت چوب در ساختمان‌ها در گذشته مي‌باشد. اولين روش‌هاي حفاظت شيميايي چوب شامل زغال کردن، ذخيره در آب نمک، قلم موزني با روغن کرئوزوت يا قير بود. در سده هجدهم، سد هاي بلند هلند توسط حمله شديد کرم‌هاي کشتي صدمه ديدند. در سال 1812 کيان آزمايشات خود را با ماده کلريدجيوه(II) به عنوان يک ماده حفاظتي مناسب شروع کرد.
در سال 1815 مراقبت از ناوگان سلطنتي بريتانيا بسيارمشکل شده بود، زيرا بايستي 600 تا 800 کشتي از 1000 کشتي به صورت ذخيره نگهداري مي‌شد تا در صورت بروز جنگ از آنها استفاده گردد.در سال 1817 يک مهندس عمران به نام ويليام چپ منعمر مفيديک کشتي در اين خطوط را تنها 7 تا 10 سال برآورد کرد. همچنين در اين سال توماس ويد کلريدروي را به عنوان ماده حفاظتي معرفي نمود. در سال 1825 فاراديهگزا کلروسيکلوهگزان را کشف کرد.در اواخر سال 1830 روشي بر پايه جابه‌جايي شيره گياهي توسط آگوست بوشري ابداع گرديد که ماده حفاظتي مورد استفاده در اين روش سولفات مس بود (جدول 2-1).
در سال 1831 يک فرانسوي به نام ژان روبرت برآنت روشي براي اعمال مواد حفاظتي در يک محفظه بسته تحت فشار به ثبت رسانيد. در اين روش ابتدا يک خلاء براي خروج هوا از سلول‌ها اعمال مي‌شد و سپس ماده حفاظتي توسط فشار به درون سلول‌ها تزريق مي‌گشت. پيش از آن حفاظت چوب با قلم مو و ياخيساندن اعمال مي‌شد.
در سال 1832 روش کيانيزه کردن توسط جان هوارد کيان داروساز انگليسي ابداع شد که اين نشانهاي از شروع حفاظت مدرن چوب بود. در اين روش چوب آلات با کلريدجيوه(II) در ظروف سر باز سنگي خيسانده مي‌شدند، در صورت استفاده از ظروف فلزي، اين ظروف دچار خوردگي مي‌شدند. اين روش در مقياس کم در اروپا به ويژه در جنوب آلمان براي تيمار تراورس مورد استفاده قرار گرفت. در سال 1835 مول توانست چوب را با بخار کرئوزوت تيمار کند. در سال 1836 فرانز مول امتيازتيمار چوب با تار و کرئوزوت را دريافت نمود.
در سال 1838 جان بتل روشي عملي براي تيمار چوب آلات توسط کرئوزوت تحت فشار ابداع کرد. در اين روش يک خلاء ابتدايي و سپس فشار و در پايان مرحله خلاء نهايي وجود داشت. در پايان فرايند سلول‌ها پر از کرئوزوت مي‌شدند به همين دليل اين فرآيند سلول پر نام گرفت. در اين روش جذبي در حدود 430 کيلوگرم بر متر مکعب حاصل مي‌شد. در سال 1840 آنا روسائر پودر حشره کش ابداع نمود. در سال 1841 اردامن ترکيب پنتا کلرو فنل را ابداع نمود. در سال 1847 سر ويليام برت سيلندر تحت فشار بزرگي را در لندن راه اندازي کردکه توانايي تحمل 105×9.5 نيوتن بر متر مربع فشار را داشت. اين روش که برنرتیزه نام گرفت مستلزم اشباع تحت فشار چوب آلات با کلريدروي بود که به دليل ارزان بودن کلريدروي، اين روش مورد قبول راه آهن آمريکا و اروپا بود.
در سال 1848 لکور چوب را در معرض آمونيوم کلرايد گرم و اسيد پيروليگنئوس قرار داد. پيش از 1850 اشباع توسط گاز ازن و دي اکسيدکربن ابداع گشت. در سال 1855-185، استيفتر محراب کليساي کفرمارترا در اتريش با نمک طعام تيمارکرد، که به طور کامل در مقابل حشرات بي اثر بود. در سال 1863 بريتانيايکبير بزرگ‌ترين مصرف کننده کلريدجيوه (II)، اين مسئله به دليل سميت اين ماده بود و توانست اين ماده را جايگزين مواد شيميايي مشابه کند.
در سال 1880 روش بولتونيزه کردن توسط سر ساموئل بگستر بولتون اختراع شد. اين روش امکان متعادل سازي چوب آلات خشک نشده را که آماده براي تيمار بتل بودند را، با استفاده از کرئوزوت داغ فراهم مي‌کرد.
در سال 1902 شخصي به نام واسرمان نخستين روش سلول تهي را ابداع نمود. که سبب کاهش مصرف کرئوزوت و اقتصادي شدن روش بتل مي‌شد. اين روش توسط ماکس روپينگعملي شد و به نام روش روپينگ شناخته شده است. اين روش بدون خلاء مقدماتي انجام مي‌گردد.
در سال 1906 شخصي به نام لوريروش سلول تهي ديگري ابداع نمود که نياز به تجهيزات کمتري داشت. اين روش نيز بدون خلاء مقدماتي انجام مي‌گردد.در سال 1912 تا 1913 ترکيبات کروم، به عنوان ترکيبات مقاوم به آبشويي ارائه شدند.
در سال 1939 مولر سويسي اثر ضد حشره د. د. تDDT را کشف نمود. در سال 1945 ليندان و د. د. ت به عنوان حشره کش در بريتانيايکبير مورد استفاده قرار گرفت. در 1947 تا 1953 ليندان و PCP به عنوان حشرهکش در آلمان مورد استفاده قرار گرفت. در 1948 ترکيب حفاظتي پرترويد در آمريکا توليد شد. در سال 1980 اثر دي اکسيدکربن در کنترل آفات در چوب‌هاي انبار شده بررسي شد. در سال 1984 سه کليسا در نروژ توسط فسفات هيدروژن بخار دهي شدند. در 1987 کنترل تخريب چوب توسط حشرات با دي اکسيدکربن توسط پاتنو در سال 1989 گيلبرگ آسيب حشرات بر اشياء موزه را با جايگزيني اکسيژن با نيتروژن کنترل کرد. در سال 1992 بخار دهي کليساي آلمان که توسط آنوبيده مورد هجوم قرار گرفته بود را توسط سولفوريل فلورايد انجام شد. در اوايل سده بيستم، روغن‌ها، ورني ها، رزينهاي طبيعي و موم‌ها عرضه شدند که به تنهايي يا اغلب به صورت مخلوط استفاده مي‌شدند. در آن زمان فرآورده هاي جديدي بر پايه نيترات سلولز يا استات سلولز نيز به عنوان تثبيت کنندههاي چوب عرضه شدند. بعد از جنگ جهاني دوم، صنايع پلاستيک پيشرفت وسيعي داشته و فرآوردههاي مربوط به آن به عنوان تثبيت کنندههاي مناسب مصنوعات چوبي تخريب شده توسط حفاظت کنندگان مورد آزمايش قرار گرفت. در اواسط دهه نوزدهم، باز سازي اشياي بزرگ چوبي غوطه‌ور در آب در اسکانديناوي، نياز به استفاده از يک روش حفاظتي مناسب را آشکارکرد. با کمک هربست تعميرکار دانمارکي، بسياري از اشياء چوبي تخريب شده از راه جايگزين کردن آب چوب با آلوم(سولفات پتاسيم آلومينيم) تثبيت شدند. در سال 1858-1958، با اين روش حدود صد هزار شيءبراي نسل‌هاي آينده در موزه ملي دانمارک حفاظت شدند. در آغاز سال 1930 تحقيقات زيادي در آزمايشگاه فراورده هاي جنگلي آمريکا در مديسون، اغلب توسط استام برروي کاهش همکشيدگي چوب اصلاح شده انجام گشت.
پلي اتيلن گليکول براي تيمارکشتي جنگي واسايسوئدي، باز سازي شده در سال 1961، به کار رفت. پلي اتيلن گليکول براي حفاظت باز ماندههاي مري روزا ناو انگليسي هنري هشتم نيز به کار رفت. پاول در سال 1904 روشي را براي تيمار چوبآلات با قند، جهت کاهش همکشيدگي به ثبت رسانيد (يونگر و همکاران، 2001).
جدول 2-1- تاريخچه حفاظت چوب(يونگر، 2001).
4000 سال پيش از ميلاد مسيح نوح به فرمان خدا در ساخت کشتي از قير جهت تيمار استفاده نمود.
900 سال پيش از ميلاد مسيح مسيح در اديسه هومر، از دي اکسيد سولفور به عنوان ماده ضد عفوني کننده نام برده.
700 سال پيش از ميلاد مسيح حفاظت چوب را با دود و کوره و تعيين فصل مناسب براي قطع درخت توسط هسيودوس.
500 سال پيش از ميلاد مسيح يونانيان سوراخ‌هايي در ستون‌هاي چوبي ايجاد و درون آنها را با روغن پر مي‌کردند تا نفوذ عميق رخ دهد و سپس ستون‌هاراخشک مي‌نمودند.
484-424 سال پيش از ميلاد مسيح هرودوتوس از آلوم به عنوان کند سوز کننده استفاده کرد.
323-356 سال پيش از ميلاد مسيح اسکندرمقدوني براي محافظت از ستون‌هاي پل‌ها، آنها را با روغن زيتون تيمار نمود.
80 سال بعد از ميلاد مسيح چوب توسط دود تيمار گشت.
سال 1519-1452 لئوناردو داوينچي تابلو هاي نقاشي چوبي خود رابا کلريدجيوه(II) و اکسيدآرسنيک(III) اندود نمود.
سال 1630 متداول‌ترين روش‌هاي حفاظت چوب نيم سوز کردن و قير اندود کردن بوده است.
سال 1657 يوهان گلوبر روشي ابداع کردکه چوب آلات در آتش کربونيزه و با قطران اندود و سپس در اسيد پيروليگنوس(محصولي حاصل از تقطير چوب) فرو برده مي‌شدند.
سال 1705 هومبرگ داروساز،کلريدجيوه(II) را براي مقابله با حفاران چوب پيشنهادکرد.
سال 1718 در آغاز سده نوزدهم دايره‌المعارفي حاوي فهرستي از مواد حفاظتي عرضه شد، همچنين در اين سال پادشاه کارلXII سوئدي به هيران هيک حق امتياز براي تيمار چوب بر پايه مس و سولفات آهن اعطا نمود، که اين اولين چوب تيمار شده تجاري تا سال 1720 بود.
سده هجدهم و نوزدهم تثبيت اشياء فرهنگي گران بها نظير چوب محراب کليسا که به

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *