پایان نامه ها

هاي، توليد، مي، سيستم، اين، تغيير

مي تواند براي رفع مشکلاتي که هم اکنون گريبانگير شرکت هاي توليدي است؛ بسيار موثر واقع شود. البته در خارج از کشور پژوهشگران متعددي به اين دو موضوع پرداخته اند که در فصل ادبيات پژوهش به طور کامل به آن ها اشاره مي شود.
به اعتقاد هوانگ و نوف[1] دو نفر از انديشمندان چابکي منظور از توانمندسازهاي چابکي، فرآيندها و ويژگي هايي است که توليدكنندگان چابك را با توجه به عدم اطمينان محيطي قادر مي سازد نسبت به:
1- تغييرسريع بازارها
2- فشارهاي رقابت جهاني
3- كاهش زمان رسيدن به بازار
4- افزايش همكاري بين و داخل بنگاهها
5-روابطتعاملي زنجيره ارزش
6- افزايش ارزش اطلاعات محيطي
پاسخي مناسب از خود نشان دهند.
بنابراين مي توان به سيستم هاي اطلاعاتي به عنوان توانمندسازها و تسهيل کننده هايي در نظام توليد چابک نگريست که امکان تحقق هدف توليد چابک را که دستيابي به انعطاف پذيري سازماني، مزيت رقابتي وتوانايي سازگاري است، فراهم مي کند.
شناسايي و تعيين معيارهاي مرتبط با کارآيي سيستم هاي اطلاعاتي و وزن دهي آن ها کمک مي کند تاثيرگذارترين متغيرهايي که در سازمان هاي مورد پيمايش مي توانند امکان افزايش بازدهي و کارآيي سيستم هاي اطلاعاتي را فراهم سازند؛ شناسايي کرد. به اين صورت مي توان در راستاي رفع نواقص و مشکلات به وجود آمده در اين سازمان ها که در بخش مسئله پژوهش به طور کامل مورد اشاره قرار مي گيرند، حرکت کرد. شناسايي، وزن دهي و ارزش گذاري اين معيارها مي تواند در تشخيص، اولويت بندي و کمک به حل مشکلاتي مانند تاخير در دريافت و پالايش اطلاعات محيطي، واکنش پذيري نامناسب نسبت به تقاضاي بازار،تشخيص کُند نيازهاي رو به تغيير مشتريان؛ به هدر رفتن منابع بسيار مهم و استفاده غيربهينه از آن ها ،نبود آموزش و مهارت کافي نيروي انساني و کاربران سيستم ها، رکودها و وقفه هاي به وجود آمده در فرآيندهاي بالادستي و پايين دستي و ناهماهنگي و ناهم خواني بين نرم افزارهاي قديمي با نرم افزارهاي جديد، بسيارموثر واقع شود.
با تعيين معيارهاي مربوط و حل مسائل موجود مي توان براي دستيابي به يک سيستم اطلاعاتي کارآمد که مي تواند نيازهاي توليد را بموقع شناسايي کند، در راستاي رفع نيازهاي رو به تغيير بازار به سازمان انعطاف پذيري خاصي بخشد و سبب کاهش قابل توجه هزينه تعامل ها از طريق بهبود سرعت و دقت در سفارشها شود؛ گام برداشت.
از جمله پيامدهاي ناشي از به کارگيري يک سيستم اطلاعاتي کارآمد وموثر در سازمان ها تسهيل واکنش سريع بين شرکاي مؤسسه و تأمين کنندگان و مشتريان و يکپارچگي درون سازمان مي باشد. يکپارچه سازي مؤسسه يا سازمان در قالب نظمي بيان مي شود که افراد، فرآيندها، سيستم ها و فناوري ها را به هم ديگر وصل کرده و در هم تلفيق مي کند تا اطمينان حاصل شود که شرکت هاي توليدي مي توانند به عنوان يک کل هماهنگ با خود و ساير سازمان ها برخورد کنند.
يک سيستم هاي اطلاعاتي کارآمد که معيارهاي آن دراين پژوهش شناسايي و تعيين مي شود يک زيرساز محاسبه اي و عددي است که کليه ي کارکردها و واحد هاي موجود در درون يک شرکت را يکپارچه سازي مي کند و مي تواند کيفيت برتر ،کاهش هزينه ها و توان پاسخگويي فزاينده را تضمين کند.
رعايت معيارهاي کارآيي سيستم هاي اطلاعاتي که دراين پژوهش پيشنهاد مي شوند سيستم اطلاعاتي را عرضه خواهد کرد که بر مبناي توانايي تحويل سريع تر محصول، خلاصه سازي چرخه از زمان سفارش دهي تا لحظه دريافت پول طراحي شده است، ضمن آن که از ويژگي يکپارچه سازي عمليات با مشتريان، سازگاري با تغييرهاي صورت گرفته در شرايط کسب وکار و انعطاف پذيري به منظور طراحي مجدد کسب و کارها برخوردار است.
1-4- اهداف پژوهش
هدف از انجام اين پژوهش و نتايج مورد انتظار اين پژوهش را مي توان به سه بخش تقسيم کرد که اين سه بخش عبارت هستند از:
1. شناسايي و تعيين معيارهاي کمي و کيفي کارآيي سيستم هاي اطلاعاتي در نظام توليدچابک براي ارزيابي شرکت هاي تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا براساس آن
2. سنجش ميزان اهميت هر يک از معيارها و شناسايي وزن هاي هر معيار و تعيين جايگاه معيارها
3. ارزيابي و رتبه بندي شرکت هاي تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا از نظر کارآيي سيستم هاي اطلاعاتي در نظام توليد چابک
1-5- قلمرو پژوهش
1-5-1- دوره زماني پژوهش
اين پژوهش در سال 92 آغاز شده است و داده هاي مورد نياز آن از ابتداي اين دوره گردآوري شده است.
1-5-2- مکان پژوهش
اين پژوهش در شرکت هاي تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا، با مراجعه حضوري پژوهشگر به اين شرکت ها و مصاحبه با متخصصان و کارشناسان فعال درآن شرکت ها و توزيع جدول هاي (ماتريس هاي) نظرسنجي روش تحليل سلسله مراتبي فازيانجام شده است.
1-6- جامعه آماري
جامعه آماري شرکتهاي فعال در حوزه کشتیرانی است.
1-7- نمونه آماري
به منظور شناسايي و تعيين معيارها و سپس ارزيابي آن ها از ميان شرکت هاي تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا، پنج شركت فعال در زمينه حمل و نقل دریایی انتخاب شده است .
1-8- فرایند انجام پژوهش
1. شناسايي و تعيين معيارها
مطالعه مباني نظري
جمع آوري مدارک و اسناد سازماني
مراجعه به نظرهاي کارشناسان و خبرگان
2. تهيه يک صورت مصاحبه و چک ليست براي نظرسنجي از خبرگان و کارشناسان
3. تعيين اولويت و شناسايي وزن هاي هر معيار
4. طراحي جدول هاي مقايسه هاي زوجي براي اجراي روش تحليل سلسله مراتبي فازي
5. تعيين جايگاه معيارها بر اساس نظر کارشناسان مرتبط با فرآيند توليد
6. اجراي روش تحليل سلسله مراتبي فازي و روش بردار ويژه براي ارزيابي شرکت ها
6. رتبه بندي شرکت ها از نظر کارآيي سيستم هاي اطلاعاتي در توليد چابک
7. برگرداندن پاسخ خبرگان ونتائج تحليل معيارها (بازنگري واصلاح داده ها)
8. تجزيه و تحليل، نتيجه گيري و تدوين گزارش نهايي

اولويت بندي و شناسايي وزن هاي هر معيار
تهيه صورت مصاحبه و چک ليست براي نظرسنجي ازخبرگان و کارشناسان
شناسايي معيار ها
مطالعه مباني نظري
جمع آوري مدارک و اسناد سازماني
مراجعه به نظرات کارشناسان و خبرگان

تعيين جايگاه معيار ها
طراحي جدول هاي مقايسات زوجي فازي براي اجراي فن تحليل سلسله مراتبي فازيو ارزيابي صنايع موردنظر

اجراي تکنيک تحليل سلسله مراتبي فازي و فن بردار ويژه در ارزيابي

رتبه بندي شرکت ها از نظر کارايي سيستم هاي اطلاعاتي در توليد چابک

تدوين گزارش نهايي
برگرداندن پاسخ خبرگان ونتائج تحليل معيار ها (بازنگري)

شکل 1-1 فرایند انجام پژوهش
1-9-تعريف واژگان و اصطلاحات تخصصي
چابکي
چابکي دارا بودن مجموعهاي از توانمنديها و شايستگيها است كه باعث بقاء و پيشرفت سازمان در محيط هاي كسب و كار(ويژگي اساسي اين محيط ها عدم اطمينان و تغييرهاي دائمي مي باشد) ميشود[3].
سيستم اطلاعاتي :
سيستم اطلاعاتي نظامي دربرگيرنده كانال هاي ارتباطي است كه به منظور انجام عملياتي مانند : ورود داده ها، پردازش وتبديل داده ها به اطلاعات، ذخيره سازي داده ها و سرانجام توليد خروجي هايي مانند گزارش هاي مديريتي در سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد.
روش تحليل سلسله مراتبي (AHP ) : روش تجزيه يك مسئله بزرگ به عناصر جزيي آن با استفاده از يك ساختار رده اي است که مي تواند به درك راحت تر و تصميم گيري دقيق تر کمک کند. دراين روش بايد ارتباط هر عنصر با ساير عناصر موجود در ساختار رده اي و در سطوح مختلف مشخص شود و ارتباط هدف اصلي موجود از مسئله با پائين ترين رده موجود از سلسله مراتب تشكيل شده دقيقا روشن و مشخص شود[3].
کارآيي (در صنعت شرکت هاي تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا : با توجه به اين که توليد چابک به معناي توانايي ايجاد تغيير سريع در خط توليد است؛ بنابراين در اين پژوهش منظور از کارآيي حرکت سريع از مونتاژ يک محصول شيميايي به محصولي ديگر در کمترين زمان ممکن همراه با کمترين تعويض در ابزارها و نرم افزارهاي کاربردي است.

فصل دوم
ادبيـــات
تحقیق
2-1- مقدمـه
درمحيط پرچالشي كه شركت‌ها در آن مشغول فعاليتهستند، يكي از مهمترين عوامل بقاء و پيشرفت؛ چابكي آنها است. ويژگي اساسي ايننوع محيط ها تغيير و عدم اطمينان است. شركت‌ها در اين محيط رقابتي بايد به گونه اي عمل کنند کهبتوانند همراه با حفظ خود، از تغييرها حداكثر سود راكسب کرده و پيشرفت کنند.
نظام توليد چابک راه حل جديدي است که در اواخر دهه 1990 براي مقابله بااين چالش مطرح شده است. واژه چابك در فرهنگ لغت به معناي”حركت سريع، چالاك و فعال” يا “توانايي حركت به صورت سريع و آسان” يا ” فکر کردن سريع با يكروش هوشمندانه” تعريف شده است [16] .
مفهوم چابكي ناشي از توليد چابكاست و توليد چابكمفهومي است كه طي دهه 1990 ميلادي گسترش يافته است و به عنوان يکراهبرد موفق، توسط توليدكنندگاني كه خودشان را براي افزايش عملكرد به طور قابل‌ملاحظه‌ايآماده مي‌كنند، پذيرفته شده است[5]. هدف اين توليدكنندگان مطرح شدن به عنوان رهبردرسطح ملي و بين الملليدر يك بازار رقابتي است كه نيازهاي مشتريان درآن به صورت دائم در حالتغيير وتحول مي‌باشد. صنعت حمل و نقل دریایی و کشتیرانی نيز از چنين شرايطي، جدا نيست و شرط موفقيت و بالندگي آن در عرصه جهاني، چابک بودن آن در راستاي سازگاري با تغييرهاي فزاينده و سريع جهاني است. در چنين محيطي، نظام توليد توليدکنندگان جهاني بايد توان توليدهم زمان محصول هاي متفاوت با طول عمر كوتاه، تغيير روش ‌هايتوليد محصول و پاسخگويي كارآ به تغيير را داشته باشد. در صورت داشتن چنينتوانمندساز‌هايي است کهشرايط و پيش زمينه هاي استقراريک نظام توليد چابك فراهم خواهد شد. برخي از انديشمندان چابکي تعاريف متعددي از چابکي و سيستم هاي توليد چابک ارائه کرده اند. داو[17] چابكي را”توانايي شرکت هابراي بقاء و پيشرفت در يك محيط كسب و كار غير قابلپيش بينيو پيوسته در حال تغيير و تحول”تعريف مي‌كند .
چابکي توانايي تغيير يک شرکت براي سازگاري يافتن با تغييرها وشکار فرصت هايي است که به دليل بروز تغييرها به دست مي آيند [1]. پي تيکيد[16] چابکي را تحت عنوان توانايي انجام تغيير سريع، هوشمندانه و پويا تعريف مي کند. از نظر او چابکي هرگز به معناي انعطاف پذيري نيست و در مفهوم توليد بر توانايي سازگاري و تغييرکردن نيز ميتواند دلالت داشته باشد. البته بايد به اين نکته توجه داشت که هرچند انعطاف پذيري يکي ازپيش زمينه هاي جديد رقابت است اما به تنهايي سبب ايجاد يک نظام توليد چابک نخواهد شد. به عقيده گاناسکاران[6]توليد چابک توان بقاء و دستيابي به برتري دريک محيط رقابتي آکنده از تغيير مستمر و غيرقابل پيش بيني است که با واکنش سريع وموثر نسبت به تغيير بازار همراه بوده و برخواسته از محصول ها و خدمات طراحي شده براساس نظر مشتري است.
از ديد گاناسکاران[6]موسسه چابک به طور پيوسته در جستجوي راه هاي جديد راهبري خود براي واکنش نشان دادن سريع و موثر نسبت به تغييرات بازار است که برخواسته از محصولات و خدمات سفارشي مي باشد. از جمله پايه هاي يک موسسه چابک، يکپارچه سازي فناوري ها و سيستم هاي اطلاعاتي، افراد، فرآيندها و تسهيلات کسب و کار درقالب يک شرکت انعطاف پذير و هماهنگ است[18]. به عبارت ديگر مي توان از موسسه چابک تحت عنوان پارادايم موسسات قرن بيست ويکم و يک راهبرد موفق براي تبديل شدن به رهبري ملي و بين المللي در بازارهاي بسيار رقابتي ياد کرد که همراه با نيازمندي هاي رو به تغيير مشتري مي باشد [24] .
2-2- سيستم هاي توليدي
2-2-1-ترتيب زماني وقايع توليد
صنعت توليد پيوسته در شُرُف تغيير بوده است. اين تغييراز صنعت دستي به توليد انبوه و سپس توليد ناب و در عصر حاضر به توليد چابكدرحال گذر بوده است. دورة اول توليد دستي بوده است. از ويژگي‌هاي اين دوره؛ سطح توليد بسيار پايين، نظاماستاد- شاگردي، كيفيت پايين محصول، وجود كارگران ماهر، ماشين‌هاي چند منظوره،نظام توليد كارگاهي، وجود سازماندهي غيرمتمركز و قيمت بالاي محصول است[7] .
دورةدوم، دوره توليد انبوه هنري فورد بوده است كه مي توان از خط مونتاژ متحرك، توانايي تعويضكامل قطعه ها، راحتي اتصال قطعه هاي مختلف به يكديگر، كاهش زمانچرخه كاري، تعويض‌پذيريكارگران، پيدايششغل هاي جديدي مانند تعميركاري و مهندسي صنايع و كاهش زمان راه‌اندازيدستگاه ها به عنوانويژگي‌هاي اساسي اين دوره نام برد. البته نبايد از نام اسلون کسيکه تکميل کننده کارهاي فورد بوده، به سادگي گذشت؛ زيرا هنري فورد با موفقيت توليد انبوه رادر كارخانه به ثمر رساند امّا هرگز نتوانست دستگاه سازماندهي و مديريتي به وجود آوردكه بتواند سيستم کلي کارخانه ها، فعاليت هاي مهندسي و سياست‌هاي بازاريابي، يعني همهدستاوردهاي توليد انبوه را اداره كند. اسلون سيستمي را كه فورد پيشگام آن است تكميلكرده و به شكل امروزي آن درآورده است.
دورة سوم فلسفة توليد ناب(نظام توليدي تويوتا) کهبنيانگذار و مغز متفكر آن مهندس ژاپني به نام تاييچي اوهنو بود. فلسفة توليد ناب به مبناي حذف هر نوعفعاليت بدون ارزش افزوده است. توليد ناب اصولي دارد که عبارت هستند از : حذف اتلاف ها، خرابي هاي(شکست هاي) صفر، تيم‌هايچند منظوره، كاهش لايههاي سازماني، رهبري تيمي، سيستم‌هاياطلاعاتي عمودي، بهبود مستمر و سيستم کششي.
دوره چهارم، توليد چابكاست كه هدفآن اغناي مشتري، تقويت اثر اطلاعات و افراد، تسلط بر پديده تغيير و عدم اطمينان وافزايش رقابت‌پذيري از طريق همكاري است که در اين زمينه در ادامه به طور کامل پرداخته مي شود[20].
سال 2000 1990 1975 1903 1850
ميزان غالب بودن پارادايم
توليد چابک توليد ناب توليدانبوه توليد دستي

شکل2-1- ترتيب زماني سيستم هاي توليد[18، 20]
2-2-2- تاريخچه چابكي
تاريخچه چابکي به دوره رکود صنايع ايالات متحده آمريکا برمي‌گردد. با توجه به ركود صنايع توليدي ايالات متحده و از دست دادن رقابت‌پذيري درطول دهه 1980، در سال 1990 كنگرة آمريكا تصمي

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *