معماری، سنتی، صنایع‌دستی، معماري، قاجار، فرهنگ

ه فضاهای کوچک را طوری روشن کنند که نور زیاد، به‌ویژه در محیط‌های گرم سبب بالا رفتن دمای محیط نشود؛ استفاده از شیشه‌های کوچک رنگی و چوب، با تزیینات خاص خود به عنوان مصالح ساختمانی در معماری قاجاریه این شهرستان، نشانه‌ی توجه معماران سنتی این دوره به شرایط اقلیمی است. با توجه به اصل پرهیز از بیهودگی در سبک معماری ایرانی؛ همه‌ی این هنرها دارای کاربرد‌هایی هستند و تنها به صرف تزئینات اجرا نشده‌اند.
فرهنگ دوره قاجاریه بر انتخاب و اجرای تزیینات وابسته به معماری سنتی این دوره از تاریخ، تأثیر فراوان داشت که در صنایع دستی وابسته به معماری باز مانده از این دوره به خوبی مشاهده می‌شود. این تأثیر در چلنگری، در شکل کوبه‌ها و در گره‌چینی در شیشه‌های رنگی و در پنجره‌های بلندی که حتی به حالت نشسته هم می‌توان محیط خانه را کنترل کرد، خود را نشان داده است.
در این پژوهش سعی بر شناخت و بررسی تأثیر اقلیم منطقه و فرهنگ جامعه‌ی قجری بر تزئینات وابسته به معماری دوره قاجاریه شهرستان اردکان با تأکید بر خانه‌ی تقدیری می‌باشد و در پایان این پژوهش به روش ساخت و اجرای صنایع‌دستی مذکور اشاره می‌شود. امید است با آشنا شدن هرچه بیشتر علاقه‌مندان به هنرهای سنتی، گامی در حفظ و احیای این هنرها برداشته شود.
1-2- ضرورت انجام تحقیق
ضرورت زیر سبب شد تا در پی بررسی‌های انجام شده، این پژوهش به انجام رسد:
با توجه به شهرنشینی و مدرنیته شدن اکثریت مردم این روزها کم‌تر شاهد تلفیق صنایع‌دستی با معماری هستیم و شاخه‌هایی از صنایع‌دستی که زینت‌بخش معماری سنتی بوده است، امروزه در حال منسوخ شدن می‌باشد و این در صورتی است که فرهنگ اسلامی هنوز در میان مردم جایگاه خود را حفظ کرده است.
1-3 سابقه تحقیق
در پی بررسی‌های انجام شده در زمینه‌ی موضوع تحقیق، کتاب، مقاله و پایان‌نامه‌هایی موجود است که درباره‌ی این مقوله به بحث و بررسی نشسته‌اند. در این‌جا چند نمونه از این پژوهش‌ها معرفی شده است.
در زمینه مصنوعات چوبی ایران ، در مقاله‌ای به قلم مجید ساریخانی که در مجله‌ی شماره‌ی 55 ماه هنر با عنوان «شیوه‌ی ساخت مصنوعات چوبی ایران در دوران اسلامی» به چاپ رسیده است درمورد در-پنجره‌های شیشه‌داری که به صورت مشبک در دوره‌ی قاجار ساخته می‌شد می‌خوانیم؛ ولی به معرفی انواع آن نپرداخته و اشاره‌ای به طرز ساخت و کارکرد آن در ساختمان و رابطه‌ی آن با فرهنگ آن دوره نکرده است.
دکتر محمد خزایی و دکتر قباد کیامهر در مقاله‌ای باعنوان «مفاهیم و بیان عددی در گره چینی دوره‌ی صفویه» به بررسی گره‌چینی ایرانی از این دیدگاه می‌پردازند (ماه هنر، فروردین و اردیبهشت 1385).
در مقاله‌ای با عنوان «ارسی در معماری سنتی» از آسیه شفیع‌پور به معرفی ارسی‌ها پرداخته و از گره چینی و کاربرد و عملکرد آن صحبت می‌کند.
معصومه تهرانی در مقاله‌ی خود با عنوان «معرفی نورگیرهای گره‌چینی در معماری سنتی» به معرفی انواع و کارکرد پنجره‌ها به صورت کلی می‌پردازد و پنجره‌ها را از لحاظ نوع اقلیم و فرهنگ بررسی نکرده است و فقط به صورت کلی به معرفی پنجره‌ها می‌پردازد (رشد آموزش هنر، دوره‌ی پنجم/ شماره‌ی1،1386).
«بررسي تطبيقي ارزش‌هاي ويژه گره چيني به كار رفته در خانه‌هاي قاجار تهران و صفويه اصفهان» عنوان پايان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد یاسر قاسمی که در سال 1387 و با موضوع هنر- صنایع‌دستی می‌باشد. در اين پژوهش به شناخت ويژگي‌ها و ارزش‌هاي بصري، كمي و كيفي آثار گره پرداخته است.
پايان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد دانشجو :آرزو خانپور با عنوان «مطالعه تاثير واردات شيشه بر توليدات شيشه دوران قاجار» در سال 1390 به انتشار رسیده است که موضوع آن هنر؛ واردات شيشه است و اين پژوهش به بررسي شيشه‌هاي وارداتي و توليد داخلي، به اين هدف که چرا تلاش‌هاي ايران براي تبديل کارگاه‌هاي شيشه‌گري سنتي به کارخانه‌هاي صنعتي ناموفق بوده است؛ مي‌پردازد.
در تحقیقات انجام شده در زمینه چلنگری، مریم کیان در مقاله‌ای با عنوان «چلنگری در هنرهای سنتی» در کتاب ماه هنر خرداد و تیر 1381 درباره‌ی چیلان و چلنگری توضیح داده است. مریم کیان در این نوشتار به شرح تولیدات چلنگری و عملکرد آن ها پرداخته و در مورد عملکرد و ابزار و ادوات کار چلنگر توضیحی نداده است.
همچنین دانشجو سمیه خسروی، پایان نامه‌ی کارشناسی ارشدی با عنوان «تحليل مردم شناختي صنايع دستي چکشي شهرستان بروجرد (ورشوکاري، آهنگري، چلنگري)» را در سال 1387 ارائه نموده است که موضوع علوم انساني-مردم شناسي دارد و به معرفی صنايع دستي چکشي شهرستان بروجرد، شامل ورشوسازي، آهنگري و چلنگري می‌پردازد.
در زمینه تزئینات معماری نیز موارد زیر به دست آمد.«مروري بر تزيينات معماري مسکوني ايران (قاجار و اوايل پهلوي)» عنوان پایان‌نامه‌ای با موضوع هنر تزيينات معماري مسکوني از دانشجو : مهناز صفی صمغ آبادی است که همان‌طور که از عنوان آن بر‌ می‌آید به معرفی تزيينات معماري مسکوني ايران در ادوار قاجار و اوايل پهلوي می‌پردازد.
مجتبی یزدان پناه در پایان نامه‌ای با موضوع هنر- پژوهش و توسعه (هنر) و عنوان «بررسي تزئينات در معماري با نگاهي به كاشي‌هاي هفت رنگ تصويري در كرمان» به بررسی كاشي‌هاي هفت رنگ تصويري كه از اواخر دوران صفويه بر بناهاي ايراني نصب شده، و پيوند نقاشي ايراني؛ خصوصا نقاشي قهوه خانه‌ای با این هنر اصیل ایرانی می‌پردازد.
با توجه به تحقیقات انجام شده در مورد معماری سنتی و هنرهای وابسته به آن، این نتیجه حاصل شد که در مورد تأثیر فرهنگ و اقلیم بر هنرها و معماری سنتی دوره‌ی قاجار در شهرستان اردکان که یکی از شهرستان‌های مهم استان یزد است و در ناحیه گرم و خشک و کویری واقع شده است پژوهشی انجام نشده است.
1-4 سؤالات پژوهشی
در این قسمت سؤالاتی که این پژوهش در پی پاسخ آن‌ها است چنین مطرح می‌شود:
آیا اعتقاد دینی مردم در عهد قاجار بر صنایع‌دستی به کار رفته درمعماری سنتی تأثیر گذاشته است؟
آیا اقلیم منطقه بر انتخاب صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی مؤثر بوده است؟
آیا صنایع‌دستی دوره قاجاریه بر معماری سنتی شهرستان اردکان تأثیر داشته است؟
1-5 فرضیه
فرضیه‌هایی که در این پژوهش مورد نظر است به شرح زیر می‌باشد:
اعتقادات دینی عهد قاجار بر صنایع‌دستی به کار رفته درمعماری سنتی تأثیر گذاشته است.
اقلیم منطقه بر انتخاب صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی مؤثر بوده است.
صنایع‌دستی دوره قاجاریه بر معماری سنتی شهرستان اردکان تأثیر داشته است.
1-6 روش تحقیق
شیوه‌ی نگرش این تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و رویکردی تاریخی دارد.
این تحقیق ابتدا به بررسی مبانی نظری موضوع پرداخته و سپس موقعیت جغرافیایی و تاریخی آن را معرفی و بررسی می‌کند و در انتها با تصویرسازی هنرهای سنتی مورد استفاده در معماری سنتی عهد قاجار، با تأکید بر صنایع‌دستی خانه‌ی تقدیری به تشریح و تبیین شیوه‌های عمل‌کرد و دلایل استفاده از این هنرها می‌پردازد و به معرفی ابزار، شیوه‌ی ساخت و تولیدات این هنر‌ها پرداخته و ارتباط این هنرها را با فرهنگ و اقلیم منطقه بررسی می‌نماید.
1-7 مراحل اجرای پروژه
طی مراحل زیر این پروژه اجرا شده است.
بازدید و عکاسی از محل مورد پژوهش جهت آشنایی بیشتر.
گردآوری مطالب و مطالعه‌ درباره‌ی صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی
مطالعه و بررسی عوامل فرهنگی دوره‌ی مورد نظر که بر معماری سنتی تأثیر گذار بوده است
مصاحبه با افراد خبره در زمینه‌ی صنایع‌دستی به کار رفته در معماری سنتی
بازدید مجدد و بررسی معلومات حاصل، در مکان تحقیق.
1-8 محدودیت‌های تحقیق
در راستای انجام این تحقیق به دلیل کم بود منابع کتابخانه‌ای، در رابطه با صنایع‌دستی وابسته به معماری بناهای قاجار شهرستان اردکان و همچنین بالا بودن سن افراد انگشت شماری که امروزه به این هنرها اشتغال دارند؛ محدودیت‌هایی در مسیر این تحقیق به وجود آمد. همچنین سند مکتوبی از موزه یا کتابخانه‌های عمومی نیز به دست نیامد.
استاد رضا غفوری که در این پژوهش از راهنمایی ایشان بسیار استفاده شده امروز دیگر در قید حیات نیستند و در حال حاضر تنها یک نفر در سطح این شهرستان به هنر- صنعت چلنگری مشغول است.که برای تکمیل پژوهش از این استاد کار هم مصاحبه به عمل آمد.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1 نگرشی بر معماری سنتی ایران
قبل از هرچیز برای پرداختن به تزئینات وابسته به معماری باید مختصری به پیشینه‌ی معماری، در ایران بپردازیم و در ادامه معماری اسلامی را در کنار معماری سنتی معرفی کنیم.
معماری ایرانی سابقه‌ای 7000ساله دارد که در خارج از مرزهای ایران نیز می‌توان آن را دید. این معماری از خانه‌های ساده گرفته تا بناهای عظیم را شامل می‌شود. این بناها دارای مفهوم و مصارف دینی هستند. به نور اهمیت داده شده و عشق به زیبایی در کوچکترین اثر به چشم می‌خورد و زیبایی در نظر ایرانیان به الوهیت بر می‌گردد (نیلفروشان، 12:1386).
بناهای تاریخی معماری ایرانی از همان ابتدا متأثر از مذهب بوده‌اند. ایران باستان در قلب آسیا جای داشت. چین در شرق، هند در جنوب و کلده، بابل، آشور و مصر در غرب، و یونان در شمال غربی ایران قرار داشتند. به گفته‌ی پوپ ایران عناصر معماری کشورهای پیش گفته را در هم می‌آمیخت؛ ولی ویژگی‌های خاص خود را نیز نگه می‌داشت (کاتب،54:1384).
شیوه‌های معماری ایرانی قبل از اسلام شامل شیوه‌های پارسی، پارتی و بعد از اسلام شامل شیوه‌های خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی می‌باشد (نیلفروشان، 12:1386).
در گستره‌ی هنرهای سنتی ایران، معماری جایگاه ویژه‌ای دارد، هر چند هنرهای گوناگون ایرانی، از معماری تا موسیقی و از شعر تا سینما، ظاهری متمایز از هم دارند، ولی دارای وجه مشترک و قدر جامعی در بیان هنرمندان ایرانی محسوب می‌شوند. همه‌ی هنرمندانی که با زبان و بیان خاص خود به عرصه‌ی هنر پای می‌نهند، علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، در اصول و مبانی، سعی دارند از هنر حقیقی، ازلی و ابدی دفاع کنند. این شیوه‌ی بیانی، به هنر دینی نیز تعبیر یافته است، چرا که دین از جهتی ایمان به غیب است، بنابراین هنرمند بدون داشتن ایمان و اعتقاد، نمی‌تواند از پیرایه‌های ظاهری اطراف خود چشم بپوشد و از ظاهر به باطن پنهان بپیوندد. از این روی، یک معمار سنتی ایرانی، در قالب نقوش، رسمی‌بندی‌ها و کژچینی‌ها پویایی تاریخ را رقم می‌زند (مهرپویا،2:1386).
می‌توان در تمامی ادوار و جمیع اماکن جهان اسلام «معماری پنهان» را مشاهده کرد یعنی معماری‌ای که واقعاً وجود دارد، البته نه در زمانی که به ظاهر بنا نگریسته ‌می‌شود و یا نمادی که برای همه و از تمام جوانب قابل رؤیت است؛ بلکه این معماری زمانی حس می‌شود که از درون و با رخنه‌ بدان و تجربه‌ی آن از نزدیک، مشاهده می‌شود(گروپه،9:1379).
این عدم توجه به ظاهر بنا حتی در بناهای سترگی همچون مسجد جامع که بناهای فرعی دیگر (مانند بازار) آن را فرو پوشانده‌اند، بیشتر چشم‌گیر است «پوشیدگی» بناهای عمده با فقدان کامل علائم ظاهری همچون شکل، اندازه، کارکرد و یا مفهوم بنا همراه شده است. حتی اگر بنایی دارای نمای قابل رأیت و درگاه اصلی باشد، باز این ویژگی‌ها چیزی از بنایی که در آن سوی آن نهفته است، را ارائه نمی‌دهد. به عبارت دیگر کمتر بنایی را می‌توان یافت که اشاره‌ای به سازمان‌بندی درونی و یا هدف اصلی بنا داشته باشد و کمتر بنای اسلامی را می‌توان پیدا کرد که ظاهر و بیرون آن خصوصیات درونی آن را بر ملا و قابل فهم سازد (گروپه،10:1379).خانه‌های عهد قاجار نیز دارای این خصیصه می‌باشند.
معماری اسلامی عموما ویژگی‌های اصلی خود را در آن سوی ظاهر نامرئی پنهان کرده است. این معماری، اشکال خود را به‌سادگی حتی بر طبق نیازهای کارکردی تغییر نمی‌دهد، بلکه تا حدودی کارکردهایی از اشکال پیش پنداشته را اقتباس می‌کند که اساسا در بر دارنده‌ی فضاهای داخلی است. عمارت اسلامی بجز، مقبره، آرامگاه و سایر بناهای گنبدی نشان دهنده‌ی کیفیت جهت‌نما و یا محوری نیستند. برعکس، جهت طبیعی و واقعی یک عمارت، اگر واقعا داشته باشد اغلب با جهت کارکردی آن متفاوت است(همان).
عدم اشاره به جهت نما و یا تمرکز در طراحی معماری اسلامی در تمامی ازمنه و در بیشتر بخش‌های جهان اسلام ظاهر شده است؛ این نکته حتی در فقدان تعادل بین بخش‌های مختلف مجتمع‌های ساختمانی دیده می‌شود؛ در معماری اسلامی اصولا بنای اصلی و متمرکزی وجود ندارد از این‌رو افزایش چیزی به پلان اصلی، هرگز قاعده‌ی حاکم بر کل مجتمع و بخش‌های مختلف آن را به هم نمی‌زند (گروپه،11:1379).
تداوم، تعادل، تناسب، تأکید و تنوع معماری ایرانی کم نظیر است عوامل سازمان‌بندی از خط و فرم گرفته تا بافت و فضا و حتی رنگ در این معماری پیرو قواعد خود، قابل مطالعه‌ی فراوان است (مهرپویا،1386،:2).
يکي از مسائل مهم در شناخت معماري سنتي ايران انقطاع فرهنگ معماري سنتي و پيدايش گونه‌هايي از فضاهاي جديد معماري شهري است که غالبا با فضاهاي سنتي کاملا متفاوت هستند، چون‌که بسياري از معماران بيش از هر چيز به پديده‌هاي شکلي و بصري انديشيده‌اند و بسياري از مسائل، مباحث و نکات فرهنگي، تاريخي و اجتماعي را به اندازه‌ی کافي مورد توجه قرار نداده اند (لقایی،1392).
معماري سنتي قبل از پيدايش تکنولوژي و مصالح جديد ساختماني در تمام نقاط کشور و به هر شکل و به هر کيفيت نوع معماري افقي و باهويت بشمار مي‌رفت که در طي ساليان دراز و قرن‌هاي متمادي مصالح و شيوه‌هاي فني ويژه خود را داشت. اين نوع ساخت و ساز بومي بسيار به جا مي‌نمود و به موقع و کاملا ارزنده و منطقي و گاه نيز بس شکوهمند بود و هنوز هم به عنوان يک معماري شريف و برخوردار از مقياس انساني داراي همان ارزش و اعتبار است. تحليل معماري ايراني نشان مي‌دهد که به رغم کثرت و تنوع و پيچيدگي بناها، اصول و مفاهيم و الگوهايي در طول زمان به گونه‌هاي مختلف در اين معماري به کار گرفته شده‌اند. افزون بر آن اين نتيجه به دست آمده

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *