معماری، ایمان، مساجد، فضا، فاعلش، حقیقت

کند.
2-3-5-قیاس معماری امروز و دیروز ایران:
(معماری دیروز ایران ارزشمند،سربلند و زمین را هویت می بخشید و کرامت انسانی را حفظ می کرد یعنی در معماری دیروز ایران،رابطۀ انسانی،درک فضا وتکریم انسان پایه گذاری شده بود،اما معماری امروز تنها به مادیات چشم دوخته و معنویات را فدای مادیات نموده است و به عبارت دیگر خاک(زمین)را قیمت و ارزش دانسته است و انسان را بر مبنای آن ثروتمند.معماری امروز ایران بیشترین بهره را از کمترین فضا می برد نه آنکه شایسته ترین فضا رابرای زندگی انسان فراهم آورد.در دوران بیماری اقتصاد و رشد سر سام آور تورم،معماری به ویژه سکن(ابنیه)تبدیل به کالایی برای احتکار و کسب درآمد شده است.کمیت فضاهای معماری بر ارزش و کیفیت آن حاکم می باشد.رابطۀ معماری امروز ایران با انسان دیگر آن رابطه ارج نهادن و تکریم نیست بلکه به نوعی به کنار آمدن با فضا توسط انسان بدل گردیده است.)[علی یاران،1392،ص60]
(معماری برای معمار دیروز یک تکلیف تلقی می شد،او به خدمت به خداوند و انسان می اندیشید ولی معمار امروز به خودنمایی و معروفیت خود می اندیشد،به عبارتی اولی از خود به خدا می رسید وبه راز و رمز نهفته در خلقت پی می برد و از این کشفیات به وجد می آمد اما دومی از خود به خود می رسید.) .[همان،ص60]
(اگردانشجوی معماری پیش از آنکه به استعدادهای درونی و شایستگی های خویش پی ببرد و با دانش هایی درست یا نادرست انباشته گردد،از درون خویش غافل ماند،قدرت ابتکار،جوشش وخلاقیت را از کف خواهد داد.برای جلو گیری از این روند نادرست در گام نخست آموزش معماری باید به دور از گرایش های سبکی و مکتبی به شناخت و شکوفایی استعدادها و ایجاد اشتیاق کشف شده در درون خود همراه با مشاهده بپردازد.) .[همان،ص61]
(معماری سنتی به دور ازتعلقات شخصی به حقیقت ذاتی خود وفاداراست وبه انسان اجازه می دهد به سوی حقیقت صعود کند.این بدان معنی است که در معماری سنتی، برخلاف معماری مدرن، بین صورت و محتوا رابطه وجود دارد.بنابراین،هدف هنر ومعماری در تمدنهای سنتی این است که انسان را متوجه معنی و عالم بالا کند،هواهای نفسانی را در وجود او کنترل کند و تمایل به کمال جویی را که از خصایص فطری انسان است،پرورش دهد.) .[همان،ص62]
2-3-6-نتیجه گیری:
علی رغم آکادمیک شدن هنر و معماری و تشکیل دانشگاهها و در نتیجه استفاده همزمان از تجربیات اساتید مختلف در زمینۀ آموزش،اما سیستم به گونه ای رشد یافته است که کارآموز به دنبال تقلید یا سبک خاص بیشتراز روح خود خالی می شود.در کشورهای جهان سوم از جمله ایران،سیستم مدرسه و دانشگاهی غربی باعث بی هویتی بیش از پیش دانشجویان از فرهنگ و داشته های خود گشته است.و این در حالی است که در سالهای اخیر تعداد فارغ التحصیلان معماری در ایران سیر نجومی داشته است.بدیهی است که کیفیت [همان مطالب و سبکهای قابل نقد]نیز همان سیر را در جهت معکوس داشته است.
فصل3:مبانی نظری
بخش1:تربیت مکمل تعلیم
در جستجوی روح زندگی از طریق آموزش(هنر)
بخش2(تحلیل چند شبهه)
الف:زیبایی و حقیقت در تقابل عینیت و ذهنیت
ب:هنر برای هنر،سقوط یا اوج
بخش3:شیوۀ صحیح آموزش هنر ومعماری(بازگشت معنا)
بخش4:هنر پیشرو در کنار مردم برای احیای جامعه
بخش1:تربیت مکمل تعلیم
در جستجوی روح زندگی از طریق آموزش(هنر)

عکس4
3-1-1-مقدمه:
در آموزش سنتی مقدمه و شرط ورود به حرفه تسلط بر خود و تربیت نفس بوده و شرط پذیرفته شدن توسط استاد پایبندی به حرفه و عمل به اصول اخلاقی است و شاگرد مجبور به قبول سختیهای فراوان است.بدین ترتیب احتمال رسیدن هر شخص به شغل متناسب با ذات او در گذشته بیشتر از امروز بوده است.تنها کسانی به مرحلۀ پختگی می رسیدند که در نهایت شور و شوق از پس تمام آزمونهای هر لحظه ای بر می آمدند.
3-1-2-تفسیر یک آیه:
“مسجدهای خدا را تنها کسانی تعمیر می کنند که به خدا و روز جزا ایمان داشته،و نماز به پا دارند وزکوه دهند،و جز از خدا نترسد،ایشانند که امید است از راه یافتگان باشند.”[ سوره توبه آیه 18]
“از آیه 17 دو اصل لطیف از اصول تشریع استفاده می شود،یکی اینکه به طور کلی عملی جایز (البته جواز به معنای اعم،که شامل واجبات و مستحبات و مباحات می شود.)آن عملی است که دارای اثر مفیدی برای فاعلش باشد،پس معلوم می شود هیچ عمل لغوی در دین تشریع نشده،و این اصل مورد تایید عقل و منطبق با ناموس طبیعت نیز هست،چه در طبیعت هیچ عملی از هیچ موجودی سر نمی زند مگر اینکه برای فاعلش سودی دارد.
اصل دوم این است که عمل وقتی جایز است که قبلا خداوند به فاعلش حق داده باشد که آنرا انجام دهد،و مانع انجام آن نشده باشد.”[ علامه طباطبایی،تفسیر المیزان،جلد 18،جزء10آیه 17-24]

“با این حال نه کوششهایشان برای عمران و آبادانی مسجدالحرام یا مانند آن ارزشی دارد،و نه انبوه اجتماعشان در اطراف خانه کعبه.خداوند پاک ومنزه است،و خانه او نیز باید پاک و پاکیزه باشد و دستهای آلودگان از خانه خدا و یا مساجد به طور کلی قطع گردد.”[ آیت اله مکارم شیرازی،تفسیر نمونه، جلد7،ص376]
“در آیه 17 سوره توبه شرط آبادکنندگان مساجدو کانونهای پرستش و عبادت را ذکر می کند و برای آنها5 شرط مهم بیان می دارد.می فرماید:«تنها کسانی مساجد خدا را آباد می سازند که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند.»این اشاره به شرط اول و دوم است،که جنبه اعتقادی و زیربنایی داردو تا آن نباشد هیچ عمل پاک،شایسته وخالصی از انسان سر نمی زند،بلکه اگر ظاهرا هم شایسته باشد،در باطن آلوده به انواع غرضهای ناپاک خواهد بود”[ همان،ص377-378]
“واگر جواز تعمیر مساجد وداشتن حق آنرا مشروط کرده به داشتن ایمان،هم به خدا وهم به روز جزا،و به همین جهت آنرا از کفار که فاقد همچنین ایمانی هستند نفی کرده،وخلاصه اگر در این شرط اکتفا به ایمان به خدا تنهایی نکرد و ایمان به روز جزا را هم علاوه کرده است برای این بوده که مشرکین خدا را قبول داشتند،وتفاوتشان با مؤمنین صرف نظر از شرک این بود که به روز جزا ایمان نداشتند،لذا حق تعمیر مساجد وجواز آنرا منحصر کرد به کسانیکه اینرا پذیرفته باشند.”[ علامه محمد حسین طباطبایی،پیشین،آیۀ17-24]
“بعد به شرطهای سوم وچهارم اشاره کرده،می فرماید(ونماز رابرپا دارد و زکات بدهد)یعنی ایمانش به خدا و روز رستاخیز تنها در مرحله ادعا نباشد،بلکه با اعمال پاکش آن را تایید کند.هم پیوندش با خدامحکم باشد



قیمت: 11200 تومان

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *