معماری، آرایه‌ها، سنتی، آن‌ها، تابستان‌نشین، می‌شود

که تکامل معماری ایران بیشتر بر تعالی اصولی و مفاهیم و الگوهای جدید در جریان نوعی فعالیت هوشمندانه و ماهرانه معماری استوار بوده است. با پذیرش این امر، می‌توان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مفاهیم و الگوها پرداخت و آن‌ها را در جریان یک فعالیت خلاق تکامل بخشید و به پیش برد (همان).
در این پژوهش سبک معماری قرن ۱۳ و ۱۴ مورد نظر است. گرایش معماری این دوره را به سبک معماری غربی می‌دانند. این گرایش البته در دوره صفویه، زندیه و افشاریه آغاز شده بود. اما در این دوره شدت بیشتری یافت. با این حال بناهای معماری زیادی هم در این دوره بنا شد که از آن جمله می‌توانیم به کاخ گلستان، مدرسه آقابزرگ، مسجد و مدرسه‌ی سپهسالار، تکیه دولت، دارالفنون، بازار تهران، نگارستان، قصر فیروزه، قصر دوشان تپه و مسجد سلطانی اشاره کرد. از دیگر آثار معروف این دوره می‌توان به خانه‌ی طباطبایی و خانه‌ی بروجردی ساخته‌ی علی مریم کاشانی اشاره کرد(ذکرگو،190:1381).
2-1-1 آرایه‌های معماری سنتی
در دوره‌های مختلف این آرایه‌ها و تزئینات را معماران گوناگونی می‌ساختند که هریک به حوزه‌ی جغرافیایی، قومی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی خاصی تعلق داشتند و بنابراین سبک‌ها و تصویرهای گونه گونی در آن‌ها به کار رفته است. با این حال می‌توان همه‌ی آن‌ها را در چهارچوبی مشترک قرار داد، و در عین حال، هر دوره‌ای را از دوره‌ی دیگر متمایز کرد. از آرایه‌ها در معماری ایرانی- اسلامی، نه‌تنها برای جلوه بخشیدن به نمای خارجی و داخلی ساختمان استفاده می‌شد، بلکه پاسخی بود برای بر آوردن نیازهای معنوی(کاتب،54:1384).
آرایه‌های داخلی معماری، شامل کنده‌کاری، نقاشی، حجاری، گچ‌کاری، آئینه‌کاری و به‌کارگیری آجر لعابی می‌باشد. این هنرها و مهارت‌ها بازتابی از سنت‌های باستانی هستند، به‌ویژه آن‌هایی که از باورهای دینی سرچشمه می‌گیرند(همان).
سطوح تزئینی در معماری اسلامی دارای واقعیت طبیعی و در عین حال جلوه‌ی بصری است و این در جای خود بی‌همتاست و بدان‌ها اهمیتی هم سنگ اهمیت قوالب و اشکال معماری بخشیده است(گروپه،161:1379).
هنرهای سنتی همواره از رهگذر استفاده از آرایه‌ها و تزئینات، عناصر طبیعی را در خود وارد کرده‌اند و در پی آن هستند تا مکان‌های مادی را با روح معنوی بیامیزند؛ برای همین هرگز به مکان و زمان خاصی محدود نیستند. دو هزار سال پیش از میلاد، زیگورات‌ها پل ارتباطی میان آسمان و زمین بودند؛ مدت‌ها بعد مسجد این نقش را بر عهده گرفت. تزئین خانه هم با همین هدف انجام می‌شد و این باور را می‌پروراند که خانه نمادی از آسمان در زمین است و حیاط نیز مرکز آن است(کاتب، 56:1384).
دگرگونی باورهای مذهبی بر چگونگی استفاده از آرایه‌ها در معماری ایرانی تأثیر عمیقی برجای گذاشت، اما سنت‌ها و اصول اساسی آن- همان نگاه درون‌گرایانه- همچنان ثابت مانده است. با ورود اسلام، ایران، باورها و کیهان‌شناسی خود را تغیر داد.
پیوند بین معماری و آرایه‌ها را به دو گونه می‌توان توصیف کرد:
معماران سنتی از همان ابتدا نوع تزئینات و آرایه‌های ساختمان را تعین می‌کردند. در نتیجه تناسب و اندازه- چه داخلی و چه خارجی- کاملا معلوم بود، و به این ترتیب اجرا و غنی سازی آرایه‌ها به آسانی انجام می‌شد. ساختمان‌های سنتی دوره‌ی قاجار نمونه‌هایی عالی از این پیوند نزدیک بین معماری و تزئینات هستند. به عنوان مثال، مقرنس‌کاری، گچ‌کاری و آئینه‌کاری در بسیاری از ساختمان‌های این دوره بسیار استفاده شده است.
کاربرد ظریف و ماهرانه‌ی آرایه‌ها و تزئینات می‌توانند القا کننده‌ی جنبه‌های روحانی و معنوی در درون ساختمان باشد. این کار با در آمیختن آن‌ها با معماری ممکن می‌شود؛ به گونه‌ای که اتاق‌ها در بردارنده‌ی حس معنوی غنی‌تری در مقایسه با طرح اولیه می‌شوند(همان).
2-1-2 اصول معماری ایرانی و تأثیر آن بر آرایه‌های معماری سنتی
آرایه‌های معماری سنتی از معماری سنتی تأثیر بسزایی گرفته‌اند که در این‌جا چند اصل معماری ایرانی که آرایه‌ها از آن‌ متأثرند معرفی شده است.
هنر و معماری ایرانی از دیر باز دارای چند اصل بوده که به خوبی در نمونه‌های این هنر نمایان شده است. این اصول عبارتند از: مردم‌واری، پرهیز از بیهودگی، نیارش، خود‌بستگی و درون‌گرایی(پیرنیا،100:1387).
2-1-2-1 مردم‌واری
مردم‌واری به معنی رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیاز‌های او در ساختمان‌‌سازی است. معماری همیشه و همه‌جا هنری وابسته به زندگی بوده و در ایران بیش از هرجای دیگر. چنان‌که آرایش معماری نیز همواره به دست زندگی بوده و در هر زمان روش زندگی بوده که برنامه کار معماری را پی ریخته است. در اندام (فضا)های ساختمان و اجزای آن چنین نمایان می‌شود که برای نمونه اتاق سه‌دری که بیشتر برای خوابیدن به کار می‌رود، به اندازه‌ای که نیاز یک خانواده را برآورده کند. اجزایی چون در و پنجره، تاقچه، رف و نیز پستویی که برای انبار رخت‌خواب به‌کار می‌رفته است؛ نیز اندازه‌هایی مناسب داشتند.
معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه‌ی بلندای مردم می‌گرفته و پنجره و نورگیر را چنان تزئین می‌کرده که نور خورشید و پرتوی ماه به اندازه‌ی دلخواه درون بنا را روشن کند. پهنای اتاق خواب به اندازه‌ی یک بستر بوده و بلندای تاقچه و رف به اندازه‌ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد. روزن بالای پنجره یا گل‌جام معمولا دارای شیشه‌های رنگی به رنگ‌های زرد لیموئی و آبی بوده که این شیشه‌ها را از غرابه‌های شکسته به دست می‌آوردند. برای جلوگیری از ورود گرما به درون بنا، از ارسی بهره می‌بردند. یا دیوار و سقف را دو پوسته می‌ساختند تا لایه عایق جلوگیر گرما باشد.
اگر خواب‌گاه ایرانی اندازه‌ای کوچک و در خور گسترش یک یا دو بستر را داشته در برابرش دارای تالار و سفره‌خانه‌ای با شکوه و پهناور بوده است. اگر خوابگاه کوچک بوده از آن صاحب‌خانه بوده و شایسته نبوده تا بیگانه‌ای به آن وارد شود، اما تالار باید شایسته‌ی پذیرایی از مهمان گرامی باشد(پیرنیا،106:1387).
2-1-2-2پرهیز از بیهودگی
در معماری ایران تلاش می‌شده تا کار بیهوده در ساختمان‌سازی نکنند و از اصراف پرهیز می‌کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می‌شده است در قران کریم آمده “مؤمنان، آنان که از بیهودگی رویگردان هستند”.
اگر در کشورهای دیگر، هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری (نقاشی)، سنگ‌تراشی، پیرایه به شمار می‌آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است.
گره‌سازی با گچ، کاشی، خشت و آجر و به گفته‌ی خود معماران، “آمود که، آرایشی را که پس از پایان کار ساختمان بر آن بیافزایند؛ مانند تزیین الحاقی، نما‌سازی سنگی، آجری، کاشی‌کاری گچ‌بری را گویند” و اندود، بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باشد در زیر پوشش سقف، عایقی در برابر گرما و سرما ساخته می‌شود یا بلندای بنا که ناگزیر پر و پیمون است و نمی‌تواند به دلخواه معمار کوتاه‌تر شود، تنها با افزودن کاربندی می‌توان آن را کوتاه‌تر و “به اندام” و مردم‌وار کرد. اگر ارسی و روزن با چوب یا گچ و شیشه‌های رنگین و خرد، گره‌سازی می‌شود. تنها برای زیبایی نیست وانگهی باید دانست که واژه‌ی زیبا به معنای “زیبنده بودن” و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.
در زیگورات چغازنبیل از 1250 سال پیش از میلاد، می‌توان کاربرد کاشی را دید در این ساختمان، ازاره‌ی (قسمت پایین دیوار) دیوارها را با کاشی آبی آرایش ‌کرده‌اند. چون هنگام رفت و آمد مردم برخورد پای دیوار بیشتر بوده است، و چون خشت در برابر باران آسیب می‌دیده، نمای ساختمان را با آجر پوشانده‌اند. معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می‌نشستند و به دیوار تکیه می‌زدند (چون در گذشته مردم در جای سرپوشیده روی صندلی نمی‌نشستند و به جای آن از “نهالی” بهره می‌بردند که زیر آن تشکی با چار بالش بود.)، برای افزایش پایداری از راه دیوار،‌ آن را با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود تا بلندی یک گز (هر گز برابر 106.66 سانتی‌متر است)؛ اندود می‌کردند که رویه‌ای سخت به دست می‌آمد، به گونه‌ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره‌ی بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می‌کردند(پیرنیا،107:1387).
2-1-2-3 نیارش
واژه‌ی “نیارش” در معماری گذشته ایران بسیار به کار می‌رفته است. نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح شناسی گفته می‌شده است. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می‌کردند و آن را از زیبایی جدا نمی‌دانستند. آن‌ها به تجربه، به اندازه‌هایی برای پوشش‌ها و دهانه‌ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه‌ی نیارش به دست آمده بود. پیمون‌”اندازه‌های خرد و یکسانی بود که در هر جا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می‌شد پیروی از پیمون هر گونه نگرانی معمار را درباره‌ی نا استواری یا نا‌ زیبایی ساختمان از میان می‌برده، چنان که یک گِل‌کار نه چندان چیره دست در روستائی دور افتاده می‌توانست با به کار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام می‌دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت.
معماران همراه با بهره‌گیری از پیمون و تکرار آن در اندازه‌ها و اندام‌ها، ساختمان‌ها را بسیار دگرگون از کار در می‌آورند. هیچ دو ساختمانی یکسان از کار در نمی‌آمد و هر یک ویژگی خود را داشت، گرچه از یک پیمون در آن‌ها پیروی شده بود (همان).
2-1-2-4 خودبستگی
معماران ایرانی تلاش می‌کردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیک‌ترین جای ممکن تهیه کنند و چنان ساخت و ساز می‌کردند که نیاز به آوردن مصالح از جاهای دیگر نباشد و “خود بسنده” باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می‌شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود “سازوارتر” در آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه مصالح آن در دسترس بوده است (پیر نیا،105:1387).
2-1-3 تأثیر عوامل اقلیمی بر معماری‌ و آرایه‌های معماری سنتی
در این ‌جا سعی بر آن است تا عمل‌کرد عناصر مجموعه‌های مسکونی در برابر مشکلات اقلیمی و مسائل آب و هوایی روشن شود.
تجزیه و تحلیل شکل زندگی و کاری که در چنین مجموعه‌هایی جریان داشته، با بررسی ویژگی‌های اجتماعی اقتصادی خانوار در شهر‌های تاریخی مانند؛ روابط بسته‌ی محله‌ای و خویشاوندی، ابعاد خانوار و کار در کارگاه‌های خانگی ممکن می‌شود (توسلی،101:1381).
اقلیم گرم و خشک بر معماری سنتی و هنرهای سنتی وابسته به آن تأثیر زیادی گذاشته است. علاوه بر اصولی معماری ایرانی که استاد پیرنیا آن‌ها را مردم‌واری، خودبسندگی، پیمون، درون‌گرائی و کنج و نیاز می‌خواند؛ عناصری چون آب، نور، باد و… در معماری سنتی نقش حیاتی ایفا کرده‌اند (لقایی:1392).
برای در امان بودن از آفتاب داغ تابستان، بخصوص در بعد از ظهرهای گرم کویر، قسمت تابستان‌نشین پشت به قبله یعنی تقریبا پشت به جنوب ساخته شده است. این قسمت به اصطلاح محلی نسار نام دارد، سایه می‌گیرد و خنک است(توسلی،103:1381).
بخش تابستان‌نشین موقعیتی مانند زمستان‌نشین دارد با این تفاوت که در وجه جنوبی حیاط قرار گرفته است تا در تابستان از تابش مستقیم آفتاب در امان بماند و روی محور اصلی آن معمولاً فضای نیمه باز با تالار قرار می‌گیرد. این تالارها و ایوان‌ها جز در مواقع بسیار سرد سال مهمترین فضای زندگی در خانه بوده‌اند، و اگرچه همیشه تزیینات داشته‌اند، اما با توجه به باز بودن و نفوذ گرد و خاک، از تزیینات بسیار پیچیده در آن‌ها پرهیز و به نقوش ساده‌ی گچی در ترکیب با آجر یا سیم گل قناعت می‌شده است. و در شهرهای سرد سیری چون تبریز، زنجان، اردبیل، عملاً وجه تابستان‌نشین از بنا حذف شده و فضای نیمه باز ایوان را هم ندارند(کاتب1384).
طرف مقابل که رو به قبله است از آفتاب زمستان که برای این ناحیه مطبوع است بهره می‌گیرد. حیاط به خاطر تنگی و بلندی دیوار اتاق‌های چهار طرف گود است و در ساعات گرم روزهای تابستان سایه می‌گیرد. از طرفی شب‌ها که هوا خنک است، حیاط گود، هوای سرد را می‌گیرد و به اصطلاح هوای سرد در پائین می‌نشیند و تا ساعاتی از روز که هنوز آفتاب کامل بالا نیامده هوای حیاط خنک است. با بالا آمدن آفتاب هوای حیاط گرم می‌شود ولی درجه حرارت قسمت تابستان‌نشین با درجه‌ی حرارت پائین هنوز اختلاف فاحشی دارد. آن قسمت که به صورت حیرت آوری خنک و حرارتش پایین است، سردابی است که معمولا زیر قسمت تابستان‌نشین قرار دارد سردی هوای این قسمت چنان است که غیر از هوای گرم بعدازظهر تابستان، انسان در آن سردش می‌شود.
جریان هوا در چنین مجموعه‌ی بسته‌ای دچار مشکل می‌شود که این مشکل بادگیری که در قسمت تابستان‌نشین ساخته می‌شود مرتفع می‌شود. این بادگیر بعد از عبور از قسمت تابستان‌نشین به سرداب زیرین منتهی می‌شود.
حوض آب وسط حیاط و گیاهان اطراف آن، به نحوی با کمک جریان هوای بادگیر در اثر تبخیر، رطوبت هوا را به داخل می‌برد و به شرایط، راحتی می‌افزاید. تابستان، شب هنگام نیز که معمولا پشت بام و حیاط (تخت روی حوض) برای خواب مورد استفاده قرار دهند؛ بادگیر باد خنک شب را در داخل خانه پخش می‌کند. این هوای خنک در ساعات زیادی به خاطر بسته بودن محدوده‌ی خانه همچنان درجه‌ی حرارت آن را پائین نگه می‌دارد (توسلی،104:1381).
2-2 درآمدی بر هنرهای سنتی ایران
دین بستر بیش‌تر تأثیرات زیبایی‌شناسی برای هنر و معماری ایرانی بود؛ ابتدا گرایش به زرتشت و در پی آن اسلام در دوره‌های اخیر گرایش به تصوف. هنرمندان همه‌ی جنبه‌های طبیعت و زندگی را می‌نگریستند و بازتاب تکامل الهی، عشق و زیبایی را در آثار معماری‌شان باز می‌تابیدند (کاتب،55:1384).
هنر: در معنی عام و انتزاعی، به هرگونه فعالیتی اشاره دارد که هم خود انگیخته و هم مهار شده باشد بنابراین هنر از فرایندهای طبیعی متمایز است. تمام ابداعات و ساخته‌های مبتنی بر قوه خلاقه‌ی بشری در زمره‌ی هنر به شمار می‌آیند (پاکباز،25:1386).
هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *