پایان نامه ها

شهرنشینی، شهرها، شهری، سرمایه‌داری، می‌شود.، رضاخان

اينپديدهپيوسته،دووجههزينهوفايدهرادرخودداشته،ودرهرحاليكيازعناصرمهمدرمحاسبهشاخصهايمختلفاقتصاديواجتماعيوسياستگذاريهابودهاست. چهارمحورجمعيتي،اجتماعي،اقتصاديوزيستمحيطي،دراستمرارتحولاتآيندهدرخورمطالعهاند. توسعهبيوقفهشهريدراينمحورها،برخورداريازمديريتعلميواثرگذاربرايمقابلهباچالشهايجديد،توزيعامكاناتبراساسسياستهايمتناسببااوضاعودركمجددازمسائلبارعايتقواعدبازيدرسطوحمليوجهانيرااجتنابناپذيرساختهاست.(محمدسيدميرزايي،1383، نگاهيبهآيندهشهر، پژوهشنامهعلومانساني: شماره41 )
بيترديدنميتواندرمقابلجريانهايناشيازتحولاتجمعيتي،استقرار،توزيعو جابجاييهابرايدستيابيبهشرايطبهينهاقتصادي،اجتماعيوتبعاتناشيازآنها،تحولات سريعوبيوقفهاقتصاديدرابعادملي،منطقهايوجهاني،كهپايگاهومراكزتصميمگيري آندرشهرقراردارد،مقاومتنشاندادوتحولاتاجتماعيوفرهنگيراكهدامنهآنحداقل دررفتارهايذهنيروستايي،ازطرقارتباطيمختلفباانسانشهريانعكاسمييابد،ناديده گرفت.بنابراينجزتندادنبهدگرگونيهاي،گاهبنياديدرزندگيشهري،والزاماتآن گريزينيست،اماتكيهگاهمطمئنيكهبتواندشرايطمطلوبزندگيشهريرامحققسازد، مديريتآگاهوموثرشهرياست،كهحتيميتوانددرپوياييزندگيروستانيزتأثيرگذارد.
محورهايعمدهدرتحولاتآيندهشهري
شهر دارايطبيعتخاصخوداست . مكانياستكهخلاقیتهادرآنبهوجودميآيند. نياز،دستيابيبهكيفيتمطلوبزندگيوايجادزمينههايرشدسرمايهاجتماعيبهعنوانعنصري اساسيبرايارتقايحياتاجتماعيراخلقميكند. اماموانعهرچندموقتنيز،چالشهاييرا باتوجهبهجنبههاييكهداردهموارهموجبميشودنيروهايجديديبه شهر ايجادميكند آنواردشوند . اماچونايننيروهاخصايصمتفاوتيبابومياندارند،ابتداموجباتبروز ناسازگاريرافراهمميآورند،درحاليكهبهتدريجايننيروهايتازهوارد،باسازگارشدنو پذيرشقواعدبازيميتوانندعاملمؤثريدرحوزههاياقتصاديواجتماعيباشند.تحقيقي دربنگلادشانجامدادهبهايننتيجهرسيدهاستكهمهاجرانافرادباهوشيكه هستندوگزينشآنانبرايمهاجرتامريعقلانياست. بهنظرميرسدچهارزمينهيامحورجمعيتي،اقتصادي،اجتماعيوزيستمحيطيدر تحولاتآيندهشهرياهميتداشتهباشند. (محمدسيدميرزايي،1383، نگاهيبهآيندهشهر، پژوهشنامهعلومانساني: شماره41 )
محورجمعيتي
درموردمحورجمعيتيبايدبهدووضعيتمتفاوتجمعيتشهريتوجهداشت.
الف- بايكتقسيمبنديكليجمعيتشهريدردوگروهازكشورهايدرحالتوسعهو
كشورهايتوسعهيافتهميتوانگفتكهرشدقابلتوجهجمعيتشهريدركشورهايدرحال
توسعه،همچنانناشيازسرريزجمعيتروستاييوادامهحركتهايمهاجرتياست . اماچند
عاملراميتواندرآنمؤثردانست:
-ورودآرامصنعتبهحوزههايكشاورزي،افزايشنسبيقابليتتوليدوآزادشدننيروي
انسانيوسپسروانهشدنآنبهشهر
-فقدانزمينقابلكشتتاحدموردنيازويابهرهبرداريبيشازحدمنجربهفرسايش
خاكونبوداصلاحاتلازمدرزمينههايمختلف
-حوادثطبيعيوپيآمدهايمنفيزيستمحيطي
-تضادهايقوميدربخشهاييازاينگروهازكشورهاواحساسعدمامنيتناشيازآن
سهولتنسبيدستيابيبهخدماتاساسيدرشهر
ب- امادرشهرهايكشورهايتوسعهيافتهوضعيمتفاوتبهچشمميخورد. عمدهترين
ويژگيآندركاهشنرخمواليدبهميزانكمترازحدجايگزينياست . نتيجهطبيعيآن
افزايشنسبتكهنسالاندركلجمعيتباپيآمدهاونتايجخاصخوداست . اينپديدهاز
نيمهدومقرنبيستمتحولاتشگرفيداشتهاستوبراساسپيشبينيهااينافزايش
چشمگيرترنيزخواهدبود. (محمدسيدميرزايي،1383، نگاهيبهآيندهشهر، پژوهشنامهعلومانساني: شماره41 )
محوراقتصادي
محورديگردرتحولاتشهريدرمرتبهبعدازجمعيت،اقتصاداست . شكينيستكهافزايشتوليددرسايهبرخورداريازفناوريهايمؤثرازعواملاصليتحولاتشهريدرزمينهاقتصادياست . اماآننيزمستلزمتقويتپساندازهادراندازههايگوناگونباتوجهبهابعاداقتصاديوفرهنگيآناست.اماآيارشدسريعجمعيتنقش بازدارندهدررسيدنبهبسياريازاهدافاقتصاديايفانميكند؟بنابراينمهارآنيكپيششرطمسلمبرايدستيابيوتضمينتوسعهپايداراست.گرچهشهربهعنوانبستراصليرشداقتصادياستومكانياستكه نیروهای فیزیکی وانسانيرادرخودمتمركزميكندونوآوريهارابهوجودميآورد،امادرعينحالبرايادامهحياتوپوياييخود،بايدباسيستمبزرگترووسيعترمرتبطباشد . ازاينروشهرهابهطورطبيعيباسيستماقتصادجهاني،پيوندخوردهاندكهوجهمشخصهآنواردشدنبهميدانهايرقابتاست.بنابراينسيستماقتصادجهاني،يابهعبارتديگرجهانيشدنبازاررقابتبيناقتصادهايشهريراگرمتروپررونقترميسازد. دراينميدانرقابت،شهرهاييكهقواعدبازيرارعايتميكنند.(محمدسيدميرزايي،1383، نگاهيبهآيندهشهر، پژوهشنامهعلومانساني: شماره41 )
محوراجتماعي
جاداردتحولاتشهريدراينمحوردرقالبمطالعاتگستردهتغييراتاجتماعيموردبررسيقرارگيرد . دگرگونيدرخانوادهوساختارآنكهحاصلكوچكشدنابعادخانواده،قوتگرفتنعقلانيتدرمحاسبههزينهوفايدهاقتصاديفرزنداناستواستمرارنابرابريهاياجتماعيواقتصاديبهويژهبرايزنان،بهرغمتحولعمدهدرمنزلتاجتماعيآنانبهطورنظريآنازجملهمسائلدرخورتوجهاست. امابهراستيمسائلاجتماعيواقتصاديبهآسانيقابلتفكيكوتجزيهكاملنيستندوبنابراينطرحيكي،آنديگريرانيزبهميانميكشد.
فقرونابرابريشهري،ضمنآنكهيكامراقتصادياست،دارايابعادقوياجتماعينيزهست. زيراكميدقتروشنميكندكهفقرشهري،بهدليلنارساييظرفيتاقتصادي درجذبنيرويانسانيسرريز روستايي،است. اينجريانچالشمهميرابرايشهرايجادميكندوشواهد،نشانگرعموميبودنآناست،زيراباتحولاتنسبتامثبتيكهبعدازپايانجنگجهانيدومصورتگرفتهبود،تصورافزايش نابرابريهايشهريچندانجدينبوداماتوزيعنامتعادلثروتازيكسوورشدقابلملاحظهجمعيتوافزايشنسبيطولعمرازسويديگر،درايجادمحدوديتهاياجتماعي – اقتصادی و استمرار نابرابريحتيدرشهرهايپيشرفتهايمانندنيويوركيالندننيزموثربوده اند.
محورزيستمحيطي
شايدبتوانگفتمحيطزيستازعمدهترينمحورهادرتحولاتشهرياست . اهميتآنتابهآنجارسيدهاستكهامروزهميتوانگفتقرنبيستويكمقرنياستكهمسائلزيستمحيطيمقامنخسترابهخوداختصاصخواهدداد . زيرااگربهعوامليكهسرآغازبروزايندستهازمسائلاستتوجهشود،درآنصورتميتوانبهصحتايننكتهپيبرد . افزايشفشاربرمنابعطبيعي،رشدقابلتوجهمصرفانرژيدراثرافزايشحجمتقاضا،كاهشمنابعآب،تهديدآبهايسطحالارضيدراثرورودحجمعظيميازآلايندههايمختلفبهآن،كشمكشهاياحتماليدراثربيتعادليدردسترسيبهآبشرب،رقابتدردستيابيبهانرژياتمي،خطراتمسلمناشيازاستفادهنابخردانهازآندربهكرسينشاندنبرخيمسائلاز
سويبعضيحكومتها،افزايشگازهايگلخانهايوخطراتحتميآندربالارفتندمايزمينباپيآمدهايفراوانآن،خطرذوبشدنيخهايقطبيوبالاآمدنسطحآبهايدرياهاوفاجعههايزيستمحيطيناشيازآن،وپسماندگيفرهنگيدرفهماهميتمحيطزيستولزومپايداريآنبراينوعبشرازچالشهايياستكهنهتنهازندگيشهريبلكهروستاييرانيزتحتتأثيرقرارخواهدداد . (ميرزايي،1383)
1-2-17 روند شهرنشینی در ایران و پيدايش كلانشهرها
شروع تحولات شهرسازی و شهرنشینی به مفهوم جدید آن تا حد زیادی مربوط به دوران رضاخان است، یعنی از سال 1300 به بعد. آنچه در این عصر شاهدیم بی‌تردید متأثر از رویدادهای این دوران تاریخی کشورمان است، هر چند میراث فرهنگ شهری امروز شهرهای ایران در بيشتر موارد، یادگاری از دوران صفویه در کالبد و چهره خود دارد و یا انقلاب مشروطیت را شاید نقطه‌عطفی در تاریخ اجتماعی شهر و شهرنشینی بدانیم، اما هیچ‌يک از این دوره‌ها قابل قیاس با عصر رضاخانی نیست.
دوران رضاخان را می‌توانیم حلقه اتصال سیر تکامل شهر در ایران درگذشته و حال به‌شمار آوریم. در چنین روندی است که به سرعت تلاش می‌شود شهرها جامه سنت از تن به در آورده و جامه تجدد بر اندام کنند. شروع تحولشیوه‌های تولید پیش‌سرمایه‌داری و توسعه مناسبات سرمایه‌داری و گسترش آن، همه با روی‌کار‌آمدن رضاخان در ایران مقارن است. دوران رضاخان دوران استقرار نهادهای زیربنایی و روبنایی بورژوازی در ایران است. به همین دلیل سرآغاز تمامي تحولات اجتماعی و اقتصادی معاصر ایران است که ضرورت‌های توسعه روابط سرمایه‌داری در یک کشور عقب‌مانده و ادغام آن در نظام سرمایه‌داری را ایجاب می‌کند.(نظریان، 1379، 63)
این دوره از شهرنشینی را به‌دلیل کُندی روند آن، شهرنشینی بطئی نامیده‌اند و به سه دوره 1300 تا1320 (آغاز نوسازی و رشد شتابان آن) 1320 تا 1332 (دوره وقفه روند نوسازی) 1332 تا اصلاحات ارضی (ادامه روند نوسازی و رونق شهری) می‌توان تقسیم کرد.(حسامیان، 1379، 38)
1-2-17-1 ويژگی‌های شهرنشینی از سال 1300 تا1340
در این دوره یکپارچگی روزافزون بازار داخلی شرط حیات شیوه تولید سرمایه‌داری است، به عبارت دیگر سرمایه‌داری در مرحله جنینی خود با یکپارچه‌کردن دائمی بازار داخلی زمینه آزادی نیروی کار را فراهم می‌آورد. یکپارچه‌شدن بازار داخلی از نظر فیزیکی یا فضایی، بیش از هر چیز مستلزم وجود ارتباط میان بازارهای محلی است که نیازمند گسترش ارتباطات و راه‌های میان‌شهری است، از این‌رو در این دوره گسترش راه‌های مواصلاتی در دستور کار قرار می‌گیرد. در سال 1317 ساختمان راه‌آهن سراسری ایران که بيشتر شهرهاي بزرگ را به تهران وصل می‌کرد، به پایان می‌رسد.(کاتوزیان، 1387، 178)
به‌طوری‌که به‌دنبال جهت‌گیری اصلی برنامه‌های عمرانی به‌سوی گسترش زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی و ایجاد زمینه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی داخلی و خارجی، با جایگزینی الگوی واردات و حذف عملکرد سنتی روستاها، نقش و اهمیت شهرها افزایش می‌یابد و آرام‌آرام بنیادهای اقتصادی و عملکرد شهرها دگرگون می‌شود، ولی با این وجود هنوز روستاها 72 درصد از جمعیت را به خود اختصاص داده‌اند (سال1310). با گذشت زمان  و شروع و تزریق درآمدهای نفت، استقراض و سرمایه‌گذاری‌های خارجی، توسعه مداوم روابط کالایی از یک‌سو و حکومت متمرکز و مستبد مرکزی از دیگر سو حرکت و جریان سرمایه و درآمد ملی از بالا به پایین انجام می‌گیرد، که بخش اعظم آن در شهر تهران و شهرهای بزرگ رسوب کرده و بخش محدودی به داخل شهرهای کوچک جریان می‌یابد. با این همه توسعه فضایی شهر در زمان رضاخان چندان معنادار نبوده و گسترش فضایی شهرها به کندی پیش می‌رود. در مجموع می‌توان دلایل رشد بطئی در این دوران را در نوپایی سرما‌یه‌داری و عدم نفوذ یا عدم‌امکان نفوذ سرمایه‌داری در ساخت اقتصادی روستا و همچنين ضرورت زمان دانست.(نظریان، 1379)
شهر در این دوره به واسطه نقش غالب تجاری خود متمرکزکننده و مبادله‌کننده مازاد کشاورزی روستایی محلی بود. با گسترش بازار مصرف شهری و خاصه شهرهای بزرگ، شهرها به صورت نقاط تماس با کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته و مکان واردات و مبادله کالاهای صنعتی خارجی درآمدند. شهرها در این دوره به‌صورت مکان تحقق مدرنیزاسیون و روستا به‌صورت مکان اصلی و ابقای شیوه کهن تولیدی ظاهر می‌شوند. ابقای شیوه‌های تولید سنتی در روستا باعث ماندگاری جمعیت و خاصه نیروی کار در روستا می‌شود. ازسوي دیگر محدودیت اثرات مدرنیزاسیون در رشد شهر باعث افزايش طبیعی جمعیت شهری شده، اما جابجایی‌های جمعیتی را ایجاد نمی‌كند.
به همین دلیل در سراسر این دوره جمعیت شهرنشین از 28 درصد به 7/28 درصد افزایش می‌یابد (سال 1320)، یعنی تقریباً در این دوره با شهرنشینی و مهاجرت از روستا به شهر روبه‌رو نیستیم. از دیگر ویژگی‌های این دوره، موزونی‌ نسبی  شبکه شهری در ایران است. شهرها در این دوره نمی‌توانستند مستقل از مازاد روستایی منطقه خود گسترش یابند و همین امر محدودیت شهرنشینی در این دوره را توجیه می‌کند، براي نمونه بزرگترین شهر ایران (تهران) در سال 1317 تنها دو برابر دومین شهر ایران (مشهد) در این سال جمعیت داشت، حال آن که این رقم در سال 51 به بیش از 8 برابر می‌رسد.
در این دوره هنوز بخش اعظم درآمد کشور از بخش کشاورزی تأمین می‌شود. سهم بخش کشاورزی در سال‌های 1305 تا 1329، 50 درصد تولید داخلی را تشکیل می‌داد. در این دوره است که سهم بخش کشاورزی کمتر می‌شود، به‌طوری‌که در سال 1340 به 30 درصد کاهش می‌یابد و درآمدهای نفتی جای آن را می‌گیرد.(حسامیان، 1379)
به‌طور خلاصه شهرنشينی ایران در دوره 1300 تا 1340 را می‌توان به شرح زير خلاصه كرد:
ـ دوره اول 1300 تا 1320 که رونق شهری به مازاد کشاورزی وابسته بود. مهاجرت به شهرها کُند است. حدود 72 درصد در روستاها زندگی مي‌کنند.50 درصد درآمد کشور از کشاورزی تأمین می‌شود. رشد سالانه جمعيت در این دوره 65/1درصد است.
ـ دوره 1320 تا 1332 که اشغال ایران در این دوره صورت می‌گیرد. به دلیل اشغال ایران سرمایه‌گذاری‌های دولتی و روند مدرنیزاسیون رضاخانی دچار وقفه می‌شود و از آنجا که شهرها نماد مدرنیزاسیون بودند دچار مشکل می‌شوند. بخش کشاورزی در این دوره دچار رکود می‌شود. به‌دلیل رکود بخش کشاورزی مهاجرت‌های روستایی شروع می‌شود، به‌طوری‌که رشد سالانه شهری از 65/1 به 72/2 درصد رسید. در این دوره شاهد مهاجرت به خارج از کشور هم هستیم. روند در حاشیه قرارگرفتن بخش کشاورزی از این دوره شروع می‌شود.
از اواخر این دوره به دلیل تلاش‌ها و مساعدت دولت دکتر محمد مصدق، شهرها و روستاها از حالت رکود در حال خارج‌شدن هستند، براي نمونه تراز بازرگانی مثبت می‌شود. صادرات غیرنفتی افزايش مي‌یابد. صادرات غیرنفتی ایران در سال 1331 به حدود 5 ميليارد و 823 ميليون ریال رسید، درحالی‌که واردات در همان سال 5 ميليارد و 206 ميليون ریال بود. درنتیجه ایران حتی توانست در حساب مبادلات غیرنفتی مازاد تجاری به‌دست آورد، اما متأسفانه به‌دلیل کودتا این روند ادامه پیدا نمی‌کرد.(کاتوزیان، 1387)
ـ در دوره 1332 تا 1340 درآمدهای نفتی افزایش می‌یابد. شهرنشینی با افزایش درآمد نفت روند صعودی را طی می‌کند. اين موضوع حاصل تحول در الگوهای استخراج و تمرکز مازاد اقتصادی است، اما از نظر وسعت به اندازه‌ای نیست که باعث بروز همه‌جانبه مشکلات شهری شود. در اين دوره شبکه شهری هنوز موزون است و میزان رشد سالانه جمعيت شهری به 57/4 درصد افزایش می‌یابد.
1-2-17-2 تحلیلي از روند شهرنشینی از سال1340 تا 1357
عوامل و مسائل زیادی در تحولات و روند شهرنشینی در این دوره مؤثر بودند. اقتصاد ایران در تقسیم کار بین‌المللی همانند کشورهای جهان سوم به شیوه تک‌محصولی سوق داده شده بود. اینبار نظام جهانی سرمایه‌داری شیوه دیگری را تجویز کردند و آن انتقال صنعت به کشور ایران

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *