سکونت، هویت، فضا، تحولات، کیفیات، کردن،

درتصورفضاییقومایرانی،درونخانه،اتاقهابهصورتفضاهاییهستندکهازطریقدیوارهاوسقفبسطمییابندوفضاییبستهمحسوبنمیشوند.براساسچنینتصوریازفضا،برایحضورآدمیامکانتجربههایگوناگونفراهمبودهاست. امکانتجربههایمتنوعفضایی،آدمیرابسطمیدادهاست. دراینشرایط،سازمانیابیفضا،زیرساختحضورخلاقآدمیرافراهممیآوردهاست. دراینشرایطامکانتماسآدمیباآسمان،هوایتازه،باد،درخت،نوروسایه،فراهمبودهاست. بهعلاوهانواعتجربههایفضاییبرایخلوتآدمیانوانواعتجربههایمعاشرتبراساسگونههایمختلفیازسازمانیابیفضادرونخانهنیزفراهمبودهاست.
دراینپروژهتلاشمیشود،بهبودکیفیاتفضاییداخلخانهازطریقایجادچندینعملکردوامکانتجربههایفضاییمتفاوتدرفضاهایخانهوبسطکیفیاینفضاهاباآموختنازمعماریتاریخیایرانصورتپذیرد.
درراستایرسیدنبهاینهدف،توجهومطالعهوبررسیمبلمانوعناصرمختلففضاهایمتنوعخانهباتوجهبهشیوهزندگیونیازهایانسانمعاصر،ضروریاست. لازمبهذکراستخانههایتاریخیموردمطالعهدراینپروژه،خانههایتاریخیاصفهانمیباشدوطراحیداخلیمسکنمعاصردراصفهانصورتمیگیرد.
فرضیهویاسؤالاتکلیدیتحقیق:
اینپژوهشدرجهتپاسخگوییبهاینپرسششکلگرفت :
چگونهمیشودبهکمکطراحیداخلیمناسب،بهبهبودکیفیاتفضایدرونخانهمعاصردستیافت؟
درمسیریافتنپاسخسوالاصلیپروژه،سوالاتدیگرینیزمطرحگردید:
مفهومسکونتبرایانسانمعاصرودرخانهامروز؟
چگونهمفاهیمآرامش،خلوت،فضاهایخصوصیو.. میتواندهمراههیجان،شکوه،رفتارهایاجتماعیو… همگیدریکخانهمعناشود؟
ارتباطسازمانفضاییوشیوهزندگیدرمعماریخانههایایرانچهبودهاست؟
تنوعفضاییچگونهدرخانههایتاریخیایرانحاصلشدهاست؟
کارکردفضاهایخانهایرانیبرچهاساسیبودهاست؟
ارتباطمتدوامعناصردرونوبرونفضاهایخانههایایرانچگونهحاصلشدهاست؟
عناصرمعماریداخلیهرفضادرخانههایایرانچگونهطراحیشدهاست؟
چگونهمعماریداخلیخانهمیتواندپدیدآورندهمحیطیباشدکهزندگیباتمامابعادشدرآنجریانداشتهباشد؟
نقشمبلماندرچندعملکردیبودنفضایخانهچیست؟
چگونگیتحققخلاقیتدرساماندهیخانهمعاصرایران؟
چگونگیاستفادهازمبلمانوعناصرمعماریدرطراحیداخلیبرایبهبودوتنوعفضاهایخانه؟
و….
لازمبهذکراستخانههایتاریخیعنوانشدهدراینپروژهبهطوراخص،خانههایاصفهانمیباشد.
فصل یک: روایت خانه و سکونت
مقدمه
سکنی گزیدن و سکونت کردن چگونه تعریف می شود؟ کدام نیازهای آدمی را تامین می کند؟ چه شرایطی را برای وی به وجود می آورد؟ با کدام مفاهیم در ارتباط است؟ چه عواملی بر تامین خلوت و حریم انسان تاثیر دارند؟
در جستجوی یافتن پاسخ این سوالات در بخش یک این فصل به بررسی مفهوم سکونت و سکنی گزیدن و بیان نیاز انسان به احراز هویت و اتصال به مکان و تعیین موقعیت به کمک تعیین قلمرو و حریم و سکونت کردن، پرداخته خواهد شد.
سکونت کردن، با احساس تعلق فضایی مرتبط است و این احساس برای آدمی اولین بار در خانه اتفاق می افتد، حال آیا خانه تنها سرپناهی برای حفظ انسان از عوامل طبیعی و برقراری مکانی برای تامین نیازهای بیولوژیک بشر است؟ ویا مفهوم خانه با بسیار موارد دیگر مرتبط است؟ چه ویژگی هایی مکان را از سرپناه صرف به خانه تبدیل می کند؟ در بخش دوم این فصل، به مضامین و معانی ارائه شده در مفهوم خانه، پرداخته خواهد شد. در مسیر شناخت این مفهوم، ویژگی های خانه های اولیه و تحولات آن ها در دوران مختلف بشریت، فرهنگ خانه، تعاریف خانه به صورت اجمالی بررسی می شود. پس از بررسی مفهوم سکونت و خانه در بخش یک و دو، در بخش سه از این فصل، تحولات سکونت و خانه در دوران معاصر بیان می شود ودر ادامه به صورت مختصر تحولات و تغییراتی که در معماری و شهرسازی اصفهان از زمان قاجاریه تا کنون رخ داده و بر تحولات مسکن تاثیر گذار بوده و هم چنین تغییرات خانه و مسکن در پی آن تغییرات، بررسی خواهد شد.
از آنجا که مبحث خانه به شیوه و نحوه زندگی بشر، بسیار مربوط است، در بخش آخر از این فصل، ارتباط شیوه زندگی، آداب و رسوم، فعالیت ها، فرهنگ و آیین های مردم، با سازماندهی فضاهای خانه بررسی می شود، که این بررسی توسط مصاحبه با ساکنین خانه های تاریخی و خانه های معاصر و تجزیه و تحلیل پاسخ های آن ها در ارتباط با زندگی و فضاهای خانه انجام شده و ارائه می شود.
در واقع در این فصل، به شناخت اولیه راجع به موضوع سکونت و خانه، تحولات سکونت و خانه و ارتباط خانه و شیوه زندگی پرداخته می شود و مقدمه ای برای شناخت مفاهیم فصل بعدی که مربوط به مبانی نظری پژوهش و نحوه آموزش از خانه های تاریخی برای طراحی خانه امروز است، می باشد.
بخش یک: سکونت
گفتار اول : درباره مفهوم مسکن و سکونت
سکونت کردن بیانگر پیوند و وصل آدمی به مکان و فضا است. آدمی با اتصال خود به نقاطی از فضا و مکان سعی در ایجاد حسی بیش ازفقط “بودن” در آن را دارد. تفاوت بودن، عبور کردن، گذر کردن، مکثکردن در یک فضا با سکونت در آن بسیار زیاد است و به نحوه و میزان این اتصال بستگی دارد. نیاز انسان به وصل بودن به یک فضا و مکان و قوی و محکم بودن این نوع اتصال، از نیاز وی به یافتن هویت بر فضا و مکان لامتناهی ونوعی احساس تعلق به آن، نشئت می گیرد. مفهوم سکونت اصطلاحی است که به وسیله نوربری شولتز مطرح می شود. وی اذعان می دارد: سکونت مفهومی بیش از قرارگرفتن سقفی بر بالای سر و به زیر پا آمدن چند متر مربعی زمین، دارد. وی در ادامه مفاهیمی که از سکونت استنباط می شود را در سه مورد شرح می دهد:
دیدار با دیگران به آهنگ داد و ستد تولیدات، اندیشه ها و احساسات، یعنی آزمودن زندگی به عنوان عرصه امکانات گوناگون
توافق با دیگران یعنی پذیرش مجموعه ای از ارزش های مشترک
یافتن موجودیت از طریق گزینش جهانی کوچک و از آن خود
وقتیواژهسکونت و سکنی گزیدن بهگوشمیرسدآنچهدرذهنجایمیگیردبدیهیوبینیازازتفسیربه نظر می رسد.هرچندازنظرگاههایمتعددتعاریفگوناگونیدربارهمفهوم آن،که همانادیرپا ترین رفتار بشر می نماید،عرضهشدهاست. البته هنوزاینپدیدهجایبحثبسیاردارد. تعاریفوتفاسیرمفهومسکنی گزیدندرظاهردرهمهدنیاکموبیشبهیکصورتاستامادرواقعنگاهجوامعوفرهنگهایمختلفبه این رفتار وپدیدهمتفاوتاستومفهومسکنی گزیدننیزدرطیتاریخبسیارمتحولشدهاست.
همهمیدانیمکهانساننخستینباردرغارزندگیمیکردوبرایتحققزندگیخصوصیازآنخارجگردید. آنچهازگذشتهتاآیندهاستمرارمییابدنحوهیسکونتکردنانسانبررویزمیناست. سکونتبیانگرپیوندیپُرمعنابینانسانومحیطمفروضمیباشدکهاینپیوندازتلاشبرایهویتیافتن،یعنیبهمکانیحستعلقداشتنناشیگردیدهاست. بدینترتیبانسانزمانیبرخودوقوفمییابدکهمسکنگزیدهودرنتیجههستیخودرادرجهانثبیتکردهباشد.
هایدگرازفیلسوفانیاستکهبه این مفهومتوجهخاصیمبذولداشهاست. ویضمناشارهبهمفهوممسکنبهمفهومسکونتکردننیزمیپردازد. درانگلیسیکهنوآلمانی،کلمهیساختن«bauen» یعنیسکونتواقامتکردندرمحلیخاص. مفهومساختنازنظرهایدگررادرسهچیزمیتوانشنید:
1. ساختنکهدرواقعهمانسکنیگزیدناست.
2. مکانیداشتنکهحالتانسانهایفانیبررویزمیناست.
3. ساختنبهمعنایسکنیگزیدنبهساختیمیانجامدکهکاشتنبرایچیزهایرشدیابندهانجاممیدهدویاساختنیکهساختمانهارابرپامیدارد.
ویدرتلاشخودبرایتوجیهچیستیمسکنوسکونت،بهلغتگوتیک «wunian» اشارهمیکندکهبهمعنیدرآرامشبودن،بهآرامشرسیدنودرآرامشماندناست. سکنیگزیدنبهمعنایدرآرامشقرارگرفتناست. ویژگیبنیادینسکنیگزیدنکهسکونترادرکلگسترهاشاشاعهمیدهد،نگهداریومحافظتاست. هایدگرمعتقداستکهکلمات «مسکن»، «حمایت»، «آزادی»،درابتدا (حداقلدرزبانآلمانی) یکیبودهاست. اینفیلسوفمعتقداستکهحیاتمادیومعنویانساندرخانهشکلمیگیردوجریانمییابد.
برایبشلار،مفهوم سکونت، قبلازهرچیزفضاومکانیدرونیاست. درونیبودنآندررابطهبابیرونآن،باکوچهوخیابان،رودخانهومزرعه،گسترههایبیرونیروستاوشهر،دریاوزمینوآسمانوسرانجامهمههستیمعناوارزشمییابد. ازدیدگاهاو،درشهرهای بزرگ کنونی مفهومواقعیسکنی گزیدندیگرمعناییندارد. ساکنانشهرهایبزرگ،درجعبههایرویهمزندگیمیکنند. خانهتخیلآدمیدرشهرریشهنمیدواند. خانهفقطافقیبودنراتداعیکردهوهمهاتاقها،گوشههاوفضایبستهدریکسطحقرارگرفته اند.
مارتینهایدگرنیزمعتقداستکه «انسانهایفانیهنگامیکهبسویدرونرومیکنند،خودشانراارزیابیمیکنند. وقتیبهخودمیآییموبهخودمیاندیشیم،ازچیزهابهخودبازمیگردیم،بدونآنکهماندمانرادرمیانچیزهاترککردهباشیم. رابطهانسانبامکانوبهتبعآنبافضادر واقع همان دیرینگیذاتیسکنیگزیدناوست».
نوربری شولتز سکونت را پیوندی پرمعنا بین انسان و محیط می داند و تلاش برای ایجاد این پیوند را ناشی از نیاز آدمی به احراز هویت می داند. سکنی گزیدن با مفاهیم کیفی آن از شروط مقدماتی انسان بودن است. هنگامی که به واسطه مکان هویت می یابیم، خود را پیشکش طریقی از هستی در جهان می کنیم. بدین ترتیب سکونت از ما و امکنه ما خواسته هایی دارد. از ما ذهنی بازطلبیده و از مکان ها می خواهد تا امکانات قابل ملاحظه ای را برای هویت بخشیدن ارائه نمایند.
بخش دو: خانه
گفتار اول : چیستی خانه
خانه فضایی چند بعدی است. در بعد نخست به محافظت انسان از کیفیات جوی محیط پرداخته و امکان زنده بودن در طبیعتی که بی سرپناه رها شده است برای وی فراهم می نماید، هم چنین از کیفیات جوی محیط چون نور و روشنایی و آسمان و هوا و طبیعت، برای بهبود وضع زنده بودن و زنده ماندن ساکنانش بهره جسته است. ولی بعد ویژه آن در این نهفته است که خانه تنها به محافظت و پدید آوری کیفیات جوی محیط اکتفا نکرده و با استفاده از همه پتانسیل های خود، فعالیت هایی که درونش جریان می یابد را معنا و غنا می بخشد و امکان برقراری زندگی را فراهم می کند، مفهومی که بسیار فراتر از زنده بودن و زنده ماندن است و این تفاوت بارز سرپناه و خانه را آشکار می نماید.
نوربری شولتز شرح این توانایی ها را چنین بیان می کند: خانه مکانی است که وقوع زندگی روزمره را درخود گرفته. زندگی روزمره معرف چیزی است که تداوم خود رادرهستی ما حفظ کرده و از اینرو همچون تکیه گاهی آشنا به پشتیبانی ما می نشیند. وظیفه اصلی هرخانه افشای جهان است نه به صورت گوهر و عصاره بلکه به شکل فراخوان یعنی در قالب ماده و رنگ، موضوع نگاری و گیاهان، فصول، آب و هوا و نور. البته خانه تنها به پدید آوری کیفیات جوی محیط اکتفا نکرده و می باید خلق و خوی آن فعالیت هایی که درونش جریان می یابند را نیز آشکار سازد. خانه جایی است که انسان خاطرات خود از جهان را در آن گرد آورده و آنها را با زندگی روزمره خود مرتبط می گرداند و بدین صورت خانه تبدیل به مکانی می گردد که پدیده ها پس از تغلیظ و تاکید در آن، به صورت نیروهای محیطی ظاهر می گردند.
لطیف ابوالقاسمی در بیان تفاوت خانه و سرپناه چنین می گوید: خانه جزء مسکن است ولی هر مسکنی خانه نیست. مسکن یعنی جایی که انسان سکونت دارد، بر این اساس سرباز خانه، خوابگاه، ادارات و… مسکن محسوب می شوند زیرا سکونت آدمی در بخشی از زمان زندگی در آنها رخ می دهد ولی خانه جایی است که خانواده در آن زندگی می کند، خانواده کوچکترین عنصر جامعه است و همیشه و در تمام ادوار دارای ارزش و مقام بوده و حریمی برای خود داشته . مقدس بوده است. حرمت همان ارزش و تقدس معنایی است و محرمیت یعنی این که دیگران به راحتی نمی توانند وارد خانه شوند.
استاد کریم پیرنیا در توضیح مفهوم خانه، ابتدا به بیان معنای واژه خانه در زبان فارسی می پردازد:
واژه خانه که امروز مصطلح است در گذشته به اتاق اطلاق می شده است. اتاق خصوصی را وستاخ یا گستاخ یا وثاق می نامیده اند. از واژه سرا به جای کلمه خانه در اصطلاح امروز استفاده می شده است.وی پس از بیان معنای این واژه به توضیح نحوه کارکرد صحیح خانه در گذشته ایران می پردازد، کارکرد مناسبی که از طراحی درست و مناسب آن نشئت می گیرد. وی طراحی درست خانه را به دلیل وقوف کامل معمار و طراح بر نیازهای مادی و معنوی انسان درون خانه، می داند و اینکه طراح از تمامی عوامل و امکانات طبیعی و غیر طبیعی بهره جسته تا پاسخ فضایی مناسبی برای وقوع زندگی در خانه بیابد و نه تنها مفهوم زندگی کردن را تاحد کارکرد زنده بودن تقلیل ندهد، بلکه آنرا با تدابیر مهندسی و هنرمندانه خویش غنا بخشد. توانایی ای که از نظر وی معماران ایرانی از آن به کفایت برخوردار بوده اند.
همانطور که از سخن بزرگان فلسفه و معماری، درباره خانه بر می آید، مفهوم خانه با مفاهیمی چون هویت، خاطرات، خلوت، آرامش، امنیت، محرمیت، خصوصی بودن و… عجین است. نقطه ای ثابت که فضای نامحدود اطراف را برای آدمی تبدیل به مکانی مسکون می گرداند و علاوه بر ارزانی داشتن امنیت بر آدمی، هویت وی را نیز محرز می کند.
با مساعدت گرفتن از خانه، دوستان جهان شده و جا پایی را که برای فعالیت در آن نیاز داریم برای خود فراهم می آوریم. زندگی جاری در خانه مبین نوعی تفاوت از دیدار یعنی دیدار محرمانه سکونت خصوصی می باشد. این دیدار بیشتر برمبنای عشق استوارگردیده تا آگاهی و توافق. عشق در واقع محرکه ای است که تماس مستقیم با پدیده ها را ممکن می سازد. فضاییت عشق بیش از در تصرف در آوردن بر پذیرا شدن استوار می باشد. از اینرو هنگام تحقق بخشیدن به سکونت خصوصی، به آزمون آنچه آرامش داخلی خوانده شده پرداخته ایم.
گفتار دوم: اجزایارتباطیخانه
هرخانه‌ایدارایعناصروپوشش‌هاییفیزیکیاستکهانسانراازمحیطپیرامونشجدامی‌نماید. وجودسقف،دیوار،جداکننده‌هاو…هریکبهگونه‌ایمانعبرقراریارتباطبابیرونازخودمی‌باشد. امابایددانستکهاین‌هادرظاهرجداکنندهبودهولیدرنهانمانعبرقراریانواعارتباطاتانسانبامحیطبیرونینمی‌باشند. انسانهیچ‌گاهنمی‌تواندارتباطاتمختلفومتنوعخودرابامحیطبیرونازخود،قطعنمودهوبهصورتموجودیتنهاوبی‌نیازازدیگرانزندگیکند. بنابراینانسانبرایادامه‌یزندگی،رشد،تعالیوپیشرفت،نیازبهداشتنارتباطاتیچندگانه‌دارد. فهمچیستیخانهمنوطبهدرکاینروابطاست. درواقعخانهبایدفضاییباشدکهبتواندارتباطاتاساسیوضروریانسانراتأمیننماید. مهم‌تریناینارتباطاتعبارتنداز:
1-2-2-1: ارتباطباطبیعت:
انسانبراینخستینبارخودرادردامنطبیعتیافته‌است. اجزایطبیعتمانندنور،آب،درختوچشم‌اندازهایبصریآنبهانساننیرو،شادابی،زندگیوبالندگیمی‌بخشد. انسانبدونطبیعتومنابعطبیعی،موجودیناقصاست.

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *