روستایی، این، روستاها، روستاییان، برای، شهری

سرزمین است، بلکه بازتاب عمل بسیاری از ویژگی‌های طبیعی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است (جمعهپور به نقل از مسیرا، 1389). این در حالی است که، تجربه چند دهه اخیر در زمینه توسعه و وضیعت جامعه روستایی نشان میدهد که این بخش از جامعه از جایگاه مناسبی برخوردار نبوده است. نگاه نابرابر به جامعه شهری و روستایی پیامدهای نامناسبی همچون دوگانگی در سطح جامعه شهری و روستایی و سطوح منطقهای، تشدید فقر در جامعه روستایی، موج مهاجرت به شهرها و تخلیه روستاها، بدون استفاده ماندن بسیاری از منابع تولید کشاورزی، کاهش میزان تولید و افزایش وابستگی کشور به مواد غذایی وارداتی و بروز مشکلات شهری در مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها، مشکلات جمعیتی دیگری را برای هر دو جامعه شهری و روستایی به همراه دارد (جمعهپور، 1386). لزوم ساماندهی و توزیع بهینه جمعیت در سطح کشور در راستای بهرهبرداری مناسب از منابع و امکانات کشور از دیگر نکاتی است که اهمیت توسعهروستایی را روشن می‌سازد. در وضع موجود، استقرار جمعیت کشور به شکل موزونی نیست. با بیان عدم توانایی مناطق شهری در جذب جمعیتی که به شهرها مهاجرت میکنند، مناطق روستایی یکی از گزینههایی است که در صورت تجهیز میتوانند بخشی از جمعیت مازاد را در خود جای دهند و ضمن کاستن از مشکلات شهری، بستر مناسبتری را برای توزیع جمعیت فراهم آورند (رضوانی، 1390). جایگاه روستا در فرآیندهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و در مقیاسهای محلی، منطقهای، ملی، بینالمللی و پیامدهای توسعهنیافتگی مناطق روستایی چون فقر گسترده، نابرابری فزاینده، رشد سریع جمعیت، بیکاری، مهاجرت، حاشیهنشینی شهری و غیره موجب توجه به توسعه‌روستایی و تقدم آن بر جامعه شهری گردیده است. از طرفی، محور بودن انسان در فرآیند توسعه، ضرورت توجه به مناطق روستایی که برخوردار از نیروی عظیم انسانی هستند، انسانی که هم به عنوان هدف توسعه و هم مهمترین ابزار توسعه محسوب میشود را اهمیت میبخشد. در مناطق روستایی این نیروی انسانی به صورت سازماننیافته و غیرمتمرکز وجود دارد، فرآیند و وضیعتی که شکسته شدن اراده و روحیه انسانی را به دنبال دارد. اگر بهرهبرداری از نیروی کار مازاد در جوامع روستایی را به عنوان عنصری مؤثر در فرآیند توسعه ملی لحاظ گردد، نقش توسعهروستایی در فرآیند توسعه باید جایگاه و اهمیت خود را پیدا کند (ازکیا، 1384).
فزون بر این، حراست از هویت و توسعه فرهنگی ضرورت توجه به نقش و جایگاه روستاها در فرآیندهای توسعه فرهنگی در مقیاس محلی، منطقهای، ملی و بینالمللی را دو چندان میکند و از طرف دیگر پیامدهای توسعهنیافتگی مناطق روستایی از لحاظ فرهنگی ضرورت توجه به توسعه فرهنگی مناطق روستایی و حتی تقدم آن بر توسعه فرهنگی شهری را موجب شده است. توسعه نواحی روستایی از منظر حفظ میراث فرهنگی نیز حائز اهمیت است. بسیاری از آثار و بناهای باستانی و تاریخی کشور در نواحی روستایی قرار دارند. فزون بر این، روستاییان مهمترین حافظان آداب، فرهنگ و سنن بومی کشورند. در این فرهنگ، دانش بومی نیز نهفته است که با بهرهگیری مناسب از آن و تلفیق آن با دانش جدید می‌توان زمینه بهرهبرداری معقول و منطقی از منابع را فراهم آورد (رضوانی، 1390).
شواهد فراوانی از نقش گسترده روستاییان در زندگی اجتماعی و سیاسی وجود دارد. از نظر تاریخی دهقانان خود یکی از نیروهای عمده ضد فئودالی در انقلاب فرانسه بودند و در فروپاشی نظام فئودالی نقشی مؤثر ایفا کردند. نقش دهقانان در جنبشهای فاشیستی و ضد مدرنیستی قرن بیستم نیز چشمگیر بوده است. در ایران، شورشهای جسته گریخته دهقانی در سالهای انقلاب مشروطه از جمله در سال 1287 در منطقه رشت رخ داد، همچنین شورشهای مشابهی در قوچان، آذربایجان، بم و جیرفت به وقوع پیوست. جنبش جنگل نیز از یک دیدگاه شورش دهقانی بود. همچنین پس از شهریور 1320 مسئله اراضی- دهقانی دوباره توجه احزاب و سیاستمداران را به خود جلب نمود و نیروهای دهقانی در حکومتهای خود مختار نقش داشتند که پس از جنگ جهانی دوم در سالهای 1324 در آذربایجان و کردستان تشکیل شد. در تحولات انقلاب سال 1357، نخست در چند مورد حمایت برخی از اقشار روستایی از رژیم شاه ظاهر شد، اما با گسترش جنبش انقلابی از میان رفت (وثوقی و هاشمی، 1384).
لزوم حفظ محیط زیست و بهرهبرداری بهینه از منابع طبیعی از ضرورتهای توسعهی روستایی است. روستاییان به دلیل شیوه زندگی و نوع معیشت خود بهرهبرداران اصلی و مستقیم منابع طبیعی محسوب میشوند و حدود 90 درصد از عرصههای طبیعی کشور را در اختیار دارند و از آنها بهرهبرداری میکنند (مهدوی، 1377). با توجه به اهمیت و ضرورت محیط زیست و حفاظت از منابع طبیعی برای بقاء و تداوم و پایداری زندگی انسان، ارتقاء شرایط زندگی و معیشت در نواحی روستایی و تأمین نیازهای اولیه و اساسی روستاییان از طریق برنامهریزی توسعهی روستایی، زمینه حفاظت از محیط زیست کشور را فراهم خواهد ساخت (رضوانی، 1390).
آسیبپذیری شدید روستاها در برابر سوانح و مخاطرات طبیعی از دیگر مسائل روستاهای کشور است. کشور ایران جزء ده کشور اول حادثهخیز جهان است و هر ساله حوادث طبیعی مانند زلزله، سیل، رانش زمین و مانند آن خسارت مالی و جانی بسیاری را بر روستاها و اقتصاد کشور تحمیل میکند (رضوانی، 1390).
توسعهروستایی جزئی از برنامه توسعهای هرکشور محسوب میشود که موجب دگرگونسازی ساخت اجتماعی، اقتصادی بوده و عاملی در بهبود شرایط زندگی افراد کم درآمد ساکن روستا و خودکفایی آنان در روند توسعه کلان کشور میباشد (امینی، 1388). به عبارت دیگر، روستا و جامعه روستایی بخش مهمی از جوامع در حال توسعه را تشکیل میدهند. تجربه توسعه بهویژه در این گروه از جوامع نشان میدهد که توسعهروستایی نقش مهمی در رسیدن به اهداف توسعه در سطح ملی دارد، بهگونهای که بسیاری از صاحبنظران، توسعهی روستایی را موتورمحرکه توسعه کشورهای جهان سوم بهویژه در مراحل توسعه بر شمردهاند و دستیابی به آن را ضروری و اجتنابناپذیر میدانند (جمعهپور، 1386).
تولن، معتقد است که جهان سوم از طریق برنامهریزی روستایی و توسعه روستاها است که به توسعه دست مییابد، نه از طریق بهرهگیری از گسترش خیالی منافع توسعه شهرها در روستاها (ازکیا، 1384). ضرورت توجه به توسعهروستایی ناشی از ضرورتهای توسعه کشاورزی، توزیع بهینه جمعیت، استفاده از ظرفیتهای تولیدی، بازسازی ظرفیتهای تولیدی، بازسازی اقتصادی کشور، عدالت اجتماعی، رفع فقر و محدودیتهای اجتماعی میباشد و همچنین عدهی زیادی از صاحبنظران، توسعهکشاورزی و روستایی را امر ناگزیر توسعه ملی کشورهای جهان سوم میدانند، و معتقدند که بدون توسعه کشاورزی و روستایی، رشد صنعتی و ملی یا موفق نخواهد بود و یا اگر موفق باشد عدم تعادلی شدید در اقتصاد ایجاد خواهد کرد که موجب نابرابری، بیکاری و فقر گسترده میشود (آسایش، 1388). به این ترتیب از نظر تودارو توسعه ملی منوط به توسعهروستایی و توسعه روستایی منوط به پیشرفت کشاورزی و توسعه هماهنگ روستایی و شهری است.
در فرآیند برنامهریزی و توسعهروستایی از لحاظ وضع موجود و سطح توسعهیافتگی بررسی تفاوت‌های محلی و ناحیهای در زمینه توسعه، تبیین عوامل مؤثر در توسعه و نهایتاً تلاش برای حل مسائل و مشکلات و تأمین نیازها در راستای تعدیل نابرابریها از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این راستا، شاخصهایی مانند راه، بهداشت و آموزش از جمله شاخصهایی هستند که میتوانند وضع برخورداری یا محرومیت و فقر مناطق روستایی را نشان دهند (شعبان و بهل،2000). شایان ذکر است که تدوین اصول نظامند توسعه روستایی قبل از هر چیز مستلزم شناخت تواناییها، ظرفیتها و استعدادهای انسانی و طبیعی هر واحد مناطق روستایی و از طرف دیگر آگاهی از محدودیتها، تنگناها و نارساییهای آن است. لذا، تنها در سایه این آگاهیهاست که میتوان اولویتهای برنامهریزی را در توسعه مناطق روستایی معین نمود و بر اساس آنها فرایند توسعه را در این مناطق پیگیری کرد (خداپناه و بیگمحمدی، 1388).
به طور کلی اهمیت و ضرورت توجه به توسعه روستایی از جهات زیر قابل بررسی است (مؤسسه توسعه روستایی ایران، 1381):
1. سکونت حدود 30 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی، انسانی بودن مسئله توسعهی روستایی را ایجاب میکند. در واقع به لحاظ انسانی لازم است که مردم روستایی به ویژه افراد فقیر همپای انسانهایی که در شهر زندگی میکنند از این فرصتها استفاده نمایند؛
2. نقش روستاییان در تولید محصولات غذایی و کشاورزی، طبق بررسی انجام شده بیش از هشتاد درصد فعالیتها و تولیدات کشاورزی مربوط به روستاییان میباشد؛
3. از لحاظ زیستمحیطی حدود 80 تا 90 درصد عرصههای طبیعی کشور در کنترل و فعالیتهای روستاییان است؛
4. وجود فقر در روستاها و ضرورت محو آن از دیگر ضرورتهای توسعه روستایی است. طبق بررسیهای انجام شده 4/26 درصد خانوارهای روستایی کشور زیر خط فقر قرار دارند و با توجه به این که بخشی از فقر موجود در شهرها نیز منشأ روستایی دارد، تأمین نیازهای اساسی جمعیت روستایی و کاهش و محو فقر در کانون اهداف توسعه روستایی است.
1-2- بیان مسئله
هدف از برنامهریزی روستایی، توسعه فراگیر و همهجانبه روستا میباشد، اما چند دهه فعالیت در عرصه‌‌ی توسعه روستایی کشور نشان میدهد که نه تنها توسعهی مورد نظر در روستاهای کشور اتفاق نیفتاده، بلکه همواره شاهد آن بوده که روستاها خالی از سکنه شده و مهاجرت روستاییان به شهرها و رشد بیرویه جمعیت شهرها و توسعه نامتوازن و بر هم خوردن تعادل اقتصادی و جمعیتی شده است. برنامهریزی ابزاری برای تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب با هدف توسعه و عمران میباشد، بدیهی است برای رسیدن به وضع مطلوب در درجه اول باید شناخت دقیق و همهجانبه از وضع موجود داشت (تقوایی و نیلیپور طباطبایی به نقل از مؤمنی، 1385). لذا، با توجه به اینکه هدف کلی توسعه، رشد و تعالی همه جانبه جوامع انسانی است (آسایش، 1388)، از اینرو، در فرآیند برنامهریزی برای دستیابی به توسعه و قرار گرفتن در مسیر آن، شناخت و درک شرایط و مقتضیات جوامع انسانی و نیازهای آنان در ابعاد مختلف از جمله اقدامات ضروری در این زمینه است.
با توجه به آنکه زیربنا و اساس هر کشوری را روستا و جمعیت روستایی تشکیل میدهد و روستا جزء سرمایههای اساسی و ملی محسوب میشود، همچنین برای ارتقای کیفیت زندگی و معشیت این جمعیت ساکن باید استراتژیهای خاص و مناسب با شرایط اقلیمی و فرهنگی- اجتماعی ساختی هر روستا در نظر گرفت که بتوان به توسعه روستایی دست یافت. پیشرفت و ارتقای سطح زندگی اقتصادی و اجتماعی روستاییان باید جزئی از برنامههای اصلی و ملی کشور باشد تا بتوان در راه توسعه روستایی قدمی به جلو برداشت. برای رسیدن به توسعه روستایی باید اول امکانات و تنگناها و ظرفیتهای موجود هر روستا مشخص شود و بر اساس، آن برای هر روستا یا مجموعهای از روستاها برنامهریزی دقیق صورت گیرد.
بهطور کلی، با توجه به این که استان کهگیلویه و بویراحمد استانی نیمهروستایی میباشد و بیشتر مواد مصرفی کشاورزی در شهرهای استان در روستاها تولید میشوند و در برخی از مناطق، بهخصوص مناطق روستایی توسعه و توسعهنیافتگی روستایی با چالشهای متعددی روبهرو بوده و هست، بهطوری که اینک شاهد مهاجرت بیرویه به شهرها و حاشیه نشینی، رشد بیکاری، بهوجود آمدن شغلهای کاذب و خالی شدن روستاها از سکنه بوده و باعث بدون استفاده ماندن بخش مهمی از منبع خدادادی استان بهخصوص شهرستان بویراحمد شده است. همچنین تحقیقات مختلف انجام شده نشان میدهد که استان کهگیلویه و بویراحمد از نظر شاخصهای مختلف توسعه در رتبههای آخر درجه توسعهیافتگی روستایی قرار دارد. در تحقیقی که بهوسیله سپهردوست (1390) انجام گرفت؛ روستاهای استان از نظر شاخصهای توسعه سلامت جزء بدترین استانها و در بین کل استانهای کشور در رتبه 29 قرار داشتند. تحقیق دیگری که بهوسیله حسینی (1375) انجام گرفت، نشان داد استان از نظر شاخص توسعه راه روستایی و نسبت آبادیهای دارای پزشک در بین 24 استان کشور در رتبه 24 و شاخصهای بهداشتی در رتبه 23، جمعیتی و زیربنایی در رتبه 24، اقتصادیدر رتبه 16، در رتبهبندی کلی در مقایسه با سایر مناطق روستایی کشور در رتبه 23 قرار گرفت. با توجه به اینکه شاخصهای توسعه روستایی در کشور گویای توسعهنیافتگی روستاهای کهگیلویه و بویراحمد میباشد، با توسعه روستایی در شهرستان بویراحمد و افزایش شاخصهای توسعه میتوان از محرومیت این روستاها کاست و به سمت پیشرفت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی استان نزدیک شد. لذا، در همین راستا پژوهش حاضر به موضوع علل توسعهنیافتگی مناطق روستایی بخش مارگون شهرستان بویراحمد به منظور برنامهریزیهای توسعهروستایی پرداخته است. بنابراین، مهمترین پرسشی که مطرح میشود این است که، با توجه به موقعیت جغرافیایی استان و شهرستان بویراحمد و همچنین برخورداری از منابع روزمینی و زیرزمینی فراوان، چرا هنوز از نظر شاخصهای توسعهای جزء توسعهنیافتهترین استانهای کشور قرار دارد و علل توسعهنیافتگی روستاهای بخش مارگون در شهرستان بویراحمد به عنوان یکی از بخشهای استان کدامند؟ یکی از خلاءهای اساسی روستاهای استان کمبود مطالعات و تحقیقات و ضعف شناخت در مورد آنهاست، نتایج حاصل از این پژوهش میتواند رهنمودی علمی جهت برنامهریزان و سیاستگذاران ملی و منطقهای به منظور ارزیابی عینی و عملی از چگونگی بازدهی طرحها و برنامههای توسعهای در دهههای گذشته در این ناحیه باشد و در صورت لزوم به بازبینی برنامهها و تجدید سازمان نهادی آنها کمک نماید تا سرمایهگذاریها هدفمندتر و توسعه محقق شود.
1-3- اهداف تحقیق
1-3-1- هدف کلی
هدف کلی این تحقیق بررسی علل توسعهنیافتگی مناطق روستایی بخش مارگون در شهرستان بویراحمد میباشد که اهداف اختصاصی زیر را به دنبال دارد:
1-3-2- اهداف اختصاصی
1. شناسایی موانع اقتصادی توسعهنیافتگی روستاهای بخش مارگون شهرستان

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *