کاشت، گرما، غلاف، کاهش، که، باقلا

خاک از آب مقاوم نیست و در این شرایط، به طور معنی‏داری، عملکرد آن کاهش می‏یابد. اگر چه در pH پایین ممکن است توسعه گره‏های ریشه در باقلا کاهش یابد و از تبدیل نیتروژن اتمسفری به فرم‏های قابل دسترس گیاهان جلوگیری کند، اما به طیف وسیعی از pH (3/8 – 5/4) مقاوم است و pH بهینه برای آن حدود 7 می‏باشد (ساتل و همکاران، 1998).
2-2 اهمیت تاریخ کاشت
از آنجایی که گیاهان در شرایط آب و هوایی متفاوت، مراحل رشدی خود را با سرعت‏های متفاوتی طی می‏کنند کشت در تاریخ‏های مختلف موجب می‏شود که گیاه مراحل رشد و نمو خود را در شرایط آب و هوایی متغیر بگذراند که باعث بروز تغییرات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی در گیاه و بروز نوسانات در عملکرد کمی و کیفی آن‏ها خواهد شد ( مدیرشانچی، 1371 ). هدف از تعیین تاریخ کشت، پیدا نمودن بهترین زمان کاشت رقم یا گروهی از ارقام است به گونه‏ای که مجموعه عوامل محیطی حادث در آن زمان، برای سبز شدن، استقرار و بقای گیاهچه مناسب باشد و هر مرحله از رشد گیاه از شرایط مطلوب برخوردار گشته و با شرایط محیطی نامساعد مواجه نشود (خواچه‏پور، 1377). به ‏طوری که می‏توان گفت یکی از عوامل مهم مدیریت در مزرعه در مورد تمامی گیاهان زراعی، تاریخ کاشت مناسب است. تعیین تاریخ کشت مناسب، راهکاری برای جلوگیری از نوسانات عملکرد و دستیابی به تولید پایدار است.
2-2-1 اثر تاریخ کاشت بر عملکرد
عملکرد در گیاهان زراعی به بخش اقتصادی و ارزشمند گیاه اطلاق می‌شود که تولید کننده به منظور برداشت این اندام، گیاه را پرورش می‌دهد (رحیمیان و بنایان اول، 1375). اجزاء عملکرد شامل تعداد بوته، تعداد غلاف در بوته، طول و عرض غلاف، تعداد دانه در غلاف و وزن دانه است. تعیین تاریخ کاشت در باقلا تأثیر زیادی بر روی بیوماس، عملکرد دانه و اجزای آن و صفات مرفولوژیکی گیاه از جمله ارتفاع گیاه، تعداد غلاف، فاصله غلاف از سطح خاک و تعداد شاخه فرعی دارد و با تاخیر تاریخ کاشت کلیه این صفات کاهش می‏یابد (لیپورت و همکاران، 2005،کنفالون و همکاران، 2010). پوما و همکاران (1990) طی گزارشات خود دریافتند تاخیر در کاشت، تعداد گره، تعداد غلاف و تعداد دانه در بوته را کاهش می‏دهد. به طوری که تاخیر در کاشت بعلت کوتاهی دوره رشد و خصوصا دوران پرشدن دانه می‏تواند منجر به کاهش وزن صد دانه در بوته ‏گردد (رضوانی‏مقدم و صادقی‏ثمرجان، 1384). از طرفی پزشکپور (1381) بر افزایش تعداد دانه در گیاه با انجام کشت زودهنگام تأکید نموده و اظهار داشت که کشت زود هنگام بعلت فرار از خشکی آخر فصل و شرایط مساعد رطوبتی در ابتدای فصل می‏تواند منجر به افزایش تعداد غلاف‏ها و تعداد دانه در بوته گردد. پیل‏بیم و همکاران (1990) نتیجه گرفتند که تأخیر در کاشت باقلا عملکرد محصول را کاهش خواهد داد و در صورتی که اگر تاریخ کاشت جلو بیافتد وزن خشک اندام‏های هوایی تا تشکیل اولین غلاف، افزایش خواهد یافت. فارق صالح و عثمان عجیب (1987) بیان داشتند که کاشت در آبان در مقایسه با کاشت در مهر، عملکرد بیشتری در برخواهد داشت. از طرفی آنها معتقدند تاریخ کاشت دیرتر به طور معنی‏داری شیوع انواع بیماریها را کاهش می‏دهد.
خلیل و همکاران (2010) گزارش کردند با تأخیر در کاشت باقلا در شرایط آب و هوایی پاکستان، تعداد روز از کاشت تا سبز شدن افزایش یافت. همچنین کاشت زود هنگام باقلا به دلیل درجه حرارت بالا در زمان کاشت، درصد سبز شدن بذور باقلا را افزایش داد. عملکرد بالای محصول کاشته شده در اوایل فصل رشد به این دلیل است که گیاه از دوره رشد طولانی‏تری برخوردار بوده و همچنین از آب و مواد غذایی استفاده بهتری می‏کند. علاوه بر این تأخیر در کاشت باقلا تعداد غلاف در بوته را کاهش داده در نتیجه عملکرد کاهش می‏یابد ( ساحیل و همکاران، 2008 ). در مطالعه‏ای با بررسی اثر سه تاریخ کشت (7 آذر، 24 آذر و 17 دی)، مشاهده شد، که تاریخ کاشت 7 و 24 آذر اختلاف کمی با هم دارند و بیشترین تعداد غلاف در بوته در تاریخ کاشت اول ( 7 آذر) و کمترین آن در تاریخ کاشت سوم ( 27 دی) به دست آمد، علاوه بر این همچنین در این آزمایش نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین وزن دانه در تاریخ کاشت اول ( 7 آذر) و کمترین وزن دانه در تاریخ کشت سوم (17 دی) به ترتیب با 27/1 و 09/1 گرم حاصل شد (حسن ‏زاده و همکاران، 1392).
وزن دانه یکی از اجزای مهم عملکرد به شمار می‏رود و تحت تأثیر ساختار ژنتیکی گیاه، شرایط محیطی و اثر متقابل آنها قرار می‏گیرد، که از دو جزء سرعت پر شدن دانه و دوره پر شدن دانه تشکیل شده است (رحیمی‏کاریزکی، 2011). چون در تاریخ کاشت اول نسبت به تاریخ کاشت سوم دوره پر شدن دانه طولانی‏تر بود، بنابراین به دلیل عدم تفاوت معنی‏دار از نظر تعداد دانه در غلاف در تاریخ کاشت‏های مختلف، تخصیص ماده خشک به تک‏دانه افزایش یافت که این امر دلیلی بر افزایش وزن دانه در تاریخ کاشت اول نسبت به سایر تاریخ کاشت‏ها می‏باشد. با بررسی مقایسه میانگین عملکرد دانه، در تاریخ‏های مختلف کاشت، بیشترین عملکرد مربوط به تاریخ کاشت 7 آذر با عملکرد 14/361 گرم دانه در مترمربع و کمترین عملکرد دانه مربوط به تاریخ کاشت 17 دی با عملکرد 15/217 گرم در مترمربع بود. عملکرد پایین ممکن است به دلیل آب و هوای سرد در آذر ماه باشد که مانع از رشد طبیعی، فعالیت فتوسنتزی و فعالیت ریزوبیوم‏ها می‏شود. همچنین سطح برگ کافی برای جذب اشعه خورشیدی و تبدیل آن به انرژی شیمیایی تولید نمی‏شود. در این آزمایش مشخص شد که بین تاریخ‏های کاشت مختلف میزان عملکرد بیولوژیک متفاوت بوده و حداکثر عملکرد بیولوژیک مربوط به تاریخ کاشت 7 آذر با 08/704 گرم در مترمربع بود و با تأخیر در کاشت مقدار آن کاهش یافت از طرفی حداکثر شاخص برداشت مربوط به دو تاریخ کاشت، 7 آذر و 24 آذر بود. کاهش بیوماس، عملکرد دانه و اجزای آن با تأخیر در کاشت توسط کنفالون و همکاران (2010) نیز گزارش شده است.
صادقی و همکاران (1384) گزارش کردند که تأخیر در کاشت ارقام ماش به دلیل تولید غلاف بیشتر سبب افزایش عملکرد دانه شد. ولی نخزری‏قدم و رمرودی (1381) اعلام داشتند که تأخیر در تاریخ کاشت باعث کاهش تعداد غلاف در عدس شده است. آن‏ها علت این کاهش را به کاهش دوره‏ی رشد (به ویژه کاهش رشد رویشی) نسبت دادند. کامل و سلطانی (2000 ) در بررسی اثر تاریخ کاشت بر عملکرد ارقام نخود در استان زنجان نشان دادند که از بین تاریخ‏های کاشت اول آبان، نیمه دوم اسفند و نیمه دوم فروردین مناسب‏ترین تاریخ کاشت نیمه دوم اسفند ماه بوده است. که علت بیشتر شدن عملکرد در اسفندماه نسبت به کشت پاییزه، احتمالا خسارت سرما یا گسترش علفهای هرز در کشت پاییزه بوده است. می‏توان چنین نتیجه گرفت که کاهش تعداد روز تا رسیدگی در صورت کاشت تأخیری ممکن است به دلیل دوره نوری نامطلوب و درجه حرارت بالایی باشد که محصول را مجبور می‏کند چرخه زندگی خود را سریعتر به اتمام رسانده در نتیجه عملکرد و اجزای عملکرد به شدت کاهش می‏یابد.
2-3 مکانیسم اثر تنش گرما
به طور کلی مهم‏ترین عوامل کاهش دهنده عملکرد گیاهان زراعی در دنیا، تنش‏های زنده و غیر زنده می‏باشند. تنش عبارت است از هر نیرو یا تاثیر نامطلوبی که به جلوگیری از فعالیت معمول گیاه منجر می‏شود و شامل تنش‏های زنده (علف‏های هرز، آفات و بیماری‏ها) و تنش‏های غیر زنده یا محیطی (خشکی، غرقابی، گرما، سرما، کمبود و زیاد بودن عناصر غذایی، آلودگی‏های گازی و غیره) می‏باشد (هاپکینز، 1385). تنش گرما غالبا به عنوان حالتی که دما آنقدر گرم و مداوم باشد که خسارت غیر قابل برگشت به فعالیت یا نمو گیاهان وارد کند، تعریف می‏شود (هال، 1382 و کافی و همکاران، 1388). البته تنش گرما برای حبوبات سرما دوست زمانی حادث می‏شود که حداکثر دما بیش از 30 درجه سانتی‏گراد در زمان گل‏دهی و گرده افشانی باشد و می‏توان گفت فرار از این حرارت‏ها یکی از اصول مهم در انتخاب تاریخ کاشت است (پارسا و باقری، 1387). میزان خسارت تنش گرما به نوع گیاه، مدت تنش و همچنین سرعت افزایش درجه حرارت بستگی دارد. هنگامی که درجه حرارت هوا به بالاتر از حد آستانه خسارت افزایش پیدا کند، آسیب آن قطعی است (الخطیب و پلسن، 1999).
تأثیر دما بر میزان تولید محصول و القای ریزش گل می‏تواند از طریق تأثیر بر تعادل هورمونهای گیاهی تأثیر بر اندام‏ها‏ی زایشی و یا تأثیر بر میزان نحوه توزیع مواد فتوسنتزی در گیاه باشد. گزارش‏های متعددی وجود دارد که علت اصلی جوانه نزدن دانه‏های گرده و پوک و نازا بودن آن را طی تنش گرما، ذخیره نامناسب کربوهیدراتها در دانه گرده می‏دانند. متابولیسم کربوهیدراتها در بساک و دانه گرده تحت تأثیر دما قرار می‏گیرد و به همین علت، میزان قندهای احیا کننده دانه‏های گرده در طی تنش گرما تغییر می‏کند (دانشمند و منوچهری‏کلانتری، 1387). تنش گرما باعث اختلال در جوانه‏زنی، و افزایش مرگ و میر پنجه‏ها، کاهش فعالیت ریشه‏ها، افزایش نسبت هورمون اسید آبسزیک ‏اسید به سیتوکینین، تسریع پیری گیاه (کوبزا و ادواردز، 1987)، کاهش استقرار گیاهان (پیگوک و همکاران، 1984)، افزایش سرعت رشد و نمو، کاهش طول مراحل رشد و نمو و کاهش کلی تعداد و اندازه اندام‏های گیاه (میدمور و همکاران، 1982)، کاهش و بازداری تقسیم میوز (ساینی و آسپینال، 1982)، کاهش فتوسنتز و کاهش متابولیسم نیتروژن (الخطیب و پالسن، 1999)، افزایش تنفس (بری و بورجکمن،1980) کاهش ثبات غشاهای تیلاکوئید و سلول (موفات و همکاران، 1990) و بازدارندگی سنتز نشاسته در دانه‏های در حال رشد (ریجون، 1986) می‏شود که همه این تغییرات مورفولوژیک و فیزیولوژیک به کاهش عملکرد تحت شرایط تنش گرما منجر می‏گردد. پس با توجه به گزارشات فوق می‏توان گفت تنش گرمایی از مهمترین پدیده‏های زیان بخش جوی است که مشکلات بسیاری را برای محصولات کشاورزی ایجاد می‏کند.
2-3-1 تاثیر تنش گرمایی بر عملکرد
سامرفیلد و رابرتس، 1986 نتیجه گرفتند که بروز گرما طی دوران رشد زایشی، طول دوره پرشدن دانه را کاهش داده و تعداد دانه در نیام و همچنین وزن دانه کاهش پیدا می‏کند که در نتیجه آن عملکرد دانه دچار نقصان شدیدی می‏گردد. در این حالت اثر تنش رطوبتی با درجه حرارت ترکیب شده و عملکرد را کاهش می‏دهد. آنها اظهار داشتند چنانچه نخود در مرحله رشد زایشی به صورت طولانی در معرض روزهای گرم (35 درجه سانتی‏گراد) قرار گیرد، طول دوره پر شدن دانه، تعداد دانه در غلاف و وزن دانه کاهش می‏یابد چرا که مواد فتوسنتزی که در دانه ذخیره می‏شود از سه منبع عمده کربن فتوسنتز جاری برگ و قسمت‏های سبز غیر از برگ، حرکت مجدد مواد فتوسنتزی ذخیره شده قبل از گلدهی که بیشترین در ساقه ذخیره می‏شوند و بالاخره انتقال مجدد مواد فتوسنتزی ذخیره شده موقت در ساقه بعد از گلدهی تامین می‏شود (گاردنر و همکاران ،1382).
وزن دانه به سرعت و دوام رشد دانه از مرحله گرده‏افشانی تا رسیدگی فیزیولوژیک بستگی دارد و شدیداً تحت تاثیر شرایط محیطی از جمله دما قرار می‏گیرد، لذا هر عاملی که طول دوره و یا سرعت پر شدن دانه را تقلیل دهد، منجر به کاهش وزن دانه خواهد شد با افزایش درجه حرارت، سرعت رشد و نمو زیاد می‏شود و با تسریع رشد و افزایش رشد، اثر کم شدن طول دوره رشد بر تجمع ماده خشک کل و عملکرد اقتصادی گیاه جبران نمی‏کند. اگر این روند در دوره پر شدن دانه اتفاق بیفتد، کاهش طول دوره پر شدن دانه به وسیله سرعت رشد دانه جبران نخواهد شد، بنابراین دانه چروکیده و در نتیجه وزن نهایی آن کاهش خواهد یافت (رادمهر، 1376). از طرفی مهندسین مشاور کوانتا (1356) گزارش کردند، در صورتی که زمان تشکیل جوانه میوه دهنده پنبه تا گل دهی آن دماهای محیط بالاتر از 35 درجه سانتی‏گراد باشد، این شرایط نامساعد بوده و سبب ریزش گل و غوزه خواهد شد. در زمان گل دادن نیز وقوع دماهای بیش از 21 درجه در شب باعث تشدید تنفس و کاهش عملکرد می‏شود. در صورت مساعد بودن رطوبت خاک، گیاه می‏تواند دماهای 35 تا 40 درجه را نیز تحمل کند، اما تداوم آن باعث کاهش عملکرد می‏شود. در مورد چغندر‏قند دماهای بالاتر از 35 تا 40 درجه رشد ریشه و ذخیره قند را متوقف می‏کند. در مورد گندم، دماهای بالاتر از 30 درجه سانتی‏گراد باعث محدود شدن فتوسنتز، دماهای 35 تا 40 درجه باعث تسریع تنفس و احتمال کاهش وزن گیاه و دمای بالاتر از 40 درجه گرمای کشنده می‏باشد. همچنین در مرحله پر شدن دانه دما به میزان 6 درجه سانتیگراد بالاتر از 22 تا 23 درجه سانتیگراد موجب کاهش 10 درصد عملکرد ذرت میگردد ( ویل‏هلم و همکاران، 1999). در اثر تنش گرما خسارت، به غشای پلاسمای ذرت در برگهای در حال توسعه کمتر از برگهای بالغ است و همچنین سقط نیام با تأخیر در کاشت و برخورد مراحل حساس به گرما افزایش می‏یابد ( مک‏گریگور ، 1981) و در صورتی که گیاه ذرت برای مدتی طولانی در معرض درجه حرارت بالا قرار گیرد، بخش‏های هوایی آن به سرعت پیر شده و در نتیجه تولید مواد فتوسنتزی قابل جذب دانه، به ویژه در پوشش‏های گیاهی متراکم کاهش پیدا کرده و دانه‏ها کوچک باقی می‏مانند که این خود منجر به کاهش عملکرد و کیفیت محصول خواهد شد ( احمدی و میرحاجی، 1391).
موریسون، (1993) نشان داد که دمای بالا منجر به کاهش باروری به دلیل کاهش دانه گرده و مادگی می‏شود. پیچن، عقیده داشت که حایل‏هایی بین لوله گرده و تخمک در B. napusوجود دارد، آنزیم‏هایی برای حل این حایل‏ها و تسهیل در باروری نیاز است که در دمای بالا ممکن است منجر به کاهش فعالیت این آنزیم‏ها و در نهایت کاهش تعداد دانه در نیام شود. تحقیقات نشان می‏دهند که در کلزا بین لوله گرده و تخمک موانعی وجود دارد که در شرایط عادی، این موانع توسط آنزیم‏ها از میان برداشته می‏شوند ولی تنش گرما از تولید یا فعالیت این آنزیم‏ها جلوگیری می‏کند که نتیجه آن کاهش تعداد دانه در خورجین است ( پیچن، 1988).‏
در مطالعه دیگر در طول دوره پر شدن دانه، یک تیمار از 1

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *