که، می، آفت، حشره، آردآلود، بررسی

ه آفت استفاده شده است بر اساس یافته های این محقق حشره بالغ تخم گذار مقاوم ترین مرحله رشدی آفت می باشد. استفاده از تله فرمونی از جمله روش امنی می باشد که جهت کنترل شپشک آردآلود مرکبات استفاده شد (هس و همکاران،1976; مکلاگلین، 2008) .
سموم حشره کش و دشمنان طبیعی از ابزارهای مهم مدیریتی این آفت است ( ار،2009). همچنین کنترل فیزیکی مانند پاک کردن حشره از سطح آلوده و هرس شاخه های آلوده از معمولترین روش کنترل این آفت محسوب می شود.
کنترل بیولوژیکی از عوامل بیماری زای P. citri قارچ Entomophthora fumosa است. این قارچ در نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری، زمانی که میزان بارندگی تابستانه زیاد است و درصد رطوبت بالاست طغیان P. citri را کنترل می کند.
شکارگرهای زیادی مخصوصا Coccinellidae و همچنین Chrysopidae به P. citri حمله می کنند. اگرچه این حشرات شکارگر مناسبی برای شپشک آردآلود مرکبات می باشد اما آنها اغلب تعداد میزبان را در حدی که دیگر خسارت اقتصادی وجود نداشته باشد کاهش نمی‌دهند.
زنبور پارازیتوئید از خانواده Encyrtid به نام Leptomastix dactylopii بین سالهای 1980 و 1987 از کالیفرنیا وارد و در کوینزلند رها سازی شدند. این طرح بلافاصله اجرا و گسترش پیدا کرد و تعداد حشرات پارازیتوئید را افزایش داد و کنترل آنها را به طور قابل قبولی افزایش داد.
قبل از شروع کنترل بیولوژیکی در کوینزلند در سال 1980به عنوان بخشی از مدیریت آفت یکپارچه برای آفتهای مرکبات، 12 دشمن طبیعی که به P. citri حمله کردهاند، ثبت شده است. آنها شامل کفشدوزک هایی از قبیل Cryptolaemus montruzieri، Harmonia octomaculata و از سیرفیدها Cyrphus sp و از دوبالان Diadiplosis koebelei و از بالتوری ها Chrysopa sp، Mallada signata، Micromus و Oligochrysa lutea و چهار گونه از زنبورهای Encyrtidae از قبیل: Anagyrus pseudococci، Coccidoxenoides peregrines، Leptomastidea abnormis، Ophelosia crawfordi (به نظر می رسد که سه گونه آخری عجیب و نا متعارف هستند و ثبت نشده باشند) ( واترهوس، 2000).
هنگام فعالیت مورچه ها (عمدتا Pheidol megacefala و همچنین Iridomyrmex glaber ) تعداد شپشک های آردآلود و تمایل آنها برای ترشح عسلک شدیدا” افزایش می یابد. زمانیکه نوارهای چسبان را اطراف تنه درختان سیب درختی قرار دادند و مانع از دسترسی مورچه ها به آن شدند، تعداد Planococcus citri نیز کمتر شد ( میکائیل، 2001; اوان، 2008).
کفشدوزک Cryptleamus montrazieri:امروزه در برنامه مدیریت تلفیقی آفات استفاده از دشمنان طبیعی از اهمیت برخوردار است در این میان کفشدوزک ها به عنوان یکی از مهمترین عوامل مفید در کنترل طبیعی آفات مورد توجه بیشتر محققین دنیا قرار گرفتهاند (مجیب حق قدم،1380). ارزش کفشدوزک ها در مبارزه بیولوژیک بیشتر به این دلیل است که هم حشرات بالغ و هم لاروها دارای رفتار شکارگری هستند و در از بین بردن آفات نقش مهمی دارند، در صورتی که در مورد پارازیتوئیدها، حشرات بالغ به ندرت به صورت مستقیم در از بین بردن آفات شرکت می‌کنند (دماوندیان، 1386).
مطالعات نشان میدهد کفشدوزک کریپتولموس مهمترین شکارگر شپشک آردآلود مرکبات میباشد و با تغذیه از این آفت نقش مهمی در کاهش جمعیت این آفت ایفا میکند. از آنجایی که خطرات ناشی از کاربرد سموم شیمیایی سنتتیک در شرایط زراعی و باغی شمال ایران در خطر آلودگی محیط و از بین رفتن دشمنان طبیعی بسیار شناخته شده است، بنابراین لزوم استفاده از سموم گیاهی غیر سمی مطرح می‌شود.

شکل ( STYLEREF 1 s ‏2 SEQ شکل_( * ARABIC s 1 5) کفشدوزک کریپتولموس در حال تغذیه از شپشک آردآلود مرکبات www.bugsforbugs.com.auکنترل شیمیاییدر حال حاضر در شمال کشور به دلیل شرایط خاص اقلیمی که مساعد برای رشد شپشک ها است، جهت مبارزه با این آفت و همچنین سایر شپشک ها از مبارزه شیمیایی استفاده می گردد. سابقه مبارزه شیمیایی در شمال خیلی قدیمی است و برای نخستین بار توسط جلال افشار در باغ های مرکبات در شمال کشور در دهه 1320 شمسی صورت گرفت )مدرس، 1373). شاید بتوان گفت که یکی از علل تنوع شپشک های نباتی و عدم موفقیت دشمنان طبیعی کاربرد طولانی مدت سموم شیمیایی علیه آفت نامبرده باشد.
سموم گیاهیآفتکشهای بیولوژیکی نیز مانند آفتکشهای شیمیایی فراوردههایی برای حفظ نباتات هستند که در مدیریت آفات و بیماری های گیاهی و علفهای هرز کاربرد دارند. کاربرد گسترده انواع سموم شیمیایی با طیف وسیع و پایداری زیاد در طی دهههای اخیر بشر را با بحران متعدد زیست محیطی رو به رو ساخته است و موجب به خطر افتادن انسانها و سایر موجودات زنده، آلودگی آب وخاک و منابع غذایی، نابودی حشرات مفید و سایر دشمنان طبیعی و مقاومت فزاینده نسبت به این سموم گردیده است. آفتکشهای طبیعی در گروه حشره کشهای بیولوژیک جای گرفته است. حشره کشهای گیاهی از گیاهان استخراج میشوند و اغلب دارای پایداری کم میباشند و بر خلاف سموم شیمیایی موجب مقاومت آفات نمیشوند. آفتکشهای مورد استفاده در این تحقیق مشتقات گیاهی میباشد که در آزمایشات متعدد انجام گرفته توسط محققین کارایی خود را در کنترل آفات گوناگون به اثبات رسانیدهاند و به اذعان کارشناسان میتوانند نقش مفیدی در تولید محصولات کشاورزی سالم و نیز کاهش مصرف سموم شیمیایی ایفا نمایند.
آزمایشات زیستسنجی انجام شده بر روی شپشک آردآلود مرکباتاز سمومی که امروزه در شمال استفاده می شود می توان به سموم فسفره نظیر گوزاتیون، مالاتیون، اتیون، اکامت، میتداتیون، بوپروفزین و چند سم دیگر اشاره کرد که اغلب همراه روغنهای امولسیون شونده استفاده می شوند. در پاره ای از مواقع در صورت طغیان کنه ها نیز به ترکیبات فوق، کنهکش هایی مانند تدیون، نئورون و آپولو اضافه می گردد )اسماعیلی، 1375).
آهر(2009) از چندین حشره کش پروفنوفوس، میتداتیون، کلروپیروفوس و متومیل جهت کنترل شپشک آردآلود مرکبات استفاده نمودهاند هفت روز پس از سمپاشی نتایج یادداشت گردید که میزان تلفات 74/85 تا 69/95 درصد ثبت شد.
از آنجایی که استفاده از حشره کشها غالبا” باید با حفظ دشمنان طبیعی همراه باشد تحقیقاتی در زمینه بررسی اثر سموم کلروپیروفوس و میتداتیون و بوپروفزین و مالاتیون بر روی شپشک آردآلود مرکبات و کفشدوزک شکارگر آن انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که کلروپیروفوس با تاثیر بر سیستم عصبی بعد از 24 ساعت موثر برای کنترل آفت می باشد و از طرفی بسیار سمی برای کفشدوزک است. میتداتیون را نیز از سموم موثر در کاهش جمعیت آفت معرفی نموده اند و مدت زمان تاثیر گذاری بعد از 48 ساعت بیان شد و در مقابل بسیار سمی برای حشره شکارگر معرفی شد. بوپروفزین و مالاتیون از سموم موثر درکاهش جمعیت آفت، 12 ساعت پس از سمپاشی به ثبت رسید. نتایج بررسی های انجام شده در تاثیر پذیری بوپروفزین برکفشدوزک کریپتولموس هیچ اثر سوئی مشاهده نشده است. اما مالاتیون سمیت بالایی روی حشره شکارگر داشت. نتایج حاصل نشان می دهد که اثرات جانبی مخرب حشره کش های کلروپیروفوس و مالاتیون و میتداتیون در مقایسه با اثرات جانبی بوپروفزین بسیار بیشتر است (http://arizona.eda).
هووارد و همکاران(1989) در این تحقیقات اثرات روغن معدنی به تنهایی و ترکیب روغن معدنی و دی متوات و ترکیب روغن معدنی و کلروپیروفوس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داده که روغن معدنی به تنهایی، 10% مرگ و میر و ترکیب روغن معدنی و دیمتوات 87% تلفات و ترکیب روغن معدنی و کلروپیروفوس 90% مرگ و میر به ثبت رسیده است. نتایج این بررسی حاکی از آن است که روغن معدنی به تنهایی قادر به کنترلP. citri نمیباشد. والتن و همکاران (2004) ضمن تاکید بر استفاده یکپارچه کنترل شیمیایی و بیولو‍ژیک از دو حشرهکش شیمیایی متیداتیون و ایمیداکلوپراید برای کنترل شپشک آردآلود مرکبات همراه با حفظ دشمنان طبیعی مورد بررسی قرار دادند. نتایج به عمل آمده حاکی از آن است که تاثیر گذاری متیداتیون با هدف این محقق مطابقت نداشت. اما ایمیداکلوپراید به عنوان یک آفت کش موثر و بیخطر به ثبت رسیده است. در همان سال کرنز تحقیقاتی در زمینه اثر میتداتیون علیه شپشک آردآلود مرکبات مورد بررسی قرار داد که موثر معرفی شد و هنگامی که روغن معدنی به آنها اضافه شد عملکرد حشره کش افزایش یافت (کرنز، 2004).
در سال (2001) در یک بررسی با اثر سمیت کلروپیروفوس و دیازینون و روغن معدنی مشخص شد که در باغاتی که کلروپیروفوس و دیازینون تیمار شده تنها 1 4 تا 13 دشمنان طبیعی نسبت به باغات بدون تیمار وجود دارد. در حالی که در مورد تیمار با روغن میزان دشمنان طبیعی در باغات تحت تیمار هیچ تفاوتی با باغات تیمار نشده وجود ندارد ( راپ، 2001). در همین سال آزمایشات مزرعه ای به منظور اثر سمیت کلروپیروفوس، دیمتوات، متومیل و بوپروفزین بر روی پوره سن 1 شپشک آردآلود مرکبات نشان داد که دیمتوات و متومیل تاثیر پذیری سریع را برای کاهش جمعیت آفت دارا می باشد و بوپرفزین تاثیر پذیری طولانی مدت را در پی خواهد داشت (دانا، 2001).
نتایج حاصل از بررسی های هوفمان و همکاران (2009) نشان میدهد که ایمیداکلوپراید و دیمتوات موثر در کنترل آفت می باشد. در همین سال بل وهمکاران تحقیقاتی در زمینه اثر سمیت پوریتیفوس و بوپروفزین در دزهای ppm 250، 500، 1000 بر روی شپشک آردآلود مرکبات نشان می دهد که یک بار سمپاشی با پوریتیفوس موثرتر از دو بار سمپاشی با بوپروفزین می باشد و هیچ اختلاف معنی داری بین یک بار سمپاشی پوریتیفوس و دو بار سمپاشی بوپروفزین وجود ندارد بوپروفزین یک حشره کش تماسی است و فقط روی ملی باگ جوان موثر می باشد و هیچ تاثیری روی حشره کامل ندارد ( بل، 2009). در بررسی های انجام شده توسط مانجری و همکاران (2006) در زمینه اثر سمیت آزادیراکتین ml/le 2 و متومیل g/le 1 نشان داد که سموم فوق موثر در کنترل شپشک آردآلود مرکبات می باشد
رمزی و همکاران (2010) از چندین حشرهکش ایمیداکلوپراید، میتداتیون و اسپیروتترامات جهت کنترل شپشک آردآلود در مرحله پوره سن 2 و3 و تخم آفت استفاده نمودند. ابتدا در آزمایشی جداگانه در حالت مقایسه ای اثر سمیت ایمیداکلوپراید و میتداتیون در دزهای مختلف L/ml 1 وL/ml 2 ، بر روی تخم و پوره سن 2 و3 آفت مورد بررسی قرار دادند. ایمیداکلوپراید موثرتر از میتداتیون بر روی تخم و پوره سن 2 و3 آفت به ثبت رسیده است و میان دزهای مختلف اختلاف معنی داری مشاهده نشده است. در آزمایشی دیگر از اسپیروتترامات استفاده کردند طبق نتایج این تحقیق اسپیروتترامات موثرتر از دو حشرهکش شیمیایی معرفی گردید و به عنوان حشرهکش زیستی می تواند در مدیریت تلفیقی آفات قرار گرفته شود. در همین سال کارار و همکاران (2010) اثر حشرهکشهای پروفنوفوس، بی فن ترین،‌ تری آزوفوس، هالدرین، دلتامترین، سایپرمترین و استامی پراید بر روی هر سه مرحله پورگی و حشره کامل مورد بررسی قرار گرفت و به طور میانگین حشرهکش های اجرا شده در هر سه مرحله پورگی موثر معرفی شده اند و تاثیر متوسط بر روی حشره کامل به ثبت رسیده اند.
پاتل و همکاران (2010) بررسی هایی را در قالب مقایسه ای سموم بوپرفززین با کارباریل و کلرو پیروفوس انجام دادند. طبق نتایج حاصل از این تحقیق بوپرفزین تاثیر بیشتری نسبت به کارباریل وکلروپیروفوس دارد. تاثیرپذیری بوپرفزین در سنهای مختلف مورد آزمایش قرار گرفت که سمیت بیشتر در سن های پایین تر دیده شده است. سال(2006) تحقیقاتی در زمینه اثر سمیت اسپینوساد، کونفیدور، آبامکتین، اسپیرومزیفن وسیفلوترین بر کفشدوزک کریپتولموس انجام داد. نتایج نشان می دهد که کونفیدور و سیفلوترین کاهش صد در صدی حشره شکارگر را دارا می باشد میزان مرگ ومیر کفشدوزک برای اسپینوساد 33% و برای آبامکتین 67% به ثبت رسید.
طی آزمایشات انجام شده توسط میکاود همکاران (2003) از ترکیبات مسی به عنوان اثر پذیری روی کریپتولموس استفاده نمودند در بررسی های این تحقیق از اکسی کلرور مس همراه با روغن معدنی استفاده شده است که هیچ اثر سوء بر علیه کفشدوزک گزارش نشده است.
‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژامال و همکاران(2009) کنترل شپشک آردآلود مرکبات را روی مرکبات بررسی کردند. این محققین از سیتریک اسید و پیاز برای کنترل آفت مورد استفاده قراردادند. هر دو ترکیب بعد از سه روز تاثیر کمی از خود نشان داد ولی کم کم تاثیرشان افزایش یافت و به تدریج به بالاترین اثربخشی پس از 18 روز به ثبت رسید و درصد مرگ و میر به ترتیب 3/93 و 9/85 در ppm 125 سیتریک اسید و پیاز بوده و همچنین تفاوت معنی داری بین غلظت های مورد آزمایش وجود داشت. نالوار و همکاران (2009) در زمینه تاثیر عصاره های گیاهی azadirachta indica, allium sativum, Lantana camara, annana aquamosa بر روی شپشک آردآلود مرکبات بررسی هایی انجام داده و نتایج نشان داد که عصاره های گیاهی یاد شده سمیت زیادی داشته اما تاثیر آهسته تری نسبت به سموم شیمیایی دارا می باشد و در مقابل سازگار با محیط زیست و غیر سمی برای انسان بوده و به راحتی قابل تجزیه می باشد.
به منظور کنترل شیمیایی آفت، تحقیقی روی مرکبات بر علیه P. citri انجام گرفت کلوید (2004) مطالعاتی در زمینه اثر سمیت قارچ جنس anisoplia Metarhizium و Beauveria bassia برای کنترل P. citri انجام داده است که کاربرد قارچ M. anisoplia موثر بر کاهش جمعیت آفت به ثبت رسیده است اما باعث کاهش 50 درصدی لارو شکارچیان در هنگام تغذیه از P. citri می شود. قارچ B. bassiana هیچ تاثیر سویی روی حشره کریپتولموس ندارد. کلوید در همان سال آزمایشات دیگری در زمینه اثر سمیت پیری پیروکسی فن و فلونی کامید بر روی کفشدوزک شکارگر انجام گرفت بر اساس نتایج بدست آمده حشره کش های مذکور هیچ اثر سوئی روی حشره شکارگر نداشته اند.
هاوپلاند و همکاران (2005) از آب داغ برای کنترل شپشک آردآلود مرکبات استفاده نمودند که آزمایش خود را در سه دمای متفاوت c

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *