پایان نامه ها

گیاهی، محیطهای، حشره، سلول، اسید، كه

. فرم ایستاده یا monopodial و فرم ساقه خزنده یا sympodial . ریشه‌های هوایی در اركیدها علاوه بر وظایف كلی ریشه‌ها در گیاهان كه شامل پابرجایی و تغذیه گیاه است وظایف دیگری نیز دارد مثل ذخیره آب، ذخیره موادغذایی، تنفس و فتوسنتز كه این خصوصیات ریشه ناشی از وجود velamen یك لایه اسفنجی و سفید رنگ است می‌باشد.
نكته جالب توجهی كه در مورد اركیدها وجود دارد و نشان از تكامل یافته بودن این خانواده گیاهی است گرده افشانی این گیاه است. تمام عوامل موجود در گل كه ممكن است جنسی، شیمیایی ( نكتار ) و بویایی باشد فقط برای جلب یك حشره خاص عمل می‌کنند و در هر گونه حشره خاصی عمل گرده افشانی را انجام می‌دهد.
در برخی گونه‌ها لابل گل شبیه حشره ماده می‌شود و گیاه بویی را كه شبیه بوی حشره ماده است برای گول زدن حشره نر ترشح می‌کند. حشره نر وقتی داخل گل می‌رود گیر می‌کند و حركاتی كه برای خارج شدن از گل انجام می‌دهد باعث پاشیده شدن pollinia و در نتیجه گرده افشانی گل می‌شود این مكانیسم زیركانه توسط بعضی گونه‌های اركید مثل Coryanthes ،Ophrys ،Drakea انجام می‌شود.
جنس‌های معروف ارکیده
1-Cattleya :
حدوداً60 گونه دارد و بومی مناطق استوایی است. دارای رنگ‌های متنوع، مانند سفید، ارغوانی، زرد و برخی دو رنگ هستند. برخی نیز دارای حساسیت فتوپریودیک بوده و در سال 2 بار گل می‌دهند. وبطور کلّی گیاه گلدانی جذابی را می‌سازند.
2- Phalaenopsis:
دارای 55 گونه بوده که بومی مجمع الجزایر مالزی و اقیانوسیه است. گل‌های سفید هیبرید P .amabilis در تمام طول سال در بازار آمریکا یافت می‌شود. این گل‌ها در رنگ صورتی و دیگر رنگ‌ها در طول پاییز و بهار یافت شده و بیشتر برای دسته گل به کار می‌روند.
3- Dendrobium:
دارای 900 گونه بوده و بومی مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری استرالیا و جزایراقیانوس آرام است. دارای گل‌های  با عمر طولانی جهت گل بریدنی است.
4- Vanda:
دارای گل‌های سه رنگ می‌باشد. نیاز به هوای گرم و مرطوب دارد.
5- Cymbidium:
دارای 40 گونه است و بومی مناطق گرمسیری آسیا واسترالیا می‌باشد. بر خلاف بقیه طالب مناطق خنک یا دمای شبانه 10 درجه و روزانه 24-21 درجه است. اغلب برای فروش در بهار پرورش داده می‌شود.
6- AScocenda:
این جنس درواقع دو رگه Vandaو Ascocentrum می باشد و حالتی شبیه Vanda مینیاتوری دارند.
7- Paphiopedilium:
بیشتر رقم‌های آن دو رگه می‌باشد که از آن جمله می‌توان P.insigne را نام برد. که برای بهترین گلدهی به شبهای خنک (10 درجه ) نیاز دارد. همچنین دارای انواع گرما دوستی همچونP.invium وP. callosum نیز می‌باشد. به طور کلی به عنوان گل گلدانی مورد استفاده است.
ازدیاد ارکیده‌ها به روش‌های زیر صورت می‌گیرد
1- بذرSeed، 2- تقسیمDividing، 3- Back –bulb propagation،
4- کشت بافت Tissue culture، 5- قلمه ساقه S– propagation،
6- Inter node propagation ، 7- keikis ، 8- Top cuts.
کشت بافتگیاهی، به رشد مواد گیاهی عاری از عوامل بیماریزا در شرایط گندزدایی شده و درون بستر غذایی استریل که در ظروف آزمایشگاهی مثل لوله آزمایش اطلاق می‌گردد. کشت بافت گیاهی شامل کشت پرتوپلاست، سلول، بافت و اندامگیاهی است (باقری و همکاران،1383). بزرگ‌ترین مشوق برای استفاده از فنون کشت بافت گیاهی برای تکثیر بسیاری از گونه‌ها، ممکن است کار اولیه مورل روی تکثیر ارکیده در سال 1960 و کار موراشیک و اسگوک در 1964 در ایجاد محیط کشت جدیدی بوده باشد (معینی و کهریزی،1382). سیستمهای کشت بافت گیاهی به عنوان سیستمهای الگو برای بررسی‌های گوناگون فیزیولوژیکی، زیست شیمیایی، ژنتیکی و مشکلات ساختاری گیاهان نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. فنون کشت بافت گیاهی معمولا به عنوان ابزاری جهت ازدیاد رویشی گیاهان مهم اقتصادی و فراورده‌هایی که استفاده تجاری در آینده دارند به کار می‌رود (خشخوی ،1386). ارکیده یکی از گیاهان تجاری گلدانی و شاخه بریده مهم در دنیا می‌باشد (قهساره و کافی،1389). بذر ارکیده، خیلی ریز و ذخیره غذایی آن‌ها، خیلی کم و غالباً بدون ذخیره غذایی هستند. این اندازه کوچک بذر، باعث از دسترفتن آن‌ها در محیط کشت طبیعی می‌شود و به علاوه به دلیل محدود بودن ذخیره غذایی، زنده ماندن بذرها در محیط کشت طبیعی مشکل است بنابراین جوانهزنی و رشد رویشی در محیط کشت درون شیشهای بسیار موفقتر میباشد (باقری و صفاری ،1390 ). در محیط کشت درون شیشهای نیزعدم وجود کافی هورمون‌های رشد گیاهی باعث عدم بهبود ریزازدیادی در گیاهان می‌گردد که این موضوع به کمک تنظیم کننده‌های رشد گیاهی و بخصوص سایتوکنینها که نقش مهمی در پینهزایی و شاخسارهزایی دارند انجام می‌گردد. عدم بهبود تکثیر در محیط کشت معمولی یا درون شیشهای علاوه بر هزینههای گزاف، باعث کاهش سرعت، در صد جوانیزنی ونهایتًا باعث تاخیر یا کاهش در عملکرد گیاه می‌شود (اولسون،1974؛نگهدار و همکاران 1391 ). در فناوری نانو ذراتی با اندازه‌های بسیار کوچک ساخته می‌شوند که به دلیل کوچکی فوقالعادهشان دارای خواص جدیدی می‌باشند. فناوری نانو باعث ارتقاء سطح زندگی انسان‌ها می‌گردد. بخش کشاورزی از جمله مهم‌ترین عرصه‌هایی است که با استفاده از فناوری نانو، منافع زیادی را متوجه این بخش خواهد نمود. ورود اولین مجموعه از محصولات نانو در بخش کشاورزی شامل آفت کش‌ها و کودهای نسل جدید با کارایی غیر قابل تصور برای کنترل هوشمند آفات، بیماری‌ها و علف‌های هرز و تهیه داروهای نسل جدید به بازار باعث ارتقاء سطح تولید و کیفیت محصول می‌گردد (تیکنر و همکاران 2007). هدف از انجام این تحقیق بررسی نانو ذرات آهن بر روی ریز ازدیادی ارکیده به روش کشت مایع می‌باشد.
فصل دوم
بررسی منابع
1-1- محیطهای کشت در ریزازدیادی
انتخاب نوع محیط کشت، به اهداف مورد نظر در ریزازدیادی بستگی دارد و نسبت به نوع ریزنمونه و گونههای مختلف گیاهی از محیطهای کشت استاندارد و یا تغییر داده شده استفاده به عمل میآید. ابتدا از محیطهای کشت مختلف، محیط کشت پایه آماده میشود، و سپس با رقیق کردن آن‌ها در موارد مختلف استفاده میشود. از دو محیط کشت معروف میتوان به محیط کشت موراشیگ و اسکوگ (1962) اشاره کرد.
2-1- محیط کشت و مواد تشکیل دهنده آن
یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد رشد و اندامزایی در کشت بافت گیاهی، مواد تشکیل دهنده محیط کشت میباشد محیطکشت بافت گیاهی به طور کلی از بخشی یا تمام مواد زیر تشکیل شده است.
عناصر پرمصرف، عناصر کممصرف، ویتامینها، اسیدهایآمینه و دیگر مواد نیتروژندار، قندها، موادکندکننده رشد، مواد جامدکننده یا سیستم حمایتکننده مانند آگار، افزودنی‌های آلی نامشخص نظیر ذغال فعال وآب. به طور معمول چندین دستور تهیه برای بیشتر کارهای کشت بافت و سلول مورد استفاده قرار میگیرد. این دستورها در برگیرنده آنچه توسط وایت، موراشیک و اسکوگ (MS) ، گمبورگ و همکاران (B5)، شنگ ، هیلدر برانت (SH) نیچ و لویدومک کاون پیشنهاد شده میباشند. محیط کشتهای MS ، SH و B5 همگی دارای مقادیر زیادی از عناصر پرمصرف میباشند. در حالی که در سایر محیطهای کشت عناصر پرمصرف به میزان قابل توجهی کمتر است.
1-2-1- عناصر پرمصرف و کممصرف
عناصر پرمصرف در برگیرنده شش عنصر اصلی نیتروژن، فسفر، پتانسیم، کلسیم، منیزیم و گوگرد میباشد که برای کشت بافت و سلول گیاهی مورد نیاز است. غلظت بهینه هر ماده غذایی برای دستیابی به میزان رشد حداکثر، به میزان زیادی بین گونههای گیاهی متفاوت است. پتاسیم برای رشد سلول بیشتر گونههای گیاهی مورد نیاز میباشد. بیشتر محیط کشتها، دارای پتاسیم به صورت نیترات و کلراید به غلظت 20 تا 30 میلیگرم میباشند. غلظت بهینه فسفر، منیزیم، گوگرد و کلسیم از 1 تا 3 میلیگرم در لیتر میباشد مشروط بر اینکه سایر نیازهای رشد سلولی تامین شده باشند. در صورتی که کمبود سایر مواد غذایی وجود داشته باشد، غلظتهای بالاتری از مواد اشاره شده لازم است (تورز، 1377).
عناصر کممصرف اصلی برای کشتبافت و سلولهای گیاهی در برگیرنده آهن، منگنز، روی، بر، مس و مولیبدن میباشند. در حالت عادی، برای تهیه محیط کشت، شکلهای کلات آهن و روی مورد استفاده قرار میگیرد. آهن ممکن است مهم‌ترین عنصر کممصرف باشد. سیترات و تارتارات آهن نیز ممکن است در محیط کشت به کار روند، اما این ترکیب به سختی در آب حل میشوند و معمولاً پس از تهیه کشت رسوب میکنند. امکان افزودن کبالت و ید به برخی از محیطهای کشت وجود دارد اما نیاز مبرم به این عناصر برای رشد سلول گیاهی ثابت نشده است. سدیم و کلر نیز در برخی از محیط کشتها به کار میروند، اما نیاز اساسی به آن‌ها برای رشدیاختهها وجود ندارد. مس و کبالت در حالت عادی به غلظت 1/0 میکرومول به محیط کشت افزوده میشود (برگ و والنتین، 1976، بیک و استرابر، 1978، بیک و همکاران، 1960 ).
1-2-3- کربوهیدرات‌ها
کربوهیدرات‌ها جزء بسیار مهمی در هر نوع محیط کشت است، چون معمولاً شرایط رشد برای فتوسنتز کافی نیست. یا اصولاً به علت تاریکی، فتوسنتز انجام نمیشود. اضافهکردن هیدراتهایکربن، در واقع قندها به محیطکشت ضروری است. از میان کربوهیدرات‌ها ساکاروز ترجیح داده میشود. گلوکز و فروکتوز در برخی از موارد میتواند جایگزین شود. گلوکز به اندازه سوکروز موثر است و فروکتوز تا حدودی اثر کمتری دارد. غلظت ساکاروز در محیط کشت در حالت عادی بین 2 تا 4 درصد است. کربوهیدرات‌ها پس از ساخته شدن محیط کشت و قبل از اندازه گرفتن اسیدیته به محیط کشت افزوده میشوند (آزادی و معینی،1380، تورز،1377 و هارتمن و همکاران، 1378).
1-2-4 -ویتامینها
ویتامینهایی که بیشتر در محیط کشت بافت و سلول به کار میروند عبارت‌اند از : تیامین، اسیدنیکوتینیک، پیریدوکسین، میواینوزیتول و در برخی محیط کشتها اسید اسکوربیک.
استفاده از تیامین تقریباً الزامی است و اسید نیکوتینیک و پیریدوکسین به دلیل نیاز برخی از بافتهای گیاهی به طور معمول به محیط کشت افزوده میشوند. استفاده از اسید اسکوربیک به معنای نیاز گیاه نبوده و به عنوان آنتیاکسیدانت به کار میرود.
میواینوزیتول یکی از اجزای فعال شیره نارگیل میباشد و به طور معمول در بسیاری از محلولهای ویتامیندار استفاده میشود. وجود میواینوزیتول در محیط کشت الزامی نیست اما در مقادیر کم رشد سلولی را در بیشتر گونهها تحریک میکند (پیریک، 1376 ، تورز،1377 ، واعظ لیواری،1381 و هارتمن و همکاران، 1378).
1-2-5- اسیدهای آمینه و سایر افزودنیهای نیتروژن دار
با آنکه یاختههای کشت شده به طور عادی قادر به سنتز تمام اسیدهای آمینه مورد نیاز خود هستند، افزودن برخی از اسیدهای آمینه یا آمیزهای از اسیدهای آمینه ممکن است موجب رشد بیشتر سلولها شود. کاربرد اسیدهای آمینه به ویژه برای کشتهای سلولی و پرتوپلاست اهمیت دارد. گلوتامین متداول‌ترین منبع ازت است اگرچه از آدنین و آسپارژین نیز میتوان استفاده کرد (پیریک، 1376 ، تورز،1377).
1-2-6- مواد جامدکننده یا سیستم حمایتکننده
آگار یکی از مشتقات نوعی علف هرز دریایی است و میتواند به صورت مادهای مولد ژل در اکثر محیطهای کشت به کار رود. هنگام آمیختهشدن آگار با آب ژلی تولید میشود که در دمای حدود 60 تا 100 درجه سانتیگراد ذوب شده و در دمای 45 درجه سانتیگراد جامد میگردد. از این رو ژل آگار با تمام دماهای نگهداری، سازگاری دارد. افزون بر این، آگار واکنشی با مواد تشکیلدهنده ومحیط کشت نداشته و توسط آنزیمهای گیاهی جذب نمیشود. سفتی ژل آگار بستگی به غلظت و نوع آگاری که در محیط کشت به کار رفته و نیز pHمحیط کشت دارد.
غلظتهایی از آگار که به طور معمول در محیطهای کشت یاخته گیاهی به کار میرود بین 6/0 تا 8/0 درصد است. اگر غلظت کمتر (4/0 %) بکار رود محیط کشت خصوصاً زمانی که pH پائین است خوب سفت نمیشود و اگر غلظت بالاتر انتخاب شود محیط کشت خیلی سفت شده و قرار دادن ریزنمونه را مشکل میسازد (واعظ لیواری،1381).
1-2-7- تنظیم کنندههای رشد
تنظیمکنندههای رشد گیاهی تمام مراحل رشد و نمو گیاهان را تحت تاثیر قرار میدهد. استفادهی بهینه از این تنظیمکنندهها، باعث ارتقای سطح کمی و کیفی گیاهان از جمله گیاهان زینتی میشود. این تنظیمکنندههای رشد گیاهی بهصورت تجاری، برای بهبود کیفیت تولید برخی از گیاهان ارزشمند زینتی از قبیل گلهای شاخهبریده، گیاهان برگ زینتی، گیاهان گلدانی و غیره مورد استفاده قرار میگیرند (شکاری و همکاران، 1384).
چهار گروه تنظیم کننده رشد در کشت بافت گیاهی از اهمیت برخوردار است : اکسینها، سایتوکنینها، جیبرلینها (GA3) و اسید آبسیزیک (ABA). اسکوک و میلر اولین کسانی بودند که گزارش کردند نسبت اکسین به سایتوکنین، نوع و میزان اندامزایی را در کشتهای سلول گیاهی تعیین میکند (مدفورد و همکاران، 1989). معمولاً یک اکسین و یک سایتوکنین به محیطهای کشت افزوده میشود تا ریختزایی صورت گیرد. گرچه نسبت هورمونهای لازم برای انگیزش ریشه و شاخساره همیشه یکسان نیست. گوناگونی قابل توجهی بین جنسها، گونهها و حتی رقمها از نظر نوع و میزان اکسین و سایتوکنین مورد نیازشان برای انگیزش ریختزایی موجود است. جیبرلینها و اسید آبسایزیک گهگاه در محیطهای کشت به کار میروند. به طور کلی جیبرلینها باعث رشد طولی میان گرهها و رشد مریستم یا جوانهها میشوند و افزودن اسید آبسایزیک به محیط کشت برای ممانعت از رشد پینه بر حسب گونه گیاهی یا ترغیب آن و جلوگیری از مراحل آخر نمو رویان است (پیریک، 1376 ، تورز،1377).
1-2-7-1- سایتوکنینها
سایتوکنینها ترکیبات جایگزین آدنین هستند که تقسیم سلولی و سایر فعالیتهای تنظیمکنندگی را شبیه کینتین (Kin) تحریک میکنند. این مواد تقریباً در همه گیاهان عالی، خزهها، قارچهای بیماری زا و غیربیماریزا و نیز در tRAN میکروارگانیسمها وسلولهای حیوانی یافت میشوند.
سایتوکنینها در نواحی مریستمی و نواحی دارای پتانسیل رشد زیاد مانند ریشهها، برگهای

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *