پایان نامه ها

يا، بذر، كه، جوانه، متر،، مي

همچنین طول ریشهچه و ساقهچه گیاه Aeluropus macrostachys با افزایش سطوح مختلف شوری می گردد.
1-4 خصوصیات گیاه شناسی گونه مورد بررسی و تعیین رویشگاهها
1-4-1 خصوصیات گیاه شناسیتيره گندم داراي جنسها و گونه هاي همانند و يكنواختي است كه انتشار جهاني دارند و از دوره كرتاسه فوقاني به بعد كه سنگواره بابمبوزاي از آن به دست آمد شناخته شدند و بدون شك ظهور آنها بسيار قديمتر از دوره ياد شده است. تيره گندمیان امروزه حدود 450 جنس با 6000 گونه دارد. (خداشناس،1390).
گیاهان عموماً یکساله یا پایا ،بندرت با اعضای چوبی و از نظر کلی دارای ظاهری شبیه به هم اند. انواع یکساله آنها معمولاً ریشه های افشان و انواع چند ساله آنها غالباً ریزوم متورم دارند. ساقه هوایی گیاهان تیره گندم دارای ساختمان خاصی است که ماشوره نامیده می شود. از اختصاصات اینگونه ساقه هاآن است که شکل استوانه ای و جدار نازک دارند زیرا بر اثر از بین رفتن مغز ساقه قسمت مرکزی آن توخالی می شود مگر در محل گره‌ها که از به هم پیوستن آوندهائی که به برگ می روند پرده ای تشکیل می شود و نتیجه آن می گردد که فضای خالی طول ساقه در محل گره ها پر شود بعضی از آنها نیز مانند ذرت و نیشکر ساقه توپر دارند. برگ گیاهان این تیره معمولاً از پهنکی دراز منتهی به غلاف مشخص تشکیل می یابد که به استثنای معدودی عاری از دمبرگ مي باشند.در گیاهان تیره گندم گلها به شکل خاصی مجتمع می باشند که مجموعاً سنبلک نامیده می شوند. هر سنبلک دارای براکته‌هایی کوچک و غیر زایائی بنام پوشینه در خارج است در داخل این پوشینه ها براکته‌های کوچک دیگری بر روی محور سنبلک دیده می شود که پوشینک نام دارد. پوشینک ها چون در کناره گلها جای دارند از این جهت آنها را زایا به حساب می آورند. (خداشناس،1390).گیاهان تیره گندم به استثنای معدودی از آنها مانند ذرت گلهایی با پرچم و مادگی دارند پرچم های آنها به تعداد 3 و واقع در یک ردیف است (بندرت ممکن است تعداد پرچم ها زیادتر یا کمتر باشند ( چون در گیاهان تیره گندم رسیدن دانه گرده معمولاً قبل از مادگی صورت می گیرد از این جهت آمیزش به ناچار از طریق گرده افشانی غیر مستقیم و مداخله عواملی مختلف مانند باد بایدانجام گیرد. مگر در انواعی از آنها که گلها پس از رسیدن کامل پرچم و مادگی نیز ناشکفته باقی می مانند و آمیزش آنها بطور مستقیم در داخل همان محفظه بسته صورت می گیرد.میوه این گیاهان به صورت گندمه است و آن فندقه ای است که جدارهای میوه آن به صورت لایه نازکی به غشای دانه چسبیده باقی می ماند.دانه آنها دارای آلبومن آردی با ذخائر نشاسته ای فراوان است و لایه ای آنرا از خارج فرا می گیرد که فاقد مواد نشاسته ای ولی دارای مواد چرب آلورون و یا دیاستازهای مختلف است.
رده بندی گیاهان این تیره به صور مختلف صورت می گیرد ولی آنچه که بیشتر معمول می باشد آن است که آنها را ابتدا از روی مفصل بودن سنبلکها در بالا یا پائین پوشینه و سپس از روی اختصاصات مختلف دیگر مربوط به پوششهای گل و غیره تقسیم بندی می نمایند.
1-4-2اهميت گندميان و ارزش اقتصادي آنها
گياهان اين تيره از نظر دارويي اهميت چنداني ندارند و يا از اهميت كمتري برخوردارند. گندميان، برخلاف ارزش كم دارويي، داراي جنبه اي بسيار اساسي و مهم اند. مثلا ارزش اقتصادي تيره گندم، چه از نظر محصول غلات و چه از نظر تهيه شكر و ارزش علوفه اي كه دارند بسيار زياد است. (خداشناس،1390)
رشینگر در فلور ایرانیکا (1970)گندمیان منطقه ایرانیکا را معرفی و کلید شناسایی آن را نوشت. براساس مطالعه او خانواده گندم درمنطقه ایرانیکا را به 33 قبیله تقسیم که 26 قبیله آن در ایران حضور دارند. وی از جنس Aeluropus (قبیله آلوروپوده ) 4 گونه را معرفی کرد
1-4-3 قبیله Aeluropodeaeاين قبيله دارای یک جنس Aeluropus است .كلمه Aeluropus به معنای پای گربه با 4 گونه در ایران و 5 گونه در جهان یکی از جنس های خانواده Poaceae ، زیر خانواده Chloridoideae و تنها جنس از قبیله Aeluropodeae می باشد (واتسون و دالویتز،1998). که براساس فلور ایرانیکا در ایران 4 گونه Ae. littoralis ، Ae. lagopoides ، Ae. pungens و Ae. macrostachys حضور دارند (خداشناس،1390)
1-4-4 ويژگي هاي گياهشناسي جنس AeluropusAeluropus Trin:
گياه علفي چند ساله، داراي ريزوم و استولون؛ ساقه ها اغلب بصورت چند تايي و در هم،گاهي منفرد، ايستاده يا برافراشته، به ارتفاع 5 تا 35 سانتي متر و برگها دو رديفي؛ غلافها در سطح بدون مو يا داراي مو؛ در حاشيه مودار يا زبر و خشن . زبانك بصورت يك رديف موهاي نازك مژه مانند يا بصورت مو هاي دسته اي. پهنك برگ خطي يا سرنيزه اي، علفي يا چرمي، تخت يا در لبه ها به هم آمده و لوله اي، به طول 10 تا 60 ميلي متر، بدون مو، درسطح بيروني ويا در هر دوسطح مودار؛ در حاشيه زبر و خشن؛ نوك تيز. گل آذين به طول 5/1 تا 10 سانتي متر، سنبله مانند، كروي و متراكم، مستطيلي، بيضوي و يا مركب از انشعابات خوشه مانند؛ انشعابات كاملا جدا، نزديك به هم ياكاملا در هم و فشرده؛ هر انشعاب متشكل از چندين سنبلچه؛ سنبلچه ها دو رديفي و همپوشان يا منفرد، به پهلو فشرده، اغلب تخم مرغي يا مستطيلي مايل به تخم مرغي، به طول 5/2 تا 6 و عرض 2/1 تا3 ميليمتر، داراي4 تا 19 گل؛ گلوم ها نا همقد، سطح پشتي در قاعده مودار يا كاملا مودار يا فقط رگ پشتي با مژكهاي كوتاه زبر و خشن؛ حاشيه ها غشايي بدون مو يا با موهاي مژه مانند و بلند. گلوم فوقاني به طول5/1 تا 7/2ميلي متر، 3 تا 5 رگي، يك ناوي، نوك كند و جويده يا نوك تيز؛ گلوم تحتاني به طول 2/1 تا 7/2 ميلي متر، 1 تا 3 رگي ( بندرت 4 رگي ) نوك كند و جويده يا بتدريج باريك شونده. لما به طول 2 تا7/3 ميلي متر، مقعر، 9 تا 11 رگي،حاشيه هاي غشايي بدون مو يا با موهاي مژه مانند و بلند؛ نوك سيخك دار. پاله آ به طول 5/1 تا 7/2 سانتي متر، دو ناوي، شفاف؛ سطح ناوها بدون مو، زبر و خشن يا با موهاي شفاف و سفيد، نوك كند يا فرو رفته. پرچم ها 3 تا؛ بساكها به طول 1 تا 2 ميليمتر، لوديكول 2 تايي؛ گوشتي ، گوه اي پهن سربريده يا گوه اي كشيده، در راس با زوايد مژه مانند. كلاله 2 شاخه، خامه پر مرغي. گندمه با پري كارپ چسبيده، مستطيلي يا واژ تخم مرغي، در سطح شكمي فشرده است. (خداشناس،1390)
1-4-5 كليد شناسايي گونه هاي جنس AeluropusAe. Lagopoides :گل آذين با انشعابات فشرده و در هم ، كروي سر سان يا بيضوي متراكم ، با موهاي بلند است.
Ae. macrostachyus :گل آذين با انشعابات مجزا، سنبلچه ها به طول 9 تا 12 ميلي متر ، غير همپوشان ، گلوم ها بدون مو است.
Ae.peterganicus :گل آذين با انشعابات فشرده، سنبلچه ها به طول 5/3 تا 4 ميلي متر، همپوشان،گلوم ها در قاعده با موهاي بلند دسته اي است.
Ae. littoralis :لما در حاشيه مژه دار است.
Ae. Pungens: لما در حاشيه مژه دار نيست-
1-4-6 ويژگي هاي گياهشناسي گونه Aeluropus macrostachyusگياه چند ساله،داراي ريزوم و استولون، داراي فلس هاي خشكيده در قسمت تحتاني. ساقه برافراشته، به ارتفاع تا 40 سانتي متر. برگهادورديفي؛ غلافها بدون مو يا بندرت در قسمت تحتاني مو دار ، در حاشيه با موهاي نرم و كوتاه؛؛زبانك بصورت نوار مويي؛ پهنك به طول 2 تا 6 و عرض تا 4 (بندرت5 ) ميلي متر، تخت يا لوله اي، خطي سرنيزه اي، مخطط، زبر و خشن، محكم و سفت؛ نوك تيز،بدون مو،در حاشيه با زوائد زبر مژك مانند،. گل آذين به طول 5 تا 15 سانتي متر، متشكل از انشعابات خوشه مانند؛ انشعابات به طول 1 تا 5/4 سانتي متر، داراي4 تا 7 سنبلچه چسبيده به محور و غير همپوشان؛ سنبلچه ها مستطيلي كشيده يا تخم مرغي، به طول 9 تا 12 و عرض 5/2 تا 5/4 (بندرت 5 ) ميلي متر، داراي 14 تا 22 گل؛گلهاي دو جنسي.گلومها ناهمقد، بدون كرك، مقعر، تخم مرغي،نوك تيز؛گلوم فوقاني به طول 5/2 تا7/2 ميلي متر، تخم مرغي پهن مايل به بيضوي، مقعر،5 رگي؛ حاشيه ها غشايي؛ نوك تيز؛. گلوم تحتاني به طول 5/1 تا7/2 ميلي متر، يك ناوي، 1 تا3 (بندرت4) رگي؛ رگ مياني در سطح پشتي با زوايد زبر مژك مانند،حاشيه ها غشايي، نوك تيز. لما به طول3 تا 7/3 ميلي متر، مقعر، 9 تا11 رگي؛ نوك سيخك دار؛ حاشيه ها و سطح پشتي در پايين با موهاي بلند سفيد، موها در حاشيه بلند تر. پاله آ به طول 3 تا 5/3 و عرض 5/1 ميلي متر، تقريبا هم قد لما، بيضوي، دو ناوي؛ ناوها با زوايد مژك مانند. پرچم ها 3 تا؛بساكها به طول حدود 2 ميلي متر..گندمه با پري كارپ چسبيده است(خداشناس،1390)
1-4-7 پراكنش جغرافيايي: ايران ، جنوب افغانستان، پاكستان، نمونه تيپ از بلوچستان1-4-8 پراكنش در ايران : شرق و جنوب شرق13735053950970-12446086360292290586360
شکل 1-1: گیاه Aeluropus macrostachys
2745105-468630-266700-433070
1570990-595630
شکل 1-1-1: گیاه Aeluropus macrostachys
فصل دوم:کلیات2-1- تعاریف
2-1-1 تعریف استرینهنگامی که موجودی تحت تأثیر تنش خاصی قرار گیرد میگویند آن موجود در حال استرس میباشد و به عبارت دیگر نیروهای خارجی موجب ایجاد نیروهای داخلی بین قسمتهای مختلف موجود شده و منجر به تغییر اندازه و یا تغییر شکل موجود میگردند(لویت،1980).
2-1-2 استرسنتیجه روند غیرعادی فرآیندهای فیزیولوژیکی است که از تأثیر ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی حاصل می شود. یک اشاره ضمنی در خود کلمه استرس وجود دارد و آن عبارت از این است که استرس دارای توان آسیب زائی است که به عنوان نتیجه یک متابولیسم غیرعادی روی می دهد و ممکن است به صورت افت رشد، بازده یا مرگ گیاه و یا مرگ بخشی از آن بروز کند(مینارد و دیوید،1987).
2-1-3 صفراسترسی یا فقدان استرسصفراسترسی عبارت است از قرار گرفتن ارگانیسم ها تحت تأثیر شدتی از یک عوامل محیطی که موجب افت و بازده و ارزش نمی شود. اصل صفراسترسی با مفهوم شرایط بهینه برای یک گونه واحد ارتباط پیدا می کند و انحراف از شرایط بهینه محیطی به استرس منجر می شود(مینارد و دیوید،1987).
2-1-4 تنشتنش به معنای وسیع آن به هر عامل یا ترکیبی از فاکتورهای محیط اطلاق می گردد که باعث شود گیاه نتواند به اندازه پتانسیل ژنتیکی خود ریشه کند(لویت،1980).
2-1-4-1 انواع تنشبه طوری کلی تنش هایی که گیاهان در معرض آنها قرار می گیرند به سه گروه تقسیم می شوند:
الف ـ تنش های اتمسفری
که شامل درجه حرارت، نور، رطوبت، باد، غلظت دی اکسید کربن و آلودگی هوا می باشد.
ب ـ تنش های خاکی
که شامل خشکی، تهویه، ساختمان، درجه حرارت، PH خاک، کمبود عناصر معدنی، سمیت و شوری می باشد.
ج ـ تنش های زیستی
رقابت با علفهای هرز و سایر گیاهان در همان محصول، حشرات، نماتدها و ارگانیزم های بیماری زای مختلف می باشد.
2-1-4-2 جوانه زنیجوانه زدن بذر عبارتست از فعال شدن دوباره ماشين متابوليكي بذر و بيرون آمدن ريشه و ساقه كه به توليد دانه منتهي مي شود. بعبارت ديگر جوانه زدن بذر عبارتند از مجموعه فعاليت هايي كه در نتيجه آن جنين رشد خود را شروع كرده، پوشش بذر را شكافته و گياه جديدي ايجاد مي شود كه ميتواند مستقلاً به زندگي ادامه دهد. نقش بذر در طي فرآيند جوانه زني بعنوان يك واحد زايشي است كه بتواند رشته حيات را كه تضمين كننده بقاء كليه گونه هاي گياهي است، حفظ نمايد. همچنين به دليل نقش بذر در استقرار بوته، جوانه زني بذر بعنوان كليدي در كشاورزي نوين از اهميت خاصي برخورد است، زيرا در دنيايي كه تراكم جمعيت روند فزاينده دارد و نياز به توليد هرچه بيشتر غذا روز به روز بيشتر احساس مي گردد، جوانه زني براي توليد هرچه بيشتر محصول ضروري است.
براي جوانه زني تعاريف مختلفي پيشنهاد شده است. بعنوان نمونه متخصصين فيزيولوژي، جوانه زني را خروج ريشه چه از پوسته بذر تعريف كرده اند، متخصصين تجزيه بذر، جوانه زني را ظهور و توسعه ساختمانهاي ضروري جنين كه شاخص توانايي توليد يك گياه طبيعي در شرايط مناسب براي بذر مورد آزمايش مي باشد، بيان نموده اند و برخي ديگر جوانه زني را از سرگيري رشد فعال توسط جنين كه منجر به ايجاد شكاف در پوسته و ظهور گياهچه مي شود ميدانند . البته در اين تعريف فرض بر اين است كه بذر پس از تشكيل در حالت سكون يا استراحت بوده و در طي مدت استراحت نسبتاً، غير فعال و متابوليسم سرعت كمي دارد. زيرا بذر قادر تا زمان مساعد شدن شرايط محيطي به همين شكل باقي بماند از نظر كشاورزي و از جنبه زراعي، جوانه زني با قرار گرفتن بذر درون خاك آغاز و با ظهور گياه جوان از خاك و خودكفا شدن، خاتمه مي يابد.
مراحل سبز شدن بذر بدين ترتيب است كه بذر ابتدا آب جذب ميكند و در نتيجه در داخل آن آنزيمهايي توليد مي شود كه مواد غذايي غير محلول را به مواد غذايي محلول و قابل جذب تبديل ميكنند. اين مواد به نقاط مريستمي جنين انتقال مي يابند و انرژي و مواد لازم براي رشد را تأمين مينمايند. بعضي از بذر ها توانايي جوانه زدن را چند روز پس از لقاح و مدتي طولاني قبل از زمان برداشت دارند، ولي برخي ديگر از بذرها در خواب بوده و نيازمند سپري كردن يك دوره استراحت طولاني نمو اضافي قبل از جوانه زدن هستند كه اين دوره در گونه هاي مختلف ممكن است چند روز يا چند سال باشد.
2-1-4-3 قوه ناميه بذرتوليد كنندگان بذور تجارتي و متخصصين كنترل بذر قوه ناميه را توانايي جوانه زني و توليد گياهچه طبيعي تعريف كرده اند. از ديدگاه ديگر قوه ناميه نشان دهنده درجه زنده بودن بذر، فعاليت متابوليكي و دارا بودن آنزيم هايي است كه توانايي لازم براي جوانه زني و رشد گياهچه دارند. بر اساس هر يك از تعاريف بذر در زمان رسيدگي فيزيولوژيكي بالاترين قوه ناميه را دارد و بعد از رسيدگي فيزيولوژيكي قوه ناميه بذور به تدريج كاهش مي يابد. بطور كلي قوه ناميه عبارتست از ظرفيت بذر براي جوانه زدن كه به وسيله درصد جوانه زدن بذر سرعت جوانه زدن بذر و قدرت نهالهاي بذري ارزيابي مي شود. خصوصيت مهم بذر كه مي تواند خود را حفظ نموده و براي مدتي طولاني زند

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *