مي، هاي، كه، افزايش، بيماري، كاهش

2008).
با توجه به مطالب فوق هدف از پژوهش حاضر ارزیابی تاثیر احتمالی نیاسین بر استخوان اسفنجی در هنگام کاربرد این دارو در مقادیر رایج برای کاهش دادن لیپیدهای سرمی و نیز مقادیر بالا با تکیه بر پارامترهای هیستومورفومتریک و رادیوگرافیک در مدل موش صحرایی است.

فصل دوم
کلیات
1-2- هيپرليپيدميهيپرليپيدمي اشاره به افزايش ليپيدهاي موجود در جريان خون شامل كلسترول و تري گليسريد دارد كه معمولا علامت باليني خاصي نداشته ولي اغلب باعث افزايش خطر گرفتگي رگ هاي كروناري و ايجاد بيماري سرخرگ كروناري مي شود كه با ايجاد درد در قفسه سينه و گاهي حمله هاي قلبي همراه است (روسنسون،2013).1-1-2- تشخيص هيپرليپيدميپروفايل ليپيد هاي سرمي كه اغلب اندازه گيري مي شوند شامل كلسترول تام، LDL-c، HDL-c، VLDL-c و تري گليسريد هاست، زماني فرد به هيپرليپيدمي مبتلا است كه:
الف) سطح LDL-c از ميزان mg/dl 130 بالاتر باشد.
ب) سطح HDL-c از ميزان mg/dl 60 كمتر باشد.
ج) ميزان تري گليسريد بيشتر از mg/dl 150 باشد.
سطح كلسترول تام قابليت تشخيصي چنداني ندارد، چرا كه ممكن است اين ميزان كمتر از mg/dl 200 باشد كه نرمال در نظر گرفته مي شود ولي سطح HDL-c و LDL-c نامناسب باشد و يا بالعكس يعني كلسترول تام بالاتر از mg/dl200 بوده ولي سطح HDL-c وc -LDL مناسب باشد.
هيپرليپيدمي يك عامل خطرخاموش به شمار مي رود زيرا هيچ علامت باليني خاصي ندارد. در واقع بالا بودن سطح LDL-c و كم بودن HDL-c يك دليل قوي براي ايجاد پلاك در سرخرگ هاست كه از آن با عنوان آترواسكلروز نام برده مي شود. آترواسكلروز در طي زمان منجر به انفاركتوس ميوكارد قلب و بيماري هاي عروق محيطي مي شود. مشخصا بالا بودن سطح LDL-c و كم بودن ميزان HDL-c بيشتر از بالا بودن ميزان كلسترول تام به اين فرايند بيماري زا كمك مي كند (بونز، 2012).
2-1- 2- عوامل خطر براي ايجاد هيپرليپيدميبه خصوص در افراد داراي ژن افزايش توليد كلسترول، احتمال هيپرليپيدمي بالاست؛ در كنار اين امر جيره غذايي هم نقش مهمّي دارد. چربي هاي اشباع و كلسترول موجود در محصولات حيواني مثل گوشت و تخم مرغ و شير مي توانند در اين زمينه مهم باشند. در بسياري ازموارد بالا بودن كلسترول ناشي از برآيند جيره و ژنتيك است. اگر اين موارد با عوامل زير همراه شوند امكان ابتلا بيشتر مي شود:
الف) استعمال دخانيات
ب) كم بودنHDL-c
ج) بالا بودن فشار خون
د) ديابت
ز) سابقه ي فاميلي ابتلا به بيماري هاي قلبي
ه) سنّ بالاتر از 45سال در مردان و در زنان سنّ بالاتر از 55 سال
امكان ابتلا در همه ي موارد بالا با ورزش و اصلاح جيره ي غذايي كاهش مي يابد (بونز، 2012).
3-1-2- نشانه هاي بالينيبيماري نشانه باليني خاصّي ندارد ولي مي تواند خسارت عميقي به بدن وارد كند. ايجاد سفتي در سرخرگ ها و تشكيل پلاك در عروق و به دنبال آن تنگ شدن مسير عبور جريان خون از عوارض اصلي اين بيماري
است كه در صورت درگيري عروق تغذيه كننده قلب مي تواند منجر به ايجاد حالت قلب ببريشود (بونز، 2012).
4-1-2- چگونگي آسيب رساندن به بدن همان گونه كه ذكر شد افزايش LDL-c باعث ايجاد سفتي در ديواره سرخرگ ها وكاهش انعطاف پذيري عروق و تشكيل پلاك در عروق ارگان هاي مختلف مي شود، مثلا در عروق كاروتيد ايجاد بيماري سرخرگ كاروتيد و در عروق كروناري ايجاد بيماري سرخرگ كروناري مي كند كه با درد در ناحيه ي گردن يا قفسه سينه يا علائم شبيه به آن همراه است. اگر قطعه اي از اين پلاك ها جدا و وارد جريان خون شود مي تواند ايجاد لختهكرده و مسير عبوري جريان خون در ارگان هاي مختلف را ببندد مثلا حضور لخته در عروق مغزي باعث ايجاد سكته هاي مغزي و در‌ عروق كروناري باعث ايجاد حملات قلبي مي شود. وجود سابقه ي حملات قلبي يا سكته، درد در ناحيه ي گردن، درد ناحيه دست ها و پاها، اگر با دو يا چند نشانه ديگر مثل كمتر بودن سطح HDL-c از ميزان mg/dl40 (بالاتر بودن ميزان آن از mg/dl60 يا بيشتر از آن باعث كاهش ميزان خطر مي شود)، بيشتر بودن سطح تري گليسريد از ميزان mg/dl 150، مي تواند باعث افزايش امكان بيماريهاي قلبي شود (بونز،2012).
5-1-2- انواع هيپرليپيدميدسته بندي در هر كدام از اين گروه ها بر پايه الگوي ليپوپروتئين مي باشد.
1-5-1-2- اوليه شامل موارد زير مي شود:
الف) شيلوميكرونمي فاميلي كه به صورت افزايش سطح شيلوميكرون ها به دليل كمبود ليپوپروتئين ليپاز يا كوفاكتورهاي آن مي باشد.
ب) هيپركلسترولمي فاميلي كه در آن ميزان LDL-c افزايش يافته ولي VLDL-c نرمال است.
ج) هيپرتري گليسريدمي فاميلي كه با افزايش توليد c-VLDL با سطح نرمال يا كاهش يافته LDL-c مشخص مي شود.
د) هيپرتري گليسريدمي مخلوط فاميلي كه در آن c-VLDL سرمي و شيلوميكرون ها هر دو افزايش مي يابد.
2-5-1-2-ثانويهدر نتيجه بيماري هاي كبدي-صفراوي، چاقي مفرط، كم كاري تيروئيد، ديابت، تغذيه نامناسب (جيره غني از چربي هاي اشباع و كلسترول)، نوشيدن الكل، بيماري هاي كليوي مثل سندروم نفروتيك و بعضي داروها (مهار كننده هاي پروتئاز HIV، مدرهاي تيازيدي، استروئيدها و…) ايجاد مي شود (سادی، 2008).
گلوكوكورتيكوئيدها و استروژن موجب افزايش تري گليسريد و HDL-c مي شوند، استروژن موجب سركوب سيستم انتقال تري گليسريد ها شده و شيلوميكرونمي و در نهايت پانكراتيت ايجاد مي كند، استروئيد هاي خوراكي بر خلاف تستوسترون قابل تزريق، باعث كاهش HDL-c مي شوند، داروهاي ضدّ فشار خون اثرات متفاوتي روي ليپيد و ليپوپروتئين دارند؛ به اين صورت كه داروهاي تيازيدي كوتاه اثر موجب افزايش كلسترول و تري گليسريد و LDL-c شده در حالي كه داروهاي تيازيدي طولاني اثر، اثر خاصي روي ليپيدهاي خوني ندارند، دارو هاي بلوك كننده گيرنده هاي آلفاممكن است باعث افزايش HDL-c شوند در صورتي كه بتا بلوكر ها موجب افزايش تري گليسريد و كاهش HDL-c مي شوند، سيكلوسپورين باعث افزايش c- LDLو ليپوپروتئين aمي شود، سايمتيدين، داروهاي ضد تشنج و تاموكسيفن باعث افزايش HDL-c مي شوند، از آنجايي كه يك علت اوليه براي هيپرليپيدمي كم كاري تيروئيد است تيروكسين و TSHدر درمان موارد خاص هيپرليپيدمي به كار مي رود (استون، 1994).
اكثر هيپرليپيدمي ها در اثر ديابت مليتوس به همراه يكي از علل اوليه آن است (سادی، 2008).
عواملي نظير الكل، استروژن و استروئيد و يا آبستني مي توانند براي هيپرليپيدمي فاميلي كمك كننده باشند به اين شكل كه باعث اختلال در سيستم انتقال ليپيدهاي اشباع و ساخت شيلوميكرون ها مي شوند (استون، 1994).
6-1-2- تشخيص1-6-1-2-ميزان كلسترول تامالف) كمتر از mg/dl200( mmol/lit17/5) نرمال است.
ب) mg/dl 239-200 ( mmol/lit18/6-17/5) مرزي است.
ج) بيشتر ازmg/dl240(mmol/lit 21/6) بالا است (روسنسون، 2013).
2-6-1-2-ميزان LDL-cتست اندازه گيري بعد از 14-12 ساعت ناشتايي انجام مي شود ولي تست ديگري در اين زمينه وجود دارد كه ميتواند در حالت غير ناشتا هم انجام شود ولي اطلاعات اين دو تست كمي با هم متفاوت است.
الف) براي كساني كه بيماري قلبي ندارند: كمتر از mg/dl 130 (129-100)
ب) براي بيماران قلبي و ساير بيماري ها مثل ديابت و فشار خون كمتر ازmg/dl 100
ج) در بيماران بسيار شديد قلبي كمتر از mg/dl70
د) در كودكان كمتر از mg/dl35
ز) سطح LDL-c به ميزان mg/dl159-130حدّ مرزي شناخته مي شود و در ميزان بيشتر ازmg/dl160 احتمال خطرات قلبي زياد مي شود (بونز، 2012).
3-6-1-2-ميزان تري گليسريدبعد از 14-12ساعت ناشتا بودن تست انجام مي گيرد.
الف) حدّ كمتر از mg/dl150( mmol/lit69/1) نرمال است
ب) mg/dl199-150 ( mmol/lit25/2-69/1) حدّ مرزيست
ج) mg/dl499-200 (mmol/lit 63/5-25/2) بالا و بيشتر ازmg/dl500 (mmol/lit 65/5 ) بسيار بالا شناخته مي شود (بونز، 2012).
4-6-1-2-ميزان HDL-cبالاتر رفتن سطح آن از mg/dl60 (mmol/lit 55/1) احتمال بيماري سرخرگ كروناري قلب را كاهش مي دهد. كمتر بودن آن از mg/dl 40 در موارد افزايش كلسترول خون، احتمال بيماري سرخرگ كروناري قلب را افزايش مي دهد. اين فاكتور مي تواند در حالت غير ناشتا هم اندازه گيري شود (روسنسون، 2013).
5-6-1-2-ميزان بدونHDL-cاين فاكتور از تفريق HDL-c از كلسترول تام حاصل مي شود كه فاكتور بهتري نسبت به LDL-c براي سنجش امكان ايجاد بيماري هاي قلبي به خصوص در افراد مبتلا به ديابت تيپ2 و در زنان است (روسنسون، 2013).
6-6-1-2-آزمون آپولیپوپروتئینB100زماني كه به صورت فاميلي يا شخصي هيپرليپيدمي وجود دارد پزشك براي پايش هيپرليپيدمي و تخمين ریسکايجاد يا پيشرفت بيماري هاي قلبي و نيز تشخيص ميزان كمبود apo-Bاز اين تست استفاده مي كند به اين منظور نمونه خون فرد كه 12ساعت ناشتا بوده لازم است.
در كبد ليپيد با apo-B100باند شده و تبديل به ليپو پروتئين با چگالي خيلي كم (VLDL-c) مي شود كه در اتّصال با ليپو پروتئين ليپاز در سرم به ليپو پروتئين با چگالي متوسط (IDL-c) و به همين ترتيب به ليپو پروتئين با چگالي كم (LDL-c) تبديل مي شود.
LDL-c براي يكپارچگي غشاي سلولي، توليد شش هورمون مختلف و توليد ديگر استروئيدها نقش حياتي دارد ولي افزايش آن مي تواند باعث آترواسكلروز و افزايش حوادث قلبي شود. apo-B براي ورودكلسترول به داخل سلول ضروري است.
سطح apo-B100 آيينه اي از سطح LDL-c است و بعضي بر اين عقيده اند كه سطح apo-B100نشانگر بهتري براي خطر ابتلاء به بيماري هاي قلبي نسبت به LDL-cاست كه البتّه اندازه گيري آن خيلي رايج نيست، در عوض تست apo-A1 و Lp(a) و hs-CRP رواج بيشتري دارند (زیو، 2012).
7-6-1-2- CRP با حساسيت بالا ( (hs-CRPاندازه گيري ميزان hs-CRP همراه با ساير آزمون ها براي تخمين احتمال بروز بيماري هاي قلبي و توام با اندازه گيري ميزان فسفوليپاز A2همراه با ليپوپروتئينبراي بررسي التهاب عروق استفاده مي شود كه افزايش آن نشانه افزايش احتمال بيماري هاي قلبي است.
اگر ميزان آن كمتر از mg/dl 1 باشد خطر كم، mg/dl3-1 خطر متوسط و بالاي mg/dl 3 خطر بيماري زياد است.
داروهايي مثل ضد التهاب هاي غيراستروئيدي و استاتين ها مي توانند باعث كاهش التهاب و در نتيجه كاهش CRP شوند. ولي همه ریسکفاكتورهاي بيماري هاي قلبي و علل ثانويه هيپرليپيدمي باعث افزايش سطح CRP مي شود (زیو، 2012).
8-6-1-2-ليپو پروتئينaدر شرايط نرمال بودن ميزان LDL-c و كلسترول، وجود مقادير زياد ليپوپروتئينa مي تواند حاكي از احتمال بروز بيماري هاي قلبي و بيماري هاي عروق مغزي باشد.
اين عامل به صورت ژنتيكي افزايش مي يابد و با مصرف داروها و سبك اشتباه زندگي كاهش يا افزايش نمي يابد.
ولي با اين حال بعضي شرايط غير ژنتيكي مثل استروژن، كم كاري تيروئيد، ديابت، بيماري هاي مزمن كليوي و سندروم نفروتيك موجب افزايش آن مي شوند (زیو، 2012).
9-6-1-2-آزمون آپوليپو پروتئينA1براي تخمين ریسکايجاد بيماري هاي قلبي و هيپرليپيدمي فاميلي و پايش تاثير تغيير سبك زندگي و يا مصرف داروها استفاده مي شود.
نسبت apo-B به apo-Aبراي تعيين احتمال ايجاد بيماري هاي قلبي-رگي به جاي تعيين نسبت كلسترول تام به HDL-c كاربرد دارد.
كاهش apo-A با كاهش سطح HDL-c همبستگي دارد پس كاهش سطح apo-A به همراه افزايش apo-B مي تواند نشانه بيماري هاي قلبي باشد (زیو، 2012).
10-6-1-2-آزمون هاي ژنتيكيبراي تشخيص هيپرليپيدمي فاميلي، شناخت وجود موتاسيون در ژن گيرنده LDL-c و Apo-B100 در تشخيص كمك كننده است (ورگوپولوس و همكاران، 2002 ).
7-1-2- ملاحظات قبل از درمانسطح ليپيدهاي خون با تغذيه مناسب و كاهش وزن، ورزش و دارو درماني در حد مطلوب نگه داشته مي شود.
در انجام درمان دانستن اينكه كدام ليپيد و به چه ميزان بالاست و همچنين مدت زمان وجود بيماري و توجه به وجود يا عدم وجود بيماري هاي قلبي كمك كننده است (روسنسون، 2013).
8-1-2- درمانكاهش ليپيد خون با بهبود سبك زندگي، درمان دارويي و يا هر دو صورت مي گيرد اغلب توصيه به بهبود سبك زندگي قبل از شروع درمان دارويي مد نظر قرار مي گيرد (روسنسون، 2013).
1-8-1-2- تغيير در سبك زندگيتغيير عادات روزانه به صورت كاهش مصرف چربي هاي اشباع در جيره، كاهش وزن در صورت چاقي مفرط و يا وجود افزايش وزن، ورزش و خوردن وعده هاي غذايي غني از ميوه جات و سبزيجات و… پيشنهاد مي شود.
ورزش از طريق ايجاد كاهش وزن، بهبود وضعيت قند خون در افراد ديابتي نوع2 ،كاهش فشار خون در ورزش هاي هوازي، بهبود ميزان چربي و تري گليسريد خون و افزايش HDL-c، كاهش استرس و افسردگي، بهبود گردش خون و تحمّل به ورزش در افراد مبتلا به آنژين (درد ناحيه ي قفسه ي سينه مربوط به كاهش خون رساني قلب) نقش موثري دارد.
خوردن ميوه جات و سبزيجات به دليل داشتن فيبر موجب كاهش ابتلاء به بيماري هاي قلبي و حفاظت از بروز ديابت نوع2 و كنترل قند خون به خصوص در افراد ديابتي مي شود.
ويتامين هاي آنتي اكسيداني مثل A، C، Eو بتا كاروتن، مصرف گوشت سفيد به جاي گوشت قرمز، مصرف روغن هاي مايع غير اشباع، عدم مصرف چربي هاي هيدروژنه نيز مي تواند كمك كننده باشد.
روغن هاي ماهي مثل روغن ماهي كولي و تن حاوی دو اسيد چرب مهم به نام هاي DHA و EPA است كه مي تواند در كاهش تري گليسريد و كاهش خطر مرگ ناشي از بيماري سرخرگ كروناري، نقش داشته باشد، مصرف روزانه 1گرم روغن ماهي در افرادي كه مصرف كافي ماهي ندارند توصيه مي شود. پروتئين سويا حاوي ايزوفلاون ها است كه نقش استروژن را تقليد مي كنند، جيره حاوي مقادير زياد پروتئين سويا باعث كاهش آهسته در سطح كلسترول تام و LDL-c و تري گليسريد و افزايش ملايم در HDL-c مي شود. پروتئين حيواني نمي تواند جايگزين پروتئين سويا و يا ايزوفلاون ها در اين رابطه باشد. غذاهاي حاوي سويا چون چربي اشباع را كم و چربي غير اشباع را افزايش مي دهند، مي توانند سلامتي دستگاه قلبي-عروقي را به دنبال داشته باشند.
استرول ها و استانول هاي گياهي مي توانند باعث كاهش جذب كلسترول د

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *