مي، هاي، اين، همكاران،، افزايش، نياسين

ر روده شوند اين تركيبات به طور طبيعي در بعضي ميوه ها و سبزيجات، روغن هاي گياهي و دانه ها و گياهان لگومينه وجود دارند.
بايد توجّه شود كه درمان هيپرليپيدمي پروسه ي طولاني دارد هر چند مصرف دارو مي تواند اين پروسه را كاهش دهد، قبل از مصرف دارو حدود 12-6 ماه تغيير سبك زندگي انجام مي شود و با توجّه به نظر كلينيسين و بسته به تاثيرگذاري آن و وضعيت بيمار مصرف دارو مي تواند همراه با تغيير سبك زندگي باشد و يا بعد از 6 ماه در صورت عدم وجود شرايط بحراني شروع مي شود. توقف در مصرف دارو قبل از درمان كامل، باعث افزايش مجدد ليپيد مي شود، راه حل كاهش يا توقف عوارض جانبي ناشي از مصرف داروي خاص قطع دارو نيست بلكه تغيير نوع داروست (روسنسون، 2013).
2-8-1-2-دارو درمانيدارو درماني با هدف كاهش سطح LDL-c و افزايش سطح HDL-c انجام مي شود (سادی، 2008).
داروهاي ضّد هيپرليپيدمي در 5 گروه دسته بندي مي شوند:
_ استاتين ها (مهار كننده هاي آنزيم HMG-COAردوكتاز)
مانند آتورواستاتين، فلوواستاتين، لوواستاتين، پراواستاتين، سيمواستاتين6 ، اين گروه اغلب باعث كاهش LDL-c مي شوند.
مكانيسم عمل اين داروها به صورت زير است:
الف) مهار آنزيم مربوط به سنتز درون زاد كلسترول يعني آنزيم 3 هيدروكسي 3 متيل گلوتاريل كو آنزيم A ردوكتاز
ب) افزايش سنتز گيرنده هاي LDL-c در كبد
ج) افزايش پاكسازي LDL-c ازجريان خون
غلظت پلاسمايي كلسترول تام و LDL-c بعد از يكماه مصرف دارو كاهش مي يابد. اين داروها اغلب همراه با ساير داروهاي كاهنده ليپيد استفاده مي شوند.
اين داروها معمولا از طريق صفرا و مدفوع و گاه ادرار دفع مي شوند و به علت حضور ريتم شبانه روزي در سنتز گيرنده هاي LDL-c در كبد، اگر استاتين ها در عصر مصرف شود نسبت به مصرف آن در صبح موثرتر خواهند بود.
عوارض جانبي شامل موارد زير است:
الف) ايجاد تغييرات ملايم در تست هاي فعاليت كبدي
ب)ميوپاتي، رابدوميوليز و افزايش آنزيم كراتين فسفوكيناز كه مي تواند نارسايي كليوي ايجاد كند (سادی، 2008).
_ فيبرات ها
جم فيبروزيل، فنوفيبرات و فنوفيبريك اسيداز جمله فيبرات ها محسوب مي شوند.
مكانيسم عمل اين داروها به شرح زير است:
اين داروها آگونيست گيرنده فعال شونده توسط تكثير كننده پراكسي زوم نوع آلفا بوده و باعث افزايش بيان ژن و فعّاليّت آنزيم پلاسمايي ليپوپروتئين ليپاز شده و هيدروليز VLDL-c و شيلوميكرون ها را زياد مي كنند در نتيجه كاهش سطح تري گليسريد سرمي و افزايش پاك سازي LDL-c كبد و افزايش HDL-c را باعث مي شوند.
اين گروه از طريق گوارشي جذب شده و از طريق كليه دفع مي شوند.
عوارض جانبي اين داروها عبارتند از:
– سميت عضلاني ( درد و ضعف عضلاني) به خصوص در افرادي كه مشكلات كليوي دارند و يا اين داروها را همزمان با استاتين ها مصرف مي كنند ممكن است ديده شود.
– اثرات گوارشي
– برخي از اين داروها ممكن است منجر به افزايش احتمال ايجاد سنگ هاي صفراوي به دليل افزايش دفع كلسترول در صفرا شوند (سادی، 2008).
_ تركيبات متصل شونده به اسيدهاي صفراوي
مانند كلستيرآمين، كلستي پل، كل سولام
مكانيسم عمل اين داروها به شرح زير است:
الف) اين داروها به عنوان رزين هاي تبادل يوني اثر نموده و از طريق باند شدن به اسيدهاي صفراوي در روده و ايجاد كمپلكس و در نتيجه افزايش دفع اسيد صفراوي از مدفوع و افزايش تبديل كلسترول به اسيد صفراوي در كبد عمل مي كنند.
ب) كاهش غلظت كلسترول داخل كبدي و افزايش جبراني در گيرنده هاي LDL-c و كاهش سرمي LDL-c
ج) باند شدن با اسيد صفراوي در روده و كاهش جذب كلسترول ورودي توسط غذا.
اين داروها خوراكي مصرف مي شوند ولي در روده نه جذب و نه متابوليزه شده و از طريق مدفوع دفع مي شوند.
عوارض جانبي شامل: يبوست (اكثرا)، تهوع، بي اشتهايي، اسهال، نفخ، گرفتگي و اسپاسم عضلاني، آسيب هاي كبدي و اختلال در جذب ويتامين هاي محلول در چربي هستند، كه همگي اين عوارض وابسته به دوز می باشند.
استفاده از اسپرزه مي تواند باعث كاهش دوز مصرفي داروي مصرفي و در صورت بي احتياطي افزايش ايجاد عوارض جانبي آن گردد (سادی، 2008).
_ مهار كننده هاي جذب كلسترول
مانند آزتيميب
مكانيسم عمل اين دارو به اين صورت است كه با مهار انتخابي جذب روده اي كلسترول موجود در جيره و اسيد صفراوي در روده كوچك و در نتيجه كاهش ارسال كلسترول از روده به كبد و كاهش ذخيره كلسترول كبدي و افزايش پاكسازي كلسترول در خون، موجب كاهش LDL-c، تري گليسريد و افزايش HDL-c مي شوند.
اين دارو عوارض جانبي زيادي ندارد.
هر چند اين دارو با استاتين ها اثر سينرژيستي قوي اي دارد، همراه با نياسين هم مصرف مي شود (در صورتي كه مصرف همزمان فيبرات ها يا نياسين همراه با استاتين ها مي توانست باعث ميوپاتي شود) (سادی، 2008).
_ اسيد نيكوتينيك يا نياسين
مكانيسم عمل نياسين به اين شكل است كه قويّا باعث مهار ليپوليز در بافت چربي مي شود و اثرات كاهنده ليپيدي خود را از اين طريق اعمال مي كند.
نياسين به صورت خوراكي مصرف و از راه ادرار دفع مي شود (سادی، 2008).
نياسين نوعي ويتامين (B3) Bاست که در طولاني مدّت منجر به بهبود پروفايل کلسترول و چربي هاي سرمي مي شود. اين ويتامين در سلامت DNA و يا جبران آسيب به DNA نيز نقش دارد (ماکای و همكاران، 2012).
نياسين در بهبود پروفايل چربي موجب 20 تا 50 درصد کاهش تري گليسيريد، 10تا 25 درصد کاهش LDL-c و 10تا30 درصد افزايش HDL-c مي شود (ماکای و همكاران، 2012).
مکمل نياسين در موارد کمبود اين ويتامين ( بيماري پلاگر) مصرف مي شود که اين کمبود مي تواند ناشي از مصرف الکل، سندروم سوء جذب، جيره غذايي ضعيف و مصرف طولاني مدّت بعضي داروها مثل ايزونيازيد باشد (ماکای و همكاران، 2012).
علايم پلاگر شامل درماتيت، اسهال و جنون و حتي مرگ است.
کمبود کوتاه مدت آن مي تواند علايمي از جمله افسردگي، اسهال، سرگيجه، خستگي، بوي بد دهان، سردرد و سوءهاضمه، بي خوابي، درد اندام، از دست دادن اشتها و افت قند خون و ضعف عضلاني، اشکالات پوستي و التهاب ايجاد كند.
دوزاژ مناسب براي رفع کمبود در مردان 18 ميلي گرم در روز و در زنان 13 ميلي گرم در روز است. البته تا 100 ميلي گرم دراغلب مکمل ها استفاده مي شود که مسئله مسموميت با آن را بايد مد نظر قرار داد. دوزهاي بالاتر آن که کاهنده ليپيد است مي تواند ايجاد هيپراوريسمي و اختلالات کبدي کند که اين عوارض با کاهش يا قطع دارو برگشت پذير است نيکوتينيک اسيد نه نيکوتيناميد در دوز بالاتر از mg 200 مي تواند باعث گرگرفتگي و گشادي عروق خوني و در نتيجه کاهش فشار خون شود. دوز بالاتر منجر به خارش و بالا رفتن گلوکز خون و زخم گوارشي و مشکل کبدي مي شود.
کساني که مصرف الکل دارند و يا کساني که پروتئين کافي در جيره ندارند نياز به مقدار بيشتري نياسين دارند.
از عوارض جانبي مهم نياسين ايجاد حالت گرگرفتگي است، سميت کبدي، ناراحتي هاي گوارشي و سوءهاضمه و تهوع هم ايجاد مي کند.
در حال حاضر دوز توصيه شده نياسين براي مصرف روزانه 16-14 ميلي گرم در روز است هر چند مطالعات اخير نشان داده است که مصرف 2 ميلي گرم در روز نياسين باعث افزايش ترشح هورمون رشد مي شود که البتّه بايد با دقّت مصرف شود.
نياسين معمولا به صورت مکمل مولتي ويتامين در دسترس است که مي تواند در طيف گسترده اي از مکمل هاي بر پايه پروتئين و مکمل هاي کاهنده ليپيد به دليل نقش ويتامين هاي گروه B در متابوليسم و سوخت و ساز بدن و توليد انرژي و به عنوان تقويت کننده اثر هورمون رشد به همراه آن مطرح باشد. لازم به ذکر است که در صورت مصرف همزمان آنها و بدون توجّه به حضور نياسين در هر کدام از آنها مي تواند منجر به ايجاد سميت کبدي شود.
به غير از نيکوتينيک اسيد فرمهاي ديگر نياسين نيكوتيناميدو اينوزيتول هگزا نيكوتيناتبوده ولي اشکال ديگر نياسين در بهبود پروفايل چربي چندان مفيد نيست (ماکایو همكاران، 2012).
نياسين در کبد از آمينواسيد تريپتوفان توليد مي شود حدودا mg 60 تريپتوفان در توليد 1 mgنياسين نقش دارد (جاکبسون، 2007).
کاهش سطح آهن موجب کاهش در توليد ويتامين B3 مي شود (ادوهو و همكاران، 1994).
داروهاي مهار كننده پمپ پروتونبه شکل مستقيم و غير مستقيم باعث کاهش ويتامين مي شوند اين دارو ها مثل امپرازول باعث کاهش دسترسي روده ها به ويتامين C که يک نقش کليدي در جذب آهن دارد شده و در نتيجه کاهش آهن، توليد نياسين هم کاهش مي يابد. به روش مستقيم نيز کاهش اسيديته معده عاملي در کاهش جذب نياسين محسوب مي شود.
بهبود اثرات مربوط به درمان همزمان نياسين با كروم در مطالعه بولکنت و همکاران در سال 2004 نشان داده شد که نه تنها منجر به کاهش ليپيد هاي سرمي مي شود بلکه باعث نوسازي بعضي از سلول هاي کبدي هم مي شود (بولکنتو همكاران، 2004).
نياسين مستقيم نمي تواند به نيكوتيناميد تبديل شود امّا هر دو ترکيب در بدن مي تواند به NAD وNADP تبديل شود و به عنوان پيش ساز آنها مطرح اند (کوکسو همكاران، 2000).
نيکوتينيک اسيد، نيکوتيناميد و تريپتوفان هر سه به عنوان کوفاکتورNAD وNADP عمل مي كنند (ورگوپولوسو همكاران، 2002).
نياسين در تعمير DNA و توليد هورمون هاي استروئيدي در غده آدرنال نقش دارد (نیپ و همكاران، 2000).
نياسين در سن بالاتر از 50 به منظور افزايش HDL-cو کاهش احتمال بيماري هاي قلبي-رگي استفاده مي شود (کوکس و همكاران، 2000).
از نظر اثرات درماني بايد گفت كه نياسين يک داروي قديمي کاهنده ليپيد و ضد آترواسكلروز است. به اين صورت که سطح LDL-c ، VLDL-cو تري گليسريد را کاهش ولي سطح HDL-c را افزايش مي دهد (والکو و همكاران، 2007) و باعث کاهش بيماري هاي قلبي مي شود (بارتر و همكاران، 2007).
نياسين با گيرنده GPR109 A باند و آن را تحريک مي کند که اين امر باعث مهار تجزيه چربي ها در بافت چربي مي شود (نوپ و همكاران، 1998).
نيکوتيناميد قادر به باند شدن با اين گيرنده نبوده و در نتيجه نمي تواند روي کاهش ليپيد هاي خوني اثر بخش باشد.
اسيد هاي چربي که از تجزيه ليپيد ها در بافت چربي حاصل مي شوند به صورت طبيعي در سنتز VLDL-cدر کبد نقش دارند که آن ها هم پيش ساز توليد LDL-c مي باشند. پس نياسين منجر به مهار تجزيه چربي ها و کاهش غلظت اسيد هاي چرب آزاد خون و کاهش ترشح VLDL-cو کلسترول از کبد مي شود (کاتزونگ، 2006).
اثرات درماني نياسين بر روي پروفايل ليپيدي به تاثير آن بر روي گيرندهGPR109 A (که گيرنده HCA2نيز ناميده مي شود) بستگي دارد. اين گيرنده از نوع گيرنده هاي جفت شده با پروتئين G بوده و در بافت چربي و طحال و سلول هاي ايمني و کراتينوسيت ها به مقدار زياد بيان مي شود (لوکازووا و همكاران، 2011).
GPR109 Aموجب كاهش توليد cAMP شده و در نتيجه ليپوليز را كاهش مي دهد و به اين ترتيب اسيد چرب آزاد مورد نياز کبد براي توليد تري گليسريد وVLDL-c و در نتيجه LDL-cدر کبد كاهش مي يابد (جیل و همكاران، 2008).
هم چنين باعث مهار آنزيم مهم در توليد تري گليسريد يعني دي آسيل گليسرول آسيل ترانسفرازمي شود (ویلینس و همكاران، 2012).
کاهش سطح LDL-cاز طريق تسريع در از بين رفتن Apo-Bو کاهش ترشح VLDL-cوLDL-c است (کامانا و کاشیاپ، 2008).
مکانيسم افزاينده HDL-c خوب شناخته نشده است ولي ممكن است نیاسین با مهار بيان زنجيره بتايATP سنتتاز كبدي باعث کاهش کاتابوليسم HDL-c در کبد و افزايش ميزان آن شود. نیاسین همچنين از طريق کاهش کاتابوليسم HDL-cوAPo-A1 باعث افزايش نيمه عمر HDL-c مي شود (کامانا و کاشیاپ، 2008).
ساير اثرات اين دارو به صورت اثرات ضد ترومبوز و ضد التهاب رگي و بهبود فعاليت اندوتليال مي باشد (یوو همكاران، 2010).
نياسين به تنهايي يا با ديگر کاهنده هاي ليپيد مثل ازتيميب، کاهنده خطرات قلبي است (لوکازووا و همكاران، 2011).
نياسين اثر ضد ترومبوزي خود را از طريق کاهش مولکول هاي چسبنده اندوتليال نظير VCAM-1
و سيتوکين هايي نظير MCP1 و دیگر پروتئين هاي التهابي که در ثبات و ايجاد آترواسكلروز نقش دارند، انجام مي دهد (یو و همكاران، 2010).
تغيير در مولکول هاي چسبنده اندوتليال و سيتوکين هاي گفته شده مي تواند ناشی از فعال شدن گيرنده GPR109A در سلول هاي ايمني از جمله ماکروفاژ و مونوسيت باشد كه باعث کاهش التهاب عروق از طريق کاهش حضور سلول هاي ايمني در محل مي گردد (لوکازووا و همكاران، 2011).
نياسين منجر به افزايش آديپونكتينپلاسما در انسان و موش مي شود (پلایسانس و همكاران، 2009؛ وستفال و لولی، 2008).
تجويز نياسين معمولا به صورت بدون نسخه انجام مي شود و به عنوان يک مکمل مطرح مي شود. نياسين تند رهش بر کاهش سطح کلسترول نقش دارد و به دليل سرعت در دفع آن از بدن با حداقل سميت کبدي و عوارض جانبي همراه بوده ولي ايجاد گرگرفتگي از عوارض آن مي باشد. ولی مصرف همزمان آن ها با لاروپي پرانت (دارويي که با پروستاگلندين D2 باند مي شود) باعث کاهش بروز گشاد شدن رگ ها و در نتيجه گرگرفتگي تا بيش از 73 درصد مي شود (کامانا و همكاران، 2008؛لیو همكاران، 2007).
از عوارض جانبي نياسين همان طور که گفته شد مي توان به گرگرفتگي 30-15دقيقه تا دو ساعت بعد از مصرف نياسين اشاره کرد که گاهي با خارش و سوزش همراه مي باشد.گرگرفتگي به دليل تولید پروستاگلندين های E2 و D2ايجاد مي شود که ناشی از فعال شدن گيرنده GPR109A سلول هاي لانگرهانس اپيدرم و کراتينوسيت ها می باشد (بنیو و همكاران، 2005 و 2006).
سلول هاي لانگرهانس از مسير سيلکواکسيژناز1 براي توليد PGE2 استفاده مي کنند که در ايجاد گرگرفتگي يا برافروختگي حاد نقش دارند در حالي که کراتينوسيت ها وابسته به مسير سيكلواكسيژناز 2 هستند که در گشادکنندگي عروق نقش دارند (هانسون و همكاران، 2010؛ ماسیجوسکی و همكاران، 2006). براي کاهش گرگرفتگي مطالعات زيادي بر روي تغيير يا مهار مسير پروستاگلندين ها انجام شده است (کامانا و کاشیاپ، 2008). اين کار از طريق بلاک گيرنده هاي GPR109A و

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *