می، که، آنزیم، اسیدهای، های، این

و کنجاله سویا از نظر لیزین فقیرتر و از نظر تریپتوفان و اسیدهای آمینه گوگرددار (متیونین و سیستئین) غنی تر از سایر پروتئین های حبوبات است. وی هم چنین نشان داد که کنجاله سویای حاوی 45/45 درصد پروتئین خام دارای 89/6 درصد آرژانین، 44/2 درصد هیستیدین، 36/4 درصد ایزولوسین، 41/6 درصد لیزین، 28/7 درصد لوسین، 14/1 درصد متیونین است.
Gatel در سال 1994 بعد از بررسی دوباره همبستگی بین پروتئین و اسیدهای آمینه در لگوم های دانه ای نشان داد که هر افزایشی در مقدار پروتئین سبب کاهش کیفیت پروتئین از نظر الگوی اسیدهای آمینه می شود. عواملی از جمله واریته سویا، شرایط اقلیمی منطقه کشت و استفاده از کودهای ازته، فسفره و گوگرددار می توانند در ارزش بیولوژیکی، کیفیت و مقدار پروتئین و اسیدهای آمینه ضروری و غیرضروری سویا مؤثر باشند (Wiryvan، 1977).
Larbier و همکاران ( 1991گزارش دادند که میانگین قابلیت هضم حقیقی اسیدهای آمینه سویا 9/88 درصد بود، به نحوی که ارتباط نزدیکی بین زیست فراهمی و قابلیت هضم حقیقی لیزین وجود داشت. در بعضی از مواد خوراکی مثل کنجالۀ سویا مقادیر قابلیت هضم بعضی از اسیدهای آمینه ایلئوم و دفعی مشابه و برای بعضی اسیدهای آمینه دیگر بیشتر یا کم تر بود. مقادیر قابلیت هضم ایلئومی اسیدهای آمینه 10 تا 25 درصد بیشتر از قابلیت هضم دفعی اسیدهای آمینه بود. تخمیر میکروبی در انتهای دستگاه گوارش بعضی اسیدهای آمینه ضروری ( ترئونین و والین) و بعضی اسیدهای آمینه غیرضروری ( سرین، آلانین، اسید آسپارتیک و اسید گلوتامیک ) را بیشتر تحت تأثیر قرار دادند. قابلیت هضم ظاهری و حقیقی حاصل از نمونه های ایلئومی و فضولات در مواد خوراکی مختلف را مقایسه نمودند (Marty، 1994).
طی عمل آوری، عوامل ضد تغذیه ای در سویای پرچرب اکسترود شده از جمله بازدارنده های تریپسین، کیموتریپسین، فیتوهماگلوتنین ها، اوره آز و عوامل آلرژیک، لیپازها و لیپواکسی ژنازها، تا 85 درصد کاهش می یابد (Maclsaac و همکاران، 2005). آنزیم غیر فعال تریپسینوژن که از پانکراس ترشح می گردد، بوسیله آنزیم انتروکیناز که از مخاط دوازدهه ترشح می شود به تریپسین فعال تبدیل می گردد و این فعال سازی توسط خود تریپسین به صورت خودکار ادامه می یابد. آنزیم تریپسین هم چنین سبب فعال شدن زیموژن غیرفعال کیموتریپسینوژن، به آنزیم فعال کیموتریپسین می گردد که هر دوی این آنزیم ها از جمله آنزیم های مهم و حیاتی در هضم پروتئین ها هستند. وجود دو بازدارنده معروف تریپسین و کیموتریپسین در دانه سویا از عمل این دو آنزیم که نقش آن ها در هضم پروتئین است جلوگیری نموده و سبب تحریک ترشح پانکراس می شود(Waldroup و Cotton، 1974)، که در این صورت نه تنها کاهش رشد ناشی از ازدیاد ترشح پانکراس حاصل می شود بلکه سبب بزرگ شدن غده پانکراس نیز می گردد. Anderson و همکاران (1992) گزارش کردندکه سویای خام به علت وجود برخی از بازدارنده ها، در طیور گوشتی باعث کاهش عملکرد می شود.
آنزیم غیر فعال تریپسینوژن که از پانکراس ترشح می گردد، به وسیله آنزیم انتروکیناز که از مخاط دوازدهه ترشح می شود، به تریپسین فعال تبدیل می گردد و این فعال سازی، توسط خود تریپسین به صورت خودکار ادامه می یابد. آنزیم تریپسین هم چنین سبب فعال شدن زیموژن غیر فعال کیموتریپسینوژن به آنزیم فعال کیموتریپسین می گردد که هر دوی این آنزیم ها از جمله آنزیم های مهم و حیاتی در هضم پروتئین ها هستند. وجود دو بازدارنده معروف تریپسین (کونیتز) وکیموتریپسین (بومن برک) در دانه سویا از عمل این دو آنزیم که نقش آن ها در هضم پروتئین است، جلوگیری نموده و سبب تحریک ترشح پانکراس می شود، که در این صورت نه تنها کاهش رشد ناشی از ازدیاد ترشح پانکراس حاصل می شود، بلکه سبب بزرگ شدن غده پانکراس نیز می گردد(Waldroup و Cotton ، 1974).
Anderson و همکاران در سال 1992 گزارش کردندکه سویای خام به علت وجود برخی از بازدارنده ها، در طیور گوشتی باعث کاهش عملکرد می شود. کنجاله سویا به عنوان اصلی ترین تامین کننده پروتئین جیره می باشد که به طور وسیعی در خوراک های طیور مورد استفاده قرار می گیرد (McGinnis ، 1983). بتا- مانان حدود 3/1 درصد کنجاله سویای 48 درصد، و 5 /1 تا 7/1 درصد را تشکیل می دهد. و در مراحل خشک کردن و حرارت دادن کنجاله سویا، از بین نمی رود (ChemGen ، 2002). بتامانان یک پلی ساکارید خطی است که از واحدهای تکرار شونده بتا ( 1 و 4) مانوز و ( 1 و 6) گالاکتوز تشکیل شده و ملکول های گلوکز به زنجیره اصلی بتامانان چسبیده اند( هاشمی، 1370 ). وجود 2 تا 4 درصد از مانان موجود در صمغ گار در جوجه گوشتی، سبب کاهش رشد و بازده استفاده از خوراک می شود (Verma و McNab ، 1984). بتا – د- ماناناز یک آنزیم آندوهیدرولاز است که از تخمیر باسیلوس لنتوس به دست می آید و بتا – مانان و مشتقات آن را تجزیه می کند (Daskiran و Teeter ، 2002).
ﺑﻌﺪ از ﺣﺮارت دﻫﯽ و اﺳﺘﺨﺮاج روﻏﻦ، ﮐﻨﺠﺎﻟﻪ ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪه ﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻔﺎده در ﺗﻐﺬﯾﻪ دام ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﺴﯿﺎری از ﻓﺎﮐﺘﻮرﻫﺎی ﺿﺪ ﺗﻐﺬﯾﻪ ای ﻧﺎﭘﺎﯾﺪار، ﺑﻌﺪ از ﺣﺮارت ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ. اﻣﺎ در ﺣﯿﻦ ﺣﺮارت دﻫﯽ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺴﯿﺎری از ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﻫﻀﻢ ﻧﯿﺰ از ﺑﯿﻦ ﺑﺮوﻧﺪ. از ﻣﻬﺎرﮐﻨﻨﺪه ﻫﺎی ﭘﺮوﺗﺌﺎز ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻣﻬﺎرﮐﻨﻨﺪه ﺗﺮﯾﭙﺴﯿﻦ اﺷﺎره ﻧﻤﻮد. ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﻬﺎرﮐﻨﻨﺪه ﻫﺎی ﭘﺮوﺗﺌﺎز و ﺑﺎﻧﺪ ﺷﺪن آن ها ﺑﺎ ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ، ﻫﻀﻢ اﯾﻦ ﻣﻮاد ﻣﻐﺬی در ﺣﯿﻮان ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﭘﺎﻧﮑﺮاس ﺑﺮای ﺟﺒﺮان آن ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﮐﺮده اﻣﺎ ﺑﺴﯿﺎری از اﺳﯿﺪﻫﺎی آﻣﯿﻨﻪ ﮔﻮﮔﺮددار از دﺳﺖ ﻣﯽ روﻧﺪ. ﺣﺮارت دﻫﯽ ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ ﻧﯿﺰ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ دﺳﺘﺮﺳﯽ ﻟﯿﺰﯾﻦ را ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺸﮑﯿﻞ واﮐﻨﺶ ﻣﯿﻼرد ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ دﻫﺪ. در آزﻣﺎﯾﺸﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﺳﯿﺪﻫﺎی آﻣﯿﻨﻪ، در ﻃﯽ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻫﯿﺪروﻟﯿﺰ اﺳﯿﺪ، آزادﺳﺎزی ﻗﻨﺪ ﻫﺎ و آﻟﺪﻫﯿﺪ ﻫﺎی ﻣﺘﺼﻞ ﺑﻪ ﻟﯿﺰﯾﻦ ﮔﺰارش ﻧﺸﺪه اﺳﺖ(ﺑﯿﺎت، 1391).
مهم ترین مسئله در خرید سویا به مسائل اقتصادی مربوط می شود. با وجود چند منبع با قیمت و کیفیت های مختلف، باید بهترین محموله برای تولید انتخاب شود. بنابراین نه تنها قیمت و کیفیت سویا، بلکه قیمت و ارزش تغذیه ای سایر اجزای خوراکی نیز در خرید این منبع پروتئینی تاثیر دارد. در بحث فرآوری خوراک، کیفیت کنجاله سویا بر عملکرد حیوان و خوش خوراکی خوراک تاثیر دارد. حرارت دادن موجب دناتوره شدن پروتئین ها شده و مواد ضد تغذیه ای مانند مهارکننده های تریپسین را تخریب می کند. نتایج نشان داده قابلیت هضم کنجاله هایی که حرارت کمی دیدند، کم است و در مقابل حرارت دهی زیاد، موجب عملکرد بهتر حیوان شده است. مواد مغذی مثل اسیدهای آمینه لیزین و سیستین نسبت به مواد حرارت حساس هستند (بیات، 91 ).
2-1-3- چربی ها
ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺩ ﻫﻪ ۱۹۴۰ ﻣﻴﻼﺩﻱ، ﭼﺮﺑﻲﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﻳﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺻﻨﻌﺖ ﺧﻮﺭﺍﻙ ﺩﺍﻡ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ. ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩ ﺍﺩ ﻛﻪ ﭼﺮﺑﻲﻫﺎﻱ ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺍﻙ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ، به خوبی ﺗﻮﺳﻂ آن ها ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣــﻮﺍﺭﺩ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ آن ها ﻣﻲﮔﺮﺩﺩ(Moav، 1995 و Summers، 1984). ﭼﺮبی ها ﺍﺳــﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﻱ ﺟﻴﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻴــﻮﺭ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ آن چه ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﻲﺭﻭﺩ، ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﻨﺎﻡ ﺍﺛﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺸــﻲ ﺍﻧﺮﮊﻱﺯﺍﻳﻲ ﭼﺮﺑﻲﻫﺎ ﺷــﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻮﺍﺳﻄﻪ ﭼﻨﺪ ﻋﺎﻣﻞ ﻋﻤﺪﻩ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻃﻮﻻﻧﻲﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺒﻮﺭ ﻏﺬﺍ ﺍﺯ ﺩﺳــﺘﮕﺎﻩ ﮔﻮﺍﺭﺵ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﭼﺮﺑﻲ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻫﻀﻢ ﻭ ﺟﺬﺏ ﺳــﺎﻳﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻐﺬﻱ، کم تر ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺗﻼﻑ ﺣﺮﺍﺭﺗﻲ ﺟﻴﺮﻩ ﻣﻜﻤﻞ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﭼﺮﺑﻲ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﻱ ﺟﻴﺮﻩ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺟﺬﺏ ﺍﺳﻴﺪﻫﺎﻱ ﭼﺮﺏ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺷﺪﻥ ﻧﺴــﺒﺖ ﺍﺳﻴﺪ ﻫﺎﻱ ﭼﺮﺏ ﻏﻴﺮ ﺍﺷﺒﺎﻉ ﺑﻪ ﺍﺷــﺒﺎﻉ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲﺷﻮﺩ(Nitsan و همکاران، 1997).
ﭼﺮﺑﻲﻫﺎ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﻱ ﺍﻧﺮﮊﻱ، ﻣﻮﺟﺐ ﻛﺎﻫﺶ ﮔﺮﺩ ﻭ ﻏﺒﺎﺭ ﻧﺎﺷــﻲ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺍﻙ ﻫﺎﻱ ﺁﺭﺩﻱ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﻭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﺼﺮﻑ آن را ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻲﺷــﻮﻧﺪ (Ensminger و Olentin ، 1990). ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺰﻳﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﻓﺰﻭﺩﻥ ﭼﺮﺑﻲ ﺗﻨﻬﺎ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﺆﺛﺮ ﻣﻲﺑﺎﺷــﺪ ﻛﻪ ﺳــﺎﻳﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﻐﺬﻱ ﺟﻴﺮﻩ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﺍﻧﺮﮊﻱ ﻣﺘﻮﺍﺯﻥ ﺷــﻮﻧﺪ(Leeson و همکارن، 1996).
ﭼﺮﺑﻲﻫﺎ هم چنین ﻣﻨﺒﻊ ﺍﺳﻴﺪ ﻫﺎﻱ ﭼﺮﺏ ﺿﺮﻭﺭﻱ (ﻟﻴﻨﻮﻟﺌﻴﻚ ﻭ ﻟﻴﻨﻮﻟﻨﻴﻚ) ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻴﻮﺭ ﻣﻲ ﺑﺎﺷــﺪ. ﻣﺼﺮﻑ ﭼﺮﺑﻲﻫﺎﻱ ﻏﻴﺮ ﺍﺷــﺒﺎﻉ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻻﺷــﻪﻫﺎﻱ ﻧﺮﻡ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﭼﺮﺑﻲﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﻴﺸــﺘﺮ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺟﺬﺏ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. ﺑﺎﻓﺖ ﭼﺮﺑﻲﻫﺎﻱ ﺫﺧﻴﺮﻩﺍﻱ ﺟﻮﺟﻪ ﻫﺎﻱ ﮔﻮﺷﺘﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺭﻭﻏﻦﻫﺎﻱ ﮔﻴﺎﻫﻲ ﺣﺎﻭﻱ ﻣﻘﺎﺩﻳﺮ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﻴﺪﻫﺎﻱ ﭼﺮﺏ ﻏﻴﺮ ﺍﺷﺒﺎﻉ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﭼﺮﺑﻲﻫﺎﻱ ﺣﻴﻮﺍﻧﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ(NRC، 1994).
عوامل متعددی بر انرژی قابل استفاده چربی ها موثر می باشند که از آن جمله می توان به درجه اشباعیت اسیدهای چرب، نسبت اسیدهای چرب آزاد، طول زنجیره اسیدهای چرب، محل اسید چرب بر روی گلیسرول، سطح چربی در جیره، رطوبت و ناخالصی ها، اکسیداسیون و تشکیل صابون اشاره کرد( معینی و همکاران، 1387). استفاده از چربی به عنوان منبع انرژی و جانشینی آن به جای بخشی از کربوهیدرات های جیره، در تحقیقات متعددی انجام گرفته است. گزارشات حاکی از این می باشد که قابلیت هضم و جذب چربی بوسیله نوع اسیدهای چرب آن، سن پرنده، گونه پرنده، وضعیت روده و ترکیب جیره پایه ای که چربی به آن اضافه می شود، تحت تاثیر قرار می گیرد. کلسیم از جمله عناصری است که با اسیدهای چرب تولید صابون کرده، باعث کاهش انرژی زایی و قابلیت دسترسی اسیدهای چرب در دستگاه گوارش طیور و دفع آن به صورت صابون می گردد (مساوات، 1389).
استفاده از چربی ها با منشاهای مختلف، عملی ترین و اقتصادی ترین روش تامین انرژی در جیره جوجه های گوشتی می باشند (Alao و Balnave، 1985). از طرفى گزارشات علمى مبنى بر معایب استفاده بیشتر از منابع چربى در جیره جوجه هاى گوشتى، مانند افزایش میزان بروز سندرم آسیت، مرگ ناگهانى، کبد چرب و غیره ارائه شده است(Baiao و Lara ، 2005 و Rother و همکاران، 1985) بر این اساس، متخصصین سعى مى کنند با در نظر گرفتن عوامل فوق، تعادلى مناسب بین تامین انرژى کافى و پیش گیرى از بروز ناهنجاری هاى مختلف را برقرار کنند. قبلاً تحقیقاتى مبنى بر افزایش میزان رشد با استفاده از انواع چربی ها در محدوده توصیه هاى NRC( 1994) برای انرژی به انجام رسیده است. هم چنین معلوم شده است که مقدار استفاده جوجه هاى گوشتى از منابع چربى پس از سن 3 – 2 هفتگی تکامل سیستم گوارشى پرنده افزایش مى یابد. مقادیر مواد مغذى توصیه شده در جداول NRC ( 1994) بر اساس تحقیقات قبل از آن، به تایید انجمن تحقیقات ( NRC ) رسیده است. پیشنهادات بسیارى مبنى بر تغییر سطوح چندین ماده مغذى ارائه شده است. به علت این که جوجه های گوشتی از نظر کمیت و کیفیت لیپیدهای سرمی و محل اصلی سنتز اسیدهای چرب( کبد ) انسان دارای وجه مشترک می باشند، می توانند به عنوان مدل حیوانی برای تحقیقات انسانی مطرح شوند. برخی تحقیقات نشان داده اند که سندرم مرگ ناگهانی یک عارضه قلبی – عروقی می باشد در حالی که برخی منابع آن را یک عارضه متابولیکی قلمداد کرده اند (پناهی و همکاران، 1374 و Rother و همکاران، 1985).
در مرغداری صنعتی گوشتی انواع مختلف چربی به عنوان اجزاء خوراک مورد استفاده قرار می گیرد. افزودن مقادیر کم چربی و روغن به جیره غذایی جوجه های گوشتی یک شیوه قدیمی بوده که برای افزایش قوام و خوش خوراکی جیره های آردی استفاده می شده است(Summers و Leeson، 1979). عکس العمل طیور نسبت به چربی های حیوانی و گیاهی متفاوت است این تفاوت به اختلاف در میزان انرژی قابل سوخت و ساز حاصل از چربی های مختلف (Wiseman و همکاران، 1986) می باشد که احتمالا به خاطر نوع و ترکیب اسیدهای چرب آن ها باشد. راندمان استفاده از چربی با افزایش سن جوجه افزایش می یابد، یعنی انرژی بیشتری از چربی به دلیل افزایش سن به دست می آید (Wiseman و همکاران، 1991).
استفاده از اسید چرب در جیره طیور توسط برخی از محققان گزارش شده است، اسید چرب حاصل از عمل روغن کشی که در کارخانجات روغن نباتی به دست می آید، حاوی 75 تا 95 درصد اسید چرب آزاد با مقادیر متغیری تری گلیسرول می باشد. مواد باقی مانده بیشتر شامل اسیدهای چرب اشباع، فسفو لیپیدها، استرول ها، توکوفرول ها، کاروتنوئیدها، رنگ دانه ها و دیگر اجزای محلول در چربی می باشد (Vila و Esteve Garcia، 1996).
بررسی های Shivazadو همکاران ( 2007) نشان داد که استفاده از اسید چرب سویا و چربی طیور و یا مخلوط آن ها در جیره غذایی، تأثیر مطلوبی بر عملکرد جوجه های گوشتی دارد.
Blanch و همکاران ( 1996) گزارش کردند که از مشکلات استفاده از اسیدهای چرب در ترکیب جیره
جوجه های گوشتی وجود اسیدهای چرب آزاد در آن می باشد. Sklan و Ayal ( 1989) اظهار داشتند که مقدار زیاد اسید چرب آزاد در چربی باعث کاهش جذب مواد هضم شده می گردد و این کاهش جذب، در چربی های حاوی اسید چرب اشباع در پرندگان جوان تر بارزتر می باشد. گزارش ها حاکی از آن است که بهره وری روغن های گیاهی نسبت به پیه بیشتر است که دلیل احتمالی آن بالا بودن قابلیت هضم اسیدهای چرب غیراشباع در مقابل اسیدهای چرب اشباع می باشد (Zollitch و همکاران، 1997).
Krogdahl (1985) گزارش نمود که دلیل بهتر هضم شدن چربی های غیراشباع نسبت به چربی های اشباع به خاطر تأثیر بیشتر آن ها در ترشح صفرا می باشد. نمک های کلسیمی اسیدهای چرب یا پودر چربی در واقع همان صابون های کلسیمی نامحلول در محیط هایی با pH خنثی هستند که مواد اولیه لازم جهت تهیه آن خمیر صابون می باشد که از پس مانده کارخانجات تصفیه روغن های گیاهی به دست می آید. استفاده از پودر چربی در جیره دام و طیور بسیاری از مشکلات از جمله ذوب، نگهداری، امکان اکسیداسیون و حمل و نقل را تسهیل می کند.
تحقیقات Mala و همکاران( 2004) نشان داد که جایگزین نمودن نمک های کلسیمی اسیدهای چرب با روغن های گیاهی باعث کاهش معنی داری در عملکرد جوجه های گوشتی می گردد. آن ها هم چنین به این نکته اشاره نمودند که دلیل احتمالی آن یکسان نبودن میزان انرژی موجود در دو منبع بوده که باعث کاهش وزن

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *