می، این، که، خلاق، یک، ایده

ر می داند(رضائیان،1379 به نقل ازگری):
1-مسائل و وضعیت های گوناگون را با دقت و به گونه ای می بینند که قبلاً به آن گونه به آن ها توجه نشده است .
2-دیدگاه ها و فکرها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ارتباط می دهند و آن ها را با توجه به نقاط قوت وضعفشان بررسی و ارزیابی می کنند .
3-معمولاً برای حل هر مسئله ، چندین راه کار بدیع ارائه می کنند یعنی از سلامت فکر مطلوبی بر خوردار هستند.
4- تردید در مورد صحت پیش فرض هارا نیز نا روا می دانند، خود رابه راه و رسم عادت محدود نمی کنند و استقلال فکری دارند .
5- فی البداهه می توانند از نیروی حسی ، ذهنی و بینشی مدد بگیرند.
6- فراگرد های فکری و عملی را به نحوی” بسیار منعطف” به کار می گیرند.
استرن برگ، ویزگی های کودکان و دانش آموزان خلاق را که شامل ابعاد شناختی و انگیزشی است به صورت زیر توصیف نموده است:(استرن برگ،1989)
1- هوشمندی (از نظر بهره ی هوشی حد اقل دو انحراف معیار بالاتر از میانگین قرار دارند)
2- برخورداری از قدرت تخیل فوق العاده 3-ابتکار واصالت
4-سلاست و روانی 5-انعطاف پذیری
6-صراحت و قاطعیت 7-پیرو یا همنوا نبودن
8- بر خورداری از تفکر منطقی 9- حساسیت نسبت به نو آوری ها
10-خود انضباطی 11 -بلند اندیشی(بر خورداری از افکار متعالی)
12-بازیگوشی و شوخ طبعی 13 -قضاوت مستقل
14-مورد سؤال قرار دادن ایده های موجود 15-نیاز به استقلال و خود مختاری 16-اعتماد به نفس 17- گریز از کانال بندی های مشخص ذهنی
18-آزاد اندیشی 19-پایداری در فعالیت های ذهنی
20-کنجکاوی 21 -متهور بودن
22-محبوب بودن در موقعیت های اجتماعی 23-بهره گیری از تصورات ذهنی متنوع
24-ترجیح دادن بازی ها و فعالیت های تخیلی به رویداد واقعی

فرآیند خلاقیت
والاس تقسیم بندی معروف از مراحل خلاقیت ارائه نموده است. این مراحل چهار گانه عبارتنداز:
1.آمادگی 2. نهفتگی 3. اشراق 4. اثبات
1.آمادگی
یک دانشمند یا هنرمند، قبل از خلق اثر خویش باید از ابعاد مختلف با زمینه کاری خویش آشنا باشد. مثلا برای ارائه ی یک نظریه ی تازه یا یک اثر هنری لازم است بر مقدمات آن کار مسلط باشد و از یک نوع آمادگی کلی در زمینه های مختلف برخوردار باشد.
علاوه بر این آمادگی عمومی یک نوع آمادگی خاص نیز ضرورت دارد. منظور از آمادگی خاص، بررسی، جستجو، مطالعه و جمع آوری مدارک درباره آن کار است. یکی از روش های مفید در این زمینه مطالعه عقاید و نظریات دیگران درباره ی آن موضوع است.
نهفتگی
در این مرحله ظاهراً نوعی توقف در کار دیده می شود و فرد هیچ گونه تلاشی برای رسیدن به نتیجه انجام نمی دهد. در این مرحله ممکن است حتی راجع به مسأله فکر هم نکنند.
دیده شده است بعضی از افراد خلاق مسأله ای را که روی آن کار می کردند به عمد کنار می گذارند وبه فعالیتی دیگر می پردازند تا برای حل مسأله آمادگی کافی بیابند.
اشراق
این مرحله در فرآیند خلاقیت جایگاه خاصی دارد، چون در این مرحله تفکر شکل گرفته و حل مساله روشن می شود. اغلب متفکران ظهور این مرحله را ناگهانی می دانند. فرد خلاق در طول کار طبیعتاً با موانعی برخورد می کند که کار را دچار وقفه می سازد و امکان هرگونه پیشرفت را از فرد سلب می کند ولی ناگهان موضوع روشن می گردد و فرد می تواند همه موانع را از سر راه بردارد.
مرحله اشراق توأم با جنبه های عاطفی است چون با تحقق مسأله ای که از آن جدا بوده است احساس لذت می کند و این امر خود انگیزه تلاش و کار را بیشتر می کند.
اثبات
در این مرحله فرد خلاق آنچه را به دست آورده است اعم از اختراع، اکتشاف یا نظریه تازه اش را مورد ارزیابی قرار می دهد، شواهد آن را دوباره می سنجد و آن را از لحاظ منطقی آزمایش می نماید. او همین طور می تواند از دیدگاه و قضاوت دیگران بهره مند شود، تا اثر خویش را تکمیل کند. در واقع اهمیت و ارزش کار تازه به وسیله بازبینی در این مرحله روشن می گردد.
اسبورن پیرامون فرایند تفکر خلاق، دیدگاه دیگری را مطرح می کند. او اعتقاد داشت فرآیند تفکر خلاق شامل سه مرحله اصلی و شش مرحله ی فرعی است. این مراحل عبارتنداز : (اسبورن، 1962)
حقیقت جویی: شامل تعریف مسأله و آماده سازی است.
ایده جویی: شامل ایجاد ایده ها و پروراندن ایده هاست.
حل مساله جویی: شامل ارزیابی و انتخاب است.
الگوی معروف اسبورن – پارتر براساس همین مراحل شکل گرفت. این الگو شامل پنج مرحله است که عبارتنداز : (اسبورن- پارتر، 1962)
حقیقت یابی: درباره ی مشکل اطلاعات لازم برای تعریف مسأله جمع آوری می شود.
مسأله یابی: بیان مسأله آن گونه که اصل قضیه را به خوبی روشن نماید.
ایده یابی: برای مسأله ایده های هرچه بیشتر جستجو می شود.
راه حل یابی: از بین ایده ها، بهترین راه حل ها انتخاب می شود.
پذیرش یابی: راه حل های انتخاب شده برای اجرا آماده می شود.
ایستن فرآیند خلاق را شامل سه مرحله می داند: (ایستن، 1974)
فرضیه سازی: این مرحله دو مرحله از مرحله والاس، و اشراق را در بر می گیرد.
آزمودن فرضیات: در این مرحله در واقع یک تجربه عمومی تبدیل می گردد و آنچه که ممکن است فرد خلاق با آن یکی شده بوده را بتواند از دور بنگرد.
انتقال نتایج: لازمه ی این امر، انعطاف در تفکر و توانایی نقش عوض کردن است.
موانع پرورش خلاقیت
در این بخش پیرامون عناوین از جمله، موانع ادراکی، موانع هیجانی، موانع فرهنگی و محیطی مدرسه و موانع بروز خلاقیت در کلاس درس مطالبی ارائه خواهدشد.
موانع ادراکی
تاکنون مدارک و شواهدی درباره تعدادی از عوامل موثری که مانع رشد استعدادهای
تفکر خلاق می شود، از مطالعات و تحقیقات به دست آمده است که در اینجا به طور اختصار تعدادی از آنها را مورد بحث قرار می دهیم.
جیمز آدامز(1986)، معتقد است که در آموزش و رشد خلاقیت عواملی وجود دارند که می توانند مانع تفکر خلاق گردند. وی به بررسی انواع مختلف این موانع پرداخته و چهار نوع اصلی آن را مورد بحث قرار داده است که عبارتنداز موانع ادراکی، موانع هیجانی، موانع فرهنگی و محیطی، موانع فکری و تشریفی (ویسبرگ،1986)
موانع ادراکی، موانعی هستند که حل کننده ی مسأله را از درک روشن مسئله و یا اطلاعات لازم برای حل مسئله باز می دارند. این موانع عبارتنداز:
1.تفکرات قالبی (جیمز آدامز،1990)2. تمایل به محدود کردن حوزه مسأله، 3. ناتوانی در این که مسأله را از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار دهیم، 4. مشکل جداسازی مسأله، 5. اشباع، 6. شکست در استفاده از اطلاعات ورودی همه حواس (آدامز، 1990به نقل از یوزباشی، 1386).
موانع هیجانی
در بیان ایده جدید خصوصاً فرآیندی که طی آن تلاش می شود دیگران را در مورد با ارزش بودن یک ایده متقاعد کرد، فرد گاهی احساس می کند که دارای هوشبهر پایینی است. چون احتمالاً چیزهایی را انجام می دهد که عیوب و نقایص خود را نشان می دهدو برای اجتناب از این اساس، مردم غالباً از مفهوم سازی اجتناب می کنند ویا حداقل از اعلام نتایج کارشان پرهیز می کنند زیرا مفهوم سازی مستلزم خطرکردن است و اندیشه ها ی جدید، سخت مورد ارزیابی قرار می گیرند. موانع هیجانی می تواند در آزادی فرد در دستکاری و اکتشاف ایده ها مزاحمت ایجاد کند. تعدادی از این موانع از این قرارند:
1.ترس از اشتباه کردن، شکست خوردن و خطرکردن،2. ناتوانی در ابهام متضادها و ناهم خوانی ها و تمایل بسیار به امنیت و نظم، 3. تمایل به قضاوت کردن در مورد ایده ها به جای تمایل به ایجاد ایده ها، 4. ناتوانی در آرام شدن و گذراندن دوره کهون یا نهفتگی، 5. فقدان اشتیاق در مقابل اشتیاق بیش از حد، 6. ناتوانی در تمیز واقعیت از تخیل (آدامز، 1990).
موانع فرهنگی و محیطی
عامل فرهنگ و فشارهای فرهنگی یکی از مهم ترین موانعی است که اتفاقاً به سادگی قابل رؤیت نیست. به بهانه فرهنگ پذیری از همان اوایل کودکی، فرد تحت فشار شکل گیری رفتارهایش مطابق با الگوهای مورد نظر قرار می گیرد. این فشارها غالباً سعی دارند تا کودک هر چه سریعتر رفتارهای کودکانه را ترک کندو همانند یک فرد بزرگسال رفتار نماید، بالطبع کودک از بسیاری بازی ها، رفتارها، داستان ها و اشعار کودکانه و تخیل محروم می گردد و این درست زمانی است که کودک از رشد هوشی لازم برخوردار شده و قادر است به تفکر خلاق بپردازد.بنابراین نگرش های فرهنگی و سنت ها همه از موانع خلاقیت محسوب می شوند.
محیط اجتماعی بی شک تأثیر بسزایی در بروز خلاقیت و یا مانع شکل گیری آن دارد، اگر فرد در محیطی رشد یابد که اعضاء آن توانایی خویش را باور ندارند، احتمالاً هیچ کوششی در جهت ایجاد یک کار نو و بدیع از جانب وی انجام نخواهد شد در اجتماعی که تقلید از رفتار دیگران یک اصل است نمی توان انتظار داشت که آحاد آن جامعه دست به حرکات بدیع و جدید بپردازند.
آمابیل در نتایج پ‍ژوهش بسیار وسیعی که در مصاحبه از 120 دانشمند به عمل آورده است به بعضی از موانع محیطی در پرورش خلاقیت دست یافته است که عبارتنداز: 1- جو نامساعد، 2- محدودیت ها، 3- ارزیابی و فشار، 4- رقابت،5- منابع ناکافی، 6- طرح تحقیق ضعیف.
موانع فردی1.ترس از شکست: شیوه ی معمول این است که به موفقیت ها پاداش داده می شود شکست ها مورد توبیخ و سرزنش قرار بگیرد، این امر موجب شده است، انسان ها از شکست در امور



قیمت: 11200 تومان

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *