سرزمین، اکولوژیکی، پهنه، آمایش، سیمای، سرزمین،

ب کار و زندگی فردی و اجتماعی را پدید می آورد.
اهداف آمایش سرزمین (فائو، 1993)
الف- بهره وری: بهره برداری از سرزمین باید از نظر اقتصادی امکان پذیر باشد، پس یکی از اهداف برنامه ریزی های توسعه ای، استفاده بهینه و مولد از سرزمین است. برای هر نوع بهره برداری مشخص از سرزمین، مناطق ویژه ای مناسب تر هستند. با تطبیق بهره برداری های مختلف از سرزمین با مناطقی که بیشترین سود را با کمترین هزینه بهمراه می آورند، میتوان به بهره وری دست پیدا کرد. با این وجود افراد برداشت های مختلفی از بهره وری دارند. برای یک بهره بردار خصوصی از زمین بهره وری به معنای بیشترین بازگشت کار و سرمایه با بیشترین سود حاصله از ناحیه موجود است. ولیکن اهداف دولتی پیچیده تر هستند. این اهداف ممکن است مواردی هم چون بهبود شرایط مبادلات خارجی از راه تولید برای صادرات یا جایگزینی واردات را پوشش دهد.
ب- برابری و مقبولیت: بهره برداری از سرزمین باید از نظر اهداف ملاحظات اجتماعی یعنی امنیت غذایی، اشتغال و امنیت درآمد نیز پذیرفتنی باشد. یکی از راه های انجام این کار، تعیین آستانه استاندارد زندگی برای گروه های هدفی است که باید ارتقا داده شوند. استانداردهای زندگی می تواند مواردی همچون سطح درآمد، تغذیه، امنیت غذایی و مسکن را در بر گیرد. بنابراین برنامه ریزی برای رسیدن به این استانداردها، شامل تخصیص سرزمین برای کاربردهای ویژه، تخصیص بودجه و دیگر منابع نیز می شود.
ج- پایداری: بهره برداری پایدار از سرزمین بدین مفهوم است که نیازهای کنونی، برآورد شده و هم زمان منابع برای نسل های آینده حفظ گردد. این امر به ترکیب دو مفهوم تولید و حفاظت نیازمند است:
” تولید کالاهایی که هم اکنون مورد نیاز مردم است، به همراه حفاظت از منابع طبیعی که تولید به آن وابسته است، تا بدین گونه تداوم تولید را در آینده تضمین کند.”
جامعه ای که سرزمین خود را نابود کند، آینده خود را نیز نابود کرده است. بهره برداری از سرزمین باید برای تمامی اقشار جامعه برنامه ریزی شود، زیرا حفاظت از خاک، آب و منابع دیگر اغلب فراتر از توان بهره بردار خصوصی سرزمین است.
مراحل آمایش (مخدوم،1378)
تهیه طرح پایه آمایش سرزمین
تهیه طرح آمایش مناطق (ارزیابی توان اکولوژیک و اقتصادی اجتماعی)
تهیه برنامه های توسعه
وقت گیر ترین و مشکل ترین مرحله آمایش سرزمین، مرحله دوم است که طی آن توان های بالقوه و بالفعل سرزمین در مناطق باید تعیین گردد.
روش های آمایش سرزمین در جهان (فائو، 1976)به طور کلی دو روش برای آمایش سرزمین وجود دارد:
روش دو مرحله ای: در این روش ارزیابی توان اکولوژیک و اقتصادی- اجتماعی مجزا صورت می گیرد. مانند آمایش سرزمین ایران
روش موازی: در این روش ارزیابی توان اکولوژیک و اقتصادی- اجتماعی همزمان صورت می گیرد.
روش های ارزیابی توان سرزمین در جهان (پهنه بندی)
به طور کلی برای ارزیابی توان سرزمین و محاسبه تناسب آن برای انواع کاربری ها به کمک پهنه بندی، شیوه های متفاوتی وجود دارد. تفاوت این روش ها عمدتا به دلیل تفاوت مدل های اکولوژیکی آنها می باشد. هم چنین می توان اذعان داشت که تفاوت این روش ها به خاطر تعداد منابعی می باشد که در مرحله تجزیه و تحلیل و جمع بندی داده ها در تشکیل واحدهای سرزمین نقش دارند. شباهت این روش ها یا در واقع ویژگی کلی در همه این روش ها، شناسایی یک پهنه همگن براساس توان آنها می باشد. در مرحله بعد این پهنه های همگن برای تصمیم گیری در مورد کاربری مطلوب یا ممکن مورد مقایسه قرار می گیرند. بنابراین هر نوع روش ارزیابی که مورد استفاده قرار می گیرد، داشتن یا نداشتن توان نسبت به یک معیار، مقیاس، ضابطه و یا استاندارد سنجیده می شود. تفاوت روشها در تفاوت معیارها، مقیاس ها، ضابطه ها و استانداردهای ارزیابی می باشد و شباهت آنها در ساختن معیار، مقیاس، ضابطه و یا استاندارد است.
روش های متفاوت، ارزیابی توان اکولوژیکی سرزمین را با ساختن چندین ضابطه در قالب مدل های اکولوژیکی برای هر نوع کاربری آغاز می کنند که این مدل بسته به شرایط منطقه ای یا کشوری (از نظر اکولوژیکی و سابقه شناسایی منابع اکولوژیکی در آنها، هزینه، وقت، و غیره) ساخته می شود. شایان یادآوری است که بسیاری از ویژگی های محیط زیستی یا عوامل ارزیابی بر توان محیط زیستی اثرات غیرمستقیم یا ضمنی دارند و علیرغم اثر مهم آنها به آسانی قابل به کارگیری در مدل های تناسب یا به عبارتی مدل های آمایش سرزمین نمی باشند.
به هر حال در هر روش ارزیابی، پس از تدوین مدل، ویژگی های اکولوژیکی تجزیه و تحلیل و جمع بندی شده در واحدها یا یگان های سرزمین، با مدل های اکولوژیکی یاد شده مقایسه می شوند و توان سرزمین نسبت به آن مدل برای هر نوع کاربری ارزیابی و سنجیده می شود و در نتیجه آن مشخص می شود که آیا یگان یاد شده برای کاربری مورد نظر توان دارد یا خیر؟ یک اصل دیگر نیز که بیش تر روش ها از آن تبعیت می نمایند آن است که عمل ارزیابی نباید فقط بر سنجش داشتن یا نداشتن توان بسنده کند، بلکه علاوه بر آن باید درجه مرغوبیت توان را نیز تعیین کند. بنابراین در ارزیابی سرزمین از هر روشی که استفاده می شود نتیجه آن باید علاوه بر ارزیابی، طبقه بندی درجه مرغوبیت سرزمین نیز باشد. روش های معمول ارزیابی توان سرزمین به ترتیب زیر می باشد (یاوری و بحرینی،1380):
روش تناسب براساس محدودیت های خاک (FAO)
در این روش ارزیابی اراضی تنها براساس ویژگی های خاک شناسی یعنی تیپ خاک و تناسب اراضی برای کشاورزی انجام می شود و ارزیاب اغلب از ویژگی های برجسته سرزمین به عنوان شاخص برای پیش بینی و برآورد اثرات توسعه یا توان کاربری استفاده می کنند. به عنوان مثال پوشش گیاهی، خاک، شکل زمین و یا تلفیق این واحدها به عنوان موثرترین ویژگی ها در سیستم های مختلف ارزیابی توان استفاده شده است. در روش فائو، خاک پارامتر انتخابی یا شاخص می باشد که عمدتا به عنوان یک شاخص برای ارزیابی توان سرزمین برای کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد. در این روش ابتدا خاک براساس ویژگی های فیزیکی و شیمیایی و عواملی مانند توپوگرافی و پوشش گیاهی از روی عکس های هوایی به تیپ های مختلف تقسیم می شود، سپس با نمونه برداری و کار میدانی مرزهای آن تصحیح شده و بر روی نقشه منتقل می شود.
در گام بعد براساس رابطه میان خاک و پوشش گیاهی قابلیت کشاورزی هر تیپ تعریف و در نهایت نقشه قابلیت اراضی برای کشاورزی تعیین می شود. شایان یادآوری است از آن جا که یک تیپ خاک هم آسیب پذیری سرزمین را نشان می دهد و هم حاصلخیزی آن را برای تولید فراورده های کشاورزی، در سرزمین هایی که رابطه تنگاتنگ میان منابع اکولوژیکی آن شناخته شده است می توان با بررسی یکی از منابع مانند خاک به آسیب پذیری و یا توان منابع دیگر و در نهایت، آسیب پذیری و یا توان سرزمین پی برد. در تدوین این مدل تنها یک پارامتر یا یک منبع اکولوژیک دخالت دارد و انتخاب این منبع به نوع سرزمین، درجه تبحر متخصصین آن منبع و درجه معرف بودن منبع نسبت به ویژگی های سایر منابع سرزمین بستگی دارد.
روش جستالت

از دیگر روش ها، روش موسوم به روش کلی گرا و ادراکی یا روش جستالت است. استفاده از این روش که از ساده ترین روش هاست منوط به دارا بودن تجربه و دید کارشناسی می باشد. در این روش کارشناس براساس تلفیق کلی عوامل با اثرگذاری ضمنی تعداد محدودی از پارامترهای مستقیم سیمای سرزمین (مانند فرم اراضی، جوامع پوشش گیاهی، سنگ بستر و خاک) و براساس ادراک ویژه خود به تعریف پهنه های همگن می پردازد. سپس مناطق همگن (مانند کف دره، دامنه با شیب های تند یا کند رو به شمال یا جنوب و …) به منظور تناسب نسبی هر یک از آنها برای هر کاربری خاص ارزیابی و رتبه بندی می شوند. این روش که مبنای رویکرد غیرنظری اکولوژی سیمای سرزمین است، یک رویکرد کلی گرا با دید کارشناسی به کمک پارامترهای ارزیابی ضمنی یا با اثرات ضمنی می باشد و ارزیابی تناسب و شکل گیری واحد اصلی همگن آن براساس قضاوت های کارشناسی و تا حدی ذهنی از نظر عدم استفاده از عوامل و روش تلفیق تکرارپذیر توسط ارزیاب است.
روش پارامتریک

روش تحلیل پارامتریک یک یا چند عامل از نظر علمی روش مستحکم تر دیگری است که استفاده از آن به خصوص در فعالیت ها مرتبط با آمایش سرزمین منظوردار (یک یا چند کاربری) معمول می باشد (استمان،1984). در این روش پارامترها و یا ویژگی های سرزمین (خاک، سنگ، پوشش گیاهی، شکل زمین و غیره) به صورت مجزا نقشه سازی شده و به طور مجزا نیز نرخ گذاری می شوند. روی هم اندازی دو یا چندلایه یا نقشه که هر یک مبین خصوصیات رده بندی شده و عوامل موثر بر توان های مختلف محیطی آن است منجر به تلفیق لایه ها و دستیابی به یک نقشه تلفیقی نهایی همراه با جدول ها یا ماتریس های جمع بندی نتایج ارزیابی می شود؛ این نقشه می تواند اثر مجموعه پارامترها و طبقات هر یک در ارتباط با توان سرزمین و بالاخره مبنای ارزیابی و تناسب آن برای هر نوع کاربری خاص باشد. امکان جمع بندی ریاضی عوامل و پارامترهای ارزیابی در صورت گزینش شاخص ها با نرخ های کلی و غیر اعتباری میسر می باشد.

روش سیستمیک

روش سیستمیک برای شناسایی و تعریف پهنه های همگن از نظر توان سرزمین برای کاربری ها از روی هم گذاری همه ویژگی های محیطی و حصول به واحدهای همگن محیط زیست استفاده می کند. این شیوه را روش سیستمیک نیز نامیده اند. تفاوت این شیوه با روش کلی گرا در آن است که گزینش و تخصیص نرخ های تناسب و ارزیابی ویژگی های محیطی به صورتی مشخص، روشن و مستقیم انجام می شود. تفاوت آن با روش پارامتریک آن است که در ارزیابی توان تمامی پارامترها مدنظر قرارمی گیرد.
مشکل اصلی این روش حجم بسیار زیاد کار، تعداد بسیار زیاد پهنه ها (پلی گون یا واحد محیط زیست) و بالاخره هماهنگی و ادغام واحدها در کنار هم به نحوی که که قابلیت اجرا مسیر گردد می باشد. مشکل زمان، بودجه و پیچیدگی آن امروزه با به کارگیری نرم افزارهای GIS تا حد قابل توجهی حل شده است.
روش پارامتریک مبتنی بر تلفیق بهینه

در این روش ارزیابی با توجه مستقیم به نیازهای محیط زیستی هر کاربری به حضور ویژگی ها یا پارامترهای محیطی لازم با نرخ مناسب (مانند خاک، رستنی ها و شکل زمین) در پهنه مشخص منجر به اختصاص آن پهنه به کاربری های دارای تناسب برای آن می شود. تفاوت آن با روش سیستمی و پارامتریک، تعداد پارامترهایی است که سیستم تعریف کرده و به عنوان مبین اصلی توان و تناسب نسبی مورد استفاده قرار می گیرد. به علت هدف مندی و منظوردار بودن ارزیابی، حتی در شرایط کمبود وقت، بودجه و داده های محدود، باز این روش می تواند خروجی مناسب و مطمئنی را در رابطه با هدف تضمین کند. اما نیاز به دید کارشناس متخصص با تجربه در علوم محیط زیست و اکولوژی دارد و برای کاربری های جدید نیازمند آزمایش اولیه می باشد. این روش در مقیاس های بزرگ تر از 1:250000 کارسازتر است، که در صورت مجرب بودن ارزیابان بسیار موثر و کم هزینه خواهد بود.

روش سیمای سرزمین

رویکرد اکولوژیکی سیمای سرزمین در اروپای شرقی و مرکزی شکل گرفت و پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافت. تغییر و تبدیل رویکرد از مطالعه اکوسیستم های مجزا به مطالعه سیمای سرزمین، احتمالا به دلیل مسایل حل نشده و نقاط مبهمی است که در رویکرد اکوسیستمی همواره باقی مانده بود. روش سیمای سرزمین برخلاف روش جستالت که تنها به سیمای بیوفیزیکی سرزمین توجه دارد، ویژگی های اقتصادی- اجتماعی سیمای سرزمین را نیز هم سنگ با ویژگی های اکولوژیکی مدنظر قرار می دهد و ترکیب آنها با واقعیت موجود مطابقت بیش تری دارد. این رویکرد در تجزیه و تحلیل کاربری اراضی بسیار کاربرد دارد، چرا که نقطه قوت آن توانایی مشاهده، ثبت و انتقال اطلاعات میان عوامل مختلف شکل دهنده فرایند مانند پدیده ها و عوامل مرتبط با فعالیت های انسانی و یا خصوصیات بیوفیزیکی سیمای سرزمین در مقیاس های مختلف و با یکدیگر است که در مقیاس های زمانی و مکانی مختلفی واقع شده اند، می باشد.
در رویکرد اکوسیستمی، پدیده های جغرافیایی خاص، حضور انسان در محیط طبیعی و یا مثلا فرهنگ بومی محل در ارزیابی توان اکولوژیکی مدنظر قرار نمی گیرد و پس از ارزیابی توان اکولوژیکی به ارزیابی توان اقتصادی اجتماعی و فرهنگی پرداخته شده و در انتها با تلفیق این دو به ساماندهی ملی کاربری ها نایل می آیند؛ اما در رویکرد سیمای سرزمین خصوصیات و ویژگی های جغرافیای هم طبیعی و هم انسانی نه تنها به عنوان ویژگی های محیط زیستی موثر بر توان منابع بلکه در انتخاب مقیاس تجزیه و تحلیل به صورت غیرقابل تفکیک از یکدیگر در ارزیابی لحاظ می شوند.
تفاوت این روش با روش جستالت حضور نظریه های علمی پشتیبان آن است که ارتباط بین ساختار سرزمین با عملکرد محیط زیست و برعکس را نمایان می سازد. بدین ترتیب واحد ارزیابی به جای واحد شکل زمین، لکه ها در یک بستر اولیه می باشند.
از روش ژﺋﻮﻣﺮﻓﻮﻟﻮژی (رخساره ژﺋﻮﻣﺮﻓﻮﻟﻮژی) ﻧﻴﺰ در ﻣﻮارد ﻣﺘﻌﺪدی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻴﺶ ﺗﺮ اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌـﺎت در اﺳﺘﺎن ﻫﺎی ﺑﻴﺎﺑﺎﻧﻲ ﻛﺸﻮر متمرﻛﺰ ﺷﺪه اﺳﺖ. در این روش با ادغام پارامتر های موثر مانند نقشه شیب، زمین شناسی، پوشش گیاهی و … اقدام به پهنه بندی و تهیه واحد های کاری (رخساره ژﺋﻮﻣﺮﻓﻮﻟﻮژی) می گردد و سپس در واحد های تعیین شده ارزیابی توان را انجام می دهند.
تکنیک های ارزیابی تناسب سرزمین (تصمیم گیری)پس از تلفیق نقشه ها و تهیه واحدهای زیست محیطی یا پهنه های اکولولوژیک، نوبت به مرحله تصمیم گیری و ارزیابی توان سرزمین می رسد که در زیر به دو مورد مهم اشاره شده است:
نقشه سازی به روش روی هم گذاری با کمک کامپیوتر
این تکنیک بعنوان یک واکنش به محدودیت روش های دستی و سنتی برای پهنه بندی و ترکیب داده ها توسعه یافته است (استینتز و همکاران،1976؛ مک دوگال،1975)؛ بطوری که در دهه های اخیر، سیستم اطلاعات جغرافیایی و تصاویر Lidar بعنوان ابزارهای مهم در مکان یابی

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *