پایان نامه ها

تعمیر، زمانبندی، بهرهبردار، تولیدکنندگان، هماهنگسازی، امنیت

مقایسه میکند. اگر این طرحها از نظر قابلیت اطمینان به اندازهی کافی به هم نزدیک باشند، برنامهی تولیدکنندگان تائید میشود و در غیر این صورت، بهرهبردار مستقل سیستم مشوقها و جریمههایی را به صورت هفتگی تنظیم میکند تا تولیدکنندگان تشویق به اصلاح کردن طرح شان شوند، و در نتیجه MP-MS از نظر قابلیت اطمینان به MR-MS نزدیک شود.
در مرجع [12]، یک راهکار برای هماهنگسازی زمانبندی تعمیر و نگهداری مبتنی بر تکرار برای محیطهای مقرراتزداییشده معرفی شده است. کارکرد اصلی این روش، در ادامه بیان میشود.
ابتدا، شرکتهای تولیدی زمانبندیهای تعمیر و نگهداری مربوط به خودشان را به بهرهبردار مستقل سیستم ارائه میدهند. هر شرکت تولیدی که در بازارهای انرژی الکتریکی بهرهبرداری میشود، در برنامهریزی تعمیر و نگهداری به دنبال بیشینه کردن سود میانمدت خودش میباشد.
بهرهبردار مستقل سیستم مسئول تضمین امنیت و قابلیت اطمینان سیستم میباشد، در حالی که باید زمانبندی تعمیر و نگهداری شرکتهای تولیدی را هم مدنظر قرار دهد. بهرهبردار مستقل سیستم در برنامهی هماهنگسازی بهرهبرداری (OCP)، برای تائید زمانبندی تعمیر و نگهداری شرکتهای تولیدی، اقدام به بررسی قیود امنیت سیستم از قبیل تعادل عرضه و تقاضا، ظرفیت خطوط انتقال، دسترسپذیری نیروگاههای آبی و دیگر قیود مربوطه میکند. در این مرحله، زمانی که زمانبندی تعمیر و نگهداری شرکتهای تولیدی بررسی میشود، ممکن است که در شینها و بازههای زمانی معینی، مقداری انرژی توزیعنشده به وجود آید.
برنامهی هماهنگسازی بهرهبرداری (OCP) الگوریتم بههنگامسازی را اجرا میکند، که این الگوریتم با توجه به انرژی توزیعنشده در هر شین، سیگنالهایی اصلاحی را برای شرکتهای تولیدی متخطی ارسال میکند. سیگنالهای اصلاحی، شرکتهای تولیدی را هدایت میکنند تا زمانبندی تعمیر و نگهداری مربوط به خودشان را در برخی از بازههای خاص تغییر دهند.
الگوریتم بههنگامسازی با استفاده از مفهوم دامنهها و اشتراکها به تعیین واحدهای تولیدی مسئول در برابر انرژی توزیعنشده در یک شین میپردازد. برای این منظور، یک ضریب مشارکت جدید، برای تخصیص انرژی توزیعنشده به شرکتهای تولیدی که مسئول آن میباشند، معرفی شده است.
این عمل تا زمانی که برنامهی هماهنگسازی همگرا گردد، بین شرکتهای تولیدی و بهرهبردار مستقل سیستم تکرار میشود. بنابراین در نتیجهی نهایی، هیچ انرژی توزیعنشدهای وجود نخواهد داشت.
قابل ذکر میباشد که در مفهوم بهرهبرداری بازار انرژی، تعدادی پارامتر وجود دارد که به طور طبیعی دارای عدمقطعیت میباشند، مانند قیمت بازار، تقاضا، دسترسپذیری آب و غیره. از آنجایی که تاکید اصلی این مرجع بر روی رویهی هماهنگسازی زمانبندی تعمیر و نگهداری میباشد، بنابراین تمام پارامترها قطعی در نظر گرفته شدهاند. این بدین معنی میباشد که پیشبینی قیمت و تقاضا به اندازهی کافی دقیق فرض شدهاند.
2-3-2- هماهنگسازی برنامهریزی تعمیر و نگهداری مبتنی بر بازار تعمیرات
در این روش، بهرهبردار مستقل سیستم مسئلهی زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی را براساس معیارهای اظهارشده از طرف تولیدکنندگان و با در نظر گرفتن امنیت و قابلیت اطمینان سیستم حل میکند. بنابراین در این روش، تعیین زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی برعهدهی بهرهبردار مستقل سیستم میباشد، و بهرهبردار برای این کار از معیارهای اظهارشده از سوی تولیدکنندگان استفاده میکند تا برنامهای که تدوین میکند، تا جایی که امکان دارد، عادلانه و به دور از تبعیض باشد.
در مرجع [14]، یک مدل برای زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی در محیط بازار برق ارائه شده است، که سعی دارد عدالت را در هماهنگسازی زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدها رعایت کند. در بررسی اثر زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدها بر امنیت سیستم، علاوه بر کفایت ظرفیت تولید، قیود ظرفیت انتقال نیز در نظر گرفته شدهاند. همچنین خروج تصادفی خطوط انتقال بهوسیلهی آزمون N-1 و مفهوم نرخ تراکم در نظر گرفته شدهاند. افق زمانی مورد مطالعه در این مرجع، یک سال میباشد که شامل 52 هفته میباشد. اما میتوان این مدل را برای افق زمانی بلندتر یا بازههای کوتاهتر نیز به کار برد. درفرآیند هماهنگسازی پیشنهادی، در ابتدا شرکتهای تولیدی باید برنامهی تعمیر و نگهداری هر واحد تولیدی تحت نظرشان شامل ظرفیت تعمیر و نگهداری، دورهی تعمیر و نگهداری، بازههای موجود برای تعمیر و نگهداری و منحنی اشتیاق برای پرداخت (WTP) مربوط به تعمیر و نگهداری را در موعد مقرر به بهرهبردار مستقل سیستم ارائه کنند. منحنی اشتیاق برای پرداخت (WTP) نشاندهندهی میزان تمایل شرکت تولیدی دربارهی تعمیر و نگهداری در هر بازه میباشد. به عبارتی، منحنی اشتیاق برای پرداخت، نشاندهندهی اشتیاقهای مختلف یک شرکت تولیدی درمورد طرحهای مختلف میباشد. سپس این طرحها توسط بهرهبردار مستقل سیستم،با هدف بیشینه کردن رضایت تولیدکنندگان و رعایت قیود کفایت و امنیت سیستم، هماهنگ میشوند و در آخر نیز درآمدهای بهرهبردار مستقل سیستم به خود تولیدکنندگان تخصیص داده میشود.
در مرجع [20]، بر طبق راهبرد بهرهبرداری بازار، یک فرآیند سهگامه برای تعیین زمانبندی خروج پیشنهاد شده است. در این مرجع، بر طبق عملکرد مستقل تولیدکنندگان توان و بهرهبردار مستقل سیستم، یک چارچوب جدید زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدها مبتنی بر راهبرد رقابتی ارائه شده است. این روش شامل 3 مرحله میباشد.
هر تولیدکننده هزینه/فایده بالقوه را ارزیابی کرده و هزینههای پیشنهاد خرید تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی خودش را تعیین میکند و آنها را به بهرهبردار مستقل سیستم ارائه میدهد. هزینههای تعمیر و نگهداری نشاندهندهی گرایش شرکت تولیدی برای در مدار باقی ماندن و یا خارج شدن برای تعمیر و نگهداری در هر بازه میباشند.
بهرهبردار مستقل سیستم درخواستهای تعمیر و نگهداری تولیدکنندگان را بر اساس اثرشان بر کفایت سیستم بررسی میکند. در این فرآیند، بهرهبردار مستقل سیستم بازههای خروج را طوری زمانبندی میکند تا یک تعادل درست میان هزینههای پیشنهاد خرید تعمیرات، درجهی رضایت واحدها و قطع بار ممکن بدست آورد. قابل ذکر است که بهرهبردار مستقل سیستم باید امنیت سیستم و رضایت تولیدکنندگان را تضمین نماید و علاوه بر آن با تولیدکنندگان به صورت بیطرفانه رفتار نماید.
بهرهبردار مستقل سیستم، به علت خصوصیت غیرانتفاعیاش، هزینهی پرداخت نهایی هر واحد تولیدی منفرد را برطبق راهکار تسویهی هزینه مبتنی بر درجه رضایت تعیین میکند.
گام اول توسط تولیدکننده انجام میشود، در حالی که دو گام بعدی توسط بهرهبردار مستقل سیستم اجر میگردند.
در مرجع [19] یک مدل چندهدفه برای هماهنگسازی زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی پیشنهاد داده است. روش پیشنهادشده در این مرجع، به دنبال دستیابی به تعادلی میان قابلیت اطمینان و اقتصاد میباشد و رعایت انصاف بین شرکتهای تولیدی را تضمین میکند. در این مرجع، مسئلهی برنامهریزی تعمیر و نگهداری به صورت یک مسئلهی بهینهسازی غیرمحدب سههدفه با متغیرهای گسسته مدل شده است. پس از حل این مسئله و بهدست آوردن پاسخهای نامغلوب مسئله، چند پاسخ که مناسبتر میباشند توسط بهرهبردار مستقل سیستم انتخاب شده و به شرکتهای تولیدی اعلام میگردد. سپس شرکتهای تولیدی به طرحی که بیشتر از بقیه مورد موافقتش میباشد رای میدهد و طرحی که بیشتری رای را از شرکتهای تولیدی کسب کرده باشد، به عنوان طرح نهایی انتخاب و به شرکتهای تولیدی ابلاغ میگردد. البته سهم هر شرکت تولیدی در فرآیند رایگیری به پیشنهاد خرید تعمیرات اظهارشده توسط آن شرکت تولیدی بستگی دارد، بنابراین عدالت بین شرکتهای تولیدی رعایت میگردد.
2-4- هماهنگسازی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی و خطوط انتقال
به طور کلی در سیستمهای قدرت دو نوع زمانبندی تعمیر و نگهداری وجود دارد:
زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی
زمانبندی تعمیر و نگهداری خطوط انتقال
از دیدگاه نظری میتوان این زمانبندیها را به صورت مستقل از هم برنامهریزی



قیمت: 11200 تومان

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *