بیضه، سلول، اسپرم، قضیب، هورمون، سرتولی

طی مسیر می کند و سپس منشعب می گردد و تشکیل شبکه پیچک مانند را می دهد. این شبکه ،شبکه مویرگی را ایجاد می نماید که باعث می شود قبل از ورود خون به بافت بیضوی، دمای ان کاهش یابد و خنک شود.(کاظمی و موسوی،1388)
1-1-2- نزول بیضه
در مراحل جنینی، غدد جنسی تمایز نیافته در داخل شکم و نزدیک کلیه ها تشکیل می شوند. در جنس نر، در اتصال به گناد ها، بیضه ها بافت هایی تشکیل می شود که گوبرناکولوم نامیده می شود و انتهای خلفی هر بیضه و به سمت قسمت داخلی کیسه اسکروتوم کشیده می شود. و دراواخر آبستنی، بیضه ها با انقباض گوبرناکولوم به سمت خلف کشیده می شود و از میان حفره ی شکمی خارج می شود. بیضه ها از طریق کانال مغابنی به خارج از محوطه ی شکمی منتقل می شود. کانال مغابنی، مجرایی در میان رشته های عضله مورب خارجی شکمی در ناحیه رانی یا مغابنی است.گوبرناکولوم به همراه بیضه ها و رگ های خونی آن، مجرای دفران و اعصاب از میان کانال مغابنی به داخل اسکروتوم کشیده می شوند و در یک چین مضاعف از صفاق به نام تونیکا واژینالیس پیچیده می شوند. بیضه ها نزول خود را به داخل اسکروتوم در اوایل دوره ی نوزادی اغاز می نمایند و باید در توله ها، در سن 12 هفتگی در بچه گربه ها در 10 تا-12 هفتگی در داخل اسکروتوم قابل ملامسه باشند. نقص در نزول بیضه ها، نهان بیضگی نام دارد. در این حآلت بیضه ها ممکن است در محوطه شکمی یا در میان کانال مغابنی باقی بمانند.(کاظمی و موسوی،1388)

2-1-2-مجرای دفران
اپیدیدیم به صورت مجرایی در داخل بیضه ادامه پیدا می کند مجرای وازدفران نامیده می شود. این مجرا از اسکروتوم به داخل حفره شکمی و از طریق کانال مغابنی همراه با طناب بیضوی عبور می نماید. طناب بیضوی در تونیکا واژینالیس پیچیده شده است و همچنین در بردارنده سرخرگ و سیاهرگ بیضوی و اعصاب بیضوی می باشد. در میان طناب بیضوی قطعه ای عضلانی با منشا عضله مورب داخلی شکم به نام عضله کرمستر وجود دارد. انقباض این عضله بیضه ها را بالا می کشد و در پاسخ به سرما بیضه ها را به بدن نزدیک می سازد و به کمک عضله مستقیم شکمی حفظ درجه حرارت بیضه ها کمک می کند. در زمان انزال،اسپرم های تولید شده در مجاری سمینی فر در طول اپیدیدیم و مجرای دفران به جلو رانده می شود که سپس به میزراه متصل می شوند.در این ناحیه اتصال دیواره های مجاری دفران ضخیم و غده ای می شود.کل این ناحیه توسط غدد پروستات احاطه می شوند.(کاظمی و موسوی،1388)

3_1_2آلت تناسلی
اعمال آلت تناسلی به شرح زیر است:
-هدایت اسپرم و مایعات از بیضه ها به داخل مجرای تناسلی ماده در حین جفتگیری
-هدایت ادرار از مثانه به محیط بیرون از طریق میزراه
میزراه از میان مرکز آلت تناسلی عبور می کند و از مثانه تا نوک آلت تناسلی کشیده می شود. این قسمت میان دستگاه تناسلی و ادراری مشترک است. آلت تناسلی سگ و گربه از نظر اناتومیکی متفاوتند. .(کاظمی و موسوی،1388)
4_1_2سگ نر
آلت تناسلی سگ از کمان ورکی لگن اغاز می شود و در امتداد پرینه و از میان اندام های حرکتی خلفی عبور می کند. میزراه در مرکز قرار می گیرد و توسط لایه ای از بافت غاری ارتجاعی به نام جسم اسفنجی قضیب احاطه شده است.این جسم اسفنجی در داخل پیاز قضیب و در قسمت قدامی و نوک قضیب گسترش یافته و حشفه قضیب را تشکیل می دهد. ساختاری که قضیب را بر می گیرد و باعث اتصال قضیب به قوس ورکی می شود یک جفت توده های بافتی قابل ارتجاع بوده که جسم غاری قضیب نامیده می شود. این اجسام غاری از ریشه ی قضیب در محل اتصالش به قوس ورکی شروع می شوند. میزراه در میان شیاری در میان این دو توده بافتی قرار می گیرد. در میان بافت بدنه قضیب یک استخوان شیار دار وجود دارد که استخوان قضیب نامیده می شود که عمل آن هدایت و کمک کردن به قضیب در ورود به واژن سگ ماده در مراحل اولیه ی جفتگیری و در زمانی است که هنوز عمل نعوظ کامل نشده است. استخوان قضیب سگ نسبت به میزراه حالت پشتی قرار دارد که میزراه از میان شیار سطح زیرین این استخوان عبور می نماید. در این نقطه میزراه نمی تواند متسع شود و این موضوع باعث می شود که محل مناسبی برای انسداد میزراه توسط سنگ -های ادراری شود.
بخش پایینی قضب توسط صفحه پوستی مودار به نام غلاف قضیب پوشیده می شود. این پوست از دیواره پایینی شکم اویزان است و قضیب را می پوشاند و از ان محافظت می نماید. سطح داخلی این غلاف توسط یک لایه مخاطی(غشا مخاطی) مفروش شده است و کاملا توسط غدد لغزنده کننده در بر گرفته شده است. در زمان جفت گیری، پرپیوس به عقب کشیده می شود و حشفه قضیب ظاهر می شود. پس از اتمام جفتگیری ویا نعوظ، عضله جمع کننده قضیب آلت تناسلی را به سمت عقب و به سمت پریپوس می کشد. .(کاظمی و موسوی،1388)

5_1_2 غدد ضمیمه جنسی
عمل غدد ضمیمه ترشح مایعات منی است که وظیفه:
-افزایش حجم انزال به منظور هدایت و عبور اسپرم به داخل مجرای تناسلی ماده
-مهیا نمودن محیط مناسب برای حیات اسپرم
-خنثی نمودن اسیدیته ادرار در میزراه دارد
دو نوع ضمیمه جنسی وجود دارد:
1-غده پروستات :این غده دو لوبه است و بر روی کف استخوان لگن قرار دارد و اطراف میزراه را احاطه نموده است.در سگ پروستات نزدیک گردن مثانه است.در گربه میزراه پیش پروستاتی نسبت به غده حالت قدامی دارد.
بزرگ شدن پروستات ممکن است عبور مدفوع را در حین عبور از راست روده مسدود نماید که راست روده نسبت به این غده در محوطه لگنی، در قسمت پشتی قرار دارد.
2- غده پیازی-میزراهی: در گربه نر وجود دارد. این غده در هر دو طرف میزراه قرار دارد و نسبت به کمان ورکی وضعیت قدامی دارند. .(کاظمی و موسوی،1388)
2_2 اسپرم سازی
اسپرم سازی روند پیچیده ای است که طی آن اسپرماتوزوییدها یا سلول های جنسی نر در بیضه تولید می شوند. اسپرماتوژنز یا اسپرم سازی در سن 4 ماهگی اغاز می شود ولی اسپرم ها تا سن 10 تا-12 ماهگی در انزال ظاهر نمی شوند .
تولید اسپرم تحت تاثیر هورمون های مترشحه از مغز می باشد. هورمون آزاد کننده گنادوتروپین در پایه مغز (هیپو تالاموس) تولید می شود و از طریق سیستم عروقی بخصوصی، به بخش قدامی غده هیپوفیز می رسد.این هورمون مسئول آزاد سازی انتخابی هورمون های دیگر به نام FSH و LH
از غده هیپوفیز پیشین(قدامی)است.(معافی،1386)
آزاد سازی هورمون FSH آهسته و تدریجی است و این هورمون به سلولهای خاصی به نام سرتولی و اسپرماتوگونی متصل می شود آزادسازی هورمون ناگهانی ولی گذراست. این هورمون به سلول هایی به نام لیدیگ یا بینابینی در بیضه متصل می شود. سلول های بینابینی در بین لوله های سمینی فر بیضه که مسئول تولید اسپرم یا سلول جنسی نر هستند، واقع شده اند.
در بیشتر پستانداران روند تولید اسپرم نمی تواند در دمای طبیعی بدن رخ دهد و به همین سبب بیضه ها در کیسه بیضه و در خارج بدن واقع شده اند. سازو کار هایی که بیضه سگ را خنک تر از سایر اعضای بدن نگاه می دارند شامل:
-بیرون بودن بیضه از داخل بدن و قرار گرفتن آن در کیسه بیضه
-عضله ای که در بند بیضه واقع شده (کرماستر) و مسئول تنظیم فاصله بیضه و بدن است.
اسپرمی که تولید می شود نابالغ است و قدرت لقاح تخمک را ندارد. این اسپرم نابالغ وارد سر اپیدیدیم می شود و هنگام عبور از بخشهای مختلف اپیدیدیم بالغ می شود. حرکت اسپرم در اپیدیدیم احتمالا در اثر تولید مداوم اسپرم در بیضه و انقباض عضلات موضعی می باشد. چرخه تولید اسپرم از مرحله تولید تا ظهور اسپرم در انزال، 8 هفته به طول می انجامد که در دو هفته آخر این مدت، اسپرم دوران بلوغ در اپیدیدیم طی می نماید. تولید اسپرم و ترشح منی در طول سال و به طور مداوم ادامه دارد و چنانچه سیستم هورمونی و اعضای تولید مثلی سگ سالم باشد و فعالیت طبیعی خود را انجام دهد سگ نر دایما قدرت جفتگیری دارد و می تواند هر زمان که با سگ ماده فحلی روبرو شود عمل جفت گیری را انجام دهد.(معافی،1386)
1_2_2 فیزیولوژی اسپرم سگ و نحوه آنالیز اسپرم
فیزیولوژِی تولید مثل دام نر شامل تولید اسپرم، انتقال و ورود آن به دستگاه تولید مثل ماده و باروری تخمک می باشد. هر گونه اختلالی در این روند فیزیکی، شیمیایی و بیولوژی می تواند روی باروری تاثیر بگذارد .
اسپرم سازی به وسیله محور هیپوتالاموس–هیپوفیز-بیضه کنترل می شود.
بخشهای لوله ای دستگاه تولید مثل نر شامل اپیدیدیم، وازدفران، میزراه، پروستات و قضیب مسئول بلوغ، ذخیره و انتقال اسپرماتوزوا و مایع منی به دستگاه ماده در طول دوره فحلی می باشد.
بیضه ها در قسمت عقبی شکمی اسکروتوم و خارج از شکم قرار دارد. خارج قرار گرفتن بیضه ها از شکم برای تنظیم دمای بیضه الزامی است، پروسه اسپرم سازی به دمای بالای داخلی بدن حساس است همچنین درجه حرارت به وسیله انتقال گرما بین سرخرگ و سیاهرگ بیضه در محل شبکه عروقی پیچک مانند،کنترل می شود. فعایت غده عرق اسکروتوم، نازکی پوست و مهم تر از همه تغییر موقعیت بیضه ها نسبت به بدن به وسیله ماهیچه کریمستر در تنظیم درجه حرارت نقش دارد.(جانسون،2001)
بیضه ها دارای سه نوع سلول هستند که مسئول تولید اسپرم است: اسپرماتوگونیا، سرتولی و سلول های لیدیگ. سلول های سرتولی و لیدیگ تحت کنترل محور هورمونی هیپوتالاموس-هیپوفیز-بیضه است. هورمون GnRH از هیپوتالاموس آزاد می شود، که این هورمون باعث تحریک ترشح هورمون لوتئینی کننده و هورمون تحریک کننده رشد فولیکول از هیپوفیز می شود. هورمون روی سلول های لیدیگ و سرتولی تاثیر می گذارد، باعث تحریک تولید تستسترون از سلول های لیدیگ و ساخت پروتئین باند شونده به اندروژن و تبدیل تستسترون به استروژن در سلول های سرتولی می شود.(نوکاس،2001)
تستسترون که به گردش خون محیطی آزاد می شود به وسیله احیا کننده ی 5-آلفا در بافت های مختلف مثل پروستات و فولیکول مو به دی هیدرو تستسترون تبدیل می شود و مسئول بروز بسیاری از صفات ثانویه جنسی بخصوص در زمان جنینی می باشد.(جانسون و نوکاس،2001)
بازخورد منفی روی گنادوتروفین ها به وسیله تاثیر مستقیم تستسترون و استروژن روی هیپوتالاموس ایجاد می شود. اینهیبین هورمون دیگری است که توسط سلول سرتولی تولید می شود و به وسیله بازخورد منفی روی هیپوفیز از آزاد سازی FSH جلوگیری می کند.(نوکاس،2001) سلول های سرتولی مسئول حمایت از اسپرماتوزوا هستند، به طوری که مواد غذایی ضروری را تامین می کند و همچنین سلول های هاپلویید از حمله دستگاه ایمنی حفظ می کند. این سد دفاعی، به نام سد خونی-بیضوی برای زنده ماندن و مراحل پیشرفت اسپرماتوزوا ضروری است.(راسل و همکاران1980،وکامبروسیو،2003)
تستسترون مسئول چسبندگی بین اسپرماتوسیت های بالغ و سلول های سرتولی است .(چنگ،2010)
سلول های لیدیگ که با نام سلول های بینابینی نیز شناخته می شوند، از سلول های سرتولی و اسپرماتوگونیا به وسیله غشاء پایه جدا شده اند و توسط بافت پیوندی، لنفاوی و عروقی خونی که ارتباط بسته ای دارند حمایت می شود.(جانسون،2003)
سلول های لیدیگ بافت پیوندی و عروقی قسمتی از بافت بینابینی پارانشیم بیضه است،همانطور که گفته شد از سلول های سرتولی و زایا به وسیله غشاء پایه جدا می شود. اپیتلیوم سمینی فرها، در سمت مخالف غشا پایه قرار دارند و به سه بخش تقسیم می شوند: پایه، عمقی و سطحی.اهمیت این بخش ها در گسترش بیشتر قسمت های اسپرم سازی است. اپیتلیوم سمینی فرها شبکه ای از لوله های به هم پیچیده را تشکیل می دهد که به لوله های وسط بیضه وصل می شوند و ساختمان ماکروسکوپی که مدیاسیتینوم نامیده می شود را تشکیل می دهد.(جانسون،2003) این قسمت، محل اصلی جمع شدن اسپرماتوزوا در بیضه قبل از انتقال به لوله های آوران و به سر اپیدیدیم است.در این جا آخرین مرحله شکل گیری اسپرماتوزوا اتفاق می افتد.
2_2_2 اسپرم سازی
تبدیل سلول های زایا اولیه به اسپرماتوزوا است که قابلیت باروری تخمک را دارند. این پروسه به چندین مرحله تقسیم می شود: میتوز، میوز، اسپرمیوژنر.(هس و همکاران،2008 و ونگ و همکاران،2009)
در طول میتوز سلول های ابتدایی نوع اسپرماتوگونیا A تقسیم و ذخیره سازی می شود به این وسیله بر مرگ سلولی ناشی از مواد طبیعی غلبه می کنند. بنابرین سلولهای اولیه زایا برای تولید اسپرم در طول زندگی وجود دارند. بعضی از سلول های نوع A برای تولید تستسترون انتخاب می شوند. نوع B اسپرماتوگونیا به میتوز خود ادامه می دهند و در آخرین میتوز تبدیل به اسپرماتوسیت اولیه می شوند.(هس و همکاران،2008)
تقسیم میوز در مرحله لپتوتن شروع می شود و در این زمان اسپرماتوسیت به سد خونی بیضه ای یا محل اتصال سلول های سر تولی متصل می شود از قسمت های عمقی اپیتلیوم سمینی فرها عبور می کند.(نوکاس،2001 و هس و همکاران،2008)
میوز1 شبیه به میتوز یک اسپرماتوسیت ثانویه دیپلویید تولید می کند و میوز 2 که در پشت سد خونی بیضه ای اتفاق می افتد اسپرماتوسیت هاپلویید که اکنون از سلول های دیگر بدن از نظر آنتی ژنی متفاوت است تولید می کند. به این ترتیب 4 سلول اسپرماتید از یک سلول اسپرماتوسیت اولیه تولید می شود.
اسپرم سازی به 4 مرحله تقسیم می شود: گلژی، ظرفیت پذیری، اکروزومال و بلوغ. در فاز گلژی، لوله های گلژی آنزیم های ضروری برای بلوغ سیستم اکروزوم را تولید می کنند و موقعیت آن را در بالای هسته اسپرم مشخص می شود.(هس و همکاران،2008) مرحله بعدی، ظرفیت پذیری است، در این مرحله اکروزوم با هسته تماس پیدا می کند و یک سوم طول هسته را می پوشاند. در ادامه فاز اکروزومال، که مهاجرت سیستم اکروزومال به سطح شکمی اسپرماتید است. آخرین مرحله اسپرم سازی، نازک شدن اکروزوم و مهاجرت است که قسمت بیشتر هسته را می پوشاند جمع شدن هسته ادامه پیدا می کند و سیتوپلاسم زیادی توسط سلول های سرتولی فاگوسیت می شود. همچنین در این مرحله سانترول ها در طول دم قرار می گیرند.(هس و همکاران،2008)
زمان اسپرم سازی بستگی به سلول ها و یا مرحله چرخه اسپرم سازی دارد. از آنجایی که سلول های سرتولی مراحل مختلف اسپرماتوسیت ر

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *