اکولوژیک، ای)، سرزمین، (4، جهرم، (با

روش کیفی-کمی در مقایسه با کاربری فعلی 172
جدول 4-29: میانگین وزنی درجه توان در معیارهای موثر بر کشاورزی آبی 174
جدول 4-30: میانگین وزنی درجه توان در معیارهای موثر بر کشاورزی دیم 175
جدول 4-31: میانگین وزنی درجه توان در معیارهای موثر بر مرتعداری 176
جدول 4-32: میانگین وزنی درجه توان در معیارهای موثر بر جنگلداری 178
جدول 4-33: میانگین وزنی درجه توان در معیارهای موثر بر توسعه شهری و صنعتی 179
جدول 4-34: میانگین وزنی درجه توان در معیارهای موثر بر اکوتوریسم (متمرکز) 180
جدول 4-35: بهترین روش ارزیابی توان اکولوژیک بر اساس شرایط کالیبره و بدون کالیبره مدل های کاربری و میزان توافق آن ها بر اساس ضریب کاپا 184
جدول 4-36: اولویت روش های بررسی شده برای ارزیابی توان اکولوژیک منطقه مطالعاتی با در نظر گیری بهترین دقت 186
فهرست شکل ها و تصاویر
عنوان و شماره صفحه
شکل 1-1: نحوه ارتباط مشکلات زیست محیطی و علل آن 17
شکل 3-1: موقعیت شهرستان جهرم در استان فارس 44
شکل 3-2: نحوه نمونه گیری از طبقات ماتریس خطا برای طبقات مهم نسبت به سایر طبقات 84
شکل 4-1: نقشه توان اکولوژیک کشاورزی آبی (بدون در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) با مدل مخدوم 113
شکل 4-2: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کاربری کشاورزی آبی (بدون در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) با روش های مبتنی بر میانگین (4 طبقه ای) در شهرستان جهرم 114
شکل 4-3: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک کشاورزی آبی (4 طبقه ای) (بدون در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) 115
شکل 4-4 : درصد طبقات توان در روش ارزیابی کشاورزی آبی با مدل مخدوم (7 طبقه ای) 116
شکل 4-5 : نقشه های توان اکولوژیک کشاورزی آبی (با در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) با روش حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و کالیبره آن 119
شکل 4-6: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کشاورزی آبی (با در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) با روش های مبتنی بر میانگین (4 طبقه ای) در شهرستان جهرم 120
شکل 4-7: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک کشاورزی آبی (4 طبقه ای) (با در نظر گیری شاخص های خشکسالی و تخریب منابع آب) 121
شکل 4-8: نقشه های توان اکولوژیک کشاورزی دیم با روش مخدوم، حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و در نهایت کالیبره آن 124
شکل 4-9: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کشاورزی دیم با روش های مبتنی بر میانگین (4 طبقه ای) در شهرستان جهرم 125
شکل 4-10: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک کشاورزی دیم (4 طبقه ای) 126
شکل 4-11 نقشه توان اکولوژیک کاربری مرتعداری (با در نظر گیری معیار توپوگرافی) با مدل مخدوم
129
شکل 4-12: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کاربری مرتعداری (با در نظر گیری معیار توپوگرافی) با روش های مبتنی بر میانگین (4 طبقه ای) در شهرستان جهرم 130
شکل 4-13: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک مرتعداری (4 طبقه ای) با در نظر گیری معیار توپوگرافی 131
شکل 4-14: نقشه های توان اکولوژیک مرتعداری حفاظتی (بدون در نظر گیری معیار توپوگرافی) با روش حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و کالیبره 134
شکل 4-15: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک مرتعداری حفاظتی(4 طبقه ای) بدون در نظر گیری معیار توپوگرافی 135
شکل 4-16: نقشه توان اکولوژیک جنگلداری تجاری با مدل مخدوم 138
شکل 4-17: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک جنگلداری تجاری با روش های مبتنی بر میانگین (4 طبقه ای) در شهرستان جهرم 139
شکل 4-18: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (4 طبقه ای) جنگلداری تجاری 140
شکل 4-19: درصد طبقات توان در روش ارزیابی جنگلداری تجاری با مدل مخدوم (7 طبقه ای) 140
شکل 4-20: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک جنگلداری حفاظتی (با تغییر دامنه توپوگرافی) با روش های مبتنی بر میانگین (4 طبقه ای) در شهرستان جهرم 143
شکل 4-21: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (4 طبقه ای) جنگلداری حفاظتی (با تغییر دامنه توپوگرافی) 144
شکل 4-22: نقشه های توان اکولوژیک جنگلداری حفاظتی (با حذف توپوگرافی) با روش حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و کالیبره 147
شکل 4-23: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (4 طبقه ای) جنگلداری حفاظتی (با حذف توپوگرافی) 148
شکل 4-24: نقشه های توان اکولوژیک کاربری توسعه با روش مدل مخدوم، حداکثر محدودیت، میانگین حسابی، میانگین هندسی و کالیبره 151
شکل 4-25: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک کاربری توسعه با روش های مبتنی بر میانگین (3 طبقه ای) در شهرستان جهرم 152
شکل 4-26: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (3 طبقه ای) کاربری توسعه 154
شکل 4-27: نقشه های توان اکولوژیک اکوتوریسم متمرکز با روش های مختلف 156
شکل 4-28: مقایسه درصد معیار های موثر در توان اکولوژیک اکوتوریسم متمرکز با روش های مبتنی بر میانگین (3 طبقه ای) در شهرستان جهرم 158
شکل 4-29: مقایسه درصد طبقات توان در روش های ارزیابی توان اکولوژیک (3 طبقه ای) اکوتوریسم متمرکز 159
شکل 4-30: نقشه توان اکولوژیک اکوتوریسم گسترده با روش مخدوم 160
شکل 4-31: درصد طبقات توان در روش ارزیابی توان اکولوژیک اکوتوریسم گسترده با روش مخدوم (3 طبقه ای) 160
شکل 4-32: نقشه توان اکولوژیک حفاظت محیط با روش مخدوم 161
شکل 4-33: درصد طبقات توان در روش ارزیابی توان اکولوژیک حفاظت محیط با روش مخدوم (3 طبقه ای) 162
شکل 4-34: نقشه آمایش سرزمین با روش های مخدوم و اصلاح شده (کیفی، کمی4 و 2 سناریو) 169
شکل 4-35: نقشه آمایش سرزمین با روش کیفی-کمی (2 سناریو) 170
شکل 4-36: مقایسه نقشه آمایش سرزمین با شرایط فعلی منطقه مورد مطالعه (روش کیفی-کمی) 173
فصل اول
مقدمه
نادرستی استفاده از سرزمین بدین معنی است که از زمین و آب به اندازه توان یا پتانسیل آن استفاده نمی شود. به طور خیلی ساده آنکه در اینگونه موارد در سرزمینی کشاورزی صورت می گیرد که توانی برای تولید فرآورده های کشاورزی ندارد. در زمینی خانه سازی می شود که برای خانه سازی مناسب نیست. در دامنه کوهی مرتعداری یعنی چرای دام انجام می پذیرد که توان تولیدی برای این کار ندارد. در سرزمینی تفرجگاه دایر می شود که برای این کار مناسبتی ندارد. ندانم کاری در رابطه با نوع استفاده از سرزمین دست به دست مدیریت غلط یا روش بهره برداری نادرست داده و باعث استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین گردیده است. به طور کلی می توان چنین نتیجه گیری نمود که بانی کاهش بیش از اندازه منابع، استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین است.
سرزمین یک منبع محدود و آسیب پذیر است، اما بسیاری از سودمندی های آن اگر بیجا از آن استفاده نشود، ابدی و قابل تجدیدند. خوشبختانه انسان متمدن به فکر چاره جویی افتاده است. از اواخر قرن میلادی گذشته انسان به این نکته پی برد که برای آنکه بخواهد بهره برداری با صرفه اقتصادی و مستمر از سرزمین داشته باشد، بهتر است که روند بهره برداری را در یک چارچوب برنامه ریزی شده به نام طرح مدیریت به اجرا گذارد. از آن زمان به تدریج طرح های جنگلداری، مرتعداری، شهرسازی و مدیریت شهر و شهرک، مدیریت کشاورزی، دامداری، دامپروری، مدیریت شیلات و آبزی پروری، پارکداری و مدیریت توسعه در جهان پا گرفت (مخدوم،1378).
از اینرو میتوان دریافت که رویــــکرد نـوین جهان متمدن را باید حرکت از «محیط زیستی اقتصادی» به سوی «اقتصادی زیست محیطی» و متکی بر تولید دانش‌، به عنوان منبعی‌ جهانی‌ برای‌ توسعه ‌پایدار دانست (غریبی، 1379)؛ رویکردی که لزوم تقویت و حمایت از نگاهی همهجانبهنگر را به وسیله همیاری و تعامل میان رشتهای بین متخصصین منابع طبیعی و محیطزیست با کارشناسان و نخبگان حوزه اقتصادی و دولتمردان حوزه سیاست بیش از پیش مورد تأکید قرار داده و از جمله ضروری ترین لوازم تضمین توسعه پایدار برمیشمرد. به دیگر سخن، امروزه تنها هنگامی میتوان از مزیتهای اقتصادی سرزمین یاد کرد که آن مزیتها از غربال ارزش های زیست محیطی گذر کرده باشند و ارزش افزوده حاصل از فعالیت ها و برنامههای اقتصادی به کاهش اندوختههای طبیعی و تشدید دامنه آسیبپذیری آنها منجر نشود. از آن روست که اجرای طرح هایی نظیر مدیریت جامع زیست محیطی در پارههایی از گران سنگترین زیستگاه های زمینی اهمیت مییابد. از سوی دیگر بسیاری از جوامع انسانی از سرآغازی دیرینه تا امروز با زیستبوم طبیعی خویش دارای پیوندهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تنگاتنگ، با ابعادی چندگانه و تودرتو بودهاند. پیوندهایی که امکان گسستن آنها به بهانه دسترسی به اهداف حفاظت نه درست است و نه امکانپذیر می نماید.
بنابراین میبایست سازوکارها و تمهیداتی اندیشید که با اعمال آنها بر سرزمین، هم موجودیت طبیعی آن و هم کیفیت زیست تمامی زیستمندانش، به ویژه انسان، به صورتی پایدار تضمین شود. به کلامی روشنتر، مسأله اساسی یا پندارینه بنیادین مجموعه مطالعات حاضر این است که چگونه میتوان به چارچوب یا ریختارهای علمی، عملی و پایدار رسید که به موجب آن تأمین نیازهای مشروع انسانی با موجودیت طبیعت و دیگر زیستمندان آن کم ترین تنش و تضاد را به همراه داشته باشد. دریافتی که به نوبه خویش هم اهمیت و هم دشواری و پیچیدگی ناهمتای طرح هایی نظیر طرح پیش رو را آشکارا نشان داده و ثابت میکند که تحقق آنها تا چه اندازه به دانشی به روز و میانرشتهای و مهم تر از آن حمایت ها و هماهنگیهایی فرا بخشی، ملّی و منطقهای مبتنی بر ارادهای خردمند و معطوف به عالیترین سطوح قدرت و تصمیمگیری نیازمند است.
تعاریف کلی، مفهومی و اصطلاحات علمی

سرزمین
واژه سرزمین بیان گر یک تعداد از پارامترهای سطحی و یا نزدیک به سطح کره زمین شامل اقلیم، خاک، زمین سیما، هیدرولوژی سطحی، لایه های رسوبی، آب زیر زمینی و دخایر ژئوهیدرولوژیکی وابسته به آن، جمعیت جانوری و گیاهی و … است که برای انسان اهمیت دارد. این پارامترها به طور انفرادی و همچنین در رابطه با یکدیگر با هم متفاوتند (مخدوم،1378؛ فائویونپ،1997). وجود چنین تفاوت هایی است که ویژگی های سرزمین های مختلف را سبب می شود. مجموعه این پارامترها را منابع طبیعی یا منابع اکولوژیکی می نامند (استوارت،1968).
کاربری اراضی
کاربری اراضی بیانگر فعالیت های اقتصادی صورت گرفته و در حال انجام توسط انسان، و به منظور تولید، تغییر و یا نگهداری از یک نوع پوشش اراضی می باشد (گرگوریو و جانسن، 1998) که یک ارتباط مستقیم بین پوشش زمین و فعالیت های انسان در سرزمین ایجاد می کند. کاربری اراضی به دو دسته کاربری انسان ساخت (کشاورزی، شهر و …) و کاربری منابع طبیعی (جنگل، مرتع و …) طبقه بندی می شود. پوشش اراضی نیز بعنوان پوشش فیزیکی- زیستی در سطح کره زمین تعریف میشود (گرگوریو و جانسن، 1998). تنوعی که در مطالعات آمایش و ارزیابی تناسب اراضی وجود دارد بخاطر اینست که واژه ” کاربری اراضی” مفاهیم متفاوتی دارد و این مسئله خیلی اهمیت دارد که یک تمایز بین دو مفهوم کاربری و پوشش اراضی ایجاد نماییم. اما بهر حال در این تحقیق مفهوم “استفاده” آن مورد نظر است (بریاسولیس، 2003 ؛ چاپین و کایسر،1979). علاوه بر این کاربری اراضی بسته مقیاس مکانی معانی متفاوتی دارد. مثلا در مقیاس های بزرگ، معمولا مفهوم استفاده از منبع و در مقیاس شهری مفهوم استفاده بالقوه از سطح زمین برای مکان یابی فعالیت های متفاوت، را تداعی می کند (چاپین و کایسر،1979).
توان بالفعل
توانایی ظرفیت کنونی سرزمین با توجه به محدودیت های موجود برای انواع کاربردهای اصلی می باشد.
توان بالقوه
توانایی و ظرفیت سرزمین در آینده و پس از انجام عملیات عمرانی یا بهبود سرزمین و رفع یا کاهش محدودیت های قابل اصلاح می باشد.
ارزیابی توان اکولوژیک محیط
تعیین یا پیش بینی قدرت بالفعل و یا نوع کاربرد طبیعی سرزمین است.
آمایش سرزمین
نیازهای اساسی ما از جمله غذا، آب، پوشاک، سوخت و سرپناه باید از زمینی برآورده شود که عرصه آن محدود است. همان قدر که جمعیت و نیازهایش افزایش می یابد منابع سرزمینی نیز به همان میزان کمیاب می شود. زمین در مواجهه با تقاضاهای جدید باید تغییر کند، در حالی که این تغییر باعث باعث ایجاد چالش جدیدی بین انواع بهره برداری از سرزمین و همچنین میان منافع فردی بهره برداران سرزمین و منافع عمومی می شود. ﺁﻣﺎﻳﺶ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﻓﻌﺎلیت های ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺍﺯ ﻛﻠﻴﻪ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﻓﻀﺎﻳﻲ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻣﺎﺩﻱ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻱ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ (ﻣﺨﺪﻭﻡ،1378).
ﺁﻣﺎﻳﺶ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻧﻮﻉ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪﻛﻠﻴﻪ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﺍﻛﻮﻟﻮﮊﻳﻚ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ و در یک فرآیند ارزیابی تناسب اراضی، مناسب (بهینه) ترین الگوی مکانی بر حسب اولویتها، نیازهایی خاص و … برای کاربری های آینده تعیین می گردد (کولینز و همکاران، 2001؛ هاپکینز، 1977). ﺑﺎ ﻋﻠﻢ ﺁﻣﺎﻳﺶ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭﻱ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﻛﺮﺩ. مختصر اینکه آمایش سرزمین یک سازمان دهی ساده فضای جغرافیای ملی و منطقه ای نیست.کار کارشناس آمایش مانند کار هنرمند نقاش است که با در هم رنگ آمیزی رنگ ها، تصویری هماهنگ، موزون و زیبا پدید می آورد. او نیز با در هم آمیزی برنامه ریزی شده و عقلایی عوامل طبیعی، اقتصادی و انسانی در پهنه سرزمین، امکانات و تسهیلات و ساختارها و نظامهای مطلو

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *