اثربخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی- قسمت 8

ب نمونه با اجرای تست افسردگی بک، افرادی که به افسردگی مبتلا بودند گزینش شد، و سپس از بین آن ها ٢٠ نفر به طور تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش به مدت ٨ جلسه تحت روش معنادرمانی گروهی قرار گرفت. پس از اتمام دوره درمانی هر دو گروه مجددا مورد آزمون فوق قرار گرفتند . برای تجزیه و تحلیل داده¬ها از آزمون کوواریانس، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون معناداری ضریب همبستگی استفاده شده است. روش معنادرمانی در بهبود افسردگی گروه آزمایش تأثیر داشت، به نحوی که نمرات افسردگی گروه آزمایش از 8/20 در پیش¬آزمون به 6/20 در پس آزمون کاهش یافت. بنابراین می¬توان گفت که معنادرمانی گروهی به عنوان روش توانبخشی در بهبود افسردگی سالمندان تأثیر بسزایی دارد و لازم است توجه بیشتری به درمان¬های غیردارویی مؤثر در کاهش افسردگی سالمندان شود.
صادقی (1389) پژوهشی با هدف تعیین اثر بخشی آموزش گروهی غنی¬سازی زندگی زناشویی بر رضایت و صمیمیت زناشویی اجرا گردید. به این منظور از میان داوطلبانی که جهت شرکت در کارگاه، پس از اعلام عمومی ثبت نام کرده بودند، سی زوج به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. برای هر گروه قبل از برگزاری جلسات آزمون‏های رضایت زناشویی انریچ و صمیمیت زناشویی(اولیاء، فاتحی زاده و بهرامی، 85) اجرا گردید. برای گروه آزمایش، آموزش غنی¬سازی زندگی زناشویی در هفت جلسه نود دقیقه‏ای اجرا شد و گروه دوم هیچ آموزشی را دریافت نکرد. جلسات با فاصله زمانی یک هفته برگزار گردید. بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه پس از آن، ارزیابی‏های مرحله پس¬آزمون و پیگیری با استفاده از همان آزمون‏ها انجام گرفت. سرانجام با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‏گیری مکرر نتایج تحلیل شد. بر اساس فرضیه‏های تحقیق، آموزش غنی¬سازی زندگی زناشویی، رضایت و صمیمیت زوجین را در پس-آزمون و پیگیری افزایش داد. نتایج نشان داد که بین گروه‏های آزمایش و کنترل در صمیمیت و رضایت زناشویی(p<0/01) معنا دار بود. گرفمی و همکاران (1388) پژوهشی با هدف بررسی اثر بخشی معنادرمانی به شیوه گروهی بر کاهش نشانگان مشکلات روانی زنان مبتلا به سرطان سینه، انجام داد. برای این منظور 24 نفر از بیماران مبتلا به سرطان سینه که تحت شیمی¬درمانی در بیمارستان رسول اکرم رشت قرار داشتند، به شیوه ی نمونه¬گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل کاربندی شدند، سپس گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای مشاوره گروهی به شیوه معنادرمانی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که معنادرمانی به شیوه گروهی سبب کاهش اختلالات روانی از جمله شکایات جسمانی، حساسیت در روابط بین فردی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری و ترس مرضی شده است. قنبری هاشم آبادی و همکاران( 1391) پژوهشی تحت عنوان بررسی ارتباط ادراک از خدا با خودپنداره و خودکارآمدی با توجه به متغیرهای فردی در میان دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد انجام گردید. با استفاده از گروه نمونه¬ای به حجم 455 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی که به شیوه تصادفی انتخاب شده بودند آزمون¬های ادراک خدا (لاورنس، 1997)، خودپنداره راجرز (1951) و خودکارآمدی عمومی (نظامی و همکاران، 1996) اجرا گردید. داده¬ها توسط ضریب همبستگی پیرسون، اسپیرمن و ایتا و آزمون خی دو تحلیل گردید. یافته¬ها ضمن تایید خصوصیات روان¬سنجی آزمون ادراک خدا، بین احساس خودکارآمدی و خرده مقیاس¬های حضور، پذیرش، خیرخواهی، تاثیر و کل نمره ادراک خدا ارتباط معنی¬دار یافته شد. بین خودپنداره و خرده مقیاس¬های حضور، چالش، پذیرش، خیرخواهی، تاثیر، مشیت و کل نمره ادراک خدا ارتباط معنی¬دار نشان داد. نتایج همچنین بیان کرد که بین ادراک خدا و وضعیت مذهبی خانواده ارتباط معنی¬داری وجود دارد. نتایج این پژوهش همچنین نشان داد ادراک خدا با خودپنداره و احساس خودکارآمدی، دو متغیر مهم روانی، در ارتباط است. بهاری و همکاران(1390) در پژوهش خود که با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت¬های ارتباط همسران بر کاهش تعارض زناشویی انجام شد پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش¬آزمون – پس¬آزمون با گروه کنترل و نمونه¬گیری در دسترس و جایگزینی تصادفی بود. جامعه آماری 440 زوج مرکز مداخله در بحران شهر اصفهان در سال 1387 بود. 30 زوج به طورتصادفی در دو گروه جایگزین شدند. زوج¬های گروه مداخله طی دو ماه هشت جلسه دو ساعته مهارت¬های ارتباط همسران را آموزش دیدند. یافته¬ها نشان دادند که بین میانگین نمرات پس آزمون زوج¬های گروه مداخله و گروه گواه تفاوت معنادار وجود دارد . همچنین نشان دادند که این برنامه درکاهش واکنش-های هیجانی، جلب حمایت فرزندان، رابطه با اقوام و دوستان خود و میزان کلی تعارض زناشویی زوج¬های متقاضی طلاق موثر بوده است. دهقانی فیروز آبادی و آرین (1388) پژوهشی به منظور، بررسی اثربخشی خودگوئی¬های درونی مثبت بر افزایش میزان باورهای خودکارآمدی عمومی زنان انجام گرفته است. ابزاری که در این پژوهش مورد استفاده قرارگرفته است، مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE) شرر و همکاران (1982) است . جامعه آماری پژوهش، زنان متأهل مراجعه کننده به مرکز آموزش خانواده کمیته امداد امام خمینی(ره) غرب استان تهران بودند. از بین مراجعه کنندگانی که پس از فراخوان مرکز در تیرماه 86، داوطلب شرکت در دوره آموزشی شدند، پس از مصاحبه اولیه وکسب اطمینان از علاقه و تعهد آنها نسبت به شرکت در تمام جلسات، 24 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند که در دو گروه 12نفر کنترل و آزمایش به صورت تصادفی جایگزین شدند. سپس اعضای دو گروه به پرسش¬نامه خود کارآمدی عمومی پاسخ دادند. آنگاه گروه کنترل در نوبت انتظار قرار گرفته و گروه آزمایش طی 8 جلسه یک ساعت و نیمی در برنامه آموزش خودگوئی های درونی مثبت برمبنای مفاهیم مکتب شناخت درمانی شرکت کردند. پس از آن، از هردوگروه پس¬آزمون به عمل آمد و داده¬های حاصله توسط آزمون t برای مقایسه میانگین¬های دو گروه مستقل مورد تجزیه و تحلیل واقع گردید. نتیجه پژوهش نشان داد که آموزش خودگویی¬های مثبت در افزایش میزان باورهای خودکارآمدی عمومی زنان مورد نظر مؤثر بوده است. بخشایش و مرتضوی(1388) به بررسی رابطه رضایت جنسی، سلامت عمومی و رضایت زناشویی در زوجین پرداخت. روش پژوهش از نوع همبستگی چند متغیری بود که 50 زوج به روش نمونه¬گیری در دسترس از میان زوجین ساکن یزد انتخاب شدند. یافته¬ها نشان دادند همبستگی بین رضایت جنسی ورضایت زناشویی مثبت است . اما این دو متغیر با سلامت عمومی رابطه ندارند . همچنین تفاوت زنان و مردان (زن و شوهرها) از لحاظ این متغیرها معنادار نبود . رابطه میزان تحصیلات بارضایت جنسی معنادار بود، ولی با رضایت زناشویی و سلامت عمومی معنادار نبود . رابطه مدت زمان ازدواج با رضایت زناشویی و سلامت عمومی زوجین معنادار نبود،. اما با رضایت جنسی رابطه معنادار و معکوس است. پورابراهیم و رسولی (1387) در مطالعه¬ای با عنوان اثربخشی معنادرمانی گروهی بر کاهش افسردگی و ارتقای معنای زندگی در زنان سالمند ، که در یک نمونه 30 نفره از زنان بالای 65 سال مقیم آسایشگاه قدس تهران انجام شد، که پس از اجرای آزمون افسردگی سالمندان و آزمون معنای زندگی افرادی که نمره 15یا بالاتر در آزمون افسردگی سالمندان کسب کردند به روش تصادفی ساده انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمایشی و گروه گواه جایگزین شدند. پس از معنادرمانی گروهی مجددا آزمون های مذکور اجرا و برای تجزیه و تحلیل یافته ها از آزمون آماری تحلیل کواریانس استفاده شد . نتایج نشان داد گرچه افسردگی گروه آزمایش پس از اجرای روش درمانی کاهش یافته است اما این کاهش، بین گروه¬های گواه و آزمایش معنی¬دار نیست در حالی که در ارتقای معنای زندگی، بین گروه¬های آزمایش و گواه تفاوت معنادار بود. خانه یی (1386) در پژوهش خود به بررسی اثربخشی درمان گروهی با رویکرد تحلیل محاوره ای برن( TA) بر افزایش ابراز احساسات و رضایت زناشویی در بین زنان شهر تهران پرداخته شده است . پژوهش از نوع تحقیق آزمایشی و روش نمونه¬گیری تصادفی و خوشه¬ای چند¬مرحله بود . از بین نواحی آموزش و پرورش استان تهران منطقه 4 و سپس از بین دبیرستان¬های منطقه مذکور یک دبیرستان بطور تصادفی انتخاب گردید . بعد از گرفتن آزمون از 90 نفر، 24 نفر نمونه بصورت تصادفی انتخاب شد که 12 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند . درابتدا ازهر دو گروه آزمون¬های ابراز احساسات و رضایت زناشویی بعمل آمد . سپس گروه آزمایش تحت 12 جلسه درمان گروهی با رویکرد تحلیل محاوره ای (TA) قرار گرفتند و بعد از انجام درمان گروهی(TA) وضعیت ابراز احساسات و رضایت زناشویی دو گروه مورد آزمون قرارگرفت . سپس یکماه بعداز آخرین جلسه گروهی باردیگر هر دو آزمون برای پی¬گیری از گروه آزمایش گرفته شد . آنگاه داده¬ها مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته، برای گرد¬آوری اطلاعات و سنجش رضایت زناشویی از پرسشنامه 47 سؤالی رضایت زناشویی انریچ استفاده شد و جهت آزمودن ابراز احساسات افراد گروه¬ها از پرسشنامه 34 سؤالی و ابراز احساسات که توسط محمد امینی قمی ساخته شده استفاده شده است . پس از تحلیل داده های آماری از آزمون( t) و برای نرمالیتی کردن پیش¬آزمون¬ها در گروه¬های آزمایش و گواه از آزمون کالموگروف – اسمیرنف استفاده شد و مشخص گردید که درمان گروهی با رویکرد تحلیل محاوره ای (TA ) بر شیوه¬های صحیح ابراز احساسات و رضایت زناشویی تأثیر مثبت داشته است. خدایاری‌فرد و همکاران (1386)، رابطه نگرش مذهبی با رضایت¬مندی زناشویی را در دانشجویان متأهل دانشگاه تهران بررسی کرده¬اند. گروه نمونه این پژوهش شامل 156 دانشجوی متاهل دانشگاه تهران بودند که به روش نمونه¬گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش مقیاس نگرش مذهبی خدایاری فرد و همکاران (1385) و مقیاس سازگاری زناشویی اسپنیر (1976) بود. آزمون ضرایب همبستگی نشان داد که بین نگرش مذهبی و رضایت-مندی زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از بین چهار خرده مقیاس سازگاری زناشویی، نگرش مذهبی بیشترین رابطه را با رضایت دو نفری نشان داد. بر اساس یافته¬های پژوهش حاضر، خانواده درمان¬گرها می¬توانند نقش باورهای مذهبی را هم در بروز و هم در حل اختلافات زناشویی، به عنوان عاملی مهم در نظر بگیرند. در پایان نیز همسوئی و عدم همسوئی یافته¬ها مورد بحث واقع شده است. حمیدی و همکاران(2013) به منظور بررسی تاثیر معنا درمانی بر رضایت زناشویی زنان متاهل شهر تهران مطالعه¬ای را انجام دادند. نمونه¬ای به حجم 78 نفر از زنان متاهل شرکت کننده در کلاس¬های مهارت¬های زندگی در تهران، به طور تصادفی انتخاب شد و به دو گروه آزمون و کنترل هر کدام با 39 نفر تقسیم گردید. داده¬ها با استفاده از پرسش¬نامه رضایت زناشویی انریچ جمع¬آوری شد. گروه آزمایش 14 هفته مورد مداخله قرار گرفت. سپس مجدداً مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده¬ها نشان داد که معنادرمانی باعث افزایش رضایت زناشویی می¬شود. احمدی، آزاد مرزآبادی. نبی پور اشرفی. (2008) پژوهشی با عنوان تاثیر مذهب بر رضایت زناشویی، انجام دادند. این مطالعه بر روی 660 زن متاهل انجام شد. نتایج نشان داد هرچه افراد معنویت بالاتری داشته باشند در روابط زناشویی بهتر بوده و رضایت زناشویی افزایش می¬یابد. 2-6-2- پیشینه¬های تحقیقاتی خارج از کشور مدنیان و همکاران(2014) پژوهشی با هدف بررسی مدلی برای رضایت زناشویی دانشجویان ایرانی متاهل در مالزی ، انجام دادند. 47 دانشجوی متاهل ایرانی ساکن در مالزی در این تحقیق شرکت کردند. جمع¬آوری داده¬ها توسط ابزار رضایت زناشویی که توسط نویسنده بر اساس دانشجویان متأهل ایرانی در مالزی طراحی شد، انجام گردید. مدل رضایت زناشویی 10 عامل را موثر بررضایت زناشویی این دانشجویان شناسایی کرد. مؤثر¬ترین عامل در رضایت زناشویی برای این جمعیت بسیاری از مسائل کودکان است در حالی که کمترین عامل رابطه جنسی بود. . در این تحقیق پیشنهاد به ازدواج مهاجرین با افراد از فرهنگ خودشان گردید. کانگ (2013 ) پژوهشی با عنوان تاثیر معنادرمانی بر معناداری زندگی و افسردگی نوجوانان، در کره انجام گردید. این پژوهش بر روی 142 دانش آموز انجام شد. این برنامه به نام "عمر گرانبهای من" یک جلسه در هفته برای مدت پنج هفته اجرا گردید. دانش¬آموزان در گروه تجربی (70 نفر) و گروه شاهد (72) قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده¬ها نشان داد که معنای زندگی و احترام به زندگی در گروه آزمون به طور قابل توجهی افزایش یافته و افسردگی شرکت کنندگان به طور قابل توجهی کاهش یافته است. خالدین و همکاران(2013) پژوهشی با عنوان بررسی تاثیر معنا¬درمانی بر امید به زندگی افراد درگیر پدیده آشیانه خالی، انجام شد. جامعه آماری عبارت است از تمام مردان و زنان از شهر قروه که فرزندان آنان را ترک کرده¬اند و جدا از آنها بوده است. حجم نمونه از 24 نفر که با استفاده از روش در دسترس از روش نمونه¬گیری تصادفی انتخاب شده بودند. به منظور جمع¬آوری اطلاعات از پرسش¬نامه امید به زندگی اسنایدر استفاده گردید این پژوهش نیمه¬تجربی از نوع پیش-آزمون و پس¬آزمون با گروه کنترل است. برای تجزیه و تحلیل داده¬ها از آمار استنباطی و توصیفی (آزمون تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته¬ها نشان داد که معنادرمانی بر افزایش امید به زندگی در سندرم آشیانه خالی موثر است. کلانترکوشه(2012) در پژوهشی تاثیر آموزش مسایل وجودی بر ارتباطات زناشویی را در زنان ایرانی مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش 60 زن از زنان متاهل در ایران به صورت تصادفی برای گروه آزمون و شاهد انتخاب شدند. در طول پنج جلسه، گروه آزمون بر اساس مسائل وجودی آموزش روان¬شناختی دریافت کرد. نتایج این مطالعه نشان داد پیشرفت¬های قابل توجهی در ارتباطات زناشویی گروه آزمون به وجود آمد. ربیکا و جیاکینگ(2011) در مطالعه¬ای با عنوان بررسى رابطه مراقیت از بیمار، معنى در زندگی و رضایت از زندگی که بر روی 519 افراد مسن در یک جامعه آسیایی انجام شد، دریافتند که فراگیرى روش¬هاى معنى در زندگى به طور قابل توجهى با افزایش خشنودى و رضایت از زندگى رابطه دارد. آرنو و همکاران(2010) مطالعه¬ای با عنوان معنا، امید و رشد روانی انجام شد. از آزمودنی¬ها خواسته شد برای تکمیل اقدامات از معنای شخصی، توسعه روانی، و دو اقدامات از امید . تجزیه و تحلیل همبستگی نشان داد که ارتباط قابل توجه بین معنا، سطح رشد روانی، و امید. اگر چه مقایسه نمرات در هر چهار اقدامات همبستگی آماری معنی¬دار، مقیاس امید به طور مداوم همبستگی بالاتر با دو اقدامات دیگر از نمرات از مقیاس امید اسنایدر تولید می¬شود. این نتایج نشان می¬دهد که مقیاس امید، که شامل یک جزء روحانی، ممکن است بهتر است به ساختارهای معنا و توسعه موفقیت آمیز روانی، که همچنین منعکس کننده یک حس یکپارچگی. باتوجه به تعداد زیادی از همبستگی آماری معنی¬دار بین معنا و توسعه روانی، این روابط نیز در سطح چند متغیره با استفاده از تجزیه و تحلیل همبستگی کانونی مورد بررسی قرار گرفت. کانگ و همکاران (2009) پژوهشی با هدف بررسی اثر یک برنامه آموزش معنادرمانی بر درد و رنج، پیدا کردن معنا و سلامت معنوی کودکان دارای سرطان، اجرا گردید. نمونه¬ای از 29 کودکان مبتلا به سرطان انجام شد. گروه تجربی ( 17 نفر) در برنامه آموزش معنادرمانی که از 5 جلسه، و یک روز در هفته شرکت کردند. گروه شاهد (12 نفر) مراقبت¬های پرستاری معمول را دریافت کردند. نتایج نشان داد که در درد و رنج و معنا در زندگی در دو گروه مورد و شاهد تفاوت معنی¬داری وجود داشت. با این حال، تفاوت معنی¬داری در سلامت معنوی وجود نداشت. معنا درمانی در کاهش درد و رنج و بهبود معنا در زندگی موثر بوده است. هدف از پژوهش لزلی و دیگران (2005) بررسی چگونگی شکل¬گیری برانگیختگی عاطفی همسران و تاثیر منفی آن در پاسخ به تعارض زناشویی بر اساس جنسیت بودکه در مورد دو گروه نمونه انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که زنان سطوح بالاتری از برانگیختگی عاطفی منفی و اثرات منفی آن را در جریان تعامل و ارتباط گزارش کرده¬اند زیرا آنان بیشتر کناره¬جو بودند. کیم و همکاران (2005) معتقدند بین تاب¬آوری و معناداری زندگی رابطه وجود دارد و افزایش معناداری زندگی نه فقط به فرد در غلبه بر ناسازگاری¬ها کمک می¬کند، بلکه به بهبود رضایت شخص از زندگی نیز منجر می¬شود. در نتیجه به نظر می¬رسد این ویژگی از معنا نقش مهمی در کمک به افراد در غلبه بر موقعیت¬های ناسازگار بازی می¬کند.  

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *