اثربخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی- قسمت 7

می¬تواند احساس کند که از یک زندگی معنادار برخوردار است که چهار نیاز او به معنا، ارضا شده باشد . این چهار نیاز عبارتند از:
1- هدفمند بودن جهت زندگی
2- احساس کارآمدی و کنترل
3- برخوردار بودن از مجموعه¬ای از ارزش¬ها که بتواند به وسیله آن ها کنش¬هایش را توجیه کند.
4- وجود یک مبنای با ثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خود ارزشمندی(بامیستر و نیومن،1991).
ونگ (1998) معنا را به عنوان یک سازه فردی و فرهنگی مبتنی بر نظام شناختی تعریف کرده است که انتخاب¬های فردی، فعالیت¬ها و اهداف را تحت تأثیر قرار می¬دهد و زندگی را وقف هدفمندی، ارزش¬های فردی و رضایتمندی می¬کند . فرد ممکن است معنا را از منابع مختلفی کسب کند. براساس نظریه نیمرخ معنای شخصی ونگ(1998)این منابع ممکن است از طریق ارتباطات، دین، تعالی فردی، پذیرش شخصی، صمیمیت و رفتار منصفانه تحقق یابد (ونگ، 1998).
برخی از روان¬شناسان مانند آلپورت (1954)، فرانکل (1972)، و مازلو(1962) وجود معنا در زندگی را به عنوان مهم¬ترین عامل مؤثر بر کنش¬های روان¬شناختی مثبت می¬دانند. یافته¬های پژوهشی متعددی نشان داده¬اند که وجود معنا در زندگی عنصری اساسی در بهزیستی روانی – عاطفی است و به صورت سیستماتیکی با ابعاد گوناگونی از شخصیت، سلامت جسمی و ذهنی، سازگاری و انطباق با استرس¬ها، مذهب و فعالیت¬های مذهبی و اختلالات رفتاری ارتباط دارد (اسکنل و بکر ،2006).
از دیدگاه روان¬شناسی و سلامت روان بین کسانی که زندگی را معنادار ادراک می¬کنند و کسانی که مفهوم و مبنایی برای آن قایل نیستند تفاوت¬های بسیاری وجود دارد. افراد با سطوح بالای معناداری در هنگام رویارویی با مسائل روزمره، فقط بر جنبه های مشخصی از مشکل تمرکز می-کنند، در صورتی که اشخاص با سطوح پایین معنا در زندگی، به محدود بودن زمان به عنوان مشکلی بزرگ می¬نگرند و مشکلات فعلی را با احتمال نرسیدن به اهداف آینده پیوند می¬دهند. به این ترتیب، شخصی که سطوح بالاتری از معناداری در زندگی را تجربه می¬کند به آسانی قادر به رویارویی با شرایط سخت است. سطوح بالای معنا در زندگی نه فقط به فرد در رویارویی با دشواری¬ها کمک می-کند، بلکه باعث افزایش رضایت شخصی و احساس کامیابی در فرد می¬شود. در نتیجه می¬توان گفت جنبه¬های خاصی از معناداری نقش عمده¬ای در افزایش توان فرد در مقابله با مشکلات دارد (کیم، لی، یو، لی و پیگ ،2005).

2-5-1- معنا درمانی
خاستگاه لغوی معنادرمانی یا لوگوتراپی به واژه یونانی لوگوس باز می‌گردد. لوگوس به معنای واژه یا کلمه، اراده ی پروردگار یا معناست. اما رساترین معادل آن معنا می‌باشد . بر این اساس و بنا به گفتهٔ ویکتور فرانکل معنادرمانی عبارت است از: «درمان از رهگذر معنا یا شفابخشی از رهگذر معنا» یا «روان درمانی متمرکز بر معنا(محمد پور، 1386). به گفته فرنکل لوگوتراپی در مقایسه با روانکاوی روشی است که کمتر به گذشته توجه دارد، و به درون نگری هم ارج چندانی نمی¬نهد. در ازای توجه بیشتر به آینده، وظیفه، مسؤلیت، معنا و هدفی دارد که بیمار باید زندگی آتی خود را صرف آن کند. این درمان بر معنی هستی انسان و جستجوی او برای رسیدن به این معنا تاکید دارد. بنا بر اصول لوگوتراپی، تلاش برای یافتن معنا در زندگی، اساسی¬ترین نیروی محرکه هر فرد در دوران زندگی وی است. از این رو، فرانکل بیان می کندکه “من از معنا¬جویی به عنوان نیرویی متضاد با لذت طلبی که روانکاوی فروید بر آن استوار است و قدرت طلبی که مورد تایید آدلر است سخن می¬گویم” (فرانکل، ترجمه صالحیان و میلانی، 1386).
به عقیده فرانکل معنی‌جویی حقیقتی انکارناپذیر در زندگی انسان است و ماهیت اصلی بشریت همین حقیقت است که الهام‌بخش وجود انسان می‌گردد. این معنا دارای نیروی شفابخشی است که می‌تواند به زندگی جهت دهد و فرد ر برای رسیدن به هدفش یاری کند. اگر چه انسان قادر به جبران گذشته نیست اما با پیدا کردن راه آینده می‌تواند گذشته را آن¬گونه که دوست دارد جبران کند و راه خودشکوفایی استعدادهایش را پیدا کند. گذشته هر فرد هر قدر هم با شکست و ناکامی توأم باشد می‌تواند با نگاهی صحیح و عمیق راه موفقیت آینده را فراهم آورد. بسیاری اوقات کاستی‌ها همچون چراغ هشداری برای کسب موفقت و تکامل در آینده عمل میکند.امروزه از روش لوگوترابی برای کمک به معنا دادن به زندگی افراد افسرده، افرادی که قصد خودکشی دارند، افرادی که بیماری صعب‌العلاج دارند، افرادی که با سوگ مواجهه می‌شوند و … استفاده می‌شود. به آنان کمک می‌کنند معنای آن حادثه را دریابند و با عینک جدید به آن اتفاق نگاه کنند و این راز فرانکل بود. واقعیاتی که محتوی آن تنها کارهای انجام داده شده نیست، بلکه عشق و محبتی است که به دردها و رنج‌هایی می‌ورزد که آن را شجاعانه به دوش می‌کشد(محمد پور، 1385).
معنادرمانی با در نظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت فرا می¬خواند و بیان می¬دارد که آنچه انسان¬ها را از پای درمی¬آورد، رنج¬ها و سرشت نامطلوبشان نیست بلکه بی¬معنا شدن زندگی است که مصیبت¬بار است . اگر رنج را شجاعانه بپذیریم تا واپسین دم، زندگی معنا خواهد داشت و معنای زندگی می¬تواند حتی معنی بالقوه درد و رنج را نیز در برگیرد . فرانکل می¬گوید در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن “معنی ” وجودی خود در زندگی یاری کند (فرانکل، ترجمه صالحیان و میلانی، 1386).
اسکولنبرگ و همکاران (2008) در زمینه به کارگیری عملی معنادرمانی در کار بالینی، پژوهشی انجام داده و در آن پس از اشاره به مفاهیم، اجرا و روش¬های ساختاری معنادرمانی، بر این نکته تأکید کردند که این روش می¬تواند با تکنیک¬های دیگری که متخصصان سلامت روان به طور مکرر استفاده می¬کنند ترکیب شود. از نظر آنان، متخصصان سلامت روان می¬توانند صرف نظر از گرایش نظری خود از معنادرمانی برای مراجعان خود بهره گیرند. طبق نظر فرانکل(1988، 2004) عملکرد درمانی این نیست که به بیماران گفته شود معنای ویژه آنان در زندگی چه باید باشد، بلکه باید آنها را در جهت کشف معنی برای خود تشویق کرد. وی معتقد است که حتی رنج¬کشیدن می¬تواند منبعی برای رشد باشد. در صورتی¬که جرأت تجربه رنج وجود داشته باشد، می¬توان در آن معنایی یافت( فرانکل،1988، 2004).

2-5-2- اهداف درمانی معنادرمانی
در یک جمع¬بندی می¬توان گفت که هدف معنا درمانی توانا ساختن بیماران برای کشف معنای منحصر به فرد خودشان می¬باشد. معنادرمانی می¬کوشد تا حدود اختیارها و آزادی¬های بیمار را ترسیم کند. جایی که صحبت از روان آزادگی روان زاد یا فردی است بدون جانبداری بی¬جا از روان درمانی یا دارو درمانی رایج به فراخور نیاز استفاده می¬کند . معنادرمانی در این مفهوم در شکستن چرخه¬های معیوب روان آزردگی موثر است . معنادرمانی، رفتاری اختیاری برای غلبه بر خلاء وجودی است و عبارت است از کمک به مراجعان برای یافتن معنا در زندگی خود . معنادرمانگرها بدنبال جهت‌دهی مجدد مراجعان برای انجام فعالیت¬های زندگی هستند . معنادرمانی نوعی آموزش مسؤولیت‌پذیری است که اراده مراجعان را برای ادامه زندگی تقویت می‌کند . احتمال تعالی خویشتن در مراجعانی که اراده خود را از راه¬های ارزش آفرینی، ارزش¬اندوزی و ارزش¬های نگره¬ای بدست آورده‌اند بیشتر است . مراجعان باید از مسؤولیت حیاتی خود برای یافتن معنای زندگی‌شان از طریق هشیارسازی ضمیر ناخودآگاه معنوی خود اقدام کنند . اگرچه هشیارسازی ضمیر ناخودآگاه معنوی تنها یک مرحله ناپایدار در فرآیند درمان است . هدف از این درمان در ابتدا تبدیل پتانسیل ناهشیار به رفتار هوشیار و سپس ایجاد راهی برای از بین بردن عادت ناهشیار است . نقش معنادرمانگرها هم گسترش و وسعت بخشیدن به حوزه¬های بصری مراجع است تا گستره معنا و ارزش¬ها در نظرشان جلوه¬گر شوند(محمدپور، 1385).

2-5-3- فرآیند درمان
معنادرمانی از نظر شکل، به درمان¬های کوتاهی چون درمان آدلری نزدیک¬تر است . معنادرمانگران گرچه اغلب به صورت صمیمانه و مقبول در باره موضوعات فلسفی بحث می¬کنند، برای اینکه درمان¬جو را متقاعد سازند که نگرشی آگاهانه¬تر و مسئولانه¬تر به خلاء وجودی کند، به شیوه¬های مختلف او را مواجهه می¬دهند، و برایش دلیل و برهان می¬آورند . نوشته¬های مربوط به درمان نشان می¬دهند که فنون درمانی، علاوه بر مواجهه¬دادن و تعبیرها، به مقدار زیادی به قانع سازی و استدلال نیز متکی هستند (بروچسکا، ترجمه سید محمدی، 1381).
در تشخیص خلاء وجودی، معنادرمانگر‌ها مراقب هستند تا علائم آشکاری از قبیل جملاتی چون زندگی‌ام بی‌معنا شده و علائم نهانی چون بی‌تفاوتی و کسالت را نادیده نگیرند چرا که اینها بر پوچ‌گرایی درونی مراجعان تأکید دارند . مسائل مربوط به معنا حوزه‌هایی هستند که مراجعان درگیر آنها هستند با این حال روان نژندی اندیشه زاد تنها 20 درصد موارد بیماری در کلینیک‌ها و دفاتر تخصصی را شامل می‌شود . فرانکل اغلب به «غیربیمارها» اطمینان می‌دهد که ناامیدی وجودی بیماری نبوده و نوعی موفقیت محسوب می‌شود. این موضوع علامت عمق فکری فرد است و به هیچ وجه به سطحی بودن وی مربوط نمی‌شود (فرانکل، 1975).

2-5-4- مداخلات درمانی
فرانکل هم به لحاظ محتوای رویکرد جامع¬اش و هم فرآیند درمانی و فنون منحصر به فردی چون قصد متضاد و بازتاب زدایی معروف است. فرانکل تاکید می¬کند که در جهان امروز، تاکید بیش از حدی بر خودنگری هست. از فروید به بعد، ما تشویق شده¬ایم که برای بیرون کشیدن ژرف-ترین انگیزش¬هایمان به روانکاوی خود بپردازیم. او این گرایش را «روان نژندی وسواسمندانه جمعی » می¬نامد. با توجه و تمرکز به خود، از یافتن معنا دور می¬شویم (محمد پور، 1385).
فرانکل تاکید می¬کند که مشکلاتی که مردم با آنها مواجه¬اند، مآلاً معلول نیاز آنها به معنا است. از این رو، اگرچه این فنون و همچنین فنون دیگر آغاز بسیار خوبی برای درمان هستند، اما به هیچ وجه هدف محسوب نمی¬شوند. شاید مهم¬ترین وظیفه درمانگر یاری رساندن به مراجعه کننده باشد. در کشف دوباره دینداری نهانی که، بنابه اعتقاد فرانکل، در همه ما وجود دارد. با وجود این، کشف دوباره دینداری نهان، به اجبار و زور ممکن نیست: «دینداری نهان به موقع خود بروز و ظهور پیدا می¬کند و هرگز نمی¬توان کسی را وادار به بروز ظهور آن کرد.» درمانگر باید به بیمار اجازه بدهد تا معنای خاص خود را کشف کند. وجود انسان، دست کم تا آن زمان که با روان نژندی تحریف د دستکاری نشد، همواره متوجه چیز یا کسی غیر از خود است. فرانکل این امر را خود فرآروی می-نامد که با نظریه تحقق خود آنگونه که آبراهام مزلو آن را به کار می¬برد در تقابل است. تحقق خود و حتی شادمانی و لذت، اثرات جنبی خود فرآروی و کشف معنا است (بوئری، فریامنش، 1385).
برخی از موضوعات مهم در جلسات معنادرمانی عبارتند از : آزادی، مسئولیت، مرگ و اشارات آن برای زندگی و جستجوی مستمر برای معنی. در فرآیند درمان، درمانجو با مسائل غایی زندگی به جای مشکلات فوری روبه رو می¬شود. در معنادرمانی درمانجو ترغیب می¬شود که مسئولیت نحوه¬ای را که اکنون تصمیم گرفته در دنیای خود باشد را بپذیرد، دست به اقدام بزند و تصمیم بگیرد. چگونه به صورت متفاوتی باشد (کوری، ترجمه سید محمدی، 1388).

2-5-5- کلیات معنادرمانی فرانکل (1959)
1- کمک به مراجعان برای یافتن معنا در زندگی خود.
2- جهت دهی مجدد مراجعان برای انجام فعالیت¬های زندگی.
3- آموزش مسئولیت¬پذیری به منظور تقویت اراده مراجعان برای ادامه زندگی.
4- تبدیل پتانسیل ناهشیار به رفتار هشیار و ایجاد راهی برای از بین بردن عادات ناهشیار و افزایش آگاهی از خود.
5- کمک به مراجعان جهت گسترش و وسعت بخشیدن به حوزه¬های بصری مراجع در زمینه معناها و ارزش¬ها.
در معنادرمانی موضوعات: مرگ و زندگی، آزادی، مسئولیت پذیری، انتخاب، انزوا و عاشق شدن، معنا و بی معنایی پرداخته می¬شود و به عنوان مفاهیم و اصول اساسی در درمان مراجعان تحلیل شده و بر روی آنها کار می¬شود. عامل مشترک تمام جلسات مواجه و تماس فوری و صادقانه افراد با یکدیگر است. رهبر با تشویق و هدایت ارتباط و ارایه توضیحات کوتاه در زمان مناسب، به افزایش آگاهی از خود و تسهیل روابط اعضاء با یکدیگر کمک می¬نماید(فرانکل ،1959).

2-6- پیشینه¬های تحقیقاتی
2-6-1- پیشینه¬های تحقیقاتی داخلی
رجبی و همکاران(1392) پژوهشی با هدف پیش بینی رضایت زناشویی بر حسب متغیرهای تعارض کار-خانواده، خانواده-کار و خودکارآمدی تعارض کار-خانواده، خانواده-کار در پرستاران زن متأهل بیمارستان های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 1391 صورت گرفت. این مطالعه توصیفی و از نوع همبستگی بود. 240 پرستار زن متاهل از میا ن 8 بیمارستان وابسته به مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز به صورت نمونه¬گیری تصادفی طبقه¬ای انتخاب شدند و مقیاس¬های تعارض کار -خانواده و خانواده-کار و خودکارآمدی تعارض کار-خانواده و خانواده-کار و رضایت زناشویی را تکمیل نمودند نتایج نشان داد که بین تعارض کار -خانواده و خانواده -کار با رضایت زناشویی رابطه منفی وجود داشت. بین خودکارآمدی تعارض کار-خانواده و خودکارآمدی تعارض خانواده-کار با رضایت زناشویی، رابطه مثبت وجود داشت. تحلیل رگرسیون نشان داد که تعارض خانواده-کار و خودکارآمدی تعارض کار-خانواده پیش¬بینی کننده¬های رضایت زناشویی در این پرستاران هستند. با توجه به یافته¬ها توصیه می-شود که پرستاران از دخالت دادن مسائل شغلی در مسئولیت¬های خانوادگی که منجر به کاهش رضایت از شغل، زندگی خانوادگی و سلامتی می¬شود پرهیز نموده و با معامله کردن بر سر هویت-های نقش دوگانه خود بین آنها توازن ایجاد کنند .
غفوری، مشهدی، حسن آبادی( 1392) پژوهشی با هدف بررسی اثربخشی روان¬درمانی معنوی مبتنی بر بخشودگی در افزایش رضایت مندی زناشویی و کاهش تعارضات خانواده انجام دادند. روش¬کار در این پژوهش نیمه¬آزمایشی با طرح پیش¬آزمون و پس¬آزمون و پی¬گیری با گروه شاهد در سال¬های 89-1388، نمونه آماری شامل 10 نفر از زوجین مراجعه¬کننده به درمانگاه¬های سطح شهر مشهد بودند که با استفاده از شیوه¬ نمونه¬گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. درمان به مدت 9 جلسه برای گروه آزمون انجام و پرسش-نامه¬های رضایت مندی زناشویی انریچ و سنجش تعارضات خانواده در جلسات پیش¬آزمون، پس-آزمون و پی¬گیری (1 ماه) در دو گروه اجرا شد. داده¬های پژوهش با استفاده از شیوه¬ی تحلیل واریانس مختلط تحلیل گردید. نتایج نشان داد که روان¬درمانی معنوی مبتنی بر روش بخشودگی باعث افزایش معنی¬دار بخشودگی و در نتیجه رضایت مندی زناشویی و کاهش معنی¬دار تعارضات زوجین در مرحله¬ پس¬آزمون شده است (001/0P)، اما با این وجود، تغییرات در دوره¬ی پی¬گیری معنی¬دار نبوده است (به ترتیب 10/0=Pو 20/0=P).
پژوهش جمشیدی، ترخان، اکبری، زارع، (1391) با هدف بررسی میزان اثربخشی معنادرمانی گروهی بر روی افسردگی و رضایت زناشویی زنان مبتلا به تعارضات زناشویی شهر رشت انجام گردید. به همین منظور تعداد 30 نفر از افراد مبتلا به تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره و روانشناسی پاسارگاد شهرستان رشت، در دو گروه آزمایش و کنترل به طور تصادفی جایگزین شدند (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل). پرسشنامه افسردگی بک و رضایت زناشویی انریچ مورد استفاده قرار گرفت. گروه آزمایش تحت 8 جلسه معنا‌درمانی گروهی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت ننمود. نتایج نشان داد که معنادرمانی گروهی بر روی افسردگی و رضایت زناشویی موثر بوده و باعث کاهش افسردگی و افزایش رضایت از زندگی زنان مبتلا به تعارضات زناشویی شهر رشت می¬گردد.
حمید، دهقانی(1391) پژوهشی با هدف بررسی اثربخشی آموزش تحلیل ارتباط محاوره¬ای مذهب محور بر میزان عشق و علاقه، احترام به همسر و رضایت زناشویی اجرا گردید.. طرح این پژوهش از نوع تجربی، پیش آزمون ـ پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری بوده است. از میان زوج¬های با مشکلات خانوادگی و تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره محقق، و با استفاده از نمونه¬گیری در دسترس، تعداد سی زوج انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه 45 دقیقه¬ای تحت آموزش تحلیل ارتباط محاوره¬ای مذهب محور قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ مداخله¬ای دریافت نکردند. ابزار پژوهش عبارت بود از مقیاس عشق و علاقه، پرسش¬نامه احترام به همسر و پرسش¬نامه رضایت زناشویی اینریچ . داده-های حاصل، با روش تحلیل واریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده آشکار ساخت که میان گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ میزان عشق و علاقه، احترام به همسر و رضایت زناشویی تفاوت معنا داری وجود دارد (001/0P)؛ یعنی میزان عشق و علاقه، احترام به همسر و رضایت زناشویی در گروه آزمایش، به گونه¬ای معنادار، بالاتر از پیش¬آزمون و گروه کنترل بوده است. این نتایج، همچنان در دوره پیگیری به گونه¬ای معنادار پایدار بوده است (001/0p).
اصغری و همکاران (1390) پژوهشی با هدف بررسی تأثیر معنادرمانی گروهی به عنوان روش توانبخشی بر کاهش افسردگی سالمندان انجام شده استاین تحقیق تجربی با بکارگیری طرح آزمایشی از نوع پیش¬آزمون و پس¬آزمون با گروه کنترل اجرا شده است. جامعه این پژوهش شامل سالمندان زن فرهنگسرای سالمند بودند. برای انتخاب

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *